۱۵ پروژه پیشرو در جمع‌سپاری مالی: از رویاهای گیکی تا واقعیت‌های تکنولوژیک

آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که قدرت مالی خرد توده‌ها چگونه می‌تواند انحصار بانک‌ها و سرمایه‌گذاران بزرگ را در هم بشکند؟ جمع‌سپاری مالی (Crowdfunding) صرفاً ابزاری برای جذب دلار و یورو نیست، بلکه دماسنجی دقیق برای سنجش میزان اعتماد و سرمایه اجتماعی در یک جامعه مدرن محسوب می‌شود. در این مقاله قصد داریم ۱۵ نمونه شاخص را بررسی کنیم که مرزهای نوآوری را جابه‌جا کرده و ثابت کرده‌اند که وقتی مردم پشت یک ایده باشند، غیرممکن‌ها ممکن می‌شوند. بررسی این پروژه‌ها به ما نشان می‌دهد که آیا واقعاً اعتماد عمومی می‌تواند جایگزین ضمانت‌های بانکی شود یا این مسیر با چالش‌های اخلاقی و فنی عمیقی روبروست؟

۱- موزه نیکلا تسلا

متیو اینمن (Matthew Inman) با راه اندازی کمپینی در Indiegogo توانست توجه جهانی را به میراث فراموش شده نیکلا تسلا جلب کند. هدف اصلی این پروژه خرید زمین آزمایشگاه واردن‌کلیف (Wardenclyffe) بود تا از تخریب آن جلوگیری شده و تبدیل به موزه شود.

1-TeslaMuseum

این پروژه با سرعت خیره‌کننده‌ای یک میلیون دلار جذب کرد و حمایت ایلان ماسک (Elon Musk) باعث شد تا عملیات بازسازی با جدیت بیشتری دنبال شود. امروزه این مکان نه تنها یک موزه، بلکه مرکزی برای الهام‌بخشی به مهندسان جوانی است که به دنبال انرژی‌های پاک هستند. تسلا برای دهه‌ها در سایه ادیسون ماند، اما قدرت مردم بالاخره عدالت را برای این نابغه صرب‌تبار اجرا کرد.

۲- جاده‌های خورشیدی

پروژه Solar Roadways با ایده جایگزینی آسفالت با پنل‌های خورشیدی هوشمند، بیش از ۲.۲ میلیون دلار در Indiegogo جذب کرد. این پنل‌ها نه تنها برق تولید می‌کنند، بلکه با چراغ‌های ال‌ئی‌دی (LED) داخلی خود، خط‌کشی‌های جاده را به صورت هوشمند تغییر می‌دهند. سازندگان معتقد بودند این کار باعث کاهش تصادفات و ذوب شدن برف‌های جاده در زمستان می‌شود.

2-SolarRoadway

اگرچه منتقدان فنی به هزینه‌های نگهداری و دوام شیشه زیر چرخ تریلرها انتقاد داشتند، اما موفقیت کمپین نشان داد که عطش عمومی برای راه‌حل‌های پایدار بسیار بالاست. ویدیوی تبلیغاتی آن‌ها با نام Solar Freakin’ Roadways یکی از پربازدیدترین ویدیوهای تاریخ جمع‌سپاری شد. در حال حاضر، نسخه‌های آزمایشی این پنل‌ها در پیاده‌روهای معدودی نصب شده تا کارایی واقعی آن‌ها در درازمدت سنجیده شود.

۳- Scanadu Scout

این ابزار پایش سلامت که در ابتدا برای فضانوردان طراحی شده بود، توانست در Indiegogo حدود ۱.۷ میلیون دلار سرمایه جمع‌آوری کند. اسکانادو اسکات (Scanadu Scout) با قرار گرفتن روی پیشانی، علائم حیاتی مثل ضربان قلب، دما و سطح اکسیژن را در چند ثانیه اندازه‌گیری می‌کرد. این داده‌ها بلافاصله از طریق بلوتوث به اپلیکیشن موبایل ارسال می‌شد تا تحلیل دقیقی از وضعیت سلامت ارائه دهد.

