domainhostcentre
8-14-2014 11-02-59 AM
فناوری

آشنایی با زندگی نخستین زنی که برنده معتبرترین جایزه ریاضی شد: مریم میرزاخانی

زمانی که مریم میرزاخانی ۸ ساله بود عادت داشت که موفقیت‌های یک دختر قهرمان را پیش خودش تجسم کند. هر شب در رختخواب، قهرمان خیالی او شهردار می‌شود، به نقط مختلف دنیا سفر می‌کرد یا در زمینه‌های بارز دیگری، موفقیت کسب می‌کرد.

8-14-2014 10-57-47 AM

امروز، میرزاخانی یک استاد ۳۷ ساله ریاضیات در دانشگاه استنفورد است و هنوز هم در ذهنش داستان‌هایی می‌نگارد. جاه‌طلبی‌های او تغییری نکرده‌اند ولی بازیگران و شخصیت‌ها داستان‌هایش چرا. این بازیگران حالا سطوح هذلولی، فضاهای moduli و سامانه‌های دینامیک هستند. او بر این باور است که ریاضیات از جهاتی مانند نوشتن یک رمان است:

«شخصیت‌های مختلفی وجود دارند و شما بایستی آنها را بهتر بشناسید. داستان پیش می‌رود، آنگاه وقتی دوباره به شخصیت‌های نگاه می‌کنید، می‌بینید که نسبت به تلقی اول شما، تغییر کرده‌اند.»

ریاضی‌دان ایرانی شخصیت‌هایش را هر جا که می‌رفت با خود می‌برد، همزمان خطوط داستانش نوشته می‌شد، داستانی که سال‌ها طول کشید تا آشکار شود.

او در میان ریاضی‌دان‌ها به این ویژگی شهرت دارد که کوچک اما سرکش و رام‌نشدنی است و دشوارترین سؤالات زمینه مطالعاتی‌اش را با پایداری بسیار دنبال می‌کند. استاد راهنمای او در مقطع دکترا -کورتیس مک‌مولن- می‌گوید که او زمانی که پای ریاضیات در بین باشد او با بی‌پروایی بسیار جاه‌طلبی دارد.

با صدای آرام و یکنواخت و چشمان خاکستری مایل به آبی‌اش، میرزاخانی اعتماد به نفس تزلزل‌ناپذیری دارد. در عین حال فروتن است و زمانی که از او در مورد سهمش در حل کردن یک مشکل مطالعاتی سؤال می‌شود، می‌گوید «اگر بخواهم صادف باشم، فکر می‌کنم که سهم زیادی نداشته‌ام.» حتی زمانی که در ماه فوریه ایمیلی به او رسید که مبنی بر دریافت معتبرترین جایزه ریاضی دنیا یعنی نشان «فیلد» بود، او به سادگی عنوان کرد که شاید ایمیلی که دریافت کرده، هک شده باشد و واقعی نباشد!

اما دیگر ریاضی‌دان‌ها از کارهای او را می‌ستایند. الکس اسکین-ریاضی دان مقیم شیکاگو و همکار او – می‌گوید که تز دکتری او در مورد شمارش حلقه‌ها (لوپ‌ها) روی سطوحی که هندسه هذلولی دارند، بسیار جالب توجه و شایسته درج در کتاب‌های درسی ریاضی است.

ریاضی‌دان دیگر ساکن شیکاگو -بنسون فارب- هم عقیده دارد که یکی دیگر از کارهای او که در مورد دینامیک سطوح انتزاعی مرتبط با میزهای بیلیارد است، شایسته دریافت «قضیه دهه» است.

8-14-2014 11-02-41 AM

تهران

در کودکی میرزاخانی، تمایلی نداشت که یک ریاضی‌دان شود. هدف نخستین اصلی او این بود که هر کتابی را که به دستش می‌رسد، بخواند. او همچنین برنامه‌های تلویزیونی که در مورد زندگی زنان مشهوری مثل ماری کوری یا هلن کلر بود، نگاه می‌کرد، بعدها او رمانی درباره ونسان ون گوک به نام «شور زندگی» را خواند. این داستان‌های جس جاه‌طلبی تعریف‌نشده‌ای را در او برای انجام کاری بزرگ در زندگی القا کردند، شاید نویسنده شدن!

8-14-2014 11-02-19 AM

8-14-2014 11-01-59 AM

میرزاخانی در شرایط مدرسته ابتدایی را تمام کرد که جنگ ایران و عراق تمان شده بود و فرصت‌های برای دانش‌آموزان دارای انگیزه در حال فراهم شدن بود. او در آزمون ورودی مدرسه راهنمایی فرزانگان شرکت کرد. خودش می‌گوید که خوش‌شانس بوده، چون در شرایطی پا به مرحله نوجوانی گذاشت که شرایط پایدارتر شده بودند.

