تحلیل و نقد انیمیشن مری و مکس؛ روایتی از تنهایی و دوستی در دنیای خمیری

در دنیای انیمیشن‌های پرزرق‌وبرق امروزی که اغلب توسط غول‌های صنعتی ساخته می‌شوند، گاهی آثاری مستقل ظهور می‌کنند که مستقیماً قلب و روح مخاطب بزرگسال را نشانه می‌گیرند. انیمیشن مری و مکس (Mary and Max) دقیقاً یکی از همین جواهرات کمیاب است که با زبانی گزنده و در عین حال صمیمی، به تاریک‌ترین زوایای تنهایی انسان معاصر می‌پردازد. در این مقاله قصد داریم بررسی کنیم که چرا این اثر خمیری ساخته‌ی آدام الیوت، فراتر از یک کارتون ساده است و چگونه توانسته مفاهیم پیچیده‌ای مثل اختلالات روانی، انزوای اجتماعی و دوستی‌های راه دور را به شکلی تاثیرگذار روایت کند. آیا واقعاً یک نامه‌نگاری ساده میان یک دختربچه استرالیایی و یک پیرمرد نیویورکی می‌تواند معنای زندگی را تغییر دهد؟ با ما همراه باشید تا لایه‌های پنهان این شاهکار سینمای مستقل را با هم مرور کنیم.

💡 مختصر و مفید

انیمیشن مری و مکس محصول سال ۲۰۰۹ استرالیا، روایتی واقعی و تلخ از دوستی بیست‌ساله میان مری، دختری تنها از استرالیا و مکس، مردی مبتلا به سندروم آسپرگر از نیویورک است. این اثر که در سبک استاپ‌موشن خمیری ساخته شده، به موضوعاتی چون تنهایی، بیماری‌های روانی، خودکشی و ارزش دوستی‌های نامتعارف می‌پردازد. صداپیشگی بی‌نظیر فیلیپ سیمور هافمن در نقش مکس، یکی از نقاط قوت اصلی این کمدی سیاه محسوب می‌شود. این فیلم به دلیل محتوای سنگین و صحنه‌های سیاه، به هیچ عنوان برای کودکان مناسب نیست و یک تجربه فلسفی عمیق برای بزرگسالان فراهم می‌کند.

هنر استاپ‌موشن و جایگاه انیمیشن مستقل در سینمای استرالیا

سینمای انیمیشن استرالیا در دهه‌های اخیر، راهی کاملاً متفاوت از جریان اصلی هالیوود را در پیش گرفته است و با تمرکز بر تکنیک‌های دستی و روایت‌های شخصی، جایگاه ویژه‌ای در دل منتقدان باز کرده است. تکنیک استاپ‌موشن خمیری (Claymation) که در آن فریم‌به‌فریم شخصیت‌ها با دست تغییر شکل می‌دهند، بستری فراهم کرد تا هنرمندانی چون آدام الیوت بتوانند قصه‌هایی با بافت ملموس و انسانی روایت کنند. این سبک از فیلم‌سازی به دلیل زمان‌بر بودن و دقت بسیار بالا، معمولاً در پروژه‌های مستقل و هنری دیده می‌شود و برخلاف انیمیشن‌های دیجیتالی، نوعی نقصِ زیبا و انسانی در خود دارد که با موضوعات روان‌شناختی پیوند عمیقی برقرار می‌کند. استرالیا با حمایت از این سینمای تجربی، توانست آثاری خلق کند که در عین سادگی ظاهری، به پیچیده‌ترین مسائل فلسفی و اجتماعی قرن بیست‌ و یکم می‌پردازند.

آدام الیوت پیش از ساخت اولین فیلم بلند خود، با آثار کوتاهش نشان داده بود که نگاهی تیزبین به ناهنجاری‌های انسانی و تفاوت‌های فردی دارد. سینمای او به جای جستجوی کمال در چهره‌ها، به دنبال زیبایی در زشتی‌ها و نقص‌ها است؛ رویکردی که در انیمیشن‌های مستقل استرالیایی به یک امضا تبدیل شده است. این نوع انیمیشن، مخاطب را مجبور می‌کند تا از دنیای رنگارنگ و فانتزی فاصله بگیرد و با واقعیت‌های عریان زندگی رو‌به‌رو شود. اهمیت مری و مکس در تاریخ سینما، تنها به دلیل فرم بصری‌اش نیست، بلکه به این خاطر است که ثابت کرد انیمیشن می‌تواند جدی‌ترین و تاریک‌ترین ابعاد وجودی بشر را با لحنی کمدی اما تاثیرگذار به تصویر بکشد. این اثر پیش‌نیاز مهمی برای درک چگونگی تبدیل شدن یک فیلم مستقل استرالیایی به یک پدیده جهانی در جشنواره‌هایی مثل ساندنس بود.