3-ScanaduScout

موفقیت این پروژه راه را برای گرفتن تاییدیه‌های سخت‌گیرانه سازمان غذا و دارو (FDA) هموار کرد. با اینکه شرکت بعدها تغییر مسیر داد، اما ایده پزشک همراه را در ذهن مردم تثبیت کرد. امروزه بسیاری از این سنسورها به بخشی جدایی‌ناپذیر از ساعت‌های هوشمند ما تبدیل شده‌اند.

۴- Kano

کانو یک کیت کامپیوتری دست‌ساز مخصوص کودکان است که بر پایه رزبری پای (Raspberry Pi) ساخته شده است. این پروژه با هدف آموزش برنامه‌نویسی و سخت‌افزار به شیوه‌ای بازی‌گونه، توانست ۱.۵ میلیون دلار در کیک‌استارتر جذب کند. کودکان با کانو می‌توانند بازی بسازند، موسیقی تولید کنند و با کدهای متن‌باز آشنا شوند.

4-kanu

این کیت نه تنها سواد دیجیتال را بالا می‌برد، بلکه ترس کودکان از قطعات پیچیده الکترونیکی را از بین می‌برد. کانو اکنون به یکی از ابزارهای اصلی در مدارس پیشرو جهان برای آموزش استم (STEM) تبدیل شده است. طراحی رنگارنگ و ساده آن ثابت کرد که تکنولوژی نباید همیشه خاکستری و خسته‌کننده باشد.

۵- دیاسپورا

دیاسپورا توسط چهار دانشجوی نیویورکی به عنوان جایگزینی برای شبکه‌های اجتماعی متمرکز و دشمن حریم خصوصی ایجاد شد. ایده اصلی این بود که هر کاربر سرور شخصی خود را داشته باشد و کنترل کامل داده‌ها در دست خودش باقی بماند. این کمپین با استقبال بی‌نظیر کسانی روبرو شد که از سیاست‌های فیس‌بوک خسته شده بودند.

5-Diaspora

سرمایه جذب شده از مرز ۲۰۰ هزار دلار گذشت و پروژه به صورت متن‌باز منتشر شد. اگرچه دیاسپورا نتوانست غول‌های سیلیکون‌ولی را کنار بزند، اما راه را برای شبکه‌های اجتماعی غیرمتمرکز امروزی مثل ماستودون (Mastodon) باز کرد. این پروژه یادآور شد که مالکیت داده‌ها حق طبیعی کاربران است و نباید به راحتی معامله شود. میراث دیاسپورا هنوز در انجمن‌های تخصصی تکنولوژی و طرفداران آزادی وب زنده است.

۶- گلیف

گلیف (Glif) نمونه‌ای عالی از موفقیت یک ایده کوچک اما کاربردی در دنیای گوشی‌های هوشمند است. این قطعه کوچک پلاستیکی به آیفون اجازه می‌دهد تا به راحتی روی سه‌پایه‌های عکاسی نصب شده یا در زوایای مختلف ثابت بماند. طراحان آن در استودیو نیت (Studio Neat) توانستند با جذب ۱۳۷ هزار دلار، کسب‌وکار خود را از یک ایده به یک شرکت واقعی تبدیل کنند.

6-Glif

سادگی در طراحی و استفاده از مواد بازیافتی از ویژگی‌های برجسته این محصول بود. این پروژه به الگویی برای هزاران طراح محصول در سراسر جهان تبدیل شد که به دنبال حل مشکلات جزئی اما آزاردهنده کاربران بودند. امروزه گلیف در نسخه‌های پیشرفته‌تر برای انواع گوشی‌های هوشمند تولید می‌شود و همچنان در کیف عکاسان موبایلی جای دارد. رمز موفقیت آن‌ها شناخت دقیق نیاز بازار و صداقت در ارائه محصول نهایی بود.

