چگونه کتاب قوانین قدرت رابرت گرین، بازی زندگی و کار ما را تغییر می‌دهند؟

بسیاری از ما سال‌های طولانی از عمر خود را در محیط‌های کاری، سازمان‌ها و گروه‌های مختلف سپری می‌کنیم بدون اینکه از قواعد بازی پنهانی که بر روابط انسانی حاکم است مطلع باشیم. حقیقت این است که روابط انسانی همواره آمیخته به درجات مختلفی از رقابت، نفوذ و تلاش برای بقا است. آشنایی با کتاب قوانین قدرت نوشته رابرت گرین نه به معنای ترغیب به بدطینتی، بلکه مجهز شدن به سپری دفاعی و ابزاری برای درک بهتر رفتارهای پیچیده اطرافیان، مدیران و همکاران است تا بتوانیم از مسیرهای پرپیچ‌وخم شغلی و شخصی با موفقیت عبور کنیم.

در این مقاله قصد داریم به بررسی عمیق کتاب قوانین قدرت بپردازیم و ببینیم چگونه رابرت گرین با الهام از تاریخ، سیاست و روان‌شناسی، قوانینی کاربردی برای مدیریت روابط، کسب نفوذ و پیشگیری از آسیب‌های محیط کار تدوین کرده است. آیا واقعا این قوانین در دنیای مدرن امروز کاربرد دارند و چگونه می‌توان بدون از دست دادن اخلاقیات، از آن‌ها برای بهبود جایگاه خود بهره برد؟

💡مختصر و مفید

کتاب قوانین قدرت اثر رابرت گرین راهنمایی واقع‌گرایانه و تاریخی درباره دینامیک قدرت و روان‌شناسی نفوذ در روابط انسانی است. این اثر با تکیه بر حکایت‌های تاریخی فیلسوفان، پادشاهان و سیاستمداران بزرگ، ۴۸ قانون کلیدی را برای بقا در بازی قدرت و هدایت افکار دیگران ارائه می‌دهد. تمرکز اصلی کتاب بر شناخت نقاط ضعف انسانی، مدیریت تصویر ذهنی خود در نظر دیگران و پرهیز از اشتباهات استراتژیک در مواجهه با افراد بالادست است. در نهایت، مطالعه این اثر به عنوان یک زره دفاعی برای درک رفتارهای سازمانی و رفتارهای ماکیاولیستی توصیه می‌شود.

رابرت گرین و خاستگاه کتاب ۴۸ قانون قدرت

رابرت گرین (Robert Greene) نویسنده آمریکایی پیش از نگارش کتاب معروف خود، مشاغل متعددی را در کشورهای مختلف تجربه کرد و همین تنوع کاری به او فرصت داد تا رفتارهای انسانی را در لایه‌های مختلف جامعه رصد کند. او متوجه شد که صرف‌نظر از نوع صنعت یا فرهنگ، همواره الگوهای ثابتی از تمایل به کنترل، نفوذ و تسلط بر دیگران وجود دارد که افراد به طور ناخودآگاه یا آگاهانه از آن‌ها پیروی می‌کنند. گرین با مطالعه تاریخ جهان و استخراج استراتژی‌های فرمانروایان متوجه شد که قواعد بازی قدرت در طول هزاران سال تغییر چندانی نکرده است.

کتاب او نخستین بار در اواخر دهه نود میلادی منتشر شد و به سرعت به یکی از پرفروش‌ترین آثار حوزه خودشناسی و مدیریت تبدیل گردید. گرین معتقد است که انکار قدرت طلبی نوعی تزویر است زیرا همه انسان‌ها به نوعی خواهان داشتن کنترل بر سرنوشت و پیرامون خود هستند. این بخش پیش‌نیاز مهمی برای ورود به دنیای تحلیل‌های گرین است زیرا به خواننده کمک می‌کند تا متوجه شود چرا نباید با دیدگاهی کاملا رمانتیک به روابط کاری و حرفه‌ای نگریست.

معرفی کتاب قوانین قدرت و تحلیل قانون اول

حضور در یک کتابفروشی و ورق زدن کتاب‌ها، همیشه این فایده را دارد که احتمال آشنایی شما با کتاب‌ها و نویسنده‌های ناآشنا، اما خوب بسیار بالا می‌رود.

امروز روی ویترین یک کتابفروشی، چشمم به کتاب قوانین قدرت افتاد، اول فکر کردم که کتاب تئوریک سیاسی باید باشد، اما وقتی که کتاب را ورق زدم متوجه شدم کتابی است بسیار جذاب و خواندنی، حاوی ترفندهایی برای زندگی، مدیریت و کار گروهی.

