domainhostcentre
4-1-2014 7-35-19 PM
گوناگون

تصمیمی دشوار اما ناگزیر

دیگر گاهی حتی حساب سال‌ها و ماه‌های وبلاگ‌نویسی هم از دستم خارج می‌شود. از زمانی که یه باد می‌آورم دل در گرو جمع‌آوری کتاب و مجله داشتم.

دوره کودکی و نوجوانی گاهی تخیلات خامی در مورد نویسنده شدن داشتم، هر چند که آرزوهایی در مورد دانشمند شدن یا پزشک شدن، این آرزوی نویسندگی را محو می‌کرد.

خوب به خاطر می‌آور که یکی از علایقم در دوران کودکی تایپ کردن بود، به محل کار پدرم می‌رفتم و بعضی از داستان‌های علمی تخیلی را تایپ می‌کردم و گاهی هم تغییراتی در سیر داستان ایجاد می‌کردم.

همه چیز به همین نحو سپری شد تا دوران دوران دبیرستان رسید، دورانی که متأسفانه در ایران هرگونه ذوق و قریحه‌ای را به خاطر آزمون وحشتناک کنکور، می‌خشکاند.

به دانشگاه رسیدم و بعد از زمان کوتاهی با رونق مطبوعات باز هم آرزوهای پیشین برای «نویسنده» شدن بازگشت، این بار با خواندن هر ستون و یادداشتی با خودم تصور می‌کردم که اگر من قرار بود، همان موضوع را بنویسم، چطور می‌نوشتمشان.

متأسفانه دوره اوج وبلاگ‌نویسی فارسی مصادف شد با زمان فارغ‌التحصیلی‌ام، زمانی که به حکم خدمت سربازی در منطقه‌ای محروم، تلفن هم کالایی لوکس برایم بود، چه برسد به دسترسی به اینترنت.

با بازگشت به خانه، یک سالی در شوک همان دو سال تنهایی بودم، تا اینکه حس کردم زمانش رسیده است، رسانه‌ای کوچک برای خودم داشته باشم.

با آزمون و خطا، در این مدت سعی کردم که ذهنیات و چیزهای جالبی را که هر روز می‌بینم و می‌خوانم و در دنیای اینترنت می‌بینیم، از زاویه دید خودم، برایتان بنویسم.

در کمال شگفتی، همین سطور ناقابل، با استقبال  خوب خوانندگان مواجه شدند، در این مدت من سعی کردم به اعتماد خوانندگانم خیانت نکنم، همواره برای آنها بنویسم.

بله! روزهایی بودند که حس می‌کردم نوشته‌هایم بیهوده هستند، حس می‌کردم به خاطر رعایت ملاحظاتی مجبورم از سوژه‌های مهم‌تر یا جذاب‌تر صرف‌نظر کنم، روزهایی بودند که حس می‌کردم درک نمی‌شوم. اما این ساعات و روزها همیشه موقتی بودند و دیرپا نبودند.

اما چیزی که در این مدت آزارم می‌دادم، روند «سینوسی» یک پزشک بود، من به حکم کار «اصلی»ام ناچار بودن که ساعات و انرژی زیادی را برای طبابت کنار بگذارم، کاری که گرچه دوستش داشتم، اما باید اعتراف کنم که در یک روند آهسته و پیوسته، به تدریج جذابیت‌اش را برایم از دست می‌داد.

مدتهاست که ذهنم معتاد دریافت دیتا شده است، گویی اگر روزی چند ده صفحه نخوانم و چند پست «خوب» -و نه معمولی- ننویسم، روزم شب نمی‌شود. می‌دانید بزرگ‌ترین شکنجه زندگی‌ام می‌تواند چه باشد؟! اینکه کاری تکراری را به من بسپارید، این کار تکراری -حتی اگر توأم با سود مالی مناسبی هم باشد- چون همراه خلاقیتی نیست، باعث عذابم می‌شود.

در چنین شرایطی است که حس می‌کنم تبدیل به یک ابزار مکانیکی شده‌ام، گویی روح از زندگی‌ام خارج می‌شود.

در این دو سه ساله بسیار سعی کردم که تعادلی بین حرفه طبابت و وبلاگ‌نویسی برقرار کنم، اما با وجود تلاش زیاد چندان موفقیتی در این راه کسب نکردم.

سال ۹۲ سال مهمی برایم بود، چون برای نخستین بار حس کردم که «یک پزشک» در یک روند حرفه‌ای واقعی قرار گرفته است، دیگر میزان جذب آگهی‌ها آنقدر بود که می‌توانست جوابگوی مخارج معمول زندگی‌ام باشد.

ماه اسفند پیش، ماه مهمی برایم بود، چون باید تصمیم مهمی می‌گرفتم:

آیا به روال گذشته هر دو کار پزشکی و وبلاگ‌نویسی را در کنار هم ادامه بدهم، یا با تمرکز بر روی وبلاگ‌نویسی و «یک پزشک»، سعی کنم که رسانه‌ای حرفه‌ای‌تر داشته باشم؟

در ذهنم رسانه‌ای را تصور می‌کردم که می‌تواند با فراغ بال خبرهای مهم روز پوشش بدهد، روند سینوسی نداشته باشد. روزهایی را تصور می‌کردم که دیگر خستگی و بی‌حوصلگی و ناامیدی مانع انتشار پست‌هایی «به سبک واقعی یک پزشک» نشود.

در این ماه، مقاله‌های زیادی در مورد استارت‌آپ‌ها خواندم، زندگینامه نویسندگان مشهوری را مرور کردم که هر یک به دلیلی حرفه اصلی خود را ترک گفته بودند، حتی جستجوهای متنوعی در اینترنت کردم و مقاله‌های مثل این را خواندم.

بله! شما ممکن است من را متهم به عقب‌نشینی یا رؤیاپردازی کنید، دوستانم ممکن است تلاش کنند که نظرم را عوض کنند، اما به گمانم من بعد از سال‌ها عشق واقعی خودم را پیدا کرده‌ام و دیگر حاضر نخواهم شد، این عشق را با چیز دیگری تقسیم کند، حتی اگر این عشق کار پزشکی باشد.

4-1-2014 7-35-19 PM

در عین حال عامل دیگری که باعث شد به این سمت سوق پیدا کنم، این بود که با چندین سال تجربه‌اندوزی در پزشکی، این حرفه آنچنان که باید ارضایم نکرده است، این مطلب ذاتی نیست، بلکه به خاطر مسیر و سبک خاصی است که پزشکی در ایران پیدا کرده است. به هر سو که می‌نگرم، به جای عشق و آن حس ناب رضایت از پزشکی، من با اتمسفری غریب روبرو شدم: پزشکانی خسته، در تلاش برای ویزیت‌های بیشتر، انجام اعمال پاراکلینیک بیشتر، رقابت برای مال‌اندوزی. پزشکانی که در ورای ظاهر شیک و پیراسته‌شان گاهی در عالم واقع تکنسین‌هایی می‌شدند برای تجویز اعمال گران‌قیمت. ناگفته پیداست که این جو و محیط در ایران کلیت ندارد، اما چه کنیم که بیشتر مساحت ایران را پوشانده است.

نه! من برای تنفس در چنین جوی پزشکی نخوانده بودم!

همین حس و حال اخیر، عزمم را بیشتر کرد و جرأتم را افزون کرد. طوری که با خود اندیشیدم بهتر است به همان توصیه‌هایی که در «یک پزشک» به خوانندگانم می‌کردم عمل کنم.

من بارها در قالب پست‌هایی شما را به متفاوت اندیشیدن تشویق می‌کردم، به شما می‌گفتم که به فکر رؤیاهای دوران کودکی‌تان باشید، هراسی از برچسب خوردن نداشته باشید. وقتی داستان استارت‌آپ‌ها را می‌نوشتم، در واقع می‌خواستم به خودم و شما، این شهامت را بدهم به فکر مدل‌های متفاوتی برای زندگی و کسب و کار باشید.

استاد برجسته‌ای داشتیم که بعد از سال‌ها کار حرفه‌ای موفق، یک بار به ما گفت که کاش جای همه این سال‌هایی که گاه برایش تکراری شده بودند، زمانی هم برای «کتاب قصه» خواندن داشت.  من می‌خواهم همین فرصت را از خودم دریغ نکنم.

سال ۹۳ سالی طلایی برای من در «یک پزشک» خواهد بود، سالی که در کنار هم بیشتر خوش خواهیم گذارند و تلاشم این است که همواره در یک عیش مداوم باشیم.

با دل کندن از پزشکی، بی‌شک روزهایی خواهند آمد که وقتی از جلوی یک مطب یا بیمارستان عبور می‌کنم، آهی بکشم، اما به گمانم این دریغ، با شیرینی شهد کتاب و نوشتن بی‌انقطاع برای شما، خنثی خواهد شد.

به زودی شاهد تغییراتی اساسی در یک پزشک خواهید بود که حتی در اکانت‌های شبکه‌های اجتماعی یک پزشک در پلاس، توییتر و فیس‌بوک هم در این چند وقت، مدتی است که شاهدش بوده‌اید.

همه اینها البته باعث نمی‌شوند که در «یک پزشک» از پزشکی ننویسیم و خوشبختانه با فاصله گرفتن از پزشکی، انگیزه و فرصت بیشتری برای نگاه متفاوت به پزشکی هم پیدا خواهم کرد.

همه خواهش من این است که در دوره جدید «یک پزشک» هم یاور ما باشید، به ما انگیزه بدهید و تردیدهای ما را برطرف کنید. نقایصمان را تذکر بدهید و محدودیت‌های ما را درک کنید.

در بحث شرکت کنید

  • 182
    360

    دکتر جون اول آپریلی که نیست خبرت؟؟

  • 14
    1.6k

    امیدوارم که سال خوبی داشته باشید و روند سینوسی تون به روند y=x^2 تبدیل بشه. رسانه ی خوبی دارید و خوشحالم که می خواید تمام وقت درگیرش بشید.

  • 23146
    10

    حتما تصمیم درستی گرفته اید شما احتمالا یک پزشک معمولی هستید ولی مسلما یکی از بهترین بلاگر های زبان فارسی هستید مسلما موفق میشوید من از تصمیم شما خوشحالم چون سایت شما حتما زودتربه روز خواهد شد .امیدوارم من هم مثل شما شجاعت دل کندن از روزمرگی های بی حاصل را پیدا کنم

  • 1666
    70

    دروغ ۱۳ ؟

  • 6100
    20

    من

  • 1375
    80

    دکتر جان ترسیدم وقتی عنوان پست رو خوندم و فکر کردم خداحافظیه ولی به انتها رسیدم خوشحالم از تصمیمتون . من هم دو سال پیش با تصمیم مشابهی دست به گریبان بودم و همین کاری رو کردم که شما الان.

  • 87
    570

    دکتر مجیدی من یه این شهامت و انتخاب درست شما تبریک می گویم و ایمان دارم که به بهترین گزینه پاسخ صحیح داده اید.

  • 6100
    20

    من یکی از قدیمی ترین خواننده هاتون هستم. وبسایتت رو دوست دارم

    من کسی نیستم که بخوام برات خط مشی تعیین کنم. آدمایی که ذاتا موفقن دست رو هر کاری که بذارن موفقن. نمونه و مثال برای شما دکتر اصفهانی هست که دندان پزشکی رو رها کرد و رو به خوانندگی اورد.

    منم مهندس صنایعی بودم که کار در رشته خودم رو رها کردم و در بازار شبکه برای خودم اسم و رسمی ساختم!

    برای شخص خودت آرزوی موفقیت دارم. برای یک پزشک هم آرزوی بهروزی دارم. در حال حاضر با تعطیلی نارنجی دنیای اخبار تکنولوژی تک قطبی شده و شما میتونی در کنار زومیت قطب های IT باشید و برای گیگ ها خبرهای متنوع بسازید

    ممنون

  • 808
    120

    دروغ سیزده خوبی بود!

  • 2377
    50

    دکتر جان دروغ اول آوریل قشنگی بود. اول که خوندم فک کردم میخاین بگین که وبلاگ دیگه مثه قدیم نیست و میخام درشو تخته کنم ولی آخرش ایولا داشت فک نمیکردم بخاین بگین میخام از پزشکی بکشم کنار!
    در کل ایول دروغ سیزده محشری بود…اسمایلی چشمک به نشونه ی اینکه دکتر خودتی :D

  • 23147
    10

    دروغ اول آوریل!

