آرشیو دسته: دیالوگ

دیالوگ: شَک
فرانک مجیدی: پدر برندان فلین (فیلیپ سیمور هافمن) [اولین خطابه پس از مطرح شدن اتهامش]: زنی با دوستش دربارهی مردی که بهسختی میشناختش، حرف زد. میدونم تا حالا هیچکدومتون این کار رو نکردین (جمعیت میخندند.) اون شب خوابی دید. یک...
دیالوگ- دریای درون
فرانک مجیدی: رامون سامپدرو (خاویر باردم): در اینباره فکر کن! تو اونجا نشستی، تو فاصلهی پنج پایی. پنج پا چقدره؟ یه فاصلهی ناچیز برای هر انسان! خب، اون پنج پایی که فاصلهی بین ماست و من رو به تو میرسونه،...
مونولوگ: درخت گلابی
به هر جا مینگرم، درختی رنگین میبینم که چون شاهزادهخانمی آینه به دست، محو تماشای خودش ایستاده و آن پرسش اساسی ابدی را تکرار میکند: «آینه! بگو زیباترین زن دنیا کیست؟! بهترین، بزرگترین، هنرمندترین…» باغ انباشته از تپش و نجوا...

دیالوگ: سرهنگ اسلید (آل پاچینو) در بوی خوش زن
[آقای ترسک، مدیر کالج، در جلسهی انضباطی چارلی را تهدید به اخراج میکند و او را دروغگو میخواند] سرهنگ اسلید (آل پاچینو): ولی خبرچین نیست! آقای ترسک: ببخشید؟! سرهنگ: نه، نمیبخشم! آقای ترسک: آقای اسلید… سرهنگ: اینا یه مشت مزخرفاته!...
دیالوگ- کشتن مرغ مقلّد
فرانک مجیدی: آتیکاس فینچ (گریگوری پِک) [دخترش، اسکات، را روی زانوهایش نشانده]: چیزایی هست که هنوز اونقدر بزرگ نشدی تا بفهمیشون. شایعاتی توی شهر هست که من نباید خیلی برای دفاع از این مرد تلاش کنم. [او وکیل مرد سیاهپوستی...

دیالوگ – ایستگاه آخر
فرانک مجیدی: سوفیا (هلن میرن): تو یه لحظه هم فریبم نمیدی! دقیقاً میدونم چه کار داری میکنی! [به سمت چرتکوو (پل جیاماتی) میرود] میخوام وصیتنامه رو ببینم! این در محضر خداوند، حق من بعنوان همسرشه! چرتکوو: تو از چی میترسی؟!...


شما نیز به جمع یکی از مشترک سایت یک پزشک بپیوندید. با اشتراک در این بخش میتوانید آخرین مقالات را از طریق گوگل ریدر دنبال کنید.
فید چیست؟ چگونه از فید استفاده کنیم؟
با دنبال کردن اکانت توییتر «یک پزشک»، آخرین لحظهنگاشتهای «یک پزشک» را بخوانید.
یک پزشک چه مطالبی را دوست دارد و در «گوگل ریدر» به اشتراک میگذارد؟
آدرس ایمیل خودتان را بگذارید تا آخرین مطالب «یک پزشک» به صورت خودکار برایتان ایمیل شود.