بختک یا فلج خواب
مرداد ۲۰م, ۱۳۸۸تا حالا برایتان پیش آمده که از خواب بیدار شده باشید ولی نتوانید تکان بخورید؟ در این شرایط ممکن است بسیار هراسان شده باشید بدیش این است که اصلا نمیتوانید از کسی کمک بخواهید. به این وضعیت، «فلج خواب» میگویند. وحشت شما وقتی بیشتر میشود که دچار توهم بشوید و در حالی که هشیار هستید چیزهایی ببینید یا بشونید که منطقا نمیبایست در اطراف شما شما باشند.
شما ممکن است فقط یک بار فلج خواب را تجربه کرده باشید یا چند بار گرفتار آن شده باشید، حتی ممکن است چند بار در یک شب، دچار آن شده باشید.
واقعا فلج خواب چیست؟
در فرهنگها و جامعههای گوناگون، تفسیرهای مختلفی در مورد فلج خواب شده است. ما ایرانیها به فلج خواب، بختک میگوییم. ایرلندیها تصور میکنند که فلج خواب ناشی از دروغی است که روز قبل گفتهاند یا ناشی از ویسکی بدی است که روز قبل خوردهاند! بعضیها از آن تعبیر به جنزدگی میکردند و علایم این وضعیت را به گردن دیوهای بدسرشت میانداختند. شکسپیر در «رمئو و ژولیت»، فلج خواب را به ساحره بدطینت نسبت میدهد. بعضیها هم البته هراسان، شبانگاه راهی اورژانس میشوند و تصور میکنند که سکته کردهاند. تقریبا به تعداد فرهنگهایی که در جهان وجود دارد، اسامی مختلفی برای این مشکل، ایجاد شده و در طی قرنها، انواع و اقسام اجنه، اهریمنها و نفرینها، مقصر دانسته شدهاند.

تابلوی کابوس، اثر Henry Fuseli که در سال ۱۷۸۱ کشیده شده
اما، فلج خواب توجیه سادهای دارد. فلج خواب وقتی اتفاق میافتد که یک شخص هشیاری خود را حین خواب بازمییابد ولی در این هنگام قادر به حرکت نیست. فلج خواب میتواند هم در هنگام به خواب رفتن رخ بدهد و هم در هنگام بیدار شدن از خواب.
واقعیت این است که خواب مراحل مختلفی دارد. خواب متشکل از مراحل REM یا مرحله حرکات سریع چشم و مرحله غیر REM یا NREM است. هر چرخه خواب REM و NREM حدود ۹۰ دقیقه طول میکشد. اول مرحله NREM رخ میدهد. مرحله NREM ، سه چهارم خواب را تشکیل میدهد. در طی خواب NREM، بدن شل میشود و استراحت میکند ولی در طی خواب REM ، چشمهای شروع به حرکات سریع میکنند و ما رؤیا میبینیم. در طی خواب REM عضلات ما قادر به حرکت نیستند.
فلج خواب در طی خواب REM رخ میدهد. اگر در خواب REM ، فرد هشیاری خود را بازیابد، قادر به صحبت یا حرکت نیست.
از هر ۱۰ نفر، ۴ نفر فلج خواب را تجربه کردهاند. معمولا اولین بار در سنین نوجوانی این پدیده تجربه میشود. ولی فلج خواب در هر سنی ممکن است، رخ دهد. کمخوابی، خوابیدن در زمانهای نامنظم، استرس، و افسردگی دوقطبی، خوابآلودگی مفرط یا narcolepsy ، گرفتگی یا کرامپ عضلات پا در حین خواب و مصرف بعضی از داروها یا اعتیاد مرتبط با فلج خواب هستند. با این همه ممکن است یک شخص بدون داشتن هیچ کدام از این شرایط دچار فلج خواب شود.
معمولا فلج خواب، نیازمند اقدام پزشکی خاصی نیست، مگر اینکه فلج خواب به صورت آزارنده تکرار شود و باعث خستگی در طول روز شود. درمان آن هم معمولا تنها شامل برطرف کردن اختلال زمینهساز است. پزشک ممکن است توصیه کند که فرد عادات خواب خود را اصلاح کند یا در مواردی داروهای ضدافسردگی تجویز کند.
