کمیسر مولدوان و میراث سرجیو نیکلائسکو؛ اسطوره شکستناپذیر دهه شصتیها

در این مقاله میخواهیم در مورد سرجیو نیکلائسکو (Sergiu Nicolaescu) و شخصیت فراموشنشدنی او یعنی کمیسر مولدوان برای شما بنویسیم و اطلاعات جالبی بدهیم که ممکن است بسیاری از شما قبلا جایی نخوانده باشید. برای نسل دهه شصت، تلویزیون سیاه و سفید و تابستانهای کشداری که با صدای آژیر قرمز و قطعی برق گره خورده بود، تماشای قامت بلند و بارانی مشهور مردی که در برابر ظلم ایستادگی میکرد، چیزی فراتر از یک سرگرمی ساده بود. ما در روزگاری که ابرقهرمانهای مدرن هنوز راهی به خانههایمان نداشتند، با کمیسر مولدوان بزرگ شدیم و حالا با شنیدن خبرهای سالگرد درگذشت او، گویی بخشی از کودکی خود را در غبار زمان گم میکنیم. در این مطلب، سفری خواهیم داشت به دنیای سینمایی نیکلائسکو و چرایی ماندگاری او در قلب ایرانیان.
شناسنامه هنری و معرفی خالق مولدوان
سرجیو نیکلائسکو (Sergiu Nicolaescu) نه تنها بازیگر نقش اول، بلکه کارگردان، نویسنده و تدوینگر بسیاری از آثار خود بود. او در سال ۱۹۳۰ در شهر تارگو جیو متولد شد و در طول دوران حرفهای خود بیش از ۵۰ فیلم سینمایی را کارگردانی کرد که بسیاری از آنها در زمره پرفروشترین آثار تاریخ سینمای رومانی قرار دارند. نیکلائسکو با فیزیک بدنی خاص، چهرهای مصمم و نگاهی نافذ، توانست شخصیتی را خلق کند که به نماد عدالتخواهی در دورانی پر از آشوب تبدیل شود.
او در کنار خود از بازیگران برجستهای همچون گئورگه دینیکا (Gheorghe Dinica) در نقش آدمبدهای بهیادماندنی استفاده میکرد. شخصیت کمیسر مولدوان (Tudor Moldovan) برای اولین بار در فیلم «کمیسر متهم میکند» به جهان معرفی شد و بلافاصله به یک پدیده فرهنگی تبدیل گشت. این بازیگر و کارگردان بزرگ در نهایت در اوایل سال ۲۰۱۳ در بخارست درگذشت و میراثی عظیم از سینمای پلیسی و تاریخی را برای نسلهای بعد به یادگار گذاشت.
خط داستانی و چهارگانه مشهور کمیسر
داستانهای کمیسر مولدوان عمدتاً در سالهای دهه ۱۹۴۰ و دوران جنگ جهانی دوم روایت میشوند، جایی که رومانی تحت فشار نیروهای فاشیستی موسوم به «گارد آهنین» (Iron Guard) قرار داشت. در فیلم اول، مولدوان مامور تحقیق درباره قتلعام زندانیان سیاسی در قلعه جیلاوا میشود. او در این مسیر با فساد سیستماتیک و خیانتهای سیاسی مواجه میگردد که او را به یک مبارز تکنفره علیه یک سیستم فاسد تبدیل میکند. این روایت به شدت با روحیه عدالتطلبی مخاطبان آن زمان همخوانی داشت.
در ادامه، فیلمهای «انتقام»، «دوئل» و سالها بعد «بازمانده» ساخته شدند. در هر یک از این آثار، مولدوان با تکیه بر ذکاوت کارآگاهی و مهارتهای تیراندازیاش، از تلههای مرگبار عبور میکند. جالب است بدانید که در پایان فیلم اول، او ظاهراً با شلیکهای متعدد از پا درمیآید، اما به دلیل استقبال بینظیر مردم، نیکلائسکو مجبور شد در قسمتهای بعدی راهی برای بازگشت او پیدا کند. این تداوم داستانی باعث شد شخصیت او از یک افسر پلیس ساده به یک اسطوره رویینتن تبدیل شود که مرگ هم جلودارش نیست.
روانشناسی نوستالژی در سالهای سخت
اگر بخواهیم صادق باشیم، آن زمان انتخابهای زیادی نداشتیم. تلویزیون دو کانال بیشتر نداشت و بخش زیادی از برنامهها هم به گزارشهای جنگ و برنامههای مذهبی اختصاص یافته بود. در این میان، کمیسر مولدوان با آن بارانی بلند و سیگار بر لب، شبیه نسیمی از دنیای دیگر بود. او برای ما که در محدودیتهای شدید دهه ۶۰ زندگی میکردیم، مظهر آزادی و قدرت بود. تماشای او که بدون ترس در برابر یک ارتش میایستاد، به ما نوعی امنیت کاذب اما لذتبخش میداد که در دنیای واقعی آن را تجربه نمیکردیم.
یادش بخیر، وقتهایی که برق قطع میشد، بزرگترین فاجعه این بود که دقیقاً وسط یک صحنه اکشن مولدوان، همهجا تاریک میشد! آن وقت باید با چراغ زنبوری یا شمع منتظر میماندیم تا شاید دوباره معجزهای شود و سیمای ملی تصمیم بگیرد ادامه فیلم را پخش کند. مولدوان برای ما فقط یک بازیگر نبود، او همسفره ما در شبهای دلگیر زمستان و همبازی ما در تخیلات کودکانهمان بود. جالب است که حتی بازیهای تفنگی ما در کوچه هم تحت تاثیر استیل تیراندازی او قرار داشت و هر کسی سعی میکرد با یک تیکه چوب، ادای کلت کمری او را درآورد.
بسیاری از جامعهشناسان معتقدند که محبوبیت بیش از حد این کاراکتر در ایران، ریشه در نیاز روانی جامعه به یک ناجی داشت. در دوران جنگ و فشارهای اقتصادی، ذهن انسان به دنبال الگوهایی میگردد که شکستناپذیر باشند. مولدوان دقیقاً همین نقش را ایفا میکرد؛ کسی که حتی وقتی در پایان فیلم «کمیسر متهم میکند» سوراخسوراخ شد، باز هم در ذهن ما زنده ماند تا در قسمت بعدی برگردد و انتقام بگیرد. این میل به بقا، دقیقاً همان چیزی بود که نسل آن زمان برای ادامه دادن به آن نیاز مبرم داشت.
زنگ تفریح: سیگار به سبک کمیسر!
آیا میدانستید یکی از بزرگترین چالشهای صداوسیما در آن دوران، سانسور سیگار کشیدنهای مداوم مولدوان بود؟ در بسیاری از سکانسها، مولدوان طوری سیگار میکشید که انگار اکسیژن خونش از دود تامین میشود! تدوینگران وطنی مجبور بودند با چنان ظرافتی کات بزنند که هم دود سیگار معلوم نشود و هم بفهمیم چرا او مدام دستش را نزدیک دهانش میبرد. شایعه شده بود که در آن زمان، فروش بارانیهای بلند در ایران به خاطر تیپ مولدوان چندین برابر شده بود، هرچند که در گرمای تابستان تهران، پوشیدن آنها بیشتر شبیه به یک خودکشی تدریجی بود تا مدگرایی!
