domainhostcentre
پزشکی و علوم زیستی

بختک یا فلج خواب

تا حالا برایتان پیش آمده که از خواب بیدار شده باشید ولی نتوانید تکان بخورید؟ در این شرایط ممکن است بسیار هراسان شده باشید بدیش این است که اصلا نمی‌توانید از کسی کمک بخواهید. به این وضعیت، «فلج خواب» می‌گویند. وحشت شما وقتی بیشتر می‌شود که دچار توهم بشوید و در حالی که هشیار هستید چیزهایی ببینید یا بشونید که منطقا نمی‌بایست در اطراف شما شما باشند.

شما ممکن است فقط یک بار فلج خواب را تجربه کرده باشید یا چند بار گرفتار آن شده باشید، حتی ممکن است چند بار در یک شب، دچار آن شده باشید.

واقعا فلج خواب چیست؟

در فرهنگ‌ها و جامعه‌های گوناگون، تفسیرهای مختلفی در مورد فلج خواب شده است. ما ایرانی‌ها به فلج خواب، بختک می‌گوییم. ایرلندی‌ها تصور می‌کنند که فلج خواب ناشی از دروغی است که روز قبل گفته‌اند یا ناشی از ویسکی بدی است که روز قبل خورده‌اند! بعضی‌ها از آن تعبیر به جن‌زدگی می‌کردند و علایم این وضعیت را به گردن دیوهای بدسرشت می‌انداختند. شکسپیر در «رمئو و ژولیت»، فلج خواب را به ساحره بدطینت نسبت می‌دهد. بعضی‌ها هم البته هراسان، شبانگاه راهی اورژانس می‌شوند و تصور می‌کنند که سکته کرده‌اند. تقریبا به تعداد فرهنگ‌هایی که در جهان وجود دارد، اسامی مختلفی برای این مشکل، ایجاد شده و در طی قرن‌ها، انواع و اقسام اجنه، اهریمن‌ها و نفرین‌ها، مقصر دانسته شده‌اند.


تابلوی کابوس، اثر Henry Fuseli که در سال ۱۷۸۱ کشیده شده

اما،‌ فلج خواب توجیه ساده‌ای دارد. فلج خواب وقتی اتفاق می‌افتد که یک شخص هشیاری خود را حین خواب بازمی‌یابد ولی در این هنگام قادر به حرکت نیست. فلج خواب می‌تواند هم در هنگام به خواب رفتن رخ بدهد و هم در هنگام بیدار شدن از خواب.

واقعیت این است که خواب مراحل مختلفی دارد. خواب متشکل از مراحل REM یا مرحله حرکات سریع چشم و مرحله غیر REM یا NREM است. هر  چرخه خواب REM و NREM حدود ۹۰ دقیقه طول می‌کشد. اول مرحله NREM رخ می‌دهد. مرحله NREM ، سه چهارم خواب را تشکیل می‌دهد. در طی خواب NREM، بدن شل می‌شود و استراحت می‌کند ولی در طی خواب REM ، چشم‌های شروع به حرکات سریع می‌کنند و ما رؤیا می‌بینیم. در طی خواب REM عضلات ما قادر به حرکت نیستند.

فلج خواب در طی خواب REM رخ می‌دهد. اگر در خواب REM ، فرد هشیاری خود را بازیابد، قادر به صحبت یا حرکت نیست.

از هر ۱۰ نفر، ۴ نفر فلج خواب را تجربه کرده‌اند. معمولا اولین بار در سنین نوجوانی این پدیده تجربه می‌شود. ولی فلج خواب در هر سنی ممکن است، رخ دهد. کم‌خوابی، خوابیدن در زمان‌های نامنظم، استرس، و افسردگی دوقطبی، خواب‌آلودگی مفرط یا narcolepsy ، گرفتگی یا کرامپ عضلات پا در حین خواب و مصرف بعضی از داروها یا اعتیاد مرتبط با فلج خواب هستند. با این همه ممکن است یک شخص بدون داشتن هیچ کدام از این شرایط دچار فلج خواب شود.

معمولا فلج خواب، نیازمند اقدام پزشکی خاصی نیست، مگر اینکه فلج خواب به صورت آزارنده تکرار شود و باعث خستگی در طول روز شود. درمان آن هم معمولا تنها شامل برطرف کردن اختلال زمینه‌ساز است. پزشک ممکن است توصیه کند که فرد عادات خواب خود را اصلاح کند یا در مواردی داروهای ضدافسردگی تجویز کند.

منابع: ویکی‌پدیا، Psychologist، WebMD

  • 633
    150

    دلیل علمی چیزی که بهش می گن بختک رو خیلی ها می دونن. دوست من که این مشکل رو داشت هم این رو می دونست. منتها با همه ی توصیه ی دکترها باز هم مشکلش حل نمی شد. تا وقتی که یه بنده خدایی یه دعا بهش داد گفت بنداز گردنت.
    مسخره است! نه من نه اون اعتقادی به این چرت و پرت ها نداشتیم و نداریم اما خوب، از اون به بعد خوب شد!
    حتی یه بار که دعا رو جا گذاشته بوده و حتی خودش هم حواسش نبوده شب دوباره دچار اون مشکل (بختک) میشه!!

    0
    • 7003
      20

      قران بذارید بالای سرتون حل میشه ان شاءالله

      0
  • 808
    120

    فوق العاده ممنون من چند وقت پیش به طور مکرر این اتفاق واسم می افتاد البته مکرر که نه، در یک وعده خواب(بیشتر بعد از ظهر ها) چند روز یک بار میشد اعصابه آدم رو خورد می کنه انگار توی غل و زنجیر نامرئی هستی باید خودتو خلاص کنی…بعد ساعت های خوابم رو منظم کردم و درست شد…

    0
  • 1173
    90

    یک مرتبه برای من پیش اومد و تجربه ی فوق العاده ترسناک بود. برای چند ثانیه فکر کردم که مُردم.

    0
    • 7007
      20

      من هم همینطور. البته من گرفتم خوابیدم و وقتی دوباره بیدار شدم دیدم زندم!

      0
      • 4053
        30

        نترسید هیچی نمی شه من زیاد اینطوری می شم

        0
    • 8550
      10

      تاحالا۴۰۰بار برای من پیش اومده.
      مهم نیست سکه رو بچسب.

      0
  • 2283
    50

    آقای دکتر یه سوال فنی داشتم!
    الان من بین REM و NREM دچار تناقض شدم!
    ااگه یه نفر تو خواب حرف بزنه یعنی داره رویا میبینه؟!؟! پس باید تو حالت REM باشه! بعد اونوقت تو این حالت مگه عضلات نباید حرکت نکنن؟ پس چطور این بشر حرف میزنه؟
    یا اینکه وقتی داره حرف میزنه رویا نمیبینه!؟

    0
  • 1014
    100

    درشت نمایی نمی کنم اما این زیباترین مطلبی بود که تا به حال در نت خوانده ام
    اگر می شود مطالب بیشتری از metacognitive aspects و اینگونه مطالب بنویسید

    0
  • 542
    170

    سلام آقای دکتر.
    اگر بالای پست‌تان یک +۱۸ می‌گذاشتید یا تابلو اخطاری، چیزی بد نبود…
    نصف شب آدم یکهو عکس رو که می‌بینه می‌گرخه…
    اما در مورد اطلاعاتی که دادید ممنون خیلی جالب بود.
    بنده خودم به کررات در سنین مختلف این اتفاق برایم افتاده، البته جدیداً خاطرم نیست.
    ولی نکته‌ای که اینجا می‌ماند این هست که (البته این نظر شخصی من هست و استناد علمی ندارم) چیزی فراتر از آنچه که علم برایش تعریف کرده هست. من با اشخاص زیادی برخورد داشتم و تجربه‌های گوناگونی داشته‌اند. به نظر می‌رسد در یک شرایط خاصی سطح انرژی بدن و همچنین (شاید ترشح ماده‌ای خاص در بدن مثل یک مخدر یا همچین چیزی) باعث می‌شود که چیزهایی رو ببینیم که بواقع در روزمره و شرایط عادی نمی‌بینیم.
    البته اگر فقط با ذهن دو دوتایی دنبالش باشیم هیچگاه پاسخ روشنی برایش نیست مثل خیلی چیزهای دیگر که هست اما علم از درک آن و دادن توضیح برایش عاجز هست.

    0
    • 7015
      20

      منم وقتی عکس را دیدم خیلی ترسیدم الان ساعت ۲ هست و شانس آوردم که برادرم بیدار بود!!!

      0
      • 4053
        30

        باز خوبه برادرت بیدار بود من چی ساعت ۵/۳ همه خواب بودن

        0
    • 8582
      10

      سلام من تجربه هایی از این دست زیاد داشتم بختک جن هست من دست هاشم دیدم یکی در گوشم گفت شیطانه من هم ۳ بار گفتم اعوذ با لله من الشیطان الرجیم و دیدم که از روم پاشد

      0
  • 2285
    50

    سلام آقای پزشک
    بیش از سه ماه که مشتری پروپاقرص وبلاگتون هستم و از مطالب خوبش لذت می برم. در هر صورت زحمتی که برای آپ نگه داشتن این وبلاگ می کشید بسیار جای تشکر دارد.
    و اما من تجربه مفصلی در مورد بختک دارم. نکات علمی اش را نمی دانم اما برای خودم که زیاد هم پیش اومده اینطور توجیه کرده ام : اگر بپذیریم که هنگام خواب روح از جسم جدا می شود، این حالت زمانی رخ می دهد که روح در حال برگشت به بدن است. ابتدا ترس زیادی از این حالت داشتم اما نمی دانم به چه دلیل اکنون در زمان رخ دادن آن، آگاهم که چه اتفاقی افتاده است. اما به هر حال تلاش برای خروج از آن و حالت خفگی همیشه وجود دارد.
    شاهدی که برای تایید سخنم دارم این است که
    ۱ – من در حالی که چشمش بسته است اطرافم را از همان زاویه ای که خوابیده ام می بینم
    ۲ – ناله های بلندی می کنم که فقط خودم می شنوم و لحظه ای که به هوش می آیم، آخرین ناله به فریاد بلندی تبدیل می شود که اطرافیان هم آن را می شنوند.
    ۳ – گاهی برای خروج از آن موقعیت فشاری برای حرکت کردن می کنم که در لحظه هوشیاری به حرکتی برای برخواستن خیلی سریع تبدیل می شود.
    * تنها نکته ای که هنوز کشفش نکرده ام این است که چرا فقط در حالت خوابیدن طاقباز رخ می دهد.
    خواهشی هم داشتم: با توجه به اینکه شما در مورد ابزارهای وب ۲ تحقیقات زیادی می کنید. در صورت امکان در مورد ترکیب واقعی ای که خودتان استفاده می کنید و موثرش می دانید هم یک پست بدهید.

    0
    • 8589
      10

      منم دقیقا مورد ۱و ۲ و ۳ رو دارم
      البته دیروز ظهر این اتفاق افتاد من وقتی بچه بودم تو سن ۸ و ۱۰ سالگی اینجور میشد اما مدتها این ایتفاق نیفتاد تا الان که ۲۲ سال دارم یعنی بعد از ۱۰ سال ۲ باره تجربه کردم اما این بار احساسم این بود که شیطان یا جن کنار من هست و میخواد وارد بدن و روحم بشه و تو همون عالم سوره قران ایته الکرسی رو که خوندم بهتر شد اینم بگم که واقعاا احساس میکنم این اتفاقی که دیروز افتاد واسم با بختک دوران بچگیم خیلی فرق داشت . چون تو بچه گی احساس میکردم تو بند و زنجیرم و یا در حال پرت شدن اما دیروز ظهر که این اتفاق افتاد رو به دست راست خوابیده بودم و یهووو تو گوش سمت چپم صدای باد طوفان بود و این هم حس میکردم که چیزی یا کسی کنارم هست. اولش تو اون عالم به اون شحص دشنام دادم اما صدای باد و طوفان تو گوش چپم بیشترر شد اما وقتی شروع کردم به ایه قرانی خوندن و صلوات اونوقت کم کم هم صدای باد و طوفان دور شد هم احساس ازادی بهتری کردم اما بازم نمیتونستم بیدار شم تا اینکه مامانم بیدارم کرد اما واقعا دیروز خیلی ترسیدیم نمیدونم این بحتک بود یا شیطان یا جن که می خواست به روح من نفوذ کنه و من با صلوات دورش کردم نمیدونم…….

