مخترع واقعی واکمن کیست؟ داستان ناگفته آندرهاس پاول و نبرد حقوقی با سونی

شنیدن موسیقی در حین پیادهروی، ورزش یا سفر امروزه به بخشی عادی از زندگی روزمره ما تبدیل شده است. اما جالب است بدانید که این امکان ساده، حاصل سالها چالش فنی، نبردهای حقوقی طولانی و ایدهپردازیهای جسورانه مخترعان گمنام است. در این مقاله قصد داریم به بررسی تاریخچه واقعی پخشکنندههای موسیقی قابل حمل بپردازیم و ببینیم که چگونه ایده گوش دادن شخصی به موسیقی شکل گرفت. آیا واقعاً شرکت سونی پیشگام این مسیر بود یا داستانهای ناگفتهای پشت پرده این تکنولوژی خاطرهانگیز وجود دارد؟ بیایید نگاهی عمیق به این سیر تحولی بیندازیم.
فهرست مطالب
- ۱. پیدایش نخستین پخشکنندههای موسیقی پرتابل در جهان
- ۲. داستان واقعی واکمن و وسایل قابل حمل پخش موسیقی
- ۳. نگاهی به شناسنامه ابزارهای ذخیرهسازی صوتی و سیر تکامل رسانهها
- ۴. نوستالژی ابزارهای پخش صوتی در ایران و گرامافونهای صحرایی
- ۵. تاثیر فرهنگی و جامعهشناختی موسیقی شخصیسازیشده
- ۶. پرونده حقوقی آندرهاس پاول و درسهایی برای مخترعان مستقل
- ۷. جمعبندی نهایی
- ۸. سوالات متداول
💡مختصر و مفید
بر خلاف باور عموم، مخترع نخستین پخشکننده نوار کاست قابل حمل شرکت سونی نیست؛ بلکه یک مهندس آلمانی-برزیلی به نام آندرهاس پاول است که در سال ۱۹۷۲ دستگاه استریوبلت را ثبت کرد. سونی بعد از معرفی واکمن در سال ۱۹۷۹ وارد نبردهای حقوقی طولانیمدت با پاول شد و سرانجام مجبور به پرداخت میلیونها دلار غرامت و حق امتیاز به او گردید. پیش از این دوره نیز ابزارهای دیگری چون گرامافونهای پرتابل چمدانی و نوار کارتریج برای حمل موسیقی استفاده میشدند. امروزه با ظهور گوشیهای هوشمند و سرویسهای استریم، نحوه دسترسی به موسیقی دگرگون شده است.
پیدایش نخستین پخشکنندههای موسیقی پرتابل در جهان
پیش از آنکه نوارهای مغناطیسی و فایلهای دیجیتال جهان را تسخیر کنند، رویای همراه داشتن موسیقی در فضاهای باز، مهندسان را به سمت طراحی سیستمهای مکانیکی پیچیده سوق داد. نخستین تلاشها در این زمینه به اوایل قرن بیستم و ساخت گرامافونهای چمدانی بازمیگردد که با هندل مکانیکی کار میکردند و امکان پخش صفحات گرامافون را در تفریحات خارج از خانه فراهم میکردند. این دستگاهها سنگین و کار با آنها دشوار بود، اما اشتیاق بشر برای شکستن مرزهای سالنهای کنسرت و آوردن ملودیها به دل طبیعت را نشان میدادند. با پیشرفت صنایع الکترونیک و اختراع ترانزیستور، ابعاد تجهیزات صوتی به شدت کاهش یافت و راه برای ابداع دستگاههای پخش شخصی هموارتر شد.
توسعه فناوریهای صوتی در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ میلادی، با ظهور رادیوهای ترانزیستوری کوچک شتاب بیشتری گرفت. این رادیوهای کوچک اولین ابزارهایی بودند که به معنای واقعی کلمه در جیب جا میشدند و به کاربران اجازه میدادند اخبار و موسیقی روز را در حال حرکت بشنوند. با این حال، محدودیت بزرگ رادیوهای ترانزیستوری این بود که شنونده کنترلی روی انتخاب قطعات موسیقی نداشت و باید به برنامههای در حال پخش ایستگاههای رادیویی بسنده میکرد. نیاز به دستگاهی که بتواند لیست پخش انتخابی کاربر را در هر زمان و مکانی اجرا کند، مهندسان خلاق را به سمت بهینهسازی فرمت نوار کاست سوق داد که توسط شرکت فیلیپس (Philips) معرفی شده بود.
