domainhostcentre
8-17-2014 12-02-10 AM
گوناگون

دنیای اورولی در مقابل دنیایی که هاکسلی مجسم کرده بود – اینترنت، رسانه‌های بزرگ و قدرتمندان این روزها کدام دنیا را به ذهن ما متبادر می‌کنند؟

همیشه فناوری نقش یک شمشیر دودولبه را بازی کرده است، مثال‌های دم‌دستی این امر وسایل نقلیه و وسایل منفجره هستند:

همان طور که وسایل حمل و نقل مدرن، رفاه و‌ آسایش بیشتری را برای ما به ارمغان آورده‌اند و فاصله‌ها را نزدیک کرده‌اند، باعث ایجاد یک حس شتاب و از در بسیاری موارد از بین رفتن حس لذت و آن شناخت‌های عمیق از مکان‌ها بین مبدأ و مقصد شده‌اند. در مورد وسایل منفجره هم که نیک می‌دانید از آنها می‌شود هم در معدن‌کاوی استفاده کرد و هم برای جنگ‌افروزی.

اما مقوله رسانه، اینترنت و فرهنگ و تعامل اینها با هم بسیار حساس‌ترند.

چه کسی است که بتواند دنیای بدون اینترنت را یک لحظه تصور کند؟ اگر یک روز اینترنت ما قطع شود، ما دچار آشفتگی‌ای مثل قطع آب هم خواهیم شد. دسترسی به اینترنت آزاد این روزها از قالب یک وسیله لوکس ارتباطی در سال دهه ۱۹۹۰، در هیأت یکی از حقوق اساسی بشر درآمده است.

اما همین اینترنت که دنیا را به یک دهکده جهانی تبدیل کرده است، بسیاری را به شهروند-خبرنگار اینترنتی تبدیل کرده است و دسترسی به هر نوع اطلاعاتی را بسیار سهل کرده است، در مقابل بسیاری از ما را سطحی کرده است.

زمانی ما ترجیح می‌دادیم با خواندن چند صفحه کتاب در پایان یک روز شلوغ، آرامش پیدا کنیم و به خواب برویم. اما حالا خیلی از ماها در بستر هم تبلت به دست می‌گیریم و تا آخرین لحظه‌ها اخبار و به‌روزرسانی‌های شبکه‌های اجتماعی را مرور می‌کنیم.

بعد از دوره وب ۲٫۰ و بعد از رونق گرفتن توییتر و فیس‌بوک و این اواخر اپلیکیشن‌های پیام‌رسانی مثل وایبر و لاین، اوضاع بدتر هم شده است، اگر در دوره اوج وبلاگ‌ها، ما ده-بیست وبلاگ خوب را نشان می‌کردیم و پست‌های طولانی و تحلیل‌های آنها را می‌خواندیم، حالا انبوه توییت‌ها و مطالب سطحی، مغشوش و بدون ارتباط آنها جلوی چشم‌های ما قرار می‌گیرند.

گویی همه چیز سریع‌تر، کم‌رنگ‌تر و با درجه تأثیرگذاری پایین شده است. به عبارت دیگر ما مغز خود را برای مصرف انبوهی از اطلاعات تصادفی با ارتباط کم با هم تطبیق داده‌ایم و دیگر خبری از مطالعات عمقی نیست.

متأسفانه با همه جد و جهدی که بعضی از ماها می‌کنیم، گریزی برای خروج از این دور باطل پیدا نمی‌کنیم.

برای اینکه مغز ما بتواند آفریننده باشد به عوامل مختلفی نیاز دارد:

اطلاعات خام – توانایی پردازش آنها – خلوت – توانایی برقرار کردن ارتباط و استدلال.