      0
    • 8595
      10

      سلام..
      منم هرچندگاهی اینجوری میشم.ولی چندشب پیشاتابستون بود که هوای بیرون خوب بودتوبالکن خوابیدیم یهوحس کردم یه چیز سنگینی روم افتادهرچقددادمیکشیدم ومیخواستم که خودمو بلند کنم نمیتونستم..واقعاخیلی ترسناکه!!منم فکر میکنم تومحیط باز بختک بسشتر میادووازاسترس وفشارهای ذهنی !!البته من به خرافات اعتقادی ندارم !اماآدم در اثرتجربه اطلاعاتی بدست میاره..

      0
  • 4060
    30

    چه جالب!
    داشتم متن اصلی این مطلب رو واسه وبلاگم ترجمه میکردم
    دستت درست، زحمت کشیدی
    من شدیدا از این مشکل رنج میبرم، البته یه توجیه علمی و خیلی ساده برای اون پیدا کردم که اینجا جای توضیح دادنش نیست
    موفق باشی

    0
  • 17
    1.5k

    منم یکی دوبار این اتفاق برام افتاده.ولی وقتی بوده در جای گرمی بودم و یه فشاری روم بوده.
    جالب بود.

    0
  • 4063
    30

    نمی دونم چرا من دوست دارم تجربه اش کنم!
    شاید یکبار پا بده

    0
  • 7007
    20

    با سلام
    ۱-لطفاً در این موارد برای کسانی که دنبال اطلاعات بیشتری هستند نام انگلیسی موضوع را بنویسید.
    مثلاً اینجا Sleep Paralysis
    2-یکی از دوستانم که زیاد قمار میکرد این مشکل را داشت. چون پول زیادی باخته بود.

    0
  • 458
    190

    برای من که تاحالا صدها بار اتفاق افتاده بعضی وقت هاهم چند بار در طول یک شب.
    از نوجوونی هم شروع شد و هنوز هم ادامه داره البته نمیدونم دلیلش چیه که بعضی وقت ها اتفاق میوفته.
    تا سالها حتی میترسیدم راجع بهش با کسیزحرف بزنم ، یا حتی نمیدونستم باید چطور توضیحش بدمبرای دیگران. اما خدا پدر اینترنت رو بیامرزه … چند سال پیش نجاتم داد.
    نکته ای که برای من جالبه اینه که آسارش برای همه یکسانه:
    مثل دیدن محیط اطراف البته مثل گفته دوستمون دقیقا از همون زاویه ای که خوابیدی ، با چشمای بسته.
    احساس لرزش شدید در بدن (لرزش که نه ،تکون های متوالی و شدید)، که من هنوز نمیدونم واقعا دارم میلرزم یا اون هم توهمه
    احساس حظور فردی در نزدیکی محل خواب ، در واقعی ترین حالت ممکن!
    معمولا بعد از این حالت سرم سرده.
    این اتفاق البته در شرایط خاصی هم تشدید میشه :
    در جای جدید خوابیده باشم
    به پشت خوابیده باشم
    دمای هوا یکم سرد باشه
    .

    0
  • 7026
    20

    سلام

    تشکر مطلب بسیار آموزنده‌ای بود. من خودم بارها این وضعیت را تجربه کرده‌ام و جالبه همیشه فکر می‌کردم این مشکل را احتمالا فقط من دارم!! البته هیچ وقت هم راجع بهش پرس و جو نکرده بودم.

    موفق باشید

    0
  • 166
    380

    ممنون. بسیار جالب بود. واقعا نمی دونستم چرا اینجوری میشه آدم.
    تا اونجایی که یادم میاد ۲ یا ۳ بار اینجوری شدم. البته ده سالم بود. موادی هم مصرف نمی کردم تا اونجایی که یادمه.
    بسیار عالی بود.

    0
  • [...] ۵- بختک یا فلج خواب [...]

  • 8650
    10

    mishe kasi khab nabine?

    0
  • 8660
    10

    مطلب خوبی بود متشکرم.

    0
  • 8670
    10

    خوب بود ولی نزدیک بود با اون عکسه زهره ترک شم. اون دگه چی بووووود؟؟؟!!!

    0
  • 4075
    30

    این مقاله رو که هفته قبل خوندم اوایل فکر میکردم دلایل تنگی نفس و از این حرفا هم هست الان نصف شبه و دچارش شدم…خب ترس داره ..بدتر اینه که وقتی نمیتونی کاری کنی توهم هم سریع میاد سراغت دقیقا به یه نقطه از خونه خالی(من تنها میخوابم) خیره شده بودم و صدای ناهنجاری از اونجا میومد که ترس داشت.
    ولی آگاهی و دانایی چیز خوبیه که به ترس به راحتی میشه غلبه کرد..

    0
  • 7037
    20

    سلام, مطلب واقعا جالبی بود. چند وقت پیش یه مطلبی رو در همین خصوص خونده بودم با کمی جزئیات بیشتر که در مورد بی خطر بودن فلج خواب توضیح داده بود!

    بنده ۲ بار برام اتفاق افتاده و هر ۲ بار به وضوح یادمه که چی دیدم و چی میشنیدم, اصلا به هیچ وجه قادر به تکان خوردن و بیدار شدن نبودم و هرچی تلاش میکردم نمیتونستم بیدار شم و تا اینکه یک هوویی از جا پریدم و از تختخوابم پایین افتادم. خیلی خیلی تشنم بودم و واقعا ترسیده بودم, دقیقا مثل لحظه ای هستش که آدم انگاری داره میمیره …

    0
  • 7041
    20

    من بین این نظرات با نظر علی(مهاجرت نامه) دقیقا موافقم و تجربیات من عین تجربیات ایشان است و مورد طاق باز خوابیدن رو تأیید می کنم ضمن این که من هر بار این حالت برام پیش اومده پس از بیدار شدن به ساعت نگاه کردم شاید باور کردنش مشکل باشه تقریبا در ۹۰ درصد از موارد ساعت ۳٫۲۵ صبح بوده و به کمک اطرافیان که از صدایم بیدار شده اند از خواب پا شدم.

    0
  • 7041
    20

    یک مطلب که در مورد تأیید به دست اوردن هوشیاری قبل از بیداری لازم دیدم ذکر کنم این هست که بر خلاف نظر برخی از دوستان همیشه دیدن صحنه های وحشتناک باعث ایجاد این حالت نمیشه بارها برای من پیش آمده که عدم توانایی در ادای یک کلمه در خواب باعث فلج خواب شده است.

    0
  • 8718
    10

    سلام
    تجربیات من هم بسیار شبیه آقای علی ( مهاجرت نامه ) هست و تقریبا عقیده ام مثل ایشان است.
    اینکه درخواب ما در واقع در کالبد دیگری غیر از کالبد مادی هستیم مثلا کالبد ذهنی یا شاید کالبد اتری
    که هنگام بازگشت به کالبد مادی و جسمی مان شاید نوعی اختلال ایجاد میشود.
    اولین بار در ۱۲ سالگی برایم پیش آمد که بیش از حد تصور وحشت زده شدم. در واقع در پس کابوسی
    این مساله ایجاد شد و من بطور کامل توان حرکت را از دست دادم و هرچه فریاد میزدم صدایی از گلویم خارج نمیشد و در واقع با اولین فریادی که بالاخره به صدا درآمد والبته آنهم به شکل ناله ای خفیف ! ناگهان همه چی به حالت اول بازگشت جزء ترس کشنده ای که مرا به سوی تخت خواب مامان بابا سوق داد.
    بعد از آن تا چندین سال پیش نیامد.
    اما حالا که اینها را مینویسم شاید ۲۰-۳۰ بار پدیده بختک رو تجربه کرده ام.
    دیگر ترسی ندارم اما هنوز هم بسیار برایم آزار دهنده است.
    حالا میدانم تلاش بیهوده برای تکان خوردن و فریاد زدن برای اینکه به خیال خود از خواب و کابوس بیدار شوم چاره کار نیست چون باید زمانش طی شوداما اگر بیدار شدم حتما یک جابجایی کامل لازم است
    زیرا در این حالت بدن شدیدا خسته هست و اگر بلافاصله به خواب رود ممکن است دوباره تکرار شود.
    در بختکهای آخری احساسم شکل دیگه ای پیدا کرده. انگار که روی تخت روانی هستم که در فاصله کمی از زمین با سرعتی تصور ناکردنی در حرکت است و من توانایی کوچکترین حرکتی راندارم .
    به قول دوستمون امراه لزوما نباید کابوسی یا خوابی ترسناک دیده شود. هر واقعه ای که توان رویارویی
    با آن را از دست دهیم میتواند منجر به بختک شود.
    مثل موشی که در دستم مبینم ، چندشم میشود اما متوجه میشم که انگشتانم توان رها کردنش را ندارند وبعد ناگهان محیط تغیر میکند درواقع گویا بیدار شده ام اما …. .
    بهرحال تجربه هیجان انگیزیست.

    0
  • 4053
    30

    بابا این چه عکسیه من الان ساعت ۵/۳ نباید بترسم

    0
  • 44
    810

    سلام
    متاسفانه مادر پیرم تغریبا هر شب برایش این حالت به وجود می آید
    من فقط یک بار در کل عمرم همچین حالتی شدم!
    اولش خنده دار بود!
    خودم را درون آینه دیدم که شکلک های خنده داری در می آورم ! ولی ناگهان از پشت خودم در آینه سایه هایی به صورت سریع حرکت میکردند!(باور کنید الان که این مطلب را مینویسم تمام موهای تنم سیخ شده است) خیلی سعی کردم از جایم برخیزم و یا صدایم را بلند کنم ! ولی نشد!

    البته عرض من چیز دیگریست!
    آقای دکتر! از لحاظ جسمی انسان در این حالت فشار و هرس زیادی متحمل میشود!
    آیا این حالت که هر شب برای مادرم اتفاق می افتد از لحاظ قلبی خطرناک نیست؟
    ممنون

    0
  • 8740
    10

    سلام
    من هم حدود سه سال است که به این مشکل دچار شده ام ………اوایل بسیار میترسیدم و نمی توانستم درباره ی این موضوع با اطرافیانم صحبت کنم …..تااینکه این اتفاق تقریبا هر شب برایم رخ میداد تا جایی که مرا روانه ی روان پزشک کرد ……..البته دکتر حالات مرا به خیالات ناشی از فیلم های ترسناک ربط میداد ….اما نه دارویی برایم تجویز کرد ونه راه حلی برای این مشکلم پیش پایم گذاشت …….بعد از آن دیگر حتی از خواب رفتن نیز میترسیدم ……..شب ها تا صبح روی مبل بیدار مینشستم ……..حتی مادرم برایم از این دعا نویس ها دعایی هم گرفت تا گردن کنم اما آن هم فایده ای نداشت تا اینکه بعد از مدتی خود به خود قطع شد ……الان ماه هاست که این اتفاق برای رخ نداده است و تا به امروز هم دلیل ان را نمی داستم …….وحالا می خواهم از اقای دکتر به خاطر مطالب مفیدی که در اختیار ما گذاشتند تشکر کنم…….

    0
  • 2672
    40

    برای من هم پیش اومده
    خیلی عذاب آوره
    ….راستی اون عکس بالا هم ترسناکه بابا :(

    0
  • 8763
    10

    من بین این نظرات با نظر علی(مهاجرت نامه) دقیقا موافقم و تجربیات من عین تجربیات ایشان است منتها نه فقط در حالت طاقباز

    0
  • 8773
    10

    سلام
    از مطلبتون ممنون.من مدتیه که شبا کابوس می بینم ، البته وقتایی که خیلی نگران کارای فردام باشم یا روز پر تنشی رو سپری کرده باشم.شب خواب بد می بینم و تو خواب ناله می کنم ،و اگه کسی صدام کنه با صدای فریادی از خواب می پرم که بقیه رو هم دچار و حشت می کنم بعدش نیاز دارم همسرم منو در آغوش بگیره تا کمی ترسم کم شه و بتونم بخوابم و الا می ترسم دوباره بخوابم.از این مسله نگرانم ،چون چند بار همسرم با صدای فریاد من بشدت ترسید و نیمه چپ بدنش مور مور می کرد.
    بهم گفتن زمانی که نگرانی از جوشانده های گیاهی آرام بخش استفاده کنم.اما گاهی بی فایدست.ولی احساسم می گه همش از استرسه. وقتایی که آرومم اینجوری نمی شم
    در ضمن دکتر بهم پیشهاد ورزش،زیاد آب خوردن،نفس عمیق در هوای آزادوآرامش کرده.
    خیلی خواب می بینم و خوابم سبکه و در حین خواب همه صداهای اطرافم رو می شنوم و تا صبح چندین بار از خواب بیدار می شم،از این شرایط خسته شدم ،لطفا ” راهنماییم کنید.