بیشتر ماها بعد از یکی دو دهه کار گروهی، کار در یک شرکت یا مدیریت یک مجموعه کوچک و بزرگ، با آزمون و خطا، ترفندهایی را یاد می‌گیریم، مثلا یاد می‌گیریم با چه تیپ‌های شخصیتی حشر و نشر نکنیم، چطور از توانایی هر فرد به نفع خود استفاده کنیم، چطور دیگران را ترغیب کنیم تا در جهت منافع جمعی و ما کار کنند، چطور خلاقیت خود را افزایش دهیم و چطور منفور بالادست خود نشویم!

شاید خود ما هم متوجه یادگیری تدریجی این نکات و ترفندها نشویم، اما این تجارب را می‌شود آموخت.

کتاب قوانین قدرت، با زبانی ساده و شیوا و در قالب حکایت‌های نغز تاریخی، تلاش می‌کند، این نکات را به آموزش بدهد.

این کتاب، از آن نوع کتاب‌هایی است که شما می‌توانید خیلی راحت، هر شب یک فصلش را بخوانید، بدون اینکه خسته شوید.

در هر فصل این کتاب، یک نکته به شما آموزش داده می‌شود. کتاب شباهتی به پندنامه‌های تاریخی یا کتاب‌های انتزاعی مدیریت ندارد، در هر فصل این دروس در قالب یک داستان و یک حکایت تاریخی جذاب به شما گوشزد می‌شود.

جالب است که در این کتاب که آن را رابرت گرین نوشته و محمدرضا آل یاسین به فارسی ترجمه کرده است، حکایت معروف شاگرد و مربی کشتی گلستان سعدی و یا حکایت حمله مغول‌ها به ایران در زمان محمد خوارزمشاه را هم می‌توانید بخوانید!

علاوه بر این شخصیت‌های معروف در کتاب قوانین قدرت کم نیستند: ناپلئون بناپارت (Napoleon Bonaparte)، کریستف کلمب (Christopher Columbus)، لویی چهاردهم، هایلاسلاسی، ایوان مخوف، بیسمارک (Otto von Bismarck)، جولیوس سزار، دانته، ماری آنتوانت، توماس کرامول یا مائو تسه تونگ.


بریده‌ای از کتاب:

قانون اول: هرگز مقام بالادست را تحت‌الشعاع قرا ندهید!

همیشه طوری عمل کنید که افراد بالادست نسبت به شما احساس برتری کنند. اگر قصد دارید آنان را به خویشتن متوجه ساخته و در دلشان نفوذ کنید، در نشان دادن قابلیت‌هایتان زیاده‌روی نکنید. این کار با القاء ترس و ناامنی در آنان نتیجه معکوس به بار می‌آورد. برای هموار کردن راه پیشرفت و اعتلای خویش طوری رفتار کنید که رؤسای شما قابل‌تر از آنچه هستند به نظر برسند. رویدادی را برایتان تعریف می‌کنم که اهمیت این اصل را نشان می‌دهد:

نیکولاس فاگت -وزیر دارایی لویی چهاردهم-مردی سخاوتمند و تجمل‌گرا بود. به مناسبت‌های مختلف ضیافت‌های اشرافی راه می‌انداخت و با انواع اطعمه و موسیقی و شعر از میهمانان پذیرایی می‌کرد. به علاوه به خاطر هوش و زیرکی نزد شاه، مقام و منزلتی ویژه داشت. چندان که پس از مرگ جولز مازارین -نخست وزیر- همه گمان می‌کردند لویی او را به این منصب می‌گمارد. در صورتی که شاه تصمیم گرفت، مقام نخست‌وزیری را برای همیشه لغو کند. این اقدام و کارهای دیگر حکایت از آن داشت که فاگت از چشم شاه افتاده و چون گذشته به او نظر ندارد.

فاگت:

نیکولاس فاگت وزیر دارایی لویی چهاردهم

به همین دلیل تصمیم گرفت به افتخار شاه، ضیافتی بسیار مجلل و بی‌نظیر برپا کرده تا شاید دوباره به دل او راه پیدا کند.

