چگونه یک پروژه موفق کیکاستارتر توانست با استفاده از عکسهای منتشر شده توسط خود گروه داعش، مقر آموزش نیروهای این گروه را شناسایی کند؟!

در دنیای امروز که حجم عظیمی از دادههای تصویری در بستر اینترنت به اشتراک گذاشته میشود، تحلیل دقیق جزئیات پنهان در پسزمینه عکسها به ابزاری قدرتمند برای افشای حقایق تبدیل شده است. بسیاری از سازمانها، گروهها با انتشار تصاویر تبلیغاتی تصور میکنند که کنترل کاملی بر اطلاعات خروجی خود دارند، اما حقیقت این است که عوارض طبیعی، سازههای شهری، حتی سایه دکلها میتوانند موقعیت جغرافیایی دقیق آنها را در معرض دید تحلیلگران قرار دهند. آشنایی با روشهای نوین اطلاعات متنباز به ما نشان میدهد که چگونه ابزارهای ساده و در دسترس همگان میتوانند در تحلیلهای بزرگ بینالمللی و روزنامهنگاری تحقیقی نقشی حیاتی ایفا کنند. در این مقاله قصد داریم روند هوشمندانه شناسایی یک مقر نظامی را با استفاده از تصاویر عمومی بررسی کنیم و به بررسی ابزارها و تکنیکهایی بپردازیم که این نوع کاوشهای دیجیتال را ممکن ساختهاند.
فهرست مطالب
- ۱. چیستی و تاریخچه اطلاعات متنباز یا همان اوسینت
- ۲. داستان پروژه بلینگکت و شناسایی مقر آموزشی
- ۳. تکامل ابزارهای مکانیابی دیجیتال از سال ۲۰۱۴ تا کنون
- ۴. چالشهای اخلاقی و خطاهای احتمالی در تحلیل اطلاعات جمعسپاریشده
- ۵. آینده هوش مصنوعی در تحلیل دادههای تصویری و امنیت سایبری
- ۶. جمعبندی نهایی
- ۷. سوالات متداول
💡مختصر و مفید
پروژه تحقیقاتی بلینگکت با استفاده از تکنیکهای اطلاعات متنباز توانست موقعیت دقیق یک کمپ آموزشی نظامی در نزدیکی موصل عراق را شناسایی کند. این گروه با تحلیل دقیق جزئیات پسزمینه تصاویر تبلیغاتی منتشرشده، عوارضی مانند ساختار پل روی رودخانه دجله، الگوی تیرهای چراغ برق و سایه دکلهای فشار قوی را استخراج کردند. تطبیق این نشانهها با تصاویر ماهوارهای گوگل ارث و نقشههای عمومی منجر به مکانیابی دقیق این مقر در محدودهای کمتر از سه کیلومتر شد. این عملیات نشان داد که چگونه ابزارهای رایگان و عمومی دیجیتال میتوانند جایگزین تجهیزات گرانقیمت جاسوسی در تحقیقات روزنامهنگاری شوند. امروزه این متدولوژی به عنوان الگویی استاندارد در راستیآزمایی اخبار و مستندسازی رویدادهای بینالمللی مورد استفاده قرار میگیرد.
چیستی و تاریخچه اطلاعات متنباز یا همان اوسینت
اطلاعات متنباز یا همان اوسینت (OSINT) به فرایند جمعآوری، تحلیل و بهرهبرداری از دادههایی گفته میشود که به صورت عمومی در دسترس همگان قرار دارند. این مفهوم بر خلاف تصور عموم، پدیدهای تازه نیست و ریشههای آن به دوران جنگ جهانی دوم بازمیگردد؛ زمانی که سازمانهای اطلاعاتی با رصد رادیوهای محلی، روزنامهها و بیانیههای عمومی کشورهای رقیب، اطلاعات استراتژیک ارزشمندی را استخراج میکردند. با پیدایش اینترنت و گسترش شبکههای اجتماعی، این حوزه متحول شد و از انحصار دولتها خارج گردید. امروزه هر کاربری که به اینترنت دسترسی دارد، میتواند با بررسی نقشهها، تصاویر ماهوارهای رایگان، فرادادههای فایلها و سوابق ثبتشده در پایگاههای داده عمومی، به یک تحلیلگر اطلاعاتی تبدیل شود و رویدادهای مختلف را از زوایای پنهان بررسی کند.
ظهور وبسایتهای تخصصی و گروههای مستقل روزنامهنگاری تحقیقی نشان داد که قدرت پردازش جمعی یا همان جمعسپاری (Crowdsourcing) چقدر میتواند در راستیآزمایی اخبار جنگها، کشف فسادهای مالی و مکانیابی رویدادهای مهم موثر باشد. تحلیلگران این حوزه با تکیه بر متدهای علمی، نشانههای به ظاهر بیاهمیت در تصاویر مانند خطوط افق، جهت سایه اجسام، پوشش گیاهی و معماری ساختمانها را بررسی میکنند. این روشها امنیت عملیاتی بسیاری از گروههای مسلح و سازمانها را به چالش کشیده است، زیرا کوچکترین غفلت در حذف فرادادههای تصاویر یا پوشاندن نقاط عطف جغرافیایی، میتواند منجر به افشای موقعیت دقیق آنها شود. در حقیقت، اوسینت ابزاری دموکراتیک ایجاد کرده که توازن قدرت اطلاعاتی را در جهان تغییر داده است.
داستان پروژه بلینگکت و شناسایی مقر آموزشی
اوایل ماه میلادی جاری، با یک سرمایهگذاری جمعی ۵۱ هزار دلاری در سایت کیکاستارتر، پروژه بلینگکت (bellingcat.com) پا گرفت که هدف از آن استفاده از اطلاعات عمومی و قابل دسترس برای همه برای پیدا کردن نکتههای مخفی از دل این اطلاعات برای تحقیقات روزنامهنگاری آنلاین بود.
همه ما میدانیم که اگر با دقت روی اعداد و آمار و اسناد کار کنیم، آنها را تحلیل کنیم، یا آنها را در قالب نمودار درآوریم، چقدر میتوانیم رازها و اسرار نهفته از آنها استخراج کنیم.
مثلا میتوانیم متوجه سرمایهگذاریهای مشکوک، رانتها و تناقضهای اطلاعاتی ارائه شده از سوی مقامات شویم یا اینکه مثلا متوجه نیازهای واقعی یک شهر یا استان و متناسب نبودن بودجه تخصیص یافته با این نیازها شویم.
بلینگکت هم دقیقا در همین راستا فعالیت میکند و برای انجام این تحقیقات سعی میکند از نیروی پردازش گروهی یا اصطلاحا جمعسپاری بهره ببرد.
اما جالب است که در همان قدم اول، اعضای بلینگکت دست به کار بسیار جالبی زدهاند:
به نظرتان برای تعیین موقعیت محل استقرار گروه داعش یا دقیقتر بگوییم آیسیس (ISIS) چه باید کرد؟
ماهوارههای جاسوسی؟ هواپیماهای بیسرنشین؟ یا احیانا اعزام نیروهای ویژه شناسایی؟
جالب است که بدون هیچ کدام از این کارها با استفاده از ابزارهای آنلاینی که در دسترس همه ما است، میشود این کار را کرد!
منبع اولیه اطلاعاتی ما عکسهایی است که خود نیروهای این گروه از کمپ آموزشی خود منتشر کردهاند!

