یک عکس و سه مدعی: چه کسی پرتره زمین را گرفت؟

برخی از عکسهای تاریخی فراتر از یک ثبت لحظه ساده هستند؛ آنها به نمادی از یک دوران، یک آرمان یا حتی هویت یک سیاره تبدیل میشوند. عکس «مرمر آبی» (The Blue Marble) دقیقاً از همین جنس است. این تصویر که در سال ۱۹۷۲ طی مأموریت آپولو ۱۷ ثبت شد، نه تنها زمین را به شکلی بیسابقه نشان داد، بلکه به یکی از پرانتشارترین و تأثیرگذارترین تصاویر تاریخ عکاسی تبدیل شد. در این مقاله، ما به بررسی داستان پرفراز و نشیب این عکس میپردازیم؛ تصویری که با وجود گذشت دههها، هنوز هم بحثهای داغی درباره هویت واقعی عکاس آن در میان فضانوردان و مورخان ناسا وجود دارد.
ما معمولاً فریفته زیبایی بصری یک عکس میشویم و کمتر به جزئیات فنی یا درگیریهای انسانی پشت آن توجه میکنیم. در سایت «یک پزشک»، پیش از این به داستانهای جذابی مثل تقلب کوچک عکاس جنگ یا جستجوی بینتیجه سوژه عکس مرد تانکسوار پرداختهایم. اما داستان عکس مرمر آبی تفاوت بزرگی دارد؛ اینجا بحث بر سر یک پرتره از تمامیتِ زیستگاه ماست. این عکس که در آرشیو ناسا با کد AS17-148-22727 شناخته میشود، چنان در فرهنگ عامه نفوذ کرده که از تمبرهای پستی تا پسزمینه گوشیهای هوشمند را تسخیر کرده است، اما هنوز یک پرسش کلیدی باقی مانده است: کدام دست دکمه شاتر دوربین هسلبلاد را فشرد؟
فهرست مطالب
- ۱. پدیده مرمر آبی؛ نمادی جهانی بر روی هر سطحی
- ۲. چرا این عکس یگانه است؟ تحلیل فنی نورپردازی کیهانی
- ۳. هندسه فضایی و چالش فاصله ۱۲ هزار مایلی
- ۴. مأموریت آپولو ۱۷؛ آخرین سفر انسان به ماه
- ۵. سه فضانورد و سه ادعای متناقض بر سر یک فریم
- ۶. جک اشمیت؛ دانشمند – جغرافیدانی که به فضا تحمیل شد
- ۷. شش ساعت اول پرواز؛ زمانی که زمین از پنجره خودنمایی کرد
- ۸. دوربین هسلبلاد و ثبت چهار فریم سرنوشتساز
- ۹. کشف در ساختمان شماره هشت؛ دیک آندروود و ظهور شاهکار
- ۱۰. آناتومی تصویر؛ از قطب جنوب تا صحراهای عربستان
- ۱۱. واقعیت وارونه؛ چرا زمین در عکس اصلی برعکس بود؟
- ۱۲. میراث یوجین سرنان و جک اشمیت در دنیای امروز
- ۱۳. سوالات متداول
💡 پاسخ سریع (Quick Answer)
عکس مرمر آبی (The Blue Marble) در ۷ دسامبر ۱۹۷۲ توسط خدمه مأموریت آپولو ۱۷ ثبت شد. این تنها عکس کامل از کره زمین است که در آن تمام دایره زمین روشن است و مستقیماً توسط یک انسان (نه ماهواره) گرفته شده است. با وجود اینکه هر سه فضانورد (یوجین سرنان، ران ایوانس و جک اشمیت) ادعای مالکیت آن را داشتند، اکثر شواهد و تحلیلهای تاریخی نشان میدهند که احتمالاً هاریسون (جک) اشمیت، دانشمند-جغرافیدانِ گروه، عکاس اصلی بوده است. این عکس در فاصله حدود ۲۸ هزار مایلی از زمین و با دوربین هسلبلاد ثبت شده است.