در نخستین هفته‌ای که وارد مدرسه فرزانگان شد، دوست مدام‌العمرش را پیدا کرد -رؤیا بهشتی- او حالا استاد ریاضی دانشگاه واشنگتن در سنت لوئیس است.

این دو دوست عادت داشتند که کتابفروشی‌ها نزدیک مدرسه را جستجو کنند، از آنجا که زیر و رو کردن کتاب‌ها در کتاب‌فروشی‌ها با نارضایتی کتابفروش‌های همراه بود، آنها مجبور بودند که به صورت تصادفی کتاب‌ها را بردارند و بخرند.

8-14-2014 10-58-03 AM
با پدر و مادر در اصفهان

اما جالب است بدانید که در سال اول وضعیت ریاضی میرزاخانی چندان جالب نبود، طوری که معلم ریاضی او را صاحب نبوغ خاصی تشخیص نمی‌داد. میرزاخانی به همین خاطر علاقه‌اش را به ریاضی از دست داد.

سال بعد او معلمی داشت که مشوق‌تر بود، عملکرد او در ریاضی به شیوه چشمگیری بهتر شد. در سال دوم دیگر او مبدل به یک ستاره شده بود.

در مقطع دبیرستان او میرزاخانی و بهشتی به دبیرستان فرزانگان رفتند و در آنجا بود که آن دو زمانی تصمیم گرفتند که مسئله‌های المپیاد انفورماتیک را با هم حل کنند، آنها می‌خواستند ببینند که چقدر توانایی حل این دست مسائل را دارند، برای همین به صورت مشترک روی آنها کار کردند و توانستند سه مسئله از شش مسئله را ظرف چند روز حل کنند، البته در آزمون واقعی، هر شرکت‌کننده تنها ۳ ساعت وقت برای حل کردن مسائل داشت.

با هدف کشف توانایی‌های خودشان در رقابت‌های مشابه، آن دو پیش مسئولان دبیرستان رفتند و خواستند که کلاس‌هایی برای حل مسائل المپیادها در دبیرستان تشکیل شود، مثل همان‌هایی که در دبیرستان‌های پسرانه برگزار می‌شد. خوشبختانه مدیر دبیرستان شخصیت بسیار قوی‌ای داشت، او به میرزاخانی اطمینان داد که با وجود اینکه تا آن زمان هیچ دختری نتوانسته بود وارد تیم المپیاد ریاضی ایران شود، میرزاخانی شایستگی مبدل شدن ورود به این تیم را دارد.

در سال ۱۹۹۴، میرزاخانی و بهشتی در ۱۷ سالگی وارد تیم المپیاد ریاضی ایران شدند. میرزاخانی در نهایت مدل طلای المپیاد را دریافت کرد.

هاروارد

اما گرفتن مدال طلای المپیاد، لزوما تضمین‌کننده موفقیت در پژوهش‌های ریاضی نیست. در مسابقات ریاضی، کسی می‌آید و یک مسئله را با یک پاسخ هوشمندانه طراحی می‌کند، اما وقتی وارد پژوهش واقعی می‌شویم با مسائلی روبرو می‌شویم که اصلا ممکن است پاسخی نداشته باشند. اما میرزاخانی برخلاف دیگر افراد موفق در المپیادها، توانایی ایجاد نگرش خاص خود را داشت.

میرزاخانی بعد از حضور در دانشگاه شریف در سال ۱۹۹۹، به دانشگاه هاروارد رفت و در آنجا در همایش مک‌مولن شرکت کرد. در آغاز او چیز زیادی از مسائلی که مک‌مولن مطرح می‌کرد، درک نمی‌کرد، اما شیفته زیبایی مسئله یعنی هندسه هذلولی‌ها شده بود. او به دفتر مک‌مولن می‌رفت و او را با سؤالات زیاد بمباران می‌کرد، سؤالاتی که با عجله به زبان فارسی نوشته بود.

او در ذهنش تصویری از مسائل را مجسم می‌کرد و بعد به دفتر مک‌مولن می‌آمد و شرحشان می‌داد. میرزاخانی شیفته سطوح هذلولی شده بود -سطوحی به شکل دونات با دو یا تعداد بیشتری حفره.

یک قرن است که این سطوح مورد توجه شاخه‌های مختلف دانش ریاضی یا حتی فیزیک قرار گرفته‌اند. اما در این مدت به بسیاری از سؤالات در زمینه این سطوح پاسخ داده نشده است، یکی از این سؤالات در مورد خطوط مستقیم یا geodesic ها روی سطوح هذلولی است.

