بازی تاج و تخت

فرانک مجیدی: از آن‌جایی که دوست عزیزی، کامنتی گذاشته و پرسیده‌است کجا هستم و –احتمالاً خدای نکرده- زنده‌ام هنوز، لازم دیدم سریعاً علایم حیاتی از خود در وبلاگ ساطع کنم و به معرفی سریال «بازی تاج و تخت» Game of Thrones بپردازم!

در سرزمینی افسانه‌ای و در زمان‌های دور، لرد ادارد «ند» استارک (شان بین) بر سرزمین شمال حکم می‌راند. او با خانواده‌اش زندگی معمول خود را می‌گذراند که دوست عزیزش، شاه رابرت (مارک اَدی) با خانواده‌اش نزد او مهمان می‌شود. هدف او این است که دوست مورد اطمینانش را به عنوان مشاور، جایگزین مشاور پیشین کند که به‌صورت مشکوکی فوت کرده‌است و برای محکم شدن پایه‌های دوستی پایتخت و سرزمین استارک، دختر ند، سانسا (سوفی ترنر)، را به ازدواج وارث بعدی خود جفری (جک گلیسن) درآورد. ند درباره‌ی همه‌ی این اتفاقات مشکوک است، اما نمی‌خواهد دوست عزیزش را میان خطراتی که به او نزدیک‌ند، رها کند. یکی از آن‌ها، همسر رابرت، سرسی (لنا هدی) و برادرزنش، جیمی (نیکلای کوستر والدائو) است. آن‌ها بعلاوه‌ی برادرزن کوتاه‌قامت دیگر، تایرون (پیتر دینکلیج) در کاخ زندگی می‌کنند و فرزندان لرد لنیستر، ارباب مشهور، مکار و ثروتمندترین فرد سرزمین هستند. تازه، حساب کارکنان کاخ هم در حیله و نیرنگ جداست. سرزمین هم‌زمان از سوی چند خطر تهدید می‌شود. تارگرین‌ها که ادعای همخونی با اژدهاهای مقتول را دارند، مدعی تاج و تختند و شاهزاده‌خانم آن‌ها، دنریس (امیلیا کلارک) با رئیس جنگجویان وحشی و خونریزی ازدواج کرده تا یاری آن‌ها را برای جنگ داشته‌باشند. اما خطر دیگر در شمال است، آن‌جا که دیوار بسیار بلندی از صخره‌ها دنیای متمدن آن‌ها را از «دیگران» جدا کرده. در این سرزمین، فصل‌ها به روال عادی فرا نمی‌رسند. درست است که اکنون «تابستان» است، اما «زمستان» نزدیک است. زمستانی که با هیچ آتشی گرما به خانه‌ها نمی‌آید، خون را منجمد می‌کند و چندین سال، سرزمین را در تاریکی و ترس فرو می‌برد، چرا که زمستان، زمان ورود «دیگران» به سرزمین است و آن‌ها، قاتلانی هستند که با خود مرگ و نفرت می‌آورند.بنابراین دیوار مرزی باید توسط سربازان حفاظت شود. «جان اسنو» (کیت هرینگتن)، پسر نامشروع، مهربان و باهوش ند به همین منظور به این سربازان می‌پیوندد. روزی پسر کوچک ند، اتفاقاً متوجه رازی مگو در خانواده‌ی شاه رابرت می‌شود. کسی نمی‌داند که این حادثه، آغاز روند فجایعی است که…

فصل ابتدایی این سریال در یازده قسمت توسط شبکه‌ی HBO تهیه دشده و با استقبال بسیار خوبی روبرو شده، که با توجه به داستان و جزئیات آن ابداً دور از ذهن نمی‌نمود. این سریال از روی جلد اول مجموعه‌ی «آوازهای یخ و آتش»، به قلم «جرج آر. آر. مارتین» ساخته‌شده. مارتین نگارش این مجموعه‌ی خیالی و شکوهمند را از سال ۱۹۹۱ آغاز کرد و در سال ۱۹۹۶، اولین جلد آن را که هم‌نام با سریال است، چاپ نمود. در ماه جولای سال ۲۰۱۱ پنجمین جلد این مجموعه هم چاپ شده . مارتین گفته دو جلد دیگر این اثر را در دست نوشتن دارد. این مجموعه، تا کنون به بیست زبان چاپ شده و در اختیار علاقمندان آن در جهان قرار گرفته‌است. تا قبل از دیدن این سریال، با این مجموعه آشنایی نداشتم، که باعث تأسف است. وقتی سریال آن می‌تواند این‌قدر مملو از جزئیات، حوادث و پیچیدگی‌های شخصیت باشد، حتماً کتاب‌های مجموعه آثار به‌یاد ماندنی‌ای هستند. «دیوید بنیاف» -که تجربه‌ی نوشتن فیلمنامه‌ی «بادبادک‌باز»، «تروی» و «برادرها» در کارنامه‌اش دیده می‌شود- با همکاری دوست تازه‌کارش، «دی. بی. وایس»، جلد اول مجموعه را به‌صورت فیلمنامه درآورده‌اند.

