دست دادن با یک پزشک، جان مردی را نجات داد!
بهمن ۲۹م, ۱۳۸۶مارک گوریری ۳۶ ساله، در رستورانی مشغول به کار بود. روزی یکی
از دوستانش به صورت اتفاقی او را به همراهش که پزشک ۴۶ سالهای به نام کریس بریت
بود، معرفی کرد. آن دو برای صرف نهار به بیمارستان آمده بودند.
هنگامی که دکتر بریت با مارک دست میداد، متوجه شود که دستهای
او بزرگتر از حد معمول هستند و حالت اسفنجی دارد و صورتش هم ابعاد بزرگی دارد. این
علایم نشاندهنده بیماری آکرومگالی هستند.
بیماری آکرومگالی در اثر
توموری در غده هیپوفیز و ازدیاد ترشح هورمون رشد توسط این تومور رخ میدهد. این
تومور در صورت درمان نشدن میتواند منجر به مرگ شود.
خود مارک متوجه بزرگ شدن دستها و صورتش شده بود ولی تصور میکرد که بزرگی دستهایش ناشی از کار زیاد و کار در
آشپزخانه است.
مارک گوریری و دکتر کریس بریت در حال
دست دادن مجدد باهم ( به بزرگی دست مارک توجه کنید.)
بعد از بررسیهای پزشکی، ماه گذشته مشخص شد که او توموری دو سانتیمتری در
سر دارد، با یک عمل جراحی بیشتر حجم تومور برداشته شد و در ادامه درمان، مارک باید
داروهایی برای کنترل ترشح هورمونها مصرف کند. مارک به شوخی میگوید که:
«مادرم تصور
میکند که کریس فرشته محافظ من است. امکان داشت که بیناییام را از دست دهم و یا
ناراحتیهای دیگری پیدا کنم، فکر میکنم که زندگیام را مدیون کریس هستم.»
مارک گوریری (چپ) و دکتر کریس بریت
(راست)
دکتر بریت گفته است که از زمان دانشجویی مورد بیماری آکرومگالی
ندیده بود. آکرومگالی بیماریای است که هر پزشک اگر خوش شانس باشد، در دوران حرفه
پزشکیاش میتواند تنها یک مورد آن را ببیند.
از هر یک میلیون نفر تنها ۳ نفر به این بیماری مبتلا میشوند.
آکرومگالی میتواند منجر به اختلال دید، دیابت و مشکلات فشار خون شود.

















م
بهمن ۲۹م, ۱۳۸۶۷:۱۴ ب.ظسلام
اگر خوش شانس باشد؟؟؟!!!!!! بیشتر باید گفت بدشانس هست که با چنین موردی روبرو میشود.
Reply
امیرسالار
بهمن ۲۹م, ۱۳۸۶۹:۰۳ ب.ظاگه خوش شانس باشد……
اینو بد اومدی آقای مجیدی! عوض اینکه بگی انشاا… یه روزی برسه که هیچ دکتری چنین چیزی نبینه میگی اگه شانس بیاره…؟
من پیشنهاد میکنم این قسمت رو کات کن!
پاسخ: ۱- این قسمت ترجمه خبر بود. ۲- چه بخواهیم و چه نخواهیم بعضی از بیماریها بروز پیدا میکنند و نمیشود جلوی بروزشان را گرفت، و واقعا از خوش شانسی و بخت بلند یک پزشک است که بتواند چنین موارد نادری را ببیند، بر تجربه خودش اضافه کند و مثل این پزشک آنقدر حضور ذهن داشته باشد که جان بیماری را نجات بدهد. غرض این نبود که پزشکان دعا کنند مردم بیمار شوند تا آنها بیمارشان را کشف کنند.
Reply
رضا
بهمن ۳۰م, ۱۳۸۶۹:۴۲ ب.ظدکتر یه چیزی بگم ناراحت نمی شی؟
این همه مطلب درست و حسابی از کجا گیر می آری؟
Reply
شقایق
اسفند ۲م, ۱۳۸۶۱۰:۳۲ ق.ظپس من خیلی خوش شانس بوده م چون در دوران دانشجویی و اینترنی اقلا ۳ مورد آکرومگالی دیدم
پاسخ: تو دوره طبابت\ نه بیمارستان آموزشی!
Reply
مهسا
اسفند ۴م, ۱۳۸۶۱۲:۴۴ ق.ظبابا ما یک اقای دکتر و فامیل داشتیم با هر کی دست می داد می گفت آکرومگالی داره
هیچ وقت هم درست نبود.احتمالا این بابا هم اینطوری بوده.شانس اوورده یکیش درست درومده
Reply
نگارنده
اسفند ۱۰م, ۱۳۸۶۱۱:۰۱ ب.ظپزشک خوبی بوده…ثایت کرد که در هر حالی باید یک پزشک بود! حتی موقع دست دادن!!
Reply
pedar
اسفند ۱۱م, ۱۳۸۶۱۲:۱۶ ب.ظman 2 mored didam too stagery o interni…:)))
Reply
محدثه
اسفند ۲۵م, ۱۳۸۶۱۲:۱۹ ب.ظman dide bidam
Reply