در این عکسها که در جریان آموزش نظامی اعضای گروه گرفته شدهاند، در پسزمینه پلی روی یک رود بزرگ در استان نینوا دیده میشود:



خب! اگر فقط کمی در گوگل ارث (Google Earth) بگردیم، منطقهای را میتوانیم پیدا کنیم که در آن روی رود دجله پلهایی قرار دارند:

این هم عکسهای فارغالتحصیلی اعضای گروه است. عکس روی جادهای سه بانده گرفته شده و در پشت عکس یک ساختمان بزرگ مشخص است:


از سایت فلش ارث (Flash Earth) استفاده میکنیم و ساختمان را پیدا میکنیم:

حتی میتوانیم از سایت پانورامیو (Panoramio) استفاده کنیم تا با آن بعضی از طرحها و بناهای بارز در عکسها را با عکسهایی که قبلا گرفته شدهاند، مقایسه کنیم و موقعیت عکس را پیدا کنیم!
مثلا در عکسهای زیر شکل خاص سردر، یا الگوی خاص تیرهای چراغ برق، یا لوگوی روی پل را میتوانیم با عکسهای قبلا موجود در پانورامیو مقایسه کنیم و موقعیت گرفته شدن عکسها را پیدا کنیم:








در اینجا هم یک دکل خاص روی یکی از عکسها را نشان میکنیم و دکل را روی یک عکس پانورامیو پیدا میکنیم و با عکس دیگری از گوگل ارث که سایه همان دکل را نشان میدهد، تطبیق میدهیم:



سایه همین دکل در سایت فلش ارث:

و سرانجام با تحلیل این عکسها یک منطقه ۲.۹ کیلومتری را پیدا میکنیم که با حمله به آن میشود، به مقر دشمن ضربه وارد کرد!

