topnews گوناگون

آدم‌های موفق چطور از پس آدم‌های بدذات برمی‌آیند؟!

زندگی سراسر کسب تجربه است. یادگیری ترفندها و تکنیک‌ها را نباید تنها محدود به فعالیت‌های ورزشی، خرید گجت و کار با آنها بکنید، برای داشتن یک زندگی بهتر و آسوده‌تر، باید مجهز به تکنیک‌هایی بشوید.

پیش از این هم در یک پزشک، پستی نوشته بودم در مورد اینکه چطور می‌توانید از پس آدم‌های غیرمنطقی برآیید.

این پست بسیار محبوب شد و هنوز هم افراد زیادی به صورت روزانه با جستجو در گوگل به آن می‌رسند و پای آن کامنت می‌گذارند.

اما بعد از یک سال و نیم صلاح دانستم که از زاویه دیگری به قضیه نگاه کنم و طوری دیگری آن را تشریح کنم.


بعضی از آدم‌ها اصولا آدم‌های بدخیم و مسمومی هستند. تعدادی از آنها حتی خودشان از تأثیر منفی‌ای که روی آدم‌های پیرامونی‌شان می‌گذارند، آگاه نیستند، اما بقیه‌شان از ایجاد آشفتگی، به هم زدن کارهای مردم و افسرده کردن آنها، خشنود می‌شوند.

وجود یکی از این افراد در خانواده، دانشگاه و محیط کار مساوی است با ایجاد پیچیدگی‌های زیاد در روند کار، نزاع‌های بی‌مورد و بدتر از همه استرس.

ناگفته پیداست که استرس چه تأثیر منفی‌ای می‌تواند روی ما بگذارد. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که حتی چند روز استرس، می‌تواند میزان کارایی نورون‌ها را در هیپوکامپ ما کاهش بدهد و باعث مختل شدن تفکر عقلانی و حافظه در ما بشود. استرس چند هفته‌ای می‌تواند باعث آسیب برگشت‌پذیر در دندریت‌ها شود و استرس مزمن هم می‌تواند اصلا باعث تخریب نورون‌ها شود.

استرس تهدیدی است برای موفقیت ما و در این میان آدم‌های با عملکردها و ذهنیت‌های مسموم، با ایجاد احساسات منفی در ماه می‌توانند باعث همین استرس مزمن بشوند.

برای مدیریت این افراد، باید تجربه‌ها و توانایی‌های خاصی را در خود پرورش دهید.

10-27-2014 11-58-06 AM

اگر بی‌تجربه باشید، ممکن است این روندها را در پیش بگیرید:

– عصبانی شوید و درگیر شوید: در این صورت ممکن است خودتان متهم به نداشتن ثابت روانی و کارایی شوید و کارتان عقب می‌افتد. تازه اگر ثابت شود که حق با شما بوده است، در بسیاری موارد چنان که افتد و دانی، درگیری و دعوای شما با پادرمیانی و ریش‌سفیدی کسی حل می‌شود، فرد خاطی به سر جایش برمی‌گردد و شما مجبور می‌شوید تا دوباره با او کار کنید.

– هیچ کاری نکنید و خاموش بنشینید که در این صورت فرد بدذات جری‌تر می‌شود.

– بخواهید یکی بشوید مثل خود آن فرد که در این صورت به آرمان‌ها و شخصیت خودتان توهین کرده‌اید.

اما آدم‌های باتجربه به این دام‌ها نمی افتند، یک بررسی توسط TalentSmart نشان داده است که ۹۰ درصد آنهایی که مهارت‌های اجرایی بالا دارند، توانایی کنترل احساسات خود و رارام باقی ماندن را دارند و یکی از مهارت‌های عمده آنها حنثی کردن همین آدم‌های سمی است.


۱- هرگز اجازه ندهید آدم‌های شاکی از زمین و زمان، به دامتان بیندازند

بعضی از آدم‌ها اصولا دوست دارند، افراد مؤدب و با شخصیتی را پیدا بکنند و سر آنها را با شکوه و شکایت در مورد مشکلات شخصی‌شان به درد آورند.

