چگونه اعتیاد به اینترنت سیمکشی مغزمان را تغییر میدهد!

پر کردن ذهن با دادههای بیپایان وبگردی و غرق شدن در شبکههای اجتماعی، سبک زندگی جدیدی ساخته است. آیا تا به حال فکر کردهاید که این غوطهوری مداوم در دنیای دیجیتال چه تأثیری روی فیزیک و بیولوژی مغز ما میگذارد؟ در این مقاله درپی آن هستیم که تأثیرات عمیق و ملموس اعتیاد به اینترنت بر روی ساختارهای حیاتی مغز را بررسی کنیم. آیا واقعاً بازیهای آنلاین و گشتوگذارهای بیهدف شبانه میتوانند حجم مغز ما را کاهش دهند یا این تغییرات صرفاً یک سازگاری طبیعی با دنیای نوین هستند؟ با بررسی یافتههای تصویربرداری مغزی دانشجویان و بررسی پدیدههای مرتبط، به پاسخی علمی برای این پرسشها خواهیم رسید.
فهرست مطالب
- ۱. پیشزمینه: تکامل مغز در عصر ابزارهای نوین
- ۲. تغییر فیزیکی مغز و مدارهای نورونی در اثر اعتیاد دیجیتال
- ۳. چین و بحران اعتیاد به اینترنت؛ سناریویی برای فرار از واقعیت
- ۴. تغییر ساختار فیزیکی مغز؛ کاهش نگرانکننده ماده خاکستری
- ۵. سازگاری یا تخریب؟ مقایسه مغز وبگردان با رانندگان تاکسی لندن
- ۶. ماده سفید مغز و تأثیر اعتیاد اینترنتی بر حافظه و تصمیمگیری
- ۷. ردیابی بیولوژیکی اعتیاد دیجیتال در علوم اعصاب شناختی
- ۸. بازتاب آسیبهای دنیای مجازی در فرهنگ عامه و رسانهها
- ۹. راهکارهای بازسازی مغز و درمانهای نوین برای بازگشت به تعادل
💡مختصر و مفید
دانشمندان علوم اعصاب دریافتهاند که اعتیاد به اینترنت و بازیهای آنلاین واقعاً میتواند ساختار فیزیکی مغز را تغییر دهد و حجم ماده خاکستری را در بخشهای تصمیمگیری و کنترل مهار تا بیست درصد کاهش دهد. این تغییرات فیزیکی که شامل کاهش ماده سفید در مسیرهای شناختی و اجرایی نیز میشود، توانایی فرد را در تمرکز و کنترل رفتارهای وسواسی تضعیف میکند. در واقع، مغز کاربران افراطی دستخوش بازسازی عصبی مخربی میشود که فراتر از یک تغییر عملکردی ساده است. با این حال، برخی پژوهشگران این تغییرات فیزیکی را نوعی سازگاری عصبی با نیازهای محیطی جدید قلمداد میکنند. در نهایت، پیشگیری و مدیریت زمان حضور در فضای مجازی، کلید حفظ سلامت مدارهای عصبی مغز در عصر دیجیتال است.
پیشزمینه: تکامل مغز در عصر ابزارهای نوین
مغز انسان در طول هزاران سال تکامل، همواره تلاش کرده است تا خود را با ابزارهای محیطی سازگار کند. اختراع خط، چاپ و در نهایت ظهور کامپیوترها، هرکدام به نوبه خود نحوه پردازش اطلاعات را در ذهن ما دگرگون کردهاند. در دهههای گذشته، مغز ما اطلاعات را به صورت خطی و متمرکز پردازش میکرد؛ کتاب خواندن و تمرکز طولانیمدت بر روی یک موضوع، مدارهای عصبی خاصی را تقویت میکرد که مسئول تفکر عمیق بودند. اما ورود به عصر دیجیتال و انفجار اطلاعات، سیستم پردازش مغز را با چالشی بیسابقه مواجه ساخت که ساختار عصبی ما را مجبور به تغییر رفتار کرد.