اما چیزی که اوضاع را بدتر می‌کند، سیاست‌گذاری‌های کلان رسانه‌ها، خبرگزاری‌های بزرگ، شبکه‌های تلویزیونی و دولت‌هاست. آنها گاه هوشمندانه به جای کانالیزه کردن و یا حذف اخبار از تکنیک غرقه‌سازی ما در انبوه اخبار و مبتلا کردن ما به اخبار و نوشته‌هایی «فست‌فودی» مثل اخبار زرد مربوط به مشاهیر استفاده می‌کنند. در سایت‌های آنها همیشه می‌شود خبرهای راست و خوب را هم پیدا کرد، اما این مطالب در انبوه اخبار دیگر گم می‌شوند.

به عبارتی این میل به سطحی شدن و بدل شدن به اقیانوسی به ژرفای چند بندانگشت، یک فرایند دو طرفه است: تمایل مرکز لذت مغز ما برای رسیدن به لذت‌های آنی و ترفندهای رسانه‌های بزرگ نابکار برای سودهی به افکار عمومی یا رسیدن به شمارگان بالا و هیت بالا برای کسب سود مالی.

بله! چه کسی نداند که صرف یک شام در رستوران فرانسوی شیک با نوای موسیقی کلاسیک بسیار بهتر از رفتن به یک فست فود است. اما مشکل این است که ما آنقدر تمایل به شتاب و پر کردن سریع شکم خود و متسع کردن آن داریم که نمی‌خواهیم دشواری‌ها و درنگ لازم برای تزریق یک خوراک فکری مناسب را بر خود هموار کنیم.

مسلما احساس ناب خواندن یک کتاب پرمغز یا یک نوشته طولانی پای کامپیوتر، قابل مقایسه با مرور انبوه توییت‌ها و یا گذاشتن لایک‌های کاذب در شبکه‌های اجتماعی نیست. اما مشکل این است که مغزهای ما از حالت ورزیدگی خارج شده‌اند و نمی‌خواهیم برای رسیدن به گنج، رنج ببریم.

استیوارت مک‌میلان که یک هنرمند بسیار بااستعداد است در کمیک زیر، دو دنیای اورولی و دنیایی که هاکسلی تجسم کرده بود را با هم مقایسه کرده است. من در «یک پزشک» هم در مورد ۱۹۸۴ اورول نوشته‌ام و هم در مورد دنیای قشنگ نوی هاکسلی.

تصمیم گرفتم که کمیک را برایتان ترجمه کنم:

ultivating-knowledge-just-consuming-information

خب! به نظرتان دنیای کنونی ما به کدام یکی از دنیاهای ۱۹۸۴ یا دنیای قشنگ نو شبیه‌تر است؟

به نظر من دنیای کنونی ما بیشتر شبیه دنیای هاکسلی شده است و البته صفاتی از دنیای ۱۹۸۴ هم را هم به ارث برده است.

سخن قصاری از ری بردبری وجود دارد:

«برای سوزاندن یک کتاب بیش از یک راه وجود دارد…برای نابود کردن یک فرهنگ نیازی نیست کتابها را سوزاند. کافیست کاری کنید مردم آنها را نخوانند…»

و حالا باید قبول کنیم و اعتراف کنیم که بی‌علاقگی و گاه هراس مردم از کتاب، کم‌مایه شدن ذهن‌ها، ناآزموده بودن و خام‌دستی بسیاری از تحصیل‌کرده‌ها برای نوشتن چند جمله عادی، تبدیل به امورات روتینی شده‌اند.

تا مدتی بعد اینترنت ۳g البته به سبک ایرانی، عده بیشتری از ایرانی‌ها را آنلاین خواهد کرد، اما آیا اینترنت سریع‌تر با کیفیت بهتر، باعث دانش‌افزایی و تعقل بیشتری در ما خواهد شد؟

بسیار دردناک است که وقتی وارد شبکه‌های اجتماعی و اپلیکیشن‌های پیام‌رسانی می‌شویم، می‌بینیم که عده کمی از دوستانمان قدرت آفرینندگی، لینک‌دهی هدفمند و به‌روزرسانی‌های هوشمندانه را دارند. ما به «مصرف‌کننده صرف» بودن عادت کرده‌ایم.

