شاید در بعضی از فیلمها و سریالهای تلویزیونی، یک شیوه درمان عجیب بیماریهای روانپزشکی را دیده باشید. شیوهای که شوکدرمانی و به عبارت درستتر ECT یا درمان با القای تشنج با جریان الکتریسیته نام دارد.
نمونههای زیادی را میتوان برایتان مثل بزنم: پرتقال کوکی، مرثیهای برای یک رؤیا، پرواز بر فراز آشیانه فاخته، یک ذهن زیبا، بچه اشتباهی (Changeling) و یا همین اواخر در سریال Homeland و آلکاتراز.

کری متیسون در سریال Homeland در آْستانه ECT. آیا او خاطراتش را فراموش میکند و «برودی» از دستش فرار میکند؟!
این شیوه درمانی برای عوام بسیار وحشتناک به نظر میرسد و شاید کاربردش در بسیار از فیلمها و سریالها برای افزودن بر بار هیجانی فیلم باشد تا چیز دیگر.
اما همین شیوه درمانی در سالهایی که درمانهای جانشین کمی برای بیماریهای روانی وجود داشت و حتی امروزه وقتی بیماری به شکل شدید بیماری افسردگی یا مانیا مبتلا باشد، کاربرد دارد.
سال پیش در یکی از موزههای رم نمایشگاهی درباره دستگاه الکتروشوک -نمونه اولیه دستگاههای ECT امروزی- افتتاح شد، در این نمایشگاه علاوه بر الکتروشوکها، اسناد تاریخی، دستورالعملها و کتابهای درسی در مورد سوکدرمانی هم به نمایش گذاشته شد.
این وسیله در زمانی در ایتالیا اختراع شد که این کشور به فاشیسم مبتلا بود، این وسیله در آن هنگام، در آن واحد یک امید، یک دروغ و یک وسیله تجاری پرسود شد.
این وسیله را دستگاه چرلتی -بینی هم نامیده میشود. مخترعان این وسیله یک نورولوژیست و روانپزشک اینالیایی به نام اوگو چرلتی و دانشجویش لوسیو بینی بودند. زمانی که این وسیله در آپریل سال ۱۹۳۸ رونمایی شد، یک پیشرفت درمانی عمده محسوب میشد.
پیش از آن برای درمان پارهای از بیماریهای روانپزشکی از تزریق انسولین استفاده میشود، با تزریق انسولین، قند خون بیماران پایین میآمد و آنها به اغما میرفتند، این کار به کاهش علایم برخی از اختلالات روانپزشکی کمک میکرد. این شیوه درمانی را «منفرد جی سَکِل»، ابداع کرده بود. اما این شیوه درمانی پرخطر بود و میتوانست صدمات عصبی بیبرگشتی در بیماران ایجاد کند.
شیوه دیگر درمانی که تا قبل از استفاده از الکتروشوک استفاده میشد، استفاده از مواد شیمیایی تشنجزای خاصی مثل کاردیازول بود. این شیوه درمانی در سال ۱۹۳۵ توسط «ژوزف ال فون مِدونا» پیشنهاد شد.
شیوه درمانی دیگر که پیش از این در «یک پزشک» در مورد آن نوشتهام، لوکوتومی بخش پیشپیشانی مغز بود که توسط آنتونیو مونیز رواج پیدا کرد و بعدها والتر فریمن آن را در آمریکا تحت نام لوبوتومی مرسوم کرد. اما این شیوه درمانی هم میتوانست تأثیرات شدید و غیرقابل برگشتی در بیماران ایجاد کند و به علاوه شیوه پرهزینهای هم بود.
در چنین شرایطی و در غیاب داروهای روانپزشکی مؤثر که امروزه در اختیار داریم، چرلتی تصمیم گرفت که برای درمان شیزوفرنی (روانگسیختگی) از شوکدرمانی یا القای تشنج با جریان الکتریسیته ECT استفاده کند.
اوگو چرلتی در دانشگاه رم تحصیل کرده بود، او که بافتهای بدن از جمله مغز را لحاظ میکروسکوپی بررسی کرده در زمره کسانی بود که به ارگانیک بودن بیماریهای روانی باور داشت. او زیر نظر بهترین آناتومیدان سیستم عصبی ایتالیا و دانشمندان دیگری که تحولی در رنگآمیزی بافتها برای آسان کردن مطالعه میکروسکوپی آنها ایجاد کرده بودند، کار میکرد.