نقد و بررسی انیمیشن مری و مکس به قلم فرانک مجیدی

فرانک مجیدی: شاید هیچ‌وقت پیش نمی‌آمد که من به فکر دیدن انیمیشنی استرالیایی بیفتم. اما، تماشای این انیمیشن را مدیون دوست عزیزی هستم که در «ابری با احتمال بارش کوفته‌قلقلی» به من توصیه‌ی دیدنش را کرد و همین ابتدای کار، این نوشته را به‌ خود ایشان تقدیم می‌کنم. امروز از انیمیشن متفاوت «مری و مکس» صحبت می‌کنیم، ساخته‌ی ادام الیوت ۳۸ ساله با آینده‌ای مسلماً درخشان و محصول سال ۲۰۰۹.

مری دیزی دینکل (با صداپیشگی بتانی وتمور) دختری هشت ساله و ساکن شهری کوچک در استرالیا است. پدری دارد که شغلش بستن نخ به چای کیسه‌ای است و تاکسیدرمی می‌کند و اغلب در خانه نیست و مادرش مشروب‌خوار است که بدترین حرفی را که می‌شود به یک بچه گفت، به او زده: «به دنیا اومدنت یه اشتباه بود». مری پس از مرگ پدربزرگش بسیار تنهاست، مخصوصاً به‌خاطر قیافه‌ی غیرجذاب و خال بزرگ قهوه‌ای روی پیشانی‌اش هیچ دوستی ندارد. یک روز او در دفترچه‌ی تلفن، دنبال یک اسم جالب توجه می‌گردد تا به او نامه بنویسد و با هم دوست شوند. او مکس جری هاروویتز (با صدا پیشگی فیلیپ سیمور هافمن) را انتخاب می‌کند که ساکن نیویورک است. در نامه‌نگاری‌های بین این دو با سئوالات کودکانه‌ی مری و شخصیت مکس که ۴۴ سال دارد، یک یهودی بی‌خدا و مبتلا به آسپرگاس و بسیار چاق است آشنا می‌شویم. نامه‌نگاری طولانی‌مدت آن‌ها تا بزرگسالی مری (با صداپیشگی تونی کولت) و پیری مکس ادامه می‌یابد و حوادث زیادی را برای آن‌ها به‌دنبال دارد.

انیمیشن مری و مکس اثر آدام الیوت

«مری و مکس» یک انیمیشن خمیری است و داستانی بسیار متفاوت دارد. کارگردان و نویسنده‌ی جوان این فیلم، پیش‌تر در سال ۲۰۰۳ به‌خاطر انیمیشن کوتاه «هاروی کرومپت» (Harvie Crumpet) برنده‌ی جایزه‌ی اسکار شده و جوایز زیاد دیگری را هم کسب کرده، او این‌بار ایده‌ی انیمیشن خود را با بازیگران حرفه‌ای هالیوود شریک شده و فیلمی تامل‌برانگیز ساخته که با هر تعریفی، با همه‌ی انیمیشن‌هایی که تا به‌حال دیده‌بودم خیلی متفاوت بود. جشنواره‌ی ساندنس (Sundance Film Festival) که به همت رابرت ردفورد برای معرفی فیلم‌های مستقل کم‌هزینه ایجاد شده، با این فیلم آغاز به کار کرد.

این فیلم از دید من، بخاطر داشتن صحنه‌های سیاه و بعضاً نامناسب، نمی‌تواند برای بینندگان کم سن و سال توصیه شود، اما برای بزرگترها حرف‌های جالبی با محوریت روزمرگی، تنهایی، گوشه‌گیری، نیاز به هم‌صحبتی، آرزوهای کوچک و ترس دارد. آدم‌های این فیلم، مثل قهرمان بقیه‌ی انیمیشن‌ها از دنیایی پر از رنگ و با روایاتی قهرمانانه یا حتی واقع‌گرایانه که با پی‌گیری و تحمل سختی‌ها به هدف خود می‌رسند، نیستند. آن‌ها اصلاً قهرمان نیستند. بزرگترین اتفاق زندگی مکس و مری، تماشای یک کارتون تلویزیونی و خوردن شیر غلیظ شیرین و همبرگر شکلات است و برای پیرمرد همسایه این اتفاق، غلبه بر ترس از محیط اطراف و عبور از خیابان. دنیای اطراف به خواسته‌های آن‌ها اهمیتی نمی‌دهد. اصلاً بود و نبود آن‌ها برای جامعه‌ی اطرافشان فرقی نمی‌کند. آن‌ها بر زندگی اطرافشان تاثیری نمی‌گذارند و وقتی مری ازدواج می‌کند و مدرک دکترایش را با پایان‌نامه‌ای درباره‌ی بیماری مکس می‌گیرد، براحتی مکس و اعتماد او را زیر پا می‌گذارد. این استعاره‌ای از ماست، برای موفق بودن، به‌سادگی از حقوق آدم‌های خیلی معمولی می‌گذریم. «مری و مکس» داستانی با کمدی سیاه است، با داستان آدم‌های خیلی عادی که راحت از کنارشان رد می‌شویم. اگر به دنبال یک داستان شاه‌پریانی هستید، تماشای این انیمیشن را به شما توصیه نمی‌کنم، اما اگر می‌خواهید یک کار متفاوت تماشا کنید، با دیدن این کار مسلماً لذت خواهید برد.