شما به عنوان یک آدم نیک‌نهاد ممکن است چند بار وقت بگذارید و راهنمایی‌هایی به آنها بکنید، اما هر چه که می‌گذرد متوجه می‌شوید گویی هدف آنها درد دل صرف یا گرفتن راهنمایی نیست، آنها می‌خواهند مرتب حرف بزنند و مجرایی برای دفع عقده‌های خود پیدا کنند.

بعضی از آنها که خود را آدم‌ها ناکام و بدبختی می‌دانند، از تکنیک روانی بدی استفاده می‌کنند، آنها سعی می‌کنند با القای بدبختی در ذهن دیگران، به خود بقبولانند که چون تنها بدبخت‌های عالم نیستند، نباید زیاد سخت بگیرند. برای همین در اداره، سر صحبت را با یک فرد موفق‌تر از خود باز می‌کنند و با به رخ کشیدن موفقیت‌های بعضی دیگر، سعی می‌کنند حس یأس و بیهودگی را در بالادستی خود ایجاد کنند.

آنها سعی می‌کنند، همه دستاوردهای خوب شما، همه ویژگی‌های شخصیتی تحسین‌برانگیز شما، همه مهارت‌های دست‌نیافتنی شما را حقیر نشان بدهند.

آنها از کار خود دست برنمی‌دارند، مگر آنگاه شما را به باتلاق خود بکشند و وقتی توانستند شما را در حال دست و پا زدن برای رهایی ببینند، دست می‌کشند.

هرگز تصور نکنید که قطع صحبت‌های آنها، ترک کردن اتاقتان در هنگام ورود این افراد، کاری بی‌ادبانه و گستاخانه است. اگر کسی به اتاق شما بیاید و بخواهد در نزدیک شما دو ساعت سیگار بکشد، آیا معترض او نمی‌شوید؟ پس چطور به این آدم‌ها اجازه می‌دهید که به کارشان بدهند.

10-27-2014 12-00-19 PM

اما اگر آدم کم‌رویی هستید یک تکنیک ساده برای قطع حمله آنها، قطع کردن صحبت آنها و پرسیدن این سؤال کلیدی است:

… می‌دانم که خیلی بدبختی، خودت فکر می‌کنی که چه راه چاره‌ای داری و چطور می‌خواهی مشکلت را حل کنی؟

این طوری خیلی وقت‌ها رشته افکار آنها قطع می‌شود، دست از شکوه و شکایت برمی‌دارند و رهایتان می‌کنند.

۲- تکانه‌ای نباشید و احساسات خود را کنترل کنید

خشمگین شدن و دشنام دادن خیلی ساده است. اما تصور می‌کنید که به دنبال آن، افراد بدذات چه می‌کنند، آنها دقیقا دوست دارند شما به چنین ورطه‌ای بیفتید و کنترل خود را از دست بدهید.

پس به یاد داشته باشید که همیشه در یک دعوا و مجادله، فردی که کنترل خود را از دست می‌دهد، همیشه بازنده است.

10-27-2014 12-03-50 PM

اگر یکی از همکاران و یا زیردست شما، همیشه باعث کندی کار و تخریب جایگاه می‌شود، سعی کنید که با آرامش دلایلی قاطع برای ناکارایی او پیدا کنید و وقتی پرونده شخص تکمیل شد، سعی کنید که به او حمله خونسردانه‌ای کنید!

۳- جواب ابلهان مسلما خاموشی است!

اگر آدم روانپریشی در خیابان یقه شما را بگیرد و ادعا کند که شخصیت مهمی است، آیا وقت می‌گذارید و برایش دلیل و برهان می‌آورید که که افکارش هذیانی است؟!

به همین صورت در محیط کار و تحصیل هم، سعی در ایجاد تفکر عقلانی و استدلال‌پذیر کردن بعضی‌ها غیرمنطقی است.

شما ممکن است آدم آرمان‌گرایی باشید و با تصور اینکه می‌توانید همه چیز را تغییر بدهید، بخواهید که شیوه عملکرد و تفکر آدم‌های بدذات را هم تغییر بدهید، اما باید بدانید که بسیاری هم هستند که اصولا اختلال شخصیت دارند، مثلا شخصیت ضداجتماعی دارند و تلاش برای اصلاح آنها آب در هاون کوبیدن است.