امروزه با حجم عظیمی از دادههای پراکنده و نوتیفیکیشنهای مداوم روبرو هستیم که توجه ما را تکهتکه میکنند. مغز برای بقا در این محیط شلوغ، مجبور است به سرعت میان وظایف مختلف جابجا شود و این امر، ظرفیت تمرکز عمیق را کاهش میدهد. روانشناسان شناختی بر این باورند که این تغییرات محیطی، نوعی پلاستیسیته عصبی (neuroplasticity) را تحریک میکند که ساختار فیزیکی مغز را به نفع پردازش سریعتر اما سطحیتر بازنویسی میکند. بنابراین، بررسی اعتیاد به اینترنت صرفاً بررسی یک عادت رفتاری ساده نیست، بلکه مطالعه یک جهش بیولوژیکی و ساختاری در نحوه کارکرد مغز انسان مدرن است که باید با دقت تحلیل شود.
تغییر فیزیکی مغز و مدارهای نورونی در اثر اعتیاد دیجیتال
تأثیری که استفاده درازمدت از اینترنت روی نحوه تفکر، تمرکز و پردازش مغزهای ما میگذارد، موضوعی است که سالهاست دانشمندان را به خود مشغول کرده و باعث بحث و جدلهای بسیار شده است. پیش از این در مقالاتی به موضوعاتی همچون چگونگی اعتیاد مغز به گوگل، توییتر و پیامک و همچنین بررسی این پرسش که چگونه یک نرمافزار خوب میتواند ما را احمق کند؟ پرداخته شده است تا ابعاد مختلف این چالش روشن شود.
حالا دیگر مدتها از زمانی که بچهها و نوجوانان، به صورت معمول هر روز ساعات زیادی از روز را به اینترنت اختصاص میدهند، میگذرد. اینترنت جزئی از زندگی آنهاست و مبدل به یک عادت و فراتر از آن اعتیاد شده است. آنها قسمتی از سالهای حساسی را که در آن شخصیتشان شکل میگیرد، صرف وبگردی میکنند. گرچه تعریف اعتیاد آنلاین در میان پژوهشگران مختلف متفاوت است، اما یک تحقیق تازه نشان داده است که استفاده افراطی از اینترنت واقعاً به صورت فیزیکی مغزهای ما را تغییر میدهد و مدارهای نورونی ما را دستخوش دگرگونی میسازد. نتایج این تحقیق در شماره سوم ژوئن مجله PLoS ONE منتشر شده است.

چین و بحران اعتیاد به اینترنت؛ سناریویی برای فرار از واقعیت
اعتیاد را به صورت ساده میتوان بیماری مغزی تعریف کرد که در صورت درگیر کردن شخصی باعث میشود وی به صورت وسواسگونه از چیزی استفاده کند یا دست به کاری بزند، در حالی که این کار تأثیر بدی روی سلامت و موقعیت و عملکرد اجتماعی وی دارد. علیرغم کارهایی که در زمینه اعتیاد به اینترنت انجام شده است، هنوز پژوهشگران حتی در تعریف این اعتیاد هم با هم هماهنگ نیستند. مثلاً راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات ذهنی یا همان دیاسام (DSM) که مرجع معتبر پژوهشگران برای تعریف و تشخیص اختلالات روانپزشکی است، این اعتیاد را به درستی تعریف نکرده است. بیشتر پژوهشگران هنوز از پرسشنامهای هشت سؤالی برای تشخیص اعتیاد اینترنتی اشخاص استفاده میکنند. این پرسشنامه در سال ۱۹۹۸ توسط کیمبرلی یانگ (Kimberly Young) تنظیم شده است و در آن سؤالاتی از این دست وجود دارد: آیا از اینترنت به منزله وسیلهای برای فرار از مشکلات یا تخفیف اضطراب استفاده میکنید؟ آیا به خاطر اینترنت از رابطه با یک نفر یا یک موقعیت شغلی، تحصیلی یا حرفهای خوب صرفنظر کردهاید؟ اما چین به عنوان کشوری که مطابق آمارها ۲۴ میلیون معتاد به اینترنت دارد، منتظر تعریف شدن این اختلال نمانده و سعی کرده است، تحقیقاتی عملی در این زمینه انجام دهد.