یک سطح هذلولی را در ذهن تصور کنید و بعد خطوط مستقیمی را در نظر بیاورید که دو نقطه دلخواه آن را به هم متصل می‌کنند، حالا به نظرتان چطور می‌شود، تعداد خطوط مستقیمی را مصاحبه کرد که طول مشخصی داشته باشند؟

میرزاخانی در تز سال ۲۰۰۴ در مورد همین خطوط کار کرده بود. تز او در قالب سه مقاله در سه نشریه معتبر ریاضی چاپ شد.

8-14-2014 11-05-15 AM

میرزاخانی خودش را ریاضی‌دان کُندکاری می‌داند، او دوست دارد که سال‌ها به صورت عمقی روی مسائل کار کند. مسائلی وجود دارند که بیش از یک دهه روی آنها کار کرده است. او هرگز ناامید نمی‌شود و آهسته و پیوسته روی مسائل کار می‌کند.

راهبرد آهسته و پیوسته او به زندگی‌اش هم تعمیم یافته است:

جان وندراک -همسر میرزاخانی که دانشمند علوم کامپیوتر تئوریک در مرکز پژوهشی IBM در سن خوزه است- روزی را به یاد می‌آورد که با او برای دویدن به بیرون رفته بودند، جان آن زمان بسیار روی فرم بود، ما میرزاخانی ناآماده بود، جان نیم ساعته ورزشش را تمام کرد، اما میرزاخانی هنوز با همان شتاب آهسته به دویدن ادامه می‌داد.

میرزاخانی عادت دارد که هنگام کار طراحی‌های و تجسماتش را روی کاغذ بکشد. او تکه کاغذهای بسیار بزرگی را روی کف اتاق می‌گذارد و بعد ساعت‌های طولانی نقش‌هایی روی آنها می‌کشد که در نگاه اول یکسان به نظر می‌رسند. جان وندراک خودش نمی‌داند که چطور میرزاخانی با این سبک کار می‌کند اما مهم این است که در نهایت این شیوه کاری، به نتیجه می‌رسد. شاید زمینه تحقیقاتی میرزانی آنقدر انتزاعی و پیچیده هستند که راه‌های روتین حل قدم به قدم مسائل، در مورد آنها پاسخگو نباشد.

به تصویر کشیدن مسائل، برای میرزاخانی نسبت به روی کاغذ آوردن همه جزئیات بسیار کاراتر است.

8-14-2014 11-05-49 AM

8-14-2014 11-03-35 AM

میرزاخانی می‌گوید که دختر سه‌ساله‌اش -آناهیتا- وقتی که او کار می‌کند می‌گوید: «اوه! مامان بازم نقاشی می‌کشه!» شاید این کودک فکر می‌کند که مادرش نقاش است!

8-14-2014 11-06-08 AM

زمینه تحقیقاتی میرزاخانی با قسمت‌های مختلف ریاضیات مثل هندسه تفاضلی، تحلیل‌ پیچیده و سامانه‌های دینامیک مرتبط است.

در سال ۲۰۰۶، میرزخانی توانست مسئله دشواری را حل کند: بر سر سطوح هذلولی چه می‌آید وقتی هندسه آنها با مکانیسم‌های شبیه زلزله تغییر شکل پیدا می‌کند؟!

مسئله دشوار بعدی این بود: پیشبینی شیوه حرکت و نحوه رفتار یک توپ بیلیارد روی میزی که به جای شکل معمول به صورت چندضلعی است. یک قرن پیش بود که ریاضی‌دان‌های پیدا شدند که این مسئله ظاهرا آسان را مطرح کردند، اما در این یک قرن پاسخ سرراستی برای این مسئله پیدا نشده بود، تا اینکه در سال‌های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ میرزاخانی، اسکین و امیر محمدی موفق به حل آن شدند.

8-14-2014 11-06-45 AM

منبع

در بحث شرکت کنید

  • 1824
    60

    عالی بود خصوصا عکسا

  • 2
    11.6k

    نمیدونم باید خوشحال باشم یا ناراحت
    خوشحال بخاطر اینکه بهشون افتخار میکنم، و ناراحت بخاطر اینکه چرا ما لایق داشتن چنین گوهر با ارزشی نیستیم؟!

    خانم میرزاخانی اگه این پست یک پزشک رو خوندید، بدونید که ما بهتون افتخار میکنیم بخاطر اینکه یک بار دیگه نام یک ایرانی با سربلندی در دنیا درخشید (:

    پ.ن: من با ناسیونالیسم مخالفم، ولی در مقابل چنین افتخاری واقعاً نمیشه سکوت کرد!