۴- برای خود حریمی ایجاد کنید

همیشه مجبور نیستید که به صورت رو در رو با افراد مشکل‌دار کار کنید. حتی اگر این فرد، یکی از همکارهای شما در یک پروژه یا محل کار باشد، می‌توانید تعاملات خود را با وی محدود کنید و اگر لازم باشد باواسطه کاری را به او محول کنید یا از او تحویل بگیرید.

10-27-2014 12-26-44 PM

۵- پشبینی‌شان کنید!

اگر به قدر کافی با یک فرد با عملکرد بدخیم سر کرده باشید و اگر به اندازه کافی باهوش باشید، می‌توانید همه رفتارها و عکس‌العمل‌ها او را پیشبینی کنید و خودتان را برای مقابله با او آماده کنید.

10-27-2014 12-05-36 PM

۶- آدم‌های باتجربه نمی‌گذارند که هیچ چیز باعث محدود شدن سرخوشی و احساس خوشبختی‌شان شود

خوشبختی یک چیز کاملا درونی است و خیلی وقت‌ها هیچ ربطی به جایگاه شغلی و میزان درآمد شما ندارد.

اما در این میان خیلی از ماها از نظر روانی نیاز داریم که تأییدیه دیگران را برای احساس خوشبختی داشته باشیم. یعنی تا مطمون نشویم که چند نفر در محیط کار، خوشبختی و عملکرد ما را تأیید نمی‌کنند، حس رضایت به ما دست نمی‌دهد.

آن دسته از ما که نیازمند گرفتن این تأییدیه هستیم، همیشه نگران هستیم که پشت سر ما حرف‌هایی زده شود، گوش به زنگ می‌مانیم و سعی می‌کنیم متناسب با حرف‌هاو غیبت‌ها و انتظارات مردم، عملکرد خود را تنظیم کنیم.

اما تلاش برای همرنگ شدن با جماعت، باعث می‌شود که از آرمان‌ها و اهداف مخفی درونی خود به دور بمانیم و واقعا خوشبختی از ما فاصله بگیرد.

بنابراین باید تأکید کنم که خوشبختی و رضایت خاطر، چیزهایی درونی هستند، هیچ وقت برای حرف و حدیث‌های بیرونی، ارزشی قائل نشوید. خودتان باشید و در جهت استعدادهایتان حرکت کنید.

10-27-2014 12-11-21 PM

اگر آدمی هستید که از خواندن یک رمان یا دیدن یک فیلم خوب لذت می‌برید، اگر آدمی هستید که صرف یک شام در رستوران با اعضای خانواده یا یک خرید کوچک، شادتان می‌کند، نگذارید که حس لذت و خوشبختی شما با حرف‌های مردم فروکاسته شود.

اصولا بسیار از مردم توانایی درک لذت‌هایی به غیر از لذت‌های جسمانی را ندارند و خیلی بیهوده است که به آنها بفهمانید که خواندن، نوشتن، عاشقی بی‌دغدغه، ورزش یا اندیشه‌های خردمندانه چه لذتی دارند.

۷- آدم‌های موفق عملگرا هستند و به جای تمرکز روی مشکلات، روی راه‌حل‌ها کار می‌کنند

آدم‌های بدخیم پیرامون شما، کاری جز فهرست کردن مشکلات بلد نیستند، اما این شمایید که می‌توانید با چند کار کوچک، یک تغییر واقعی در شرکت و محل کارتان ایجاد کنید. شما ممکن است نتوانید، کل مشکل را حل کنید، اما می‌توانید شرایط را قابل تحمل‌تر کنید.

10-27-2014 12-14-38 PM

۸- ببخشید اما فراموش نکنید!

بخشایش به این معنی است که شما علیرغم بی‌مهری شخصی، کینه و دشمنی را از ضمیر خود پاک کنید. در روند بخشایش، بیشترین کسی که سود می‌برد، خود شمایید. چون احساس خوب بزرگ‌منشی به شما دست می‌دهد، اطرافیان شما بیشتر به شما احترام خواهند گذاشت و در عین حال از شر افکار مزاحم راحت می‌شوید.