در اینترنت، لطیفه‌ها و تصاویر سرگرم‌کننده زیادی دست به دست می‌شوند و جالب است که بسیاری از کاربران تنها کپی‌پیست کننده این مطالب هستند. آنها نمی‌توانند حتی برای سرگرمی و مطرح‌کرده خودشان یک ویرایش ساده عکس انجام بدهند و مثلا عبارت متنی زیبایی را با فونت خوب روی یک عکس مرتبط درج کنند.

در بحث شرکت کنید

  • 112
    480

    دقیق و تکان دهنده بود.
    متاسفانه حال و روز اینترنت و شبکه های اجتماعی روز به روز به تصورات هاکسلی نزدیک تر شده.
    مشکلی که در جامعه ایران وجود دارد عدم فعالیت اندیشه سازان در عرصه های اجتماعی است. معدود کسانی که حرفی برای گفتن دارند زیاد مایل به حضور در شبکه های اجتماعی نیستند و در این حالت توازن محتوا در این رسانه ها به هم می خورد.

    شاید هم بتوانیم نوع واکنش مردم به وقایع را متاثر از عللی دیگر بدانیم که زندگی اجتماعی ما را به خود مشغول کرده است.

  • 7442
    20

    خیلی ممنون جناب مجیدی. مطلب بسیار مفیدی بود.
    منظور از کتاب پستمن که در اینفوگرافی به آن اشاره شده است فکر می‌کنم کتاب تکنوپولی باشد، درست است!؟

  • 10473
    10

    سلام
    سیدمرتضی آوینی بیست سال پیش در مقاله‌ی مبسوط «بشر در انتظار فردایی دیگر» به مقایسه و تحلیل این دو کتاب از زاویه نگاه خویش پرداخته است. بیست سال پیش خبری از رایانه و اینترنت نبود. اما هنوز هم این مقاله خواندنی است:
    http://www.aviny.com/article/aviny/Chapters/Bashardarentezarfarda.aspx

    • 595
      160

      عالی بود

    • 1813
      60

      ممنون حسین آقا

  • 2695
    40

    به نظرم می توان یک طیف رسم کرد که در دنیای امروز هرچه جامعه ای به سمت ” غربی تر شدن” پیش برود، از دنیای اورولی به دنیای هاکسلی نزدیک تر خواهد شد. البته با دیدگاه کلی شما که قبلا اینگونه بودیم( وضعیت مطلوب) و حالا اینگونه ایم( وضعیت نامطلوب) زیاد موافق نیستم. بقول هنری فوندا در فیلم” اسم من هیچکس”، گذشته ها هیچوقت خوب نبوده است.

  • 2794
    40

    عالی بود

  • 10475
    10

    ظاهرا این کمیک به خاطر کپی رایت از سایت مک میلان حذف شده و فقط یه بخش منتخبی که حاوی مطالب نیل پستمن نیست رو به جای اون روی سایت گذاشته.

  • 194
    340

    عالی….ممنون

  • 2802
    40

    نیل پستمن یک کتاب داره: زندگی در عیش, مردن در خوشی. چاپ نشر اطلاعات. تو این کتاب دنیای اورول با هاکسلی رو مقایسه کرده بود.

    • Avatar of علیرضا مجیدی
      1
      20.1k

      ممنون، نمی‌دونستم ترجمه شده.

      • 7442
        20

        بله آقای صادق طباطبایی ترجمه‌اش کرده‌اند. همان انتشارات اطلاعات که اشاره کردند.

        • 2393
          50

          سلام.
          ممنون از راهنمایی خوبتان و سپاس از جناب مجیدی بابت انتشار این مطلب و قبول زحمت درج اینفوگرای ها.

  • 1813
    60

    آقای مجیدی دوستت دارم، از اعماق وجودم می نویسی دکتر!

