معرفی سریال: Breaking Bad، آینه عبرت به سبک فرنگی!

در این چند ساله، یکی از مشکلات ما پیدا کردن مجموعه‌های تلویزیونی مناسب با حال و هوا و ذائقه‌مان است. تعداد سریال‌های غربی و شرقی که این  روزها به راحتی می‌شود با زیرنویس پیدا کرد، سر به فلک می‌زند، اما پیدا کردن سریالی که به اندازه کافی کشش و جذابیت برای دنبال کردن داشته باشد، دشوار است.

شاید شما هم مثل من جزو آن آدم‌هایی باشید که وقتی یک سریال خوب پیدا می‌کنید و هر دفعه، چند قسمت‌اش را با هم می‌بینید، وقتی به دو سه DVD آخر می‌رسید، زانوی غم به بغل می‌گیرید و مثل طفلی که قاشق آخر بستنی‌ یا غذای محبوب‌اش را نگه داشته و دلش نمی‌آید، لقمه آخر را بخورد، از دیدن قسمت‌های آخر طفره می‌روید.

این بحرانی است که بعد از تمام شدن فرندز، لاست، پریزن بریک، ۲۴ و … برای خیلی‌ها رخ داد و هر بار مدتی طول کشید تا این افراد از غم تمام شدن سریال مورد علاقه به درآیند و جسارت امتحان طعم سریالی جدیدی را پیدا کنند.


چند ماه پیش بود که یکی از خواننده‌ها در کامنتی دیدن سریال Breaking Bad را به من توصیه کرد. DVDهای سریال را سریع تهیه کردم و بعد از دیدن چند قسمت و آشنایی با شخصیت‌هایش از سریال خوشم آمد، طوری که الان فقط سه چهار قسمت از فصل چهارم را ندیده‌ام.

Breaking Bad، از شبکه کابلی AMC پخش می‌شود و پخش آن از ژانویه سال ۲۰۰۸ شروع شده است، تا به حال چهار فصل از این سریال، شامل ۴۶ قسمت پخش شده است. قرار است، فصل پنج و آخر این سریال در ۱۶ قسمت تولید و پخش شود.

Breaking Bad، سریالی خوش‌ساخت و چند‌بعدی است، حال و هوای کلی آن آمیزه‌ای از درام و کمدی سیاه است. سریال، شخصیت‌پردازی بسیار خوبی دارد و نویسنده‌های سریال توانسته‌اند، شخصیت‌های چند بعدی و خاکستری تولید کنند، که بیننده را مشتاق می‌کنند که به تدریج همه لایه‌های شخصیتی یک فرد را پیدا کند و از این کشف، خشنود شود.

از آنجا که مطمئنم هیچ کسی پیدا نمی‌شود که بدون دانستن یک دو خط از داستان کلی یک سریال، حاصر به خرید و تهیه آن باشد، پس اجازه بدهید که داستان سریال را در حد همین یک خط لو بدهم، با این همه باز هم خطر لو رفتن داستان سریال را در اینجا می‌آورم، تا کسی دلخور نشود!

هشدار، دو خط بعدی ممکن است، اندکی از داستان سریال را لو بدهد!

یک دبیر شیمی دبیرستان، دچار مشکلی حاد در وضعیت سلامتی خود می‌شود و ناگزیر می‌شود برای تأمین مخارج خود و خانواده‌اش، از دانشش در مسیر خلاف استفاده کند و مت‌آمفتامین تولید کند …


شخصیت‌های کلیدی سریال

نام این معلم شیمی «والتر وایت» است و «برایان کرانستون» نقشش را بازی می‌کند، بازی او بسیار خوب است، طوری که سه بار برنده جایزه Emmy برای بازی در همین نقش شده است. هوش، تصمیمات ناگهانی سرنوشت‌ساز، علاقه به خانواده، وفاداری به دوست، غلطیدن در مسیرهای اشتباه به صورت پی‌در‌پی شخصیت والتر وایت را در این سریال می‌سازند.

شخصیت دیگر داستان که یک معتاد و پخش‌کننده جزء مواد است، جسی پینکمن نام دارد، «آرون پاول» واقعا هنرمندانه نقش او را بازی کرده است و اگر دقیق بشویم، می‌بینیم که برای درآوردن نقش یک معتاد، بایستی کلی زحمت کشیده باشد.

دشواری کار اینجاست که معتادهای سینما و تلویزیون آمریکا، مثل معتادهای سریال‌های وطنی تک‌لایه‌ای نیستند و بنابراین نمی‌شود با شین گفتن سین و استفاده دم‌دستی از الفاظ و واژگان کوچه بازاری و درآوردن ادای حس رخوت و سسستی، این شخصیت‌ها را بازی کرد.

وقتی این سریال را می‌دیدم ناخودآگاه یاد سریال آینه عبرت دهه شصت خودمان و شخصیت «آتقی» و «علی» افتادم. تعداد سریال‌های ما که در آنها دنیای معتادها و پلیس‌ها و قاچاقچیان به تصویر کشیده شده‌اند، کم نیستند، اما هیچ از آنها نه کشش به اندازه Breaking Bad بد دارند و نه پیام‌های مخفی‌ای در باطن داشته‌اند.

«جسی» سریال Breaking Bad به صورت جوانی به تصویر کشیده با ضمیری پاک، اما سست‌نهاد، سست‌نهادی که مانع عاشق شدن یا وفاداری او به یارانش نمی‌شود.