اما بخشایش به معنی فراموشی نیست، شما باید نوع عملکرد آدم‌های پیرامونی‌تان را به یاد داشته باشید تا دوباره ضربه نخورید و مورد سوء استفاده قرار نگیرید.

10-27-2014 12-17-51 PM

۹- از نشخوارهای فکری پرهیز کنید

بعضی‌ها عادت دارند که اتفاقات منفی زندگی‌شان را مرتب با خودشان مرور کنند و بی‌مهری‌ها و خیانت‌های دیگران را به یاد آورند. ولی آدم‌های با تجربه موفق یاد گرفته‌اند که به این ورطه نیفتند.

10-27-2014 12-20-56 PM

۱۰- میزان مصرف کافئین خود را محدود کنید

زیاد محصولات دارای کافئین مثل قهوه استفاده نکنید، چون نوشیدن قهوه زیاد باعث ترشخ بیشتر آدرنالین می‌شود، آدرنالین هم هورمونی است که اصولا بدن را برای مبارزه آماده می‌کند.

بدنی هم که آماده نزاع باشد، خیی راحت واکنش نشان می‌دهد، بنابراین می‌تواند به دام آدم‌های خبیث بیفتد و گرفتار بازی آنها شود.

10-27-2014 12-22-33 PM

۱۱- به اندازه کافی بخوابید

خواب خوب، هوشمندی شما را در کنترل احساسات تقویت می‌کند و سطح تنش را می‌کاهد.

یک خواب خوب، شما را آدم مثبت‌تر، خلاق‌تر و باهوش‌تر در مدیریت آدم‌های شرور می‌کند.

10-27-2014 12-23-54 PM

۱۲- آدم‌های خوب پیرامون خود را شناسایی کنید و یک سیستم حمایتی برای خود درست کنید

همان طور که ممکن است آدم‌های بدذاتی در پیرامون ما باشند، آدم‌های خوبی هم پیدا می‌شوند که دنیایی از تجربه، خردمندی و مهربانی هستند، سعی کنید که آنها را شناسایی کنید و به گاه نیاز از کمک‌ها و مشاوره‌های آنها بهره ببرید.

۱۳ – از تجارب قبلی خودتان درس بگیرید و شیوه‌های تعاملتان را ارتقا بدهید

اگر آدمی بوده‌اید که تا با حال با بی‌تجربگی مورد سوء استفاده آدم‌های خبیث دور و برتان واقع می‌شده‌اید، باید بگویم که اصولا مغز انعطاف خاص خودش را دارد، طوری که می‌توانید به تدریج تجربه کسب کنید و بهتر با این افراد مقابله کنید.

شما به تدریج یاد می‌گیرید که در مقابل هر واکنش این افراد، اتخاذ چه تکنیکی سودمندتر و عقلانی‌تر است.

مثلا یاد می‌گیرید که به جای اینکه یک جمله و طعنه آنها آرامش شما را به هم بزند، نشان بدهید که عین خیالتان نیست و با نشان دادن خونسردی و یک لبخند، نشان بدهید که حمله آنها چقدر سست و بی‌‌فایده بوده است و در نهایت به جای اینکه شما دچار تنش شوید، تنش را در خود آنها ایجاد می‌کنید.

شما به تدریج یاد می‌گیرید که از تکنیک پاسخ ندادن تکانه‌ای و ضدحمله صبورانه استفاده کنید و بهتر از همه یاد می‌گیرید چطور با بزرگی کردن و به رخ کشیدن مهارت‌های خود، افراد بدذات را منزوی کنید.

ترجمه آزادی از این پست فوربس

 

۵۰ دیدگاه

برای ارسال دیدگاه کلیک کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • سلام

    سپاس فراوان.
    من خودم چقدر زجر کشیدم سر این مسایل و اینگونه انسان‌ها که متاسفانه همه جا هم هستند.

  • مونده آدم موفق بی کی بگیم!
    به نظرم باتجربه مینوشتید بهتر بود.

    بعدشم این که کار زیاد سختی نیست، هنر اینه که ادم بد رو به راه درست هدایت کرد و به نظرم بد ذات کلمه اشتباهیه.