  • 1455
    80

    این تصمیم شجاعانه قابل تقدیر است دکتر جان

  • 561
    170

    موفق باشد ، به نظرم که تصمیم خوبی هست ، منم شاید امسال همچین تصمیمی بگیرم ، چون رویای کودکی من هم گم شده و لذتی نمیبرم

  • 2
    11.6k

    من الان شوکه شدم!
    از ته دل آرزوی موفقیت میکنم واستون. بهترین خبری بود که امرپز شنیدم! یوهو!!!

  • 518
    180

    منم مثل کامران فکر کردم
    دکتر مجیدی، شیری…..
    یادمه یبار با جادی پادکست دادی.
    دیگه نیست؟

  • 5875
    20

    از اول که شروع به خوندن کردم دلم تالاپ تولوپ کرد گفتم نارنجی رفت مجیدی هم می خاد بره ولی خوشحالم کردی دکتر واقعا جا برای کار بیشتر هست من سه ساله فقط فید میخونم ازتون امیدوارم کارتون گسترش پیدا کنه

  • 126
    450

    من هم خوشحال تر شدم. برای خودتون که نمیدونم، ولی برای ما مفیدتر میشه.

  • 122
    460

    امیدوارم در راه جدید موفق و پاینده باشید. برایتان دعا می‌کنم

  • 23148
    10

    بهترین خبری که امسال تا حالا شندیم
    از صمیم قلبم هم امیداورم موفق بشید و اهدافتون برسید

  • 538
    170

    سلام .سال نو مبارک.من حدود یکسالی هست که روزی چند بار به سایت شما سر میزنم(اون موقع تو دعوای برندها در دفاع از اپل از سایت شما لینک میذاشتن من اینجوری آشنا شدم با۱پزشک :)
    ) خیلی کم کامنت گذاشتم ولی از مطالب سایت خیلی لذت بردم وجاهای مختلف تبلیغ سایتتون رو کردم و مطالبتون رو باذکر منبع در سایت های مختلف ویا در دانشگاه استفاده کردم.تیتر رو که خوندم یه لحظه خشکم زد چون فکر میکردم حتما قصد دارید وبلاگ نویسی رو کنار بذارید و به طبابت بپردازید ولی دیدم
    خدارو شکر اینطور نیست. تو این وضع مملکت وجامعه پزشکی که خودتون کامل شرح دادید واقعا تصمیمتون ستودنیه. با کمال افتخار در کنارتون هستم واز مطالبتون لذت میبرم.امیدوارم سالی پر از موفقیت پیش رو داشته باشید.

  • 23149
    10

    باید به شما افتخار کرد یاد یه شعر افتادم که می گفت آفرین بر تو که میدانی رهایی هست … چیز بیشتر ی یادم نیست ولی همین اندازه هم احساس درونی من نسبت به تصمیم شما رو ارضا میکنه .
    در پناه حق …

  • 23150
    10

    موفق باشید

  • 1083
    100

    هممممممممم!!
    منم اول که عنوان پست رو خودنم شوکه شدم گفتم نکنه دکتر یم خواد یک پزش رو تعطیل کنه!
    اما به انتها که رسیدم اون حس سیاه به جای اینکه سفید بشه خاکستری شد!!!
    چون خودمم دانشجوی سال اول پزشکی هستم و علایقی مشابه علایق شما دارم دکتر مجیدی عزیز!
    هنگام خواندن درسها در عین لذت بردن اما حس تعلیق گاهی وجودم رو فرا می گیره!!
    اگه بتونید بنده رو راهنمایی کنید ممنون میشم دکتر!
    با کنار گذاشتن پزشکی در چه مسیری قدم خواهید گذاشت و به چه هدفی خواهید رسید!؟
    آیا مسیری که انتخاب کردید به اندازه ی کافی محکم و قابل اتکا هست!؟

    • 4456
      30

      شک نکنید پزشکی در مرحله ای هستید بسیار جذاب است ولی کار گاهی….

  • 1615
    70

    بهترین خبر بود ما خواننده هارو که خیلی خوشحال کردین.

  • 28
    1k

    از ۱۱ سالگی که اولین کامپیوترم رو خریدم، ارزوی برنامه نویس شدن داشتم و براش تو دبیرستان از خیر رشته ریاضی دبیرستان نمونه گذشتم…(مشاور بد که بهم نگفته بود تفاوت دیپلم ریاضی با فنی چقد زیاد میتونه باشه…)
    امروز برنامه نویس تقریبا حرفه ای هستم ولی هر روز و هر بار از دانشی که انتخاب کردم پشیمونم….
    هر چند وقت یه بار یه شغل جدید به حسرت هام اضافه میشه…
    امروز با تمام وجود فهمیدم که عشق به هرچیزی حتی کامپیوتر بدون پول به جایی نمیرسه و مجبوری فوراور الون بشی از عشقت به کامپیوتر، لینوکس، موبایل و….:(

    امیدوارم توی تصمیمتون موفق بشید…

  • 2153
    50

    هوی قلبم ریخت.اون از نارنجی که فنا شد.گفتم اگه شما هم میرفتیم دیگه ما جایی رو نداشتیم

  • 23151
    10

    به این میگن دروغ سیزده

  • 1005
    110

    خیلی ممنونم که ما خواننده هاتون رو به بیمارنتون ترجیح دادید. و این شجاعتتان را تحسین میکنم. امیدوارم در این رویکرد جدید بیش از پیش موفق باشید

  • 811
    120

    دکتر جان داشتی سکتمون میدادی که! فکر کردیم میخوای بری پی طبابت، انصافاً که تعلیق خوبی تو این نوشته وجود داره، وقت کردی یه فیلنامه هم بنویس :) خیلی خوبه که این چالش رو با خوانندگانتون در میان گذاشتید… آرزوی موفقیت برای شما و یک پزشک.

  • 23152
    10

    کنار ما باش که محزون به انتظار بهاریم – کنار ما باش که با هم خورشید و بیرون بیاریم

  • 1005
    110

    فقط امیدوارم دروغ اول آوریل نباشد

  • 23153
    10

    خوشحال شدیم. گاهی لازمه آدم انتخاب بکنه.

  • 6101
    20

    متأسفانه می‌ترسم از نظر مالی به مشکل بربخورین. چون اقتصاد ایران فروپاشیده‌تر از این حرف‌هاست، اما به احتمال زیاد حتما فکر همه جا رو کردین.

  • 1732
    60

    من خیلی دقیق نخوندم چی نوشتین ولی به نظرم شما نمی تونین این کار را بکنین، چون فرق پزشکی با رشته ها و شغلهای دیگه اینه که وارد خون آدم می شه، شما می تونین یک آن تصمیم بگیرین کارمند نباشید و بعد از اون واقعا کارمند نباشید ولی نمی تونین تصمیم بگیرین دیگه پزشک نباشید چون هفت سال درس خوندن و چندین سال کار کردن با این رشته اونو وارد خون و گوشت و پوست آدم می کنه. باوجود تموم ناملایمتیهای سیستم و آدم هایی که آدم را از شغلش متنفر می کنن و وجود جذابیتهای جانبی، یک پزشک می مونید.

  • 1565
    70

    سلام من یکی از خوانندگان خاموش شما هستم که از طریق فید مطالب شما رو دنبال می کنم و همیشه و همه جا هم از شما به نیکی یاد کردم.
    این مطلب شما طوری بود که خواستم براتون کامنت بگذارم و همینطور فکر می کنم این مطلبتون بیشترین کامنت رو خواهد داشت.
    نکته ای که در اینجا وجود دارد. شما با ترک حرفه تون تبدیل به عوام نمیشید و کماکان پزشک هستید.
    لذا در موقع نیاز می تونید مجددا به مطب و یا بیمارستان مراجعت کنید.
    پس نگران نباشید و با اطمینان خاطر به این شجاعتتون ادامه بدید و بدونید که ایران ما و جامعه فارسی زبان ما به افرادی چون شما به شدت نیازمند است.

  • 2121
    50

    ﺁﻗﺎﻱ ﻣﺠﻴﺪﻱ ﺗﻴﺘﺮ ﻣﻃﻠﺒﺘﻮﻥ ﻭاﺳﻪ ﻣﺎ ﺧﻴﻠﻲ ﺗﺮﺳﻨﺎﻙ ﺑﻮد! اﻣﻴﺪﻭاﺭﻡ ﭘﺎﻳﺪاﺭ ﺑﺎﺷﻴﺪ و ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺑﻨﻮﻳﺴﻴﺪ و ﻣﺎﺭﻭ اﺯ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎﺗﻮﻥ ﻣﺤﺮﻭﻡ ﻧﻜﻨﻴﺪ.

  • 23154
    10

    احساس نزدیکی با جملات این پست داشتم ، من کمی منجم بودم و داستان می نوشتم و اسمان پر شور ترین اتفاق نوجوانی ام ، اما مدرسه اینها را از من گرفت و فقط چند تایی رویا برایم باقی گذاشت.
    امسال کنکور دارم و خوندن تصمیم شما من رو مصمم کرد که به دنبال رویا هام برم؛ برایم یک منبع الهام بخش هستید و ازتون تشکر می کنم.
    براتون خوشحالم و امیدوارم موفق باشید

  • 770
    130

    اگه شهامت این کارو میداشتی کلی پیشرفت میکردی
    ۱/۴/۲۰۱۴

  • 23155
    10

    خوشبختانه ما در عصر انفجار اطلاعات شاهد پیشرفت همه جانبه علم هستیم بعد از انفورماتیک ما در عصر تلاش برای زندگی سالمتر هم هستیم امیدوارم این دو را شما در وبلاگتان به هم پیوند بزنید هر چند سایتهای زیادی در این زمینه داریم ولی چون شما در هردو استادهستید میتوانید با دیدگاه بهتری به این مقوله نیز در کنار دیگر مباحث بپردازید

  • 2732
    40

    اگر به لحاظ مالی چوانب این تصمیم را سنجیده اید بدوت تردید این کار را انجام دهید ،شخصیت واقعی هر انسانی در خود او نهفته است نه در شغلی که ممکن است جایگاه از پیش تعریف شده ای برای او به ارمغان بیاورد .
    موفق باشید

  • 6102
    20

    علیرضا عاشقتم :)

  • 4621
    30

    نمیدونم این تصمیم واقعی بود یا پستی بابت روز اول آوریل …
    ولی دوست داشتم بگم که از خواندن تک تک مطالب شما لذت بردم و خیلی چیزها را یاد گرفتم
    و از این بابت سپاسگزارم
    ضمنا آرزوی موفقیت بیشتری برای شما دارم

  • 2746
    40

    حتی اگر دروغ سیزده هم باشه اینجور نوشته ها عاملشون یه جرقه ذهنی و دل مشغولیه که به ذهن نویسنده هجوم آورده و میخواد حتی شده در قالب دروغ سیزده ابرازش کنه.

    به هر حال تفکری که باعث نوشتن این متن شجاعانه بوده و حتی اگه دروغم باشه تحسین برانگیزه.

    هرچند به نظر من کاملا واقعیه

    • 2377
      50

      واقعا از این دید بهش نگاه نکرده بودم. دیدگاه بی نظیری، حتی پشت دروغ ها هم حقیقتی پنهانه

  • 23156
    10

    باسلام و عشق برای شما
    من با اطمینان قلبی میگم که شما یک عاشق هستید چون تمام کارهای شما را که دیدم و خوندم. هر لحظه حال و هوای خوبی را هم به خودم و هم به دیگران میده و این ذوق و شوق که. شما از کودکی دوست داشتید مهر محکمی هست به انتخابتون که مسیر درستی را انتخاب کردید.
    مرسی که هستین
    عشق برای شما

  • 1009
    100

    آدم وقتی با منطق تصمیم بگیره و بعدها پشیمون بشه ممکنه دلش بسوزه و بگه ای کاش کایو که دوست داشتمو میکردم
    اما اگه راه قلبشو بره و یه روزی هم پشیمون بشه میگه دلم خواست و لذتشو بردم …

    امیدوارم هیچوقت پشیمون نشید در این مسیر جدید کلی تجربیات جدید و شیرین با هم داشته باشیم جناب دکتر

  • 6103
    20

    دروغ اول آوریل قشنگی بود…
    همیشه موفق باشی دکتر :)

  • 23157
    10

    آرزوی سربلندی برای شما دارم
    شک ندارم مسیر درستی را انتخاب کرده اید
    موفق باشید

  • 4178
    30

    این متن رو خوندم و بیاد دورانی افتادم که تمام وقت خودم رو صرف فعالیت به عنوان نویسنده و گهگاهی مدیر فنی یا مسئول گرافیک سایت های زیادی کردم.
    مثل شما سعر داشتم زندگی خودم رو بین درس و علاقم نصف کنم ولی اوضاع خوب پیش نرفت و از هر دو مورد عقب افتادم و مثل شما روزی برام رسید که مجبور به انتخاب شدم و درسم رو انتخاب کردم و الان پشیمون نیستم.
    امیدوارم شما هم بعدا از این انتخابتون پشیمون نشین هر چند ما دقیقا دو جبهه متضاد با هم رو انتخاب می کنیم.