تقابل با گارد آهنین؛ واقعیت یا درام؟
گارد آهنین (Iron Guard) که در فیلمهای نیکلائسکو به عنوان آنتاگونیست اصلی حضور دارد، یک جنبش راست افراطی و فاشیستی واقعی در تاریخ رومانی بود. نیکلائسکو با هوشمندی توانست وقایع تاریخی سال ۱۹۴۰ را با درام پلیسی گره بزند. این تلاقی واقعیت و تخیل، به فیلمهای او عمقی فراتر از یک اثر اکشن معمولی بخشید. مخاطب ایرانی که خود درگیر تحولات سیاسی و جنگ بود، به خوبی میتوانست فضای خفقانآور و درگیریهای خیابانی به تصویر کشیده شده در فیلم را درک کند و با قهرمان داستان همذاتپنداری نماید.
اگرچه فیلمهای او در دوران کمونیستی رومانی ساخته شدند و ناگزیر تحت تاثیر پروپاگاندای آن زمان بودند، اما نیکلائسکو توانست امضای شخصی خود را حفظ کند. او قهرمانی ساخت که بیش از آنکه به حزب وفادار باشد، به اصول اخلاقی و انسانی خود پایبند بود. همین ویژگی باعث شد که فیلمهای او حتی پس از سقوط چائوشسکو و تغییر رژیم در رومانی، همچنان ارزش تماشا داشته باشند و به عنوان بخشی از تاریخ سینمای اروپای شرقی مورد مطالعه قرار گیرند.
ستارههای بالای ۸۰ سال و جبر زمان
وقتی لیست بازیگران بزرگی مثل شان کانری، کلینت ایستوود و جین هکمن را مرور میکنیم، با حقیقتی تلخ روبرو میشویم. اینها اَبَرانسانهایی بودند که برای نسل پدران ما و حتی خود ما، نماد شکستناپذیری بودند. دیدن پیر شدن یا درگذشت آنها، تلنگری است به ما که زمان برای هیچکس متوقف نمیشود. مرگ سرجیو نیکلائسکو در ۸۲ سالگی، نه فقط پایان زندگی یک هنرمند، بلکه فرو ریختن دیواری بود که ما پشت آن خاطرات دوران کودکیمان را پنهان کرده بودیم تا از گزند واقعیت در امان بمانند.
این جبر روزگار است که ستارههای ما یکی پس از دیگری صحنه را ترک کنند. برای پدر و مادرهای ما، این وضعیت سختتر است؛ چرا که آنها شاهد غروب کسانی هستند که زیباترین سالهای جوانیشان را با آثار آنها سپری کردهاند. از دکتر ژیواگو گرفته تا جیمز باند، این کاراکترها بخشی از هویت فرهنگی یک نسل را شکل دادند. اکنون که ما هم سی سالگی را رد کردهایم، باید کمکم با این حقیقت کنار بیاییم که قهرمانهای ما هم فانی هستند و تنها چیزی که باقی میماند، فریمهای ضبط شدهای است که در حافظه تاریخ سینما و قلب ما حک شدهاند.
چرا مولدوان در ایران محبوبتر از رومانی بود؟
این یک ادعای جالب است که میگویند مولدوان در ایران بیش از زادگاهش شهرت داشته است. شاید دلیل آن خلاء رسانهای و فرهنگی ایران در دهه شصت باشد. در حالی که در اروپا و حتی رومانی، دسترسی به فیلمهای متنوع هالیوودی و اروپایی کمکم میسر میشد، در ایران، تلویزیون دولتی فیلتر بسیار تنگی برای محتوا داشت. فیلمهای نیکلائسکو به دلیل تم ضد فاشیستی و ساختار نسبتاً سالم اخلاقیشان، از معدود آثار خارجی بودند که اجازه پخش مکرر پیدا میکردند. این تکرار باعث شد که مولدوان به بخشی از خانواده هر ایرانی تبدیل شود.
جامعه ایران در آن سالها، استعدادی شگرف در اسطورهسازی داشت. ما از هر فرصتی برای پیدا کردن یک الگو استفاده میکردیم. مولدوان با آن سکوتهای طولانی و عکسالعملهای سریع، دقیقاً با کهنالگوی «پهلوان تنها» در فرهنگ ما سازگار بود. در رومانی، او شاید فقط یکی از چندین قهرمان سینمایی بود، اما در ایران، او «تنها» قهرمانی بود که عصر جمعهها به خانههای سوت و کور ما میآمد. این تفاوت در جایگاه، ناشی از تفاوت در زیستجهان دو ملت در آن برهه خاص تاریخی است.
بررسی فنی ساختار فیلمسازی نیکلائسکو
از نظر فنی، سرجیو نیکلائسکو تحت تاثیر سینمای پلیسی فرانسه و فیلمهای نوار (Film Noir) بود. استفاده از سایهروشنهای تند، نماهای نزدیک از چشمها و تدوین پرشتاب در صحنههای درگیری، نشان از دانش بالای او در دکوپاژ داشت. او میدانست چگونه با کمترین امکانات، صحنههای اکشن پرتعلیقی خلق کند. در «کمیسر متهم میکند»، سکانسهای تیراندازی با چنان دقتی طراحی شدهاند که حتی با استانداردهای امروز هم قابل قبول به نظر میرسند. او از معدود کارگردانان اروپای شرقی بود که میتوانست ریتم فیلم را تا پایان حفظ کند.
نیکلائسکو به شدت به جزئیات صحنه و لباس اهمیت میداد. طراحی لباسهای نظامی و اتومبیلهای قدیمی در فیلمهای او، اتمسفر دهه ۴۰ را به خوبی بازسازی میکرد. این دقت در جزئیات، باعث میشد مخاطب کاملاً در دنیای فیلم غرق شود. او همچنین در انتخاب موسیقی متن بسیار وسواس داشت؛ موسیقیهایی که هم حس اضطراب را منتقل میکردند و هم حماسی بودند. این ترکیب مهارتهای فنی و حس هنری، باعث شد آثار او از سطح تلهفیلمهای معمولی فراتر رفته و به کلاسیکهای ماندگار تبدیل شوند.
نکته جالب دیگر در کارهای او، توانایی مدیریت جمعیت در صحنههای شلوغ بود. در دورانی که خبری از جلوههای ویژه کامپیوتری نبود، او صدها هنرور را با نظمی نظامی در صحنههای درگیری هدایت میکرد. این توانایی، یادگار دوران تحصیل او در رشته مهندسی مکانیک بود که دیدگاهی ساختاریافته به او میبخشید. او سینما را مثل یک ماشین دقیق طراحی میکرد که تمام قطعاتش باید با هماهنگی کامل کار میکردند تا نتیجه مطلوب حاصل شود.