پدیده مرمر آبی؛ نمادی جهانی بر روی هر سطحی
تصور کنید عکسی گرفتهاید که بدون نیاز به هیچ توضیحی، به زبان مشترک تمام بشریت تبدیل شده است. عکس «مرمر آبی» فراتر از یک سند علمی، به یک آیکون فرهنگی بدل گشت. این تصویر بر روی پرچم روز زمین، بیلبوردهای تبلیغاتی خودروهای لوکس، پدهای ماوس و حتی به عنوان نمادی برای جنبشهای زیستمحیطی استفاده شده است. نفوذ این عکس به قدری زیاد است که حتی در دوران ابتدایی فیسبوک، صفحات هواداری اختصاصی داشت. این حجم از بازنشر، مرمر آبی را به پرتیراژترین عکس تاریخ تبدیل کرده است، عکسی که به انسانها نشان داد خانهشان چقدر در میان سیاهی مطلق فضا، شکننده و در عین حال زیباست.
در دنیای مدرن امروز که ماهوارهها هر ثانیه هزاران تصویر با کیفیت بالا از زمین ارسال میکنند، شاید درک اهمیت این عکس سخت باشد. اما باید بدانیم که مرمر آبی در دورانی متولد شد که دیدن زمین از دوردست، یک تجربه فراتر از درک بشری بود. این عکس به نوعی «سلفی بشریت» بود؛ اولین باری که ما توانستیم خودمان را به عنوان یک واحد کل، بدون مرزهای سیاسی و جغرافیایی ساختگی، در یک قاب ببینیم. به همین دلیل است که ناسا این عکس را گنجینهای ملی میداند و با کد اختصاصی AS17-148-22727 از آن محافظت میکند. این تصویر نه تنها چشمان ما را به فضا باز کرد، بلکه قلبهایمان را به سمت حفاظت از زمین سوق داد.
چرا این عکس یگانه است؟ تحلیل فنی نورپردازی کیهانی
بسیاری از عکسهایی که از زمین گرفته شدهاند، زمین را به صورت هلال یا نیمدایره نشان میدهند. اما «مرمر آبی» یک استثنای خیرهکننده است؛ این اولین عکسی بود که زمین را به صورت یک دایره کامل و کاملاً روشن به تصویر کشید. برای اینکه چنین اتفاقی بیفتد، عکاس باید دقیقاً در موقعیتی قرار میگرفت که خورشید پشت سر او باشد. در اصطلاح نجومی، زمین در حالت «بدر» یا کامل نسبت به ناظر قرار داشت. این نورپردازی طبیعی باعث شد تمام جزئیات قارهها و اقیانوسها بدون هیچ سایه مزاحمی ثبت شوند و تصویر مانند یک سنگ مرمر درخشان در فضای تاریک خودنمایی کند.
جالب است بدانید که این عکس، تنها تصویر کاملی از کره زمین است که تا به امروز توسط «دست یک انسان» ثبت شده است. بله، تصاویر بعدی که ما از زمینِ کامل میبینیم، معمولاً موزاییکی از عکسهای ماهوارهای هستند که توسط کامپیوترها به هم چسبانده شدهاند (Composite Images). اما در ۷ دسامبر ۱۹۷۲، یک انسان واقعی پشت لنز دوربین Hasselblad ایستاد و در یک لحظه ناب، این شکوه را ثبت کرد. این اصالت انسانی است که به مرمر آبی روحی متفاوت بخشیده و آن را از تصاویر سرد ماهوارهای متمایز میکند. این عکس نشاندهنده لحظهای است که تکنولوژی و هنر در ارتفاعات کیهانی با هم تلاقی کردند.