۷- اسکنر SCiO

اسکنر SCiO با هدف آوردن طیف‌سنجی مولکولی به جیب مردم، ۲.۷ میلیون دلار سرمایه جذب کرد. این گجت کوچک با تاباندن نور مادون قرمز، ترکیبات شیمیایی مواد غذایی، داروها و حتی گیاهان را تحلیل می‌کند. برای مثال، شما می‌توانید با اسکن یک میوه، میزان قند و کالری دقیق آن را در لحظه مشاهده کنید.

7-scio

این تکنولوژی که پیش از این فقط در آزمایشگاه‌های بزرگ در دسترس بود، ناگهان در دسترس عموم قرار گرفت. با اینکه چالش‌های کالیبراسیون و دقت در محیط‌های واقعی وجود داشت، اما گام بزرگی در علم شهروندی (Citizen Science) بود. بسیاری از پژوهشگران از این ابزار برای جمع‌آوری داده‌های محیطی در مقیاس وسیع استفاده کرده‌اند. دنیای آینده با چنین حسگرهایی، بسیار شفاف‌تر و قابل‌تحلیل‌تر خواهد بود.

۸- فیرفون

فیرفون (Fairphone) به عنوان پاسخی به چرخه مصرف‌گرایی و استخراج ناعادلانه فلزات گران‌بها در مناطق جنگی متولد شد. این گوشی با رویکرد ماژولار طراحی شده تا به راحتی توسط کاربر تعمیر شود و طول عمر بالایی داشته باشد. سرمایه اولیه این پروژه از طریق پیش‌فروش مستقیم به کاربرانی که دغدغه محیط‌زیستی داشتند، تامین شد.

8-Fairphone

سازندگان فیرفون زنجیره تامین خود را کاملاً شفاف کردند تا مطمئن شوند هیچ کودکی در معادن برای ساخت این گوشی کار نکرده است. این پروژه ثابت کرد که می‌توان یک کالای های‌تک تولید کرد و در عین حال به حقوق بشر وفادار ماند. امروزه فیرفون به نسل پنجم خود رسیده و الگویی برای حق تعمیر (Right to Repair) در جهان است. بسیاری از غول‌های تکنولوژی تحت تاثیر این حرکت مجبور به ارائه قطعات یدکی به مشتریان شدند.

۹- پروژه مصونیت

پروژه مصونیت (Immunity Project) یک تلاش علمی غیرانتفاعی برای تولید واکسن رایگان ایدز بود که سرمایه خود را از مردم گرفت. از آنجایی که پلتفرم‌های اصلی اجازه کمپین‌های پزشکی را نمی‌دادند، آن‌ها سیستم جذب سرمایه اختصاصی خود را طراحی کردند. هدف آن‌ها استفاده از الگوریتم‌های یادگیری ماشین برای شناسایی بخش‌های ضعیف ویروس اچ‌آی‌وی (HIV) بود.

9-ImmunityProject

این پروژه با انتقاداتی در مجله نیچر مواجه شد، اما توانست بحث‌های مهمی را درباره تامین مالی تحقیقات پزشکی باز کند. آن‌ها معتقد بودند که علم نباید پشت دیوارهای شرکت‌های داروسازی بزرگ محبوس بماند. اگرچه واکسن نهایی هنوز به تولید انبوه نرسیده، اما روش‌های تحقیق آن‌ها در پروژه‌های دیگر مورد استفاده قرار گرفت. این حرکت نمادی از شجاعت علمی در برابر ساختارهای سنتی و محافظه‌کار بود.

۱۰- دینو پت

دینو پت (Dino Pet) یک اسباب‌بازی زنده است که از ارگانیسم‌های دریایی برای تولید نور استفاده می‌کند. این موجودات میکروسکوپی که دینوفلاژله نام دارند، با جذب نور خورشید در روز، شب‌ها در صورت حرکت دادن ظرف، نوری آبی و درخشان تولید می‌کنند. این پروژه با جذب سرمایه‌ای سه برابر هدف اصلی خود در کیک‌استارتر، به موفقیتی بزرگ دست یافت.