زنگ تفریح: وقتی کمیسر نماینده مجلس شد!
شاید باورتان نشود اما سرجیو نیکلائسکو در دنیای واقعی هم دست از قهرمانبازی برنداشت! او بعد از انقلاب ۱۹۸۹ رومانی، وارد دنیای سیاست شد و چندین دوره به عنوان سناتور در پارلمان حضور داشت. تصور کنید در صحن علنی مجلس، یک نفر با همان جذبه کمیسر مولدوان بلند شود و نطق پیش از دستور بدهد! گویا او در سیاست هم همانقدر جدی و کلهشق بود که در فیلمهایش. البته امیدواریم در پارلمان دیگر از آن کلتهای معروفش استفاده نکرده باشد، هرچند که در دنیای سیاست، گاهی یک فریاد مولدوانی از صد تا لایحه کارسازتر است!
لبه تاریکی و درک مشترک از غربت
سریال «لبه تاریکی» (Edge of Darkness) یکی دیگر از آن نوستالژیهای سنگین دهه شصت است که با موسیقی محسورکننده اریک کلاپتون در ذهنها مانده. وقتی در یوتیوب سکانسی از این سریال آپلود میشود و یک خارجی میپرسد چرا این برای ایرانیها نوستالژیک است، پاسخ دادن سخت میشود. چطور میتوان برای کسی که در رفاه و تنوع رسانهای بزرگ شده، توضیح داد که شنیدن ترانه «Time of the Preacher» وسط یک درام جاسوسی بریتانیایی، برای ما حکم دریچهای به دنیای تفکر و فلسفه را داشت؟
ما با آثار هنری، خلأهای زندگیمان را پر میکردیم. «لبه تاریکی» یا «کمیسر مولدوان» برای ما فقط فیلم نبودند، آنها بخشی از هویت مقاومت ما در برابر سختیها بودند. غربت عجیبی که در نگاه شخصیتهای این سریالها بود، با حس و حال ما در آن سالهای جنگ و انزوا همخوانی داشت. این همان درک مشترکی است که مرزهای جغرافیایی را از بین میبرد و باعث میشود یک سریال انگلیسی یا یک فیلم رومانیایی، به بخشی از میراث فرهنگی یک جوان ایرانی در مرکز تهران یا اصفهان تبدیل شود.
میراث سینمایی رومانی در خاورمیانه
سینمای رومانی پیش از آنکه با موج نوی خود در دهه ۲۰۰۰ جوایز کن را درو کند، با فیلمهای تاریخی و پلیسی نیکلائسکو در خاورمیانه شناخته میشد. این فیلمها زبانی ساده و در عین حال تاثیرگذار داشتند که با ذائقه مخاطب شرقی سازگار بود. تاکید بر مفاهیمی مثل شرافت، انتقام شخصی و ایستادگی در برابر ظلم، تمهایی هستند که در ادبیات و فرهنگ ما ریشه دواندهاند. نیکلائسکو ناخواسته پلی فرهنگی بین بخارست و تهران زد که هنوز هم بعد از دههها پابرجاست.
بسیاری از کارگردانان نسلهای بعدی در ایران، به صورت ناخودآگاه از ریتم و نحوه پرداخت قهرمان در آثار نیکلائسکو الهام گرفتند. تیپسازیهای قوی و استفاده از سکوت برای ایجاد ابهت در کاراکتر، المانهایی هستند که در بسیاری از فیلمهای پلیسی وطنی دهه ۷۰ دیده میشوند. بررسی این تاثیرگذاری نشان میدهد که هنر چطور میتواند ورای ایدئولوژیهای رسمی، در لایههای زیرین جامعه نفوذ کند و به بخشی از خاطرات جمعی یک ملت تبدیل شود که هیچ ربطی به خاستگاه اصلی اثر ندارد.
ابرانسانهایی که فرو میریزند
با بیرحمی باید اعتراف کنم که مرگ بلوندهای هالیوود قابل هضمتر از مرگ اَبَر انسانهای نجاتدهنده دنیاست. وقتی یک ستاره سینما که همیشه در نقشهای شکستناپذیر ظاهر شده میمیرد، انگار شبحی از امید هم در دل ما فرو میریزد. ما دوست داریم باور کنیم که قهرمانها هرگز نمیمیرند. مرگ سرجیو نیکلائسکو برای ما فقط مرگ یک انسان نبود، بلکه مرگ اسطورهای بود که در برابر یک گارد آهنین ایستاد و حتی زمانی که بدنش با گلولهها دریده شد، در حافظه ما از پا درنیامد.
این فروپاشی اسطورهها، بخشی از فرآیند بزرگ شدن ماست. ما یاد میگیریم که قدرت و زیبایی در برابر زمان رنگ میبازند، اما اثری که یک هنرمند بر روح ما باقی میگذارد، جاودانه است. مولدوان با آن نگاه آخرش در فیلم اول، به ما یاد داد که ایستاده مردن بهتر از نشسته زیستن است. این درسی بود که از سینما گرفتیم و با خود به دنیای واقعی آوردیم. حالا با هر خبر درگذشتی، فقط سری تکان میدهیم و به یاد میآوریم که ما هم بخشی از این چرخه بیپایان هستیم که روزی به پایان میرسد.
در نهایت، آنچه از این اَبَرانسانها باقی میماند، نه جسد آنها، بلکه تصویری است که در لحظات تنهایی و سختی به کمک ما میآید. ما هنوز هم میتوانیم چشمانمان را ببندیم و صدای شلیک کلت مولدوان را بشنویم که سکوت شبهای بخارست را میشکند. این قدرت سینماست؛ قدرتی که مرگ را به سخره میگیرد و به هنرمند اجازه میدهد حتی سالها پس از زیر خاک رفتن، هنوز در خانههای ما حضور داشته باشد و با ما حرف بزند.
بازمانده؛ آخرین دیدار با اسطوره
در سال ۲۰۰۸، نیکلائسکو در حالی که بسیار پیر شده بود، فیلم «بازمانده» (The Survivor) را ساخت. این فیلم به نوعی وداع او با شخصیت محبوبش، کمیسر مولدوان بود. دیدن مولدوان در سنین کهنسالی، برای مخاطبانی که او را همیشه در اوج قدرت دیده بودند، هم دردناک بود و هم ستایشبرانگیز. او در این فیلم نشان داد که حتی با بدنی فرسوده، روحیه مبارزهطلبیاش تغییری نکرده است. این فیلم به نوعی حدیث نفس خود نیکلائسکو بود که میخواست ثابت کند تا آخرین نفس، یک فیلمساز و یک قهرمان باقی خواهد ماند.