نکته‌ی جالب توجه در این فیلم، هنرنمایی سیمور هافمن است. او با این دوبله‌ی زیبا در نقش مکس نشان داد فقط بازیگر ماهری نیست و با لحنی نفس‌نفس‌زنان و لهجه‌ی خاص، به زیبایی از پس نقش نامتعارف مکس بر آمد. موسیقی این فیلم که ساخته‌ی دیل کورنلیوس (Dale Cornelius) هست هم جالب توجه است. این فیلم، در ستایش آدم‌های کم‌اهمیت و اتفاقات غیرخاص است.

شناسنامه فنی و هویت بصری دنیای مری و مکس

انیمیشن مری و مکس محصول سال ۲۰۰۹ کشور استرالیا، اثری است که از نظر فنی با بودجه‌ای حدود ۸ میلیون دلار ساخته شد که برای یک استاپ‌موشن بلند، رقمی بسیار ناچیز به شمار می‌رود. فیلم‌نامه و کارگردانی آن بر عهده آدام الیوت بوده و تهیه‌کنندگی آن را ملانی کومبز انجام داده است. از نظر صداپیشگی، حضور ستارگانی چون تونی کولت (Toni Collette) در نقش بزرگسالی مری، فیلیپ سیمور هافمن در نقش مکس و اریک بانا (Eric Bana) در نقش دیمین، غنای عجیبی به شخصیت‌ها بخشیده است. یکی از خیره‌کننده‌ترین بخش‌های فنی فیلم، استفاده از پالت رنگی سپیا برای استرالیا و رنگ‌های خاکستری برای نیویورک است که به وضوح تفاوت اتمسفر دو دنیای مختلف را نشان می‌دهد. تنها رنگ متمایز در تمام فیلم، رنگ قرمز است که به عنوان نمادی از پیوند و امید (مانند پوم‌پوم کلاه مکس یا گل سر مری) در هر دو محیط دیده می‌شود.

تولید این اثر بیش از ۵ سال زمان برد و تیم سازنده از ۱۳۳ طراح و عروسک‌ساز تشکیل شده بود. جالب است بدانید که برای خلق این دنیای خمیری، بیش از ۴۷۵ عروسک مختلف و صدها دکور مینیاتوری با جزئیات خیره‌کننده ساخته شد. موسیقی متن اثر نیز که توسط دیل کورنلیوس ساخته شده، ترکیبی از سازهای زهی و پیانو است که به خوبی حس مالیخولیا و شادی‌های کوچک شخصیت‌ها را منتقل می‌کند. یکی از حقایق کمتر شنیده شده این است که داستان فیلم بر اساس رابطه‌ی واقعی آدام الیوت با یک دوست مکاتبه‌ای در نیویورک شکل گرفته که بیش از ۲۰ سال به طول انجامیده بود؛ همین ریشه در واقعیت باعث شده تا فیلم به جای افتادن در دام کلیشه‌های فانتزی، به یک سند انسانی صادقانه تبدیل شود.

کالبدشکافی روان‌شناختی: از سندروم آسپرگر تا انزوای مدرن

یکی از درخشان‌ترین ابعاد مری و مکس، بازنمایی دقیق و بی‌پرده‌ی سندروم آسپرگر (Asperger syndrome) است. مکس جری هاروویتز، به عنوان مردی که جهان را متفاوت از دیگران می‌بیند، با چالش‌های ارتباطی، وسواس‌های فکری و حملات اضطرابی دست‌وپنجه نرم می‌کند. فیلم به جای آنکه از او یک قهرمانِ نابغه یا یک موجود رقت‌انگیز بسازد، به لایه‌های درونی ذهنش نفوذ می‌کند و منطقِ خاص او را برای مخاطب شرح می‌دهد. سکانس‌هایی که مکس تلاش می‌کند حالات چهره انسان‌ها را از روی دفترچه‌اش تشخیص دهد، یکی از دقیق‌ترین تصویرسازی‌های سینمایی از اختلالات طیف اوتیسم است. این انیمیشن به خوبی نشان می‌دهد که چگونه نبود درک متقابل در جامعه، می‌تواند فردی مثل مکس را به انزوای کامل و پناه بردن به غذاهای ناسالم و روتین‌های صلب بکشاند.