تخمین زده میشود که تنها ۵ تا ۱۰ درصد آمریکاییها به اینترنت معتاد باشند، در حالی که درصد معتادان اینترنتی چین خیلی بالاست. دلایل مختلفی برای بالا بودن اعتیاد اینترنتی در چین ذکر شده است. اولین دلیل را در دسترس بودن اینترنت ارزانقیمت و فراگیر بودن کافینتها در سطح شهرها میدانند. اما بعضیها ژرفتر به قضیه نگاه میکنند؛ آنها معتقدند در جامعهای که مردم مجبورند هر روز ۱۰ ساعت کار کنند و شش روز از هفته سر کار باشند، اینترنت تنها مجرای گریز از فشار کار طاقتفرساست. شاید بازیهای آنلاینی که به یک کارگر سختکوش چینی امکان میدهند در عالم رؤیا قهرمان شود و یک امپراطوری بسازد، تنها دلخوشی یک چینی باشد. در حقیقت میزان وابستگی به بازیهای آنلاین در میان چینیها آنقدر بالاست که بر اساس خبر جالبی که منتشر شده است، زندانبانان یک زندان، محبوسین را مجبور میکردند هر روز ساعات زیادی بازی کنند تا با به دست آوردن طلای مجازی و به فروش رساندن آن، مبلغی را از آنِ خود کنند. چندین مطالعه استفاده افراطی از اینترنت را با افسردگی، عملکرد ضعیف درسی، افزایش تحریکپذیری و اشتیاق غیرطبیعی برای آنلاین شدن، مرتبط میدانند.
تغییر ساختار فیزیکی مغز؛ کاهش نگرانکننده ماده خاکستری
با این مقدمه طولانی میرسیم به شرح پژوهش جدیدی در مورد اعتیاد اینترنتی. در این پژوهش سعی شده است نشان داده بشود که اینترنت واقعاً میتواند ساختار فیزیکی مغز ما را تغییر بدهد و تغییراتی که در نتیجه آن ایجاد میشود، منحصر به تغییرات عملکردی نیست. در این تحقیق، پژوهشگران ۱۸ دانشجوی چینی را که ۱۰ ساعت در روز و دستکم شش روز هفته مشغول اینترنت و بازیهای آنلاین بودند انتخاب کردند و سعی کردند با انجام امآرآی (MRI) روی مغز آنها و مقایسه آن با مغز ۱۸ جوانی که کمتر از ۲ ساعت در روز وارد اینترنت میشدند، تغییرات ساختمانی مغز را جستجو کنند.

پژوهشگران دریافتند که واقعاً تغییراتی در نتیجه استفاده از اینترنت در مغزها ایجاد میشود؛ یکی از آنها کاهش ماده خاکستری قشر مغز در بعضی از نواحی به میزان ۱۰ تا ۲۰ درصد بود. کورتکس مغز در قسمت پیشپیشانی خلفی جانبی (dorsolateral prefrontal cortex)، قسمت سینگولیت دمی قدامی (rostral anterior cingulate cortex)، ناحیه حرکتی ضمیمهای و قسمتهایی از مخچه این میزان کوچک شدن را نشان میداد. این کوچک شدن را میتوان با کاهش نیروی مهاری که برای اجتناب از اعمال نادرست لازم است و همچنین کاهش خودآگاهی افراد از اهدافشان در ارتباط دانست.
سازگاری یا تخریب؟ مقایسه مغز وبگردان با رانندگان تاکسی لندن
اما سؤال این است که این کاهش حجم ماده خاکستری، واقعاً یک تغییر بد است یا یک تغییر واکنشی برای سازگاری با کاری که از مغز کشیده میشود؟ برخی از محققان اعتقاد دارند همانطور که یک ورزشکار متناسب با نوع ورزشش برخی از عضلاتش را پرورش میدهد و بر حجم آن میافزاید و در مقابل روی برخی از آنها که به کارش نمیآید، کار نمیکند، این تغییرات، بیشتر واکنشی هستند و نمیتوان آنها را بد قلمداد کرد.

در سال ۲۰۰۶ هم مغز رانندگان تاکسی لندن با مغز رانندگان اتوبوس این شهر مقایسه شده بود و معلوم شده بود چگالی ماده خاکستری در هیپوکامپ خلفی (posterior hippocampus) یعنی منطقهای که در راهبری و ایجاد یک نقشه درونی در ذهن و حافظه مهم است، در قیاس با مغز رانندگان اتوبوس بیشتر است. در حالی که رانندگان تاکسی لندن باید یک شبکه لابیرنتی و پیچیده متشکل از ۱۵ هزار خیابان را بدانند، رانندگان اتوبوس باید مسیر مشخص و سرراستی را طی کنند و طبیعی است که مغز رانندگان تاکسی باید متناسب با کارشان، سازگاری لازم را پیدا کند.
