هنر برخورد با آدم‌های غیرمنطقی

نوشته شده توسط علیرضا مجیدی در تاریخ ۵ بهمن ۱۳۹۰

آیا شما کار و حرفه‌ای دارید که لازمه آن سر و کله زدن با طیف وسیعی از ارباب رجوع و مردم است؟ آیا شده که هنگام انجام این کار، با آدم‌های به کلی غیرمنطقی برخورد کنید که اعصابتان را به هم می‌ریزند؟ آیا گاهی مجبور می‌شوید که در میهمانی‌ها با یک آشنا یا فامیل دیدار کنید که حرف‌های عجیب و غریبی می‌زند که بر پایه هیچ استدلالی نیستند؟ آیا شما هم جزو کسانی هستید که وقتی می‌بینید کسی حرف‌هایش بر پایه استدلال‌های منطقی نیست و به طرز غیرمنطقی و غیرعقلایی فکر می‌کند و چیزهای بی‌ربط را به هم مربوط می‌کند، اصطلاحا جوش می‌آورید و در حالی که ذاتا آدم صبور و آرامی هستید، به یک دیگ بخار تبدیل می‌شوید؟!

چه بخواهیم و چه نخواهیم، در زندگی خود به صورت رو در رو یا از راه دور با چنین آدم‌هایی سر و کار داریم و مجبور به تحملشان می‌شویم. ما در قبال این افراد رویکردهای مختلفی انتخاب می‌کنیم. بسیاری از ماها یک رنج مداوم را بابت تحمل این افراد تحمل می‌کنند.

اما آیا دانش روانشناسی می‌تواند مقداری از رنج ما کم کند؟ واقعیت این است که فهم و مدیریت این قبیل آدم‌ها یک مهارت و هنر است که در طی سال‌ها، برخی‌ها به تدریج و به صورت تجربی کسی می‌کنند.

در حالی که در روانپزشکی و روانشناسی معیارهای بالینی برای تشخیص اختلالات شخصیتی مثل اختلال شخصیتی مرزی، ضداجتماعی و خودشیفتگی وجود دارد، در کمتر منبع یا دوره آموزشی به ما آموزش دیده می‌شود که چطور می‌توانیم در برخوردهای عادی روزانه یا کاری با این افراد، از ذهن و روانمان محافظت کنیم، طوری که خدشه‌ای به روحیه و عملکرد حرفه‌ای‌مان وارد نیاید.


در اینجا این آدم‌های غیرمنطقی را به دسته‌هایی تقسیم می‌کنم:

- آنهایی که نمی‌شود گفتگوی منطقی با آنها داست، آنها استاد پیچاندن و منحرف کردن موضوع گفتگو هستند، دست آخر هم به شما می‌گویند که خود شما مشکل دارید و توانایی ارتباطی و بحثتان پایین است!

- آنهایی که برداشت‌های اشتباه از حرف‌های شما می‌کنند.

- آنهایی که به هیچ حد و مرزی احترام نمی‌گذارند و از راه رفتن روی اعصاب شما لذت می‌برند.

- آنهایی که هیچگاه خودشان را جای شما نمی‌گذارند و از زاویه دید شما به قضایا نگاه نمی‌کنند. مثلا وقتی در مورد مشکلات کاری و مسئولیت‌هایتان با آنها صحبت می‌کنید یا در مورد محدودیت‌هایتان می‌گویید، هیچگاه شما را درک نمی‌کنند.

- آنهایی که به صورت زبانی یا احساسی از شما سوء‌استفاده می‌کنند.

- آنهایی که حقایق را دستکاری‌شده ابراز می‌کنند و آنهایی که دروغگو هستند.

- آنهایی که بعد از گفتگو به آنها همیشه متوجه جنبه‌های منفی زندگی‌تان یا ناکامی‌هایتان می‌شوید و پس از اتمام صحبت با آنها، افسرده می‌شوید و حس بدی نسبت به خودتان پیدا می‌کنید.

- آنهایی که با سکوت، نیشخند، یک جمله کنایه‌آمیز یا با استدلال‌های خیرمنطقی، دیوانه‌تان می‌کنند.

- آنهایی که ظاهر معصوم و پاکی به خود می‌گیرند، اما همیشه به صورت مخفی نقشه‌ها و مقاصدشان را به آهستگی دنبال می‌کنند و به شما ضربه می‌زنند.


در اینجا ۶ ترفند ساده برای مدیریت و برخورد با این آدم‌ها را می‌آورم.