    همیشه موفق و خرسند باشید./

  • 1689
    70

    ؟

  • 2536
    50

    دروغ قشنگی بود
    ولی غیر قابل باور!

  • 23158
    10

    هیچ وقت تو زندگیم نتونستم مرز بین دلبستگی و وابستگی رو در ارتباطاتم با دیگران تشخیص بدم فقط همین قدر می دونم که اصلا وابستگی به کسی یا چیزی برام خوشایند نیست و در نقطه مقابلش ، دلبستگی برام مقدس و دوست داشتنی ست…
    چند روز پیش یکی از دوستانم به بهانه سال جدید یه کتاب بهم هدیه داد و صفحه آخر اون این مطلب رو با خط خودش نوشته بود :
    “وابستگی یا دلبستگی؟!
    وابستگی یعنی میخواهمت :چون مفیدی
    دلبستگی یعنی میخواهمت : فقط به خاطر خودت
    من به خودکار گران قیمت روی میزم وابسته م ، اما به جعبه آبرنگی که یادگار دوران کودکیم است دلبسته م
    من به میز مدیریت که هر روز پشت اون می نشینم وابسته م ، اما به اون گلدون کاکتوسی که کنار پنجره اتاقم گذاشتم دلبسته م
    من به کتابهای مدیریتی کتابخانه ام وابسته م، اما به کتابهای شریعتی روی میزم دلبسته م…
    وابستگی ها رو جامعه ، فرهنگ و والدین می آموزندو پرورش میدهند
    اما دلبستگی ها انعکاس خود واقعی “من” هستند
    همه ی اینها رو گفتم تا به اینجا برسم
    بیشتر هوای دلبستگی هاتو داشته باش..می دونم که می دونی فقط محض یادآوری بود ”

    با خوندن این متن از دوستم یادگرفتم که چقدر خوبه هر از گاهی به اطرافیانمون و کسانی که در کنارشون زندگی می کنیم یه چیزایی رو یادآوری کنیم و نظر واقعی مون رو ورای از تکلف ها و مقدمه چینی ها ، نسبت بهشون ابراز کنیم برای من این هدیه خیلی ارزشمندتر و ماندگارتر از هدایای مادی بود. من مخاطب همیشگی سایت “یک پزشک” هستم و با خواندن این پست شما و دریافت هدیه دوستم ، دیگه کاملا اطمینان پیدا کردم که باید از وابستگی هام دل بکنم و زمان باقی مانده از عمرم را صرف پرداختن به دلبستگی هام کنم و تاثیرگذار باشم..ممنون که منو از قید وابستگی ها رها کردین ..

  • 201
    340

    اگر دروغ اول اپریل باشه باز هم دروغ دلاویزی است.
    امیدوارم موفق باشید

  • 23161
    10

    اگر فرض رو بر این بگیریم دروغ سیزده نیست به عنوان یکی از قدیمی ترین خواننده هات که برای اولین بار برات کامنت میگذاره بهت میگم من این کارو کردم یه زمانی ، خیلی سخته ولی جواب میدهبه شرط باور راسخ و همت بلند !

  • 1916
    60

    موفق باشید.

  • 210
    330

    گاهی وقت های دروغ های شیرین بهتر از واقعیت های تلخ به نظر می رسن ؛ باتوجه به انتشار این پست و این پست که بیشتر به دل نوشته یک پزشک می ماند تا یک دروغ؛ ترجیح میدم این دروغ راست را باور کنم و در انتظار یک پزشک بهتر باشم …

    با آرزوی موفقیت

  • 23164
    10

    سلام .
    دروغ ۱۳ خوبیه.
    اما به نظرم بهترین دروغ ۱۳ امسال مال درسنامه بود.

  • 91
    540

    بهتون تبریک می گم آقای دکتر. مطمئنا این تصمیم بسیار به کام ما خواننده هاست! امیدوارم برای خودتون هم همونقدر شیرین و جذاب باشه که برای ماست.

  • 4
    4.6k

    دکتر می ترسم از تصمیمت
    امیدوارم که دروغ سیزده بوده باشه
    توی ایران دل بستن به نوشتن و نمی دانم دل کندن از حرفه ایی مثل پزشکی زیاد منطقی به نظر نمیاد .
    امیدوارم که دروغ سیزده باشه

  • 6104
    20

    با این که مدت هاست ۱پزشک را دنبال می کنم، ولی چون عموما اهل نوشتن کامنت زیر پست ها نیستم، تا به حال چیزی ننوشته بودم. (البته شاید بخشی از دلیلش این باشد که شما هم خیلی اهل پاسخ دادن نیستید! :) چون چندین بار ایمیلی زده بودم و پاسخی نداده بودید ;))
    ولی وقتی دیدم چنین تصمیمی گرفتید، گفتم شاید بی انصافی باشد که همیشه از خواندن وبلاگتان لذت ببرم و چیزی نگویم.
    هرچند در بین خوانندگان وبلاگتان و البته در برابر انگیزه درونیتان کوچک تر از آنم که بخواهم انگیزه ای بدهم، ولی دوست داشتم این ها را بگویم :)
    عموما اخبار را (به معنی عام آن) دنبال نمی کنم. بخش زیادی از دلیلش هم دلایلی است که در یکی از پست های وبلاگتان به آن اشاره کرده بودید؛ اما وقتی در ۱پزشک تیتر خبری می بینم خوشحال می شوم! چون می دانم که خبر را برای خبر نمی خوانم. بلکه برای تحلیل و تفکر پشت آن خواهم خواند.
    وقتی وارد Feedly می شوم، هیچ چیز به اندازه ی عدد نوشته شده جلوی «۱پزشک» خوشحالم نمی کند، چون بخش زیادی از مقاله های مورد علاقه ام در اپلیکیشن Pocket را مقاله های ۱پزشک تشکلیل می دهند، چون بعد از خواندن بسیاری از مقاله های ۱پزشک چیز های جدیدی به برنامه هایم اضافه می کنم، چون با خواندن بعضی از مطالبش روش تفکرم در موضوعات مختلف را اصلاح کرده ام و دلایل بسیار دیگری…
    البته طبیعی است که هر کس به موضوعات خاصی علاقه مند باشد و همه ی پست ها برایم جذاب نباشد، اما در مورد درصد بالایی از آن ها اینطور است.
    در هر حال واقعا از تصمیمی که گرفتید خوشحال شدم.
    امیدوارم که ۱پزشک بهتر و فعالتر از همیشه به فعالیتش ادامه دهد و دیگر دوستانتان که در اداره وبلاگ به شما کمک می کنند هم مثل شما با انرژی بیشتری کار را ادامه دهند.
    به خصوص سینا سلماسی عزیز که از وقتی onever را تعطیل کرد، مدتی دنبالش بودم تا در ۱پزشک پیدایش کردم :) و هر هفته بی صبرانه انتظار سری پست های «مجله اپلیکیشنی»اش را می کشم.
    همینطور خواهر گرامیتان که همیشه مشتاقانه منتظر هستم تا مانند گذشته بیشتر بر سینما و فیلم های سینمایی یادداشت و نقد بنویسند و خواندن پست هایشان دنیای خاص خودش را دارد.
    و البته اصل کار، خودتان که جای بحث ندارد :)

  • 72
    630

    سلام دکتر جان.
    من مدتیه که به خاطر کنکور ورود به دانشگاه نمیتونم به یک پزشک سر بزنم. این خبر رو هم از توییتر خواهرتون دیدم.
    براتون آرزوی موفقیت می کنم و امیدوارم یک پزشک روز به روز بهتر و پربارتر بشه.
    و البته این خبر انگیزه مضاعفی شد که از تابستان دوباره خواندن یک پزشک رو از سر بگیرم.

    ممنون بابت همه چیز.

  • 165
    380

    اگه راست باشه دکتر جان واقعا تقدیرت مى کنم اگه هم دروغ اول اوریل باشه بازم این که نداى درونت رو گوش مى دى شوخى مى کنى

  • 1605
    70

    دکتر جان خسته نباشید از زمانی که وبلاگ شما را میخوانم دیگه نمیتونم سایر سایت ها را مطالعه کنم مثل اینکه که یک فیلم هالیودی نگاه کنی ودیگه فیلم های ایرانی برای شما قابل تحمل نباشه واقعا خسته نباشید از صمیم قلب برای شما ارزوی موفقیت میکنم

  • 3569
    30

    مطلب جالب توجهی از خودتون و جامعه پزشکان دلال زیبایی و ساختمان ساز نوشتید پزشک هایی که بر سر مریض معامله میکنن و از انسانیت فاصله گرفتن اما من از دلنوشته های شما فقط همین موضوع را دریافت نکردم و این مورد از نوشته های شما برای من تگ شد و من هم صفحه ای در فیسبوک به نام Life Style دارم که هر روز از سر تنهایی و علاقه با وجود کاربر اندک مشغول هستم در این صفحه گزیده هایی از اخبار دست چین کپی شده از سایت های فارسی و dailymail.co.uk به صورت ترجمه کاملا خلاصه فعالیت میکنم.
    https://www.facebook.com/ealiagh

    با سپاس از صفحه خیلی خوب شما جناب اقای دکتر علیرضا مجیدی

  • 723
    140

    تبریک بلاگر. (دیگه نمی گم دکتر)شهامتت زیاده. البته به شرطی که دروغ اول آوریل نباشه….

  • 3709
    30

    سلام جناب دکتر مجیدی
    منم مثل بسیاری از دوستان وقتی شروع به خوندن کردم ناخودآگاه این فکر به ذهنم رسید که این پست نامه خداحافظی ۱ پزشکه، ناخودآگاه یاد خداحافظی های سخت زندگیم افتادم، یاد اولین باری که با وبلاگ شما آشنا شدم و واقعا در انتهای متن سورپرایز شدم.
    شخصیت برجسته و فرهیخته شما، نوع نگاه متفاوتتون و خیلی چیزهای دیگه که تو این ۲ سال از پستهاتون متوجه شدم همیشه برای من قابل

  • 3709
    30

    سلام جناب دکتر مجیدی
    منم مثل بسیاری از دوستان وقتی شروع به خوندن کردم این فکر به ذهنم رسید که این پست نامه خداحافظی ۱ پزشکه، ناخودآگاه یاد خداحافظی های سخت زندگیم افتادم، یاد اولین باری که با وبلاگ شما آشنا شدم و واقعا در انتهای متن سورپرایز شدم.
    شخصیت برجسته و فرهیخته شما، نوع نگاه متفاوتتون و خیلی چیزهای دیگه که تو این ۲ سال از پستهاتون متوجه شدم همیشه برای من قابل تحسین بوده و امروز میخوام به لیست ویژگیهای الهام بخشتون شجاعت رو هم اضافه کنم
    این خبر یکی از بهترین خبرهایی بود که امسال شنیدم و امیدوارم این رفتار الگویی باشه برای خوانندگاتون که به دنبال تحقق رویاهاشون باشند
    براتون آرزوی بهترینها رو دارم و امیدوارم شاهد اشاعه تفکر و نوع نگاه امثال شما در وب و جامعه پارسی باشیم

  • 61
    660

    حالا من تا بعد سیزده که اینترنت ندارم ولی وقتی اومدم می فهمم که دروغ سیزده بوده یا نه. ولی ما تو ایران همیشه به یه تکیه گاه مالی مطمئن نیازمندیم که گاهی وقتها دیگه نه میذاره و نه ما یادمون میمونه که این تکیه گاه رو برای چی میخواستیم. به هر حال اوضاع اقتصادی ایران مشخص نیست و شاید یه روز شما رو هم فیل.تریدند تا بیاید ثابت کنید که چی به چیه همه نقشه هاتون میره هوا.
    ولی کاش برنامه اتون واقعی باشه و اون چیزی که فکر میکنید براتون بگیره و سالی پر برکت و سلامتی داشته باشید.