ماده سفید مغز و تأثیر اعتیاد اینترنتی بر حافظه و تصمیمگیری
تغییرات مغز معتادان اینترنتی، منحصر به ماده خاکستری نیست و تغییراتی هم در ماده سفید آنها پیدا شده است. ماده سفید مغز، قسمتهای مختلف مغز را به هم مربوط میکند. بر اساس تحقیق انجامشده، مشخص شد ماده سفید در شیار پیرامون هیپوکامپ راست معتادان اینترنتی افزایش یافته است؛ این قسمت در تشکیل حافظه و بازیابی آن نقش دارد و طبیعی است که در وبگردانی که به صورت موقت نیازمند به حافظه سپردن و بازیابی اطلاعات هستند، افزایش داشته باشد.
از سوی دیگر ماده سفید بازوی خلفی کپسول داخلی چپ (posterior limb of internal capsule) که در اعمال شناختی و اجرایی نقش دارد، در مغز معتادان اینترنتی نسبت به بقیه جاها کاهش نشان میداد. این تغییر را میتوان با کاهش نیروی تصمیمگیری این افراد مرتبط کرد. البته مسلماً برای بررسی دقیقتر تغییرات ساختاری و عملکردی اینترنت روی مغزهایمان نیاز به تحقیقات بیشتری داریم؛ تحقیقاتی که روی افراد بیشتری با کارها و عادات آنلاین مختلف انجام شوند. جزئیات بیشتر این مطالعه در نشریه علمی ساینتفیک امریکن منتشر شده است.
ردیابی بیولوژیکی اعتیاد دیجیتال در علوم اعصاب شناختی
پیشرفتهای شگرف در تصویربرداریهای عملکردی مغز مانند افامآرآی (fMRI) به دانشمندان اجازه داده است تا مسیرهای دوپامینی را در مغز افراد معتاد به فناوری ردیابی کنند. مطالعات نشان میدهند که هر لایک در شبکههای اجتماعی یا موفقیت در مراحل بازیهای آنلاین، ترشح لحظهای دوپامین را در سیستم پاداش مغز به همراه دارد. این فرآیند شباهت تکاندهندهای به مکانیسم اعتیاد به مواد مخدر دارد. به مرور زمان، مغز گیرندههای دوپامین خود را کاهش میدهد تا با این حجم غیرعادی از پاداشهای پیدرپی سازگار شود که این پدیده منجر به بیحسی احساسی و نیاز به آنلاین ماندن بیشتر برای تجربه همان سطح از رضایت قبلی میگردد.
پژوهشهای بینرشتهای نشان میدهند که اختلال در لوب پیشانی مغز بر اثر اعتیاد دیجیتال، مستقیماً با توانایی مدیریت زمان و کنترل تکانه در ارتباط است. افرادی که ساعات طولانی را در محیطهای مجازی سپری میکنند، در مواجهه با کارهای نیازمند توجه مداوم، به سرعت دچار خستگی ذهنی میشوند. دانشمندان دریافتهاند که کاهش ارتباطات ساختاری در بخشهای ارتباطی مغز، مانع از انتقال روان پیامهای عصبی بین نیمکرههای راست و چپ میشود. این ناهماهنگی در بلندمدت میتواند بر توانایی حل مسئله و تعاملات اجتماعی در دنیای واقعی سایه افکند و فرد را در یک چرخه بیپایان از انزوای اجتماعی و پناه بردن به اینترنت گرفتار کند.
بازتاب آسیبهای دنیای مجازی در فرهنگ عامه و رسانهها
دگرگونیهای مغزی ناشی از فناوری به یکی از مضامین پرطرفدار در رسانههای جمعی و آثار داستانی تبدیل شده است. مستندهای علمی متعددی تلاش کردهاند تا با به تصویر کشیدن واقعیت کمپهای ترک اعتیاد دیجیتال در کشورهایی مانند کره جنوبی و چین، زنگ خطر را برای خانوادهها به صدا درآورند. در این مراکز، نوجوانانی که ماهها ارتباط خود را با جهان واقعی قطع کرده بودند، تحت درمانهای سختگیرانه رفتاری و شناختی قرار میگیرند تا مغز آنها فرصتی برای بازیابی و سازماندهی مجدد ساختارهای عصبی خود پیدا کند. این مستندها به خوبی نشان میدهند که چگونه وابستگی شدید به ابزارهای هوشمند میتواند هویت اجتماعی یک نسل را به چالش بکشد.