    0
  • 8784
    10

    سلام
    من فقط یه باز این تجربه رو داشتم البته به پشت نخوابیده بودم وبه پهلو بودم و یه چیزایی هم میدیدم

    0
  • 8792
    10

    نظر خاصی ندارم ، فقط میخواستم خواسته نباشید بگم واس این همه زحمتی که میکشید :D

    0
  • 8801
    10

    من از بچگی اینطوری میشدم و عادی بود برام ولی دیشب……. احساس کردم یکی تو اون حالت سرمو رو بالشت فشار میداد … داشتم خفه میشدم… اگه دوستم نبود شاید الان این نظرم نمیدادم. نفسم بند اومد کامل. اینقدر ترسیدم که از صبح دارم راجع بختک سرچ میکنم.

    0
  • 8808
    10

    من ۲ ساله که دچاراین مشکلم.هر دفعه هم از دفعه قبل واقعی تر.اولش کلی سروصدا میشنوم و بعدش صدای سوت شدیدی و بعدش هم فلج میشم.همین دیشب من از عقب گرفته بود و رها نمیکرد و باد نفسش به گلوم میخورد. صبح که بیدار شدم گلوم کبود بود.اگه میشه یه راه حل بدید.

    0
    • 7069
      20

      راستی دوستان خواستم بگم که اصلا ضرر نداره بلکه به نوعی هم مفیده و ربطی هم به قلب نداره…….

      0
  • 8833
    10

    سلام
    منم چند بار تجربه کردم اولش کلی ترسیدم فکر کردم مردم ولی حالا کلی کیف میده

    0
  • 8838
    10

    خیلی ممنون
    من فکر میکردم دارم دیوونه میشم…

    0
  • 8847
    10

    سلام دوستان می خواهم اتفاقی که برام افتاد رو براتون بگم منم خیلی دچار این حالت می شدم و هر روز بیشتر می شد به جایی رسیده بود که دیگه جرات خوابیدن نداشتم در حالتی که بیدار بودم اختیار بدنم رو نداشتم و هر چی سعی می کردم حرکت کنم نمی تونستم و بدتر چیزهایی رو میدیدم و می شنیدم که وقتی بیدار می شدم باورم نمی شد که اتفاق نیفتادن خلاصه چند وقتی گذشت تا زمانیکه نامزد کردم به توصیه نامزدم پیش دعا نویس رفتم دعا نویس گفت برات دعا می نویسم چند روز دیگه بیا ببرش خیلی جالب بود دیگه خوب شدم منم نرفتم دنبال دعام یعنی از زمانیکه برام دعا نوشت خوب شدم یه مدتی گذشت و همون حالتها دوباره شروع شدن مامانم رفت دعام بگیره دعا نویس هر چی گشت پیداش نکرد گم شده بود دوباره برام دعا کرد و الان خیلی خوبم

    0
  • 8854
    10

    سلام
    من تقریبا این مشکل رو ۶ سال داشتم به همه دری زدم تا خوب بشم از دعا و قران بگیر تا قرص های خواب اور .
    حالت بسیار وحشتناکه روحم از بدنم خارج میشه و به هر مکانی که دلم بخواد میره به خاطر همین ترس زیادی از خواب داشتم ریزش مو گرفتم و نصف موهام تو ۲۳ یالگی سفید شد .
    متاسفانه بنا به پیشنهاد عوام به جای دکتر رفتن دعا و نماز میخوندم که خوب بشم اما هیچ تاثیری نداشت شبها گاهی ۴ بار این اتفاق برایم میافتد تا اینکه دیروز رفتم دکتر و برام توضیح داد که جریان چیه (کلی هم بهم خندید که چه کارهای احمقانه ایی کردم) و بهم یک ازمایش خون داد و ۳ مدل قرص دیشب برای اولین بار بعد از ۶ سال راحت خوابیدم .
    پیشنهاد دوستانم اینه که اگه هر مشکلی دارین برین دکتر نه پیش رمال !

    0
  • 8862
    10

    به وبلاگم سر بزنید
    به نظر من بختک یه موجود باحاله که برای انسان لازمه
    میگید نه بیایید ببینید!!!bakhtack.blogfa.com

    0
  • 8870
    10

    سلام.مرسی از توضیحات خیلی خوبتون.بیشتر مسائلی که درباعث بوجود اومدن فلج خواب(بختک)نوشتیددرسته و من تجربه اش رو داشتم.
    کار خیلی خوبی کردید که ازلحاظ علمی توضیح دادید.
    امممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممما
    وقتی که میاد سراغ آدم علم و ملم و همه رب و روب آدم یادش میره!!!!!!!!!!

    0
  • 8875
    10

    من تا به حال دو بار دچار این حالت شدم.هر دو بار حس می کردم یک چیز نامرئی منو اززمین بلند می کنه و همزمان گلومو فشار می ده و به سمت بالا و تاریکی میکشه.خیلی تجربه بدیه.

    0
  • 8886
    10

    سلام من هم از این وضعیت خسته شدم هرشب یا یک شب در میان این اتفاق تکرار میشه بعضی وقتها چندباردر طول شب به طوری که وقتی احساس سنگینی روی بدنم میکنم ونمیتونم از جا پاشم نفسم بالا نمییاد واحساس درد و فشار روی قلبم آزارم میده خیلی عصبی میشم .وقتی حالم جا میادودوباره تلاش میکنم که بخوابم اما تا چشمام بهم میاد دوباره روز ازنو روزی ازنو دوباره شروع میشه دیگه از این که دوباره بخوابم میترسم یکی گفت شاید مشکل کبدی داشته باشی منو راهنمایی کنیید

    0
  • 8903
    10

    سلام
    بابا خدا نکنه کسی گیر بختک بیفته
    من خیلی وقت پیش زیاد دچارش می شدم
    ولی ۳ شب پیش باز اومد و یه حالی ازم گرفت
    فرق این بار با بارهای قبلی این بود که یه چیزی دیدم
    یکی از دوستان فرمودند حرارت اتیش که من فعلا چیزی بهتر از این نمی تونم براش بیارم
    دوستمون درست می گه
    من یه حرارت آتیش دیدم یا یه چیزی مثل این
    به هر حال دیوار پشتش رو تار می دیدم
    وقتی می خوای داد بزنی خودت رو می کشی ولی شاید بتونی یه صدای ناله خیلی خفیف از خودت در بیاری که اون هم فایده ای نداره
    بعدش می خوای دستت رو تکون بدی
    اگه توی اون وضعیت بتونی به دستت نگاه کنی متوجه می شی که با تمام تلاشی که می کتی شاید یه ذره دستت بلرزه . فقط همین
    این کار اونقدر ادامه داره تا زمانی که حس کنی دیگه داری کلا خفه می شی
    و اون موقعست که یه کوچولو از ترس از چشمت اشک می یاد
    و در آخر شانس بیاری و تموم بشه
    بدیش اینه که وقتی میره دیگه از ترس به این زودیها خوابت نمیبره
    امیدوارم که یه راه حل مناسب پیدا بشه
    روزتون خوش

    0
  • 8910
    10

    برای من زیاد اتفاق افتاده/ واقعا ترسناکه! حتی تین دلیل های علمی هم نمی توانه اون لحظه کمک کنه/ هر دفعه که اتفاق می افته من احساس می کنم یه حرارت گرمی از بدنم خارج می شه/ فکر می کنم روحمه/ می خوام بمیرم!

    0
  • 8922
    10

    سلام جالب بود من یه۱۵ سالی هست اینجوری میشم دیگه نمیترسم ولی ازش خسته شدم دقیقا با همون علامتها که دوستان گفتند ولی جالب اینجاست که موجودی که من میبینم شبیه به مرد هستش که خودشو به من می چسبونه تاره باهام حرفم میزنه

    0
  • 8932
    10

    سلام،من هزار بار این جوری شدم ،لج آدمو در میاره بعضی وقتا هم خیلی طولانی میشه یا چند بار تو یه شب اتفاق می افته والا من حاضرم هزار تا فیلمو عکس ترسناک تر از عکس یالا ببینم ولی اینجوری نشم

    0
  • [...] بختک یا فلج خواب [...]

  • 8942
    10

    سلام
    ممنون از مطلب بسیار خوبت دکی جون
    خداییش من برام خیلی سوال بود که علت این وضعیت چیه و اصلا بختک یعنی چی
    مرسی روشن شدن مثل لامپ

    0
  • 8952
    10

    من تا پارسال اصلا بختک ندیده بودم . ولی برای اولین بار که بدنم سنگین شد یا اصطلاحا بختک برویم افتاد از اون موقع به بعد در هفته حداقل یه بار بختک برویم می افتد.موقع این کار گوشم بشدت سوت میکشد و من با وجود تلاش زیاد حتی یه ذره هم تکون نمیخورم. الان که دیگه زود به زود بدنم سنگین میشه دیگه برایم عادی شده. ولی همیشه وقتی بختک روم میفته این نکته برام پیش میاد که آدم واقعا دستش به جایی بند نیست.نه اختیار بدنشو داره و نه کسی میتونه کمکت کنه.فقط میتونی ببینی که هیچکاری نمیتونی انجام دهی!!مثل مرگ..که ادم دیگر اختیار پیکرش را ندارد . مکان خوابیدن و همچنین نحوه خوابیدن خیلی موثر است در افتادن یا عدم افتادن بختک. بطور مثال من هر وقت طاق باز یا همان صاف می خوابم محال که بختک برویم نیافته!! یا در خانه یکی از آشنایانمان یه گوشه کنج مانند وجود داره که هرکی بخوابه رد خور نداره بختک بروش نیافته و همه فامیلمون هم امتحان کردن!! بهر حال من این باورو که بختک یه موجود ماورالطبیعه است رو اصلا قبول ندارم چون زیاد با این مساله درگیر بودم.

    0
  • 8964
    10

    سلام
    منم یه سالی هست که به این مشکل دچار شدم و اونقدر پیش اومد که ترسیدم و مجبور شدم ۷ الی ۸ ماه قرص مصرف کنم تا جرات کنم چشمامو ببندم و بخوابم .اقلب ظهرها اینجوری میشه و فقط توی اون حالت خدا رو صدا می زنم و التماسش میکنم کمکم کنه و این ترس رو از من بگیره . من از خودش می خوام که به همه ما کمک کنه تا شجاع باشیم

    0
  • 8975
    10

    خیلی اذیت میشم جرات ندارم راحت و رو به کمرم بخوابم واااای ازار دهندست

    0
  • 8990
    10

    من خیلی این جوری میشدم. وواقعا هم شکم بر این بود که جن یا شیاطین است . پس به دستور حدیثی که کفتر سفید جن رادور می کنددو کفتر سفید خریدم وازان به بعدشاید دو ماه یک بار این جوری شوم.

    0
  • 9000
    10

    با سلام
    بارها برای من فلج خواب اتفاق افتاده بود وبعدش احساس میکردم یه بچه روی من نشسته ولی نمیدیدمش همیشه شب نبود ظهر ها هم بود رفتم دکتر فلج خوابم خوب شد ولی هنور هم اون میاد روی بدم حتی مواقع بیداری تا این که رفتم جای دعا نویس به من دعا داد هر موقع همراهم دارم نمیاد ولی تا برنمیدارم مباد

    0
  • 9011
    10

    من زمان کارهای فشار سنگین کار میکردم شبانه روز بیدار می موندم…خواب فلج تجربه زیادی داشتم…رو صندلی خوابیدن…رو مبل…رو زمین…حتی سر پا خوابیدن…نمی تونستم دستمو تکون بدم …اوایل…بعد وقتی می خواستم دستمو نکان بدم با تمام قوا با تمام فکر تونستم خودومو از خواب بیدار کنم…با تحمل زیاد می تونی از این کوره در بری، امتحات کن!

    0
  • 9022
    10

    سلام
    ممنون دکتر جون بابت اطلاعات خوبت و ممنون از همه دوستان بابت نظراتشون
    الان که دارم این رو مینویسم ساعت ۳ شب هست
    دوباره باز دچار همین مشکل لعنتی شدم
    دیگه داره کلافم میکنه
    بعضی شبها حتی چند بار در یک خواب
    خودمم نمیدونم که مشکلم فلج خواب هست یا یه چیزی فراتر از این
    ولی حداقل میتونم باور کنم که بختک یا همون توجیه علمی دکتر درست باشه
    از بس در خواب تقلا میکنم-همه رو صدا میزنم-دستها و پاهام رو تکون میدم-سعی میکنم یه تکونی بخورم-فریاد بزنم و خلاصه هزار تا مشکل دیگه خسته شدم-می ترسم
    نمیدونم باید چی کار کنم
    به هر صورت اگه کسی میتونه یه راه حل مناسب بهم پیشنهاد کنه ممنون میشم
    اینم ایدی یاهو م است angel _best84
    -۲۷-۴-۸۹
    میسی از همه
    رضا

    0
  • 9034
    10

    واقعا حالت وحشتناکیه من بیشتر شبایی که فرداش امتحان دارم و مجبورم تا دیر وقت بیدار باشم بختک روم میفته واقعا ادم نمی تونه نفس بکشه با تمام وجود میخواد کسی و صدا بزنه ولی نمی تونه یه بار جدی جدی فکر کردم دیگه میمیرم خیلی طول کشید تا از اون حالت خارج شدم.