منابع: ویکیپدیا، Psychologist، WebMD

















علی
مرداد ۲۰م, ۱۳۸۸۷:۴۳ ب.ظدلیل علمی چیزی که بهش می گن بختک رو خیلی ها می دونن. دوست من که این مشکل رو داشت هم این رو می دونست. منتها با همه ی توصیه ی دکترها باز هم مشکلش حل نمی شد. تا وقتی که یه بنده خدایی یه دعا بهش داد گفت بنداز گردنت.
مسخره است! نه من نه اون اعتقادی به این چرت و پرت ها نداشتیم و نداریم اما خوب، از اون به بعد خوب شد!
حتی یه بار که دعا رو جا گذاشته بوده و حتی خودش هم حواسش نبوده شب دوباره دچار اون مشکل (بختک) میشه!!
Reply
علی هنرور
مرداد ۲۰م, ۱۳۸۸۸:۰۹ ب.ظفوق العاده ممنون من چند وقت پیش به طور مکرر این اتفاق واسم می افتاد البته مکرر که نه، در یک وعده خواب(بیشتر بعد از ظهر ها) چند روز یک بار میشد اعصابه آدم رو خورد می کنه انگار توی غل و زنجیر نامرئی هستی باید خودتو خلاص کنی…بعد ساعت های خوابم رو منظم کردم و درست شد…
Reply
رضا
مرداد ۲۰م, ۱۳۸۸۱۰:۵۲ ب.ظیک مرتبه برای من پیش اومد و تجربه ی فوق العاده ترسناک بود. برای چند ثانیه فکر کردم که مُردم.
Reply
آریا Reply:
مرداد ۲۱م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۵۷ ب.ظ
من هم همینطور. البته من گرفتم خوابیدم و وقتی دوباره بیدار شدم دیدم زندم!
Reply
نور Reply:
مهر ۱۲م, ۱۳۸۸ at ۳:۴۰ ق.ظ
نترسید هیچی نمی شه من زیاد اینطوری می شم
Reply
javad33
مرداد ۲۱م, ۱۳۸۸۱۲:۱۲ ق.ظآقای دکتر یه سوال فنی داشتم!
الان من بین REM و NREM دچار تناقض شدم!
ااگه یه نفر تو خواب حرف بزنه یعنی داره رویا میبینه؟!؟! پس باید تو حالت REM باشه! بعد اونوقت تو این حالت مگه عضلات نباید حرکت نکنن؟ پس چطور این بشر حرف میزنه؟
یا اینکه وقتی داره حرف میزنه رویا نمیبینه!؟
Reply
فرشاد
مرداد ۲۱م, ۱۳۸۸۱:۱۷ ق.ظدرشت نمایی نمی کنم اما این زیباترین مطلبی بود که تا به حال در نت خوانده ام
اگر می شود مطالب بیشتری از metacognitive aspects و اینگونه مطالب بنویسید
Reply
ژوکر
مرداد ۲۱م, ۱۳۸۸۳:۰۴ ق.ظسلام آقای دکتر.
اگر بالای پستتان یک +۱۸ میگذاشتید یا تابلو اخطاری، چیزی بد نبود…
نصف شب آدم یکهو عکس رو که میبینه میگرخه…
اما در مورد اطلاعاتی که دادید ممنون خیلی جالب بود.
بنده خودم به کررات در سنین مختلف این اتفاق برایم افتاده، البته جدیداً خاطرم نیست.
ولی نکتهای که اینجا میماند این هست که (البته این نظر شخصی من هست و استناد علمی ندارم) چیزی فراتر از آنچه که علم برایش تعریف کرده هست. من با اشخاص زیادی برخورد داشتم و تجربههای گوناگونی داشتهاند. به نظر میرسد در یک شرایط خاصی سطح انرژی بدن و همچنین (شاید ترشح مادهای خاص در بدن مثل یک مخدر یا همچین چیزی) باعث میشود که چیزهایی رو ببینیم که بواقع در روزمره و شرایط عادی نمیبینیم.
البته اگر فقط با ذهن دو دوتایی دنبالش باشیم هیچگاه پاسخ روشنی برایش نیست مثل خیلی چیزهای دیگر که هست اما علم از درک آن و دادن توضیح برایش عاجز هست.
Reply
SaeedAri Reply:
مرداد ۲۸م, ۱۳۸۸ at ۱:۴۰ ق.ظ
منم وقتی عکس را دیدم خیلی ترسیدم الان ساعت ۲ هست و شانس آوردم که برادرم بیدار بود!!!