«بازمانده» پیوندی بود میان گذشته طلایی و حال حاضر. این فیلم به ما یادآوری کرد که خاطرات ما نمردهاند، بلکه فقط گرد پیری بر روی آنها نشسته است. نیکلائسکو با ساخت این اثر، دایره زندگی مولدوان را کامل کرد و به او اجازه داد تا در آرامش با دنیای سینما خداحافظی کند. برای ما ایرانیها که با او بزرگ شده بودیم، تماشای این فیلم مثل ملاقات با یک دوست قدیمی بعد از سالها دوری بود؛ دوستی که اگرچه شکسته شده، اما هنوز همان برق آشنا در چشمانش دیده میشود.
تاثیر موسیقی و فرم در ماندگاری اثر
یکی از دلایل اصلی که فیلمهای مولدوان در ذهن ما حک شده، استفاده هوشمندانه از فرم و موسیقی است. تمهای موسیقیایی این فیلمها اغلب ترکیبی از جاز، بلوز و موسیقی ارکسترال بودند که حس و حال فیلمهای کارآگاهی کلاسیک را القا میکردند. این موسیقیها به قدری با تصویر عجین شده بودند که حتی الان هم با شنیدن چند نت از آنها، تصویر مولدوان با آن ژست خاصش در ذهن متبادر میشود. نیکلائسکو به خوبی میدانست که صدا، نیمی از شخصیتپردازی قهرمان است.
فرم بصری فیلمهای او نیز فراتر از زمان خود بود. استفاده از دوربین روی دست در صحنههای تعقیب و گریز و کادربندیهای کج (Dutch Angle) برای القای حس ناامنی، نشان از تسلط او بر زبان سینما داشت. او فقط قصه نمیگفت، بلکه با استفاده از ابزارهای سینمایی، مخاطب را در تنگنای اخلاقی قهرمان شریک میکرد. همین توجه به فرم باعث شد که آثار او از مرزهای رومانی فراتر بروند و در کشورهایی مثل ایران، که در آن زمان تشنه کیفیت بصری بودند، به شدت مورد استقبال قرار گیرند.
سوالات متداول درباره سرجیو نیکلائسکو
12 Mind-Blowing Facts About Sergiu Nicolaescu and His Cinematic Legacy
جمعبندی نهایی
سرجیو نیکلائسکو و کمیسر مولدوان، فراتر از یک بازیگر و یک نقش، بخشی از شناسنامه فرهنگی دورانی هستند که در آن قهرمانی و ایستادگی، تنها راه بقا بود. بررسی میراث او نشان میدهد که چگونه یک اثر هنری میتواند از مرزهای سیاسی و جغرافیایی عبور کرده و در قلب ملتی دیگر، خانهای ابدی برای خود بسازد. اگرچه ستارهها پیر میشوند و میمیرند، اما اسطورههایی که آنها خلق کردهاند، در حافظه جمعی ما زنده میمانند تا به ما یادآوری کنند که حتی در تاریکترین لحظات تاریخ، همیشه کسی هست که در برابر ظلم قد علم کند. یاد مولدوان برای ما، یادآور قدرت بیپایان سینما در خلق امید است.
شما از کمیسر مولدوان چه خاطرهای دارید؟
آیا شما هم از آن دسته کسانی بودید که عصر جمعهها را به انتظار تماشای این کمیسر کلهشق مینشستید؟ کدام سکانس از فیلمهای او هنوز در ذهن شما زنده است؟ از شما دعوت میکنیم خاطرات صمیمی و نوستالژیک خود را از تماشای فیلمهای سرجیو نیکلائسکو در بخش دیدگاهها با ما و دیگر خوانندگان به اشتراک بگذارید تا با هم به آن سالهای دور سفر کنیم.











سلام دوستان عزیز
من این فیلم را دهه 60 وقتی 9 ساله بودم ؛ دیدم ؛ من فیلم های وسترن غربی را خیلی خیلی زیاد دیده ام ؛ تقریبا بیش از 100 تا ، اسم بازیگر مشهور وسترن را می شناسم ؛ ولــی با جرأت می گویم که : سرجیو نیکلائسکو -بازیگر نقش کمیسر مولدوان؛ بهترین آنها بود چـــرا ؟
سخن بی دلیل نمی گویم : چون در تمام فیلم های وسترن غربی ؛ آموزش خشونت بود ؛ چیزی به اسم اخلاق ، مردانگی ؛ مهربانی ، در فیلم های غربی وجود نداشت ؛ ولی فیلم های سرجیو نیکلائسکو یک کلاس اخلاق هم بود ؛ مثلا در فیلم دوئل ؛ می گفت دزدی بد است !! و کودکان یتیم را از دزدی باز می داشت ؛ در انتقام مادر ؛ جایگاه مادر را نشان داد؛ در کمیسر متهم می کند ، نشان داد باید برای عدالت جان داد ؛ و..و
او یک بازیگر خوش استیل ؛ خوش تیپ ؛ و خوش نقش بود.
او نشان داد که سینمای شرق توانایی مقابله با سینمای هالیوود و غرب را دارد.
او یک بازیگر سنگین و با وقار بود در فیلم هایش اصلا بحث فساد جنسی و ضد اخلاقی نبود !! ولی در عین حال ، بهترین اکشن ها را ایجاد می کرد و همه را مجذوب خود می کرد. هیجان در تمام فیلم هایش بود ؛
ولی متأسفانه تبلیغات غربی نگذاشت که او در دنیا ، بعنوان یک نقش اول شناخته شود ؛ چون به زیان هالیوود بود
خلاصه انشاالله جایگاه او عالی باشد ؛ و خداوند انشاالله همگی ما را هم بیامرزد! ما همه گنهکار هستیم و چشم اُمید به رحمت واسعه ی الهی داریم.
البته دوستان عزیز این را هم بگویم ؛ ضمن آنکه من عاشق سینما و فیلم های آن هنرمند بزرگ هستم باید بگویم : سینما با واقعیّت متفاوت است و مردان واقعی خودمان ؛ همچون مرد میدان ها، سردار حاج قاسم سلیمانی را هم نباید فراموش کنیم ، او وسترن حقیقی ، قرن 21 بود ؛ که به دفاع از مظلومان پرداخت.
دست امیرالمومنین علی به همراه همگی شما باد
یا علی مدد.