  • لینک ی که از مطلب قبلی قرار داده بودین و کلیک کردم و کامنتهارو دیدم؛ چه دل پُری داشتند بعضی ها . در این مورد من اینگونه تصمیم گرفتم که پایه ی زندگیم رو براساس دوری هرچه بیشتر از برخورد با انسانهای بیمار و این دست تنش ها بگذارم؛
    سال اول و دوم دانشگاه چندتا همخونه ای داشتم که دیوانم میکردن،سال سوم خونه ی کوچکتر ولی تنهایی گرفتم ذهنم آزادترشد و تازه نبوغم شکفت
    درمورد کارم تو وطنمون اصول بعضی از اداره ها جوریه که اون بالا دستی ه باید مهارت له کردن و بالارفتن ازبقیه رو بلد باشه که به اونجا برسه متاسفانه
    پیشنهاد من اینکه تیپ های شخصیتی رو ( از نظر روانشناسی، نه از صفحه ی فال گیری مجله ها) بشناسین حداقل میدونین باکی طرفین؛ اونقدری سنگین و وقت گیر نیست .

    • منم به پیشنهاد شما پست قبلیروخوندم به بقیه هم پیشنهادمیکنم که حرفای بقیه رو بخونن بعضی هاش جالبه!!!
      واقعا اوضاع بعضی از افراد اطرافمون خرابه.
      نمیدونم چی بگم باید شخصیت محکمی دربرابر این افراد داشته باشیم.

  • آدم هایی که سبز می شوند
    و درد می شوند
    .
    .
    .
    اتفاقی نیستند
    پیش فرکانس هایی است که فرستاده ایم
    پس
    اول
    خودمان
    خودمان را بایست اصلاح کنیم
    و اصلاح بقیه را با بی توجهی
    به سازوکار جهان بسپاریم

  • خیـــــــــلی مفید بود! واقعاْ ممنونم از این پست عالی…
    حالا میفهمم که چرا عملکرد ذهنیم کاهش پیدا کرده. تو محیط کار دقیقاً ارتباط گریزناپذیری با چنین فردی دارم و سالهاست استرس جزء جدانشدنی از زندگی من شده 🙁
    اگر اون فرد، فردی سلطه‌جو و مدیر شما در محیط کار باشه متاسفانه با هیچکدوم از این روش‌ها نمیشه از شرش خلاص شد. چون هرگونه دفاعی (حتا بصورت کاملاً محترمانه و خونسردانه) امنیت شغلیتون رو به خطر میندازه. و این برای کسانی که تنها همون شغل رو به سختی تونستند حفظ کنند فاجعه‌ست.

    • دقیقا مشکل من ،
      مدیری که حاضره برای مدیریت حتی بعضی حرکات بچگی رو دوباره تجربه کنه …
      گاهی فقط یه چیز آرومت می کنه که تو خلوت یه بالشو تو صورتت فشار بدی و با فریاد خودتو تخلیه کنی ..
      اما با بی محلی کاملا موافقم نه به خاطراینکه انسان نماهای مریض رو عصبانی تر کنی نه .. اونها رو باید به روزگار و گذشته سپرد فقط برای اینکه خودت باشی و نرونهاتو از دست ندی … ممنون دکتر

  • آقای مجیدی عزیز
    سلام. واقعا مطالب عالی و کافی بود. امروز برای چندمین بار من گرفتار این نا ادمها شدم و دوست داشتم جایی فریادم رو بزنم. چند وقتی هست که به سایت شما سر میزنم و به جرات یکی از بهترین سایتهایی هست که مرور میکنم. مایلم اجازه بدید نوشته شما رو در وبلاگم با درج نام و آدرس سایت ماخذ قرار بدم چون من مخاطبینی دارم که میخوام نوشته شما رو بخونن تا شاید آدمی از جمع نا ادم ها کم بشه. ممنون میشم از طریق ایمیل رضایت و اجازه شما رو داشته باشم.
    با تشکر