بعد از مدتها پژوهش، او در سالهای دهه بیست به این نتیجه رسید که نمیتوان اختلالات روانی را به آسیب بخش خاصی از مغز مرتبط کرد و آناتومی و پاتولوژی در شناسایی منشأ این بیماریهای نمیتواند کمکی کند.
در این زمان بود که تحت نظارت او، دانشجویش -بینی-دستگاه الکتروشوک را ساخت.

نمونه ابتدایی دستگاه
در آپریل سال ۱۹۳۸، برای اولین بار در طبقه اول کلینیک بیماریهای اعصاب و روان دانشگاه سلطنتی رم، این دستگاه آزمایش شد. در این آزمایش یک بیمار شیزوفرنیک که تنها با اصطلاحات خاص خودش ارتباط برقرار میکرد و هیچگونه علایم احساسی از خود بروز نمیداد، شرکت داده شد. سر او تراشیده شد و دو الکترود به گیجگاههای او وصل شد، بعد از چند لحظه تأمل و در حالی که بیمار فریاد میزد، دکمه فشار داده شد و بیمار تشنج کرد.
بعد از به هوش آمدن، بیمار برای اولین بار به محیط پیرامونش، توجه نشان داد و علایمی از بهبودی را نشان داد.
اما یکی از پژوهشگرانی که دفترچههای یادداشت بینی را بررسی کرده است ، عقیده دارد که داستان بالا از ابتدا تا انتها تخیلی است و اصلا واقعیت ندارد. تا پیش از داستانی که در بالا خوانید، سه تلاش ناموفق دیگر هم انجام شده بود.
اما علیرغم این عدم صداقت در بازتاب آزمایشهای اول، تحقیقات بینی و چرلتی ادامه پیدا کرد، دستگاه تکمیل شد و حق اختراع یا پتنت آن هم رسما ثبت شد. دستگاه به سراسر جهان ارسال شد و بینی و چرلتی را ثروتمند کرد. به زودی مدلهای دیگری از دستگاهع از جمله یک مدل قابل حمل هم ساخته شد.

پتنت دستگاه
در سال ۱۹۴۰ چرلتی و بینی نامزد دریافت جایزه نوبل پزشکی شدند، اما برنده نشدند. ECT بعد از آن به کشورهایی مثل انگلستان، آمریکا، آلمان و اتریش راه یافت.
در سالهای دهه ۴۰ و ۵۰، بدون اینکه به بیماران شلکنندههای عضلانی داده شود، آنها تحت شوکدرمانی قرار میگرفتند، و تشنج بیماران سراسر بدن آنها را فرامیگرفت که حتی در موارد نادری منجر به شکستن یا دررفتگی استخوانهای آنها میشد. تا اینکه کورار در دهه ۴۰ و سپس سوکسینیل کولین در دهه ۵۰ برای شکل کردن عضلات حین ECT مورد استفاده قرار گرفتند و کار را آسانتر کردند. علاوه بر شلکننده عضلانی به بیماران داروهای بیهوشی کوتاهاثر هم داده میشود.
با ساخته شدن داروهای ضدافسردگی و همچنین بازتاب منفی ECT در رسانههای بین دهه ۵۰ تا ۷۰ به میزان قابل توجهی استفاده از ECT کاهش یافت.

صحنهای از فیلم پرواز بر فراز آشیانه فاخته، فیلمی که بار منفی زیادی برای ECT ایجاد کرد
در سال ۱۹۷۶، دکتر بلچلی، نوع خاصی از ECT را که در آن از جریان ثابت برق استفاده میشد معرفی کرد، شیوهای که آثار جانبی سوء کمتری داشت و بیماران بعد از آن کمتر دچار مشکلات شناختی میشدند.
از سالها دهه ۸۰ با ثابت شدن اثرات درمانی مثبت و کمهزینه بودن ECT در درمان افسردگی های شدید، بار دیگر استفاده از آن برای درمان اشکالی از افسردگی که به شیوههای دیگر پاسخ نمیدهند، از سر گرفته شد.

در این پست، جای بحث در مورد جنبههای مختلف ECT نیست، اما لازم میدانم خیلی مختصر به موارد زیر اشاره کنم:
- همان طور که اشاره شد، به هر بیمار دچار افسردگی ECT پیشنهاد نمیشود، تنها در آن دسته که به شکل شدید بیماری گرفتار باشند و به دارودرمانی (دستکم با دو دارو با دوز درمانی کافی) پاسخ نداده باشند، ECT پیشنهاد میشود.
- گیجی و فراموشی که غالبا محدود به رویدادهای یک هفته تا یک ماه قبل از درمان هستند، از شایعترین عوارض ECT هستند.
- ECT در ترکیب با داروها در درمان بیماران استفاده میشود و تأثیر مثبت بلندمدت ندارد.