از سوی دیگر، سینما و تلویزیون نیز به شکلهای نمادین به این موضوع پرداختهاند. در بسیاری از آثار علمیتخیلی معاصر، انسانهایی به تصویر کشیده میشوند که به دلیل اتصال دائمی به شبکههای اطلاعاتی، توانایی تفکر مستقل و پردازش عمیق احساسات را از دست دادهاند. این بازتابهای هنری، در واقع هشداری به جوامع مدرن هستند تا قبل از فرو رفتن کامل در گرداب فناوری، مرز مشخصی میان ابزار کارآمد و وابستگی مخرب ایجاد کنند. ریشههای فرهنگی این پدیده نشان میدهد که بشر امروز در حال تجربه یک گذار شناختی بزرگ است که پیامدهای آن هنوز به طور کامل در رفتار جمعی ما آشکار نشده است.
راهکارهای بازسازی مغز و درمانهای نوین برای بازگشت به تعادل
خبر خوش برای کسانی که نگران آسیبهای ناشی از استفاده افراطی از اینترنت هستند این است که مغز انسان تا پایان عمر ویژگی پلاستیسیته یا انعطافپذیری عصبی خود را حفظ میکند. این بدان معناست که با تغییر عادات روزانه و کاهش زمان مواجهه با صفحهنمایشها، میتوان مسیرهای عصبی آسیبدیده را بازسازی کرد. تمرینات متمرکز ذهنی مانند ذهنآگاهی، مطالعه کتابهای چاپی و انجام فعالیتهای بدنی منظم از موثرترین روشها برای تحریک رشد مجدد ماده خاکستری در کورتکس پیشپیشانی هستند. این فعالیتها با وادار کردن مغز به تمرکز تکوظیفهای، توانایی از دست رفته تمرکز عمیق را به مرور زمان بازمیگردانند.
درمانهای شناختیرفتاری (CBT) نیز امروزه برای کمک به معتادان دیجیتال به کار گرفته میشوند تا به آنها در شناسایی محرکهای آنلاین شدن وسواسی کمک کنند. طراحی برنامههای سمزدایی دیجیتال که در آن فرد برای چند روز متوالی دسترسی خود را به اینترنت و گوشیهای هوشمند قطع میکند، میتواند سیستم پاداش مغز را بازنشانی کرده و حساسیت گیرندههای دوپامین را به حالت عادی بازگرداند. ایجاد محدودیتهای فیزیکی مانند عدم ورود ابزارهای دیجیتال به اتاق خواب و جایگزینی وبگردی با تعاملات واقعی و حضوری با دوستان، از گامهای ساده اما فوقالعاده حیاتی در مسیر بهبود سلامت ساختار فیزیکی مغز به شمار میروند.
جمعبندی نهایی
یافتههای علمی نشان میدهند که اعتیاد به اینترنت فراتر از یک عادت رفتاری ساده، ساختار فیزیکی و بیولوژیکی مغز ما را دستخوش دگرگونیهای جدی میکند. کاهش حجم ماده خاکستری و تغییر در کیفیت ماده سفید مغز در نواحی مربوط به تصمیمگیری و تمرکز، زنگ خطری جدی برای نسل دیجیتال است. با این حال، پلاستیسیته مغز این امکان را به ما میدهد تا با مدیریت آگاهانه زمان حضور در شبکه، سمزدایی دیجیتال و جایگزین کردن فعالیتهای تمرکزی و فیزیکی در دنیای واقعی، تعادل بیولوژیکی مدارهای عصبی خود را بازیابیم و سلامت ذهنمان را حفظ کنیم.







در این که اعتیاد در هیچ چیز البته به جز کتاب خوندن و به نظر من تا حدی وبگردی بد است تقریبا تردیدی نیست!