هندسه فضایی و چالش فاصله ۱۲ هزار مایلی
ثبت چنین تصویری نیازمند رعایت قوانین سختگیرانه هندسه فضایی است. برای اینکه زمین به صورت یک دایره کامل در کادر دوربین جا بگیرد، فضاپیما باید حداقل ۱۲ هزار مایل (حدود ۱۹ هزار کیلومتر) از سطح زمین فاصله داشته باشد. تا به امروز، تنها ۲۴ نفر در تاریخ بشریت توانستهاند به چنین فاصلهای از زمین دست یابند. این افراد سرنشینان ۹ مأموریت آپولو بودند که بین سالهای ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۲ راهی ماه شدند. از میان این ۲۴ نفر، حتی تعداد کمتری شانس این را داشتند که در زمان مناسب و با نورپردازی خورشیدی صحیح، زمین را به صورت کامل مشاهده کنند.
علاوه بر فاصله، زمانبندی نیز حیاتی بود. عکاس باید در یک «پنجره نوری» بسیار باریک قرار میگرفت؛ جایی بین زمین و خورشید. اگر فضاپیما کمی زودتر یا دیرتر به این نقطه میرسید، بخشی از زمین در تاریکی فرو میرفت و ما به جای مرمر آبی، عکسی از یک هلال زمین داشتیم. این دقت ریاضی در مأموریت آپولو ۱۷ به اوج خود رسید. فضانوردان در حالی که با سرعت هزاران مایل در ساعت از زمین دور میشدند، باید در لحظهای دقیق دوربین را به سمت خانه نشانه میرفتند. این هماهنگی بین مدار حرکت، موقعیت خورشید و آمادگی عکاس، مرمر آبی را به یک معجزه در دنیای عکاسی تبدیل کرد.
مأموریت آپولو ۱۷؛ آخرین سفر انسان به ماه
در دسامبر سال ۱۹۷۲، ناسا آماده میشد تا پرونده مأموریتهای آپولو را با یک نمایش باشکوه ببندد. موشک عظیم ساترن ۵ (Saturn V) بر روی پد پرتاب ۳۹A قرار داشت تا آخرین مأموریت سرنشیندار به ماه را آغاز کند. آپولو ۱۷ از جهات بسیاری متفاوت بود؛ این تنها مأموریتی بود که پرتاب آن در شب انجام شد و نوری خیرهکننده به آسمان فلوریدا بخشید. این مأموریت قرار بود پایانبخش فصلی باشد که با رویای جان اف کندی آغاز شده بود. فضانوردان میدانستند که تا سالها، کسی به جایی که آنها میروند، باز نخواهد گشت و همین موضوع بار مسئولیت ثبت لحظات را سنگینتر میکرد.
خدمه این پرواز تاریخی شامل سه نفر بودند: یوجین سرنان (Eugene Cernan) به عنوان فرمانده، ران ایوانس (Ronald Evans) خلبان گردونه فرماندهی و هاریسون اشمیت (Harrison Schmitt) خلبان ماهنشین. حضور اشمیت در این مأموریت یک نقطه عطف بود؛ او اولین «دانشمند-فضانورد» بود که به ماه میرفت. برخلاف اکثر فضانوردان که خلبانان نظامی بودند، اشمیت یک زمینشناس تحصیلکرده هاروارد بود. این ترکیب از مهارتهای نظامی و دانش علمی، آپولو ۱۷ را به یکی از غنیترین مأموریتهای علمی تاریخ تبدیل کرد. ثبت عکس مرمر آبی در همان ساعات اولیه این سفر بزرگ، پیشدرآمدی بود بر شکوهی که قرار بود در سطح ماه رقم بخورد.
سه فضانورد و سه ادعای متناقض بر سر یک فریم
با مشهور شدن عکس مرمر آبی، یک درگیری لفظی آرام اما طولانی میان خدمه آپولو ۱۷ شکل گرفت. در حالی که عکس در سراسر جهان به عنوان نماد صلح و اتحاد شناخته میشد، در داخل فضاپیما هر سه نفر معتقد بودند که خودشان عکاس اصلی بودهاند. یوجین سرنان، فرمانده مأموریت، با قاطعیت ادعا میکرد که او دوربین را برداشته و این لحظه را ثبت کرده است. ران ایوانس نیز تا زمان مرگش در سال ۱۹۹۰ بر ادعای خود پافشاری کرد. اما جک اشمیت، با تکیه بر جزئیات فنی و خاطراتش، روایت متفاوتی داشت که با منطق مأموریت سازگارتر بود.