داستان واقعی واکمن و وسایل قابل حمل پخش موسیقی
تا به امروز من مثل خیلیها، تصور میکردم که شرکت «سونی» (Sony)، مخترع نخستین وسیله قابل حمل پخش موسیقی از کاست یعنی «واکمن» است، ولی ظاهرا این طور نیست!
داستان کلاسیکی که ما تا به حال در مورد اختراع واکمن خوانده بودیم، این بود:
واکمن در سال ۱۹۷۸ به وسیله یکی از مهندسین سونی به نام «نبوتوشی کیهارا» (Nobutoshi Kihara) برای رئیس وقت شرکت یعنی آقای «موریتا» (Akio Morita) ساخته شد. از آنجا که موریتا به صورت مرتب سفرهای طولانی هوایی بر فراز اقیانوس انجام میداد، دوست داشت که بتواند در طی این سفرها به موسیقی گوش کند. موریتا از نام «واکمن» متنفر بود و دوست داشت که این نام تغییر کند، اما از آنجا که تبلیغات این وسیله با نام واکمن قبلا شروع شده بود و تغییر تبلیغات بسیار گران میشد، از عوض کردن نام صرفنظر کرد.

نخستین واکمن تولید شده، مدل TPS-L2 نام داشت و به رنگ آبی و نقرهای بود. فروش عمومی این وسیله، دقیقا از اول جولای سال ۱۹۷۹ شروع شد.
اما راستش حقیقت چیز دیگری است:
نخستین وسیله قابل حمل پخشکننده نوارهای کاست صوتی، Stereobelt نام دارد. این وسیله در سال ۱۹۷۲، یعنی ۶ سال قبل به بازار آمدن واکمن اختراع شد. آندرهاس پاول (Andreas Pavel)، مهندس آلمانی – برزیلی مخترع این وسیله بود.
آندرهاس پاول در آلمان متولد شد، در ۶ سالگی پدر پاول، کاری در یک گروه صنعتی در برزیل به دست آورد و به همین خاطر آنها خانوادگی به برزیل مهاجرت کردند. در سالهای پایانی دهه ۱۹۶۰، پاول و دوستانش مرتبا در خانهاش در سائو پائولو گرد هم میآمدند و در مورد سیاست و فلسفه صحبت میکردند و در این بین به موسیقیهای مختلفی از جمله باخ (Bach) و جنیس جاپلین (Janis Joplin) گوش میکردند. در طی این ملاقاتها و صحبتها آنها به کرات آرزو میکردند که ای کاش راهی پیدا میشد که بتوانند موسیقی مورد علاقه خودشان را با خود به هر جایی که میخواهند، ببرند.

پاول به عنوان مدیر اجرایی سابق تلویزیون و ویرایشگر کتاب، «استرئو بلت» را تحت تأثیر همین آرزوهای محفل دوستانه، اختراع کرد.
نخستین بار در فوریه سال ۱۹۷۲، در کوهستان «سنت مورتیز» (St. Moritz) سوئیس این وسیله مورد آزمایش قرار گرفت. وقتی پاول دکمه play را فشار داد، نخستین ترانهای که پخش شد، ترانه Push Push با صدای هربی من (Herbie Mann) و دوان آلمن (Duane Allman) بود. در این لحظه، پاول حس کرد که در فضای کوهستان زیبای سنت مورتیز، شناور شده است.

پاول، حس کرد که وسیلهاش واقعا کاربردی است و مورد استقبال مردم قرار میگیرد، به همین خاطر به شرکتهای متعددی از جمله آیتیتی (ITT)، گروندیک (Grundig)، یاماها (Yamaha) و فیلیپس مراجعه کرد تا استرئو بلت را به تولید انبوه برساند، اما هیچ کدام از این شرکتها از طرح او استقبال نکردند. آنها عقیده داشتند که مردم حاضر نمیشوند برای گوش کردن موسیقی در محیط عمومی، هدفون به گوش بگذارند!
گرچه برای ما عجیب به نظر میرسد که چرا این شرکتها از چنین طرحی استقبال نکردند، اما باید تا حدی هم حق را به آنها بدهیم. خود آقای پاول در مصاحبهای با نیویورک تایمز (The New York Times) گفته است که در آن سالها هر وقت در بیرون، استرئو بلت را به همراه میبرد و به موسیقی گوش میکرد، مردم مثل یک دیوانه به او خیره میشدند!