از سوی دیگر، شخصیت مری بازتاب‌دهنده بحران اعتماد به نفس و آسیب‌های ناشی از خانواده‌های سمی است. مری که در محیطی با مادری الکلی و پدری بی‌تفاوت بزرگ شده، تنها راه نجات خود را در نامه‌نگاری با غریبه‌ای در آن سوی دنیا می‌بیند. تحلیل روان‌شناختی رابطه این دو نشان می‌دهد که چگونه تنهایی مفرط می‌تواند دو انسان با تفاوت سنی و فرهنگی زیاد را به هم پیوند دهد. نقطه اوج دراماتیک فیلم زمانی است که مری، مکس را به عنوان یک «مورد مطالعاتی» برای پایان‌نامه دکترا انتخاب می‌کند؛ این بخش به چالش‌های اخلاقی در علم روان‌شناسی می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه مرز میان کمک به یک بیمار و سوءاستفاده از او می‌تواند به سادگی از بین برود. در نهایت، فیلم با پذیرشِ نقص‌های انسانی به پایان می‌رسد و به ما می‌آموزد که دوستی، نه در کامل بودن، بلکه در درک متقابلِ ناهنجاری‌ها نهفته است.

میراث آدام الیوت و واقعیت‌های پشت پرده تولید

تأثیر فرهنگی مری و مکس در دنیای سینمای مستقل به حدی بود که این فیلم به سرعت در رتبه‌بندی‌های معتبر جهانی مانند IMDb در میان ۲۵۰ فیلم برتر تاریخ قرار گرفت. آدام الیوت با این اثر ثابت کرد که برای لرزاندن دل مخاطب، نیازی به بودجه‌های نجومی دیزنی نیست، بلکه یک فیلم‌نامه منسجم و شخصیت‌پردازی عمیق می‌تواند معجزه کند. نکته شگفت‌انگیز در تولید این انیمیشن این است که تقریباً تمامی حرکات و افکت‌ها به صورت کاملاً فیزیکی انجام شده است؛ مثلاً برای شبیه‌سازی باران یا اشک شخصیت‌ها از گلیسیرین و رزین‌های خاص استفاده می‌شد تا درخشش لازم را در زیر نورپردازی استودیو داشته باشند. این جزئیاتِ دست‌ساز، نوعی روح به اثر بخشیده که در انیمیشن‌های سه‌بعدی کامپیوتری به ندرت یافت می‌شود.

بازتاب این فیلم در رسانه‌ها و میان متخصصان سلامت روان نیز بسیار گسترده بود. بسیاری از انجمن‌های حمایت از بیماران اوتیسم، از این فیلم به خاطر نمایش واقع‌گرایانه و محترمانه از چالش‌های مکس تقدیر کردند. همچنین، فیلم در لایه‌های پنهان خود به انتقاد از جامعه مصرف‌گرای آمریکایی و تنهایی عمیق در کلان‌شهرهایی مثل نیویورک می‌پردازد؛ جایی که مکس در میان میلیون‌ها آدم، هیچ دوستی به جز یک دختربچه در استرالیا ندارد. اسرار پشت‌پرده تولید نشان می‌دهد که صداپیشگی فیلیپ سیمور هافمن در فضایی بسیار صمیمی و با درک عمیق او از تنهایی مکس انجام شده است؛ او که خود از نوابغ بازیگری بود، توانست به مکس هویتی ببخشد که حتی بدون دیدن چهره‌اش، سنگینی وزن و اندوه او را حس کنیم. مری و مکس امروز به عنوان یک کلاس درس سینما برای کسانی تدریس می‌شود که می‌خواهند بیاموزند چگونه می‌توان کمدی و تراژدی را به شکلی تفکیک‌ناپذیر با هم ترکیب کرد.

جمع‌بندی نهایی

انیمیشن «مری و مکس» فراتر از یک سرگرمی ساده، آینه‌ای تمام‌نما از روح دردمند انسان مدرن است که در لابلای خمیرهای فرم‌یافته، حقایق تلخ و شیرین زندگی را به تصویر می‌کشد. آدام الیوت با جسارتی تحسین‌برانگیز، دست روی موضوعاتی گذاشته که حتی در فیلم‌های سینمایی جدی نیز به ندرت با این صداقت بیان می‌شوند. این اثر به ما یادآوری می‌کند که ارزش هر انسان، نه در دستاوردهای بزرگ و قهرمانانه، بلکه در توانایی او برای برقراری ارتباط و درک تنهایی دیگری نهفته است. اگر به دنبال تجربه‌ای هستید که هم‌زمان شما را بخنداند، بگریاند و به فکر فرو ببرد، تماشای این شاهکار استاپ‌موشن را از دست ندهید.