این اختلاف نظر به قدری جدی بود که حتی دههها بعد، در مراسم سیامین سالگرد پرواز، سرنان و اشمیت از روبرو شدن با یکدیگر در ضیافت شام جیمز کامرون اجتناب کردند. نکته جالب اینجاست که طبق قوانین ناسا، تمام عکسهای گرفته شده در طول مأموریت متعلق به دولت ایالات متحده است و هیچ حق امتیازی (Royalty) به عکاس تعلق نمیگیرد. بنابراین، این دعوا بر سر پول نبود، بلکه بر سر افتخار ثبت «پرتره زمین» بود. هر سه نفر میخواستند نامشان به عنوان انسانی که زیباترین نگاه را به خانه داشته، در تاریخ ثبت شود. این رقابت انسانی در دل یک مأموریت فضایی، ابعاد دراماتیک عکس مرمر آبی را دوچندان میکند.
جک اشمیت؛ دانشمند – جغرافیدانی که به فضا تحمیل شد
هاریسون «جک» اشمیت، شخصیتی منحصربهفرد در برنامه آپولو بود. حضور او در مأموریت آخر، نتیجه فشار جامعه علمی بر ناسا بود تا بالاخره یک دانشمند واقعی قدم بر سطح ماه بگذارد. تا پیش از آن، فضانوردان عمدتاً خلبانانی بودند که برای انجام کارهای فنی آموزش دیده بودند، اما اشمیت یک زمینشناس خبره بود که زبان سنگها و خاکها را میفهمید. او به نوعی به تیم «تحمیل» شده بود و فضانوردان نظامی در ابتدا استقبال گرمی از او نکردند. اما همین پیشزمینه علمی اشمیت بود که او را به کاندیدای اصلی عکاسی از زمین تبدیل کرد.
یک دانشمند برای «مشاهده کردن» آموزش دیده است. در حالی که سرنان و ایوانس مشغول بررسی ابزارهای کنترلی پیچیده و هدایت فضاپیما بودند، اشمیت احتمالاً تنها کسی بود که وقت و کنجکاوی کافی برای نگاه کردن به بیرون از پنجره را داشت. او به عنوان یک جغرافیدان، ارزش بصری و علمی زمینی که در دوردست میدرخشید را بهتر از هر کس دیگری درک میکرد. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که روحیه جستجوگر اشمیت و تمرکز او بر پدیدههای طبیعی، محرک اصلی برداشته شدن دوربین هسلبلاد و ثبت آن چهار فریم تاریخی بوده است. او شاید یک خلبان جنگی نبود، اما چشمان تیزبین یک محقق را داشت.
شش ساعت اول پرواز؛ زمانی که زمین از پنجره خودنمایی کرد
در ساعات اولیه پس از پرتاب، فشار کاری بر روی فضانوردان آپولو ۱۷ فوقالعاده زیاد بود. فضاپیما باید دو بار به دور زمین میچرخید تا شتاب لازم برای خروج از مدار را به دست آورد. پس از آتش شدن موشک بوستر و قرار گرفتن در مسیر ماه، آنها دوباره در سمت روشن زمین قرار گرفتند. در این مرحله، فضانوردان باید عملیات حساس جدا کردن گردونه فرماندهی از موشک و اتصال به ماهنشین را انجام میدادند. در چکلیستهای رسمی ناسا، هیچ بندی برای عکاسی از زمین در این لحظات وجود نداشت و اولویت مطلق با حفظ پایداری فضاپیما بود.