ناگفته پیداست که ارتشها و سازمانهای اطلاعاتی دولتی برای خودشان تشکیلات و متخصصان خبره در زمینه تحلیل عکس دارند و مسلما تنها ابزار آنها برای شناسایی مقر نیروهای دشمن، عکسهای خود منتشرشده توسط خود دشمن نیست. محل استقرار آنها هم فقط این نقطه نیست و گستردگی زیادی دارد.
اما همین فعالیت بیهزینه از راه دور افراد آماتور برای تحلیل عکسها، نشان میدهد که ابزارهای آنلاین و نیروی پردازش جمعی، چقدر میتوانند مهم باشند و البته از سوی دیگر نشان میدهد که در عکسهای منتشرشده، جزئیاتی ظاهرا بیاهمیت میتوانند منجر به تعیین موقعیت دقیق عکسها شوند.
تکامل ابزارهای مکانیابی دیجیتال از سال ۲۰۱۴ تا کنون
از زمانی که پروژه بلینگکت اولین مراحل شناسایی خود را با ابزارهایی مانند پانورامیو و فلش ارث آغاز کرد، فناوریهای حوزه اوسینت با سرعتی سرسامآور پیشرفت کردهاند. بسیاری از سرویسهای قدیمی مانند پانورامیو به تاریخ پیوستهاند اما جایگزینهای بسیار پیشرفتهتری نظیر تصاویر ماهوارهای با رزولوشن بالا از شرکتهای خصوصی مانند ماکسار تکنولوژی (Maxar Technologies) و پلتفرمهای تحلیل دادههای جغرافیایی به میدان آمدهاند. امروزه کاربران حوزه اوسینت میتوانند با استفاده از تصاویر راداری دهانه ترکیبی که از پوشش ابری متراکم نیز عبور میکنند، تغییرات سطحی زمین را به صورت شبانهروزی پایش نمایند. این ابزارها امکان تحلیل دقیق تغییرات ساختوساز، جابهجایی تجهیزات نظامی و حتی تغییرات جزیی در پوشش گیاهی مناطق جنگلی را بدون نیاز به حضور فیزیکی در محل فراهم میکنند.
تکامل دیگر در حوزه نرمافزارها و ابزارهای تحت وب رخ داده است که به کارآگاهان دیجیتال اجازه میدهد زوایای خورشید را در ساعتهای مختلف روز محاسبه کرده و زمان دقیق ثبت تصاویر را از روی طول و جهت سایهها استخراج کنند. وبسایتهایی مانند سانکلک (SunCalc) به ابزاری استاندارد برای بررسی صحت زمانی تصاویر و فیلمها تبدیل شدهاند. همچنین دسترسی به تصاویر ماهوارهای زمانبندیشده از طریق پلتفرمهایی نظیر سنتینل هاب (Sentinel Hub) این امکان را فراهم آورده تا تحلیلگران بتوانند تاریخ وقوع رویدادها را با دقت بالایی تخمین بزنند. این همگرایی میان ابزارهای رایگان و نیمهرایگان به روزنامهنگاران تحقیقی قدرت داده است تا ادعاهای رسمی دولتها و گروههای مسلح را در کوتاهترین زمان ممکن و با مستندات غیرقابلانکار به چالش بکشند.
چالشهای اخلاقی و خطاهای احتمالی در تحلیل اطلاعات جمعسپاریشده
با وجود موفقیتهای درخشان در حوزه اوسینت، تکیه بر اطلاعات جمعسپاریشده همواره با چالشهای اخلاقی و خطر اشتباهات فاحش همراه است. یکی از نمونههای تاریخی و دردناک این موضوع، ماجرای بمبگذاری دو ماراتن بوستون بود که در آن کاربران تالارهای گفتگو در وبسایت ردیت تلاش کردند با تحلیل تصاویر عمومی، متهمان را شناسایی کنند. این اقدام شتابزده منجر به اتهامزنی اشتباه به یک دانشجوی بیگناه شد و آسیبهای روانی و حیثیتی شدیدی به خانواده وی وارد کرد. این حادثه تلخ نشان داد که تحلیل بدون متدولوژی علمی و نظارت متخصصان میتواند به رفتارهای کورکورانه سایبری و نقض حریم خصوصی افراد بیگناه منجر شود و مسیر پروندههای قضایی و امنیتی را منحرف سازد.