10-dinopet

ترکیب بیولوژی با طراحی محصول، تجربه‌ای جادویی برای کودکان و بزرگسالان فراهم کرد. بدنه این محصول با استفاده از تکنولوژی چاپ سه‌بعدی ساخته شد تا بهینه‌ترین حالت برای زندگی این موجودات فراهم شود. دینو پت نشان داد که تکنولوژی لزوماً به معنای قطعات الکترونیکی نیست و می‌توان از طبیعت الهام گرفت. این پروژه همچنان به عنوان یکی از خلاقانه‌ترین محصولات بیوتکنولوژی در دنیای جمع‌سپاری شناخته می‌شود. نگهداری از آن شبیه به نگهداری از یک گیاه حساس است که به توجه دائمی نیاز دارد.

۱۱- رنگین‌کمان مطالعه

له‌وار بورتون با کمپین Reading Rainbow قصد داشت برنامه‌ای آموزشی و نوستالژیک را برای کودکان عصر دیجیتال احیا کند. این پروژه با هدف دسترسی رایگان مدارس محروم به کتاب‌های تعاملی، توانست ۵.۴ میلیون دلار سرمایه جمع‌آوری کند. بیش از ۱۰۰ هزار نفر در این کمپین شرکت کردند که رکوردی در نوع خود محسوب می‌شد.

11-ReadingRainbow

موفقیت این پروژه نشان داد که مردم هنوز به آموزش باکیفیت به عنوان یک اولویت نگاه می‌کنند. بورتون از اعتبار شخصی خود استفاده کرد تا پلی میان نسل‌های مختلف ایجاد کند. اپلیکیشن ساخته شده اکنون به هزاران کودک در سراسر جهان کمک می‌کند تا لذت مطالعه را در دنیای دیجیتال کشف کنند. این پروژه ثابت کرد که جمع‌سپاری می‌تواند میراث‌های فرهنگی را از فراموشی نجات دهد.

۱۲- آکیولس ریفت

پروژه آکیولس ریفت (Oculus Rift) احتمالاً مهم‌ترین اتفاق تاریخ واقعیت مجازی (VR) است که از کیک‌استارتر شروع شد. پالمر لاکی با ساخت یک هدست اولیه در پارکینگ خانه‌اش، توانست ۲.۴ میلیون دلار جذب کند و صنعت مرده واقعیت مجازی را دوباره زنده کند. این موفقیت به قدری عظیم بود که فیس‌بوک (متا فعلی) شرکت را با قیمت ۲ میلیارد دلار خریداری کرد.

بسیاری از حامیان اولیه احساس کردند که به آن‌ها خیانت شده، چون پروژه از یک حرکت مردمی به یک غول تجاری تبدیل شد. با این حال، بدون آکیولس، هدست‌هایی مثل ویژن پرو اپل یا کوئست وجود نداشتند. این پروژه نشان داد که جمع‌سپاری می‌تواند جرقه‌ای برای ایجاد بازارهای کاملاً جدید در ابعاد میلیاردی باشد. آکیولس ریفت نه تنها بازی‌های ویدیویی، بلکه آموزش و پزشکی را هم تحت تاثیر قرار داد.

۱۳- ساعت پبل

ساعت پبل (Pebble) پیش از آنکه اپل‌واچ وارد بازار شود، پادشاه دنیای ساعت‌های هوشمند بود. این پروژه با جذب ۱۰ میلیون دلار در کیک‌استارتر، یکی از بزرگترین موفقیت‌های مالی این پلتفرم را رقم زد. پبل با صفحه نمایش جوهر الکترونیک (E-ink) و عمر باتری یک هفته‌ای، محبوبیت بی‌نظیری در بین گیک‌ها پیدا کرد.