شاخص‌ترین نجبای اروپا و بزرگ‌ترین مغزهای متفکر نظیر لاروشه فوکالد و مادام دسوین به این ضیافت، دعوت شدند. مولیر به مناسبت این جشن، نمایشنامه‌ای نوشت که در پایان جشن روی صحنه رفت و خودش نیز در آن نقشی ایفا کرد. میهمانی با یک شام هفت‌مرحله‌ای اشرافی مرکب از غذاهای متنوع شرقی، که هرگز کسی نظیرش را تا به آن روز ندیده بود، آغاز شد. بعد از صرف شام برنامه‌های متنوعی در باغ‌های قصر به اجرا درآمد. زمین‌ها و فواره‌ها و نورپردازی‌ها، جلوه‌ای زیبا و خاطره‌انگیز آفریده بود.

لویی چهاردهم:

پرتره لویی چهاردهم پادشاه فرانسه

فاگت شخصا شاه جوان را در میان بسترهای گل، آبراهه‌ها و مراسم آتش‌بازی و تماشای مولیر، همراهی کرد. ضیافت تا پاسی از نیمه‌شب ادامه یافت و یاد و خاطره‌ای به‌یادماندنی در ذهن میهمانان بر جای گذاشت. همه بر این باور بودند که این مراسم حیرت‌انگیزترین رویدادی بود که تا به آن روز در آن حضور داشتند.

عکس‌هایی از کاخ Vaux-le-Vicomte فاگت:

نمای بیرونی کاخ فوکه فرانسه

باغ‌های طراحی شده کاخ نیکولاس فاگت

معماری داخلی کاخ تاریخی فرانسوی

جزئیات سقف و تزیینات کاخ قدیمی

صبح روز بعد، فاگت توسط پیشکار ارشد شاه دستگیر و سه ماه بعد به جرم اختلاس از خزانه دولت محاکمه شد. در صورتی که بیشتر اختلاس‌ها او به خاطر شاه و با مجوز او صورت گرفته بود. فاگت پس از صدور حکم به دورافتاده‌ترین زندان فرانسه، در بالای کوه پیرنه، تبعید و بیست سال باقی عمرش را در زندانی انفرادی با تلخکامی سپری کرد.

لابد می‌پرسید که اشتباه مهلک فاگت چه بود که چنین تاوان سنگینی را به دنبال داشت. لویی چهاردهم ملقب به شاه خورشید مردی به غایت مغرور و متکبر بود و همواره انتظار داشت کانون توجه همه قرار گیرد. او تشنه حیثیت و بزرگی بود و تنها افرادی که بر این نقطه ضعف او تأثیر می‌گذاشتند، می‌توانستند با او کنار بیایند و محبوب وی واقع شوند، لویی برای جانشینی فاگت، کالبرت را که به ناخن‌خشکی و برگزاری ساده‌ترین میهمانی‌ها شهرت داشت، برگزید. کالبرت تضمین کرد که پول‌های برداشت‌شده از خزانه دولت را به طور مستقیم در اختیار لویی قرار دهد. لویی پس از دریافت این پول، قصر باشکوه ورسای را که بسیار مجلل‌تر از قصر فاگت بود، بنا کرد و برای این منظور از همان معماران، طراحان و تزیین‌کنندگان بهره برد و در آنجا ضیافت‌های اشرافی‌تر از فاگت برگزار کرد.

عکس‌هایی از کاخ ورسای:

نمای تالار آینه در کاخ ورسای

باغ‌ها و آبنماهای بزرگ کاخ ورسای فرانسه

مجسمه‌ها و تزیینات بیرونی قصر ورسای

در شب میهمانی، فاگت برای نشان دادن ارادات و فداکاری‌اش نسبت به شاه، گل‌آرایی‌ها، آذین‌بندی‌ها و نمادهای دیدنی دیگر را که به افتخار او برپا کرده بود، به وی نشان داد. او دچار این پندار باطل بود که شکوه و جلال این ضیافت، او را نزد شاه عزیرتر کرده و با تأکید بر حسن سلیقه و ارتباط‌ش با افراد ذی‌نفوذ، وی را برای کسب مقام نخست‌وزیری شایبسته و برازنده، جلوه می‌دهد. غافل از اینکه مناظر دیدنی و لبخندهای حاکی از قدردانی میهمانان از نظر لویی، حکایت از آن داشت که میهمانان بیشتر مجذوب وزیر دارایی شاه شده‌اند تا خود شاه.

شاه پس از آگاهی از این نکته که ثروت و قدرت فاگت، موقعیت او را تحت الشعاع قرار داده است به شدت دچار آشفتگی، ایهام و احساس ناایمنی شد.