  • 7171
    20

    سلام
    من به شما به خاطر این تصمیمتون واین احترامی که به ما مخاطبای وبلاگ تون واین انتخاب عالی تون تبریک می گم

  • 18
    1.5k

    ببخشید اون وقت آدرس سایت را تغییر می دهید؟!؟

    ولی جدا از شوخی، خوشحالم که به عنوان یک الگو برای بسیاری از جوانان، این شهامت را دارید که پی خواسته های عمیق قلبیتون بروید. بهتون تبریک میگم

  • 1491
    70

    هرچند همه این نوشته خوب و بادقت خبر از دروغ آوریل میده ولی یک جورایی همیشه ۱پزشک رو وقتی یک پزشک باشه بیشتر دوستش دارم، هر چند با یک پزشک نبودن بیشتر و بهتر بنویسه.

  • 783
    130

    والا من این چند سال یاد گرفتم کلا اول آپریل هیچی رو باور نکنم این مورد هم فعلا باور نمیکنم تا ببینم بعدا چی میشه :D

  • 23165
    10

    سلام
    من حدودا از سال ۸۷ خواننده شما هستم اما کامنت نمیذاشتم.
    امروز اومده بودم پیشنهاد بدم که خبری از وبلاگ مجله دیسکاوری در این رابطه که قلب فضانوردها به مرور زمان در فضا به شکل کروی در میاد و میتونه باعث مرگ فضانورد بشه رو تو وبلاگ منتشر کنید که این مطلبتون رو دیدم.
    وبسایت شما میتونم بگم حکم یه معلم رو برای من داشته و این شجاعت شما رو تحسین میکنم.

    این هم لینک مطلب دیسکاوری که به صورت پیام هم براتون میفرستمش.

    Do humans have the heart for extended trips to space? Astronauts hearts take on a more spherical shape while living in microgravity

    http://blogs.discovermagazine.com/d-brief/2014/04/01/space-travel-gives-astronauts-spherical-hearts/#.UzsUXKiSxcx

  • 17
    1.5k

    جدی‌تر از اونیه که به دروغ آوریل نسبت بدم، ولی بزرگ‌تر از اونی هم هست که در همچنین روزی منتشر بشه و نسبت ندم(:
    به هر حال، نوشتن از علایق و پست‌های طولانی که بهش علاقه دارید با تیپ یک دکتر جور درمیاد. ولی نوشتن پست‌های روز و مطالبی که به قول جادی(: مربوط به سطح دریا هستند کار یک دکتر نیست. این کار یک عده رو می‌خواد که کارشون این باشه، از این کار پول در بیارند و وقت زیاد بگذارند (البته اون طور که قبلا گفته بودید در ایران این متاسفانه سخته).
    چه دروغ باشه،چه نباشه این ایده که علاقه خودتون رو پیدا کنید و زندگیتون رو با اون صرف کنید، به نوعی همون معنای زندگیه.
    شاد باشید(:

  • 23166
    10

    سلام
    از خوانندگان قدیمی وبلاگ هستم، اولین باره نظر میدم. احساس میکنم باید نظرم زیر این پست میبود. به هر حال…
    همیشه انتخاب های یک فرد هستن که زندگی اونو میسازن
    هرچند خودم دانشجوی سال شش پزشکی هستم و حس دوگانه ای راجب تصمیم شما دارم ولی امیدوارم همیشه در انتخاب هاتون و کارتون موفق باشید

  • 211
    330

    حستون رو درک میکنم آقای دکتر، من خودم درحالیکه ۶ ماه تموم شبانه روزی برای کنکور ارشد علوم تغذیه وقت گذاشتم، ۲۰ روز پیش از آزمون ارشد کناره گیری کردم و تصمیم گرفتم که وارد عشق همیشگیم، رویای کودکیم، سینما و کارگردانی بشم!…
    فقط برای خلاصی از زندگی تکراری و روتین، از فضای بی خلاقیت و پول پرست جامعه… چند روزیه که حس خارق العاده ای دارم! و این رو بگم که شما بهترین تصمیم زندگیتون رو گرفتید، البته اگه دروغ ۱۳ نباشه…! :p
    شدیدا منتظر فاز جدید نوشته هاتون و خلاقیتهای منحصربفردتون هستم!… <3

  • 4277
    30

    دروغ سیزده خوبی بود!
    اما گذشته از اون مطمئن هستم اگر همچین کاری بکنی بعدا بشدت دلت برای پزشکی کردن تنگ میشه و به نوعی پشیمون خواهی شد!
    نکن!
    یه جوری بینشون تعادل برقرار کن، از هردوش لذت ببر و نذار جو جامعه و محیط کار لذت پزشکی رو ازت بگیره!
    گاهی اوقات ادم با فیلم دیدن حال میکن گاهی کتاب می خونه لذت میبره گاهی بازی کامپیتری حال میده! هر کدوم لذت خودشون رو دارن! اگه همه اش بشینی فیلم ببینی خسته میشی اگه همش بازی کنی خسته میشی هر کدومشون به اندازه ای لذت بخش هست، اور دوز کنی لذت واقعی رو از دست میدی!

  • 23167
    10

    دکتر جان!!!! من کلا یادم رفته بود داستان دروغایی رو که امروز شنیدم و تا آخر خوندن این متن داشتم هی حس میکردم که چجوری باید تحسین کرد شما رو و چجوری باید به بقیه از این تصمیم فوق العاده خبر بدم!! همین که کامنت اول رو دیدم یادم اومد. خیلی مزاح عمیق و تاثیرگذاری بود! دست شما درد نکنه :)

  • 354
    230

    چیزهایی که طی سال ها از شما یاد گرفتم قابل شمارش نیست
    از خداوند آرزوی موفقیت برایتان دارم

  • 401
    210

    تصمیم شجاعانه ای گرفتید.
    ما که همین جوریشم از یک پزشک لذت می بردیم.حالا حتما هم نیاز نبود پزشکی رو ول کنی.

    امیدوارم موفق باشید.

  • 545
    170

    سلام
    همینکه به شعارهایی که در قالب مقاله هایتان بود جامه عمل میبوشانید نشان میدهد که شما متفاوت هستید

  • 2036
    60

    سلام دکتر
    من سالهاست یک گزشک رو میخونم و دنبال میکنم … دکتر به دروغ سیزده نمیخوره مطلبت اما خب … تصمیمیه که گرفتی …
    من باهاتیم دادا
    من خوشجال میشم بتونم باهاتون همکاری کنم
    تو فلیپ بورد مجله ای دارم به سبک کاری شما
    نت نوشت
    ببینید بد نیست ;)

  • 6105
    20

    امیدوارم همیشه توی زندگیتون موفق باشین …

  • 379
    220

    تبریک فراوان به خاطر شهامت زندگی کردن.

  • 48
    770

    تیترش خطرناکه، باعث سکته ناقص خیلی ها منجمله خود من شد.
    نمی‌دونم این تصمیمتون جدیه یا شوخی، هم به خاطر زمان انتشارش و هم اینکه یه کم از شخصیتی که از شما در ذهن دارم دور به نظر می‌رسه. فکر نمی‌کردم از اون دست آدمهایی باشین که یهو تصمیم بگیرین کار گِل – یه شغل مناسب و پایدار (به زعم جامعه) – رو رها کنین و به کار دل بپردازین، فکر می‌کردم کم‌کم میزان مشغولیت به پزشکی رو کمتر کنین و بیشتر به نوشتن بپردازین، نه اینطور ناگهانی؛ مخصوصا که بارها نوشتین که درآمد وبلاگ فقط کفاف هزینه‌های خودش رو میده و نه بیشتر.
    اما از متن نوشته پیداست که شوخی یا جدی، این دغدغه مهم شماست. شخصا باهاتون کاملا موافقم که آدم باید این جسارت رو به خرج بده و به دنبال آرزوها و رویاهاش بره، هرچند در بازه‌ای از زمان براش هزینه برداره، اما در نهایت تنها گزینه درست همینه. در غیر این صورت حسرت و نارضایتی‌اش تا آخر عمر با آدم می‌مونه. به همین دلیله که خودم هم از پارسال تصمیم گرفتم همین کار رو بکنم و از کار مرتبط با تحصیلاتم دست بردارم و سراغ عملی کردن رویای شخصی‌ام برم، هر چند سخته اما مطمئنم که ارزشش رو خواهد داشت و از بهترین تصمیمات زندگیم خواهد بود، همچنان که در مورد شما هم مطمئنم همینطور خواهد بود.
    به هر حال ما که همیشه همراه شما و وبلاگ بی‌نظیرتون هستیم، شوخی یا جدی بودن این پست هم تاثیری در تصمیم ما نداره :دی

  • 36
    910

    دکتر چی کار میکنی با ما؟؟ نزدیک بود سکته کنم گفتم حتما میخواید تعطیل کنید یک پزشک رو.
    نمیدونم واقعا جدی بود یا نه اما خوشحالم که تصمیم گرفتید رویاهاتون رو دنبال کنید.

  • 87
    570

    با توجه به شناختی که از شما پیدا کرده بودم انتظار چنین روزی رو داشتم!من بیست سال پیش تصمیمی مشابه شما گرفتم و امروز خوشحالم.

  • 23168
    10

    سلام دکتر عزیز و امیدوارم که خوب و خوش و موفق بوده و باشید . تعارف نمیکنم و وبلاگ بسیار زیبایی دارید

  • 23169
    10

    سلام
    خسته نباشید
    امیدوارم دروغ سیزده نباشه چون کلا از این جور کارها بدم میاد .
    و
    و اگه قصد دوری شما از پزشکی راست هست
    و اگه بنده جای شما بودم
    قطعا نظر خلاف شما رو داشتم !
    به نظر بده ی تماما گلابی ، بهتره نوشته هاتون سینوسی باشه ولی پزشکی باشید که گاهی محض رضای خدا برای نیازمندها طبابت مجانی کنه و مثل بقیه نباشه .
    ممنون از این که وقت گذاشتید و کامنت بنده رو خوندید.موفق باشید.

  • 408
    210

    فرانک خانم مجیدی ،
    آیا شما تایید می کنید ؟ !

    خبر صحت داره ؟!

  • 569
    170

    من همیشه از پست های شما در مورد استارت آپ ها، سایتها و ایده های جدید و داستانهای موفقیتی که منتشر کردین ایده گرفتم و استفاده کردم و حالا که میبینم خودتونم قدم در راه نو گذاشتین و می خواهید تا دنبال کاری برید که همیشه دوست دارید خیلی خوشحالم و انرژی می گیرم.
    اتفاقاً من هم امسال تا اوایل تابستون تصمیم به ترک شغل فعلی و فروش خانه خودم رو دارم تا قدم تو راهی بزارم که دوستش دارم و ازش خسته نمی شم.
    من بارها و بارها وصیت نامه استیو جابز رو خوندم و هر بار با این جمله که فقط به ندای قلب خود گوش کنید و مفهوم اینکه یکبار فقط زنده اید و برای خود زندگی کنید انرژی برای دل کندن از روزمرگی گرفتم.
    من مطمئن هستم که شما با وبلاگ نویسی انقدر که در جامعه تاثیر می ذارید و در آینده در یادها می مانید در پزشکی تاثیری نداشتین و ماندگار نمی شدید.