۱- تا جایی که ممکن است، کمتر با این افراد برخورد داشته باشید: این راه حل البته پاک کردن صورت مسئله است، اما به شدت کارا است! هیچ وقت در قابل این افراد مسیح پذیرای رنج نباشید، کاری برای خودتان بتراشید، حتی با کمی بی‌ادبی یا بی‌اعتنایی سر صحبت را با دیگری باز کنید.

۲- حمله زیرکانه متقابل: اگر نمی‌توانید از شر شخص آزاردهنده راحت شوید و او بی‌و‌قفه در حال حمله کردن به شماست، کاری کنید که حواسش پرت شود و به فکر رود. اشتباه‌‌آمیزترین کار در قابل این افراد این است که بخواهید با گزاره‌های منطقی آنها را قانع کنید، زرنگ باشید و مثلا با یادآوری یک خاطره ناخوشایند یا موفقیت حرفه‌ای رقیب اصلی او یا یادآوری اینکه او می‌خواسته چه بشود و در عمل چیزی نشده، به کلی او را گیج کنید. البته باید هنرمند باشید و این کار را با خونسردی و در لفافه انجام بدهید، طوری که حتی خود شخص فکر کند، شما به صورت تصادفی موضوع را پیش کشیده‌اید و منظوری نداشته‌اید.

۳- بعضی از آدم‌ها ذاتا بدذات نیستند، اما سیستم فکری‌شان قابل اصلاح نیست، پس هنگام گفتگو با آنها می‌توانید بحث را از یک روال منطقی به یک روال احساسی تبدیل کنید، مثلا وقتی نمی‌توانید به کارمند زیردست خودتان بفهمانید که از یک کار پرهیز کند و او حاضر به قبول اشتباه او نیست، بگویید که او چقدر آدم پاک‌نیتی است و اگر کاری که شما می‌خواهید، انجام ندهد، رقبای کاری او به سرعت از پیشی خواهند گرفت و آخر کار او و خانواده‌اش متضرر خواهند شد. در اینجا به جای اینکه به صورت مستقیم اشتباه بودن کار و یا تضاد آن با یک قانون مسلم کاری، به کارمند زیردست گوشزد شود، به ملایمت عواقب کارش به او نشان داده می‌شود. مهم نیست که او منطق شما را قبول نمی‌کند، مهم این است که شما به هدف خودتان رسیده‌اید.

۴- زیاد و با حرارت صحبت نکنید، انرژی بی‌خود مصرف نکنید. کم و گزیده سخن بگویید. این کار ضمن اینکه باعث می‌شود انرژی شما حفظ شود، باعث می‌شود به شدت برای فرد غیرمنطقی، جذابیت کمتری پیدا کنید و دیگر هدف و سیبل او نباشید.

۵- اشتباه نکنید! شما نمی‌توانید با همه تلاشتان شخص غیرمنطقی را به جاده منطق بیاورید، شما نمی‌توانید او را با زاویه دید خود آشنا کنید. پس آب در هاون نکوبید و شیوه دیگری انتخاب کنید.

۶- شخص مورد نظر را در جمع گیر بیندازید! هنگام مکالمه دو نفره، شخص غیرمنطقی می‌تواند با استدلال‌های غیرمنطقی‌اش به شدت شما را آزار دهد، اما همین حرف‌های غیرمنطقی در جمع، مبدل به نقظه ضعف او می‌شوند و وقتی از هر سو شما مورد حمایت قرار بگیرید و شخص غیرمنطقی مورد حمله و استهزاء قرار بگیرد، دیگر جرأت هدف قرار دادن شما را پیدا نخواهد کرد.


شش موردی که گفتم ابزاری حمله و دفاع مناسبی برای شما در قابل افراد غیرمنطقی هستند، تجربه کاری چندساله‌ام کارایی این موارد را تأیید می‌کنند.

شما ممکن است خاطراتی در این مورد داشته باشید یا اینکه ترفندهای دیگری بشناسید. در این صورت در قسمت کامنت، این تجارب را با ما به اشتراک بگذارید.

پستهای مشابه

No related posts.

نظرات کاربران

  • اگه فرد مورد نظر رئیستون باشه و بخاطر حفظ امنیت شغلیتون مجبور باشید روزی ۱۰۰ بار تمام علم و تحصیلاتی رو که سالها واسه بدست آوردنش زحمت کشیدید رو نادیده بگیرید و حرف‌ها و استدلال‌های بچه‌گانه و غیر منطقی اون رو بپذیرید چی؟!