یکی از چند فیلم تاثیر گذار و اجین شده با روح بنده است ،نوعی همزاد پنداری با مولدوان داشتم که حتی باعث شد در بزرگ سالی نظامی بشم، موزیک متن فیلم ایشون زنگ تلفن همراه بنده است،
درود.من دهه پنجاه هستم.چهارفیلم کمیسرمالدوان رادرسینما وتلویزیون در دهه شصت دیدم سرژیونیکلائسکو بازیگرفراموش نشدنی من هستنددوبازیگردیگرمرحوم آنتونی کویین وآلن دلون سه بازیگردوست داشتنی من هستندولی ازبین این سه نفرسرژیونیکلائسکو هنرپیشه اول من هست این سه بازیگرآمریکایی نیستندسرژیواستایل وخوش چهره ونقش قهرمان رابخوبی ایفای نقش میکرد بخصوص سکانسی که در فیلم دوئل به قبرستان شهرجایی که پسرهای بی سرپرست بودندرفت وباهاشون دلجویی میکرد
سلام به همه همدوره ایهای عزیز دهه ۶۰، البته متولد ۵۷ هستم،ولی جزو دهه شصتیا حساب میشم.هیچوقت اون سکانس آخر فیلم کمیسرو فراموش نمیکنم،که وقتی قطار اومد،همینجور به رگبار گلوله بستنش،و تو دوران بچگی خداخدا میکردم که نمیره و زنده بمونه.یادش بخیر چه خاطرات خوبی داشتیم وچه زود گزشت.حتی اگه صدبار دیگه هم متولد بشم، همونجوری که زندگی کردم، بازم همونکارارو تکرار میکنم با همه خوبی و بدیها با همه اشتباهاتش،چون اون لحظه واقعا لذت بردم.و متاسفانه از وقتیکه تو اطرافیان یا رفقا یا بچه محلا میبینم یا میشنوم که فلانی مرده،یا مرگ پدرو مادر رفقا رو میشنوم،میفهمم که ما هم داریم پیر میشیم، و به نیمه سرازیری نزدیک میشیم.امیدوارم توزندگی بعدی هم دوباره تو جائیکه دلم بهش خوش میگزره بدنیا بیام.براتون بهترین آرامشهارو آرزو میکنم
این قافله ی عمر عجب می گذرد.
من اکثر فیلم های وسترن غربی را دیده ام و تمام بازیگران وسترن از جان وین ….و .و . را می شناسم. اما انصافا بازی سرگئی نیکولایسکو در نقش های کمیسر ملدوان بی نظیر است.
ما هم پیر شدیم! زمانی که این فیلم را تلویزیون دیدم 8 ساله بودم و فیلم های وسترن و.. را با ویدیو با پدرم می دیدم. پدرم 30 سال پیش به رحمت خدا رفت ، من هم 46 ساله شدم . باید آماده ی رفتن بشویم. حالا فهمیدم این دنیا فانی فانی است. باید به فکر انشاالله جهان ابدی و لطف خدا و ائمه باشیم
سلام ، من هم یک دهه شصتی هستم
یکی از دلایل جذابیت فیلمهای کمیسر مولدوان ، دوبله زیبا و صدای ماندگار حسین عرفانی بود.
حالا که عرفانی عزیز هم از بین ما رفت، با دیدن فیلمهای کمیسر مولدوان ، عجیب حالم گرفته…
خدا هردوشون رو رحمت کنه.
با سلام به دوستان ؛ صحنه آخر فیلم انتقام رو هرگز فراموش نخواهم کرد با اون موزیک دلخراش ، وای عجب سکانس اسلوموشنی بود . وقتی سرجیو رو در ۱۰ سالگی دیدم سال ۶۳ جای کلینت ایستوود قهرمان کودکیم رو گرفت.
یادش همیشه در دل من جاودانه است .
از شما هم ممنونم
با درود بیکران به تمام دوستاران مردان بزرگی همچون سرجیو نیکلاسکو، پس از سالها از درگذشت این مرد بزرگ، من تازه مطلع شدم و واقعا قلبم شکست و شدیدا ناراحت شدم.
حقیقتش اینه که انسانهای بزرگ انسانهایی هستن که قادر به تاثیرگذاری بر روی دیگران هستن و مسلمه که این مرد هم باید مرد بزرگی باشه که قادر به چنین کاری شده.
روحش شاد
این مرد بزرگ یکی از اون آدمهایی هست که پس از مرگم به ملاقاتش میرم.
الان که این متنو مینویسم چند دقیقه بعد از دیدن فیلم دوئل کمیسر مولدوان هستش؛ دو روز گذشته هم کمیسر متهم میکند و انتقام رو پخش کرد شبکه نمایش.عاشق کمیسر مولدوان و فیلمهاش هستم و الان اشک تو چشام جمع شده اولا بخاطر درگذشت ابر مرد دوران بچگیم و دوم بخاطر زنده شدن خاطرات دهه شصت با دیدن فیلمهاش؛ واقعا بزرگترین نوستالژی زندگی منه مولدوان.
روحش شاد و یادش گرامی.
سلام دوستان من ساسان متولد دهه ۵۰ هستم یادش بخیر اولین بار این فیلم رو دقیق بگم سال ۶۰ دوران جنگ زمانیکه داشتم مشق مینوشتم از تلویزیون سیاه سفید خونه مون پخش شد من ۹ سالم بود و کلاس چهارم ابتدایی بودم … یادم نمیره محو تماشای این فیلم و خصوصا ریتم و آهنگ بسیار جالبش که همیشه زمزمه خودم هست شده بودم بعدش سیزده بدر سال ۶۱ پخش شد و فیلم انتقام قسمت دومش رو سال ۶۲ سینما تماشا کردم الانشم همه فیلماشو دارم ۱- کمیسر متهم میکند ۲- انتقام ۳- دوئل … خدا رحمتش کنه عجب بازیگر توانایی بود
با سلام به همه دوستان یادش بخیر خوب گفتید تابستانهای طولانی بدون سرگرمی دهه 60 و فیلمهای تکراری جمعه بعد از ظهر تو تلوزیون سیاه و سفید با چه زحمتی اسمشو یاد گرفتم (اونجا که میگفت سرجیو نیکولائسکو در کمیسر متهم میکند).
با تشکر از سیاوش من هم یک دهه شصتی هستم واقعا منو بردی به خاطرات اون دوران ازتو تشکر میکنم درضمن روح کمیسر شاد
سرجیو نیکلا نسکو هنرپیشه دنیا رومانی است انتقام یکی ازفیلم ها ی بسیارخوب عالی اوست بابت زندگان ازاوسپاسگزاری وتشکرکنیم
لینکهای دانلود با دوبله فارسی، منتهی باید برای دوبله فارسیش عضو VIP باشید
کمیسر متهم میکند
http://tinyz2.co/tt0069909
انتقام
http://irandouble7.in/117660/revansa-1978
دوئل
http://irandouble7.in/117656/duelul-1981
سلام . من بعد از سی و سه سال هنوز دنبال فیلم پارتیزانی
(گریه نکن پیتر ) هستم . کمکم کنید پیداش کنم
من هم خیلی گشتم پیدا نکردم
یادش بخیر
از مرگش ناراحت شدم
یادمه اولین بار تو سینما کمیسر متهم میکند رو دیدم توی اون دهه که فیلمهای روسی بی سرو ته یا فیلمهای سامورایی که 10دفعه موقع پخش قطع میشد خیلی حال داد و همیشه توی ذهنم هست . اون کمیسر با بارونی بلند و کلاه شاپو واون حسی که با فیلم وشخصیت کمیسر داشتی چیز دیگه ای بود .امیدوارم روحش شاد بشه
یادش بخیر ، یکی از قهرمانان دوران کودکی من بود.