    0
  • 7108
    20

    خیلی عالی بود.خوشم اومد.

    0
  • 7108
    20

    البته من تا حالا دچارش نشده ام ولی تو خانوادمون خلی ها این حالت بهشون دست میده

    0
  • 9055
    10

    سلام
    واقعا عالی بود. اگه میشه مطالب بیشتری درباره خواب بنویسید. ممنون

    0
  • 9068
    10

    من دانشجوی مهندس پزشکی هستم و روی این موضوع کار می کنم. به تمام کسانی که این مشکل را دارند توصیه می کنم به کلیک خواب بروند و یک پلی سومنوگرافی روی خودشان انجام دهند تا پزشک با بررسی امواج مغزی و حرکات چشم و چانه و پا و بررسی جریان هوا و اکسیژن رسانی به خون درمانشان کند.
    در rem حرکات سریع چشم را داریم و بدن به حالت هوشیاری و فشارخون بالا می رسد
    در nrem حرکات کند چشم و شل شدن عضلات.

    0
  • 9080
    10

    سلام من دیشب یک دفعه به طرز وحشتناکی از خواب پریدم تمام تنم میلرزید و سوزن سوزن میشد وقتی از جام بلند شدم قلبم جوری میزد که حس میکردم هر ان میافتم زمین و میمرم سر گیجه و حالت تهوع هم گرفته بودم خلاصه واقا مرگ و دیدم ..
    کسی تا حالا این اتفاق واسش افتاده؟؟؟؟
    ایا این هم میتونه همون اثر فلج خواب باشه ؟؟؟؟؟

    0
  • 9096
    10

    سلام
    بعد از چند ماه امشب دوباره دچار این حالت شدم. کلافه شدم. گفتم سرچ کنم ببینم راه درمانش چیه. من اولین بار تو ۷ سالگی دچار فلج خواب شدم. و اون بختکی که تو عکس هست رو دیدم. دیگه همچین چیزی ندیدم .از اون موقع تا حالا فقط نمیتونم حرکت کنم و یه صداهایی میشنوم و صحنه های غ عادی میبینم. با این که میدونم مشکلم چیه باز تو اون حالت فکر میکنم کار جن و شیطانه.

    0
  • 9105
    10

    گمشید بابا خواب دیگه چیه همش خواب از خواب متنفرم همسرم ۱۵ساعت از شبانه روز رو میخوابه دیوونم کرده بهش گلایه می کنم می گه من که مشکلی ندارم تو دیوونه ای که مدام به خواب من گیر می دی خواب برای من آرام بخش نیست از دیدن خواب هر کسی دیگه انگار کابوس می بینم. تو رو خدا آقای دکتر علت خواب زیاد رو توضیح بدهید خسته شدم دیگه منتظرم.

    0
  • 9113
    10

    اول از این سایت ممنون من چند شب پیش خواب دیدم یکی داره در می زنه هرچی داد می زدم کسی صدامو نمی شنوید یهویی بلند شدم ببینم که چرا کسی نمی ره در باز کنه دیدم نصف شب هست داشتم خفه می شدم

    0
  • 9123
    10

    از نوجوونی تا الان که ۲۹ سالمه بارها این اتفاق برام رخ داده … تجربه ای مشابه اونچه اینجا دوستان هم گفتند … اما چیزی که برای من هست و تو تجربیات بقیه نخوندم اینه که صدایی هم تو سرم می پیچه شبیه یه آهنگ یا مثلا زوزه باد … و اینکه الان دیگه بلدم که باید هیچ حرکتی نکنم تا این وضعیت زودتر تموم شه … دست و پا زدن بی حاصل و ناله کردن شرایط رو طولانی میکنه
    ممنون از مطلب مفیدتون

    0
  • 9130
    10

    سلام.من تقریبا” از ۱۳ سالگی با این مشکل دست و پنجه نرم میکنم.
    تا ۱۴ سالم شد دیگه نیومد.الان که ۱۶ سالمه یه هفته پیش کل زورش رو که توی این دو سال غیبتش نهفته موندرو خالی کرد.صدا های عجیب غریبی در میوورد.با این که تو ذهنم بسم ا… میگفتم تا بره اما نمیرفت.
    حس کردم با صدا هاش میخواد بترسوندم.اما تا گفتم الا بذکر ا… تطمئنا القلوب یه دفعه رفت.خدا نصیب سگ بیابون هم نکنه… !!! .

    0
  • 9138
    10

    سلام بنده در حالت فلج خواب اصلن مضطرب نمی شوم.هیچ توهمی هم ندارم. تنها هوشیاری بدست میاورم از لای چشمانم هم می توانم ببینم.ولی بعد متوجه می شوم که قادر نیستم کاملا بیدار شوم. صبر می کنم تا زمان بگذرد. و خیلی هم انرژی صرف می کنم تا بتوانم به خودم تکان بدهم. می شود از لحاظ علمی برای من تفسیر کنید چه می شوم؟ این حالت بیشتر برای من زمانی رخ می دهد که بیش از اندازه و با زور خودم را خوابانده باشم.

    0
  • 9152
    10

    خیلی خوب بود فقط یکی از دوستای من میگه وقتی ونجوری میشه چیز سیاهی میبینه

    0
  • 9164
    10

    همین یک ساعت پیش واسم اتفاق افتاد…برای اولین بار

    0
  • 9173
    10

    سلام
    من الان ۲ سالی میشه که با بختک دست و پنچه گرم میکنم
    اولش برام سخت بود اما کمکم بهش عادت کردم
    خیلی دارم الان باهاش حال میکنم
    بعضی وقت ها احساسای مختلفی بهم دست میده
    یه بار احساس کردم داره از رو زمین بلندم میکنه
    و یه بار احساس کردم داره منو دور خودم میچرخونه
    خیلی برام جالبه حس قشنگیه
    واقعا دیگه برام لذت بخش شده
    اما بعضی وقت ها که حوصلشو ندارم
    فقط تنها راهی که برام میمونه که اون شب مثلا دچارش نشم اینه که
    یه ایته الکرسی بخونم و راحت بخوابم
    واقعا موثره یه بار امتحان کنید
    ممنون علیرضا

    0
  • 9179
    10

    سلام.این اتفاقات اززمانی برای من شروع شد که در نوجوانی خروج روح ازبدن راتجربه کردم.مدت۱۰سال هم هست که با بختک در زمان خواب همزیستی دارم.ولی اززمانی که چاقویی کنارم گذاشتم دیگه از بختک خبری نشده.باور کنید.

    0
  • 9186
    10

    سلام دوستان
    این تجربه برای من بارها اتفاق افتاده
    یکبارش خیلی وحشتناک بود
    نصف شب بود تازه میخواستم بخوابم ، رفتم سر جام هنوز خوابم نرفته بود و چشمام فقط بسته بود یک دفعه دیدم صدای پایی میاد که یک دفعه ترس به جونم انداخت با هزار زحمت چشامو باز کردم چشمتون روز بد نبینی یک موجود سیاه دیدم با دستای سیاه که از شدت عصبانیت داشت میلرزید یک داد بلند کشیدم و فرار را بر قرار ترجیح دادم

    اما دفعه های دیگر فقط احساسش میکنم همون اولین بار بود که دیدمش

    0
  • 9193
    10

    slm barobach khoobin man khode bakhtakam na joda az shookhi man 2bari hamchin balaei saram umade unam too otaghe khodam nesfe shab bood kamelan tarik

    0
  • 9202
    10

    ممنون

    0
  • 9211
    10

    من این حالت رو زیاد تجربه کردم.ولی اخرین دفعه امروز ظهر وحشتناکتر از همیشه بود.وقتی اومدم از خواب بلند شم دیدم نمیشه.فقط روحم از تنم جدا شد مثل پر به سمت در خروجی حرکت میکردم و به راهتی از در و دیوار رد می شد مادر و پدرمو توی اتاق نشیمن دیدم ولی اونا انگار متوجه ی من نبودن.تا توی حیات رفتم.دوباره همین مسیر برگشتم به اتاقم و وارد جسمم شدم.دوباره اومدم بلند شم دیدیم نمیشه فقط انگار مغزم داشت اتیش میگرفت انگار هران میخواست متلاشی بشه.به شدت پاهامو تکون دادو تا یک دفعه تونستم بلند شم.باورم نمی شد که زندم.خلاصه خدا نصیب هیچکس نکنه.روان ادم و نابود می کنه…

    0
  • 9218
    10

    من دراینجاچیزهایی خوندمک که بعضیهانوشته اندوربطی به فلج خواب نداره من از۱۷ سالگی دراثرخوابی که دیدم وموبه مویادمه این اتفاق برام افتاد الان زنی پنجاه ساله ام وهنوزگاهی اینطورمیشم درخواب بعدازظهرها…یعنی بیدارمیشم نمیتونم چشماموبازکنکم ومیفتم ته چاه….وباناله هایی که به نظرخودم فریاده ولی اطرافیان بسیارکم میشنونددرانحال چانه ام میلرزد به خاطرفشاری که میاورم تافریادبزنم اطرافیان بدادمن میرسندودستم رامیگیرند که من بیدارمیشم بدنم سنگین وبیحرکته وچشمانم شدیداحرکت میکنه ..

    0
  • 9226
    10

    تقریبن دیر به دیر بختک میگیرم. اونم وقتیه که سربالا میخابم. اما به خودم میگم نترس فقط کافیه چشماتو باز کنی همه چیز درست میشه. اما دیشب از سر خل بازی یه فیلم ترسناک دیدم وقتی داشتم میخابیدم مطمئن بودم که کابوس می بینم آخه فیلمه خیلی ترسناک بود.خلاصه چشمتون روز بد نبینه تو خواب یه ناله هایی میکردم هرچی میخاستم داداشمو صدا کنم صدام بیرون نمیومد تازه کلکم هم نگرفت هی به خودم میگفتم چشماتو باز کن خوب میشی اما چشمامو تو خابم باز میکردم نه تو واقعیت. آخرش از بس ناله کردم از خاب پریدم اما همینطور بیحس بودم همش احساس میکردم کسی تو اتاقمه. نکنه واقعن جن باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    0
  • 9231
    10

    سلام .. من خیلی اینجوریمیشم شبی چند بار تقریبا هر شب اینطوری میشم نمیدونم باید چی کار کنم … خیلی سخته

    0
    • 9240
      10

      سلام
      اصلا نترس و به خودت استرس وارد نکن
      به خودت بگو که باید دوباره بخوابی و وقتی که خوابیدی اندفعه میتونی راحت بیدار بشی من اینجوری خودم رو خلاص میکنم

      0
  • 9245
    10

    سلام،دوست ندارم بیشتر از خودم تعریف بکنم ولی می خوام تجربه خودمو بگم من عاشق بختکم مخصوصا موقعی که شب یک دفعه تو خواب یه چیز سیاه رو آدم بشینه و تمام بدنش قفل بشه وجالب اونجاس که آدم نمی تونه تکون بخوره و هر چقدر سعی میکنه داد بزنه کسی صداشو نمی شنوه و جالبتر از اون وقتی که احساس کنی کسی پیشته و جالبتر از همه موقعیه که از زمین کنده بشی و قادر نباشی کاری بکنی البته من خیلی سعی میکنم بیشتر خودمو تو این وضعیت نگه دارم ،الان هم رو این تمرین می کنم که از بختک نیرو بگیرم .در نظر کسانی که پرواز را نمی فهمند هر چقدر اوج بگیری کوچکتر دیده خواهی شد .

