آرشیو دسته: دیالوگ
دیالوگ- ساعتها
فرانک مجیدی ریچارد (اد هریس): نه، صبر کن، صبر کن… یه داستان برام بگو! کلاریسا (مریل استریپ): دربارهی چی؟! ریچارد: بگو روزت رو چطور گذروندی! کلاریسا: من… از خواب بلند شدم… ریچارد: خب؟ [به سمت پنجره میرود] کلاریسا [به تدریج...

دیالوگ- ماجراهای شرلوک هلمز
فرانک مجیدی هلمز: گل سرخ چه چیز زیبایی است. محصورکننده است… در مورد اعتقادات، استنتاج معتبر نیست، پس میشه گفت یه علم تمام و کماله. ولی به نظر من بزرگترین نمایش حُسن تقدیر الهی در گلها متجلی شده و فقط...

دیالوگ- ناوارو
فرانک مجیدی ناوارو: نمیدونم چقدر دکتر بانُن رو میشناختید! من میشناختمش. بله! اونم مثل من به حرفهی خودش اهمیت میداد. شبا به بیمارا سر میزد، تسکینشون میداد، چیز زیادی نمیگفت، اما آرومشون میکرد، درد رو میشناخت، میدونست که گاه یه...


شما نیز به جمع یکی از مشترک سایت یک پزشک بپیوندید. با اشتراک در این بخش میتوانید آخرین مقالات را از طریق گوگل ریدر دنبال کنید.
فید چیست؟ چگونه از فید استفاده کنیم؟
با دنبال کردن اکانت توییتر «یک پزشک»، آخرین لحظهنگاشتهای «یک پزشک» را بخوانید.
یک پزشک چه مطالبی را دوست دارد و در «گوگل ریدر» به اشتراک میگذارد؟
آدرس ایمیل خودتان را بگذارید تا آخرین مطالب «یک پزشک» به صورت خودکار برایتان ایمیل شود.