  • 181
    360

    یه پست فوق العاده

  • 10478
    10

    این مطلب گویای جامعه ی ماست که از درون داره نابودمون می کنه مخصوصا عادتامونو!

  • 10480
    10

    فوق العاده بود
    ممنون

  • 10481
    10

    مطلب بسیار جالبی بود.
    حالا آدم خودش رو مقایسه می کنه تا ببینه کدومه، سعی می کنه که بگه خوبه هست.

  • 10482
    10

    ممنون.
    عالی بود. از “صاد” هم ممنون به خاطر معرفی کتاب

  • 10484
    10

    پست عالی و واقعا تاثیرگذار بود.. ممنون

  • 400
    210

    یکی از بهترین پست های یک پزشک.

  • 2805
    40

    در زمان جرج اورول شاید اون حقایق درست بوده باشن ولی الان اکثراً حقایقی که هاکسلی بیان کرده درست هستن.در رمان اورول کنترل فیزیکی بوده و در رمان هاکسلی کنترل ذهنی.مثل الان

  • 372
    220

    باز هم یکی دیگه از مطالب عالی یک پزشکی!!
    عالی بود
    موفق باشید

  • 10486
    10

    با سلام و احترام
    لینک این مطلب را یکی از دوستان ( آقا محسن عزیز ) برام فرستاد که هم از ایشان و هم از شما تشکر و قدر دانی مینمایم
    واقعیت واقعا تکان دهنده را بیان فرمودید
    من بیشتر برای دختر هایم که وظیفه بزرگ کردن و تربیت ایشان بعهده هم هست تکان خوردم
    امید که مطالبی در این راه نیز ارائه فرمایید
    با تشکر مجدد
    شاد باشید

  • 10489
    10

    متن خردمندانه و زیبایی بود
    wisaic

  • 10490
    10

    با تشکر از دوست عزیز برای متن “دنیای اورولی در مقابل دنیایی هاکسلی” به نظر من ، اگر بیاییم آنچه که میدانیم هست ( چه قابل اندازه ی گیری چه غیر فابل اندازه گیری ) را اطلاعات (Data) بنامیم یعنی از اینترنت برای مثال تا فکر خود کشی ، از مولکول DNA تا تصمیم ازدواج ، به همه ی اینها Data بگوییم . جهانی که خداوند خلق کرده انبوهی Data هست ما یک سری Data ها رو پیدا کردیم و اندازه گیری می کنیم یا هنوز پیداش نکردیم یا پیدا کردیم و نمی توانیم اندازه گیری کنیم. و با قبول اینکه Data از نظر فیزیک از بین نمی رود. آنچه که من فکر می کنم اینه که خداوند همه ی Data رو در جهان قرار داده چه خوب چه چه بد. خوبی و بدی فقط در محضر خداوند مطلق است و در محضر انسان نسبی. و جبر و اختباری که توامان در اختیار انسان قرار داده شده جوری هست که هم بشه از Data ی بد استفاده کرد هم Data خوب . پس لزومی ندارد چیزی از Data از دیگران دریغ شود چون حتی طبیعت و خداوند هم چیزی از این لحاظ از ما دریغ نکرده. زمین را هم میتوان نابود کرد هم نگه داشت. انسان را هم می توان نابود کرد هم نگه داشت. اما به مصلحت آن خوب مطلق که نزد خداست ما حرام و حلال و واجبات داربم و به مصلحت خوبی نسبی که نزد ماست، قانون داریم. اقتضای بهشت است که Data ی خوب دارد و اقتضای جهان ما هر دو را. می توان توصیه کرد و توجیح که این کار خوب است ولی نباید هیچ Data از کسی دریغ شود . این قانون طبیعت هست و دنیای اورل در مقایس کلان تر و خردتر از نظر من درست تر هست . دنیای هاکسلی همان واجبات و محرمات هست که از نظر او باید جبر شود ولی وجود “بدی” که هست ، خود نشان اختیار در آن هست.