داستان پبل در نهایت با خرید توسط شرکت فیت‌بیت (Fitbit) و توقف تولید به پایان رسید، اما تاثیر آن همیشگی بود. آن‌ها به دنیا نشان دادند که مردم واقعاً به داشتن یک کامپیوتر کوچک روی مچ دست خود علاقه‌مند هستند. پبل نمادی از یک استارت‌آپ مستقل بود که توانست در برابر غول‌های تکنولوژی قد علم کند. میراث نرم‌افزاری پبل هنوز توسط جامعه‌ای از وفاداران به نام Rebble زنده نگه داشته شده است.

۱۴- فلو هایو

فلو هایو (Flow Hive) انقلابی در صنعت زنبورداری ایجاد کرد که هیچ‌کس انتظارش را نداشت. این پروژه با جذب ۱۲ میلیون دلار سرمایه، روشی را معرفی کرد که بدون باز کردن کندو و آزار زنبورها، عسل را مستقیماً از شیر تخلیه می‌کرد. زنبورداران سنتی در ابتدا بدبین بودند، اما راحتی استفاده از آن باعث شد هزاران نفر به زنبورداری علاقه‌مند شوند.

این پروژه به یکی از موفق‌ترین کمپین‌های تاریخ برای محصولات کشاورزی تبدیل شد. فلو هایو نه تنها به تولید عسل کمک کرد، بلکه باعث افزایش جمعیت زنبورها در مناطق شهری و باغ‌های شخصی شد. طراحی هوشمندانه قاب‌های این کندو مانع از آسیب دیدن زنبورها در زمان برداشت می‌شود. این نمونه‌ای عالی از ترکیب دانش سنتی با مهندسی خلاقانه برای حفظ محیط زیست است.

۱۵- استار سیتیزن

استار سیتیزن (Star Citizen) یک پدیده عجیب در دنیای بازی‌های ویدیویی و جمع‌سپاری است که از سال ۲۰۱۲ شروع شده است. این پروژه تا کنون بیش از ۶۰۰ میلیون دلار سرمایه جمع‌آوری کرده و هنوز نسخه نهایی آن منتشر نشده است. کاربران برای خرید سفینه‌های فضایی مجازی که گاهی وجود خارجی هم ندارند، هزاران دلار پرداخت می‌کنند.

این پروژه همزمان تحسین‌برانگیز و بحث‌برانگیز است؛ زیرا بزرگترین دنیای شبیه‌سازی شده فضایی را وعده می‌دهد. منتقدان آن را یک رویای بی‌پایان می‌دانند، اما حامیانش با عشق به جزئیات خیره‌کننده آن، همچنان به حمایت مالی ادامه می‌دهند. استار سیتیزن ثابت کرد که اگر رویای شما به اندازه کافی بزرگ باشد، مردم حاضرند سال‌ها برای تحقق آن هزینه کنند. این پروژه مرزهای صبر و اعتماد در دنیای جمع‌سپاری را به کلی جا‌به‌جا کرده است.

سوالات متداول (Smart FAQ)