پاول گرچه ناامید شد، اما برای محافظت ایدهاش، چند سال بعد، یعنی در سال ۱۹۷۷، در ایتالیا، اختراعش را ثبت کرد. برای محکمکاری سال بعد هم اختراعش را در کشورهای آلمان، انگلیس، آمریکا و ژاپن ثبت کرد.
سونی فروش عمومی واکمنش را از سال ۱۹۷۹ آغاز کرد، اینجا بود که پاول معترض شد و بعد از ۸ سال مذاکره بین پاول و سونی، سرانجام در سال ۱۹۸۶، سونی حاضر شد که بابت فروش دستگاه البته فقط در آلمان حق امتیاز به پاول بپردازد.
اما بعد از این، دور دوم جدالهای قانونی بین پاول و سونی، این بار در انگلیس، شروع شد، که سرانجام منجر به این شد که سونی مجبور شد سه میلیون دلار دیگر در سال ۱۹۹۶ به پاول پرداخت کند.
موضوع به همین جا ختم نشد، در سال ۲۰۰۳، پاول، سونی را تهدید کرد که در سایر کشورهایی هم که دستگاه را ثبت اختراع کرده است، اقدام به شکایت قانونی کند. به همین خاطر سونی برای خاتمه دادن به این دردسر، حاضر شد، ۱۰ میلیون دلار دیگر به پاول بپردازد!
اما اگر از وسیلههای پرتابل پخشکننده موسیقی از نوار کاست صرفنظر کنیم، ایده و آرزوی به همراه داشتن موسیقی در همه جا اصلا چیز تازهای نیست. در ایران خودمان هم جوانان به طور خاص و همچنین عموم مردم به دنبال راهی برای بردن موسیقی به دل طبیعت و همه جا بودند:
اواخر دهه ۴۰، دوران صفحههای ۴۵ دور و عصر گرامهای صحرایی (برق و باطری) «توپاز» از راه رسید. این گرامافونها دو تکه داشت؛ در، شامل بلندگو و بدنه که اصل دستگاه بود. صدای جبلی و ایرج و ویگن را میشد، حالا هرجا شنید. بخصوص مثل اینکه این گرامها را برای سیزده به در ساخته بودند.
جستجویی در اینترنت با کلیدواژه Portable Gramophone، نشان میدهد که در سالهای دهه ۱۹۳۰ استفاده از چنین گرامافونهای قابل حملی رواج داشت، احتمالا گرامافونهای صحرایی یا توپاز هم این چنین ساختمانی داشتند:

همین سالها گرام ماشین هم رایج شد: صفحه را در شکافی فرو میکردی و به موسیقی مورد علاقهات گوش میکردی، اما این نوع گوش کردن موسیقی، برای بعضی از مسافران تاکسی و خطی عذاب الیم هم بود. چون سلیقهها جور نبود. شوفرهای خط شمیران- مثلاً- عادت داشتند صدای ضبط را بلند کنند…
اوایل دهه ۵۰ وسیله دیگری مد شد به نام «کارتریج» (8-track tape) که از نظر اندازه و شکل به نوارهای ویدیویی بتاکم شبیه بود. یک حلقه نوار دو ساعتی بود که خود به خود به اول برمیگشت و تعدادی کار را پشت هم در خود داشت. این نوارها زمانی که بی ام و های ۱۸۰۰ و ۲۰۰۰، آلفارومئو، پیکان جوانان در خیابانها راه افتادند مد شد. کارتریج خیلی دوام نیافت. چون روزگار طلایی کاست باید فرا میرسید.
کارتریجها در دو مدل ابتدا چهار ترک و بعدها ۸ ترک ساخته شدند، نخستین بار در سال ۱۹۵۲، برناردو کوسینو (Bernard Cousino)، کارتریج را اختراع کرد. کارتیج یک قرقره داشت که یک نوار پلاستیکی آغشته به اکسید فلزات را میگرداند. در اینجا ساختمان درونی یک کارتریج ۸ ترکه را مشاهده میکنید:
و البته افراد دیگری هم برای داشتن موسیقی در همه جا ابتکاراتی به خرج داده بودند. دیدن عکس وسیله پرتابل پخش رادیویی آقای «پل جانسون» شاید برایتان جالب باشد. او این وسیله را که با دو باطری خشک کار می کرد در سال ۱۹۵۷ اختراع کرد تا بتواند طی کار باغبانی به ایستگاههای رادیویی مورد علاقه خود، گوش کند!