کتاب قوانین قدرت را انتشارت آبانا در ۲۷۲ صفحه منتشر کرده است.‌

طرح جلد کتاب قوانین قدرت نوشته رابرت گرین

تحلیل روان‌شناختی و ریشه‌های تاریخی قوانین گرین

قوانین مطرح‌شده در کتاب رابرت گرین از دل روان‌شناسی تطبیقی و مطالعه رفتارهای دفاعی و تهاجمی انسان‌ها در طول تاریخ استخراج شده‌اند. گرین با دقت علمی به بررسی رفتارهای درباریان در سلسله‌های مختلف چین باستان، دوره رنسانس ایتالیا و دربار لویی چهاردهم پرداخته است تا نشان دهد غرور و ترس دو محرک اصلی در تصمیم‌گیری‌های قدرت‌طلبانه هستند. وقتی قانون اول را تحلیل می‌کنیم متوجه می‌شویم که روان‌شناسی مدیران ارشد معمولا با نوعی نیاز به تایید مداوم گره خورده است که گرین آن را به خوبی شناسایی کرده است.

این رویکرد نشان می‌دهد که چرا تلاش برای اثبات هوش و ذکاوت بیش از حد در مقابل کارفرمایان اغلب به حاشیه رانده شدن کارمند منتهی می‌شود. گرین به ما یادآوری می‌کند که هوشمندی واقعی در پنهان کردن بخشی از توانمندی‌ها نهفته است تا دیگران احساس خطر نکنند. کتاب با تکیه بر تحلیل شخصیت‌هایی نظیر نیکولو ماکیاولی (Niccolò Machiavelli) و فیلسوفان شرق دور، نشان می‌دهد که بقا در هر ساختاری پیش از آنکه به تخصص فنی وابسته باشد، به درک هوشمندانه از روابط بین‌فردی بستگی دارد.

نقدها و چالش‌های اخلاقی پیرامون کتاب قوانین قدرت

کتاب قوانین قدرت در کنار محبوبیت فوق‌العاده خود، همواره با انتقادهای تند اخلاقی از سوی مربیان توسعه فردی و روان‌شناسان مواجه بوده است. منتقدان بر این باورند که ترویج استراتژی‌های گرین می‌تواند به ترویج بی‌اعتمادی، رفتارهای پارانوئیدی و تخریب کار تیمی در سازمان‌ها منجر شود. آن‌ها اشاره می‌کنند که برخی از قوانین کتاب نظیر «هرگز به طور کامل متعهد نشوید» یا «از دیگران کار بکشید اما اعتبارش را به نام خود بزنید» به طور مستقیم رفتارهای ماکیاولیستی را ترویج می‌کنند.

با این حال طرفداران کتاب و خود رابرت گرین تاکید دارند که این قوانین صرفا توصیفی از واقعیت‌های تلخ و موجود در جهان هستند و نه دستورالعملی برای شرور بودن. از این منظر، دانستن این قوانین به افراد ضعیف‌تر و بی‌آزارتر کمک می‌کند تا قربانی دسیسه‌ها و بازی‌های سیاسی افراد جاه‌طلب در محیط کار خود نشوند. در واقع تسلط بر این مفاهیم نوعی سواد سیاسی و اجتماعی برای زیستن در دنیای رقابتی امروز محسوب می‌شود که یادگیری آن مانع از غافلگیری فرد خواهد شد.

نحوه پیاده‌سازی هوشمندانه قوانین در سازمان‌های امروزی

برای پیاده‌سازی یافته‌های رابرت گرین در سازمان‌های مدرن قرن بیست و یکم نیازی به رفتارهای خصمانه و غیرانسانی نیست. در عصر استارتاپ‌ها و ساختارهای مسطح مدیریتی، قوانین قدرت بیشتر جنبه هوش هیجانی و خودکنترلی به خود می‌گیرند. به عنوان مثال قانون اول به ما می‌آموزد که در جلسات طوفان فکری، به جای تحقیر ایده‌های مدیران، باید بستر مناسبی فراهم کنیم تا پیشنهادهای ما در راستای درخشش تیمی و ارتقای کل مجموعه دیده شود.

علاوه بر این، شناخت دینامیک‌های قدرت به کارمندان کمک می‌کند تا از افتادن در دام تنش‌های بیهوده درون‌سازمانی خودداری کنند و تمرکز خود را بر افزایش ارزش واقعی خود متمرکز سازند. شناخت نقاط ضعف و قوت همکاران و نحوه ارائه گزارش‌ها به مدیریت، همگی برگرفته از درک عمیق همین قوانین روان‌شناختی است. در نهایت، با استفاده از بینش‌های رابرت گرین می‌توان تعادل مناسبی میان خلاقیت فردی و احترام به ساختارهای سازمانی برقرار کرد تا مسیر پیشرفت شغلی هموارتر شود.