Reply
نور Reply:
مهر ۱۲م, ۱۳۸۸ at ۳:۳۹ ق.ظ
باز خوبه برادرت بیدار بود من چی ساعت ۵/۳ همه خواب بودن
Reply
علی ( مهاجرت نامه )
مرداد ۲۱م, ۱۳۸۸۱۰:۱۰ ق.ظسلام آقای پزشک
بیش از سه ماه که مشتری پروپاقرص وبلاگتون هستم و از مطالب خوبش لذت می برم. در هر صورت زحمتی که برای آپ نگه داشتن این وبلاگ می کشید بسیار جای تشکر دارد.
و اما من تجربه مفصلی در مورد بختک دارم. نکات علمی اش را نمی دانم اما برای خودم که زیاد هم پیش اومده اینطور توجیه کرده ام : اگر بپذیریم که هنگام خواب روح از جسم جدا می شود، این حالت زمانی رخ می دهد که روح در حال برگشت به بدن است. ابتدا ترس زیادی از این حالت داشتم اما نمی دانم به چه دلیل اکنون در زمان رخ دادن آن، آگاهم که چه اتفاقی افتاده است. اما به هر حال تلاش برای خروج از آن و حالت خفگی همیشه وجود دارد.
شاهدی که برای تایید سخنم دارم این است که
۱ – من در حالی که چشمش بسته است اطرافم را از همان زاویه ای که خوابیده ام می بینم
۲ – ناله های بلندی می کنم که فقط خودم می شنوم و لحظه ای که به هوش می آیم، آخرین ناله به فریاد بلندی تبدیل می شود که اطرافیان هم آن را می شنوند.
۳ – گاهی برای خروج از آن موقعیت فشاری برای حرکت کردن می کنم که در لحظه هوشیاری به حرکتی برای برخواستن خیلی سریع تبدیل می شود.
* تنها نکته ای که هنوز کشفش نکرده ام این است که چرا فقط در حالت خوابیدن طاقباز رخ می دهد.
خواهشی هم داشتم: با توجه به اینکه شما در مورد ابزارهای وب ۲ تحقیقات زیادی می کنید. در صورت امکان در مورد ترکیب واقعی ای که خودتان استفاده می کنید و موثرش می دانید هم یک پست بدهید.
Reply
k-pax
مرداد ۲۱م, ۱۳۸۸۱۱:۵۵ ق.ظچه جالب!
داشتم متن اصلی این مطلب رو واسه وبلاگم ترجمه میکردم
دستت درست، زحمت کشیدی
من شدیدا از این مشکل رنج میبرم، البته یه توجیه علمی و خیلی ساده برای اون پیدا کردم که اینجا جای توضیح دادنش نیست
موفق باشی
Reply
saeed
مرداد ۲۱م, ۱۳۸۸۱۰:۲۳ ب.ظمنم یکی دوبار این اتفاق برام افتاده.ولی وقتی بوده در جای گرمی بودم و یه فشاری روم بوده.
جالب بود.
Reply
مانی
مرداد ۲۱م, ۱۳۸۸۱۰:۵۷ ب.ظنمی دونم چرا من دوست دارم تجربه اش کنم!
شاید یکبار پا بده
Reply
آریا
مرداد ۲۱م, ۱۳۸۸۱۱:۰۵ ب.ظبا سلام
۱-لطفاً در این موارد برای کسانی که دنبال اطلاعات بیشتری هستند نام انگلیسی موضوع را بنویسید.
مثلاً اینجا Sleep Paralysis
2-یکی از دوستانم که زیاد قمار میکرد این مشکل را داشت. چون پول زیادی باخته بود.
Reply
بهنام
مرداد ۲۲م, ۱۳۸۸۱:۳۹ ق.ظبرای من که تاحالا صدها بار اتفاق افتاده بعضی وقت هاهم چند بار در طول یک شب.
از نوجوونی هم شروع شد و هنوز هم ادامه داره البته نمیدونم دلیلش چیه که بعضی وقت ها اتفاق میوفته.
تا سالها حتی میترسیدم راجع بهش با کسیزحرف بزنم ، یا حتی نمیدونستم باید چطور توضیحش بدمبرای دیگران. اما خدا پدر اینترنت رو بیامرزه … چند سال پیش نجاتم داد.