روحش شاد.
سالهاست که بدنبال آهنگهای متن فیلمهای دوئل و انتقام هستم.
ادمین گرامی ، اگر احیانا” لینکی پیدا کردید لطفا” از طریق ایمیل باخبرم کنید.
ممنونم.
سلام
واقعا یادش بخیر قهرمان من هم بود تو اون سن کم
باز گر باشخصیت با تیپ جذاب بود
چه دوره ای داشتیم با فیلمهایش
من از مرگش ناراحت شدم
یه بار جشنواره فجر ایران هم اومده بود
سلام سیاوش جان . از مطلبی که گذاشتی خیلی لذت بردم .کمیسر مولدوان قهرمان دوران کودکی و نوجوانی من بود . شاید ۳۰ بار این فیلم رو دیدم و جالبه من که معمولا اهل تماشای تلویزیون نیستم چند روز قبل که این فیلم از تلویزیون پخش شد با انچنان علاقه ای نگاه میکردم که فرزندانم تعجب کردند . بهشون گفتم قهرمان دوره ما با قهرمانای فعلی شما از زمین تا آسمون فرق دارن . متاسفانه وقتی توی اینترنت سرچ کردم و فهمیدم فوت شده خیلی ناراحت شدم و بقول اون دوستمون احساس کردم مرگ آروم آروم میاد . به هر حال کمیسر برای من اسطوره شکست ناپذیری و درستکاری و شجاعت و سمبل مبارزه بود . روحش شاد
من امروز دوباره از شبکه نمایش ساعت 17 فیلم انتقامش را دیدم..ساعت 1 بامداد هم فیلم دوئل او را دیدم….چند روز قبل هم کمیسر متهم میکند را از وسطش دیدم…..شبکه نمایش ساعت یک بامداد یا 17 گاهی از قدیمیها پخش میکنه….ولی نمیدونم چرا فیلمهای جنگی آلمانها و پارتیزانها یا جاسوسی شرق و غرب را که دهه 60 زیاد میذاشتند پخش نمیکنه…….سریال بوژست….یا سریال جویندگان طلا با بازی حسین چوکیس بوسنیایی و سگ سپیددندانشان را کاش دوباره میذاشت…البته یه جویندگان طلا یا آلاسکا کید گذاشت ولی این بدرد نمیخورد…..پیامک بزنین به شبکه نمایش انشا الله بذاره….بعد خدا لعنتشون کنه که شبکه تماشا را تعطیل کردند…حالا فقط نمایش مونده…
یک فیلم دیگه بازی کرد فکر کنم ترور بود در این فیلم رییس جمهور را ترور میکنند که آخر معلوم میشه کار امنیت ملی خود کشورش بوده.
سرجیو یک فیلمی دیگه بازی کرده بنام ترور ولی هیچ اسمی ازش نیست لطفا در مورد آن فیلم هم بگویید. پرویز
با سلام
من سه تا فیلمشو زبان اصلی با کیفیت بالا دارم
01 – Un Comisar Acuza 1974
02 – Revansa 1978
03 – Duelul 1981
با تشکر
یاد خاطرات افتادیم دمتون گرم
لطفا لینک ها رو درست کنید
نظرات رو که نگاه میکردم مثل اینکه خیلی وقته لینکا کار نمیکنه چرا؟
سلام به همه دهه شصتیهای هم نسل و همدردم!!!!!!! خدارحمتش کنه.اسمش واقعیش روبااینکه میدونستم،همیشه برای من کمیسرمولدوان بود.زیباترین نقش ازپلیس درتمام فیلمهای تاریخ سینما.من تازه خبرازدست رفتن این اسطوره تمام نوجوانیم رو فهمیدم.ونمیتونم شرح بدم شدت ناراحتی وغمی رو که بهم دست داد.داشتم باخانومم یه فیلم میدیدم که هنرپیشه سه تا گلوله خورد ولی زنده موند.خانومم گفت:مگه میشه اینجوری بشه؟ناخودآگاه یاد کمیسرمولدوان افتادم وبراش تعریف کردم. بعدش هوس کردم ببینم توی نت میتونم مطلبی ازش گیر بیارم یا نه؟راستش خیلی پشیمون شدم از این کارم!!!! اول که متوجه شدم به رحمت خدارفته.بعدهمون سایت اول رو بعداز اینکه مطلبش رو خوندم وبه قسمت نظرات رسیدم،دریغ از حتی یک نظر!! عجیب دلم گرفت.گفتم یعنی حتی یکنفرهم کمیسرعزیز رو یادش نمیاد؟یا از مردنش ناراحت نشده؟حس غربت وتنهایی بدجوری دلم رو به دردآورد.اماوقتی اینجا رسیدم از خوندن این همه کامنت درمورد دهه شصت و کمیسر مولدوان حالم بهترشد. ولی یه حس عجیبی باخوندن نظرات تعدادی از همدوره و همدردام بهم دست داد.اونجا که این دوستان گلم راجع به نزدیک شدن به آخرخط زندگی میگفتن. یادمه همون دوره بروبروی ما وقتی دیوار راست روبالامیرفتیم وکسی جلودارمون نبود،یه روزیه پیرمردی بهمون گفت:قدرجوونیتون روبدونین که خیلی زودترازاونیکه فکرش رو بکنین میگذره و میره!!!!!!اونموقع مااصلأوابدأنمیفهمیدیم داره از جی حرف میزنه؟؟؟ولی بعدها فهمیدم که حتی ازاونیکه اون بنده خدا هم میگفت ، زودترگذشت!!!اما فکر میکنم اگ ده بار دیگه هم به اون دوران برگردم وشرایط همونجوری باشه(جنگ وتحریم وکمبود وهمه اون مشکلات )که فقط شمادهه شصتیهامیفهمین،بازهم همونجوری زندگی میکنم که کردم!!حتا اشتباهاتم!! شماهایادتونه که اشتباهات ماها ازنبودن گزینه درست برای انتخاباتمون بود. بعضی وقتا حتا دوتاگزینه هم نبود برای انتخاب. یه راه بود ومیرفتی و وسطهاش میفهمیدی اشتباهه!!! که دیگه فهمیدنش فرقی هم نداشت. دوره اوجگیری اعتیاد درست مصادف با نوجوونیه ماها شروع شد. خیلی کم بودن اشخاصیکه تونستن ازش دوربمونن یا ازش خلاصی پیداکنن.وخیلی بلاهای دیگه که دوره نوجوونی وجوونی ماهانازل شد.دوره کمیته بازی دوستان کمیته ای رو یادتونه؟؟؟؟؟با اون پاترولهای دورنگ ترسناک؟ولی بازم دمه خودمون گررررررررم، که ……!!آره خودتون بقیه اش رو میدونین! جوونیمون روکردیم با هر مکافاتی که بود. یکم بجای فکرکردن به آخرخط،به روزهای خوشی که داشتیدفکرکنید به روزهایی که با تمام مشکلات زندگی جنگیدید وکم یازیاد پیروزیهایی هم داشتید. ما قویترین نسل این مملکت هستیم. باآرزوی روزهای خوش وزندگی شاد برای تموم ایرانیها بخصوص دهه شصتیهای عزیز.بازم خدابیامرزه کمیسر مولدوان رو وتشکرازهمه شما که منو بردید به روزهای جوونی.ازآقای علیرضامجیدی هم بخاطر احساس دوست داشتنیش ممنونم.