    • 2673
      40

      بیایید فکر کنید هدف پیشرفت علمه. ضمن احترام به ناسیونالیسم، باید عرض کنم اصرار زیاد بر آن باعث میشود بسیاری از مسائل علمی خیلی دیرتر از زمانی که آن را کنار میگذاریم حل شوند.
      وقتی شواهد نشان میدهند که برای گسترش مرزهای دانش، و حل مسائل پیچیده، نخبگان باید در شرایط خاصی قرار گیرند تا نبوعشان شکفته شود (مثلا کار در بهترین دانشگاه های دنیا)، شاید کمی خودخواهی باشد که از آنها بخواهیم در کشور خودشان بمانند و خدمات بسیار معمولی تری را انجام دهند.
      من به شخصه فکر میکنم اگر شرایط شفتن نبوغ در نقطه ی از دنیا متمرکز شود، نباید در فرستادن نابغه ها به آن جا تردید کرد. شاید ناسیونالیسم اثرات مثبتی داشته باشد، اما پافشاری بر آن میتواند باعث خاموش ماندن و هدر رفتن استعدادهای فراوانی شود که در صورت شکوفا شدن، همه دنیا (من جمله کشور مبدا) از آن منتفع میشوند.

      • 10090
        10

        صحبت شما فرافکنانه و آرمانگرایانه است ، در صورتی که سطج زندگی همه مردم دنیا یکی بود ، و هر اکتشافی در اختیار همه مردم قرار میگرفت مصداق داشت ،کسی با رفتن و تحصیل و پیشرفت مغزهای داخلی مخالف نیست ، به شزط اینکه شرایطی فراهم شود که حاصل مطالعاتشان را در اختیار دانشگاههای کشور و دانشجویان داخلی هم قرار دهند ، مثل ژاپنی ها که برای تحصیل به آمریکا رفتند و برگشتند و مملکت خود را ساختند ، و هر دو طرف منتفع شدند،هم طرف آمریکایی هم طرف ژاپنی، انشتین سالها در دانشگاه اورشلیم درس میداد و شاگرد تربیت میکرد، یادمان نرود که ۷۰ درصد مسیر موفقیتشان را در همین مملکت و با بودجه و سرمایه گذاریهای مادی و معنوی همین کشور رفته اند

  • 4049
    30

    ایشان حدود بیست سال قبل کتابی به همراه خانم بهشتی به نگارش در اودردند که هنوز هم رفرنس المپیاد ریاضی هست با عنوان : نظریه اعداد

  • 1050
    100

    ممنون
    این کلمه رو اصلاح کنید لطفا:
    مصاحبه –> محاسبه

    • 1051
      100

      غلط دیکته ایی و نگارشی که تو این متن فراوونه . دکتر گویا برای اینکه از قافله خبر جا نمونه با شتاب متن رو تهیه کرده

  • 554
    170

    عالی بود. باعث افتخارمونه

  • 408
    210

    این روزا بحث ریاضیات که داغه + رابین ویلیامز عزیز هم که رفت =
    پس فیلم Good Will Hunting رو دوباره تماشا میکنیم .
    (:

  • 7351
    20

    خوب مغز ایشون را هم شما داشتید مثل ایشون میشدید ایشون روزی حداکثر ۸ ساعت کار میکند که بسیاری از دانشمندان و دانشجوها بیشتر روزی ۱۸ ساعت کار میکنند ولی به اینجا نمیرسند .
    دلیلش هم دوپینگی بوده که طبیعت زمان تولد به مریم میرزاخانی داده یک مغز خاص با ساختار فیزیکی ریاضی

    کلا دنیا جای تبعیضه ولی بعضی وقتها اصلا به ذهنمون نمیرسه اکثر موفقین مغز خاصی دارند که معمولیها ندارند و این یعنی دوپینگی که صداش را در نمیارن

    • 826
      120

      ./

      تفکر جالبیه ولی. دارم به این فکر میکنم کاش یه سازمانی جایی بود این دوپینگی هارو مشخص میکرد تا اونایی که مغزشو دارن ولی کاری نمیکنن و خدمتی به بشریت انجام نمیدن رو مدعی العموم بکشونه دادگاه، به جرم حیف و میل اموال عمومی پدرشونو در بیارن.
      اصولا این رسم جایزه دادن به این نابغه مابغه ها هم رسم بیخودیه. چون دارن وظیفه طبیعی شون رو انجام میدن دیگه، کاری نداره که براشون! تو زحمت نمیفتن که.
      نتیجه میگیریم که کلا دنیا جای بیخودیه. این همه دوپینگ، سه پینگ،… اه، چیه آخه.