    اگه طرف مقابل بخاطر سن زیادش و سابقه کاری‌ای که با عنوانش یدک میکشه به خودش اجازه بده با شما وارد بحث علمی بشه و ساده‌ترین و بدیهی‌ترین قوانین فیزیک رو نقض کنه و بگه “نه، من تجربم بیشتره اونی که من میگم درسته”، و چهارتا آدم بی‌سواد دیگه هم تو اون لحظه بدون اینکه حتی ذره‌ای اون سوژه اطلاعی داشته باشن، از روی چاپلوسی اینو تایید کنن، اونوقت آدم باید سر به کدوم بیابون بذاره؟!

    من نمیخوام به قشر خاصی توهین کنم، ولی کاش روان‌شناس‌ها یه شاخه جدید تو روان‌شناسی ابداع میکردن که مختص ایران و ایرانی بود، و مشکلات روانی-فرهنگی همچین آدمایی رو حل میکردن!
    مطمئن باشید با این کار این کشور پیشرفت میکرد. ما مشکلاتمون اقتصادی نیست، انسانی-فرهنگیه.

    • منم با فرشاد به شدت موافقم

    • فرشاد دورود بر تو

    • یعنی فکر می‌کنی توی کشورهای دیگه همچین مشکلی وجود نداره؟

      • محمد جان، حداقل تو کشورهای توسعه یافته این مشکل تا حد زیادی حل شده. تو اینجور کشورها اول زیرساخت اجتماعی رو میسازند. علوم انسانی که شامل مدیریت و روانشناسی میشه کمک شایانی به حل این گونه مشکلات کرده، ولی متاسفانه تو کشور ما علوم انسانی دستخوش تحریف‌های سلیقه‌ای زیادی شده که از حوصله‌ی این بحث خارجه.

        • من هم بیشتر منظورم کشورهای در حال توسعه‌ی دیگه بود. فقط ۱۵٪ از مردم دنیا در کشورهای توسعه‌یافته زندگی می‌کنند.

        • به عبارت دیگه من با این تفکر که ایرانی‌ها رو تو دنیا استثنا می‌دونه مشکل دارم. یه عده فکر می‌کنند ما خوشبخت‌ترین کشور دنیا هستیم و یه عده فکر می‌کنند بدبخت‌ترینیم. در حالی که در اکثر شاخص‌های اقتصادی و اجتماعی ما فقط یک کشور متوسط و معمولی هستیم.

          در ضمن توی هر کشوری، حتی کشورهای توسعه‌یافته، آدم‌های غیرمنطقی پیدا می‌شن. توی هر کشوری هم – هر چقدر هم که ظاهراً عقب‌مونده باشه – آدم‌های منطقی پیدا می‌شن. بنابراین درست کردن شاخه‌ای از روان‌شناسی «ویژه‌ی ایران و ایرانی» که گفتید، زیاد علمی به نظر نمیاد. شاید می‌شد گفت «روان‌شناسی آدم‌ها و رفتارهای غیرمنطقی» که اتفاقاً فکر کنم بخش عمده‌ای از روان‌شناسی به این موضوع می‌پردازه.

  • بسیار ممنون! خیلی زیبا بود…

  • جناب دکتر در مورد موضوعی نوشتید که داغ دل و سر حرف باز شد.
    -در مورد شش در جمعی گیر بندازید که حداقل یک منطقی ناطق دیگر داشته باشد یا حداقل غیر منطقی که همراه آن فرد نباشد. (می دانید که تقاص ها سنگین شده).
    -مشکل جایی است که رده بالای شما این رفتار را دارد و حالا به این معجون حسادت هم اضافه کنید.
    -بهترین راه برای من مورد ۴ بوده مخصوصاً وقتی فرد در حالت حمله و پرخاش است.

    • آره مورد ۴ خیلی خوبه…

  • گرچه در اخلاقی بودن این روشها تردید دارم اما در همین زمینه میتوانید بخوانید:
    هنر همیشه به حق بودن (۳۸ راه برای پیروزی در هنگامی که شکست خورده اید) / آرتور شوپنهاور/ ترجمۀ: عرفان ثابتی / انتشارات ققنوس/ چاپ دوم/۱۳۸۵/ ۱۳۶صفحه

    • ممنون. این کتاب قبلا در یک پزشک معرفی شده.

  • نوشتید ۸ ترفند، ۶ آیتم ذکر کردید، احتمالا اشتباه تایپیه.

  • گفتید ۸ تا ترفند ولی آخرش شش تاشو نوشتید!