نکته ای که برای من جالبه اینه که آسارش برای همه یکسانه:
مثل دیدن محیط اطراف البته مثل گفته دوستمون دقیقا از همون زاویه ای که خوابیدی ، با چشمای بسته.
احساس لرزش شدید در بدن (لرزش که نه ،تکون های متوالی و شدید)، که من هنوز نمیدونم واقعا دارم میلرزم یا اون هم توهمه
احساس حظور فردی در نزدیکی محل خواب ، در واقعی ترین حالت ممکن!
معمولا بعد از این حالت سرم سرده.
این اتفاق البته در شرایط خاصی هم تشدید میشه :
در جای جدید خوابیده باشم
به پشت خوابیده باشم
دمای هوا یکم سرد باشه
.
Reply
مجتبی
مرداد ۲۲م, ۱۳۸۸۱:۳۸ ب.ظسلام
تشکر مطلب بسیار آموزندهای بود. من خودم بارها این وضعیت را تجربه کردهام و جالبه همیشه فکر میکردم این مشکل را احتمالا فقط من دارم!! البته هیچ وقت هم راجع بهش پرس و جو نکرده بودم.
موفق باشید
Reply
میلاد
مرداد ۲۳م, ۱۳۸۸۶:۵۹ ب.ظممنون. بسیار جالب بود. واقعا نمی دونستم چرا اینجوری میشه آدم.
تا اونجایی که یادم میاد ۲ یا ۳ بار اینجوری شدم. البته ده سالم بود. موادی هم مصرف نمی کردم تا اونجایی که یادمه.
بسیار عالی بود.
Reply
بهترین های امروز- نود (46 لینک) « لینکهای داغ از سراسر وب
مرداد ۲۵م, ۱۳۸۸۹:۴۳ ق.ظ[...] ۵- بختک یا فلج خواب [...]
haafez
مرداد ۲۵م, ۱۳۸۸۱۲:۵۹ ب.ظmishe kasi khab nabine?
Reply
sara
مرداد ۲۷م, ۱۳۸۸۷:۴۳ ق.ظمطلب خوبی بود متشکرم.
Reply
sajedeh
مرداد ۲۷م, ۱۳۸۸۳:۱۸ ب.ظخوب بود ولی نزدیک بود با اون عکسه زهره ترک شم. اون دگه چی بووووود؟؟؟!!!
Reply
محمد
مرداد ۳۰م, ۱۳۸۸۲:۱۰ ق.ظاین مقاله رو که هفته قبل خوندم اوایل فکر میکردم دلایل تنگی نفس و از این حرفا هم هست الان نصف شبه و دچارش شدم…خب ترس داره ..بدتر اینه که وقتی نمیتونی کاری کنی توهم هم سریع میاد سراغت دقیقا به یه نقطه از خونه خالی(من تنها میخوابم) خیره شده بودم و صدای ناهنجاری از اونجا میومد که ترس داشت.
ولی آگاهی و دانایی چیز خوبیه که به ترس به راحتی میشه غلبه کرد..
Reply
حسن
مرداد ۳۱م, ۱۳۸۸۱۰:۱۱ ب.ظسلام, مطلب واقعا جالبی بود. چند وقت پیش یه مطلبی رو در همین خصوص خونده بودم با کمی جزئیات بیشتر که در مورد بی خطر بودن فلج خواب توضیح داده بود!
بنده ۲ بار برام اتفاق افتاده و هر ۲ بار به وضوح یادمه که چی دیدم و چی میشنیدم, اصلا به هیچ وجه قادر به تکان خوردن و بیدار شدن نبودم و هرچی تلاش میکردم نمیتونستم بیدار شم و تا اینکه یک هوویی از جا پریدم و از تختخوابم پایین افتادم. خیلی خیلی تشنم بودم و واقعا ترسیده بودم, دقیقا مثل لحظه ای هستش که آدم انگاری داره میمیره …
Reply
امراه
شهریور ۱۶م, ۱۳۸۸۵:۴۳ ب.ظمن بین این نظرات با نظر علی(مهاجرت نامه) دقیقا موافقم و تجربیات من عین تجربیات ایشان است و مورد طاق باز خوابیدن رو تأیید می کنم ضمن این که من هر بار این حالت برام پیش اومده پس از بیدار شدن به ساعت نگاه کردم شاید باور کردنش مشکل باشه تقریبا در ۹۰ درصد از موارد ساعت ۳٫۲۵ صبح بوده و به کمک اطرافیان که از صدایم بیدار شده اند از خواب پا شدم.