۱. آیا مبالغ پرداخت شده در پلتفرم‌هایی مثل کیک‌استارتر قابل بازگشت است؟
به طور کلی خیر، زیرا مبالغ واریزی به عنوان خرید کالا محسوب نمی‌شوند بلکه حمایتی برای تولید یک ایده هستند. پلتفرم‌ها هیچ تضمینی برای بازگشت وجه در صورت شکست پروژه نمی‌دهند و این ریسک بر عهده حامی است. تنها در صورتی که پروژه هنوز به پایان نرسیده باشد، ممکن است بتوان از طریق خود پلتفرم درخواست لغو داد. بسیاری از پروژه‌های ناموفق در نهایت با شکایت‌های دسته‌جمعی روبرو می‌شوند اما بازگشت پول بسیار دشوار است.
۲. تفاوت اصلی بین Equity Crowdfunding و مدل‌های پاداش‌محور چیست؟
در مدل پاداش‌محور مثل کیک‌استارتر، شما در ازای پول خود محصول یا تجربه دریافت می‌کنید. اما در مدل سهامی (Equity)، شما واقعاً بخشی از مالکیت شرکت را خریداری کرده و در سود و زیان شریک می‌شوید. این مدل نیاز به تاییدیه‌های قانونی بسیار پیچیده‌تری از سازمان‌های بورس و اوراق بهادار دارد. حامیان در مدل سهامی امیدوارند شرکت در آینده به موفقیت برسد تا ارزش سهام‌شان چندین برابر شود.
۳. چگونه می‌توان قبل از حمایت، اعتبار یک پروژه جمع‌سپاری را سنجید؟
بررسی سوابق قبلی تیم سازنده و وجود یک نمونه اولیه (Prototype) واقعی و کارآمد بهترین روش سنجش است. پروژه‌هایی که فقط رندرهای سه بعدی زیبا دارند و از جزئیات فنی فرار می‌کنند، معمولاً با ریسک بالایی همراه هستند. همچنین بخش نظرات کاربران را بخوانید تا از پاسخگویی تیم به سوالات فنی و منطقی مطمئن شوید. شفافیت در بودجه‌بندی و جدول زمانی واقع‌بینانه، نشان‌دهنده حرفه‌ای بودن صاحبان ایده در مسیر اجراست.
۴. آیا پروژه‌های علمی در جمع‌سپاری شانس موفقیت دارند یا تکنولوژی اولویت است؟
پروژه‌های تکنولوژی به دلیل ملموس بودن محصول نهایی معمولاً سرمایه بیشتری جذب می‌کنند، اما پروژه‌های علمی خاص هم موفق بوده‌اند. نکته کلیدی در موفقیت پروژه‌های علمی، ساده‌سازی مفاهیم پیچیده برای عموم مردم و نشان دادن تاثیر مستقیم آن بر زندگی است. اگر یک پروژه علمی بتواند احساسات مردم را درگیر کند، شانس بالایی برای جذب سرمایه‌های خرد دارد. با این حال، بسیاری از دانشمندان به دلیل پیچیدگی‌های اجرا و تعهدات زمانی، از این روش دوری می‌کنند.
۵. نقش اینفلوئنسرها و شبکه‌های اجتماعی در موفقیت این کمپین‌ها چقدر است؟
شبکه‌های اجتماعی موتور محرک اصلی جمع‌سپاری هستند و بدون آن‌ها، کمپین‌ها به ندرت به هدف خود می‌رسند. یک توییت یا ویدیوی یوتیوبی از طرف یک اینفلوئنسر معتبر می‌تواند در چند ساعت میلیون‌ها دلار سرمایه سرازیر کند. با این حال، اگر محصول کیفیت لازم را نداشته باشد، همین قدرت اجتماعی می‌تواند تبدیل به موجی از تخریب شود. استراتژی بازاریابی در جمع‌سپاری باید کاملاً بر مبنای ایجاد یک جامعه (Community) وفادار و فعال بنا شود.
۶. آیا در ایران بستری قانونی برای انجام Crowdfunding وجود دارد؟
در سال‌های اخیر، فرابورس ایران دستورالعمل‌هایی را برای جمع‌سپاری مالی از طریق سکوهای دارای مجوز صادر کرده است. این سکوها بیشتر در حوزه تامین مالی جمعی برای پروژه‌های اقتصادی و سرمایه‌گذاری متمرکز هستند و با مدل کیک‌استارتر تفاوت دارند. برای خیریه‌ها و پروژه‌های هنری نیز پلتفرم‌های مستقلی وجود دارند که تحت نظارت نهادهای مربوطه فعالیت می‌کنند. با این حال، هنوز راه زیادی تا ایجاد یک اکوسیستم کاملاً پویا و مورد اعتماد در سطح ملی باقی مانده است.
۷. آینده جمع‌سپاری با ظهور ارزهای دیجیتال و DAO چگونه خواهد بود؟
ظهور سازمان‌های خودگردان غیرمتمرکز (DAO) و قراردادهای هوشمند، انقلابی در شفافیت مالی جمع‌سپاری ایجاد خواهد کرد. در این مدل، پول‌ها فقط در صورت تایید پیشرفت پروژه توسط حامیان آزاد می‌شوند و مدیر پروژه دسترسی آزاد به کل مبلغ ندارد. این سیستم می‌تواند کلاهبرداری را به حداقل برساند و مشارکت جهانی را بدون محدودیت‌های بانکی ممکن کند. آینده جمع‌سپاری قطعاً با دنیای بلاک‌چین گره خورده است تا اعتماد از پلتفرم‌های واسطه به کدهای کامپیوتری منتقل شود.