  • به شدت عالی بود

  • به نظرم خیلی از این رفتارها و واکنش ها در مقابل یک فرد غیر منطقی، غیر منطقی است و ما ر ا هم کم کم تبدیل به یک آدم غیر منطقی می کنه .

  • یکی از بهترین تکنیکها استفاده از تکنیک ۳f است . feel-felt-found
    این تکنیک باعث هم فرکانس شدن دو طرف به یک سمت می شود
    در گوگل جستجو کنید ، انجام دهید تا شگفت زده شوید

    • اقا اگه میشه این تکنیکو یه توضیح مختصر بدین یه سرچ کردم فارسی چیزی پیدا نشد انگلیسی هم سرچ یه سری پیدا شد یه چیزایی هم فهمیدم فک کنم خیلی باید جالب باشه حالا اگه شما هم یه توضیح کوچولو بدین ممنون میشم !

  • دکتر جان گل کاشتی! :دی

    خیلی عالی بود…

    بدرد من یکی که خیلی می خورد

  • اتفاقا همین الان از دست یکی از این بی منطقهای قهار حسابی عصبانی بودم که تصادفا مطلب شما رو دیدم. قبلا برای خلاصی از شرش سعی می کردم کمتر باهاش برخورد کنم اما روش های شما برای حمله مخصوصا در حضور جمع رو کاملا پسندیدم و قبول دارم و قصد دارم هفته دیگه ان شالله عملیاتیش کنم و حسابی کیف کنم.
    ممنون از مقاله مفیدتون

  • مفید بود.سپاس

  • چیزی که زیاده آدم بی منطق

  • اینا می تونه کاربردی باشه باشه اما فکر نکنم جوابگو باشه
    حداقل برای این یه موردی که من سراغ دارم (هم ترمیم)
    و بهترین روش فکر کنم همون جوکی باشه که چند وقت پیش سر زبونا می چرخید که می گفت:
    تجربه نشون داده که از یه جایی به بعد دیگه بحث فایده نداره، باید فحش داد
    زنندست اما واقعا جواب میده

  • حالا اگه گیر ۲ تا آدم غیر منطقی که بحثشون با همدیگه تمومی نداره – اونم سر کوچکترین مسایل- افتاده باشیم چه گلی به سرمون بگیریم؟!! مثل الان من. هدفون گذاشتم گوشم و صدای کامپیوترو زیـــــــــــــــــــــاد کردم!!!

  • این مورد :
    - آنهایی که بعد از گفتگو به آنها همیشه متوجه جنبه‌های منفی زندگی‌تان یا ناکامی‌هایتان می‌شوید و پس از اتمام صحبت با آنها، افسرده می‌شوید و حس بدی نسبت به خودتان پیدا می‌کنید.

    با ترفند دوم یعنی حمله زیرکانه متقابل تقریبا شبیه هم هستند !
    یعنی ما هم مثل طرف مقابل رفتار کنیم ؟

  • روش هفتم: به طرف بگید دهنشو ببنده و همزمان به آهنگ مورد علاقهتون از موبایل گوش کنید.

  • ۱۰۰ درصد با فرشاد موافق هستم و تازه اگه طرف واسه بدیهی ترین مسائل که حقانیت شما رو اثبات میکنه باز هم دلیل بیاره طوری که انگار داره نظریه نسبیت انیشتن رو حل میکنه چه خاکی به سر بریزیم؟
    در مورد مورد گیر انداختن طرف تو جمع تا وقتی که جمع ایرانی هست هرگز اینکار رو نکنید چون آخرش شما محکوم میشید!

    • با وانا در حد تیم ملی موافقم

    • Like
      روزی حداقل سه‌بار با همچین آدمی طرفم!

  • من از این آدم ها ضربه های شغلی و اجتماعی زیادی خورده ام. متاسفانه از این جور آدم ها در ایران بسیارند. فرشاد راست گفت.
    من حتی فکر می کنم که بعضی از ماها از روی عمد در شرایطی خودمان را به غیر منطقی بودن می زنیم تا پول ندهیم یا سود کنیم.
    در شغل ما مشتریانی در طول روز می آمدند تا با داغون کردن اعصاب ما و کارکنان یه چیزی به قول خلوت خودشان از ما بکنند و یا خدمات بیشتری با اندک پولی که داده اند بگیرند.