سوالات متداول

۱. آیا داستان انیمیشن مری و مکس بر اساس واقعیت ساخته شده است؟
بله، آدام الیوت کارگردان فیلم اعلام کرده که ایده اصلی داستان از رابطه‌ی مکاتبه‌ای بیست‌ساله‌ی خودش با یک دوست در نیویورک الهام گرفته شده است. البته بسیاری از حوادث برای جذابیت دراماتیک تغییر یافته‌اند اما روح کلی رابطه و شخصیت مکس ریشه در واقعیت دارد. این ارتباط واقعی باعث شده تا دیالوگ‌ها و دغدغه‌های مطرح شده در نامه‌ها بسیار ملموس و تاثیرگذار به نظر برسند. در واقع صداقت موجود در متن نامه‌ها، بازتابی از تجربیات شخصی خود نویسنده در طول سالیان طولانی است.
۲. سندروم آسپرگر که مکس به آن مبتلا است دقیقاً چه ویژگی‌هایی دارد؟
سندروم آسپرگر نوعی اختلال طیف اوتیسم است که عمدتاً با دشواری در تعاملات اجتماعی و الگوهای رفتاری تکرار شونده شناخته می‌شود. افراد مبتلا به این سندروم معمولاً در درک کنایه‌ها، شوخی‌ها و زبان بدن دیگران دچار مشکل هستند و جهان را بسیار منطقی و مستقیم می‌بینند. در انیمیشن، مکس به خوبی این ویژگی‌ها را با وسواس روی روتین‌ها و عدم درک احساسات پیچیده انسانی نشان می‌دهد. فیلم به جای قضاوت، تلاش می‌کند دنیای ذهنی این افراد را به شکلی صادقانه برای مخاطب بازسازی کند.
۳. چرا در این انیمیشن رنگ‌های محدودی استفاده شده و همه چیز سیاه و سفید یا قهوه‌ای است؟
انتخاب رنگ‌های محدود یک تصمیم هنری آگاهانه برای نشان دادن تفاوت دنیای درونی و محیطی شخصیت‌ها بوده است. طیف قهوه‌ای و سپیا برای استرالیا نمادی از یکنواختی زندگی مری و طیف خاکستری برای نیویورک نمادی از سردی و انزوای مکس است. استفاده از رنگ قرمز به صورت تک‌نقطه در هر دو محیط، تنها ریسمان اتصالی است که نشان‌دهنده دوستی و پیوند قلبی آن‌هاست. این استراتژی بصری باعث می‌شود تمرکز مخاطب به جای زرق‌وبرق‌های گرافیکی، بر روی احساسات و جزئیات عروسک‌ها معطوف شود.
۴. دلیل اصلی محبوبیت فیلیپ سیمور هافمن در نقش صداپیشه مکس چیست؟
هافمن با نبوغ خود توانست لحنی بسیار خاص و آسیب‌پذیر به مکس بدهد که ترکیبی از بی‌آلایشی کودکانه و خستگی یک پیرمرد است. او برای این نقش، نوعی تنگی نفس و لکنت بسیار ظریف را در صدایش ایجاد کرد تا وزن زیاد و استرس مکس را منتقل کند. این اجرا به قدری قوی است که مخاطب کاملاً فراموش می‌کند در حال تماشای یک عروسک خمیری است و با گوشت و پوست خود درد مکس را حس می‌کند. هنر او در این فیلم، استانداردهای صداپیشگی در انیمیشن‌های مستقل را چندین پله ارتقا داد.
۵. آیا انیمیشن مری و مکس برای تماشا در جمع خانوادگی و کودکان مناسب است؟
خیر، این اثر به دلیل پرداختن به موضوعات سنگینی چون خودکشی، اعتیاد به الکل، بیماری‌های روانی و برخی صحنه‌های سیاه، برای کودکان توصیه نمی‌شود. لحن فیلم کمدی سیاه است و درک بسیاری از لایه‌های آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زیسته دارد. با وجود اینکه ظاهر فیلم شبیه به کارهای کودکانه به نظر می‌رسد، اما محتوای آن کاملاً فلسفی و مخصوص بزرگسالان است. والدین باید توجه داشته باشند که مفاهیم مطرح شده در فیلم ممکن است برای سنین پایین آزاردهنده یا گیج‌کننده باشد.
۶. پایان‌بندی فیلم چه پیامی را در مورد رابطه این دو شخصیت به مخاطب می‌دهد؟
پایان‌بندی فیلم، با وجود تلخی ظاهری، یکی از زیباترین لحظات تاریخ انیمیشن است که بر مفهوم «پذیرش» تأکید می‌کند. مکس با تمام نقص‌هایش، مری را بخشیده و تمام نامه‌های او را به دیوار اتاقش چسبانده بود که نشان از ارزشمند بودن این رابطه برای او داشت. این صحنه به مخاطب می‌گوید که دوستی‌ها لزوماً نباید با حضور فیزیکی یا پایان‌های خوشِ هالیوودی همراه باشند تا معنادار شوند. میراث این رابطه، تغییری است که هر دو در زندگی یکدیگر ایجاد کردند و معنایی که به تنهایی هم بخشیدند.
۷. تکنیک استاپ‌موشن خمیری استفاده شده در این فیلم چه تفاوتی با انیمیشن‌های کامپیوتری دارد؟
در این تکنیک، همه چیز واقعی و فیزیکی است و فریم به فریم توسط دست هنرمندان جابجا می‌شود که باعث ایجاد یک بافت زنده و ملموس می‌شود. برخلاف کارهای کامپیوتری که ممکن است بیش از حد صیقلی به نظر برسند، استاپ‌موشن خمیری دارای نقص‌های ریزی است که به اثر هویت انسانی می‌بخشد. این سبک تولید بسیار زمان‌بر و دشوار است و به همین دلیل معمولاً برای قصه‌هایی با بار عاطفی بالا استفاده می‌شود. در مری و مکس، این تکنیک به خوبی حس “دست‌ساز” بودن و اصالت قصه را به بیننده منتقل می‌کند.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