در عصر آیپاد و MP3های متنوع، در زمانهای که همه موبایلها کارکردهای چندگانه از جمله پخش موسیقی یافتهاند و در هنگامهای که میتوان به کمک پاندورا (Pandora) و اسپاتیفای (Spotify) به میلیونها قطعه موسیقی دلخواه گوش کرد یا آنها را دانلود کرد، گاهی فراموشمان میشود که همین یکی دو دهه قبل، وضعیتمان به چه ترتیب بود!
نگاهی به شناسنامه ابزارهای ذخیرهسازی صوتی و سیر تکامل رسانهها
تحول ابزارهای ذخیرهسازی صوتی، مسیری پرفراز و نشیب از صفحات گرامافون مومی تا نوارهای مغناطیسی و در نهایت کدهای دیجیتال را شامل میشود. کاستهای صوتی که در دهه ۱۹۶۰ توسط فیلیپس توسعه یافتند، به دلیل اندازه کوچک، مقاومت فیزیکی و هزینه پایین تولید، سریعاً به استاندارد جهانی ضبط و پخش موسیقی بدل شدند. پیش از آن، نوارهای ریلی بزرگ و گرامافونها به دلیل ابعاد بزرگ و حساسیتهای مکانیکی زیاد، مانع اصلی شکلگیری ابزارهای کوچک شخصی بودند. نوار کاست با جا دادن لایههای نازک پلیاستر پوشیده شده با مواد مغناطیسی در یک پوسته پلاستیکی مقاوم، تحولی بزرگ در فشردهسازی فیزیکی اطلاعات صوتی ایجاد کرد.
با ورود به دهه ۱۹۸۰ و معرفی لوح فشرده یا سیدی توسط سونی و فیلیپس، فرمتهای آنالوگ به مرور جای خود را به سیگنالهای دیجیتال صفر و یک دادند. دستگاههای پرتابل پخش سیدی یا دیسکمنها اگرچه کیفیت صدای بسیار بالاتری را ارائه میدادند، اما به دلیل حساسیت بالا به لرزش در حین حرکت، هرگز نتوانستند به راحتی واکمنهای کاستخور قدیمی مورد استفاده قرار گیرند. سرانجام در اواخر دهه ۱۹۹۰ با فرمت امپیتری (MP3) و معرفی آیپاد (iPod) توسط اپل در سال ۲۰۰۱، حافظههای فلش و دیسکهای سخت کوچک جایگزین رسانههای فیزیکی چرخنده شدند و دوران جدیدی از توزیع دیجیتال موسیقی آغاز شد.
نوستالژی ابزارهای پخش صوتی در ایران و گرامافونهای صحرایی
در ایران، ورود ابزارهای پخش پرتابل همزمان با تحولات فرهنگی دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ خورشیدی رخ داد و به سرعت به بخشی از سبک زندگی طبقه متوسط و جوانان تبدیل شد. گرامافونهای صحرایی توپاز که با باتری کار میکردند، به ابزاری کلیدی در سفرهای تفریحی و پیکنیکهای خانوادگی تبدیل شدند و نوای موسیقی را به فضاهای عمومی و طبیعت ایران باز کردند. این دستگاههای چمدانی اگرچه فاقد کیفیتهای صوتی امروزی بودند، اما حس اشتراکگذاری هنر و تجربه جمعی گوش دادن به موسیقی را در میان خانوادههای ایرانی تقویت میکردند. با رواج خودروهایی مانند پیکان جوانان، سیستمهای پخش کارتریج و کاست نیز به یکی از امکانات جانبی محبوب تبدیل شدند.