جمع‌بندی نهایی

کتاب قوانین قدرت رابرت گرین آیینه‌ای تمام‌نما از لایه‌های پنهان روان‌شناسی انسانی در مواجهه با نفوذ و تسلط بر دیگران است. اگرچه برخی از آموزه‌های این اثر ممکن است در نگاه نخست بی‌پناه و حتی بی‌رحمانه به نظر برسند، اما درک دقیق آن‌ها به عنوان سپری دفاعی در برابر بازی‌های سیاسی محیط کار عمل می‌کند. گرین با استفاده از روایت‌های جذاب تاریخی و تحلیل‌های موشکافانه، به ما نشان می‌دهد که آگاهی از قوانین حاکم بر روابط انسانی برای پیشرفت و بقا در دنیای امروز ابزاری حیاتی است که نباید نادیده گرفته شود.

سوالات متداول

۱. آیا کتاب قوانین قدرت فقط برای مدیران و سیاستمداران نوشته شده است؟
خیر، این کتاب برای تمام افرادی که در محیط‌های جمعی، کاری و خانوادگی فعالیت می‌کنند مناسب است. اصول تحلیل شده توسط رابرت گرین در ساده‌ترین روابط روزمره نیز جریان دارد. هر کسی که می‌خواهد از حقوق خود دفاع کند و مانع از سوءاستفاده دیگران شود، می‌تواند از آموزه‌های آن بهره‌مند گردد. در واقع کتاب یک ابزار شناخت اجتماعی جامع برای همه اقشار جامعه به شمار می‌رود.
۲. تفاوت نسخه خلاصه شده با نسخه کامل کتاب قوانین قدرت چیست؟
نسخه کامل کتاب شامل جزئیات فراوان تاریخی، تفسیر قوانین و داستان‌های متعددی از سراسر جهان است. در مقابل، نسخه‌های خلاصه شده معمولا فقط به ذکر قوانین و توضیح کوتاهی درباره هر کدام بسنده کرده‌اند. برای درک عمیق ریشه‌های روان‌شناسی پشت هر قانون، مطالعه نسخه کامل و داستان‌های تاریخی آن به شدت توصیه می‌شود. تحلیل این داستان‌ها به درک بهتر کاربرد قوانین در شرایط واقعی کمک شایانی می‌کند.
۳. چرا برخی منتقدان رابرت گرین را به ترویج ماکیاولیسم متهم می‌کنند؟
منتقدان معتقدند که صراحت کتاب در بیان روش‌های فریبکارانه برای رسیدن به اهداف، اخلاقیات را زیر پا می‌گذارد. رابرت گرین به وضوح درباره کنترل احساسات و استفاده از نقاط ضعف دیگران صحبت می‌کند که این کار از نظر اخلاقی چالش‌برانگیز است. با این حال نویسنده مدعی است که او صرفا پرده از روی حقایق پنهان و جاری در جوامع بشری برمی‌دارد. او بر این باور است که نادیده گرفتن این رفتارها مانع از وقوع آن‌ها در واقعیت نمی‌شود.
۴. چگونه می‌توان از قوانین کتاب بدون آسیب زدن به دیگران استفاده کرد؟
بهترین شیوه استفاده از کتاب، به کارگیری آن به عنوان یک سپر دفاعی در برابر رفتارهای سمی است. با شناخت این قوانین، شما متوجه بازی‌های روانی همکاران یا رقبای خود می‌شوید و بهتر تصمیم می‌گیرید. لزومی ندارد خودتان اقدامات تهاجمی یا غیراخلاقی انجام دهید، بلکه آگاهی از آن‌ها مانع آسیب دیدن شما می‌شود. در حقیقت، داشتن این دانش به شما امکان می‌دهد تا تعاملات سازنده‌تر و امن‌تری برقرار کنید.
۵. آیا قوانین این کتاب در محیط‌های استارتاپی و منعطف امروزی نیز کارایی دارند؟
بله، هرچند ساختار سازمان‌های امروزی نسبت به گذشته تغییر کرده اما غرایز و نیازهای انسانی ثابت مانده‌اند. مفاهیمی نظیر شهرت، احترام، رقابت و حسادت همچنان در مدرن‌ترین شرکت‌های فناوری دنیا نیز با شدت وجود دارند. قوانین کتاب به شکل‌های ظریف‌تری مانند برندسازی شخصی و مدیریت ذینفعان در این محیط‌ها بروز پیدا می‌کنند. بنابراین درک پویایی‌های قدرت در هر ساختاری، ضامن پایداری و موفقیت حرفه‌ای خواهد بود.
۶. بهترین ترجمه فارسی کتاب قوانین قدرت متعلق به کیست؟
کتاب قوانین قدرت توسط مترجمان متعددی در ایران ترجمه و روانه بازار نشر شده است. یکی از معروف‌ترین و روان‌ترین ترجمه‌های موجود متعلق به محمدرضا آل‌یاسین است که لحن تاریخی و شیوای کتاب را به خوبی منتقل می‌کند. نسخه‌های دیگری نیز با نام‌های متفاوتی مانند ۴۸ قانون قدرت در بازار موجود هستند که هر کدام ویژگی‌های خود را دارند. انتخاب ترجمه مناسب بستگی به سلیقه مخاطب در خوانش متون تحلیلی دارد.
۷. چرا رابرت گرین از حکایت‌های تاریخی برای توضیح قوانین استفاده کرده است؟
حکایت‌های تاریخی به عنوان آزمایشگاه‌های زنده رفتار انسانی عمل می‌کنند و تاثیر قوانین را در عمل نشان می‌دهند. گرین با استفاده از داستان پادشاهان و وزیران، مفاهیم انتزاعی قدرت را به نمونه‌های ملموس و جذاب تبدیل می‌کند. این رویکرد روایی مانع از خستگی خواننده شده و یادگیری اصول را بسیار عمیق‌تر و ماندگارتر می‌سازد. از سوی دیگر، تاریخ ثابت می‌کند که اشتباهات استراتژیک در طول زمان همواره با نتایج مشابه تکرار می‌شوند.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