Reply
امراه
شهریور ۱۶م, ۱۳۸۸۵:۴۸ ب.ظیک مطلب که در مورد تأیید به دست اوردن هوشیاری قبل از بیداری لازم دیدم ذکر کنم این هست که بر خلاف نظر برخی از دوستان همیشه دیدن صحنه های وحشتناک باعث ایجاد این حالت نمیشه بارها برای من پیش آمده که عدم توانایی در ادای یک کلمه در خواب باعث فلج خواب شده است.
Reply
ن . م
مهر ۵م, ۱۳۸۸۱۱:۲۸ ب.ظسلام
تجربیات من هم بسیار شبیه آقای علی ( مهاجرت نامه ) هست و تقریبا عقیده ام مثل ایشان است.
اینکه درخواب ما در واقع در کالبد دیگری غیر از کالبد مادی هستیم مثلا کالبد ذهنی یا شاید کالبد اتری
که هنگام بازگشت به کالبد مادی و جسمی مان شاید نوعی اختلال ایجاد میشود.
اولین بار در ۱۲ سالگی برایم پیش آمد که بیش از حد تصور وحشت زده شدم. در واقع در پس کابوسی
این مساله ایجاد شد و من بطور کامل توان حرکت را از دست دادم و هرچه فریاد میزدم صدایی از گلویم خارج نمیشد و در واقع با اولین فریادی که بالاخره به صدا درآمد والبته آنهم به شکل ناله ای خفیف ! ناگهان همه چی به حالت اول بازگشت جزء ترس کشنده ای که مرا به سوی تخت خواب مامان بابا سوق داد.
بعد از آن تا چندین سال پیش نیامد.
اما حالا که اینها را مینویسم شاید ۲۰-۳۰ بار پدیده بختک رو تجربه کرده ام.
دیگر ترسی ندارم اما هنوز هم بسیار برایم آزار دهنده است.
حالا میدانم تلاش بیهوده برای تکان خوردن و فریاد زدن برای اینکه به خیال خود از خواب و کابوس بیدار شوم چاره کار نیست چون باید زمانش طی شوداما اگر بیدار شدم حتما یک جابجایی کامل لازم است
زیرا در این حالت بدن شدیدا خسته هست و اگر بلافاصله به خواب رود ممکن است دوباره تکرار شود.
در بختکهای آخری احساسم شکل دیگه ای پیدا کرده. انگار که روی تخت روانی هستم که در فاصله کمی از زمین با سرعتی تصور ناکردنی در حرکت است و من توانایی کوچکترین حرکتی راندارم .
به قول دوستمون امراه لزوما نباید کابوسی یا خوابی ترسناک دیده شود. هر واقعه ای که توان رویارویی
با آن را از دست دهیم میتواند منجر به بختک شود.
مثل موشی که در دستم مبینم ، چندشم میشود اما متوجه میشم که انگشتانم توان رها کردنش را ندارند وبعد ناگهان محیط تغیر میکند درواقع گویا بیدار شده ام اما …. .
بهرحال تجربه هیجان انگیزیست.
Reply
نور
مهر ۱۲م, ۱۳۸۸۳:۳۵ ق.ظبابا این چه عکسیه من الان ساعت ۵/۳ نباید بترسم
Reply
علی
مهر ۱۵م, ۱۳۸۸۴:۳۳ ق.ظسلام
متاسفانه مادر پیرم تغریبا هر شب برایش این حالت به وجود می آید
من فقط یک بار در کل عمرم همچین حالتی شدم!
اولش خنده دار بود!
خودم را درون آینه دیدم که شکلک های خنده داری در می آورم ! ولی ناگهان از پشت خودم در آینه سایه هایی به صورت سریع حرکت میکردند!(باور کنید الان که این مطلب را مینویسم تمام موهای تنم سیخ شده است) خیلی سعی کردم از جایم برخیزم و یا صدایم را بلند کنم ! ولی نشد!
البته عرض من چیز دیگریست!
آقای دکتر! از لحاظ جسمی انسان در این حالت فشار و هرس زیادی متحمل میشود!
