چرا در تعطیلات و اوقات فراغت آن طور که باید، نمی‌توانیم خوش بگذرانیم؟

شما ممکن است، نبود پول و امکانت را در صدر دلایل، ذکر کنید. اما خیلی وقت‌ها با وجود مهیا بودن این دو، باز هم یک جای کار می‌لنگد!

حتما برایتان پیش آمده که بعد از یک پروژه کار طاقت‌فرسا، یا در تعطیلات بین دو ترم، یا در تعطیلات آخر هفته یا عید نوروز، یعنی زمانی که دوست دارید استراحت کنید و خوش بگذرانید، بر خلاف انتظارتان تنها کاری که نمی‌توانید انجام بدهید، استراحت و تفریح است، چرا که ناخوش می‌شوید یا روحیه مناسبی ندارید.

چرا این طور می‌شود، چرا به قول ما ایرانی‌ها، غروب جمعه و یا روزهای تعطیل دیگر غم‌انگیز است؟!

دانشمندان دانشگاه UCLA این موضوع را مورد بررسی قرار داده‌اند و دلیلی برای ان تراشیده‌اند و اسمش را گذاشته اند: اثر let-down.

واقعیت این است که هنگام کارها و رخدادهای توأم با استرس، مثلا بعد استرس کاری و یا فشار امتحانات، هورمون‌های ویژه‌ای برای مقابله با استرس از بدن ترشح می‌شوند. این هورمون‌ها بر مقاومت عمومی بدن می‌افزایند و مثلا بدن را در برابر بیماری‌ها تا حدی مقاوم می‌کنند.

اما به محض اینکه نفسی به راحتی می‌کشید و پا به دوران آسودگی می‌گذارید، سطح این هورمون‌ها پایین می‌آیند و دردسرها شروع می‌شوند، شما ممکن است سرما بخورید، آنفلوآنزا بگیرید، دچار سردرد شوید، پوستتان ملتهب شود یا افسرده بشوید.

خوب چه کار باید کرد؟ خوب، بعضی‌ها که جزو افراد پرکار جامعه هستند، دقیقا به همین خاطر ترجیح می‌دهند، دوره استراحت خود را کوتاه کنند، آنها ترجیح می دهند به جای تحمل اثرlet-down فشار کاری را تحمل کنند!

اما به نظر ما و خیلی‌های دیگر این روش خوبی نیست! آخر چه معنی دارد که آدم همیشه بدنش را تحت استرس قرار بدهد؟!

چاره این کار خیلی ساده است، شما می‌توانید نوعی دیگر از استرس را جانشین استرس کار و تحصیل کنید. یکی از بهترین استرس‌های بدنی مفید، ورزش است. شما اصلا لازم نیست که یک ساعت ورزش دشوار را برای دیدن اثرات این روزش امتحان کنید، کافی است، در تعطیلات هر روز ۱۰ دقیقه ورزش کنید، مثلا پیاده‌روی ساده انجام دهید یا شنا بروید.

پی‌نوشت: به اشتراک گذاشتن ترفندهای زندگی به نظرم چیز جالبی است. این مطلب را لایف‌هکر به نقل از وب‌سایت WebMD، نوشته بود.

پست‌های مشابه این مطلب

  1. تعطیلی فکر و ذهن در تعطیلات
باز کردن / بستن تمام نظرات
  • محمد خواجه‌پور

    آذر ۲۳م, ۱۳۸۸۳:۵۷ ب.ظ

    من همیشه دچار همین مرض می‌شوم. یعنی بعد از یک کار سخت و نفس‌گیر احتمال سرما خوردنم زیاد می‌شود

    Reply

  • Martik Panosian

    آذر ۲۳م, ۱۳۸۸۴:۵۲ ب.ظ

    برای خوش گذراندن فقط احتیاج به چند تا دوست خوب دارید

    Reply

  • manizheh

    آذر ۲۳م, ۱۳۸۸۱۰:۳۲ ب.ظ

    خیلی مطلب جالبی بود، موفق باشید

    Reply

  • پیام

    آذر ۲۳م, ۱۳۸۸۱۰:۴۱ ب.ظ

    عالی! مثل همیشه.
    من مطالب مختصر و مفید را ترجیج می‏دهم. لطفا این حالت را حفظ کنید.
    ممنون،
    پیام