جمع‌بندی نهایی

بررسی ۱۵ پروژه پیشرو در این مقاله نشان داد که جمع‌سپاری مالی فراتر از یک ابزار جذب سرمایه، در حقیقت موتور محرک نوآوری در قرن بیست و یکم است. از احیای میراث تاریخی تسلا تا رویاهای فضایی در استار سیتیزن، این مردم هستند که مسیر تکنولوژی را فراتر از دیوارهای شرکت‌های بزرگ تعیین می‌کنند. اگرچه ریسک شکست و چالش‌های فنی همواره وجود دارد، اما قدرت اعتماد جمعی توانسته است محصولاتی را به زندگی ما وارد کند که پیش از این غیرممکن به نظر می‌رسیدند. در نهایت، موفقیت در این مسیر نه تنها به یک ایده درخشان، بلکه به شفافیت، تخصص و احترام به سرمایه اجتماعی وابسته است که می‌تواند آینده‌ای روشن‌تر را برای همه ما رقم بزند.

18 دیدگاه

  1. دوستان عزیز، این قدر به این ایران عزیزمون گیر ندید. مبحث سرمایه گذاری و پول جمع کردن اصلا در ایران جزو فرهنگ نیست. اما در ایالات متحده چندین دهه است که فرهنگ شده. حتی انجل ها میدانند ممکن است سرمایه گذاریشان شکست بخورد.
    اصلا به این فکر نکنید که تو ایران بشه تجربه مشابهش رو پیاده کرد.

  2. در ایران هم یه سایت هست به نام پول پل که مشابه سایت کیک استارتر برای ایده های نو و هنرمندان است.

    http://poolpol.com

    البته معلوم نیست چنین سرمایه ی اجتماعی در ایران بتونه تشکیل بشه یا نه که این موضوع در گذر زمان مشخص میشه. بستگی داره مردم ایران جوانب مثبت این موضوع رو ببینن یا طبق معمول، جوانب منفی اون رو.

  3. اون جاده های خورشیدی ایده ی بسیار جالبی بودن ! تازه میشه از انرژی حاصل از اصطکاک ماشین ها با زمین هم به گونه استفاده کرد!

  4. برای اولین بار (شاید) تو ایران هم انتشارات فیروزی (ناشر آخرین کتاب استاد دولت آبادی که در یک پزشک هم معرفی شد) اقدام به ایجاد سایت جمع آوری سرمایه برای چاپ کتاب نمود
    این سایت فعلاً در مراحل ابتدایی خود می باشد
    hamiketab.com

  5. این چیزی که میگی تو ایران هم هست. مسجد ها و حسینیه ها و قرض الحسنه ها و خیریه ها و حتی تولیدی های خیریه زیادی همین طوری با جمع آوری پول های خرد مردم ساخته شده اند و می شوند. این هم همان Crowdfunding می تواند باشد. حالا یک نفر باید مردم را متقاعد کند برای ایده های نوآورانه غیر مذهبی هم پول بدهند. نه برنامه ریزی دولتی می خواهد و نه کمک مسئولین! از خود مردم باید داوطلب شوند و پول جمع کنند و مردم هم همان طور که به هیئت امنای مسجد محل اعتماد می کنند و ملیون ملیون پول می دهند به این جور ایده های خلاقانه هم (اگر احساس کنند مفید است) پول خواهند داد.