    0
  • 9249
    10

    سلام بچه ها این بختک واسه من هم چند بار اتفاق افتاده که معمولا زمانی اتفاق میافته که تو اتاق تنها باشم و می خوام بلند شم اما نمی تونم و احساس می کنم روحم بلند شده دیگه زیاد نمی ترسم اما دلم نمی خواد این حالت واسم اتفاق بیافته البته دفعه آخر که واسم اتفاق افتاد سایه یه مردی رو دیدم که از کنار پنجره با سرعت رد شد که کمی ترسیدم

    0
  • 9257
    10

    این حالتی که بختک نام دارد و شما از ان فراری هستید ارزوی بسیاری است که به این حالت برسند این یک حالت عرفانی است و عرفا از طریق مراقبه و مدیتیشن به برون فکنی کالبد اختری می پردازند تا مرگ را تجربه کنند وبه عشق و نیستی برسند در این حالت ممکن است شخص حوادث اینده را ببیند و یا از جسم خارج شود و سفر روحی کند فرقه ای به اسم اکنکار همین موضوع را دنبال می کنند

    0
  • 7069
    20

    سلام دوستان من خواستم کاری رو بهتون بگم که اگه موقع خواب بختک افتاد بهتون چیکار کنید
    موقعی که بختک بهتون میوفته تنها کاری که لازمه بکنید اینه که سرتون رو تکون بدید یا فکتونو به چپو راست تکون بدید ناخوداگاه از خواب بیدار میشید و راحت میشید چون تنها جایی که وقتی بختک میوفته میتونید حرکت بدید فقط قسمت سر هست
    بختک برا بعضیا شاید ترسناک باشه این تجربمو گفتم که شاید تونسته باشم کمکی کرده باشم
    در ضمن بختک بیشتر زمانی اتفاق میوفته که بی حرکت مثلا به پشت خوابیدید وکسانی که زیاد بختک بهشون میوفته سعی کنن تنها نخوابن چون کمتر پیش اومده که وقتی تنها نیستید بختک سراغتون بیاد……..
    یاعلی……

    0
  • 9265
    10

    این مساله نمیتونه بی دلیل باشه و به نظر من باید راهی براش پیدا کرد چون واقعا آزاردهندس

    0
    • 9270
      10

      نظر من اینه که یکی همون وقت تکونت بده این اتفاق برام افتاده

      0
  • 9279
    10

    برا من این حالت چند باری پیش اومده. ولی آخریش که امروز بعد از ظهر بود خیلی ترسناک بود چون خیلی طول کشید قبلنا زودتر برطرف می شد. به پشت هم خوابیده بودم. این دفعه کلی تلاش کردم، هی خواستم داد بزنم نشد خواستم یه تکون ناگهانی به سرم بدم نشد. گفتم شاید واقعا مردم که روحم نمی تونه به بدنم برگرده. می گفتم کاش یکی بیاد خونه با صدای در بیدار شم. واقعا زیاد طول کشید. آخر سر یادم افتاد پزشکا میگن این حالت به خاطر کمبود اکسیژن دریافتی بدن به خصوص در خواب بعد از ظهره. با یه تلاش برا کشیدن نفس عمیق بالاخره بیدار شدم.

    0
  • [...] افتاده روم توی خواب( البته این بختک توضیح علمی دارد که یک پزشک  توضیحات مبسوط داده که توی همون لینک میشه [...]

  • 9288
    10

    من این پدیده زیاد واسم پیش اومده.همیشه وقتی که به پشت میخوابم اینجوری میشم. ولی اخرین بار واقعا ترسیدم چون یه صدایی میشنیدم و چشمام باز بود ولی نمیتونستم حرفی بزنم و وقتی که دهنم وا شد یه سیاهی از جلوی چشام رد شد…واقعا وحشت کردم…از اون روز به بعد سعی کردم هیچوقت به پشت نخوابم

    0
  • 9298
    10

    بیشتر هنگام خواب ظهریااوایل شب دچار میشم بعضی موقع که با استرس میخوابم وبرای انجام کاری عجله دارم سراغم میاد صداهای زیادی زوزه کشان تو سرم می پیچه که خیلی عذاب اوره نمیدونم چکار کنم؟

    0
  • 9307
    10

    من ۶/۷ ساله که این مشکل برام پیش اومده .دفعهء اول اونقدر ترسیدم که تا بیدار شدم دویدم تو راهرو .اما الان دیگه عادت کردم .پیشتر ماهی دوماهی یکبار اینجوری میشدم ولی رفته رفته بیشتر شده والان هفته ای ۲/۳ بارش ردخور نداره حالا سوالم اینه با توجه به حس بدش و بیحالی که بعدش پیش میاد من خیلی احساس ضعف وگرسنگی هم میگیرم
    واقعا تکررش مشکلی بوجود نمیاره؟؟؟؟؟!!!!!!!!!
    متشکرم

    0
  • 9318
    10

    سلام
    چندین ساله که این مشکل رودارم وبانظرعلی (۱۱فروردین) موافقم.اولین بارکه چندسال پیش اینجوری شدم خیلی وحشتناک بود
    چندموجودسیاه وشیطانی میدیدم که واردبدنم شدن ودارم آتیش میگیرم وبزورمیخان روحموازتنم خارج کنن وهرچی تلاش میکنم رهابشم بیفایده است هیچ کاری هیچ حرکتی نمیتونم به بدنم بدم. ناتوان ودرمانده فقط نظاره گرهستم که درحال مردنم دهنووتاجایی ک میتونم بازمیکنم گلوموپاره میکنم تاففط یه باربگم کمک اماصدام درنمیاداحساس خفقان ومرگ باترس شدیدداشتم وموقع پریدن ازخواب احساس میکردم سینه م داغ شده ب شدت
    اما حالاهربارکوتاه اینجوری میشم ومتوجه میشم روحم درلحظه وارد شدن ب بدنم ایستاده وکمی اذیت میشم تاواردبشه
    یک نظریه وجودداره ک روح انسان موقع فرورفتن ب خواب ازتنش جدامیشه ومیره آسمون وفقط توسط یه طناب نازک نقره ای ونامرعی بابدن درارتباطه موقع بیدارشدن باهمین طناب برمیگرده اینو تویک مقاله دوسال پیش خوندم فک کنم نظردرستیه ربط داره
    خیلی ممنون که خوندید
    باتشکرازآقای دکتر
    رامین.۲۴

    0
  • 9329
    10

    با سلام
    متاسفانه هنوز از علم بشدت فاصله داریم و با خرافات زندگی میکنیم. بندم دچارش شدم البته ۵-۶سال قبل و بمدت ۴-۵ روز اما با باور این پدیده علمی و تغییر شیوه زندگی(کمی ورزش منظم و رژیم غذایی مناسبتر) به سرعت حل شد. موفق باشید

    0
  • 9338
    10

    خیلی وحشتناکه صدای اطرافیان رو می شنوی ولی نمیتونی ازاوناکمک بخوای

    0
  • 9348
    10

    یکبار تجربه اش کردم، که این طوری بود:

    – تنها و به پشت خوابیده بودم.
    – یک دفعه، چشم هام باز شدند و یک توده ی سیاه رنگ از پنجره آمد توی اتاق و من رو در بر گرفت.
    – تقلای شدیدی برای رها شدن کردم، اما نمی شد ؛انگار قفل شده بودم.
    – سعی می کردم داد بزنم، اما نمی شد.
    – بعد از مدتی از بدنم خارج شد و از همون جائی که آمده بود و با همون سرعت ناپدید شد.
    – از تخت آمدم پایین، تمام بدنم درد می کرد؛ کمرم حسابی عرق کرده بود؛ انگار کلی انرژی از دست داده بودم.
    – خیلی تشنه ام بود، فکر کنم ۲ لیوان پر آب خوردم.
    – طول کشید تا دوباره بخوابم، فردا صبح هم از کمر درد عاصی شده بودم.

    من اعتقادی به خرافات ندارم و فکر می کنم همه چی مبنای علمی داره، حتی به چیزی که ماورای طبیعه می نامند اعتقاد ندارم. اگه پدیده ای برامون عجیبه دلیل نداره که ماورای طبیعه بنامیمش، این فقط بخاطر جهل ماست که نمی دونیم.

    0
  • 590
    160

    اولین بار که این اتفاق واسم افتاد وحشت کردم
    اما الان وقتی در طول روز خیلی بهم استرس وارد میشه یا خیلی ذهنم مشغول باشه واسم اتفاق میافته به نظرم قبل از خواب یه عرقیاتی که مسکن هستند استفاده بشن خیلی بهتر جواب میده

    0
  • 9360
    10

    سلام
    فکر کنم بختکی که روی من افتاد از بقیه بدتره چون من تو بیداری شاهد این تجربه ی ترسناک بودم .نصفه شب فک کنم حدودا ساعت ۳یا۴ بود که از خواب پریدم . یکدفه احساس کردم یه موجودی اومد تو بدنم بدجوری ترسیده بودم احساس میکردم داره روح از بدنم جدا میشه با تمام وجود داد میزدم اما کسی صدایم را نمیشنید از اون به بعد هرشب با ترس میخوابیدم

    0
  • 9367
    10

    من این حسو چند وقتیه دارم و دارم دیوونه میشم

    0
  • 9374
    10

    سلام من هم چند ساله پیش برام اتفاق افتاده ولی بعدا فهمیدم که هر وقت عصابم خورد میشه یا استرس دارم این اتفاق می افته

    0
  • 9380
    10

    من دیشب برای چندمین بار این تجربه داشتم . به بغل خوابیده بودم که یهو احساس کردم کسی اومد تو اتاق آخه در باز بود . یه صداهایی هم شنیدم گفتم شاید گربه است . تا اومدم سرمو بلند کنم نگاه کنم احساس سنگینی کردم . نتونستم از جام تکون بخورم , انگار یکی اومد روم نشست . کاملا بیدار بودم و دقیقا سنگینی حس میکردم . دیگه زیاد نمیترسم . خونسردیمو حفض کردم و اومدم قران بخونم , بسمه الله که گفتم سوره ناس اومد تو ذهنم تا اومدم شروع کنم با خودم گفتم خوب این چه ربطی به جن داره بعد شروع کردم سوره حمد خوندم البته تو دلم اما بازم برام خیلی سخت بود . وسطاش که رسیدم از روم بلند شد و من خیلی راحت رو تختم چرخیدم .
    تجربه جالبی بود

    0
  • 9385
    10

    سلام من دو شب پیش دچارچنین وضعیتی شدم:
    خوابیده بودم اما هوشیار ، شخصی سیاه پوش بلند قد با کلاهی به سر که نمیشد صورتش را دید با یک تبر یا پرچم سفید شبیه فرشته مرگ که در بعضی فیلم ها و تئاترها نشان میدهند به طرفم می آمد . کاملا” حس میکردم که میآید تا جانم را بگیرد و به گمانم مرتبا” در آن حالت میگفتم کمک کنید میخواهد جانم را بگیرد . خیلی تلاش میکردم که از جایم بلند شوم انگار تمام بدنم ازکار افتاده بود با تلاش فراوان خودم را از زمین کندم و به طرف آن حمله ورشدم خواستم تا آن موجود را بگیرم که از کنارم رد شد . خیلی داغ کرده بوده اصلا” توی حال خودم نبودم و مدام با صدای بلند ناسزا میگفتم که خیلی نامردی که توی خواب میای سراغ آدم اگه جرات داری توی بیداری بیا و خودت را به من نشان بده و در آن تاریکی کل خانه را دنبالش میگشتم حمام دستشویی توی کمد توی آشپزخانه و اطاق خوابها را ولی اثری ازش نبود وقتی کمی آرام شده ۲ رکعت نماز خواندم و سپس چند آیه از قرآن را تلاوت کردم و بعد از نیم ساعت خوابم برد این ماجرا تقریبا” ساعت ۲۷/۲ نیمه شب اتفاق افتاد . وقتی که از خواب بیدار شدم و برای یکی از نزدیکان که کمی تعبیرخواب میداند ماجرا را تعریف کردم گفت که بختک بوده است .

    0
  • 9389
    10

    واسه منم چندین بار پیش اومده و همیشه وقتی بوده که طاقباز خوابیده بودم

    0
  • 9395
    10

    من شبا خیلی اینطوری میشم بش عادت کردم

    0
  • 9400
    10

    برای من هم از نوجوانی شروع شد و تا حالا ادامه داره من از اون زمان به بعد دیگه تاق باز نمیخوابم و به بهلو میخوابم اما باز هم این اتفاق میوفته خیلی زیاد

    0
  • 9403
    10

    سلام برای من که زود به زود اتفاق می افته فکر می کردم جنی باشه که نبود ولی من در بیداری کامل حسش کردم که یه نفر لهم میکنه دقیقا همون فلج خواب و اگه به پهاو هم بخوابم این اتفاق می افته
    اینکه بعضی ها از اثر دعا میگن به اطلاع همه برسانم که تنها دعا هایند که درمان ۱۰۰درصد دارند پس این که با دعا یا همان تعویذ هل شدن مشکل به معنای وجود جن نیست

    0
  • 9409
    10

    من واقعا از شما تشکر می کنم.مطالب عامه فهم ولی کمی ساده بود ولی از لطف شما بی نهایت سپاس گزارم..