آیا این حالت که هر شب برای مادرم اتفاق می افتد از لحاظ قلبی خطرناک نیست؟
ممنون
Reply
شادی
مهر ۲۳م, ۱۳۸۸۲:۵۰ ب.ظسلام
من هم حدود سه سال است که به این مشکل دچار شده ام ………اوایل بسیار میترسیدم و نمی توانستم درباره ی این موضوع با اطرافیانم صحبت کنم …..تااینکه این اتفاق تقریبا هر شب برایم رخ میداد تا جایی که مرا روانه ی روان پزشک کرد ……..البته دکتر حالات مرا به خیالات ناشی از فیلم های ترسناک ربط میداد ….اما نه دارویی برایم تجویز کرد ونه راه حلی برای این مشکلم پیش پایم گذاشت …….بعد از آن دیگر حتی از خواب رفتن نیز میترسیدم ……..شب ها تا صبح روی مبل بیدار مینشستم ……..حتی مادرم برایم از این دعا نویس ها دعایی هم گرفت تا گردن کنم اما آن هم فایده ای نداشت تا اینکه بعد از مدتی خود به خود قطع شد ……الان ماه هاست که این اتفاق برای رخ نداده است و تا به امروز هم دلیل ان را نمی داستم …….وحالا می خواهم از اقای دکتر به خاطر مطالب مفیدی که در اختیار ما گذاشتند تشکر کنم…….
Reply
سجاد
مهر ۲۵م, ۱۳۸۸۳:۰۲ ق.ظبرای من هم پیش اومده
خیلی عذاب آوره
….راستی اون عکس بالا هم ترسناکه بابا
Reply
بهناز
آبان ۴م, ۱۳۸۸۱۰:۴۲ ب.ظمن بین این نظرات با نظر علی(مهاجرت نامه) دقیقا موافقم و تجربیات من عین تجربیات ایشان است منتها نه فقط در حالت طاقباز
Reply
فا طیما
آبان ۱۴م, ۱۳۸۸۱۰:۰۳ ق.ظسلام
از مطلبتون ممنون.من مدتیه که شبا کابوس می بینم ، البته وقتایی که خیلی نگران کارای فردام باشم یا روز پر تنشی رو سپری کرده باشم.شب خواب بد می بینم و تو خواب ناله می کنم ،و اگه کسی صدام کنه با صدای فریادی از خواب می پرم که بقیه رو هم دچار و حشت می کنم بعدش نیاز دارم همسرم منو در آغوش بگیره تا کمی ترسم کم شه و بتونم بخوابم و الا می ترسم دوباره بخوابم.از این مسله نگرانم ،چون چند بار همسرم با صدای فریاد من بشدت ترسید و نیمه چپ بدنش مور مور می کرد.
بهم گفتن زمانی که نگرانی از جوشانده های گیاهی آرام بخش استفاده کنم.اما گاهی بی فایدست.ولی احساسم می گه همش از استرسه. وقتایی که آرومم اینجوری نمی شم
در ضمن دکتر بهم پیشهاد ورزش،زیاد آب خوردن،نفس عمیق در هوای آزادوآرامش کرده.
خیلی خواب می بینم و خوابم سبکه و در حین خواب همه صداهای اطرافم رو می شنوم و تا صبح چندین بار از خواب بیدار می شم،از این شرایط خسته شدم ،لطفا ” راهنماییم کنید.
Reply
حمیدرضا
آبان ۲۵م, ۱۳۸۸۱۱:۵۷ ق.ظسلام
من فقط یه باز این تجربه رو داشتم البته به پشت نخوابیده بودم وبه پهلو بودم و یه چیزایی هم میدیدم
Reply
Melina
آبان ۲۵م, ۱۳۸۸۷:۵۶ ب.ظنظر خاصی ندارم ، فقط میخواستم خواسته نباشید بگم واس این همه زحمتی که میکشید
Reply
the last arashk
آذر ۱۶م, ۱۳۸۸۲:۵۱ ب.ظمن از بچگی اینطوری میشدم و عادی بود برام ولی دیشب……. احساس کردم یکی تو اون حالت سرمو رو بالشت فشار میداد … داشتم خفه میشدم… اگه دوستم نبود شاید الان این نظرم نمیدادم. نفسم بند اومد کامل. اینقدر ترسیدم که از صبح دارم راجع بختک سرچ میکنم.