«بازی تاج و تخت»، حقیقتاً اثر زیبایی است. تمام فاکتورهایی که یک سریال را می‌توانند پربیننده کنند در آن هست. داستان پر کششی که خوب روایت شده، ارائه‌ی مفروضات قابل ‌قبول، تعلیق، رازآلودگی، شخصیت‌های چندگانه و اتفاقات غافل‌گیر کننده. تا حالا که این مطلب را می‌نویسم، این سریال در آی‌ام‌دی‌بی ۹٫۵ ستاره گرفته که از آن اتفاقات نادر است. داستان‌ها، سئوالات و مصائبی که فصل اول با آن‌ها به اتمام رسیده، خیل مشتاقان و طرفداران سریال را بی‌صبرانه منتظر آغاز فصل دوم سریال گذاشته‌است. شبکه‌ی HBO هم قول داده که فصل دوم این سریال را در بهار سال آینده روی آنتن بفرستد.

بازی‌های سریال اغلب قانع‌کننده است، ولی خیلی درخشان و عالی نیست که البته در آثار فانتزی و حماسی‌ای چون این، یک نقص محسوب نمی‌شود. معروف‌ترین بازیگر سریال، «شان بین» است که در نقشش خوب بود، اما نه آن‌قدرها خارق‌العاده که بعدها بگوییم بازی‌اش جزو بازی‌های برتر دهه بود و فراموش نخواهد شد. از لحاظ بازیگری، «پیتر دینکلیج» با آن‌که کوتاه‌قامت‌ترین عضو گروه بود، چند سر و گردن از همه بالاتر ایستاده‌است و بسیار هوشمندانه نقش تایرون را ارائه می‌دهد.

طراحی صحنه بسیار خوب است، اما جلوه‌های ویژه کامپیوتری متوسط می‌نماید. جایی که نماهای بیرونی کاخ از پنجره‌ی قلعه‌ها تصویر می‌شود، در قیاس با فیلم‌های سینمایی، خیلی تصنعی است، هرچند هم‌رده‌ی کارهایی از این دست در سریال‌های تلویزیونی قرار می‌گیرد. تدوین و کارگردانی هم کاملاً مناسب است و از همان سکانس ابتدایی تعقیب و گریز توانسته مژده دهد غافلگیری‌ها و رازها و دغدغه‌های زیادی را به بیننده عرضه خواهد کرد.

موسیقی کار، یکی از نقاط قوت سریال است. این اثر حماسی را آهنگساز ایرانی‌الاصل ۳۷ ساله، «رامین جوادی»، ساخته که هنرش را در فیلم‌های «مرد آهنی» و سریال‌های «فلش فوروارد» و «فرار از زندان» به رخ کشیده‌بود. اثر او، به خوبی با روند ماجراها همراهی می‌کند و شور و غم را منتقل می‌کند. از آن‌جایی که این سریال ادامه خواهد یافت، امید آن را دارم که برخی شخصیت‌ها بهتر معرفی شوند و داستان را تغییر دهند، مثلاً کاراکتر تئون (الفی آلن) –جوانی که ند از کودکی سرپرستی‌اش را بر عهده گرفت- و رنلی (گثین آنتونی) –برادر کوچک شاه رابرت- که موقعیتی دارند که داستان را می‌توانند تغییر دهند و جنبه‌های مرموز شخصیتشان کم نیست. کاراکتر دختران ند، سانسا و آریا هم نیاز به تعریف بهتری دارد. آریا بیش‌ از حد شجاع است و سانسا، مسلماً یکی از بی‌شعورترین کاراکترهای مؤنثی که تا به حال دیده‌ام! البته سریال تا الآن هم کم غافلگیری نداشته، مخصوصاً برای کسانی که مثل من کتاب اصلی را نخوانده‌اند. خود من اصلاً انتظار نداشتم که در قسمت نه سریال با آن ماجرا روبرو شوم.

HBO که مینی‌سریال «میلدرد پیرس» را هم روی آنتن فرستاده‌بود، باید خوشحال باشد که این‌قدر سریال‌هایش مورد اقبال جوایز اِمی قرار گرفته. «بازی تاج و تخت»، ۱۳ نامزدی در این جوایز دارد. هرچند جای رامین جوادی خالی است، اما از جمله‌ی نامزدی‌ها می‌توان به پیتر دینکلیج برای بهترین بازیگر مرد نقش مکمل، بهترین فیلمنامه، بهترین کارگردانی سریال و بهترین سریال درام اشاره‌کرد. HBO صفحه‌ای را در سایتش برای این سریال اختصاص داده که هرچند سنگین است و لود شدنش کمی طول می‌کشد، اما هر آن‌چه را که بخواهید از سریال به شما ارائه خواهد داد.

آن‌چه ضروری می‌نماید، ذکر این نکته است که در تماشای این سریال، باید محدودیت سنی را شدیداً مدّ نظر قرار داد. برخی صحنه‌ها، و خشونت باورنکردنی بعضی از سکانس‌ها (که تماشایش اعصابی پولادین می‌طلبد) به هیچ عنوان به افراد نوجوان یا کم سن و سال و یا حساس، توصیه نمی‌شود. اما اگر داستانی کامل از خیانت، دروغ‌های کثیف، معصومیت، گناه و جنگ را با داستانی مجذوب‌کننده در محیطی فانتزی می‌طلبید، این یک پیشنهاد جدی است: برای همراهی با کسانی که سریال را دیده‌اند عجله کنید، «زمستان» نزدیک است!