36 دیدگاه

  1. من فقط ۶تا ۷ سال داشتم که برای اولین بار این انیمشن رو دیدم اما برای من سوال بود چرا مکس میمیر یا چرا حمله عصبی بهش وارد میشه
    و مری چرا بعد رسیدن به هدفش خودشیفته شد
    الان ۱۸ سالمه و جالبش این که منم مثل مری دوست دارم روانشناسی بخونم و الان میتونم مکس و مری رو درک کنم

  2. لذت دیدن این انیمیشن زمانی به اوج خودش میرسه که مزه ی این نوع دوستی رو چشیده باشی … البته از نوع نامه نگاری های اینترنتی..‌‌
    و با صحنه صحنه ی فیلم٬ نامه هایت را مرور کنی ….

  3. درود. برای شما بسیار متأسفم که از عبارت “انیمیشنی درباره آدمهای کم اهمیت”استفاده کردین. اگه بنیادگرا نباشین باید بگم که اهمیت هیچکس بالاتر از بقیه نیست حتی دانشمندانی چون اینیشتین و … . نگاهی به تاریخ علم نشون میده که اگه هر کدوم از این دانشمندا هم نبودن بالاخره کس دیگه ای در زمانی به اون دانش دست پیدا می کرد. اگه کمی با روانپزشکی آشنا بودین می فهمیدین که هر صحنه ای از این انیمیشن مبنای روانشناختی داشت.عزیزجان بدون استثناء تمامی هنرمندان و دانشمندان خلاق جهان از عارضه ای که شما”بی اهمیت ” می خوانید رنج برده اند.ضمناً معنی سندروم “مجموعه علائم” است نه بیماری.یه نگاه بندازین به تاریخچه افرادی که اسمشون حتی رو هلزون های مکس هس تا بفهمین آسپرگرها مطمئناً از ماها کم اهمیت تر نیستن.همینطور اوتیسمی ها و …
    می دونی هنر و علم نتیجه چیزیه که شما و روانشناسان بیماری مشمرین؟ یه کم مطالعه کنین بعد اسم نوشته-تون بذار “نقد”.
    هنوز دانشمندان انسان شناختی تععریف دقیقی از بیماری روانی ندارن.میدونستین؟ … “بی اهمیت!!!!”
    به نظرذ من هیچکدوم از رفتارهایی رو که با مدهای جامعه نخونه رو نمیشه بیماری نام داد.
    به گوسفندهایی که تو اجتماع هر چی میبینن میگین سالم و به مکس که هر چی میگه نتیجه استنتاج خودشه و نه مال دزدی میگی بی اهمیت.
    شما ممکنه اینا رو تو جامعه زیر پا له کنین نه بقیه.
    تو داستان نشون میده همه به نوعی بیمارن(اگه بشه این اسم رو گذاشت)
    همسایه دختر هوموفوبیا (ترس از آدما و جمع) نداره فقط بدشانسه . پسر یونانی سندروم اوتیسم داره .ورا سندروم “در خود ماندگی داره”.پدر مورتال-مانیا داره. دختر آگورافوبیا(گرایش به تنهایی و ترس از جمع) داره که معمولاً به افسردگی حاد منجر میشه{اقدام به خودکشی مری}.اینکه” جهان بی منطقه”{از گفته های مکسه به قول شما بیمار و بی اهمیت} یک مسئله فوق العاده سنگینیه که تقریباضعموم جهان سومی هاش ازش غافلن چون مغزشون رو یکی پخته.
    در پایان …من پوزش می خوام. چون خودم بیما روانی ام اینجوری حرف می زنم و می نویسم. من از هم از اون “بی اهمیت-ها-م” بای بای