پس از انقلاب و در طول سالهای جنگ، کاستهای صوتی نقش بسیار مهمتری در زندگی روزمره ایرانیان پیدا کردند. کاست به دلیل سهولت در کپی کردن و جابهجایی مخفیانه، به ابزاری برای اشتراکگذاری مخفیانه موسیقی و ترانهها تبدیل شده بود و واکمنهای سونی یا برندهای ارزانتر ژاپنی و چینی، پناهگاهی شخصی برای فرار از واقعیتهای تلخ آن زمان به شمار میرفتند. بسیاری از نوجوانان آن دوران با پنهان کردن سیمهای هدفون در زیر لباس خود، در خیابانها به موسیقی گوش میدادند. این تجربه مشترک نسلی، واکمن را به نمادی از استقلال فردی و دسترسی به جهان مدرن در دوران محدودیتهای رسانهای تبدیل کرد.
تاثیر فرهنگی و جامعهشناختی موسیقی شخصیسازیشده
اختراع و گسترش پخشکنندههای شخصی موسیقی، ساختار تعاملات اجتماعی در فضاهای شهری را به طور بنیادین دگرگون کرد. تا پیش از دهه ۱۹۸۰، گوش دادن به موسیقی عمدتاً یک تجربه جمعی در سالنها، خانهها یا از طریق بلندگوهای خودروها بود، اما واکمن دیواری نامرئی میان فرد و محیط اطرافش کشید. جامعهشناسان در آن زمان نسبت به این پدیده ابراز نگرانی میکردند و آن را عاملی برای انزوای اجتماعی، کاهش ارتباطات کلامی و تضعیف حس همدلی در جوامع شهری میدانستند. فرد با گذاشتن هدفون، کنترل کاملی بر فضای صوتی خود پیدا میکرد و میتوانست منظرههای تکراری و ملالآور شهری را با موسیقی دلخواه خود تزیین کند.
این شخصیسازی صدا، مفهوم حریم خصوصی را در شلوغترین نقاط شهرها بازتعریف کرد و به کاربران اجازه داد تا حتی در متروهای پرجمعیت نیز فضایی شخصی برای خود ایجاد کنند. از منظر روانشناختی، این ابزارها به افراد کمک میکردند تا استرسهای روزمره کاری و تنشهای محیطی را کنترل کرده و با ریتم موسیقی شخصی خود در شهرها قدم بزنند. هرچند منتقدان همچنان به خطرات ایمنی گوش دادن به موسیقی با صدای بلند در معابر اشاره میکردند، اما این روند هرگز متوقف نشد و امروزه با هدفونهای بیسیم مجهز به حذف نویز به اوج خود رسیده است، به طوری که انسان مدرن بیش از هر زمان دیگری در پیله صوتی خود زندگی میکند.
پرونده حقوقی آندرهاس پاول و درسهایی برای مخترعان مستقل
داستان کشمکش طولانیمدت آندرهاس پاول با غول فناوری ژاپنی، سونی، یکی از مهمترین و الهامبخشترین پروندههای مالکیت فکری در تاریخ صنعت الکترونیک است. این پرونده نشان داد که چگونه شرکتهای بزرگ چندملیتی با استفاده از منابع مالی بیانتها و وکلای زبردست میتوانند حقوق مخترعان مستقل را سالها نادیده بگیرند و آنها را در راهروهای دادگاهها خسته کنند. پاول که ایده استریوبلت را در چندین کشور ثبت کرده بود، بیش از دو دهه از زندگی خود را صرف اثبات این موضوع کرد که سونی ایده او را بدون اجازه کپی کرده است. این مبارزه خستهکننده سرانجام در اوایل دهه ۲۰۰۰ با تسلیم شدن سونی و پرداخت غرامتهای کلان به پایان رسید.
این ماجرا درسهای بزرگی برای طراحان و مهندسان جوان دارد؛ نخست اینکه ثبت رسمی ایدهها و پتنتها حتی اگر در ابتدا بیهوده یا هزینهبر به نظر برسد، تنها تضمینکننده حقوق مادی و معنوی آنها در آینده است. دوم اینکه موفقیت تجاری یک محصول همیشه به معنای ابتکار اولیه تولیدکننده آن نیست و غولهای صنعتی غالباً با بهینهسازی و بازاریابی قوی روی ایدههای دیگران به موفقیت میرسند. پاول اگرچه شخصاً نتوانست استریوبلت را به تولید انبوه برساند و بازار را فتح کند، اما نام خود را به عنوان خالق اصلی مفهوم پخش موسیقی پرتابل در تاریخ ثبت کرد و نشان داد که اصرار بر حق میتواند بزرگترین شرکتهای جهان را نیز به زانو درآورد.
