وضعیت اسفناک سایت‌های روزنامه‌ها و مجلات ما

دیری است که وبلاگ نوشتن آنقدر بی‌اهمیت شده است که دیگر دغدغه‌های وبلاگ‌نویس‌های قدیمی در مورد از دست رفتن وبلاگ، این رسانه قدرتمند- اصلا جدی نگرفته می‌شود و فقط در راستای دلشمغولی‌های شخصی با آن برخورد می‌شود.

اما با این وجود نمی‌شود منکر نقش عظیم وبلاگ‌ها در تغییر نگرش خواننده‌هایشان در عرصه‌های مختلف مانند دانش، ادبیات، اجتماع، سیاست و حتی زندگی و عادات روزمره شد.

بی‌شک تنها رسانه‌های تولیدکننده محتوا در وب فارسی، تنها وبلاگ‌ها نیستند، شبکه‌های اجتماعی این روزها ملغمه‌ای از لینک و خبر و عکس و روزمره‌های مینیمال را می‌پراکنند، فوروم‌ها همچنان فعال هستند و وب‌سایت‌ها هم فعالیت دارند.

اما آیا وب‌سایت‌های ما و به خصوص وب‌سایت‌های نشریات ما، حال و روزی خوش‌تر از وبلاگ‌ها دارند؟!

به جز استثناهایی این همه تغییر ظاهری و باطنی در عالم اینترنتی، تغییری در نگرش صاحبان نشریات به مخاطبان خود ایجاد نکرده است.

سال ۸۷ مطلبی با عنوان «بررسی مقایسه‌ای روزنامه‌های ایرانی و غربی از لحاظ کیفیت طراحی سایت» نوشتم و بسیار جالب است که از آن روز تا به حال، حضور آنلاین نشریات ما تغییر چندانی نکرده است.

چند روز پیش وقتی به سایت روزنامه شرق سر زدم، متوجه شدم که استفاده از مطالب این سایت، بدون ثبت‌نام ممکن نیست و به علاوه به زودی باید ماهانه ۱۰ هزار تومان برای استفاده از مطالب این سایت پرداخت کرد.

روزنامه

شاید بگویید که منطقی است که یک نشریه هزینه دارد و باید برای خواندن مطال آنلاینش که احتمال دارد فروش کاغذی نشریه را هم کند، هزینه پرداخت.

اما سؤال اینجاست که مگر نسخه آنلاین این نشریه چه امکاناتی برای خوانندگانش فراهم کرده است؟! شرق مثل برخی از نشریات دیگر یک سیستم انتشار محتوای بسیار بد دارد که کاربر را به معنی واقعی کلمه از سایت فراری می‌دهد. خواندن و رسیدن به یک مقاله در شرق، یک عذاب است. روزنامه شرق مثل بسیاری دیگر از روزنامه‌های ما نه خروجی فید درست و حسابی دارد و نه موتور جستجوی قابل اعتنا. ۱۰ هزارتومان این روزها، مبلغ قابل اعتنایی نیست، اما این مدل درآمدزایی، به احتمال زیاد محکوم به شکست است. سیاست درست می‌توانست، تجدید نظر کلی در طراحی و سیستم انتشار محتوای سایت، افزایش بازدیدکننده و جذب آگهی با حجم و تعرفه بیشتر باشد.

خبرآنلاین جزو معدود سایت‌های نشریات ماست که از نظر کیفیت طراحی سایت، کاملا راضی‌ام می‌کند، با مراجعه به این وب‌سایت خیلی سریع می‌شود، مطالب را در زمینه مورد علاقه پیدا کرد، می‌توان پای مطالب کامنت گذاشت و آنها را وارد شبکه‌های اجتماعی کرد. خبرآنلاین خروجی فید بی اشکال هم دارد و جالب است که درآمد آنلاین نسبتا مناسبی هم کسب می‌کند، نگاهی به صفحه پذیرش آگهی این سایت و مرور تعرفه آگهی‌ها و شمارش آگهی‌های جذب‌شده نشان می‌دهد که خبرآنلاین در زمینه تبلیغات کاملا موفق عمل می‌کند. این سایت علاوه بر این، اپلیکیشنی هم دارد که گرچه بی‌اشکال نیست، اما نشان‌دهنده توجه صاحبان سایت برای جذب مخاطب بیشتر و راضی کردن آنهاست.

خبرآنلاین

اما چرا صاحبان دیگر سایت‌ها، رویه‌ای مشابه را دنبال نمی‌کنند؟ آیا از مخاطب گریزان هستند؟ یا از پول بدشان می‌آید؟

یکی از نشریات مورد علاقه‌ام (البته در دهه شصت!) مجله دانشمند است که نگاهی به نسخه کاغذی و وب‌سایت محقرش، به معنی واقعی کلمه خشمگینم می‌کند! خشمگین بابت اینکه تصور می‌کنم، دانشمند می توانست یک برند بزرگ و محبوب‌ترین مجله علمی برای مخاطب عام در ایران باشد، اما این روزها به سقوط کامل نزدیک شده است. دانشمند سایتی دارد که ما را یاد سایت‌های دهه ۹۰ میلادی می‌اندازد.
یک بار گفته بودم، تنها با اتکا به مطالب آرشیوی این مجله قدیمی، می‌شود ابرسایتی راه انداخت که قابل رقابت با سایت‌های پرمخاطب فعلی ایرانی باشد.