39 دیدگاه

  1. خداروشکر انگلیسیمون فوله وگر نه اینا جای ماه و خورشیدم عوض میکنن خب برادر من شما به چه حقی میای دس میبری تو کتاب مردم همه رو گمراه میکنی . خدایی عوض اینکه برید پول بریزید تو جیب اینا یکبار هم که شده بشینید با قدرت زبان یاد بگیرید تا هم خرج الکی نکنید هم علم بدون دسکاری رسه دستتون

  2. اگرچه از هیچ بهتره، اما کتاب (های) ترجمه آل یاسین متاسفانه علاوه بر 35 قانون به جای 48 تا، تبدیل جنسیت! شخصیت ها(که شاید به خاطر ممیزی بوده)، کیفیت بسیار پایین تر از انتظار دارند؛ ترجمه های بعضا نادرست، حذف ها و تغییرات ، صفحه بندی ناهمخوان با اصل کتاب و…. پیشنهاد می کنم ترجمه مسدد را پیدا کنید شاید بهتر باشد؛ اگر کتاب انگلیسی را بخوانید که عالی است

  3. کتاب 48 قانون قدرت رو علی اصغر مسدد به طور کامل و بدون سانسور ترجمه کرده و انتشارات نوید سال 85 منتشر کرد که در زمان کوتاهی نایاب شد و اجازه ی تجدید چاپ هم بهش داده نشد.این کتاب از بهترین کتابهاییه که یک نفر میتونه داشته باشه.

  4. سلام. کتاب فوق العاده هست. مهمترین مزیت کتاب اینه که تجارب فوق العاده ارزشمندی برای جوانها با مسئولیت های سنگین داره. من در یک مجموعه بسیار بزرگ صنعتی کار میکنم با بیش از 16هزار نفر پرسنل. وقتی اخلاق, رفتار و کردار آدم های مسن رو زیر نظر میگیرم تمام این قوانین رو درک میکنم. هر چی از این کتاب بگم کم گفتم.

  5. هاها….
    به زبان اصلیشو دانلود کردم…..دکتر جان 1000 تا لایک داری….امروز فیلم کتاب دزد رو به اتفاق همسرم دیدیم و کلی حال کردیم….زنم گفت اینو از کجا پیدا کردی؟؟ گفتم از سایت یک پزشک……..
    کارت درسته…..یه دنیا تشکر.