اما دقیقاً در ساعت پنجم و شش دقیقه پس از پرتاب، زمانی که فضاپیما به فاصله ۲۸ هزار مایلی رسیده بود، یکی از فضانوردان متوجه منظرهای بینظیر از پنجره شد. در آن لحظه، زمین نه یک نقشه سرد، بلکه یک موجود زنده و تپنده به نظر میرسید. اقیانوسهای آبی عمیق و ابرهای سفید چرخان، کنتراست شدیدی با سیاهی مطلق فضا ایجاد کرده بودند. در حالی که دو نفر دیگر غرق در مانیتورها و دکمهها بودند، نفر سوم فرصت را غنیمت شمرد و دوربین را به سمت پنجره برد. این یک لحظه دزدیده شده از زمان بود؛ عکاسی در میان یکی از پیچیدهترین عملیاتهای مهندسی تاریخ.
دوربین هسلبلاد و ثبت چهار فریم سرنوشتساز
ابزاری که این شاهکار را خلق کرد، یک دوربین Hasselblad 500EL مجهز به لنز ۸۰ میلیمتری زایس (Zeiss) بود. این دوربین که به طور اختصاصی برای شرایط فضا بهینه شده بود، از فیلمهای ۷۰ میلیمتری استفاده میکرد. عکاس مأموریت آپولو ۱۷ در آن لحظه حساس، تنها چهار عکس از زمین گرفت. این عکسها با فاصله حدود یک دقیقه از هم ثبت شدند. عکاس هوشمندانه در هر فریم میزان نوردهی (Exposure) را تغییر داد تا مطمئن شود حداقل یکی از تصاویر به خوبی ثبت میشود. این تکنیک که امروزه به آن «براکتینگ» میگوییم، در آن زمان و در شرایط بیوزنی، نشاندهنده تسلط عکاس بر ابزارش بود.
فریم دوم از این مجموعه چهار عددی، همان عکسی است که ما امروز به عنوان «مرمر آبی» میشناسیم. این فریم از نظر وضوح، کنتراست و ترکیببندی، کاملترین نسخه بود. جالب اینجاست که عکاس پس از ثبت این چهار فریم، دوربین را به جای خود بازگرداند و تا هفتهها به هیچکس نگفت که چه گنجینهای را بر روی فیلم ثبت کرده است. حتی همراهان او در فضاپیما نیز در آن لحظه متوجه اهمیت کاری که انجام شده بود، نشدند. این سکوت تا زمان بازگشت به زمین و ظاهر شدن فیلمها ادامه داشت؛ گویی عکاس میخواست اجازه دهد خودِ تصویر در زمان مناسب سخن بگوید.

کشف در ساختمان شماره هشت؛ دیک آندروود و ظهور شاهکار
داستان واقعی مرمر آبی ده روز بعد و در آزمایشگاههای مرکز فضایی جانسون آغاز شد. زمانی که فیلمهای آپولو ۱۷ به زمین بازگشت، تکنسین ارشد عکس، دیک آندروود (Dick Underwood)، مسئولیت بررسی و چاپ آنها را بر عهده داشت. در ساختمان شماره هشت، جایی که لابراتوارهای فوقپیشرفته ناسا قرار داشت، آندروود ناگهان با فریمی روبرو شد که نفس را در سینهاش حبس کرد. او بلافاصله متوجه شد که این تصویر با تمام عکسهای قبلی مأموریتهای آپولو متفاوت است. این اولین بار بود که یک دایره کامل و روشن از زمین با چنین کیفیتی ثبت میشد.
آندروود به سرعت خبر این کشف را به مقامات ناسا رساند. در عرض چند ساعت، هیجان تمام مرکز فضایی را فرا گرفت. عکسی که به طور اتفاقی و در میان مشغلههای مأموریت گرفته شده بود، حالا به مهمترین دستاورد بصری ناسا تبدیل گشته بود. این عکس بلافاصله برای روزنامههای سراسر جهان ارسال شد و در صفحه نخست تایمز، نیویورک تایمز و صدها نشریه دیگر جای گرفت. دیک آندروود بعدها در خاطراتش نوشت که وقتی آن نگاتیو را زیر ذرهبین دید، میدانست که تاریخ عکاسی برای همیشه تغییر کرده است. مرمر آبی دیگر یک عکس خصوصی در دوربین یک فضانورد نبود؛ حالا متعلق به تمام جهان بود.