  4. این انیمیشن یکی از جالب ترین انیمیشنهایی بود که تا حالا دیدم البته در مورد این که این فیلم برای بچه ها مناسب نیست با شما موافقم! موفق باشید.

  5. وقتی این انیمیشن دیدم لبخند رو لبام نقش بست واقعا معرکه بود و منو به کودکیم برد و خودم تو وجود مری و مکس و تفکرات خاصشون دوباره پیدا کردم از کارگردان تشکر میکنم

  6. خیلی وقت بود که انقدر تحت تاثیر یک فیلم قرار نگرفته بودم . البته انیمیشنی که واسه بچه ها فیلم آدم بزرگاست.
    راستی مکس عاشق هات داگ شکلات بود نه همبرگر(البته با عرض معذرت)

  7. سلام
    من هم از دیدن این انیمیشن بسیار متفاوت لذت بردم. کاش میشد آقای دکتر مجیدی پستی در رابطه با بیماری مکس (آسپرگاسم) و پیرمرد همسایه مینوشتند که مسلما برای خیلی ها تازگی خواهد داشت و با توجه به افزایش بینندگان این انیمیشن ، موضوع مورد علاقه خیلی ها خواهد بود.

  8. سلام.
    ببخشید میپرسم آخر این دوستی چه تغییراتی در دو طرف داشت؟
    البته من نظر خودتونو میخوام و خودم امکان دیدنش رو ندارم.

    1. دوست عزیز،

      پرسش شما، در حقیقت ظرایفی را در بر می‌گیرد که داستان را باید به کلی شرح داد و این، حق آن‌هایی که نمی‌خواهند تا دیدن انیمیشن داستان کلی را بدانند ضایع می‌کند. اما همین‌قدر بگویم که بله، همین‌قدر که دو آدم تنها و غمگین و بی‌انتظار خبر و حادثه‌ای را علاقمند به دغدغه‌های یکدیگر می‌کند، معنای دوستی را به آنان می‌فهماند، و آنان را منتظر هم نگاه می‌دارد و فیلم به تدریج موفق می‌شود این تصویر را ارائه دهد، خود تغییرات بزرگی است که بدیهی‌ترین نیاز انسان را توصیف می‌کند. نیاز به یک دوست! امیدوارم تا همین‌قدر توضیح، برایتان قانع‌کننده باشد.

  9. (به فرانک مجیدی)
    با سلام
    نوشته های شما زیبا است و ارزش خواندن را دارد.. ولی چرا در “یک پزشک”؟؟؟؟
    چرا در یک وبلاگ شخصی این کار را انجام نمیدهید؟؟ آیا این یک جور سواستفاده از محبویت “یک پزشک” نیست؟؟

    1. سلام خانم!

      من فکر می‌کنم این دید شما، بخاطر این است که در ایران، کمتر وبلاگی برای کار گروهی وجود دارد. آیا وبلاگی مانند لایف‌هکر، که چندین نویسنده دارد به معنای سوء استفاده‌ی نام هر یک از آ‌ن‌ها از یکدیگر است؟! موفق‌ترین وبلاگ‌های جهان، کار گروهی را تعریف‌شده می‌دانند. ضمن این‌که تمام تلاش من این است که موضوعات و ادبیاتی را انتخاب نکنم که سطح «یک پزشک» را پایین آورد و در زمینه‌هایی کار نمی‌کنم که در رشته‌های مورد علاقه‌ی برادرم دخالت کند. تا زمانی‌که برادرم افتخار سخن گفتن از دریچه‌ی «یک پزشک» را با خوانندگان وبلاگ دهد، در آن خواهم ماند.