    0
  • 9412
    10

    این اتفاق نیمه شب دیشب برای منم افتاد.
    داشتم خواب میدیدم که دارم تو یه خیابون تاریک میدوم.حس میکردم کسی داره دنبالم میکنه. برای یه لحظه خودمو رو تختم دیدم .همون موجودی که دنبالم میکرد اومد خودشو انداخت روم . دقیقا مثل انسان بود اما خرخر میکرد.احساس میکردم بدنش و دستاش پر از مو و کرکه. کاملا سیاه بود .من حتی سنگینی بدنشو رو تنم احساس میکردم .شونه شو به دهنم چسبونده بود.نمیشد نفس بکشم .فقط یه آن به ذهنم رسید بسم ا… بگم تابره . چن بار سعی کردم .اما صدام در نیومد .احساس میکردم دارم خفه میشم.برای آخرین بار که سعی کردم بلند بسم ا..بگم یهو محو شد.چشامو باز کردم دیدم.طاقباز خوابیدم و دستام بالای سرم قفل شدن……. داشتم سکه میزدم. بعداز این ماجرا دیگه جرات نکردم بخوابم.همش میترسیدم که اون موجود برگرده .الانم میترسم شب بشه دوباره بیاد. از تصورش بدنم رعشه میگیره.خیلی وحشتناک بود.

    0
  • 9419
    10

    من هر شب اینطوری میشم و صدای ی نفر تو گوشم میاد و بهم میگه فردا چی میشه و واقعا هم فرداش همون اتفاق هایی که بهم میگفت اتفاق میفته

    0
  • 9427
    10

    من دیشب واسه ۳ومین بار این حالت رو تجبه کردم. هر سه بار توی خواب حس کردم یه جن!!! اطرافمه… مثلا دیشب خواب دیدم توی حیاتم وقتی پشتمون نگاه کردم دیدم یه صندلی هست که قبلا نبود و توی خواب با خودم گفتم کی اینج گذاشتش؟! و می دونستم که یه جن یا اینجور چیزی این کارو کرده و خواستم از اون حالت فرار کنم…
    بعد خودمو بیدار حس کردم به پشت خوابیده بودم جلومو میدیدم و حتی صدای مامانم که توی اتاق کناری با برادرم حرف میزد رو میشنیدم اما نه میتونستم حرکت کنم نه حرف بزنم. همه سعیمو واسه نالیدن کردم اما نمیشد چند دقیقه بعد حس بهم برگشت اما از خستگی توی همون وضعیت خوابم برد… امروز فوق العاده خسته و خواب آلود بودم.

    0
  • 9434
    10

    خیلی وحشتناکه.تقریبا ۱۰ سالی میشه که تجربه شو دارم.الان ۲۴ سالمه.
    تا همین پارسال نمیدونستم اسمش جیه و فکر میکردم از کم خوابیه فقط.
    خدا نصیب هیشکی نکنه.خیلی مزخرفه.
    احساس سنگینی که رو بدنت میکنی ، دست و پا میخوای بزنی اما نمیشه ، میخوای داد بزنی نمیتونی ، فقط چشمات باز ه و رو به روتو میبینی.
    من معمولا وقتی از این حالت در میام همون لحظه که میخوام دوباره بخوابم همونجوری میشم.
    بسم الله هم میگم همیشه قبل خواب…. :(
    من شنیدم وقتی دچار بختک یا فلج خواب شدی باید وقتی ول ت کرد قبل اینکه دوباره بخوابی ، جای خوابت رو عوض کنی.
    من بعد اینهمه سال هنوزم میترسم.
    خدا.. کمکمون کن..

    0
    • 7003
      20

      قران بذارید بالای سرتون حل میشه ان شاءالله..

      0
  • 9438
    10

    من جدیدا زیاد اینطوری میشم.وحشتناک ترینشم این بود تو اون حال دقیقا فضای اتاقم زاویه دیدم و حتی نور اتاقم همون طوری بود که قبل یا بعد از اون حالت بود.هر چی دست و پا میزدم هرچی ناله می کردم اثر نداشت حتی نفسم سنگین شد و سخت میومد بعد تو همون حالت یه سایه سیاه رو دیوار کنار تختم دیدم فکر کردم لحظات اخره و اونم فرشته مرگ نفسم سخت تر شد و به شماره افتاد چون من مشکل قلبی هم داشتم تو همون حال به خدا گفتم یعنی دارم میمیرم بعدش دیگه تسلیم شدم و دیگه دست و پا نزدم فقط نفسام به شماره افتاد و شما نمیتونین تصور کنین که چی منو از اون وضعیت وحشتناک و سخت نجات داد.با همون ناله هایی که تو گلوم بود و فقط خودم میشنیدم فریاد زدم یا حسین.و بیدار شدم.

    0
  • 9445
    10

    سلام خیلی ممنون واقعا خوب بود. من قبلا هم اینطوری شده بودم ولی الان دیگه آخرش بود. نمیتونستم بیدار شم داشت ترس ورم میداشت. احساس میکنم از خستگی زیادم میتونه باشه. از صبح سر پا بودم خونه رسیدنی غذا خوردمو خوابیدم… کاش اصلا نمیخوابیدم الان بیشتر احساس خستگی میکنم

    0
  • 9450
    10

    من هفته ای دوبار یا سه بار این اتفاق برام میافته.به همین خاطر دوست ندارم بخوابم

    0
    • 9456
      10

      خوب وقتی که بیدار می شید و می بینید که مشکلی نداشت چرا الکی تلقین بد می کنید. من هم چند بار تو ۲۰-۲۱ سالگی دچارش شدم ولی خود به خود بدون اینکه خودم متوجه بشم خوب شد شما هم تلقین نکنید. وقتی بیشتر آدم ها چنین حالتی رو تجربه می کنند (کامنت های بالا) و هیچ مشکلی براشون پیش نمیاد پس نباید موجب هراس از خواب بشه.

      0
  • 9460
    10

    عالی بود من هم تقریبا ۱ سال پیش خیلی این اتفاق برام می افتاد ولی الان دیگه نه البته اگه هم بیفته راه حلش رو پیدا کردم زیاد تقلا نمی کنم که کسی صدامو بشنوه به خودم میگم الان خوب میشم و بعد چند دقبقه بیدار میشم

    0
  • 9467
    10

    من تقریبا هر بار می خوابم اینجوری می شم فک کنم دارم خل می شم
    تازه هر وقت جای خطرناک می خوابم می خواد مجبورم کنه به خودم صدمه بزنم …مثلا از پنجره ی باز بالا سرم بیوفتم پایین . می ترسم ولی تکون نمی خورم!هیچ اتفاقی نمیافته دیگه عادت کردم …

    0
  • 9472
    10

    سلام.من الآن نزدیک به دوساله توی یه شرکت تو عسلویه کار میکنم.
    تاقبل از رفتن به اونجا مثل خیلیهای دیگه چندباری بختک رو تجربه کرده بودم.ولی از بدو ورود به اونجا توی بیداری درحال کار کردن و… چیزایی میدیدم اول فکر کردم توهمه ولی باکمال تعجب فهمیدم که اولین نفر نیستم.کسای دیگه هم دقیقا چیزایی رو که من دیده بودم بازگو میکردن.
    مدت زیادی نگذشت که بختک بصورت مکرر سراغم اومد.خیلی عجیبه مدام یک یا چند نفر خصمانه منو تهدید وتمسخر میکنن مثل اینه که سعی دارن منو ازاونجا فراری بدن.این چجور بختکه که حرف میزنه؟
    حملات سریالیه.هربار ادامه دفعه قبله.شاید تودلتون به حرفام بخندین مثل خونوادم ولی من تا قبل از این اینجوری نبودم.

    0
    • 9478
      10

      سلام
      ممکنه کمی بیشتر توضیح بدین که چه چیزهایی دقیقادر شرکت میبینین؟ این بقیه که میگین همکارهاتونن؟ کار شرکتتون چیه؟ اطراف منطق ای که شرکتتونهست چه جور منطقه ای هست یا چه مراکز دیگه هی در اطراف هست؟

      0
  • 9481
    10

    سلام.
    من چند وقتی که همین حالت واسم پیش میاد. از چیزی نمیترسم ولی همین که میخوام به حالت عادی برگردم یه صدای مثل بادو میفهمم وچنان فشاری به دندونام میاد که احساس میکنم میخوان بترکن

    0
  • 9486
    10

    سلام من ۴۱ سال دارم وبا این مشکل که بهش بختک یا فلج خواب و… میگن حدود ۳۰ سال مواجه هستم دکتر اعصاب وروان رفتم قرص خواب آور دادوگفت چندمدت بخوری خوب مشی ولی نشد. این اتفاق درهرحالتی از خواب چه دمرو چه طاق باز چه به پهلو ویا حتی یک چرت ۵ الی ۱۰ دقیقه ای رو ی یک صنلدی برایم اتفاق می افتد وهمیشه با یک خواب ترسناک ووحشتناک شروع یا خاتمه دارددروقوع این اتفاق گوشهایم به شدت زنگ می زنه واقلب به دندان های که پرکردم دردشدیدی واردمی شود احساس می کنم دهنم کج می شود ودارم خفه می شوم تنها کاری که میتوانم انجام دهم با زبانم صدای نچ نچ می کنم تا کسی که کنارم خوابه یا بیدارهست تکانی بهم بده تا ازاین حالت خارج شوم وبعدازاینکه از این حالت خارج میشم طپش قلب دارم یه زمانی دعا داشتم وداخل بالشم بود ویه مدت کمتر شد.تا اینکه سال ۸۹ به حج عمره رفتم با روحانی کاروان درمیان گذاشتم گفت موقعی که می خواهی بخوابی اول اعوذ با لله من الشیطان الرجیم بگو ویک مرتبه حمدوسه مرتبه سوره ویک بار سوره ناس را با صدق الله …بگو در آخر سه صلوات بخوان وبه اطراف فوت کن
    مدتی است این عمل را انجام می دهم دیگه خیلی به ندرت شاید دوماه یکبار این اتفاق برام پیش بیاد.توصیه میکنم شماهم این کار انجام دهید. ببخشید طولانی شد

    0
  • 7201
    20

    خیلی ازتون ممنونم تمام نظر ها رو خوندم خیلی جالب بود یه سری چیزها برای همه اتفاق افتاده بود و بعضی چیزها خب کم و بیش فرق داشت . من اولین بار توی ۱۷ سالگی ام اینطوری شدم ولی دیگه نشد تا زمانی ک اومدم به خونه جدیدام آخه من چند سالی میشه که تنها زندگی میکنم و ۲۹ سال دارم. سه بار این حالت برام توی این شش ماه اخیر اتفاق افتاده ک هر بار خیلی سخت بود اما نکته جالب برای من اینه اگر بدن فلج میشه پس این حس سنگینی از کجا میاد؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!
    خب وقتی بدن فلجه قاعدتا نباید تکون بخوری تا بعد از چند ثانیه به حالت عادی برگردی ولی بیشتر افراد احساس میکنن کسی روی اونها نشسته این خیلی وحشتناکه از همه بدتر چیزهایی ک میبینی خیلی بده جوری که تا چند روز اثر بد روی آدم میذاره.
    من یه بار یه سایه سیاه دیدم ک به جای اینکه روم نشسته باشه کنارم اومد و میخاست منو به زور ببوسه وای خدا خیلی وحشتناکه میدونی ک هر آن ممکنه بیدار شی ولی هر ثانیه اش یه عمره
    آخری اش امروز ظهر بود ک اینبار یه مرد سنگین وزن روم بود چشمام باز بود ولی انگار میتونسم ببینمش اونم از بالای سرم داشت روی کمرم چیزهایی می نوشت اینقدر اسم الله رو آوردم تا بالاخره رفت ولی تو رو خدا یکی بیاد بگه این بختک چیه؟
    من خیلی میترسم میشه یکی جواب بده؟ لطفا البته

    0
  • 7201
    20

    امیدوارم منو راهنمایی کنید

    0
  • 7202
    20

    مطلب واقعا خوبی بود.
    من فکر کنم اولین بار بود که دچارش شده بودم. این اتفاق دقیقا ۲۰ دقیقه قبل از این پست اتفاق افتاده برام. ولی جالب اینجا بود که می تونستم با کونم حرف بزنم. دلیل علمی این چیه؟

    0
  • 7202
    20

    سلام
    راستی کسی براش اتفاق افتاده که عضو خاصیش در این حالت مشغول لمس شدن باشه؟ جدی میگم برای من شده بود. احساس کردم یه چیزی به بدنم چسبیده و این احساس بیشتر به کمرم نزدیک بود. و همچنین گوشم هم توسط چیزی لمس شد. کاملا جدی میگم. باید بگم که تو هوشیاری کامل هم خیلی نبودمو بعد از یک رویا و در حالت نیمه خواب بود