آناتومی تصویر؛ از قطب جنوب تا صحراهای عربستان
آنچه مرمر آبی را به لحاظ بصری غنی میکند، جزئیات جغرافیایی خیرهکننده آن است. در این عکس، قاره آفریقا با وضوح عجیبی دیده میشود؛ از سبزی جنگلهای استوایی تا قهوهای سوخته صحرای بزرگ آفریقا. در کنار آن، شبهجزیره عربستان به طور کامل مشخص است. اما شاخصترین بخش تصویر، پوشش ابری چرخان بر روی اقیانوسهاست. این ابرها نه تنها به عکس عمق و حرکت بخشیدهاند، بلکه نشاندهنده اتمسفر زنده و پویای زمین هستند. قطب جنوب نیز به صورت یک کلاهک سفید درخشان در تصویر خودنمایی میکند که در زمان مأموریت، در اوج روشنایی تابستانی خود بود.
این ترکیب از رنگهای آبی تیره، سفید برفی و قهوهای خاکی در میان سیاهی مطلق کیهان، هارمونی بینظیری ایجاد کرده است. جالب است که در زمان ثبت عکس، زمین در آستانه تغییر فصل بود و جریانات هوایی قدرتمندی در نیمکره جنوبی در جریان بود که منجر به شکلگیری آن الگوهای ابری زیبا گشت. هر بار که به این عکس نگاه میکنیم، جزئیات جدیدی از ساختار زمین را کشف میکنیم؛ از دریای سرخ گرفته تا جزایر کوچک اقیانوس هند. مرمر آبی نه تنها یک عکس زیبا، بلکه یک نقشه طبیعی و زنده است که پیچیدگی زیستبوم ما را به رخ میکشد.

واقعیت وارونه؛ چرا زمین در عکس اصلی برعکس بود؟
یکی از حقایق کمتر شنیده شده درباره عکس مرمر آبی این است که نسخه اصلی و نگاتیو آن، با آنچه ما امروز میبینیم ۱۸۰ درجه تفاوت دارد. در فضا، مفاهیمی مثل «بالا» و «پایین» معنای فیزیکی ندارند و فضانورد عکاس، دوربین را به گونهای نگه داشته بود که قطب جنوب در بالای کادر قرار گرفته بود. در واقع، در عکس اصلی، آفریقا و عربستان در قسمت پایین و قطب جنوب در قسمت بالایی تصویر دیده میشدند. این وضعیت کاملاً با تجربه بیوزنی فضانورد سازگار بود، اما برای چشمان ما زمینیها که عادت داریم شمال را در بالا ببینیم، بسیار غریبه به نظر میرسید.
ناسا برای اینکه عکس را برای عموم مردم قابلفهمتر و دلپذیرتر کند، تصمیم گرفت در زمان چاپ و انتشار، آن را ۱۸۰ درجه بچرخاند. این تغییر باعث شد قطب جنوب به پایین منتقل شود و نقشه زمین با آنچه در اطلسهای جغرافیایی آموختهایم، مطابقت پیدا کند. این دستکاری کوچک نشان میدهد که حتی در علمیترین مأموریتها، «ادراک انسانی» نقشی تعیینکننده در ارائه حقایق دارد. نسخه چرخیده شده به قدری جا افتاد که امروزه کمتر کسی به یاد میآورد زمین در آن لحظه تاریخی از دید فضانورد، وارونه بوده است. این موضوع یادآور این نکته است که حقیقت در فضا، همیشه با استانداردهای زمینی ما همخوانی ندارد.