  6. با سلام
    من این کتابو خریدم و خیلی خوشحالم.چون یکی از بهترین کتابهایی هستش که در عمرم خوندم.به نظر من دوستان شاید داستانهارو بچگانه فرض کنند ولی اصل موضوع کتاب بسیار اموزنده اس.در این مدتی که از شیوه های این کتاب استفاده کردم احساس میکنم بر شرایط زندگی و اطرافم و همچنین رفتار با دیگران اعم از خانواده و دوست و غریبه احاطه بیشتری دارم.یه جورایی کم کم دارم احساس قدرت از دست رفته ام رو دوباره پیدا میکنم.سر یه مسایلی تو زندگی خیلی سرخورده شده بودم ولی این کتاب بدجوری حالمو عوض کرد
    ممنون دکتر

  7. با اینکه من این کتاب رو نخریدم و نخواهم خرید ولی خیلی ممنونم بابت معرفی کتاب
    از خوندن این جور پست ها لذت می برم.
    خیلی ممنون می شم که در آینده باز هم مثل گذشته به معرفی کتاب یک نگاهی داشته باشید

  8. طرح پشت جلد کتاب هم نوشته 48 laws of power ولی 35 قانون بیشتر ترجمه نشده.حد اقل نکردن طرح پشت جلد رو عوض کنند.

  9. یک مطلب را هم فراموش کردم بگویم اینکه اصولا بیشتر مثالها و داستانهای کتاب داستانهای حیوانات و تمثیلهای قدیمی، غیر واقعی و بچگانه است. تا روایتهای تاریخی، مستند و جذاب

  10. ممنون از کتاب خوبی که معرفی کردید.
    بعضی قوانین این کتاب واقعاً زندگی بخش هستند و می تونند موجب تعامل بهتر انسان ها در هر رده ای بشوند. باز هم ممنون.

  11. کتاب را در همان روزی که معرفی کردید خریدم. متاسفانه تا حدی از خرید آن پشیمان شدم چون
    اول اینکه فکر کردم عکسهایی که در این پست گذاشته اید متعلق به خود کتاب است در حالی که کتاب عکس که ندارد هیچی کیفیت چاپ بسیار نامطلوبی هم دارد. غلطهای تایپی بسیار زیادی در کتاب هست و …
    ـ بعد از گرفتن کتاب به زبان اصلی انگلیسی و مقایسه با ترجمه کتاب متوجه شدم که ترجمه کتاب بسیار مغشوش و ناقص است به طوری که عملا مترجم به متن کتاب پایبند نبوده و در بسیاری از جاهای کتاب بدون دلیل واضح و مشخصی حذف و جرح و تعدیل کرده است. به عنوان مثال در قانون دوم اصلا از بهره برداری از دشمن صحبتی نشده است و در اصل نیمی از این قانون به کل حذف شده است
    ـ قیمت کتاب نسبت به کیفیت و حجم آن بسیار بالاست و در مقایسه اصلا به این قیمت نمی ارزد.
    به هر حال از معرفی این کتاب ممنونم.

  12. سلام
    ممنون دکتر به خاطر معرفی کتاب و به خاطر کنجکاوی که اون روز پشت ویترین به خرج دادین . اگه اون روز به حساب سیاسی بودن کتاب یا فقط عنوانش از جلوی کتابفروشی می گذشتین و یا …….. الان این همه آدم یه کتاب خونده تو کتابخونشون نداشتن . کاش حواسمون به نگاهمون باشه به خاطر خودمون و دیگران . می خرمش دکتر حتی اگه کمتر از 38 قانون هم داشته باشه می خرمش . ممنون از شما و همه خواننده گان این کتاب خوب .

  13. کتاب جالبی است. البته من از خواندن مطالب روانشناسی لذت نمی‌برم اما داستان لویی برایم جالب بود. پس بهتر است بگویم داستان جالبی بود. هرچند می‌دانم که از خواندن این داستان‌ها چندان عبرت نمی‌گیرم و باز به همان منوال سابق رفتار خواهم کرد.

  14. ذکتر جان ممنون از معرفی تون این بخش وبلاگت یکی از بهترین بخش هاست.
    راستی ای کاش باز هم داستان علمی تخیلی بذارید.