  • بسیار خوب، با مقدمه اولش فکر کردم ترجمه نباشه تا اینکه کم کم حال و هوای “مقاله موفقیت” های هرچند وقت یکبار مجله های معروف رو پیدا کرد و منتظر “قهوه”ش بودم ک پیدا شد! {ظاهرا تو تمام پستای موفقیت خارجی در مورد نوع رفتار با قهوه یک خطی نوشته شده!}
    -پررنگترین جمله های این پستتون دکتر جان یکی:
    ببخش اما فراموش نکن بود و دیگری
    آدم های موفق؛ عملگرا هستند!
    براستی ک همینطوره، من خودم از اونایی هستم ک خوشگل حرف میزنم اما عمل…! و ضمانت موفق بودن خودم هم عملم هستش و بشدت به این موضوع واقف شدم خصوصا اخیرا، واما جمله ی دیگر اینکه نباید فراموش کرد! باور کنید گاهی فراموشی نشان از حماقت داره (در باره موردی ک اشاره شد) و موجب تکرار کارهایی و کش آمدن روابطی میشه ک نه تنها مفید نیست بلکه باعث کشتن وقت عزیز میشه و خسرانی تجدیدناپذیر رو بار میاره.
    تلنگر خوشایند و همیشه به موقع بود. سپاس!

  • ./

    دکتر عالی بود. متاسفانه الان تو جامعه از این تیپ آدما زیاد می بینیم. تجربه شخصی من تا حالا بهم نشون داده که داشتن و مشخص کردن یه حریم، و برخورد قاطع با کسی که اونو رعایت نمی کنه خیلی کمک می کنه. گربه رو باید دم حجله کشت!
    و اینکه کسی بتونه تا می تونه از این جور موقعیت ها دور بشه و دو بمونه. واژه “باتلاق” واژه خیلی خوبی برای توصیف اینجور وقت هاس! هرچی بیشتر بمونی بیشتر درگیر میشی.

  • من با اصطلاح بد ذات کاملا موافقم.
    فقط توجیه کن ها، شایعه پراکن ها و فضول ها رو از قلم نندازید دوستان!
    یه شایعه پراکن نق نقو برای به … کشیدن یه محیط کاری و خانوادگی خوب کاملا کافیه!
    و یه نکته مهم به نظرم اینه که در محیط کار، حد دوستی رو نگه داریم و از مسائل شخصی مون چیزی نگیم. چون فضولها دست بکار میشن و هر بار که آدمو ببینن میخوان بدونن فلان مساله مون به کجا رسیده

  • من خودم درمحل کارم همچین کسی را داریم .
    تمام این چیزهایی را که دکتر گفت و خیلی مهم و کارآمد هستند را بکارخواهم برد.
    اما یک راهکار دیگر ک خودمن تجربه کرده ایم راهکار بی محلی کردن و تحویل نگرفتن این افراد است .
    با این کار می توان آنها را در موضع ضعف قرار داد.

  • عالی بود. متشکرم.
    تجربیات:
    ١. حتی در توئیتر باید دقت کرد که توئیتهای مسموم رو نخوند و افراد نالان رو هرچند با توئیتهای جذاب فالو نکرد.
    ٢. عده ای هم بدذاتیشون به این شکله که میدونن شما در زندگیت مشکلاتی داری و با “چه خبر” گفتنها مکالمه رو میرسونن به جایی که شما از مشکلاتت حرف بزنی. گله و شکایت کردن از وضع خودت همانا و مسمومتر شدن ذهنت و برجسته شدن همون مشکلاتت همانا. بهتره در جواب “چه خبر از فلان مشکلت ؟”، بگید: “خودت که میدونی زندگی مشکلات خاص خودشو داره و باید جنگید!”
    ٣. میتونید هر ازچند گاهی به افرادی که “خیلی ناله میکنن ” در زمانی که نالان نیستند بگید که چقدر از افرادی که ناله میکنن بدتون میاد. اونم حرف شما رو تایید میکنه و نظر شما رو جزو خصوصیات کاراکترتون به حساب میاره و به شدت دقت میکنه که جلوی شما بعدها ناله و شکایت نکنه.