  • جاب بود به نظر من این روش ها تا حد بسیار زیادی منطقی است و اخلاقی هم هست چون کسی اجازه بده به خوش دیگری رو زیر سوال ببره وآبرو و شخصیت دیگری رو به چالش بکشه باید یا خونسردی کاستی ها و عقده هایی که باعث این رفتار شده را به رخش کشید تا بداند به چالش کشیدن شخصیت و آبروی دیگرا چه مزه ای دارد . ابته به شرطی که همانند او از دروغ و غلو جلوگیری کنیم و واقعیات عیوب اخلاقی طرف رو ابراز کنیم اگر نکنیم مسلما او را جسورتر خواهیم کرد

  • خیلی زیبا بود…

  • به نظر من اگه می شد این افراد رو خفه کرد بهترین راه حله .این افراد بیمارند کاری نمیشه کرد این فرمول حل مسایل نیست که همه جا صدق بکنه .این افراد هم کمی عقل دارند که متوجه بشن که شیوه که برای در رفتن از توهماتشون درپی گرفتتم چیه و معمولا ادم تو خلوت گیر میارن.
    بنظر من موارد بالا وقت تلف کردنه .۱-باید قطع رابطه کرد۲-جواب رک داد (حتی فحش) ۳-درگیری ومشت توی دهن طرف ۴-خدا بیامرزاد آدم خوبی نبود.

  • حالا اگه این افراد غیرمنطقی بزرگترای آدم باشن مثلا پدر ومادر که هم دوستشون داریم وهم احترامشون واجبه و… اونوقت چیکار میشه کرد؟!
    فکر کنم در اینصورت فقط میتونیم ازخدا بخوایم صبرمون بده! منکه همین کارو میکنم.البته همه ۶ روش روهم تا حد امکان استفاده کردم اما فقط باعث بهم ریختن اعصابم شده وآخرش حس کردم داره از کله ام دود بلند میشه!اگه راهی بجز اون ۶روش والبته بغیر از صبر سراغ دارید خوشحال میشم بدونم!

  • اونوقت اگه چنین فردی زن آدم باشه چی؟!!
    خیلی از ازدواجها متاسفانه با شناخت انجام نمیشه و حوادث پی در پی زندگی هم نمیذاره که از چنین رابطه ای دراومد. یک وقت چشم باز میکنی که سالها گذشته و کنار یک آدم به شدت غیر منطقی (یا اصلا ضد منطقی!) عمرتو تلف کردی… از من که گذشت ولی به شما جوونا از این پدربزرگ ناکام نصیحت که قبل از هر چیز از سلامت روانی شریکتون مطمئن بشید…حتی اگه او طرف توی خوشگلی و ظواهر نمونه باشه!

    • به شدت به شدت با شما موافقم. اگه این طرف همسر آدم باشه واویلا!!!
      از من هم به همه نصیحت، نصیحت علی رو آویزه گوشتون کنید که بی اعتنایی به سلامت روانی شریک زندگیتون باعث از دست دادن دنیا و آخرتتون می شه!!!

  • سلام آقای دکتر. من سارا مترجم یک موسسه کنکور و آموزش MBA هستم و دانشجوی پزشکی. مقاله های شما بسیار جالب و به روز هستند. میخواستم اگه بشه منابعش رو در اختیار من هم بگذارید که برای ترجمه ازشون استفاده کنم. Thank you so much

  • با فرشاد موافقم مخصوصا اگه طرف رییس ادم باشه

  • Pingback: گزاره‌ها » لینک‌های هفته (۷5)

  • والا بنده هرکاری کردم و انرژی صرف کردم نتونستم طرفم رو به سمت راه منطقی بیارم.
    نگو که این یه چیز ذاتیه…کسی که منطقی نیست،هیچوقت هم در راه منطق قرار نمیگیره.
    حتی گاهی که با هزار بدبختی به حقیقت میرسیم و بهشون نشون میدیم که حق با ما بوده و تو منطقی نبودی،انگار نه انگار که اصلا این وسط قضیه و مسئله ای بوده !!!

    ۱- تا جایی که ممکن است، کمتر با این افراد برخورد داشته باشید

    این برای منِ دانشجو بهترین راهه…کسانی که شاغل ان رو نمیدونم!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
کامنت‌های شما بعد از تأیید توسط نویسنده وبلاگ، منتشر خواهند شد.
لطفا دیدگاهتان تا حد امکان مربوط به پست بالا باشد. اگر حرف دیگری دارید و یا قصد تماس با من را دارید، از فرم تماس استفاده کنید.
شما می‌توانید با مراجعه به سایت گراواتار ، یک آواتار اختصاصی برای خود تعریف کنید، تا در کنار نام شما نمایش داده شود.

*