بنده با وجود وقتی که در اختیار اینترنت می گذارم،ولی هیچ موقع سعی کرده ام وابسته آن نشوم و بر رفتارم تاثیر بگذارد،البته روشن است که اگر این تاثیر مثبت باشد چقدر خوب است ولی به هر حال فکر می کنم استفاده بیش از حد از اینترنت باعث کاهش روابط انسانی و اجتماعی می شود و ممکن است این وابستگی شدید به راحتی قابل درمان نباشد.
همیشه یادمان باشد که”پیشگیری بهتر از درمان است.”
منتظر تحقیقات جدید و بالطبع نتایج آن هستم.
شاد و موفق باشید!
سلام
من که بدون اینترنت نمیتونم زندگی کنم :)
حالا نمیدونم تو سربازی طاقت میارم یا نه :D
حالا که ما شبه معتاد هستیم باید چکار کنیم؟ اگه به زندگی عادی برگردیم مغزمون هم به حالت اولش برخواهد گشت؟
با سلام
نمی دانم اصلا کامنت بگذارم یا نه ؟ چون که دکتر جان با اینکه وب سایت پر محتوایی دارید کمتر پیش میاید در گفتگو ها شرکت کنید و نظر خود را در کامنت ها بیان کنید
من درست قسمت آخر مقاله را درست نفهمیدم که می گوید :
ماده سفید در شیار پیرامون هیپوکامپ راست معتادان اینترنتی افزایش یافته است، این قسمت در تشکیل حافظه و بازیابی آن نقش دارد و طبیعی است که در وبگردانی که به صورت موقت نیازمند به حافظه سپردن و بازیابی اطلاعات هستند، افزایش داشته باشد.
از سوی دیگر ماده سفید، بازوی خلفی کپسول داخلی چپ که در اعمال شناختی و اجرایی نقش دارد، در مغز معتادان اینترنتی ماده سفید نسبت به بقیه جاها کاهش نشان میداد. این تغییر را میتوان با کاهش نیروی تصمیمگیری این افراد، مرتبط کرد.
در این جا صحبت از حافظه موقت ( کوتاه مدت ) شده آیا تاثیراتی هم که ممکن است روی حافظه بلند مدت پیش بیاید را هم بررسی کرده ؟ و یا مقاله ای در این ضمینه وجود دارد ؟
نه، لااقل من چنین بررسی را ندیدهام.
دکتر ما هم مطالب رو میخونیم اما متوجه منظورتون میشم ووومنظورم نتیجست..
آیا امکان رشد محسوس مغز بعد از مثلا بیست سالگی وجود داره؟ مثلا میزان هوش رو افزایش بدیم. حالا از راهی که میشه.
آیا با این مباحثی که در مقالهتون گفتین، توجیه نابغهگی برخی افراد رو میشه کرد؟ غیر از ارث چی باعث میشه کسی نابعه(سیمپیچی مغزش سازگارتر با هدفش هست) بشه؟
در مورد بخش اول مقاله جمعیت امریکا 360 میلیون نفر هست 10 درصد این جمعیت می شه 36 میلیون نفر که از چینی ها بیشتر 5 درصد هم می شه 18 میلیون نفر
حالا جمعیت چین بیشتر از 1300 میلیون نفر هست 24 میلیون نفر کمتر از دو درصد این جمعیت رو نشون می ده بر عکس چیزی که تو مقاله گفت اعتیاد امریکایی ها خیلی بیشتر از چینی ها
در هر دو مورد منظور حمعیت جوان دو کشور بوده. طبق آماری که به درصد داده درصد اعتیاد در جوانان چینی بیشتر از جوانان امریکایی است. فردا صبح تصحیح میکنم. جای خوشوقتی است مطالب یک پزشک را بعضی از خوانندگان با دقت میخونن.
;)
پس با این حساب کار ما تا حد زیادی ساختست!
شما نوشتید که “تخمین زده میشود که تنها ۵ تا ۱۰ درصد آمریکاییها به اینترنت معتاد باشند، در حالی که درصد معتادان اینترنتی چین خیلی بالاست” اما بالا ترش گفتید که 24 میلیون چینی ها معتاد به اینترنتن 24 میلیون از یک میلیار دو نیم اگر درصد بگیریم فکر کنم یک چیزی حدود یک و نیم درصد بشه بعد یک و نیم درصد یک جمعیت بیشتر میشه یا ده درصد جمعیت یک کشور؟!! البته این زمانی درسته که مقیاس نسبت درصد جمعیت کشور باشه نه خوده جمعیت کلی.