    0
  • 7203
    20

    با سلام.من بین سنین ۵ تا ۱۰ سالگی مرتبا خواب جن یا…و از این قبیل خواب ها میدیدم که با گفتن صلوات یا بسم الله از دستشان خلاص میشدم.تا اخرین بار با اتفاق خیلی عجیبی که در خواب برایم پیش امد چند سالی از این کابوس ها رها شدم.اما چند سالی است وقتی در خواب هستم فردی سیاه پوش را در خواب میبینم از همان لحظه نفسم بند می اید و بدنم نیمه فلج.فقط میتوانم در حالت خفگی کمک بخواهم.فکر میکنم یک روز واقعا در خواب خفه شوم

    0
  • 9505
    10

    سلام ممنونم از اطلاعاتی که به ما دادید من خودم خیلی تجربه کردم و همیشه برای رهایی از این حالت چندین بار نفس عمیق میکشیدم تا از این حالت خارج شوم جالب اینجا ست که من همیشه فکر میکردم فقط من همچین مشکلی دارم تو نگو که مثل من هم پیدا میشه یه خواهشی از شما دارم اینکه برای درمان این حالت اطلاعاتی به من بدهید ممنون میشم چون دیگه خسته شدم از این حالت! اگر میشه به gmail من بفرستید با سپاس فراوان یکی از اعضای بختکی ها

    0
  • 9512
    10

    این فقط یه فلج ساده نیست. گاهی وحشتناکترین تجربه اییکه آدم میتونه داشته باشه و به نظر من دلیل خیلی محکمیه بر وجود روح و زندگی مجدد آدم بعد از مرگ. یه بار که برای من این اتفاق افتاد بعدش وحشت زده به حیاط رفتم تا یه هوایی بخورم که دیدم بابام حیرون داره دنبال یه چیزی میگرده. گفت که دیده یه موجودی مثل یه گربه سیاه پایین بوده که وقتی منو دید رفت تو حیاط . ولی به نظر من نباید از این چیزا ترسید چون خدا مارو اشرف مخلوقات آفریده و همه ی این موجودات دون ما هستن. خدایا خودت مارو از شر گرفتاری های اصلی مثل شب اول قبرو…. نجات بده. یا علی

    0
  • 9519
    10

    سلام
    منم یه بار اینطوری شدم ولی برای من تو بیداری اتفاق افتاد و خودشون رو هم دیدم
    وقتی دوران خدمتم بود چون ما درجه دار بودیم برای ما تو شهر یه مهمانسرا داده بودند که حیاط خیلی بزرگی هم داشت . همه خوابیده بودیم . نصف شب من بیدار شدم رفتم دستشویی ( روم به دیوار ) وقتی داشتم برمیگشتم تو حیاط متوجه اون سه نفر شدم یعنی فقط دو سه قدم باهمدیگه فاصله داشتیم ولی چون متوجه شدم که اینها انسان نیستند از ترسم دیگه نتونستم خوب به چهرشون نگاه کنم و سعی کردم با گفتن بسم الله زودتر خودمو به اتاقمون برسونم فکر میکردم جن هستند نمیدونم شاید هم بودند بالاخره من خودمو با هر مشکلی رسوندم اتاقمون ولی احساس میکردم که اینها هم دارن پشت سرم میان . فورا” رو تختم دراز کشیدم ولی یهو متوجه شدم یکیشون رو پام نشست و منو با اسم خودم آروم صدا میزد من دیگه کل بدنم هنگ کرده بود هر چی میخواستم داد بزنم صدام در نمی اومد باز خواستم دوست بغل دستیمو بادستم بیدارش کنم ولی قادر به حرکت نبودم که دومین نفرش هم درست اومد رو لبه تختم نشست که من از پائین رفتن تشکم اونو حس کردم چون اون اصلا” حرف نمیزد بالاخره من درست نمیدونم چند دقیقه تو اون حالت موندم که اینها پاشدن رفتن و من یه دفعه صدام دراومد خیلی وحشتناک بود
    من الان که دارم تعریف میکنم و یادم میافته تمام موهای بدنم سیخ میشه
    امیدوارم شما اونایی که من دیدم هرگز تو خوابم نبینید
    موفق باشید
    لطفا” اگه نظری داشتین به ایمیل خودم هم بفرستین
    با تشکر

    0
  • 9524
    10

    بختک رابطه مستقیمی با افسردگی داره
    افسردگی
    افسردگی
    افسردگی و انرژِی های منفی که دور بدن را فراگرفته…

    درمان قطعی قطعی اون شرکت در کلاس های عرفان حلقه است. که فعلا بطور علنی برگزار نمیشه.

    حوصله تایپ کردن ندارم. هرکی دوست داره کلمه(عرفان حلقه) سرچ کنه.

    در این مورد عرفان حلقه توی اینترنت خیلی چرت پرت نوشتن. به چرت وپرت ها توجه نکنید. این کار دولت پدرسوخته است.

    به سایت (محمد علی طاهری) هم حتما سر بزنید.

    اگر واقعا دوست دارید از شر بختک رها شوید.

    (من خودم داشتم ولی شدید نبود. ماهی یکدفعه نهایتا اتفاق میافتاد)

    0
  • 9530
    10

    سلام دوستان. من هم تجربیات خودم رو در اختیارتون میزارم.
    ۷ ماهیست که دچار این مشکلم. اولاش مشکلم فقط در ابتدای خواب بود یعنی:
    – دیر خوابم میبرد.
    – دیگه مثل قبل از خوابیدن لذت نمیبردم (مثل شل شدن بدن و سنگین شدن پلکها و گرم شدن مردمک چشم) یعنی این اتفاقا دیگه نمی افتاد.
    – انسان در حالت عادی نباید بفهمه که کی خوابش میبره ولی لحظه ای که میخواست خوابم شروع بشه رو من میفهمیدم.
    – خوابم خیلی سبک شده بود
    – گاهی در شروع خواب انگاری چشام یه نور سفید شدید (مثل فلاش دوربین) ببینن, از خواب بیدار میشدم.
    خوب اینا جاهای خوبش بود یعنی شروع خواب.
    بعد از یه مدت دجار فلج خواب شدم. همونطور در کامنتهای بالا خوندید تقریبا همه یه علائمی مشابه رو تجربه کردن.
    مثل شنیدن یه سوت شدید در گوش. دیدن اتاق و حرکت در اتاق در حالی که جسم شما در تختخواب است. یا شنیدن صدای افراد در اتاقهای دیگه و حتی دیدن اونا. من علاوه بر این ها وقتی بعد از این اتفاق از خواب پا میشم ضربان قلب شدیدی دارم مث این میمونه که مسافت طولانی رو دویده باشم.
    به هر حال رفتم پیش متخصص اعصاب و روان. که برام پروپرانول (برای تنظیم ضربان قلب) آلپرازولام (آرام بخش و خواب آور) ویتامین ب و بوسپیرون (ضد استرس و اضطراب) تجویز کرد.
    ولی تاثیری نداشت و فلج خواب هر روز تکرار میشه و بعضی روزا چند بار.
    خواب بعد از ظهر رو که کلا قطع کردم چون که ردخور نداره و حتما دچار فلج خواب میشم.
    و نظر خودم اینه که این یه حالت عادی و معمولی نیست که خیلی راحت از کنارش بگذریم و بگیم که خوب آدم که طوریش نمیشه و خودش تموم میشه. به نظر من هنگام بازگشت روح به بدن هست که این اتفاق می افته و شاید یه موهبت باشه برای کسانی که دجار این حالت میشن چون احساس خاصی رو تحربه میکنن و چیزایی رو میبینن و کارایی میکنن که در حالت بیداری نمیشه دید و انجام داد. مثل حالتی که احساس میکنید در فضا شناورید.
    سرتونو درد آوردم
    با سپاس

    0
  • 9535
    10

    منم سال ۸۴ اینجور شدم اولینبار بود از خونه دور میشدم تو خوابگاه… توی شوشتر! اونجا میگن جن زیاد هس…. من هرشب تا ساعت ۳ خوابم نمیبرد ذقیقن بساعت نگاه میکردم ۳ که میشد به خواب فرو میرفتم خوذمم متعجبم چرا هر شب ساعت ۳!؟ تا میخواببیم میومد یه صدای مهییب بیش از حد بلند که تو ی گوشم فریا می کشید و صدای بادو طوفان شدید و بدنمو میگرفت که بیحرکت باشم…بدنو صورتش مثله بخار دود مانند بود…چند بار اینجور شد …یک شب من روی زمین خوابیدموبه پشت و دستامو بالا بردمو خوابم برد متوجه شدم اینبار خیلی نزدیکم شده دستامو از بالا محکم گرفته بود و دندوناشو رو بازوهام میکشید صدای نفسشو میشنیدم …هرچی سعی کردم نتونستم فرار کنم تا اینکه سوره حمد رو خوندم منو رها کرد تا صبح توی هال بیدار نشستم…. الان خیلی وقته نمیاد سراغم

    0
  • 9539
    10

    سلام – من یک خانم ۴۰ ساله هستم اولین بار که این وضعیت بهم دست داد حدود ۱۷-۱۸ سالم بود .البته من هیچوقت خوابم سنگین نمیشه آرزوی یک خواب سنگین به دلم مونده. به خاطر همین هوشیاری درخواب من دست کم هفته ای یکبار بختک زده میشم. مثلا خواب می بینم که یک نفر توی خونمون هست که غریبه است وپشتش به منه یک دفعه فریاد میزنم درحالیکه که فکر میکنم دارم داد میزنم فقط صدای ناله هامو که میشنون من واز خواب بیدار میکنند بعد از بیدار شدن چون ترسیدم ضربان قلبم خیلی میزنه مادرم میگه برو پیش دعا نویش ، یکی میگه برو پیش روان شناس ، ولی خودم میخام برم پیش یک از آیات عظام که عارف باشه ببینم چرا من اینجوری میشم .یکی به من میگفت شاید کسی و اذیت کردی ولی به خدا من تا اونجایی که یادم هیچوقت مزاحم کسی نبودم وتاجایی که حواسم باشه وتعریف از خودم نباشه به کسی بدی نمیکنم، دین وایمانم ووجدان را هم رعایت میکنم نمیدونم چر اینجوری میشه وتوی خواب اذیت میشم همیشه هم اکثر موقع ها به خاطر اینکه شبها میترسم وخوابم نمی برده سردرد میگیرم

    0
  • 9544
    10

    سلام.من ۲۴ سالمه.ودیشب دقیقا ساعت ۳ برای من هم همین اتفاق افتاد.اما من دمر دراز کشیده بودم.داشتم با خواهرم شوخی میکردیم آهنگ گوش میدادیم.یه لحظه اون رفت دستشویی .همون جا منم یه تاریکی دیدم که خوابید پشتم و با صدایی مثل زوزه گرگ اما قه قه میخندید.اونقدر قدرتمو ازم گرفته بود که حتی تو دلمم نمیتونستم بگم بسم الله… فقط میتونستم صدایی شبیه فوت کردن از خودم در بیارم.من کاملا هوشیار بودم به زور تونستم گوشه چشممو باز کنم دیدم همه جارو یه رنگ دیگه میبینم انگار چشمای خودم نبود.بعد از هتفاق دیشب هنوز دست و پام کرخته

    0
  • 9548
    10

    سلام .
    من هم این تجربه رو زیاد داشتم ،یادم نمیاد از کی شروع شد و در حال حاضر هم همینطور إدامه داره.
    فکر نمی کردم مشکل خاصی توی زندگیم به وجود بیاره .همیشه باهاش کنار اومده بودم .
    سعی می کنم آدم بدی نباشم .
    ولی فکر می کنم به این موضوع هم ربطی نداره .
    چند وقت پیش هم شاید به خاطر همین موضوع بچه مو که حامله بودم،از دست دادم .
    اگه خانم هستید و تازه إزدواج کردید وقصد بچه دار شدن دارید ودچاراین مشکل هستید ،قبل از بچه دار شدن مشکلتونو حل کنید .
    من تازه به این نتیجه رسیدم که این هم یک مسئله است که باید پیگیری بشه .
    وقت دکتر دارم؛ رفتم اگه چیز جدیدی دستگیرم شدبه شما هم میگم .
    موفق باشید .یا علی

    0
  • 9554
    10

    من هم این تجربه رو داشتم،منتها همیشه یک نفر کنارم بوده و بیدارم کرده،سؤالم اینه که اگر کسی کنارت نباشه که بیدارت کنه ممکنه اتفاقی واسه آدم پیش بیاد،چون من که اکثرا این حالت بهم دست میده که یکی داره خفه ام میکنه:(