      — منظور شما همین بود دیگه؟! –

      • 10092
        10

        نه دیگه اینطوری نمیشه.وقتی شما میگی یه سازمانی باشه افرادی که از هوششون استفاده نمیکنن و بیکارن رو محکوم کنه باید یه سازمانی هم باشه که اگه کسی از هوشش استفاده کرد تشویقش کنه…

        • 826
          120

          ./

          فکر میکردم اون ته مایه طنز تو نظری که نوشتم معلومه! من از افعال معکوس استفاده کرده بیدم!

      • 31
        990

        اگه اینطوره کل انسان‌ها (منهای یه عده محدود) رو باید محاکمه کرد چرا که به اندازه استعدادی که دارن خروجی ندارن؛ نمی‌دونم شوخیِ بود یا جدی ولی اختیارِ که انسان رو کرده انسان.

  • 181
    360

    باعث افتخار هستند ایشون

  • 2362
    50

    ممنون خیلی جالب بود
    کاش همه اش را ترجمه کرده بودید.

  • 400
    210

    خیلى عالى و کامل بود هرچند پر از غلط املایى و نگارشى

  • 10094
    10

    که چی بشه

    • 826
      120

      ./

      شما وقتی کاپ جام جهانی رو به تیم برنده میدن هم میگین “که چی بشه”؟!
      (بماند که -به نظر من- ۱۰تا از اون کاپ ها اندازه این یه دونه جایزه نمیشه.)

  • 846
    120

    سلام
    سپاسگزارم. یک‌‌پزشک این‌گونه رویدادها را خیلی خوب بازتاب می‌دهد.

  • 331
    240

    مشتاق بودم در موردشان بیشتر بدانم که یک پزشک زحمتش را کشید … متشکر آقای مجیدی …

  • 64
    660

    مریم جان، درود بر تو. در لحظه هایی که شاید احساس خستگی یا دوری از وطن و هر چیز بد دیگری بخواهد تو را از عشق به ریاضیات دور کند، به یاد بیاور که یک ملت به تو افتخار می کند. هر چند میدانم که روح بزرگت قدرتمندتر از این حرفهاست. برایت آرزوی بهترین ها را دارم.

  • 197
    340

    پست بسیار خوبی بود. ترجمه شما، دکتر، نشان می داد که اگر شیفته ریاضیات نباشید حداقل درک خوبی از آن دارید، بالاخره ترجمه هر متنی با هر کلمه ای آسان نیست. یا شاید هم این مهارتتان در ترجمه را می رساند..!

    به هر جهت مرسی از این پست!

  • 430
    200

    درسته که ایشون داره مرز های دانش را جا به جا می کنه و واقعا اینجا واسشون کوچیکه اما تصور کنید وجود ایشون تو محافل علمی کشورمون سوای بار علمی فوق العاده می تونست چه فضای انگیزشی برای دانشجو ها به وجود بیاره.خانم میرزایی بدون هیچ نگاه تعصب امیز ملی واقعا لذت بردم هموطنم به چنین حد کمالاتی رسیده.به امید اینکه همیشه سالم و پیروز باشید و باز هم از موفقیت های شما بشنویم و بخوانیم.

  • 2771
    40

    رزومه خانم رویا بهشتی زواره دوست صمیمی خانم میرزاخانی که در متن به نام ایشون هم اشاره شده و ایشون هم از هموطنان موفق هستن:
    http://www.math.wustl.edu/~beheshti

  • 7355
    20

    درود به خانم میرزاخانی

    این خبرهای خوب باعث افتخار و شادی ماست.

    تو زمونه ای که ورزشکارها ، خواننده ها و بازیگرها بیشتر از دانشمندهای موفق معرفی میشن، شنیدن این خبر باعث میشه شادی تو چشمای هر ایرانی که قدر این پیروزیها رو بدونه برق بزنه.

    با آرزوی پیروزیهای بعدی برای مریم خانم میرزاخانی عزیز.

  • 10096
    10

    “On behalf of the entire Stanford community, I congratulate Maryam on this incredible recognition, the highest honour in her discipline, the first ever granted to a woman,” said university president John Hennessy.

  • 7356
    20

    جالبه که اکثر کسانی که در سایت های مختلف به ایشان تبریک گفتند آقایان هستند، با اینکه در تیتر بیشتر خبرگزاری ها و اکثر مطالب اولین جیزی روی آن مانور داده میشود جنسیت ایشان بوده، و مطلب دیگه هم اینکه متاسفانه بعضی از خبر گزاری داخلی و تعداد محدودی از خبرگزاری های خارجی بر روی مقوله حجاب ایشان تمرکز کردند به جای کار علمی و تحقیقی ایشان، انگار این بیماری دخالت در امور شخصی دیگران در ما نهادینه شده…

    به امید درخشش بیشتر جوانان ایران

  • 82
    600

    هر چند که این خبر رو با نگارش دیگری از هوپا خوندم ولی ارزش دوباره خوندن رو داشت …باعرض تبریک و آرزوی بهترین ها براشون….