  • واقعا این پستتون به حا بود. من ی هفته ای هست به خاطر یک سوال ساده سر کلاس دانشگاه با استاد کلاس حرفم شد. واین باعث شد که من استرس داشته باشم و صبح ها را با انرژی پایین و حس افسردگی شروع کنم!
    و این باعث شد که من کارایی خودم رو نداشته باشم و کار اصلیم درست و حسابی و با روحیه نرسم!
    این بود تجربه من در رابطه با این پست!
    به قول یکی از دوستام میگفت: مسعود دانشگاه ها که محل یاد گرفتن نیست!! محل گذروندن و فرار از سربازیه!!! پس راحت باش و زیاد سخت نگیر…

  • آخ یعنی من هر روز صبح که میام سرکار باید اینو بخونم.
    بدبختی اینجاست که یه آدم با شخصیت ضداجتماعی درب و داغون، با اعتماد به نفس کاذب بسیار زیاد رئیست باشه. فکر کنم تا الان همه نورون هام از بین رفتن از دستش.
    تنها راهش اینه که این آدما رو ایگنور کنی. از ذهن و زندگیت.

  • مطلب خوبی بود ولی مطمئن باشید آموزه های دین مبین اسلام بسیار کامل تر از اینگونه مسائل روانشناسی است و همه چیز رو حتی مسائل ریزتر از اینها رو بسیار خوب توضیح میده و نکته برتریش نسبت به این مسائل اینه که شما آخرت خودتون رو هم با عمل کردن به اون بیمه میکنید
    حق یارتون

  • درسته یه یک سری آدم‌های بدذات وجود دارن ولی اینطور خوب و بد کردن مطلق آدم‌ها روش درستی نیست.
    خیلی وقتها ممکنه ما کسی رو بدذات می‌پنداریم و از او متنفر می‌شویم فقط بخاطر اینکه بر مبنای حرفهایی که پشت سرش زده می‌شود قضاوت کرده‌ایم یا نیت‌خوانی کرده‌ایم و از بس خودمان را مرکز جهان می‌دانیم، همه کارهای او را که ممکن است به دلایل مختلف بی ربط به ما انجام داده‌باشه، با نیت دشمنی با خودمان ارزیابی کرده باشیم. یا حتی بخاطر اینکه با ما در بدگویی پشت سر مدیران و سایر همکاران، همراهی نمی‌کند، او را همدست آنها و دشمن خود می‌پنداریم؛ اتفاقا در این موارد شاید این ماییم که بدذاتیم! (منظور از “ما”، “ما” نوعی بود، به خوانندگان یا نویسندگان یک پزشک جسارت نشود.)
    این قضاوت‌ها و رفتارها اتفاقا در خیلی از محیط‌های کاری رواج دارد.

    در مورد شماره ۶: اتفاقا آدمهای زیادی هستند که وانمود می‌کنند احساس خوشبختی درونی دارند ولی دقیقا مشغول پشت سر این و آن حرف زدن و قضاوت کردن بر اساس شایعات و نیت‌خوانی‌های خودشان هستند.

    روش شماره ۴ هم دقیقا یکی از روش‌های آدم‌هایی است که کسانی را که با آنها در پشت سر این و آن حرف زدن و شایعات درست کردن و براساس شایعات قضاوت کردن و نیت‌خوانی کردن، همراهی نمی‌کنند،‌ با (احتمالا) برچسب بدذاتی، بایکوت کنند و آنها را دشمن خود بپندارند، چون اکثرا هم خود محور و خودمرکز جهان‌بین هستند، فکر نمی‌کنند که ذره‌ای ممکن است این دشمن‌پنداری و نیت‌خوانی اشتباه باشد.

  • مطلب جالبی بود.
    ولی ما گاهی اوقات یادمون میره که ممکنه اون ادم بده خود ما باشیم.
    منظورم اینه که خوبه که گاهی یه بازنگری در مورد رفتار خودمون داشته باشیم. ببینیم آیا ممکنه دیگران چنین طرز فکری در مورد خود ما داشته باشن؟

    ادما هر چقدر که بی منطق باشن دیگه سر خودشون که نمیتونن کلاه بذارن!

    اگه همه آدما منتقد خودشون باشن دنیا گلستان میشه!