سلام دکتر دیگه وقتش رسیده یه پست معرفی کتاب دیگه بذارید!
دکتر جان سلام من خودم دانشجوی استاجر دانشگاه بابلم هنوز هم بخش روان رو نگذروندم متاسفانه دختر داییم ۲ سال پیش مبتلا به افسردگی شدید شد بعد از فوت همسر و فرزندش تو سانحه رانندگی که خودش هم حضور داشت… بعد یه مدتی که از دارو های ضد افسردگی استفاده کرد ولی بهتر که نشد هیچ یکی دوبار هم میخواست دست به خودکشی بزنه که جلوشو گرفتند و نجاتش دادن و در نهایت پزشک فوق تخصص معالجش پلان شوک درمانی رو براشون بکار بردن که الحمدالله حالشون خیلی بهتر شده و به زندگی عادی برگشتن اما به گفته ی خودشون برخلاف ادعای پزشک معالج و رفرنس هایی اینترنتی که من مراجعه کردم دچار اختلال تقریبا خفیف حافظه ی بلند مدت شدند که تست های روان شناسی روانشناسشون تائیدش کرد و الان تحت درمان بهبود حافظه قرار دارند میخواستم بدون واقعا عوارض ect ناچیزه یا نه میتونه مثلا ریسک بیماری هایی مثل دمانس رو افزایش بده؟
آخه میدونید بیمارهای روان پزشکی مخصوصا تو ایران حقوقشون خیلی نادیده گرفته میشه و اطلاعات درست بهشون داده نمیشه اگه امکانش هست میتونید مقاله ی کاملی رو در این باره بهم معرفی کنید…
سلام،ظاهراً
زمان ابو علی سینا هم از این روش اون هم با استفاده از ماهیهایی که برق تولید میکنن انجام میشده..
با سلام میخواستم بدونم آیا ECT میتونه باعث به وجود آمدن بیماری پارکینسون بشه؟
از بستگانم بعد از گذروندن دوره ای در بیمارستان به علت بیماری دو قطبی بودن تحت etc قرار گرفت بعد از بازگشت از بیمارستان تا ۳ ماه مسئله ی خاصی نداشت ولی به مرور دچار علائم پارکینسون شده (به تشخیص پزشک)و به شدت ما رو نگران کرده آیا ارتباطی به هم دارن یا نه؟
تا جایی که میدانم عامل ایجادکنندهاش ظاهرا نباید ECT باشد.
سلام آقای دکتر
من حدود ۹ ماه دارو مصرف کردم و طی یکسال گذشته چندتا دکتر عوض کردم و زیر نظر هر کدوم داروهای مختلفی استفاده کردم. از مرداد همین سال زیر نظر یک روانپزشک تا دو هفته پیش دارو مصرف میکردم ولی هیچ بهبودی ای حاصل نشد. دکتر گفت چون دارو اثری روی من نگذاشته باید بستری بشم و شک بشم. برای اینکه بیشتر مطمئن بشم به یک دکتر روانپزشک دیگه هم مراجعه کردم و اون هم نظرش این بود که باید شک بشم.
خانواده که به شک رضایت نمیدن و با دارو خوردنم هم به سختی کنار امدن.
موندم دکتر جان که چه باید بکنم؟
از عوارض شک هم می ترسم؟
موضوع رو با یکی از بستگان که پزشک هست در میان گذاشتم، گفت نیازی به شک نیست!
تصمیم دارم برای اینکه بیشتر مطمئن بشم به چندتا دکتر دیگه هم مراجعه کنم.
نظر شما چیه آقای دکتر؟
در زمان جنگ در عملیات کربلای ۵ دچار موج انغجار شدم.از آن زمان تا به حال وزوزگوش دارم در سمت راست شنوایی اصلا ندارم و وزوزگوش درسمت چپ دارم وشنوایی ۵۰تا۶۰ درصد دارم واین وزوز گوش روزگار من را سیاه کرده و روی اعصاب و روانم تاثیر گذاشته و خواب را از من گرفته . من به پزشکان مختلف مراجعه کردم و داروهای زیاد مصرف کردم تا حدی که روی معده من تاثیر گذاشت و دچار خون ریزی معده شدم . شما فکر می کنید من چکار باید بکنم .