بنده خدا ما می گوییم لینک این فیلم ها کار نمی کند شما مثل اینکه خیلی وقت است تخته سیاه ندیده ای .
ربطش رونفهمیدم!!!!!!!
اصلأ بامن بودی؟؟؟حالاتخته سیاه این وسط کجای کاربود؟؟؟؟
عالی بود مردی با پالتو و کلاه شاپو و اسلحه ماگنوم 357 یا همان لوربل جلوی تمام افراد گارد آهنین ایستاد سرژیو نیکلائسکو بود که در نقش الجور ملدوان یا همان کمیسر ملدوان بود فیلم های او 1 کمیسر متهم میکند2 انتقام3 دوئل4 بازمانده5 شاه کارول اول بود اما او 120 فیلم دیگر را با کارگردانی خودش به تاریخ عرضه دادو هر کدام شاهکار های فراموش شده ای از تاریخ است
ای همه چی میگذره
سلام بر همه دوستان علی الخصوص هم دهه ای های خودم دهه شصتی ها
فیلم کمیسر متهم می کند رو من بار اول ، راهنمایی بودم که دیدم واقعا خیلی روم تاثیر گذاشت . خیلی به لحاظ روحی روم تاثیر گذاشت ، شخصیت قوی و محکم کمیسر مولدوان . یادمه به خاطر علاقه ای که کلا به فیلم داشتم مجله فیلم رو که سالهای اولیه انتشارش بود رو میخریدم و تقریبا تمام مطالبش رو میخوندم که از جمله در مورد زندگی کمیسر نوشته بود و من چندین و چند بار اون رو مرور کردم و برای دوستام میگفتم که بعد این همه سال هم یادمه ، از جمله : ایشون مدرک مهندسی مکانیک طراحی جامدات داشته ، توی چند رشته ورزشی کار میکرده از جمله شنا که رکوردی هم در سن 14 سالگی به جا گذاشته بود در آبهای دریای سیاه ، بوکس و چتر بازی (البته نه از اون چتر بازی هایی که بعضی از ما بلدیم!) روحش شاد
ما به قاچاقچیها چترباز می گوییم…
سلام .یک سال تمام دنبال این چند فیلم بودم و زمانی که پیدا یشان کردم باز لینک دانلود شان کار نمی کند . یعنی باز هیچ
با سلام و خسته نباشید
منم یکی از همون دهه شصتیام که با فیلمهای کمیسر مولدوان خاطره دارم.دستتون درد نکنه لینکهای دانلود فیلمهاشو گذاشتید ولی چرا لینکهاتون کار نمیکنن؟؟؟؟
خواهش میکنم بررسی کنید.
برای اون مرد بزرگ از درگاه خدای رحمان طلب غفران و مغفرت می کنم . یکی از خاطرات شیرین و لذت بخش من و خانواده فیلم های زیبا و ماندگار کمیسر متم می کند و فیلم سینمایی انتقام هست . خاطره ای که تا زنده ام لااقل با من همراه هست . خداوند رحمت کند سرجیو نیکلایسکو را
با تشکر از شما اول عرض سلام وادب دارم دوم اینکه با شنیدن مرگش گریه کردم دوران زیبایی نوجوانی با بازی سرجیو نیکلایسکو در فیلمهای با دست های تمیز: انتقام فیلم درام و بسیار اثر گذار بچه تداعی شد خواهشا در صورت امکان نسبت به قرار دادن اهنگ این فیلمها برای دانلود اقدام فرمایید.
این سه فیلم ( کمیسر – انتقام – دوئل ) را در سه شب گذشته به نمایش گذاشت در شبکه نمایش و خاطرات 30 سال پیش دوباره زنده شد به خصوص با موسیقی متن بسیار زیبای فیلم ها
روحش شاد
فیلم با دست های تمیزCu mâinile curate از Sergiu Nicolaescu در 1972 که قبل از کمیسر ساخته شد پخش نشد!
یادش بخیر.موقع پخش این فیلم 7 ساله بودم وچه خاطرات قیشنگی از این فیلم وموسیقی بی نظیرش داشتم…هرچقدرهم ببینم سیر نمیشم…شاید باورش خت باشه ولی بعد شنیدن خبر فوت سرژیو نیکلاسو براش فاتحه وحتی صلوات میفرستم…خدا رحمتش کنه…برای ما دهه شصتیها چیزهایی خاطره وماندگاره که تو باور دهه های 80 و90 نمیگنجه….
باسلام.در کنار بازیگری بینظیر کمیسر از دوبله استاد حسین عرفانی هم نباید به سادگی گذشت.
خدا بیامرزدش یادش بخیر من 5 سالم بود که فیلم انتقام و دیدم یادمه اون فیلم بیشتر از پنجاه بار نگاه کردم حتی الان هم از دیدنش خسته نمیشم خبر ناراحت کننده ای بود
سایت خوبی دارید موفق باشید
با سلام، راستش من امشب متوجه درگذشت کمیسر مولدوان شدم، خیلی متاثر شدم
خدا رحمتش کنه
خاطرات زیادی از فیلماش دارم، بخصوص فیلم انتقام، بیشتر از 30 بار دیدمش حتی همه دیالوگاشوحفظ بودم
یه فیلم دیگه بازی کرده بود به اسم آخرین یورش در نقش ژنرال ارتش اگه اشتباه نکنم ژنرال یوردانسکو
ممنون از همه دوستان
سرژیو نیکولاسکو واقعا بی نظیر بود، یادش بخیر
سلام
سرجیو نیکولایسکو بنظرم ماندگارترین بازیگر اروپای شرقی در دوران سلطه شوروی سابق بود او که از نظر شخصیتی بسیار فهیم و به گفته خودش یک جمهوری خواه تمام عیار در دوران زمام داری دیکتاتور رومانی(نیکولای چائوشسکو)بود در همه فیلمهای از ژانر پلیسی گرفته تا جنگی به این نکته تاٌکید داشت و هیچگاه از اصول خودش عقب نشینی نکرد شاید یکی از دلایل ماندگاری او در ذهن مردم ایران اینها باشد
1-صداقت او در دفاع از کشورش.
2-تیپ و استیل مناسب یک کمیسر.
3- عدم اغراق در تک تک صحنه های فیلمها.
4-در زمانی این فیلمها از پش شد دوره جدیدی در سنما شکل گرفته بود که دیگر از قهرمانان سنتی فیلمهای دهه40و50 خبری نبود و مردم به یک قهرمان در سینما بودند.