Reply
رضا
دی ۲۴م, ۱۳۸۸۱۲:۳۱ ق.ظمن ۲ ساله که دچاراین مشکلم.هر دفعه هم از دفعه قبل واقعی تر.اولش کلی سروصدا میشنوم و بعدش صدای سوت شدیدی و بعدش هم فلج میشم.همین دیشب من از عقب گرفته بود و رها نمیکرد و باد نفسش به گلوم میخورد. صبح که بیدار شدم گلوم کبود بود.اگه میشه یه راه حل بدید.
Reply
میترا
دی ۲۴م, ۱۳۸۸۱۱:۴۷ ب.ظسلام
منم چند بار تجربه کردم اولش کلی ترسیدم فکر کردم مردم ولی حالا کلی کیف میده
Reply
نیلوفر
دی ۳۰م, ۱۳۸۸۱۱:۲۰ ب.ظخیلی ممنون
من فکر میکردم دارم دیوونه میشم…
Reply
الهه
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۸۱۰:۰۸ ق.ظسلام دوستان می خواهم اتفاقی که برام افتاد رو براتون بگم منم خیلی دچار این حالت می شدم و هر روز بیشتر می شد به جایی رسیده بود که دیگه جرات خوابیدن نداشتم در حالتی که بیدار بودم اختیار بدنم رو نداشتم و هر چی سعی می کردم حرکت کنم نمی تونستم و بدتر چیزهایی رو میدیدم و می شنیدم که وقتی بیدار می شدم باورم نمی شد که اتفاق نیفتادن خلاصه چند وقتی گذشت تا زمانیکه نامزد کردم به توصیه نامزدم پیش دعا نویس رفتم دعا نویس گفت برات دعا می نویسم چند روز دیگه بیا ببرش خیلی جالب بود دیگه خوب شدم منم نرفتم دنبال دعام یعنی از زمانیکه برام دعا نوشت خوب شدم یه مدتی گذشت و همون حالتها دوباره شروع شدن مامانم رفت دعام بگیره دعا نویس هر چی گشت پیداش نکرد گم شده بود دوباره برام دعا کرد و الان خیلی خوبم
Reply
امیر
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۸۳:۲۳ ب.ظسلام
من تقریبا این مشکل رو ۶ سال داشتم به همه دری زدم تا خوب بشم از دعا و قران بگیر تا قرص های خواب اور .
حالت بسیار وحشتناکه روحم از بدنم خارج میشه و به هر مکانی که دلم بخواد میره به خاطر همین ترس زیادی از خواب داشتم ریزش مو گرفتم و نصف موهام تو ۲۳ یالگی سفید شد .
متاسفانه بنا به پیشنهاد عوام به جای دکتر رفتن دعا و نماز میخوندم که خوب بشم اما هیچ تاثیری نداشت شبها گاهی ۴ بار این اتفاق برایم میافتد تا اینکه دیروز رفتم دکتر و برام توضیح داد که جریان چیه (کلی هم بهم خندید که چه کارهای احمقانه ایی کردم) و بهم یک ازمایش خون داد و ۳ مدل قرص دیشب برای اولین بار بعد از ۶ سال راحت خوابیدم .
پیشنهاد دوستانم اینه که اگه هر مشکلی دارین برین دکتر نه پیش رمال !
Reply
یه بنده خدا
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸۱۰:۲۱ ب.ظبه وبلاگم سر بزنید
به نظر من بختک یه موجود باحاله که برای انسان لازمه
میگید نه بیایید ببینید!!!bakhtack.blogfa.com
Reply
محمد رضا حسینی
بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸۱:۳۷ ب.ظسلام.مرسی از توضیحات خیلی خوبتون.بیشتر مسائلی که درباعث بوجود اومدن فلج خواب(بختک)نوشتیددرسته و من تجربه اش رو داشتم.
کار خیلی خوبی کردید که ازلحاظ علمی توضیح دادید.
امممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممما
وقتی که میاد سراغ آدم علم و ملم و همه رب و روب آدم یادش میره!!!!!!!!!!
Reply
ناهید
بهمن ۱۸م, ۱۳۸۸۱۲:۱۱ ق.ظمن تا به حال دو بار دچار این حالت شدم.هر دو بار حس می کردم یک چیز نامرئی منو اززمین بلند می کنه و همزمان گلومو فشار می ده و به سمت بالا و تاریکی میکشه.خیلی تجربه بدیه.
Reply