    و به قول کنجکاو :”به امید درخشش بیشتر جوانان ایران”….

  • 4252
    30

    خوب من هم مثل همه ایرانیها از این خبر خوشحال شدم.
    اما بد ندیدم توجهتون رو به یک نکته جلب کنم اونهم اینه که ایشون از تکنیک تصویر سازی ذهنی از همون بچگی استفاده می کرده و همچنین نیمه چپ مغزشون برای کارهای تجسمی به خوبی استفاده کرده.
    اگر میبینیم که در جاهایی از متن عنوان شده که خودشون هم از موفقیتهاشون متعجب شده علتش اینه که ضمیر ناخود آگاه خیلی از وقتا آدم رو متعجب میکنه.
    دوست داشتم در این مورد نظرات خودشون رو هم بدونم.
    به هر حال بهشون تبریک میگم و امیدوارم استفاده از تصویر سازی ذهنی توسط افراد آگاه به همه بچه های این سرزمین آموزش داده بشه.

  • 10098
    10

    برای من باعث افتخاره که در مدرسه فرزانگان تهران در کنار مریم عزیز درس میخوندم… با آرزوی موفقیت های بیشتر برا ایرانیان در گوشه گوشه دنیا

  • 115
    470

    با سلام

    تبریک میگم به این دختر ایرانی که نام ایران را باز هم در جهان علم مدرن به جهانیان معرفی کرد.
    با یکی از دوستان ریاصیدان ایرانی که صحبت می کردیم ایشون می گفتند که ما توی این ۱۰۰ سال اخیر یک نفر نداشتیم که کارهای جاودانه در عرصه ریاضیات داشته باشند.
    خوشحالم که می تونم بعدا برای بچه هام از ایرانی با افتخار صحبت کنم.
    امیدوارم توی این مملکت هم به علم واقعی روی خوش نشون بدهند و فقط این عرصه متعلق به کسانی نباشد که خوب حرف می زنند.

  • 10099
    10

    در پاسخ به آقا/خانم “معمولى”

    چرا مریم میرزا خانى ها کم هستند؟

    برخلاف نظر “معمول” موفقیت افرادى مثل استاد میرزا خانى فقط به دلیل هوش خدادادى نیست. اصولا موفقیت بیش از اینکه به هوش، شانس و بدنیا آمدن در یک کشور پیشرفته بستگی داشته باشد، معلول عوامل زیر است:
    ١- پیگیری علایق و گام برداشتن در مسیر درست: موفق شدن در رشته اى که علاقه شدیدی به آن دارید، حقیقتا احتیاج به هوش خدادادى ندارد. علاقه ى زیاد مهمترین پتانسیل در حرکت شما رو به جلوست. این رشته هر چیز مى تواند باشد از یک چرم کار ماهر تا موزیسین تا استاد دانشگاه و یک ورزشکار حرفه اى.
    ٢- پشتکار و پیگیرى: هر کسى به هر حال علاقه خاصى به چیزی (یا حتى کسى) دارد. لزوم رسیدن به هدف پشتکار زیاد است. اینکه از شکست در مسیر مورد علاقه تان دلسرد نشوید و ادامه دهید.
    ٣- برنامه ریزى یا انجام دادن هرکارى در زمان خودش: یک فرد موفق در بسیارى از جهات (نه لزوما همه) در زندگى شخصى هم موفق است. بر طبق این مقاله استاد میرزا خانى ٣٧ ساله است و یک دختر خردسال دارد. این یعنى علاوه بر مشغله ى زیاد ایشان در وقت مناسب ازدواج کرده و بچه دار هم شده. هم مادر، هم همسر و هم یک استاد دانشگاه.
    ۴- اعتماد به نفس: آخرین اما مهمترین مورد، اعتماد به نفس است. اگر بترسید، خجالت بکشید یا جرات به جلو رفتن را نداشته باشید. هیچ کاری نمى توانید بکنید. اگر باهوش ترین، ثروتمندترین، زیباترین و خوش شانس ترین هم باشید اما از درون اعتماد به نفس نداشته باشید، همیشه در نظر خودتان، کم هوش ترین، بدشانس ترین و زشت ترین فرد هستید. رمز موفقیت در ساختن اعتماد به نفس است. درست است که سالهاى اولیه عمر مهمترین زمان شکل گیرى اعتماد به نفس شماست، اما مى توانید با تلاش و برنامه ریزی درست و تربیت خودتان، پایه هاى اعتماد به نفس خودتان را بسازید.