علاوه بر این، گروههای نظامی و سازمانهای امنیتی به سرعت آموختهاند که چگونه از اشتیاق تحلیلگران اوسینت برای فریب اطلاعاتی استفاده کنند. پدیده اطلاعات گمراهکننده تصویری یا همان دیساینفورمیشن (Disinformation) یکی از تهدیدهای جدی در این مسیر است؛ به طوری که برخی گروهها با دستکاری عمدی فایلها، تغییر فرادادهها، یا چیدن صحنههای ساختگی تلاش میکنند تا تحلیلگران آماتور را به آدرسهای اشتباه هدایت کنند. به همین دلیل، نهادهای معتبری مانند بلینگکت پروتکلهای سختگیرانهای را برای راستیآزمایی چندگانه دادهها تعریف کردهاند. در این پروتکلها هیچ تصویری به تنهایی سندیت ندارد مگر اینکه توسط حداقل دو منبع مستقل دیگر و دادههای جانبی نظیر وضعیت آبوهوا یا سوابق محلی تایید شود.
آینده هوش مصنوعی در تحلیل دادههای تصویری و امنیت سایبری
ورود هوش مصنوعی و مدلهای یادگیری عمیق به حوزه تحلیل تصاویر، چشمانداز اطلاعات متنباز را به طور اساسی تغییر داده است. اکنون سیستمهای خودکار پردازش تصویر میتوانند عوارض زمین، ساختار درختان، معماری ساختمانها و حتی نوع خاک موجود در یک عکس را در چند ثانیه با کل پایگاه دادههای ماهوارهای جهان تطبیق دهند و موقعیت احتمالی ثبت عکس را پیشنهاد کنند. پروژههایی مانند هوش مصنوعی پیجن (PIGEON) نشان دادهاند که ماشینها میتوانند در شناسایی موقعیتهای جغرافیایی از روی جزئیات بسیار کوچک، حتی از انسانهای حرفهای پیشی بگیرند. این پیشرفت سرعت فرآیند تحلیل را صدها برابر افزایش داده و کارآگاهان دیجیتال را قادر میسازد تا حجم عظیمی از دادههای جنگی را در زمان واقعی پردازش کنند.
از سوی دیگر، این فناوریها تهدیدی جدید به نام دیپفیک (Deepfake) و تصاویر ساختهشده توسط هوش مصنوعی مولد را به همراه آوردهاند که تشخیص واقعیت از تصویر جعلی را به شدت دشوار میکند. در آینده نزدیک، کارشناسان اوسینت باید زمان زیادی را صرف بررسی اصالت خود فایلهای تصویری و کشف ردپای پردازشهای هوش مصنوعی کنند تا در دام سناریوهای جعلی نیفتند. از دیدگاه امنیت سایبری، سازمانها و افراد ناچارند سیاستهای سختگیرانهای برای پاکسازی خودکار متادیتا و پنهانسازی جزئیات پسزمینه تصاویر خود اتخاذ نمایند. جنگ اطلاعاتی آینده، تقابلی نفسگیر میان الگوریتمهای آشکارساز و سیستمهای هوشمند پنهانکار خواهد بود که سرنوشت بسیاری از افشاگریهای رسانهای را تعیین خواهد کرد.
جمعبندی نهایی
تکنیک مکانیابی مقر نظامی با تحلیل جزئیات ساده یک عکس نشان داد که چگونه با ابزارهای رایگان و قدرت جمعسپاری میتوان به نتایجی در حد سازمانهای اطلاعاتی بزرگ دست یافت. این پروژه آغازگر عصری جدید در روزنامهنگاری تحقیقی و نظارتهای عمومی بود که مرزهای میان ناظران و قدرتها را دستخوش تغییر کرد. با این حال پیشرفت فناوری و ورود هوش مصنوعی در کنار مزایای خود، چالشهای اخلاقی و خطرات فریب اطلاعاتی را نیز افزایش داده است. حفاظت از صحت دادهها در این اقیانوس متلاطم دیجیتال، نیازمند هوشمندی بیشتر و پایبندی به اصول اخلاقی و حرفهای است.