  • 1665
    70

    اگه دروغ اول آپریل نباشه روز خوبی رو واسه نوشتن این پست انتخاب نکردید :)

  • 23170
    10

    سلام مجید عزیز
    اغلب وقتی این روزا می شه، حوصله ی خوندن مطالب رو ندارم. آدمای تنبلی مثل من که فید می خونن و حوصله ی نظر دادن ندارن اغلب از مطالب این روز حالشون به هم می خوره، ولی اولین باری بود که دلم می خواست تا آخر پست بخونم،کاش بفهمی وقتی چیزی پست می کنی چند نفر منتظر فیدتن، کاش متوجه حال اون آدمایی که وقتی می بینن جلوی فید ۱ پزشک یه عدد نوشته و حالشون برای حتی چند ثانیه به عشق همون عدد خوشه، باشی.
    فکر کنم این اولین باری باشه که یه فید رو با اینوریدر اونم با موبایل می خونم و میام نظرم رو می نویسم.کاش بدونی اولین باری بود که دلم می خواست هی انگشتم و روی صفحه ی موبایلم بالا بکشم و از طولانی بودن مطلبش لذت ببرم.
    خیلی وقتا آدما نمی دونن وقتی مطالبشون رو منتشر می کنن تا کجا می ره و کی می خونه.
    برای اینکه بدونی بهت می گم:
    خیلی وقتا که سختی کار مشابه تو (البته نه پزشکی) اذیتم می کنه خدا خدا می کنم که شب بشه و بشه وقت فید خوندن، تا بتونم دردسرای کارم و با مطالبت تسکینش بدم(بله، یه همچین خانوادده ای هستی شما).
    بگذریم از این اراجیف. همیشه غصه ی اون فضایی رو می خورم که آدمایی مثل شما باید حسرت زمان از دست رفته رو بخوره و دغدغه ی بنای آینده.
    فقط این رو بدون که باطبابتت جون آدم ها رو تو دستت داری با وبلاگت روحشون رو.برای یکی مثل من که دنبال الگو می گردم مهم نیست چه بلایی سرت اومده، چقدر بین این انتخاب و اون انتخاب واموندی، پول داری زندگی کنی یا نداری، برای یکی مثل من مهم نیست تا بوق سگ مطلب پست می کنی و خروس خون سر مطب.
    برای من مهم اینه که قهرمانم باشه. تو محبوبی چون داری می جنگی. تو محبوی چون دکتری. تو محبوبی چون بلاگری. آره عزیز اینه سرنوشت اونی که الگو شده،
    . می خواد بخواد می خواد نخواد.
    معذرت می خوام که اینقدر جسته گریخته برات نوشتم، دلیل اینکه نظر نمی دم هم شاید همینه

    • 1665
      70

      مجید کیه دیگه؟!
      :) :) :)

  • 356
    230

    خالد حسینی،
    نویسنده ی افغانی الاصل رامان، از جمله “بادبادک باز”…
    هشت – نه تا از کامنت ها رو خوندم. مطلب_پیچیده و چند پهلویی نوشته اید. بله! سخته پذیرفتن اینکه شوخی دلپذیر شما با خوانندگان وفادار و دوستدارانتان باشه.
    من هم همراه با دیگران، روزهای آینده برایتان می نویسیم، شما هم که هستید!!، تا اون وقت همه مون متوجه ماجرا میشویم، اما عجالتا بگویم که در بخش های آغازین نوشته، یاد خالد حسینی افتادم و اینکه ایشان (مقیم کانادا یا آمریکا، یادم نیست)، برای نوشتن رمان اولشان، چگونه صبح ها زود بیدار میشده تا دو ساعتی نوشتن_رمان اش رو پیش ببره، آخه او هم پزشک بود. ماجرایی که ده ماه ادامه داشت و نهایتا به کتاب بادبادک باز ختم شد، رمانی که – دست کم – از نظر تجاری و فروش بسیار موفقیت آمیز شد، برگردان سینمایی اون هم ساخته شد، خودش (بر اساس شایستگی یا به واسطه ی توجهه جهان_رسانه ای به دلیل جنگ طولانی شده ی افغانستان) هم چهره شد در دنیا، و همه ی این ها دست به دست هم دادند تا نویسنده برای همیشه حرفه ی طبابت را کنار نهد… دوبله شده ی مصاحبه ی یکی از خبرنگاران شبکه ی bbc جهانی با خالد حسینی، اخیرا از شبکه ی bbc فارسی پخش شد.

  • 64
    660

    یک پزشک میتونه حتی در فضای مجازی هم یک پزشک باش در حالی که ممکنه در مطب یا درمانگاه و بیمارستان نتونه یک پزشک باشه. به جرأت میگم که امروز خیلی از پزشک ها متأسفانه دیگه پزشک نیستند. علیرضا مجیدی اما مطمئنم که یک پزشکه.

  • 23171
    10

    سلام دکتر
    با این پست من واقعا به کاری که دارم میکنم امیدوار شدم .
    واقعا موفق باشی

  • 1404
    80

    خدایا نارنجی رو گرفتی؛ یک پزشک رو از ما نگیر ………

    • 1387
      80

      دلم برای نازک نارنجی تنگ شده !

  • 3182
    40

    یادمه چند وقت پیش در مورد پزشک وبلاگ نویسی نوشته بودید که اون هم شغل پزشکی رو رها کرده بود و رو آورد به وبلاگ نویسی حرفه ای. افسوس که وبلاگ دیگری مثل یک پزشک نیست که این اتفاق مهم رو انعکاس بده و تحلیل کنه. به نظرم این خبر انقدر مهم هست که سایتهایی مثل تک کرانچ یا گیزمودو و امثال اونها در موردش پست اختصاصی بنویسند و در شبکه های اجتماعی حسابی سر و صدا کنه.
    موفق باشید آقای دکتر…. ببخشید آقای وبلاگ نویس

  • 1067
    100

    کاشکی این مطلب دروغ ۱۳ نبود و واقعا اتفاق می افتاد… پزشکان زیادی داریم ولی نویسنده ای چون شما ۱ عدد بیشتر وجود ندارد…

  • 1161
    90

    پس از این به بعد شاهد رپورتاژ آگهی های بیشتری در یک پزشک خواهیم بود :))

  • 7970
    20

    همیشه از طریق فیدلی دو سه بار بهت سر می زنم انگار اگر یک مقاله ژرف،یک معرفی کتاب،یک آپ جدید ازت نبینم روزم شب نمیشه.
    منم مثل خودت پزشکم، جراحی که با وجود دلبستگیهای مالی و عاطفی،خانواده مطب و هرچی داشته و نداشته گذاشته و الان برای دل خودش آمده در دیار غربت تا بروز باشه، تا وقتی که شب می شه و خسته و نالان ،حسرت روزی رو که برای دلت می تونستی خوش باشه و لذت ببره رو نخوره.
    چندین سال بود که خستگیم رو با نارنجی،جادی ومجیدی بدر می کردم، وقتی نارنجی رو ازم گرفتند دید بدی نسبت به موضوعات اطراف پیدا کردم اما امروز فرق می کرد انگارداشتند ١ پزشک را هم ازم می گرفتند،خدارا شکر که اشتباه می کردم ، اما امیدوارم که موفق شوی در راهی که انتخاب کردی دلت در آن مسیر مملو از لذت وشوق کودکانه شودو دغدغه مالی دلسردت نکند.
    همیشه در کنارت خواهم بود دکتر.

  • 2946
    40

    صرف نظر از اینکه این مطلب دروغ سیزده باشد یا نباشد، موقع خواندن مطلب مدام نگران بودم مبادا بین نوشتن و حرفه پزشکی دومی رو انتخاب کنی و نویسندگی را تعطیل! :)

    سالهاست از نوشته هایت لذت می بریم و خوشه بر می چینیم. امیدوارم در هر دو کار موفق باشی….

  • 6106
    20

    ایول!
    انشا الله موفقتر خواهی شد.
    کاش روزی برسه که من هم مثل شما این شغل کارمندی رو ول کنم و بچسبم به عشق واقعی خودم، یعنی برنامه نویسی!

  • 6107
    20

    سلام، تبریک، تبریک به خاطر این همه جرات.
    امیدوارم من هم امسال شهامت تصمیمگیری رو پىدا کنم.

  • 7222
    20

    من یه درس خونده رشته کامپیوتر و IT هستم که از اینکه تو رشته کامپیوتر درس خوندم پشیمونم و علاقه شدیدی به پزشکی داشتم و دارم. با خوندن این پست شما یه کم به خودم امیدوار شدم هرچند من هم علم پزشکی رو از ابتدا دوس داشتم و نه محیط کارشو.
    الان هم خیلی خبرهای پزشکی رو دنبال میکنم و مطلب در مورد پزشکی زیاد میخونم اما هیچوقت ارضا نشدم. دوس داشتم توی دانشگاه به صورت تخصصی پزشکی میخوندم.
    به هر حال بازم به نظرم کار پزشکی اگه خوب انجام بشه، تقدس خاص خودش رو داره. نظر شخصی من اینه که اگه پزشکان یه مقدار مطالعشون رو بالا ببرن و تو معالجاتشون خلاقیت و دلسوزی به خرج بدن، کار پزشکی بهترین و مقدس ترین کاره.
    امیدوارم شما که اهل مطالعه و خلاقیت هستید، بتونید پزشکی رو به نحو احسن انجام بدید حتی اگه زمان کمی در هفته توی مطب باشید.

  • 46
    780

    تصمیم بسیار خوبی گرفتید. من هم دو سال پیش تصمیم مشابهی گرفتم و از کار دولتی خارج شدم. امیدوارم موفق باشید.

  • 4569
    30

    سلام
    مدت زیادی هست وبلاگ شما را می شناسم، با خواندن چند سطری از همین نوشته اول اینکه تاریخ پست را نگاه کردم ببینم ۱ اپریل هست… ولی از طرفی هم از شمایی که تا الان شناختم، این شهامت ها و آرزوها چندان هم بعید نیست

    الان هم میبینم جواب کامنتی را ندادین نمیدونم به نظر همان دروغ آپریله :)
    به هر حال هر تصمیمی هم گرفتین براتون آرزوی موفقیت دارم

  • 23172
    10

    سلام
    من خیلی کم کامنت میذارم پای مطالب،اما چون به این کار اعتقاد دارم خودمو مُصِر کردم که یه چیزی بنویسم
    کار خیلی خوبی کردین .خیلی خوشحالم که به علاقتون بیشتر اهمیت دادین.منم خودم مشابه این کار رو انجام دادم و الانم وافعا از زندگیم راضیم و از کارم خسته نمیشم چون تفریحمم هست
    و البته چون شما دیرتر این تصمیمو گرفتین خیلی سخت تر بوده کارتون و البته شجاعت بیشتری هم میخواست
    امیدوارم که موفق باشین

  • 70
    630

    چه دروغ و چه راست ،هرانتخابی داشته باشید حتما درست خواهد بود،موفق باشید.

  • 2547
    50

    واقعا تصمیم بزرگ و سختیه.
    با این جدیتی که نوشتید من نمی تونم فکر کنم دروغه!
    آرزوی موفقیت ِ شما و یک پزشک رو دارم.

  • 2499
    50

    اول فکر کردم میخواهین بلاگ نویسی رو رها کنید و ناراحت شدم..بعد که خوندم دیدم میخواهید پزشکی را رها کنید و باز هم ناراحت شدم اما خب تغییر روند زندگی میتونه راهی باشه برای موفقیت بیشتر و کشف استعداد های بیشتر .

    درباره دروغ آوریل هم اینکه چند تا نظر دارم :
    ۱٫اگه آقای مجیدی میخواستن دروغ آوریل بگن میگفتن که میخواهم بلاگ نویسی را رها کنم نه اینکه بگن میخواهم پزشکی را رها کنم

    ۲٫ممکنه به دلیل دور از ذهن بودن این حرف بشه بیشتر به خواننده القا کرد که این دروغ آوریل نیست و باور پذیری بیشتری داره .

    ۳٫فکر نکنم دروغ باشه چون متنی کاملا جدی و برخواسته از تفکر و احساسات بود و نه صرفا جهت سرگرمی .

  • 398
    210

    سلام دکتر بیا و خورشید حقیقت و لز پشت ابرها بیرون بیار بلاخره راسته یا دروغه

  • 866
    120

    اینکه پزشک موفقی هستید یا نه را نمی دونم، ولی این را می دونم که بلاگر خوبی هستید.