    Reply

  • homa

    آذر ۲۳م, ۱۳۸۸۱۱:۳۵ ب.ظ

    che jaleb aslan fekr nemikardam hamchin dalili dashte bashe.dar. albate agar shoma zodtar up koni va maro az matalebe khoob va sandvich haye khoshmazaton bi bahre nakonid in avarez kamtar mishe.(manzoram az sandevich posthaye motenave va karbordiye shomast doctor:))

    Reply

  • Kamran

    آذر ۲۴م, ۱۳۸۸۵:۴۶ ق.ظ

    من همیشه این مشکل را دارم
    ولی اصلا راجبه اینی که شما گفتید هیچی نمیدونستم
    خیلی خیلی ممنونم تعطیلات امسال حتما ورزش زیاد میکنم

    Reply

  • نیما

    آذر ۲۴م, ۱۳۸۸۳:۱۲ ب.ظ

    سلام خیلی جالب بود

    همیشه دنبال علت این امر می گشتم

    ممنون فکر کنم تا حدودی قانع شدم

    Reply

  • xvision

    آذر ۲۴م, ۱۳۸۸۳:۲۷ ب.ظ

    جالب بود
    ولی در مورد غروب جمعه چیزی نگفتین !
    حقیقتا چرا غروبهای جمعه اغلب اینهمه دلتنگی میاد سراغ آدم ؟!

    Reply

  • من نوشتم که نامم دکتر بعد از این

    آذر ۲۵م, ۱۳۸۸۱۰:۴۴ ب.ظ

    دقیقا منم با غروب جمعه مشکل دارم منتها میدونم چرا…
    و این مشکل رو همیشه بعد از امتحانهای پر فشار سخت و بعد از ترمهای زوج!!! دارم!

    Reply

  • عدالت

    آذر ۲۷م, ۱۳۸۸۹:۴۴ ق.ظ

    مطلب جالبی بود. اما فکر می کنم تفریح و سفر با همدلی که دوستش داشته باشی حتما” سفر دلچسبی خواهد بود.

    Reply

  • بهترین های امروز- نود و نه (49 لینک) « لینکهای داغ از سراسر وب

    آذر ۲۷م, ۱۳۸۸۶:۴۹ ب.ظ

    [...] [...]

  • Mlle mim

    دی ۶م, ۱۳۸۸۳:۴۴ ب.ظ

    [...] تو این چند روز تعطیلی رسما زندگیم بهم ریخته ، صبحها رو که اصلا نمی تونم بلند شم، ساعت ۱۰  به زور چشام رو باز میکنم ولی انگار یه بیحسی به کل بدنم زده باشن اینقدر بدنم سنگینه که اصلا نمی تونم تکون بخورم ، فقط افتادم رو تخت!!! دیگه با هر بدبختیی هست خودم رو بلند میکنم ولی انگار ۱۰۰ کیلو باشم اینقدر که سنگینم !!!! بعدم همش قهوه میخورم که شاید از این بیحالی در بیام تا اینکه شب میشه و باز همون پروسه تکرار میشه !!!! یعنی اصلا جنبه ی روز تعطیل رو ندارم ، همون بهتر که وقت نداشته باشم بیشتر از ۵ ،۶ ساعت بخوابم.فک کنم دچار این شدم. [...]

  • عباس سرناز

    دی ۱۳م, ۱۳۸۸۸:۳۸ ق.ظ

    سلام
    من تازه دارم وضو این سایت میشم ..
    خوشحالم که با شما دوستان آشنا میشم
    عباس

    Reply

نظر دهید

- لطف کنید و در کامنت‌هایتان تنها در مورد همین پست مطلب بنویسید، اگر مطلبتان چیز دیگری است، از فرم تماس استفاده کنید.
- لطفا پینگلیش ننویسید.
- برای نمایش یک آواتار از خودتان در وبلاگ من و همچنین دیگر وبلاگ‌ها به سایت گراواتار بروید.

(To type in English, press Ctrl+g)