    0
  • 9558
    10

    سلام من سالهاست این مشکل رو دارم و هیچ چاره ای براش پیدا نکردم اوایل چند ثانیه طول میکشید الان به یک دقیقه هم میرسه و اخرسرهم فکرکنم باهمین درد خفگی توخواب بمیرم

    0
  • 9563
    10

    سلام ازتون ممنونم ولی امید داشتم راه حل قطعی وجود داشته باشه…. برای من خیلی پیش اومده اولا فکر میکردم بختک اسم جنه و باورش داشنتم .من فیلمای ترسناک از جن گیر تا اره که با اعصاب آدم بازی میکنه زیاد دیدم شاید تاثیر اوناس که توحم میزنم… باورتون نمیشه شاید بدترین تجربه را من داشتم یک بار که اتفاق افتاد زیر پتو بودم و صدای کوبیده شدن پا روی زمین که انگار ۱۰تا مرد قوی به خونمون حمله کرده بودن و داشتن توی خونه ما به سرعت می دویدن را می شنیدم .من خیلی ترسیده بودم فکر میکردم دارن خانوادم رو اذیت میکنن و من زیر پتو گیر افتاده بودم و می خواستم جلوشونو بگیرم .این حالت ادامه داشت تا این که صداها بیشتر ونزدیکتر شد ومن اونجا بود که احساس کردم اونها جن هستن و این صدا صدای سم هاشونه تصورش هم هنوز برا سخته بعد از رهایی داد زدم ولی جرئت بیرون اومدن از زیر پتو نداشتم صداها دیگه نبودن ولی میترسیدم یکی از جنای خیالیم رو با چشمام ببینم ….
    من هر طرفی که خوابیدم دچارش شدم….
    بازم ممنون

    0
  • 9568
    10

    من تقریبا هرشب اینجوری میشم بیشتره اوقاتم ۵و۶ بار تا صبح این حالت بهم دست میده همیشه ام توهم جن و روح و ازین جور چیزا میزنم خیلی ازار دهنده اس. برای درمان باید پیشه روانپزشک برم؟ اگه اطلاعاتی دارید که کمکم میکنه ممنون میشم بهم بگید

    0
  • 4179
    30

    دقیقا من این حالت رو موقعی که عمل جراحی کرده بودم و به هوش میومدم تجربه کردم. خیلی وحشتناکه

    0
  • 9574
    10

    من این حالت زیاد بهم دست میده.وقتی هم که اینجوری میشم تمام افرادی که دور و برم خوابیدنو هم میبینم حتی خودمم میبینم.حتی یه بار وقتی که داشت این حالت بهم دست میداد منم بهش دست دادم…………..

    0
  • 9581
    10

    سلام دوستان عزیز.من هم این مشکل را داشتم.ولی الان حل شده.همه یه لامبها را خاموش نکنید در تاریکی محض نباشید.با نور کم بخوابید وشب ها شام کم بخورید.

    0
  • 7215
    20

    من اولین بار حدود ۳۵ سالگی با چنین تجربه‌ای آشنا شدم و به فواصل نامنظم گاهی در کمتر از یک هفته و گاهی پس از شش ماه بمدت ۲-۳ سال تکرار می‌شد.

    هیچ کابوس و صحنه‌ی وحشتناکی نمی‌دیدم جز اینکه در همان تاریکی یا نور کمی که در اتاق بود و دقیقا از همان زاویه‌ای که بر روی زمین یا تخت خوابیده بودم اتاق را می‌دیدم. انگار چشم می‌توانست حرکت کند به نقاط مختلف چشم بدوزد اما هیچ یک از دیگر عضلات بدن حرکت نمی‌کردند. به طرز عجیبی از همان اولین بار و اولین لحظه‌ی این رویداد این فکر برایم وجود داشت که اگر حتی یکی از عضلات بدنم را بتوانم کوچکترین حرکتی بدهم وضعیت بختک تمام می‌شود. تمام اراده‌ام را بر روی انگشت اشاره‌ام متمرکز می‌کردم و با یک تکان خیلی کوچک آن از خواب بیدار می‌شدم و از اینکه تا لحظه‌ای پیش با چشم بسته اتاق را میدیم متعجب می‌شدم.

    این اتفاق هم در خواب روز در اتاق روشن و هم در خواب شب و اتاق تاریک تکرار شده بود. ولی در تمام موارد طاقباز خوابیده بودم.
    البته از کودکی طاقباز خوابیدن برایم سخت بود و در واقع خیلی به ندرت طاقباز بخواب می‌رفتم.

    * یک همزمانی عجیب قابل توجه دوستانی که به امور متافیزیکی علاقمندند: دقیقا در میان نوشتن این کامنت همسرم مرا صدا زد که بیا اخبار تلویزیون دارد در مورد بختک گزارش پخش می‌کند.

    0
  • 9591
    10

    من فلج خواب برام پیش اومده . توی ماشین بودم و هوا گرم بود.
    من خوابیدم وقتی بیدار شدم تا خواستم بلند شم نتونستم . هرچی زور زدم نشد ولی وقتی که بیدار شدم بلند شدنم تبدیل به یه حرکت سریع شد. من دلیل علمیش رو میدونم . در واقع جن وجود نداره و اونا توهمه .
    در اصل دراین حالت مغز کار میکنه ولی قدرت دستور دادن به عضلات رونداره به خاطر همینه که ما نمیتونیم پاشیم . ولی در این حالت به جای زور زدن با تکان دادن انگشت های دست و پا درست میشه.
    من اولش باوم نمیشد دو باره خوابم بورد اونهم در عض یک ثانیه. داشتم رویا میدیدم . یه جوری بود که انگار میتونستم هر رویایی رو ببینم. بعد دوباره وقتی خسته شدم وخواستم پاشم همون اتفاق واسم افتاد . اول فکر کردم توهمه ولی ۳٫۴ بار تو همونوقت واسم اتفاق افاد ولی خدارو شکر که بعد ازظهر بود

    0
  • 9595
    10

    من تا جایی که یادم میاد از دوران کودکی تا بحال که ۲۰ سال سن دارم بطور منظم هر ماه و هر هفته این فلج خواب برایم رخ میدهد و یه زمانی بطور منظم هر شب رخ میداد حتی خودم را بعد از بیدار شدن بمدت ۱۰ ثانیه در مکان های عجیب غریب مثل کتابخانه، سحرا و …. میدیدم.
    آخرین بار هم همین دیشب برایم رخ داد ولی الان به این نتیجه رسیدم که همراه با بالا رفتن سنم فلج خواب دشوار تر شده است و جدیداً بعد از بیدار شدن از فلج خواب باید چند بار از خواب بیدار شم با به دنیائی واقعی برگردم. اگه راحلی است حتمن برایم ارسال کنید توسط ایمیل آدرس. در ضمن جدیداً با فلج خواب حال میکنم و خوشم مییاد کم کم اما این یک مشکل عصبی است.

    0
  • 9601
    10

    من ۲۲ سالمه و از ۱۵ سالگی دچار این حالت میشم .شاید هزاران بار.و جالبه که امروز فهمیدم که این بیماری مختص من نیست.چون زمان مشخصی نداره تا حالا دکتر هم نرفته بودم ولی واقعا هنوزم عذابم میده.معمولا اولش با یه کابوس یا صدای سوت مانند(که خودم احساس میکنم صدای حرکت خون توی مغزمه)شرو میشه. موقعیت خودمو تو خونه میدونم حتی حرکات اطرافیانمو!احساس تنگی نفس شدید میکنم و وقتی هم که سعی میکنم فریاد بکشم شدیدتر میشه و چانه ام رو وقتی میخوام با تمام انرژی باز کنم بشدت میلرزه.معمولا در این حالت وقتی فریاد های خفیف میکشم بیدارم میکنند .فقط با یک تماس دست بیدار میشم.ولی به شما توصیه میکنم سعی نکید فریاد بزنید.چون تمام انرژی آدمو میگیره وتا حد خفگی میرید!!!!برای اولین بار امروز فهمیدم تنها نیستم.بی نهایت ممنون

    0
  • 9607
    10

    دوستان من همیشه وقتی بلافاصله بعد از نهار میخوابم بهش دچار میشم با اینکه میدونم اینطوری میشم ولی چون از سرکار میام از بس خستم نمیتونم که نخوابم

    0
  • 9609
    10

    سلام به همه . من اسمم میم ر پ هست از دوازده سیزده سالگی این مشکل رو دارم تا الان که ۳۰ هستم . از دعا ، قرعان ، روانکاو ، و …… خیلی چیزهای دیگه رو امتحان کردم ولی فایده که نداشت هیچ با دارو های ضد افسزدگی بدتر میشد . طوری شده بود که در طول شب که می خوابیدم از ۳ تا ۵ بار برام اتفاق می افتاد و واقعا نم ذاشت که بخوابم . در طول این سالها یاد گرفتم که نه فریاد و نه صدا کردن بهم کمک نمی کنه . تمام سعیم رو کردم تا یک عضو کوچک بدنم رو تکون بدم مثل فقط یک انگشت تا این حالت از بین بره . تمام این سالها من با این روش می خوابم و هر وقت این اتفاق برام بیفته همین کارو میکنم و بعدش چن لحظه بیدار میشم و سر جام میشینم تا بدنم از اون وضعیت در بیاد و به حالت عادیش برگرده . از آقای دکتر هم تشکر میکنم من این چیزهاشو دیگه نمی دونستم و فکر می کردم که یه جورائی خول و چلم . هههههه D:

    0
  • 9616
    10

    دمتان گرم اینو به کسایی که نمی دمننم بگین.

    0
  • 7225
    20

    قبل بارداری خیلی این حالت به سراغم میومد وهمیشه تقریبا بعد از اینکه شوهرم صبح ها می رفت سرکار ومن خونه تنها می خوابیدم اتفاق می افتاد و یکی دوبارهم نصف شب بود که باصدایی که مثل فریاد بود و از خودم درمیوردم شوهرم منو تکون می داد و از اون حالت بیرون میومدم تا حامله شدم و دیگه این اتفاق نیافتاد تا امروز صبح ساعت ۷:۳۰صبح بود که یهو احساس کردم کسی دستشو دورگردنم حلقه کرده اول فکرکردم شوهرمه و باتعجب صداش کردم که علی هنوز نرفتی اداره و مچ دستشو گرفتم که دیدم خیلی باریکه ولی به شدت قوی بود و محکم دورگردنمو گرفته بود و اون موقع فهمیدم که دوباره دچاربختک شدم ، خیلی ترسیدم و شروع کردم به دادوفریاد که البته صداهام نامفهوم بود و خودم صدامو می شنیدم و هرچی زیرلب ذکرمیگفتم فایده نداشت ،جالبه که بیدار بودم و روبرومو و ساعت و همه وسایل جلو صورتمو میدیدم ولی هیچ حرکتی نمی تونستم بکنم حتی پیشونی اون (بختک) رو هم میدیدم تواون حالت به فکربچه م بودم که بلایی سرش نیاد اونقدرصدادراوردم که احساس کردم شوهرم داره صدام میکنه و میگه خانم خانم و اون موقع یاد حرفش افتادم که می گفت تو این مواقع رو پاهات تمرکز کن و سعی کن انشگت پاتو تکون بدی و منم تمرکز کردمو هرچند نتونستم انگشت پامو تکون بدم اما با این حرکت بختک کاملا رفت
    نمی دونم چرا ولی خیلی دچاراین حالت میشم گاهی حتی ۵تا۱۰دقیقه طول میکشه ،وقتی بهش فکرمیکنم جونم میلرزه مخصوصا اون مچ دست لاغرش که منو یاد جن میندازه…وای پناه برخدا

    بدترینش!
    یه بار از پشت بهم چسپیده بود و پاشو به شدت بین پام منطقه…فشارمیداد وای وحشتناک بود الان که یادم میاد تمام بدنم میلرزه

    اگه فلج خوابه پس این کارها چه معنی میده؟؟؟؟

    0
  • 7225
    20

    فقط می دونم هروقت تمرکز کنی رو انگشت پاهات که بخوای تکون بدی حتی اگه تکون هم نخوره ولی واقعا برای بیرون اومدن از اون حالت موثره
    امتحان کنین چون تو این حالت معمولا هوشیارهستیم فقط ترسیدیم

    0
  • 9623
    10

    این یه حالتی که اثارش برای همه یکسانه ازیه سنی شروع میشه وهرچند وقت یک بارم تکرار می شه وکم کم بهش عادت میکنی من که حسابی با این سایه(بختک)رفیق شدم واگه چند وقت نبینمش دلم براش تنگ میشه و حالا دیگه ازش نمیترسم که هیچ بعضی وقتا سربه سر هم میزاریم کلی حال میکنیم

    0