    موفق باشید

  • 264
    280

    درود بر شما ما همچنان با ذوق تمام وبلاگ شما رو میخونیم : )

  • 1627
    70

    سلام دکتر
    از اوایل وبلاگت خوانندت بودم و بعد از یه مدت با ایمیل اونا رو میگرفتم.
    اگر دورغ ۱۳ نباشه این نوشتت, امیدوارم تو راهی که انتخاب کردی موفق باشی.
    قربانت
    رضا

  • 510
    180

    چی شد بالاخره دروغ سیزدهه یا واقعیه دکتر ؟ :)

  • 23173
    10

    این متن چه راست باشه چه دروغ من درباره خودم باور کردم. درباره خودم اجرا کردم. و جالب اینکه همیشه نتیجه مثبت داد. من یک بار بیشتر فرصت زندگی ندارم. اگر به آنچه دوست دارم نرسم لا اقل برای انچه دوست دارم تلاش کرده ام. پیشنهاد نمی دهم پزشکی را رها کنید. پزشکی را به فضای استارتاپ ها بیاورید. فقط از پزشکی ننویسید بلکه پایه گذار پزشکی از راه دور در کشورمان باشید. گروهی از پزشکانی را که خسته از مسیر خانه تا مطب هستند را جمع کنید راه هایی پیدا کنید که آدمهای نیازمند در مکان های دور و نزدیک از دانش شما بهره ببرند. بتوانند نسخه های آنلاین دریافت کنند و با آنها دارو بگیرند. و حضور آنها بدون آنکه به شما پولی داده باشند برای شما درآمد زا باشد. اگر بتوانید با کمترین انرژی سلامتی ادمها را تامین کنید مطمئن باشید ثروت های زیادی منتظر شما خواهد بود

  • 1017
    100

    سلام علیرضای عزیز
    به نظر من تصمیم بسیار خوبی گرفتی.
    امیدوارم موفق باشی.

  • 498
    180

    من پیشنهاد میکنم تصمیمی به این مهمی را روز اول آپریل نگیری :)

  • 1690
    70

    تصمیم خیلی بزرگیه، و میتونم تصور کنم چقدر سخت بوده گرفتنش.
    حتما موفق میشی.

  • 3258
    40

    mikhasti bebini che ghadr khanande hat ahamiat midan? :) khob hala didi ke baale jaanam shoma kheiil webloge mahboobi hasti :)

  • 215
    330

    سلام دکتر جان، عیدت مبارک باشه!
    این مطلبتون چه دروغ سیزده باشه یا نباشه منو سر ذوق اورد. خوندن مطالب شما یکی از لذتهای زندگی اینترنتی منه. قلمتون، صداقت در نگارش، منش فکریتون رو خیلی میپسندم. منم مثل شما عاشق دنیای دیجیتال، هنر، عکاسی، نویسندگی، سینما هستم؛ مثل خیلی از هم نسلهامون. هر روز که یه مطلب جدی از شما میخونم، اون روز یا شب سرحالم. این همه گفتم که بهتون بگم که نسبت به شما هم ذات پنداری زیادی دارم. ولی این تصمیم شما برعکس دل مشغولی جدید منه. ماههای آخر ٩٢ بخاطر یه مورد اورژانسی، دو روزی پیش مادرم در بیمارستان بودم. تو این لحظات دیدم که چقدر صنف پزشکی ایران نیاز به آدمهای دلسوز و در عین حال خبره داره. تو بخش مراقبتهای ویژه قلب، شاهد آخرین ساعات زندگی یه بیمار بودم. تو این دو روز صحنه هایی رو دیدم که وقتی درد بیماری علاج پیدا میکرد، قدردانی رو توی نگاه بیمار و همراهش میدم. و دیدن این نگاه برای منی که فقط یه ناظر بودم چه لذت بخش بود. اونجا پیش خودم فکر کردم، کاش مطابق میل مادرم عمل میکردم و پزشکی میخوندم و یه مهندس مکانیک بی مصرف نمیشدم. آدم توی حرفه پزشکی نتیجه کارش رو همون لحظه و یا چند ساعت بعد میبینه. البته این روی خوش قضیه هست. البته که مرگ بیمار یک پزشک هم سخته. تو ماه آخر ٩٢ فیلد کاری من بطور اتفاقی عوض شد و همونی شد که همیشه دوست داشتم: دنیای دیجیتال. امیدوارم که شما هم در هر زمینه ای که مشغولید موفق باشید و نتیجه اش لذت خودتون و مخاطبینتون باشه!

  • 1640
    70

    سلام دکترجان
    من چند سال هست چه زمانی که وبلاگ داشتین و چه زمانی که “یک پزشک” رو آپ کردین خواننده پروپاقرص مطالب شما بودم و نظرات شما برام خیلی مهم بوده و هستنن.

    من نمی‌تونم در مورد تصمیمتون نظر بدم چون نمی‌دونم در چه شرایطی هستین که “پزشکی” که تمام عمرتون صرف رسیدن به اون جایگاه بود رو می‌خواهین کنار بزارین.

    تصمیم شما قابل احترامه… امیدوارم در سال جدید “تولید محتوا”ی خوبی داشته باشید.

    امیدوارم در هر جایگاهی که هستین موفق و پیروز باشین.

  • 19
    1.4k

    دکتر جان اگه دروغ آوریل نباشه تصمیم مهمی گرفتی ولی اگه نظر من را بخاین این کار را نکنید حداقل توی این کشور که هیچ چیزی را نمیشه پیش بینی کرد

  • 113
    470

    اگه دروغ اول آپریل نباشه،‌بعدا میام دوباره کامنت میذارم …
    اگر هم باشه … فکر میکنم دروغ ها به جورایی آرزوهای ما رو نشون میدن! که این آرزوی عالی ایه …

  • 613
    160

    دکتر ۹۰درصد احتمال میدم دروغ ۱۳ باشه اما اگر هم راست باشه از یه چیزی میترسم اونم اینکه بعد از یه مدتی نویسندگی هم خسته ات کنه بخوای کلا بزاریش کنار و بری سراغ طبابت هرچند خودم دوست دارم به سمت علایق ات بری

  • 111
    480

    دکتر مجیدی عزیز تا به حال از طریق نوشته هاتون مطالب زیادی یاد گرفتم و انگیزه شما برای بهتر کردن وبلاگتون همیشه برام الهام بخش بوده. امیدوارم که توی این مرحله جدید از زندگیتون موفق باشید و بدونید که چیزی برای از دست دادن ندارید؛ چون با تجربه کاری ای که دارید همیشه می تونید برگردید به شغل قبلی تون. اما مطمئنم که توی راه جدیدتون موفق خواهید بود چون همون کاریه که همیشه دوست داشتید.

  • 137
    430

    تا آخرین خطش اصلا یاد دروغ آوریل نبودم و کاملا رفته بودم تو حس مطلب.
    برعکس بقیه که فکر می‌کردن می‌خواین از وبلاگ نویسی دست بکشید، من تا آخرش منتظر بودم بگید می‌خوام پزشکی رو بزارم کنار.

    با عقل جور در نمیاد، حتی اون نارنجی خدا بیامرزم همچین درآمدی نداشت، که حالا شما پزشکی رو بزارید کنار.

    ولی واقعا گل کاشتی دکتر
    قلمت آدمو زیر و رو می‌کنه

  • 6024
    20

    موفق باشید و در هر کار پیروز.

  • 1059
    100

    مرد شماره یک وبلاگستان
    خب خوبیش اینه که من به انتخابی که کردم (رشته ریاضی فیزیک) مطمئن تر شدم
    به امید پیشرفت های آینده

  • 23174
    10

    با سلام دکتر عزیز :
    شجاعت شما را تحسین گفتن و برایتان
    ارزوی موفقیت دارم.

  • 969
    110

    در هر حال (چه پزشک چه وبلاگ نویس چه راست چه شوخی…. ) امیدوارم موفق باشید

  • 3488
    30

    سلام.عالیه منم با شروع این سال شغلمو گذاشتم کنار…
    من هر دو سال شغل کاری ام رو عوض می کنم تا الان که امسال باشه می شه ۳ تا شغل .و خیلی راضی ام باید متفاوت باشی تا خسته نشی وگرنه این نشد زندگی. کسانی که کار وحرفه ی بلد باشن نباید ترسی از این متفاوت بودن را داشته باشن.همه موفق باشید

  • 473
    190

    با سلام

    البته شما دکتر و محقق عزیز٬صلاح کار خودت را بهتر میدونی!
    ولی به نظر من در حال ارتکاب اشتباه بزرگی هستید. حداقل به سرمایه ای که به عنوان یک پژشک برای کشور هستید فکر کنید!

    البته به نظر من اگر مصمم به اجرای تصمیم خود هستید بهتر است حداقل یکروز در هفته را به درمان مجانی و یا ارزانتر بیماران کم بضاعت اختصاص دهید. با این کار هم به خواسته خودتان میرسید هم بطور کامل از حرفه اصلیتان دور نشده اید و هم ثواب برده اید و به هموطنان
    خدمت کرده اید…مثل دکتر چخوف
    در هر صورت خدا به همراهتان

  • 194
    340

    با سلام و احترام فراوان به شما آقای دکتر…

    من خیلی وقته که یک پزشک رو میخونم …اول که عنوان رو دیدم ترسیدم نکنه خداحافظی باشه به جرات میگم تنها وبلاگی که هر لحظه در انتظار مطالب جدیدش هستم یک پزشکه …

    به هر حال امیدوارم در هر تصمیمی که میگیرید موفق و پاینده باشید…

    سال خوبی داشته باشید…

  • 673
    150

    یادش بخیر پارسال دروغ اول آوریل‌تون یه داستان علمی تخیلی از خودتون بود که به اسم یکی دیگه جا زده بودین، امسال هم این تصمیم حماسی! جالب بود، خوشمان آمد ;)

  • 23176
    10

    سلام. شما و وبلاگتون برای ما ادامه همون مجله دانشمند و کتابای علمی جذاب نوجوانی و کودکیه… و شما قطعا حیفه از رشته تحصیلیتون فاصله بگیرین بخاطر همین فضایی که تو حرفه طبابت ایجاد شده و امثال شما می تونن متفاوت و موثر و امیدبخش باشن. پاینده و شاد باشید

  • 6
    2.8k

    متاسفانه اکثر آدمها -مخصوصا در شرایط اقتصادی ایران- اینقدر هراس دارند که تمام آرزو ها و امید هاشون فراموش کردند. به نظر من عده کوچکی که از این بند رها میشن و به علایق واقعی شون بها میدند، قهرمانان انشنان ها هستند. کسانی که بشریت رو به جلو حرکت میدند. اینها همون انسان های نخستینی هستند که خواستند ورای غاری که سکنه ش بودند رو کشف کنند.

    اگه دروغ ۱۳ یا April’s fool نباشه، باید بگم تصمیم شجاعانه و قابله تقدریه.

  • 344
    240

    منم مث خیلى از خوانندگانتون با دیدن چند سطر اول دلم ریخت پایین که نکنه بعد از از دست دادن سایت نارنجى دارم یک سایت خوب دیگه رو از دست میدم ولى بعدش موضوع رو گرفتم.
    کارى به دروغ سیزده یا آوریل ندارم و سواى اونا فکر مى کنم تصمیم شجاعانه گرفتى و امیدوارم تو فضاى کارى این جامعه دلسرد از تصمیمت نشى و مطمئنم خودتم اینو مى دونى پزشک بودن تو سرشت خودت حل شده و هر زمان بخواهى دوباره به اون روزمره گى برگردى مى تونى برگردى.
    برات آرزوى موفقیت دارم.

  • 6109
    20

    سلام آقای دکتر.به شما برای تصمیم شجاعانه تان تبریک میگویم.اما برای گرفتن این تصمیم لازم نبود حرفه پزشکی ونیز پزشکان را زیر سوال ببرید.برخلاف نظر شما و به عنوان پزشکی که سه سال ونیم در دوره پزشکی عمومی و هشت سال به عنوان متخصص جراحی عمومی در مناطق محروم خدمت کرده ام به اطلاع شما میرسانم که بر خلاف نظرتان پزشکی رشته ای بیروح و بدون خلاقیت نیست و اکثر پزشکان نیز بدنبال مال اندوزی تنها نیستند .البته که مسایل اقتصادی در هر حرفه ای مهم و تاثیر گذار است کما اینکه خود شما هم این تصمیم را وقتی گرفته اید که فهمیده اید آگهی ها برای گذران زندگیتان کافی است و اگر اینطور نبود هنوز همان حرفه به زعم شما بیروح را دنبال میکردید. لطفا اگر تصمیمی گرفته اید از جیب دیگران خرج نکنید.

    • 6110
      20

      بنده بسیار با ایشان موافقم !

    • 462
      190

      بنده با شما مخالفم. متاسفانه الان اخلاق پزشکی تقریبا از بین رفته و اکثر پزشکا فقط دنبال مال اندوزی هستند و برخورد بدی با بیمارها دارند. مسلمه که همه پزشکا اینجوری نیستن ولی “اکثرشون” چرا. مدتهاست منتظر بودم که سایت ۱پزشک هم به این مطلب بپردازه.