  15. سلام جناب مجیدی
    من نمیدونم که بقیه قوانین و حکایتهای این کتاب هم مثل همین یکی هستند یا نه، ولی این موردی که اینجا آوردید در واقع همون “چاپلوسی” و “تملق” هست که متاسفانه در فرهنگ ما خیلی رایج است. ای کاش یک حکایت دیگه رو مثال میزدید. برای من که اصلا جالب نبود

  16. آقای مجیدی، با توجه به اینکه متن اصلی 48 قانون هست ولی متن این کتاب 38 تا، آیا همچنان ارزش خریدن دارد؟
    ممنون میشم اگر پاسخم رو بدید چون امروز ظهر میخوام کتاب رو بخرم.
    آیا این کتاب همچنان ارزش خواندن دارد؟

  17. با تعاریف شما، کتابی بسیار عالی برای مطالعه به نظر می رسه. بسیار سپاسگزارم که تجربه های مختلفتان از زندگی را با ما به اشتراک می گذارید.
    حتی اگر این تجربه لذت یک مطالعه باشد.

  18. سلام

    “این کتاب در سال ۱۹۹۸ نوشته شده است و با ۱٫۲ میلیون نسخه فروش، تنها در آمریکا، یکی از پرفروش‌های آمریکا بوده است. (مقایسه کنید با شمارگان چاپ هزار نسخه‌ای در ایران تا پی به تفاوت بازار کتاب در ایران و آمریکا ببرید!!)”

    و سال انتشار کتاب در اینجا و آمریکا را با هم مقایسه کنید تا متوجه بشید در دنیای پرشتاب امروز چقدر از اون ها عقب هستیم. برایان تریسی سال ها پیش در یکی از کتاباش به مدیرها توصیه می کنه اگه مجله های نخونده ی مربوط به مدیریت و اقتصاد دارید که مربوط به شش ماه پیش یا بیش تر هستن، همه‌شون را دور بریزید چون احتمالا تا الآن نظریاتشون قدیمی و از رده خارج شده.

    اما در مورد بخشی از کتاب که این جا نوشتید میشه به نمونه های داخلی هم اشاره کرد . افرادی مثل ابومسلم خراسانی ، خاندان برمکیان ، فضل ابن سهل وزیر ایرانی مامون عباسی ، خواجه نظام الملک وزیر ملکشاه سلجوقی و … کسانی هستند که به خاطر تحت الشعاع قرار دادن پادشاه و ایجاد احساس خطر در اون ، جان خودشون را از دست دادن

  19. درود بر شما آقای دکتر
    من پست های مربوط به معرفی کتاب شما را خیلی دوست دارم و امیدوارم از این دست نوشته ها را بیشتر کنید.
    کاش نسخه‌های الکترونیکی این کتاب‌ها هم عرضه می‌شد.متاسفانه کانون‌های نشر کتاب در ایران هنوز بسیار سنتی عمل می‌کنند.

  20. نسخه اصلی کتاب 48 قانون داره ، چند سال پیش یه ترجمه اومد ازش که 24تا قانونش را داشت فقط ! این کتاب چند قانون داره دکتر ؟

      1. آقای مجیدی اگر اشتباه نکنم، ترجمه حال این کتاب ۳۸ تا از قوانین ترجمه کردن، و در بازار برای فروش گذاشتن.

      2. اگر فهمیدید کدومشونه ما را هم بی نصیب نزارید .
        در ضمن رابرت گرین یک کتاب دیگه داره به اسم هنر اغواگری که این یکی عمراً به فارسی ترجمه بشه.

    1. کم و زیاد کردن حجم کتاب، دست کاری متن، تغییر اسم و … در بازار کتاب کشور خیلی رایجه. یکی از جالب ترین اتفاقاتی که برای خودم افتاده این بود که توی یک روز دو کتاب از آسیموف خریدم به نام های “سیاره مجکوم به نابودی” و “ماموریت فراموش شده” . توی خونه متوجه شدم هر دو کتاب ، ترجمه داستان “جریان هایی از فضا” هستند.

      یک بار کتاب توان بی پایان آنتونی رابینز را که دو ناشر مختلف چاپ کرده بودن با هم مقایسه کردم(آقای آل یاسین هم مترجم یکی از کتاب ها بود) ضمن این که حجم یکی از ترجمه ها نصف حجم ترجمه دیگه هم نبود ، توی هر کدوم از کتاب ها مطالبی بود که توی اون یکی نبود!

  21. دوست دارم همش بیام اینجا قسمت معرفی کتابو برمو خودم ببرم به یه دنیای دوس داشتنی خودم
    از الفاظی که درباره کتاب خریدن و کتاب خوندن ذکر میکنید لذت میبرم .انگار خودم الان تویه کتابفروشی هستم دارم کتاب جدید ورق میزنم
    حتما این کتاب میخرم
    درود بر شما بخاطر اینکه بعضی ها مثل منو با اینهمه مشغله کاری و زندگی با دنیای کتاب اشتی میدید
    با تشکر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]