  10. سلام. من از دنبال کنندگان فیدی شما هستم. یه چند تا سوال بی ربط به موضوع این پستتون دارم امیدوارم کمک کنید.
    1- به تازگی adsl گرفتم که متاسفانه به نظرم میرسه بیشتر از اون چیزی که اطلاعات رد و بدل میکنم اکانت یا حجم داره مصرف میشه. برنامه بابیلون و یه برنامه تقویم هجری داشتم که مرتب به اینترنت بدون اجازه وصل میشدن. اونها رو بستم. یه برنامه Inet block هم گذاشتم که اون دو برنامه رو قفل کردم. فایروال ویندوز هم روشنه ولی هنوز روزی 50 مگ فقط با دیدن چهار پنج تا وبلاگ و فید در هر 20 تا بدون دانلود هیچی برام میندازه.میتونی بگی با چی میتونم تمامی رفت و آمد و حجمهای مربوط رو کنترل کنم. میخوام بدونم چه سایتی از چه پورتی کدوم .وری میره. ممنون.
    2- گوگل ابزارهایی داره مثل نوتبوک و یا نوار ابزارش که میشه مستقیم به بوکمارکاش دسترسیداشت. اینا رو چجوری توی کروم راه اندازی کنم؟ افزونه هاش برای IE و فایرفاکس و .. وجود داره ولی برای خود کروم نیست. در این رابطه نظری داری؟
    3- گه گاه یه مطلبی به نظرم میرسه که میخوام کپی اون رو داشته باشم. از ساید بار گوگل دستکتاپ میشه استفاده کرد که یه تسک یا یه همچین چیزی برای این کار داره. گوگل نوت بوک هم هست ولی خوب اینا به اینترنت وصلا و در حقیقت اون مطلب رو دوباره آپ میکنن. میخوام فقط توی کامپیوترم باشه. یه چیز دم دستی که هی نخواد save کنیم. در این رابطه همنظری داری؟
    حتی اگه جواب هم ندادی باز هم دوستت دارم.شادباشی

    1. – سلام. بهتره از یه فایروال به جز فایروال ویندوز استفاده کنین. شاید مشکلتون رفع بشه. این برنامه‌ها در مورد دسترسی هر برنامه به اینترنت از شما اجازه می‌گیرن و جلوی اسپای ویرها و برنامه‌های مخرب را می‌گیرن.
      – شما باید آخرین نسخه کروم را نصب کنین. کروم خودش افزونه‌های خاص خودش را داره.
      – بهترین چیزی که من فعلا ازش استفاده می کنم، افزونه sacapbook فایرفاکس هست. باهاش می‌تونی مطالب را خیلی راحت ذخیره کنی.
      – در مورد سؤال دوم و سومت اگر در وبلاگم جسنچو کنی، مطلب مشروح نوشته‌ام.

  11. سلام . تازه با وبلاگت آشنا شدم . یه اطلاعاتی از خودت تو بخش درباره من بگذاری بد نیستا :دی
    راستی این انیمیشن که شاهکاره . ابری با اختمال بارش ….. هم قشنگه ولی نظر من بهت اینه که حتما انیمیشن پونیو آخرین ساخته هایائو میازاکی را هم ببین . واقعا زیباست
    البته پیشنهاد من دیدن نسخه دوبله نشده اس به انگلیسیه یعنی زبان ژاپنی.
    http://www.imdb.com/title/tt0876563/

  12. “این فیلم از دید من، بخاطر داشتن صحنه‌های سیاه و بعضاً نامناسب، نمی‌تواند برای بینندگان کم سن و سال توصیه شود…”

    ((من هنوز موفق نشده ام این انیمیشن را ببینم، اما متن زیبای شما مثل همیشه انگیزه ای شد برای من برای دیدن آن.))
    برای اولین بار است که می بینم شما فیلمی را به خاطر داشتن برخی صحنه های نامناسب به کم سن و سالان توصیه نمی کنید؛ این خیلی خوب است. ای کاش در برخی فیلم های دیگر نظیر فیلم The Reader نیز این توصیه را اضافه می کردید.
    با تشکر از نقدهای شما

  13. یکی از جذاب ترین انیمیشن هایی بود که دیدم، دقیقاً به این خاطر که “چه اشکالی دارد اگر یک دفعه هم فیلمی درباره‌ی آدم‌های خیلی معمولی ببینیم؟”، خیلی ها یه جورایی خودشون رو تو مری یا مکس میبینن…! آخرین صحنه انیمیشن هم بسیار تاثیر گذار بود( برای من حداقل )، نامه های قاب شده و …

    1. خوب بود لااقل یک نگاهی هم به اسم نویسنده‏ی بنده خدا می انداختی!
      برادر من این را خواهر دکتر نوشته نه خود دکتر!

    2. “””بخاطر داشتن صحنه‌های سیاه و بعضاً نامناسب، نمی‌تواند برای بینندگان کم سن و سال توصیه شود”””

      به نظرم نقدهای مناسبی دارید، اما اینکه نوشتید صحنه های سیاه عاملی شد تا این نام در لیست دانلود قرار دهم و آن را ببینم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]