  • عالی و بی نظیر بود
    فقط درباره راهکار مورد ۱ که گفته “این طوری خیلی وقت‌ها رشته افکار آنها قطع می‌شود، دست از شکوه و شکایت برمی‌دارند و رهایتان می‌کنند”، من امتحان کردم و جواب نداده؛ طرف تازه احساس میکنه شما به صحبتهاش علاقه مندی و تازه چونه اش گرم میشه.
    حتی اگر کمرویی رو هم بزاریم کنار و رک بگیم که علاقه یا زمان برای شنیدن این مسایل نداریم، دیدم که بازهم ادامه میدن: “…نه، فقط میخواستم بگم ور ور ور ور ور ….” تا حدود ۱ ساعت!
    چیکار باید کرد؟

  • به عقیده من همه موارد بالا درسته ولی آدم خوبای اطرافمون خودشون با عملکرد متضادشون نقش اصلی در إیجاد استرس و ناامیدی را در شخص إیجاد میکنند

  • با همشون موافقم به جز موردی که نوشتید جواب ابلهان خاموشی است چون من آدم حاضر جوابی نیستم ولی به عنوان مثال اگر کسی به اعتقاداتم توهین کنه جوابشو میدم مخصوصا اگر تو خیابون باشه

  • به نظر من اگر مطالب را موقع نوشتن تراز یا justify کنید خواندن و دنبال کردن خطوط راحت تر است و از خسته شدن چشم جلوگیری میکند

  • قضیه به این سادگیها که شما میگی نیست عزیز! آدمهای خبیث شرور وعقده ای به هیچ صراط مستقیمی نیستند و از ایجاد مزاحمت و عقده گشایی لذت میبرند آنها غالبا حسود نیزهستند و آزار فراوانی به انسان میرسانند گاه لازم است با آنان درگیر شد و درس حسابی به آنان داد! درست است که ممکن است پای شما به دادگاه و حتی بازداشتگاه باز شود ولی آن فرد خاطره گوشمالی شما را تا ابد از یاد نخواهد برد! اگر ترسو باشید یک عمر عذاب میکشید ولی اگر شجاع باشید تنها چند بار به دردسر خواهید افتاد

    • مطا لب خوبی بود منم تومحیط کار باچنین افرادی خیلی زیاد روبرو شدم وخیلی وقتها به خاطر همین موضوع محیط کارم روعوض کردم.تاجایی که متوجه شدم توی هر محیطی یه نخاله وجود داره به همین دلیل برای آرامش روح وروانم برای همیشه کار کردن را ترک کردم وبه تربیت فرزندانم پرداختم .الان خیلی خوشحال وراضی هستم البته در منزل کار ترجمه انجام میدهم تابلو نقاشی میکشم خطاطی وغیره.وپیشنهادم به افرادی که مثل حساس هستند وتحمل چنین افرادی روندارند اینه که شغلی رو انتخاب کنند که با افراد زیادی در ارتباط نباشند .

      • مطالب اونقدر عالی بود که جای حرفی بلقی نمونده.اما چطوری میشه عمل کرد؟ 🙁
        ۴سال کارشناسیم رو باهم کلاسی گذروندم که بدون کمترین آزاری باوجود گذشت زیاد بی توجهی بیش از حدهمچنان که متوجه شده ازتهمتهایی که بهم زده تا احترامی که داشتم روازدست بدم آگاه شدم و باز گذشتم هنوزهم مشتاقانه آزارم میده جلوی همه خرابم میکنه بلاخره من هم عصبانی شدم و شروع جرو بحثها که من ساده نیستم حدود خودتو نگهدار و اون هم انکار میکرد.دوستانم با چرندیات اون میگن به این نتیجه رسیدن که من بااون مشکل دارم مدام میگه من خیلی باهاش خوبم خیلی آزارم میده واشکم رو درمیاره.وقتی این چرندیاتو میگه و وقتی تنهامیشیم آزار میده و به درودیوار بدم رو میگه حتی..دوستان و خیلیها اجازه میدن که بگن من بدذاتم.درحالی که کوچکترین آزاری نرسوندم.باهاش حرف زدم جوری که توسنگ هم اثر میکرد ولی همون موجود بدطینت باقی مونده و خیلی از موقعیت های من رو ازم گرفت وقتی درجمع حرف میزنم وقتی کسی بهم اعتماد میکنه و…
        خیلیها هم آرزوی چنین حرفایی روداشتن.خداخیرشون نده
        خداکی جواب میده