در یکی از قسمت‌ها، همین جسی، لوطی‌منشانه، خطای برادر سوگلی خود را می‌پوشاند و در قسمتی دیگر که یکی از برترین قسمت‌های سریال به گمان است، وارد خانه یک زوج عجیب و غریب معتاد که یک پسربچه چندساله دوست‌داشتنی می‌شود و در این جاست که ما غلیان احساسات جسی معتاد را می‌بینیم.

بازی «آنا گان» در نقش همسر آقای وایت، چندان بد نیست، اما درخششی هم در مقابل سایر شخصیت‌ها ندارد.

اما سریال Breaking Bad دو شخصیت بسیار جذاب دارد که در واقع با روحیه و شوخی‌ها و دیالوگ‌هایشان مرتب فضای سریال را شاد می‌کنند و وقتی سریال تیرگی دنیای کارتل‌های مواد مخدر و سیه‌روزی معتادها را بیش از حد نشالن می‌دهد با این دو شخصیت، فضا را تلطیف می‌کند، یکی از انها افسر دایره مبارزه با مواد مخدر است که هنگ شریدر نام دارد و «دین نوریس» نقشش را بازی می‌کند.

اما شخصیت به مراتب بامزه‌تر از او ویکیلی به نام سالی گودمن است که «باب اودنکریک»، به خوبی از عهده بازی این نقش درآمده، دیالوگ‌ها و حاضرجوابی‌های این شخصیت زبل واقعا شگفت‌زده‌تان می‌کند!

به عنوان آخرین شخصیت کلیدی داستان از گوستاوو فرینگ یاد می‌کنم، آدم مرموزی که صاحب رستوران‌های زنجیره‌ای است و «جیانکارلو اسپوسیتو» نقشش را بازی می‌کند. شخصیت او تا حدی شبیه «بن لاینوس» سریال لاست، با بازی مایکل امرسون است. او هم ظاهری خونسرد و رفتاری مؤدبانه دارد و در خفا برای خود هزاردستان و شبه‌گادفادری است!


شاید شما هم مثل من از سریال‌هایی که در آن یک شخصیت عادی به تدریج و آهسته اما پیوسته، در مسیری پیشرفت می‌کند، خوشتان می‌آید. راستش سلیقه عمومی ما همین است، بنابراین اگر شما هم چنین ذائقه‌ای دارید، از دنبال کردن سیر تکامل «والتر وایت» و مسیرهای ناخوشایند اما ناگزیری که او مجبور می‌شود به آنها وارد شود، خوشتان خواهد آمد.

خلافکاران، پلیس‌ها، معتادها‌ و زوج‌های سریال Breaking Bad همه خاکستری هستند، ما در این سریال پلیس باروحیه و بذله‌گو و باهوشی داریم که از غلطیدن در مسیر اشتباه مصون نیست، همان طور که معتاد نیک‌نهادی داریم که سیر حوادث او را به جنایت می‌کشد. این یک تفاوت اساسی سریال‌های غربی با سریال‌ها ماست.

سریال، روزگار تیره معتادها را به خصوص در چند قسمت با پرهیز از شعارگرایی رسمی به خوبی به تصویر کشیده است، همان طور که ناکامی عوامل و رؤسای شبکه‌های قاچاق را نشان داده است. این مطلب نشان می‌دهد که برای ایجاد تأثیر زیرپوستی بر مخاطب، هیچ نیاز به دکلمه شعارها، پلیس‌های ابرقهرمان معصوم یا زشت‌نمایی تصنعی خلاف‌کارها نیست.

در عین حال لحظات مفرح و کمیک هم در سریال کمک نیست و تصور نکنید که همیشه با یک سریال جدی روبرو هستید.

بعضی از قسمت‌های Breaking Bad به صورت نمایش لحظات مبهمی از انتهای هر قسمت شروع می‌شوند، طوری که بیننده در این تکاپوی ذهنی می‌افتد که داستان چطور به آن لحظه ختم می‌شود، این هم تکنیک جذابی است که من بسیار پسندیدم.

اما یکی از نقاظ منفی سریال، آب بسته شدن و طولانی بودن بی‌دلیل بعضی از سکانس‌ها و دیالوگ‌هاست، هر قسمت این سریال اندکی بیشتر از ۴۵ دقیقه است و به گمان من هر قسمت می‌توانست در ۴۰ دقیقه یا کمتر هم بسته شود. نگران نباشید! شما هم مثل من می‌توانید در صورت مواجهه با این صحنه‌ها، سرعت پخش‌کننده ویدئویی خود را ده بیست درصد بیقزایید!

Breaking Bad در عین حال به صورت واقع‌گریانه سلسله مراتب قدرت در دنیای خلاف‌کارها و سیر صعود نزول افراد را در این دنیا نشان می‌دهد. این سریال نشان می‌دهد که چطور می‌شود با پولشویی، مدتی قانون را گیج و معطل کرد و یا اینکه احترام و وفاداری در دنیای مادون، تا به کی معنی دارد و می‌تواند ادامه پیدا می‌کند.

با اینکه مخاطب غربی هم مثل ما انبوهی سریال برای تماشا دارد، اما Breaking Bad با استقبال خوب، مخاطب‌ها روبرو شده است، طوری که بیننده‌های این سریال از ۱٫۲ میلیون تماشاگر فصل اول به ۲٫۶ میلیون در فصل چهارم رسیده است و این درست، بر خلاف مسیر سریال‌هایی است که کار را با سر و صدا شروع می‌کنند، اما در نهایت یا با توقف تولید روبرو می‌شوند و یا با نزول فاحش بیننده.

تولیدکننده این سریال «وینس گیلیگان» ۴۴ ساله است، او که در تولید و نوشتن X-Files هم سهیم بوده است با Breaking Bad به اوج رسیده است.