    1. مشکل اینجاست که اعتماد در یک سیستم مجازی بسیار سخت تره. افراد مثلاً ریش سفید محل رو می شناسن، حداقل اون فردو رودررو دیدن.
      البته اینم درست گفتین که جمع آوری پول در ایران برای ساخت حسینه و مسجد خیلی راحت تر از جمع آوری پول برای انجام آزمایش برای درمان مثلاً یک بیماری صعب العلاجه.

  6. پروژه: سایتی که مرجع ویدئو های آموزشی باشد بر اساس مفاهیم علمی که در کتب دبستان، راهنمایی و دبیرستان ارائه می شود تا بچه ها بتوانند تا حدودی کمبود فضای تجربی در مدارس را جبران کنند. البته هستند سایتهایی که مشابه اینکارها را انجام میدهند ولی یا بر مواد درسی مدارس متمرکز نیستند و یا به زبان فارسی نیستند

  7. بستر ها در کشور های مختلف فرق داره ، همون طور که خودتون می دونید 90 درصد این ایده ها در امریکا به بار میشینه به نسبت بقیه دنیا

  8. اتفاقا همین چند وقت پیش تبلیغ جاده های خورشیدی رو دیده بودم تبلیغش واقعا معرکست اگه بگم 10 بار دیدمش دروغ نگفتم کاش تو ایران هم همچین کمپینی بود برای کمک مالی ایده های کارساز

  9. البته هرچند که فرآیندهای فعلی برای دولت درآمد زا هستند ولی خیلی خبیثانه! یک گواهیانه تعویض کردن 50-60 هزار می گیرن تازه اگه کارت پایان خدمتت هوشمند (‘-‘) نباشه یه 40 تومن دیگه هم روش!!!

    حالا بجز کپی هایی که اخذ می کنند که هزینه های آن هم جدا محاسبه میشه. واقعاً من موندم این همه کپی ها کجا میره؟ آموزش و پرورش، دانشگاه، بانک ها و ……

  10. بله، ایده زیاد هست به نظر من بیان این همه کاغذ بازی و فرایندهای الکی رو حذف کنند فکر کنید بجای شناسنامه، کارت ملی، کارت پایان خدمت، کارت های بانکی، گواهینامه، پرونده های پزشکی و …. یه کارت الکترونیکی صادر می شد و بسته به نیاز شخص این اطلاعات توی کارت موجود می بود (تحت یک شبکه سراسری)و نیاز نبود هر اداره ای که رفتی 10-20 تا کپی از کارت پایان خدمت و شناسنامه و سند ازدواج و گواهینامه و …. بهشون تحویل بدی! فکرشو بکنید چقدر هزینه ها کاهش پیدا می کرد؟ چقدر حجم بایگانی های و … کم می شد؟

    1. اما از دست دادن همون یه کارت میشه بزرگترین دردسر بیشتر باید روش کار بشه مثل چیپهایی که داخل بدن قرار میگیرن که گمون نکنم طرفدار داشته باشه :)

  11. -اینطور که من فهمیدم بعضی از این «جمع‌آوری سرمایه‌»ها روی محصولات مصرفیه (مثل سه‌پایه گوشی). سرمایه‌گذار در حقیقت محصول رو پیش‌خرید می‌کنه، اما در مورد کمپین‌هایی که در مورد موزه، جاده‌های خورشیدی، واکسن ایدز یا چیزهایی از این‌دست هستن، سرمایه‌گذار چه دلیلی برای مشارکت داره؟
    -اگه یه کمپین به حداقل سرمایهٔ لازم نرسه، چه اتفاقی میفته؟
    -چه تضمینی وجود داره که کسی که کمپین رو راه‌اندازی کرده، واقعا نخواد کلاه‌برداری کنه؟ یا اصلا توان پیاده‌سازی ایده رو داشته باشه؟ بدون شک اگه کلاه‌برداریی رخ بده این مدل سرمایه‌گذاری طرفدارهاشو از دست می‌ده. پس حتما راهی برای جلوگیری ازش، دارن
    -امکان سرمایه‌گذاری یا ایجاد کمپین برای ایرانی‌ها تو این ساین‌ها وجود داره؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]