    • 1043
      100

      پدر بنده پزشک هستن و فارغ التحصیل دانشگاه شهید بهشتی. با وجود ۲۰ سال سابقه ی کاری ایشون باید گفت نظر پدرم به نظر دکتر مجیدی بسیار نزدیک هست.
      پدرم هم همیشه منو تشویق کرده که دنبال رشته های مهندسی و دارای خلاقیت برم. الانم که دارم این نظرو می نویسم دانشجوی مهندسی مکانیک دانشگاه سراسریم.
      فساد کاری در کشور ما هم چیز غیر قابل انکاریه و به نظرم که تو هر زمینه ای به وفور پیدا میشه.
      جدن فرمایش جناب مجیدی رو دور از انصاف نمی دونم.

  • 23180
    10

    دکترجون خیلی وقته مطالب سایت رودنبال میکنم اولین باره نظر میدم واقعا برات آرزوی موفقیت میکنم از معدود سایتهای حرفه ای ایرانی هستی

  • 2753
    40

    دکتر سلام من خیلی وقته مطالب سایت رودنبال میکنم اولین باره نظر میدم برات آرزوی موفقیت میکنم از معدود سایتهای حرفه ای ایرانی خدا کنه بازم با انگیزه اشتیاق همین روند ادامه بدی

  • 3710
    30

    جه طور تا حالا اعلام نارضایتی از پزشکی نکردید حالا امروز ۱۳به در چطو یک دفعه؟! یعنی باور کنیم؟!

  • 1853
    60

    دکتر ادامه بده باید دنبال آرزوها رفت.

  • 329
    240

    دوست دارم دروغ نباشه …

  • 4123
    30

    همونطور که بقیه دوستان گفتند، این تصمیم شما مایه خوشحالی جامعه سایبری ایران است. بهتون تبریک میگم که تونستید چنین تصمیم سختی رو بگیرید. حتما این تصمیم درستی هست، هم برای شما، هم برای ما.

  • 180
    360

    براتون تندرستی آرزو میکنم.
    لطفا یک پزشک رو از ما نگیرید.
    نمیدونید با خوندن سطور اول چقدر ترسیدم.
    موفق و رضایتمند باشید.

  • 236
    310

    علیرضای مهربان و عزیزم..مطمئن باش با جون و دل حاضر به حمایت معنوی و فکری و مشورتی در مورد عشقت که عشق من و خیلیای دیگه هم هست، هستم..ببخشید که فعلا حمایت مادی رو نمیتونم بکنم اما در این مورد هم برنامه های خوبی برات دارم که به کارت و درامدت و عشق برکت و رونق و درخشش بیشتری بده..ولی یه چیز..
    هیچ وقت فک نکن که ما (دست کم من ) از تو دلگیریم یا فکر میکنیم سینوسی شده روند به روز شدن سایت و مطالبت..واقعا من همچین چیزی حس نکردم چون با اینکه تقریبا هر روز با نت ور میرم میبینم چند پست خوب حاضر و آماده توی سایت هستش..و بدون با این کارت خیلیای دیگه هم جرات میکنن برن دنبال عشقشون هر چند که تو عاقلانه عشقتو انتخاب کردی و خوشحالم که خوشحالی

  • 236
    310

    همیشه پای یک پزشک در میان است…

  • 6111
    20

    با سلام
    آقای مجیدی ، من مدتی است که مطالب شما را در سایت خودم با نام سُنجوبُنجو (www.sonjobonjo.com) البته با ذکر منبع استفاده میکنم
    و بدون شک سایت شما یکی از بهترین سایت هایی است که روزانه به آنها سر میزنم آرزوی موفقیت برای شما و سایت یک پزشک دارم و همچنین برای سایت سُنجوبُنجو

  • 139
    420

    سلام دکتر و خسته نباشید. من از شما چیزای زیادی آموختم. امیدوارم همیشه موفق باشید و یک پزشک هم سیر صعودی خودش رو حفظ کنه. خیلی خوبه که انسان به دنبال علایق و ارزوهاش بره.

  • 5549
    20

    دکتر جان چیزی که تو این کشور فراوانه پزشکه
    چیزی که کمه ادمهای خوش ذوق و با استعداده که بدنبال رویاهای کودکیشون رفتن اینها موفق ترینند چون به رویاهاشون جامعه عمل پوشوندن و اسیر جو زدگی افکار عمومی نشدن .حالا اگه این تصمیمتون حقیقت داشته باشه جای تبریک داره که شجاعت کردید و به ندای قلبتون گوش دادید اگر دروغ اول اوریل باشه این خبر میتونه جای تفکر بیشتر هم برای شما هم برای همه ما باشه تا خودمون رو از روزمرگی برهانیم

    • 1920
      60

      بسیار جالب گفتید.
      و از اون نادر تر پزشک بلاگره !

  • 26
    1.1k

    تیتر در حد یک شوک بود ، با ترس از اول متن شروع کردم به خواندن، با این فکر که تصمیم دارید وبلاگ نویسی را کنار بگذارید و مشغول طبابت شوید ولی از اواسط متن تا آخر آن با خیال راحت و حتی شوق و ذوق مطلب را خواندم و لذت بردم . چه این متن شوخی باشد یا (امیدوارم راست)حتم دارم که این ایده موفق خواهد شد :)

  • 185
    350

    چه جلب!
    دکترجان قالبتون با اینکه ریسپانسیوه اما آزارم میده و اگه فیدریدرم نباشه اصلا قابل تحمل نیست این تم یه فکری براش بکنید.

  • 3711
    30

    دکتر عزیز به شما خاطر شهامتتون در گرفتن این تصمیم بزرگ در زندگی تبریک میگم و امیدوارم همیشه موفق و سربلند باشید ولی امیدوارم به خاطر داشته باشید اتفاقی که برای رنگ پرتقال افتاد و فراموش نکنید آینده نامطمئنی که برای وب حرفه ای در ایران وجود داره

  • 2066
    60

    من برادر کوچکتان ، لطفا در این اوضاع گاراشمیش و به هم خرده اقتصادی و سیاسی تخم مرغ هایتان را در یک سبد نگذارید.

  • 6112
    20

    منم به نوعی این شرایط مشابهو داشتم. پزشکی خوندم ، یه ماهه فارغ التحصیل شدم ، از وقتی خودمو شناختم به طراحی و هنر و زیباسازی هر چیزی علاقه مند بودم از طراحی داخلی و لباس و مجسمه گرفته تا طراحی سایت و دیزاین غذا و عکاسی و کتاب و فلسفه !!! هر بخش تخصصی که میرفتم هیچجوری با روحیاتم سازگار نبود جز یکی : پوست ! انگار این یکی واسه من به تخصص های پزشکی اضافه شده بود. قبل ازین بارها به این فکر کرده بودم که بعد از عمومی دیگه ادامه نمیدم .فک میکنم تخصص های پزشکی تنوع بالایی داره و میتونه با روحیات خیلی از پزشکا سازگار باشه مثلا نورو به نظرم عین ریاضیاته،روان واسه افراد علاقه مند به روانشناسی ،پاتو ،پوست ،رادیو واسه اونایی که بیشتر تمایل دارن تصویر ببینن تا اینکه تحلیل کنن و داخلی که به نظرم باید یه پا کارآگاه باشی تا معمای بیماریو حل کنی …اما اگه کسی روحیاتشو با هیچ کدوم ازین رشته ها سازگار ندید شک نکنین که درست ترین کار کنار گذاشتن پزشکیه یعنی دقیقا کاری که شما کردید . پی نوشت : ۱_ مساحت ایران را هر قسم پزشکی پوشانده باشد ” ۱ پزشک ” را چکار ؟ ۲_ پزشکی نمی تواند تکراری ملال آور باشد ۳_ “۱ پزشک ” حرف نداره !

  • 4456
    30

    سلام
    نکته :
    – چه بد که این همه پول صرف شده ولی جهت درستی نیافته. کاش این سیستم درست میشد.
    -مشکلات پزشکی زیاده و همه گیر کردیم کاش میشد حل بشه (مثلا من قراره برم شهر ۷۰۰ کیلومتری محل سکونت آن هم ۴سال و کلی نگرانی)
    – امیدوارم موفق باشی

  • 1331
    80

    سلام و عرض ادب
    من گاه گاهی به یک پزشک میام . همه افسوسم اینه چرا فضای مجازی ایران مثل یک پزشک کم داره. همیشه دست پر خارج شدم و لذت بردم.
    تصمیم های بزرگ شهامت زیادی لازم داره. برای شما ارزوی موفقیت بیشتر دارم و از این به بعد واجب شد بیشتر بیام اینجا.

  • 6110
    20

    واقعن شهامت میخواد بعد از بر اومدن از این همه سختی دوران تحصیل پزشکی بخاطر اعتماد داشتن به طرز فکرت همچین کاری کنی !
    با آرزوی موفقیت هرچه بیشتر

  • 23182
    10

    !Looking forward to that

  • 2274
    50

    عمیق ترین احساس من نسبت به این وبلاگ حس اعتماده.
    جاودانه باشید .

  • 3275
    40

    اوه اوه
    خوش به حال ما میشه

  • 1392
    80

    خیلی خوبه که آدم این شهامت رو داشته باشه که علایق واقعی خودش رو به خاطر موقعیت زندگی و حرف دیگران مدفون نکنه و همیشه به دنبال یک فرصت تازه برای شروع باشه ! امیدوارم موفق باشین و به روند صعودی خودتون همچنان ادامه بدید و همینطور به خواننده هاتون روحیه و انرژی بدید.

  • 3174
    40

    تصمیم عاقلانه ای گرفتی. خوشم اومد.حالا که وقتت رو با بیمارها نمیگذرونی مطالعات پزشکیتو کنار نذار و گاهی مطالبی از پزشکی هم بنویس.
    هیچوقت بروز بودن نوشته هاتو فراموش نمیکنم. همیشه دست اول مینوشتی هر سرویس اینترنتی که میومد اول از همه شما معرفی میکردی. تو یه مملکت کپی پستی امثال شما گوهرند.برای شما آرزوی موفقیت میکنم و منتظر اوج گرفتن نوشته های شما در آینده هستم.

  • 158
    390

    امیدوارم که دروغ ۱۳ نباشه، چون واقعا ناامیدمون میکنین! به هر حال دروغ دروغه! البته من تا قبل خوندن کامنتا یادم به دروغ ۱۳ نبود.
    به هر حال اگر به تصمیمیتون پایبند هستین امیدوارم تمام دوستان هم از این تصمیم حمایت کنن و دچار ناامیدی یا حس تردید نشین. من که هر جور بتونم حمایت میکنم

  • 143
    420

    اوه چقدر کامنت

  • 4142
    30

    اوه!
    بعد از خوندن چند خط اول نگران بودم که نکنه طبابت رو انتخاب کرده باشین! خب خوشبختانه این اتفاق نیوفتاد و ما همچنان میتونیم از قلم زیباتون بهره مند بشیم. با سپاس فراوان
    ایام به کام

  • 333
    240

    از این تعجب میکنم که خیلی‌ها چطور این دروغ اول آوریل رو باور کردند!! :-O

  • 523
    180

    دروغ اوریل باشد یا نه<اگه یه روز برین واقعن تنها میشیم.خیلی تنها…واگر در ابن زمینه میخاین فعالتر بشین جون هر کی دوست دارین یه جوری کار کنین که دسترسی بهتون اسون باشه برای ماها که اهل فیل شکن و فس.بوک و پلاس و ازین قبیل نیستیم..کارو سخت نکنین.برای ما ۱۲۸ ای های معمولی هم لطفن همچنان محبوب بمانید…با بقیه دوستان بلاگر هم هستم…همیشه بر قرار باشید دکتر عزیز.بیشتر از ۵ ساله همراهتونم…ارادت فراوانننننننن برای شما و خانم فرانک عزیز با نوشته های فوق العادشون.خیلی عزیزید.

  • 7173
    20

    از راست یا دروغ بودن این متن گذشته ، شما با این متن زندگی من رو عوض کردیم من با خوندن این متن آینده خودم رو عوض کردم و میخوام که یه مسیر دیگه ای رو پیش ببرم و امیدوارم که موفق شم من از شما واقعا تشکر می کنم . (^__^)

  • 2808
    40

    واقعاً تحسین برانگیزه .
    کم پیش میاد یه مقاله رو کامل و با اشتیاق بخونم ؛ امیدوارم منم بتونم یه روزی به این تصمیم سخت برسم هرچند هنوزم ترسهایی از برچسب خوردن دارم و نمیتونم به عشق واقعیم بپردازم.