میراث یوجین سرنان و جک اشمیت در دنیای امروز
امروز، یوجین سرنان به عنوان «آخرین انسانی که روی ماه قدم گذاشت» شناخته میشود؛ لقبی که هیچ مدعی دیگری ندارد. اما در مورد عکس مرمر آبی، اکثر صاحبنظران و مورخان ناسا اکنون بر این باورند که هاریسون (جک) اشمیت عکاس واقعی بوده است. تحلیلها نشان میدهند که در زمان ثبت عکس، سرنان و ایوانس به شدت درگیر عملیات فنی بودهاند و تنها اشمیت، با آن پیشزمینه علمی و اشتیاق برای مشاهده زمین، فرصت و انگیزه کافی برای ثبت این فریمها را داشته است. اشمیت بعد از بازگشت به زمین، وارد دنیای سیاست شد و به عنوان سناتور در کنگره آمریکا خدمت کرد، اما همیشه از آن لحظه به عنوان اوج زندگی حرفهای خود یاد میکند.
میراث واقعی این عکس، نه در نام عکاس آن، بلکه در پیامی است که به بشریت مخابره کرد. مرمر آبی به ما آموخت که زمین خانهای کوچک و تنها در اقیانوس بزرگ کیهان است. این عکس انگیزهبخش نسلهای جدیدی از فضانوردان و عکاسان شد تا به دنبال ثبت زیباییهای فراتر از مرزها باشند. اگرچه مأموریتهای آپولو پایان یافتند، اما نگاهی که مرمر آبی به ما بخشید، همچنان زنده است. این تصویر یادآور این حقیقت است که در میان تمام تفاوتها و درگیریهای انسانی، ما همگی سرنشینان یک سنگ مرمر آبی و درخشان هستیم که باید با تمام توان از آن محافظت کنیم.

جمعبندی نهایی
عکس مرمر آبی (The Blue Marble) فراتر از یک فریم عکاسی، یک سند تاریخی است که نقطه عطف آگاهی بشر نسبت به سیارهاش را رقم زد. مأموریت آپولو ۱۷ نه تنها آخرین سفر انسان به ماه بود، بلکه با ثبت این پرتره یگانه، میراثی جاودان برای تمام نسلها به جا گذاشت. اگرچه رقابت میان فضانوردانی چون یوجین سرنان و جک اشمیت بر سر مالکیت این عکس تا دههها ادامه یافت، اما آنچه در نهایت اهمیت دارد، چشماندازی است که این تصویر به ما هدیه داد؛ دیدگاهی که در آن زمین، فارغ از مرزها و سیاستها، به عنوان گوهری درخشان و آسیبپذیر در دل تاریکی فضا خودنمایی میکند. این عکس همچنان به ما یادآوری میکند که برای دیدن شکوه واقعی خانه، گاهی باید هزاران مایل از آن فاصله گرفت.






آقای مجیدی! یه سوال ازتون دارم. خواهش میکنم اول تحقیق کنید بعد نظر منو تایید نکنید! شما باور میکنید که آمریکایی ها روی ماه راه رفتند؟
مقاله ای موجود هست که اثبات علمی میکنه که این حرف یه جوک بزرگ تبلیغاتی بیشتر نیست.
http://www.spacescience.ir/ShowPost.aspx?Post=0000178
——————
http://pnazemi.persianblog.ir/post/165
مطلب جالبی بود.
تشکر از گردآورنده.
چه داستانی داشت
تا به حال نمی دونستم این مورد رو
بارها این عکس رو دیده بودم
خیلی جالب بود ، ممنون از ارائه این مطلب موشکافانه .
موفق باشید
مطلب جذابی بود… ممنون دکتر مجیدی عزیز
توی فیلم “An Inconvenient Truth” یه جاییش هست که یه عکس نشون میده از کره زمین بدون ابر که نتیجه کنار هم قرار دادن صدها مجزا بود… خیلی عکس زیبایی بود… ولی این یکی بدلیل طبیعی بودن هنوز فوق العاده هست…
امان از حرص و طمع
سر عکس با هم دعواشون شد دانشمندای گنده! بسیار جالب بود.
جالب بود. من هم بارها این عکس رو دیده بودم و تا به حال به تاریخچه اش فکر نکرده بودم. ولی واقعا از دو تا دانشمند بعیده که اینقدر دروغگو باشند.
شاید خواندن این مقاله هم خالی از لطف نباشد.
http://www.akkasee.com/articles/12676/