    خیلى وقتها از خودم مى پرسیدم چرا من آنچنان موفق نشدم؟ براى اطلاع شما باید بگویم که من در علامه حلى و دانشگاه صنعتی شریف درس خواندم آی کیوى من ١٣٠ بود پس چرا من یک مدرس ساده ى دانشگاه هستم ولى دکتر میرزاخانى استاد یکى از بهترین دانشگاه هاى دنیا؟ پاسخ ساده است! من با هوش بودم حتى دانشگاه خوبى هم درس خواندم ولى نه برنامه ریزی درستی در زندگى داشتم و نه پشتکار آنچنانى از همه بدتر اعتماد به نفسِ کار بزرگى که استاد میرزا خانى کرد را هم نداشتم. هر وقت هم چه در تحقیقاتم و چه در زندگى شخصى به مشکلى برخوردم به جاى حل کردنش، مشکل را دور زده ام!

    پس برخلاف نظر آقاى/خانمِ “معمولى” هوش اینجا هیچ نقشى ندارد. دنیا پر است از آدمهاى باهوش ناموفق و آدمهای معمولى موفق. تنها راه این است که علاقه ى تان را پیدا کنید، در راهش با اعتماد به نفس و با برنامه ریزىِ هدفدار قدم بردارید. در لغت ساده است، اما در عمل نه و براى همین است که میرزاخانى ها کم هستند …

    • 35
      930

      خیلی ممنون از شما بسیار توضیح قشنگی دادید.موفق و پیروز باشید.

    • 7351
      20

      شما خودتان حرف من را کاملا تایید کردید
      میفرمایید علیرغم نداشتن این برنامه ریزی و پشتکار شما الان استاد دانشگاهید
      به نظرتان اگر همین مغز با ایکیوی بالا را نداشتید الان چه شغلی یا کاری داشتید و چه وضعیتی داشتید؟
      ضمنا ثابت شده مغز اینشتین یک ساختار خاصی داشته که لازمه درک فیزیک و ارایه تیوری نسبیت بوده
      و مغز مریم میرزاخانی هم خاصیت خاصی داره که هندسه میفهمه که ممکنه مغز شما نداشته باشه این ساختار را، علیرغم ایکیوی بالا

      • 7359
        20

        دوست گرامی
        همه آدم ها استعدادهای مخصوص خودشون رو دارند و متاسفانه در جامعه ما مستعد ریاضی فیزیک باهوش و مفید و … تلقی می شود در صورتیکه ممکن است یکی نقاش بسیار بسیار خوبی باشد و حتی نابغه در رشته خود اما فیزیک و ریاضی خوبی نداشته باشد .

        چیزی که در گام اول مهم و به نظر من سخت هست کشف استعداد های خودمون هست .

  • 7360
    20

    فکر کنید خانم میرزازاده موقعیت مهاجرت رو پیدا نمی کردند.به فرض قسر در رفتن از خطر تصادف برای بار دوم…آلودگی، سقوط هواپیما، آلودگی مواد غذایی، زندان اوین و….الان خدمت شوهر مشغول بچه داری، همسر داری و پخت و پز بودند و نهایتا در بهترین شرایط معلم ریاضی نمونه منطقه هم می شدند…..!!!!

  • 7360
    20

    ببخشید خانم میرزا خانی

  • 35
    930

    عالی بود خیلی ممنون آقای دکتر واقعا باعث افتخاره

  • 10100
    10

    متنی با ارزش خبری و جذابیت بالا مثل این نباید تا این حد پر از اغلاط تایپی و دستوری باشد جناب دکتر!

  • 18
    1.5k

    آیا ایشان از همسرشان طلاق گرفته اند؟ چون در تمام عکس هایی که از ایشان دیده ام حلقه ازدواجشان را به دست راست کرده اند.