جمعبندی نهایی
تلاش برای همراه داشتن موسیقی در طول تاریخ نشاندهنده نیاز عمیق انسان به هنر در تمامی لحظات زندگی است. از گرامافونهای سنگین چمدانی تا دستگاه استریوبلت آندرهاس پاول و در نهایت واکمنهای سونی، همگی گامهایی در جهت شخصیسازی تجربه شنیداری بشر بودهاند. نبرد حقوقی طولانیمدت پاول با سونی به ما یادآوری میکند که پشت محصولات تکنولوژیک محبوبی که روزمره استفاده میکنیم، چه بسا داستانهای ناگفتهای از مخترعان مستقل وجود دارد. امروزه در عصر گوشیهای هوشمند و سرویسهای استریمینگ، شناخت این مسیر تاریخی به ما کمک میکند تا ارزش ابزارهای مدرن خود را بهتر درک کنیم.






با سلام خدمت دکتر عزیز :
در قسمتی از متن جایی که از چند نوع خودرو نام برده شده :
(زمانی که بی ام و های ۱۸۰۰ و ،۲۰۰۰ آلفارومدو، پیکان جوانان در خیابانها راه افتادند مد شد. کارتریج خیلی دوام …..)
آلفارومدو نوشته شده که صحیحش آلفارومئو هست که احتمالا اشتباه تایپی هست . قصد غلط املایی گرفتن ندارم البته . با تشکر از وبلاگ جذاب و مفید تون .
اولین سری واکمن های سونی-1981میلادی
http://rooshool.blogfa.com/post-2390.aspx
ممنون ………..
عالی عالی بود …..
الان که با بلوتوث و .. دیگه راحت می شه هر چیزی رو گوش کرد بدون اینکه آدم تابلو و دستگیر بشه
یک پزشک عزیز
مثل همیشه این مطلبتان هم عالی بود. مرا برد به دوران قدیم…به دوره گرام های صحرایی.
شاد و سربلند باشید
آقای دکتر هنوزم آن دکمه چاپ را قولش را داده بودید را قرار نداده اید. در ضمن چرا در استان تهران اینترنت 512 می دهند و در شهرستانها فقط به دانشجویان منتخب سنجش هر شهر می دهند؟!
@ا.ح,
من تو شاهرود هستم و اینجا هر کی پول بده می تونه از هر نوع خدمات اینترنتی استفاده کنه!
منظور شما که اینترنت مجانی نبود؟
@ا.ح, اینجا (رشت) هم هر چقدر پول بدی همونقدر خدمات میدند
@ا.ح, اینجا کاشان 512 را فقط به دانشجویان خاص می دهند. 256 را بله به دانشجویان عادی هم می دهند. ولی به غیر دانشجو فقط 128 می دهند. در یک جا دیدم که ایلات متحده ایترنت با سرعت 16 مگابایت ماهیانه 60 دلار (!) به کاربرانش ارائه می کند. آن وقت اینجا 512 هم محدودیت دارد.
Just like other articles, perfect
Thanks a lot
یاد کاست بخیر.خاطرات زیادی با کاست دارم و تعداد واکمن هایی که خراب کردم :)
حس نوستالوژی به من دست داد با خوندن این پستت دکتر
ممنون
پاندورا هم که روی ایران بسته است و باید به لطف پ ر و ک س ی ازش استفاده کرد :(
کاش به زمانی بر می گشتیم
که تنها غم زندگی ،
شکستن نوک مداد بود.
خیلی جالب بود ممنون
عالی بود مرسی:)
یادش بخیر با واکمن هم دورانی داشتیم ها ، البته یادم میاد یه زمانی اگه با واکمن بیرون میرفتی
یه عده دستگیرت می کردن ! ولی خب کلآ نوار کاست و پخش کننده های مربوط به اون دنیای دیگه ای
داشت ورایی این فایل های ام پی تری :) .
انگار من از لیست مشترکین پاک شدم لینک جدید فید برنر تون چیه
کسی پاک نشده از لیست. اون سایتی که قبلا من برای ایجاد اشتراک استفاده میکردم از کار افتاده، به همین خاطر باید دوباره مشترک بشین.
@علیرضا مجیدی, فید من که تو فیدبرنر آدرسش عوض شد یه 2 بهش اضافه شد.
به این صورت feeds2.feedburner.com/….. در اومد