رومانی رابا مولدوان شناختم…..و تعجب کردم چنین سینمایی داره……البته سریال بادبانهای برافراشته….همون ایزما ….هم واقعاً عالی بود…اونهم محصول رومانی بود….
با سلام خدمت دوستان
می خواستم نظرم را راجع به فیلمهای کمسیر ملدوان بگم واقعا عالی بازی کرد این مرد و چقدر منو به دوران کودکی برد و چند ساعتی به شیرینی زندگی کردم حیف که این هنرمند قابل زود از این دنیا رفت و چقدر غم انگیز که نگاهی که به آینده و عمر می اندازیم ما را چند دقیقه به یاد خداحافظی از این دنیا می اندازد، روحش شاد.
ای یادش بخیر عصر جمعه یک فیلم سینمایی یک کمیسر یک گارد آهنین .انتقام اون سال ها تو سینما بیست و یکی دو بار با تمام دوستام رفتم دیدمش چه عشق کردم با انتقام چه گریه کردم آخر دویل .صدا فیلم روی نوار ضبط کردم ده وپانزده بار با چشم های بسته به صدای فیلم گوش دادم .یادش بخیر
سلام.بعد از مدتها بالاخره فیلم کمیسر متهم میکند را دیدم چقدر زیبا بود یاد تلویزیون سیاه وسفید کوچکمان بخیر.روحش شاد.
صحنه جنگ روی تپه اش زیبا بود…..صحنه انفجار پسرش غمناک بود…..قاطعیت و جنگیدنش برای استقلال امیدبخش
با تشکر فروان – مطالب جالب و قابل ملاحظه بود. واقعا جای تأسف داره. جای ایشون همیشه در جامعه سینما خالیه. زمانیکه هنوز جلوه های ویژه جایی توی سینما نداشت آدمهای بزرگی مثل سرجیو نیکلائسکو بودن که هنر هفتم نقش می دادن. روحش شاد و یادش گرامی
از بابت مرگ بازیگر نقش کمیسر مولدوان خیلی اندوهگین شدم فیلم بسیار زیبا با موسیقی مهیج وزیبا وبازی عالی سرجیو نیکلاسکو … بازیگر خیلی خوب وپرستیژ عالی داشت حیف که عمر انسان خیلی کم است
چقدر خاطره دارم با این فیلم هاش………….با خوندن این خبر، خودم رو یه قدم به مرگ نزدیکتر دیدم………..
مرگ کمیسرمولدوان دوست داشتنی واقعا تاسف مرا برانگیخت بازی زیبا وخلاق او در سری کمیسر متهم میکند وانتقام خیلی قابل تحسین وتمجید است ،من وبرادرم خیلی او وفیلمهایش را دوست داشتیم .چه آهنگ زیبایی داشت فیلم من که هرچه تلاش کردم نتوانستم آهنگ فیلم انتقام را پیداکنم.
به خصوص اون صحنه ای که مولدوان ناامید به اتاقش میاد موسیقیش واقعاً خاظره انگیزه ( انتقام )
قسمت اول کمیسر …. از تمام فیلمهای دیگه مشابه و گانگستری که دیده بودم بیشتر به دلم نشسته بود .
امروز در شبکه نمایش قسمت دوم همین فیلم تحت عنوان انتقام را دیدم و مجدا به دلیل علاقه ای که به این فیلم داشتم اومدم یه سری اطلاعات در مورد موضوع فیلم در اینترنت پیدا کنم که متاسفانه با خبر مرگ این هنرپیشه مواجه شدم ….
از این که اینقدر با احساس در مورد این فیلم مطلب گذاشتید متشکرم
من هیچ وقت به این فکر نکرده بودم که با مرگ قهرمانان کودکیم چقدر حس غربت با دنیای اطرافم پیدا می کنم و تلخ تر اینکه باور می کنم خودم هم دارم به مرگ نزدیک میشم.:(
خیلی به نکته ظریفی اشاره کردین. بابت پستتون ممنون
سلام وای عجب پست باحالی من فیلماشو خیلی دوست داشتم قهرمان زمان بچگیم بود چقد تو اینترنت دنبالش گشتم ولی نتیجه نگرفتم آخه اسم واقعیشو نمی دونستم خدا رحمتش کنه.خیلی ذوق زده شدم این پستو دیدم فقط حیف که خبرش ناراحت کننده بود!!!بسیار ممنونم
البتّه من سریال رو که یادم نیست، ولی وقتی اون صحنه ای که «حتّی» تو اونم نمرد رو دیدم کلّی خندیدم!!!
ممنون
شما دهه۶۰هستید؟
روحش شاد
آی که دوباره حس غمناک نوستالژیک دهه شصت رو دوباره زنده کردی.
من مدتهاست دنبال سری فیلم های کمیسر هستم.
در ذهن کودکی من همفری بوگارد در فیلم شاهین مالت هم حریف کمیسر نمی شد.
یادش به خیر.
فیلم خوبی بود حس جنگیدن برای پولت یا هرچی که مال تو وکس دیگه داره مفتی استفاده میکنه القا میکرد
فوق العاده بود،کمیسر مولدوان در سینماهای دهه شصت،ممنون علیرضا
ای بابا… نکن اینکار رو با ما دکتر جان… موسیقی فیلم ها رو هم خیلی دوست داشتم… ولی بازگشت کمیسر از مرگ همون موقع بچگی هم بدلم ننشست… اون موقع یادمه با برادرم همش سر این بحث میکردیم که کلینت ایستوود هم حریف کمیسر نمیشه… داستانهاش روح داشت
مرسی از این مطلب… خیلی سخته اینجور حسها رو به دیگران توضیح دادن…
از اونجاییکه هم سن هستیم، همیشه پستهای نوستالژیک شما، برام فوق العاده است. مثل یه گپ دوستانه با یه هم زبون.
تو سایتهای دیگه که میری قشنگ معلومه که مال نسل جدیدی هاست. انگار زبان عوض شده و برای ارتباط برقرار کردن نیاز به انرژی بیشتریه.
تازه میفهمم پدر و مادرا از دست ماها چی میکشیدن و بچه های ما نیز …. :)
این حرف شما رو قبول ندارم.
من از جنس نسل امروزم ولی پستهای به قول شما نوستالژیک این سایت برام جذابه…
همدلیهاست که مهمه همزبانی ناخوداگاه ایجاد میشه
یادش گرامى …. وممنون از شما
درود بیکران بر دوستان عزیز والا انقدر با این مجموعه فیلمهای کمیسر متهم میکند خاطره دارم که دوباره از دیروز دو قسمتش رو دانلود کردم و دیدم الانم دنبال قسمت سومش دوئل هستم و در اخر اینکه خیلی ناراحت شدم از فوت اقای سرجیو من دهه پنجاهی هستم و اقای سرجیو برام حکم سوپرمن و داشت و الانم که میبینم لذت میبرم از دیدن این فیلم روحش قرین رحمت