    همچنین یک سوالی که مدام باعث شده سراغ رشته های علوم پایه (به خصوص ریاضی محض) نروم، بحث دغدغه های مالی بوده. آیا میشود باور کرد که ایشان با دغدغه های مالی قادر به ادامه مسیر بوده باشند؟
    مساله ی دیگری که مرا از مطالعه ی رشته های علوم پایه باز میدارد، این است که معمولاً اینگونه افراد، نیاز به افراد دیگری دارند تا نیازهای آنها را رفع و به آنها در امور مختلف کمک کنند. این موضوع به طرز حالبی در سریال Big Bang Theory هم منعکس شده، جایی که دکتر کوپر همواره نیاز به اطرافیانش دارد و آنها هم اخلاق تند دکتر کوپر را فقط به این دلیل تحمل میکنند که او را نابغه می پندارند.
    مسلما به عنوان یک پسر، اصلا برایم قابل قبول نیست که سربار دیگران باشم و افراد دیگر را به زحمت بیاندازم تا خودم بتوانم با خیال آسوده، مرزهای علم را گسترش دهم.
    این را هم بگویم که علاقه ی بسیار زیادی به ریاضی محض داشته و دارم، ولی به دلایل فوق، رشته دانشگاهی ام را برق انتخاب کردم. امیدوارم اینجا کسانی باشند که با دلایل منطقی حرف مرا رد کنند.

    • 1054
      100

      حرف شما کاملا درسته در کشور ما علوم پایه ارزش چندانی ندارند و رشته های مهندسی و پزشکی بازار بهتری دارند.

  • 10102
    10

    حالا خوبه شما به ریاضی محض علاقه داشتین و الان برق میخونین”
    من عاشق ریاضی بودم و رشتم ریاضی بود واون دوران کتاب خانوم میرزاخانی و رویابهشتی که نظریه اعداد بودو تو کتابخونه مدرسه دیدم وازون موقع میشناسمشون.وهمیشه دوس داشتم ریاضی محض بخونم بااینکه اون زمان بهم میگفتن برو برق و مکانیک و باعلوم پایه به جایی نمیرسی تو کشور ما.امادرآخر به اصرار شدید خانواده کنکور تجربی دادم و الان پزشکی میخونم،ولی بااینحال هنوز ریاضی بهترین سرگرمی منه و هنوزم پی گیر اخبار مربوط به این عزیزان هستم.

    • 7361
      20

      خوش بحالتون که تغییر رشته دادین. من ارشد ریاضی کاربردی دارم. با وجود علاقه به این رشته، هیچ بازار کاری نداره. متاسفانه استادا هم به کارهای پژوهشی دانشجوها علاقه نشون نمیدن. اصلا همکاری نمیکنن. واسه همین دارم کارامو میکنم از ایران برم. شاید اونجا موقعیت بهتری باشه.

  • 7355
    20

    عکس : مریم میرزاخانی، اولین زن ریاضی‌دان برنده‌ی “مدال فیلدز” با همسر و فرزندش در کنگره بین‌المللی ریاضی در سئول کره جنوبی – چهارشنبه (۱۳ آگست-۲۲ مرداد)

    http://s5.picofile.com/file/8135460642/zimg_001_15.jpg

  • 10105
    10

    مریم میرزاخانی یک انسان مثال زدنی از فردی ست که به دنبال اروزو و استعدادهای خودش رفت و ریاضی برایش فقط ابزاری برای کار یا پول نبود

  • 10106
    10

    سلام. با همه ی اینها ، مریم میرزاخانی به نظر میآید که “مادر” خود و “مام” وطن را کاملا فراموش کرده است. دریغ از یک مصاحبه و نقل قول از خانواده و کشورش. دریغ از یک حمایت بسان هم دانشگاهی های نابغه اش از موضوعی اجتماعی در وطنش. حتی نخواسته است بگوید که خبرگزاری ها او را “ایرانی” بنامند و نه “ایرانی-آمریکایی”! شما میتوانید رد بایکوت خانوادگی او را ببینید. و البته دلیل آن را رصد کنید. اما هیچ رسانه ی ذوق زده ای تاکنون به این مهم دست نزده است؟ دارد میشود تابو این افشا شدن.

    • 82
      600

      نمیدونم چرا بعضی از ما زود قضاوت میکنیم بدون هیچ تحقیق و پیگیری و دونستن علت و شرایط….
      جاش اینجا نیست بگم… پس بهتره خودتون مساله رو دنبال و پیگیری کنید تا از واقعیت آگاه بشین.

  • 1386
    80

    کلا وقتی یک نابغه ای تو ایران هست که هیشکی باهاش کاری نداره و براش کاری نمی کنه ولی تا مهاجرت کرد و کشوری روی اون سرمایه گذاری کرد و افتخاری کسب کرد اون موقع همه تیتر میزنند یک ایرانی موفق … !
    اینجا تمام دغدغه بعضی روزنامه ها این بود که با فتوشاپ ایشون را با حجاب کنند … در هر حال تو ایران با این نوع مدیریت این چنین نخبه هایی نمی تونن کسی بشوند و افتخاری کسب کنند.

  • 10110
    10

    سلام. با سپاس فراوان. می توانید moduli را پیمانه ای ترجمه کنید.

  • 10112
    10

    هم باهوش هم زیبا … احسنت