چه جالب. اینطوری با کمی نکته بینی می تونیم موقعیت مکانی و پیدا کنیم. پست جالبی بود. سایت خوبی دارید
ممنون 1 پزشک. عالی بود
این عکسها واسه مردم عادیه! واسه خودشون بخاند ویدئوی 3 بعدی از یه منطقه هم میتونند داشته باشند
ممنون . عالی بود
“به نظرتان برای تعیین موقعیت محل استقرار گروه داعش یا دقیقتر بگوییم ISIS چه باید کرد؟”
به چه دلیل ISIS دقیق تره!! “دوله اسلامیه فی عراق و شام” تو عربیه؛ که سرنامش میشه داعش. که از ترجمه انگلیسیش قاعدتا دقیقتره چون داعشیها تو عراق و سوریه هستند و عربند.
جالبه وقتی آدم سریال های آمریکایی(مثلا 24) رو تماشا میکنه بعضی از فعالیت های نیروهای امنیتی به نظرش اغراق شده میاد در صورتی که بعضا با واقعیت تفاوت زیادی نداره
فقط میتونم بگم : اووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووف
این مطلب رو همین سه روز پیش من ترجمه کردم و نکاتی هست که باید بگم:
بلینگکست یا هر تلفظی که داره، مربوط به وبلاگ قبلی برون موزز هستش که تقریبا منبع اصلی! خبرگزاری های رسمی خارجی مثل بیبیسی و غیره هستش برای بررسی وقایع نظامی سوریه و حالا عراق…
….
و باز همین گروه ایشون، پشت پردهی سقوط هواپیمای مالزیایی در اوکراین رو نشون داد و موشک های شلیک کننده رو پیدا کرد…
این پروژه که با حمایتی در حدود 50 هزار دلار شروع به کار کرد، مجموعهای از 10-12 نفر مثل برون موزز(اسم واقعیش یادم نیست متاسفانه با اینکه سه ساله خواننده وبلاگشم! :) ) اداره میکنن و کارشون هم عالیه! :)
خیلی جالب بود . مرسی از شما
خیلی خوب بود خیلی خیلی خوب یادش بخیر ما دوران دانشچویی از عکسهای شبک های اجتماعی استادمون استفاده کردیم فهمیدیم خونش کجاست که نمره بگیریم! جالب بود ما هم تقریبا همین کارو کرده بودیم