    تصمیمات خنده دار برای بعضی ها در واقع حرکت های سرنوشت ساز برای بعضی دیگر است.

    موفق باشید.

    • 2808
      40

      دروغ اول آوریل که نبود دکتر جان ؟ :D

  • 1696
    70

    خیلى تبریک میگم و واقعا خوشحال شدم . من خواننده سایت شما از قدیم هستم الان یه ٩ ماهه سیدنى زندگى میکنم به خاطر تمرین زبان انگلیسى خوندن سایتهاى فارسى رو کنار گذاشتم و تنها مثلا تو فیلیپ بوردم که هر روز چکش میکنم تنها سایت شما ودر راس همه فیدها هست … آقاى مجیدى با این همه طرفدار و ارادتى که دوستان به شما دارن و اون گمشده کودکى که امیدوارم بهش برسى تصمیم صد در صد درست و عالى گرفتین .

  • 227
    310

    میگن ۶۰ درصد شوخیا واقعیه !

  • 277
    270

    سلام، امیدوارم موفق باشید و هیچ وقت از تصمیم امروزتون پشیمون نشید.

  • 3712
    30

    اگه دروغ اول آپریل نباشه، باید بگم ممنون
    شما بخاطر خوانندگان وبلاگتون ریسک بزرگی کردین ، کاری که بعید میدونم کسی دیگه انجامش بده
    تصمیم بزرگی گرفتین و من بعنوان یکی از فید خوانهای شما! که هیچ وقت نظر نمیدم ، ازتون صمیمانه تشکر میکنم

  • 106
    490

    دکتر عزیز از یه طرف دوس دارم این مطلب راست باشه و از طرف دیگه دروغ ۱۳٫
    چون خودم هم دقیقا سر این دو راهی شما موندم.رشته ای رو تحصیل میکنم ک علاقه ای بهش ندارم و باعث میشه جای دیگه ای که بهش علاقه مندم رو نتونم به اندازه کافی وقت بزارم.گاهی فکر میکنم همین چند ماهی هم که مونده تا اتمام تحصیل رها کنم و به دنبال علاقه اصلیم برم.چرا باید نزدیک به یک سال از وقتم رو باز برای چیزی که دوس ندارم هدر بدم.ولی جراتش رو ندارم.بعد ۴ سال خیلی سخته.
    از طرفی هم نگرانم که این مطلب شما درست باشه.چون وبلاگ نویسی تو ایران کاری نیست که پایدار باشه.ممکنه فردا یکی بزنه یک پزشک رو الکی فیل.تر کنه.یا به هر دلیلی خواننده ها رو از دست بدید.اونوقت چی؟
    در هر صورت امیدوارم موفق باشید

  • 1232
    90

    سلام دکتر (یا بهتره بگم دکتر سابق)

    از این که توصیه‌های خودتون به دیگران رو خودتون هم اجرا میکنید، خوشحالم. قطعا تأثیرش در جامعه و در دل خواننده‌ها خیلی عمیق‌تره.

    موفق و پیروز باشید.

  • 6113
    20

    حس خوبی از نوشته شما نداشتم !!!!

  • 892
    120

    خیلی خیلی خبر خوبی بود. براتون خوشحالم که به این مرحله از بلوغ رسیدین. کاش من هم بتونم :)
    خلاصه که تبریک میگم

  • 1480
    70

    آقای دکتر لطفا الان که اول آپریل گذشت مثل قبلا اعلام کنین این دروغ روز اول آپریل شما بود؟

  • 23190
    10

    اسم وبلاگ چی میشه؟
    “یک پزشک” میمونه؟

  • 2457
    50

    سلام دکتر
    عکس العمل من تو خونه این بود:
    بلخره یه آدم شجاع پیدا شد، یک پزشک؛ پزشکیو میزاره کنار

    این همه راه هلک هلک اومدم که از این تصمیمتون استقبال کنم
    هرچند برا ما خواننده ها قطعا این تصمیم شما بهتره، اما تنها چیزی که منو بیشتر لز همه خوشحال میکنه، پرداختن افراد به علایقشونه
    انشا الله موفق باشید

  • 1363
    80

    سلام. نمیدونم دروغ آوریل بوده یا نه. راستی اگه ما نظر کم میدیم معنیش نخوندن مطالب نیس. بنده به شخصه مشترک فیدی هستم، نظر کم پیش میاد بذارم، ولی تمام مطالب بلاگ شما رو با دقت میخونم. چون کیفیت مطالب واقعا عالیه. (حتی تبلیغات ریپورتاژ رو میخونم.. چون کاربردی هم هستن و صرف تبلیغ یه محصول نیس. محصولات خوبی تبلیغ میگیرن.)
    به نظرم اگه میخواید پزشکی رو کنار بذارید، به فعالیت توی زمینه تجهیز کردن اماکن پزشکی در ایران به تکنولوژی باشید. حالا به هر شکلی شده! شما چون هم پزشک هستید و هم ITدان، بهتر میتونید مسیر پیشرفت این جاده رو شکل بدید.
    با تشکر از شما و با آرزوی سلامتی، جیبی پرپول و دلی خوش در سال جدید!

  • 1270
    90

    دکتر عزیز تبریک میگم
    برام جالبه که این همه مشتاق پیدا کردید
    من تقریبا از اوایل کار وبلاگ نویسی دنبال میکردمتون
    استقبال رو که میبینم خیلی به وجد میام

    پیروز باشی
    سال نو مبارک

  • 367
    220

    دروغ آوریل بود دکتر؟ ما رو از بلاتکلیفی بیرون بیار لطفا.

    • 329
      240

      منم موافقم.
      آخه مثل دروغ های بعضی شرکت های حوزه ی فناوری تخیلی نبود. کاملا قابل باور بود. و به نظر شرایطش هم موجوده.

  • 9
    2.1k

    سلام دکتر مجیدی
    در سال جدید براتون آرزوی توفیق و سلامتی دارم و با شناختی که از شما پیدا کردیم مطمئنم به هر تصمیمی که باشید موفقید …و این آرزوی خواننده هاتونه.
    من مدتهاست به یک پزشک سر نزدم امروز با خوندن این پست شوکه شدم … از این تصمیم … مطمئنا هر کسی بهتر می دونه در چه راهی موفقتره و هدف از زندگی هم دنبال کردن رویاهاست … اما من با دقت و ظرافت در کاری که از شما تو پستهاتون دیدم با دانایی که تو سطر سطر نوشته هاتون موج می زنه با برقی که توی نگاه قلمتون هست … خوب به جرات می گم شما تکراری نیستید پزشکی شما نمی تونه مثل سایر همکاراتون باشه …رفتارتون با بیماراتون و حتی شاید نحوه درمانتونم شبیه سایر همکاراتون نیست …. شاید هدف شما نوشتن یک نسخه بلند بالا از داروها نباشه .. .. من برای بیمارانی که شما رو از دست می دن متاسف می شم. می بینم شما برای یک سایت این همه مسئولیت پذیر هستید پس برای قسمی که تو پزشکی خوردید چقدر می تونید متعهد باشید … برای خواننده هایی که نیازشون به سایت ها و نوشته هاتون از نوع نیازهای اولیه و مبرم نیست اینهمه اهمیت قائلید، پس برای بیمارانتون که بهتون نیاز مبرم دارند چقدرمی تونید اهمیت قائل بشید ،متاسف می شم برای بیمارانی که شما و پزشکیتون رو ازدست می دن ….. شما می گید دنیای تکراری ؟؟؟ پزشکی برای مردمه ..برای خدمته … اونطور که متوجه شدم با علاقه هم این رشته و حرفه رو انتخاب کردید . آدمهایی که به امید درمان و شفا روبروتون می شینند تکراریند؟ با زندگیهای جورواجور با قصه های تیره و روشن زندگیهاشون …
    من خودم تو بیمارستانم … بدترین و عذاب آورترین قضیه زندگی تکراره … اما این برای ما تکراره . اگر من یک ماما باشم کدوم تولد هست که تکرار باشه تولد هر نوزادی یک شروعه جدید و متفاوته…. یک زندگی جداست با یک قصه مجزا ….
    اگر یک پرستار اورژانس باشم که تو گروه احیاء باشم کدوم مرگ هست که برای خانواده ای تکرار باشه ؟؟/
    می تونم سوالی بپرسم؟ حرفه تون اصلا به شما تو نوشتن الهام نداده ؟؟ براتون انگیزه ایجاد نکرده ؟؟ گاهی فکر می کنم هنوز هم آدمهایی هستند که می تونند ما رو بیشتر یاد دکتر حسابی بندازند..
    از اینکه بعضی از کامنتها اینجور با خوشحالی درمورد تصمیمتون نوشته شدن مقداری تعجب کردم .. از دوستان کامنت گذار می پرسم اگر روزی بیمار شدید و رفتید بیمارستان دلتون نمیخواد توسط پزشک توانا و دانایی بنام دکتر مجیدی درمان بشید؟ یا براتون همین مقدار کافیه که کسی که داره نسخه دارویتون رو می نویسه فقط مدرک پزشکی داشته باشه؟؟ ( ببخشید قصد توهین به سایر همکاران رو ندارم)من که می خوام تو شیفتهای دکتر مجیدی متعهد بیمار شم … چون به آدمهای مسئول و مصمم و توانا ایمان دارم … و متاسفم برای شرایط پیش آمده که باعث می شه شما از حرفه اصلیتون این همه خسته بشید تا جایی که جذابیتش ازدست بره
    شیفتهای شلوغ ،امکانات کم بیمارستانها ،پایین بودن فرهنگ پزشکی و درمان در میان اکثر بیماران،و بقیه که شاید گفته نشه بهتره ..
    خیلی خیلی ازتون معذرت می خوام که به صورت صریح نظرم رو درمورد پستتون نوشتم امیدوارم توی هر راهی که قدم بر می دارید موفق باشید چون مطمئنم تصمیم و انتخابهاتون درسته و بهتون می گم که تو این زمانه و جامعه دل شیر دارید که تصمیم به این تغییر گرفتید… ما همیشه خواننده شما می مونیم یک پزشک

    • 20
      1.4k

      شیفتهای شلوغ ،امکانات کم بیمارستانها ،پایین بودن فرهنگ پزشکی و درمان در میان اکثر بیماران،و بقیه که شاید گفته نشه بهتره ..
      خیلی خوب اومدین این حرفو…

  • 4
    4.6k

    دکتر اعلام کن ببینیم جریان چیه
    من این مطلبت رو بوکمارک کردم تا ببینم بعدش چی میشه
    تورو خدا بیا و بگو که دروغ سیزده بوده
    یه جورایی دوست ندارم که حرفت درست باشه

  • 210
    330

    به هر حال تمام کمپانی ها و شرکت ها بعدا میان و در مورد دورغ ۱۳ خودشون توضیح میدن …

    منتظر تکذیب و یا تصدیق پست بالا هستیم …!!!؟

  • 707
    140

    از یه طرف میبینم این خبر تو روز اول اپریل منتشر شده . از یه طرف میبینم که حجم انتشار پستهای یک پزشک چند برابر شده بعد از این پست . قاطی کردم !

  • 130
    440

    تکلیف خوانندگان مشخص نشد که شوخی اول آوریل بود یا که چی؟ :-)

  • 1844
    60

    سلام.
    اولین بار هستش که به وبسایت شما میام و از خواندن نوشته شما و تصمیم خلل ناپذیرتون برای دنبال کردن رویاهای واقعی زندگی تون، خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم و لذت بردم.
    امیدوارم در این راه، تردیدی به خود راه ندید و خداوند پشت و پناهتان باشد.:)

  • 3715
    30

    ازسبک نوشتن و جسارتی که به خرج دادی و در نوع تفکر دردنیای تخصصی پزشکی سنت شکنی کردی خوشم اومد و برایت بهترین ها آرزو میکنم .

  • 3715
    30

    ازسبک نوشتن و جسارتی که به خرج دادی و در نوع تفکر دردنیای تخصصی پزشکی سنت شکنی کردی خوشم اومد و برایت بهترین ها رو آرزو میکنم .

  • 3715
    30

    سلام به همگی
    ازسبک نوشتن و جسارتی که به خرج دادی و در نوع تفکر دردنیای تخصصی پزشکی سنت شکنی کردی خوشم اومد و برایت بهترین ها رو آرزو میکنم .

  • 803
    120

    موفق باشی انشاالله.