آیا به نظر شما درمان با شک الکتریکی موثر است؟
با تشکر علی اکبر خالو احمدی
سلام، نخست باید علت دقیق وزوز گوش شما مشخص بشه. بعد متناسب با آن درمانهای متنوعی وجود دارند. متخصصهای ent (گوش و حلق و بینی) تا حالا چه تشخیصی براتون گذاشتهان؟
ولی به این صورتی که در ایت مقاله ذکر شده، مشکل وزوز گوش شما حل نمیشه، این روش تنها برای درمان افسردگیهای شدید مطرح شده.
باسلام
من به پزشکان مختلف مشکل وزوز گوشم را درمیان گذاشتم آنها درآخر میگویند این وزوز گوش تا آخر عمر باشما است ودرمان نداردوباید باآن کنار بیایم ومیگویند عصبهای مربوطه جمع شده اند ومن به همین دلیل می پرسم که آیا این روش (شوک)میتواند موثر باشد؟
درضمن طی آزمایشات مختلف به من گفته اند تمام مکانیسم گوشم سالم است و مشکل از جمع شدن عصبهاست.
وخلاصه من نمیتوانم تسلیم آن بشوم وهمچنان امیدوارم راهی برای درمان وزوز گوشم که در اثر موج انفجار به وجود آمده پیدا شود.
درضمن من بیشتر در اصفهان پیش پزشک رفته ام واگر مرکز درمانی خاصی ویا متخصصی که بتواند برای درمان این بیماری کاری بکند-در هرجای ایران ویا خارج از کشور لطفابه من معرفی کنید
باسلام.من یکی از دوستام ناراحتی عصبی داره وگفته شده بایدبهش شوک بزنیمٰ میخواستم ببینم چه عوارضی داره؟چون شنیدم ممکنه فردحافظه شوازدست بده یادیگه بهوش نیادیاحتی فوت کنه؟آیاصحت داره ؟احتمالش چقدره؟باتشکر
سلام-
این دانش آموخته روانشناسی هستم- به نظر من این روش حتی الامکان روی بیمار اجرا نشود بهتر است- مگر وقتی واقعا هیچ قرصی دارویی روی فرد موثر نبوده و به عنوان آخرین و ناگزیر ترین روش درمانی اجرا شود
امیدوارم هیچ کسی به این مرحله نرسد که مجبور شود از این روش استفاده کند
با سلام وعرض ادب خدمت جناب دکتر عزیز
اینجانب قصد دارم از مطالب سایت شما در جهت تکمیل مقاله ی علمی دانشگاهی ام استفاده نمایم و احساس کردم باید اول اجازه بگیرم. آیا شما اجازه اینکار را به بنده می دهید… این اولین مقاله ی اینجانب می باشد و قابل توجه باشد که اینجانب دانشجوی روانشناسی ترم دوم می باشم و این مقاله نمره ی بسیاری را به خود اختصاص داده است … خواهشمند است در این زمینه اینجانب را یاری نمایید
سلام برادر همسرم در اثر تصادف دچار عفونت مغز شد ۴۰ روز در کما بود با ضریب هوشیاری ۳ بعد از بهوش آمدن چند ماه که اوضاع خیلی بدی داشت و بعدا هم حافظه کوتاه مدتش دچار ایرادات زیادی بود حالا ظاهرا خوب است ولی بسیاری از موارد برای انجام دادن کارهای شخصی مثل حمام و …باید ساعتها با او بحث کرد تا شاید اثر کند دائما خودش را با قبل از تصادفش مقایسه می کند و می گوید از من انتظار نداشته باشید یا نسبت به خیلی موارد بی تفاوت است خیلی از رفتارهایش بچه گانه و خودسرانه است دکترهای مغز و اعصاب می گویند مشکلی ندارد ولی خانواده را با چالشهای زیادی مواجه کرده لطفا راهنمایی کنید چگونه می تواند به حالت اولیه برگردد. در ضمن چون عضله چشمش مشکل دارد یکی از چشمانش باز نمی شود
من از بیماری نوروپاتی ژنتیکی رنج میبرم.آیا شوک در مانی در درمان نوروپاتی (ضعف اعصاب محیطی)موثر است لطفا حتما پاسخ را ایمیل فرمایید
با سپاس فراوان