دانشمند

آخرین باری که وارد سایت روزنامه اطلاعات شدید، کی بود، یا آخرین باری که مثلا سرمقاله کیهان را به جای دیدن بازتایش در سایت‌های خبری دیگر، مستقیما در وب‌سایت این روزنامه خواندید؟ سایت‌های این دو روزنامه از بدون پیدایش تا به حال هیچ تغییری نکرده‌اند.

از روزنامه‌ها خارج می‌شویم و مجله‌ها و هفته‌نامه‌ها را نگاه می‌کنیم. چه کسی باید به یاری «علی دهباشی» بیاید تا سایتی در خور این مجله وزین بخارا برایش درست شود، سایتی که درآمد محدودی برای این مجله بدون درآمد داشته باشد؟


در پیدایش چنین حالت عجیبی در وب فارسی، عوامل زیادی سهیم هستند:

۱- ذهنیت‌ها: مدیران مسئول، عوامل تصمیم‌گیر و افراد حاضر در شوراهای سایت‌گذاری روزنامه‌های و مجلات بزرگ ایران، ذهنیت درستی نسبت به اینترنت، طراحی وب‌سایت‌، رابط کاربری ندارند. بعضی از آنها اصلا تصوری از اینترنت ندارند، برخی هم با اینکه علاقه به حضور مؤثر در اینترنت دارند، از آنجا که به صورت مداوم وب‌سایت‌های نشریات غیرایرانی را پایش نمی‌کنند، از شاخص‌های بهبوددهنده وضعیت سایت‌ها اطلاعی ندارند.

بدیهی است تا این ذهنیت عوض نشود، وضعیت دگرگون نخواهد شد.

۲- وضعیت آشفته بازار ساخت و طراحی سایت: یک آدم یا شرکت یا روزنامه را در نظر بگیرید که قصد حضوری فعال در اینترنت را دارد، او باید به چه شرکت‌هایی مراجعه کند؟ چگونه راه‌اندازی سایت خود را به مزایده بگذارد؟ چگونه به کار شرکت‌های مختلف اعتماد کند؟ چگونه مطمئن باشد که هزینه‌ای که می‌کند، متناسب با خدماتی است که دریافت می‌کند؟
در بسیاری از موارد آدم احساس می‌کند که اشخاص یا شرکت‌های که شایستگی راه‌اندازی و طراحی سایت‌ها را دارند، مورد بی‌مهری قرار می‌گیرند و در عوض شرکت‌هایی با تکیه با روابطی خاص، حجم بیشتر سفارش‌ها را به عهده می‌گیرند.
این وضعیت چگونه باید عوض شود.

۳- عامل بعدی پایین بودن درآمد آنلاین در ایران است. شرکت‌های بزرگی که می‌شود روی سفارشات آگهی آنها حساب باز کرد، عموما وب فارسی را جدی نمی‌گیرند، آنها ترجیح می‌دهند صدها میلیون تومان را صرف تبلیغات در نشریات کاغذی و تلویزیون و بنرهای سطح شهرها کنند، اما ریالی برای تبلیغات در وبلاگ‌های معتبر یا سایت‌های نپردازند.
هنگامی که هم راغب به تبلیغ در وب‌سایتی می‌شوند، عموما ذهنیت آنها میزان مراجعه و هیت است، نه مثلا «اعتبار»ی که با تبلیغ مستمر در وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌های بزرگ پیدا می‌کنند.

۴- گاه هم حجم افسردگی و عدم اطمینان از فردا و وضعیت بد اقتصادی برای نشریات ما آنقدر زیاد است که مانع از هرگونه برنامه‌‌ریزی و امید به فردا می‌شود.

اما به باور من بیشتر این موانع قابل عبور هستند، یکی از اشکالاتی که حس می‌کنم در نشریات ما وجود دارد این است که مدل پیشنهاد ایده از پایین به بالا وجود ندارد، مثلا یک ستون‌نویس، یک کارمند بخش اداری یا یک خواننده نمی‌تواند پیشنهادات خود را به اطلاع مدیران تصمیم‌گیرنده بگذارد، چنین سیستمی اگر عوض شود، امکان دارد که مدیران نشریات ما صدای خوانندگان و کارمندانشان را بشنوند.

در مورد هزینه‌بر بودن فرایند طراحی و راه‌اندازی سایت، هم به گمانم بیشتر بهانه‌ها بی‌مورد هستند، چون اگر علاقه‌مندی و عزم وجود داشته باشد، جوینده، یابنده است. این را هم در نظر بگیرید که حتی یک سیستم انتشار محتوای بسیار ساده مثل وردپرس و استفاده از یک قالب مجله‌ای، بسیار بهتر از سیستم انتشار محتوای اکثر روزنامه‌ها و مجلات ما است!

بله! به درآمد آنلاین نمی‌توان دلخوش بود، اما دست‌کم میزان درآمد ناشی از آن پاسخگوی هزینه‌های نگهداری، عوامل اجرایی و هزینه توسعه سایت‌ها روزنامه‌ها و مجلات می‌تواند باشد.

پی‌نوشت: اگر جزو آن دسته از خواننده‌هایی هستند که تصور می‌کنند که وب‌سایت‌های روزنامه‌ها و مجلات ما چندان هم کیفیت بدی ندارند، شما را ارجاع می‌دهم به مرور فناوری‌ها و امکاناتی که در سایت‌های روزنامه‌هایی مانند نیویورک تایمز از ارائه می‌شوند. مثلا بد نیست، اینجا را ببینید.