۲۷ شهریور ۱۳۸۷
خیلی وقتها نوشتههای آماتوری من در مورد آیتی، موجب تعجب خوانندگان و بعضی از وبلاگنویسها میشود. گاهی آنها از من میپرسند که چطور یک پزشک ممکن است علاقهمند و به مسائل آیتی باشد!
راستش من بیشتر تعجب میکنم که یک پزشک یا دانشآموخته هر رشته دیگر چرا نباید خبرها و رویدادهای آیتی را در دنبال کند و چرا نباید به دنبال یاد گرفتن مهارتهای یایه کامپیوتر و اینترنت نباشد!
دیدن این منظره در بیمارستانهای آمریکا اصلا تعجبآور نیست. در این عکس دو پزشک اطفال یه کمک گوشیهای هوشمند Treo 680 خود، دنبال اطلاعات مربوط به یک دارو هستند:

با این مقدمه میرسیم به مطلب اصلی این پست:
روز به روز بر تعداد پزشکانی که در بیمارستان و مطب از PDA و گوشیهای هوشمند و پاکت پیسیهای مجهز به نرمافزارهای پزشکی استفاده میکنند، افزوده میشود. شرکتهای زیادی در غرب تنها بر ساخت نرمافزارهای پزشکی تمرکز کردهاند.
وبلاگ Palmdoc Chronicles، یک وبلاگ بسیار جالب است که میتواند اطلاعات خوبی در این زمینه به شما بدهد. با مطالعه این وبلاگ با تعداد انبوهی از اپلیکیشنهای آیفون، نرمافزارهای مخصوص PDA و جلوههای مختلف استفاده پزشکان غربی از این ابزارها آشنا خواهید شد. به عنوان یک پزشک علاقهمند به کامپیوتر، از خواندن پستهای این وبلاگ لذت خواهید برد.
در یکی از آخرین پستهای وبلاگ Palmdoc Chronicles، سایت جالب Medical Eponyms معرفی شده است:
شمار بسیار زیادی از بیماریها و اصطلاحات پزشکی نام پزشک توصیفکننده بیماری یا نشانههای خاص پزشکی را بر خود دارند، اگر به دنبال منبعی هستید که همه این اصطلاحات را گردآوری کرده باشد، بهتر از سایت Medical Eponyms پیدا نخواهید کرد! نرمافزار مخصوص آیفون، پاکتپیسی و پالم که شامل این اطلاعات است، هم نوشته شده است.
۸ شهریور ۱۳۸۷
ظاهرا رسانههای غربی به اخبار تشخیصهای آنلاین بیماریها بسیار علاقهمند هستند، طوری که این اخبار را به سرعت منعکس میکنند. یکی از خبرها را امروز خواندم:
برای «مادلین راب»، اصلا آسان نبود که ایمیلی به یک مادر دیگر بفرستد و در آن بنویسد که ممکن است کودک شیرخوار او مبتلا به یک سرطان کشنده باشد. ولی هم خانم راب و هم مادر کودکی که ایمیل را دریافت کرد، از فرستاده شدن چنین ایمیلی بسیار خشنود شدند.
تنها ساعتی بعد از آنکه مادر این کودک یک ساله -مگان سانتوس- اهل «ریورویو»ی فلوریدا، ایمیل را دریافت کرد، با مراجعه به یک پزشک متوجه شد که کودکش واقعا به یک سرطان کشنده به نام «رتینوبلاستوما» مبتلا است.
گرچه پزشکان مجبور شدند برای درمان این کودک، یکی از چشمان او را تخیله کنند، اما مادر او خانم راب را که اهل انگلیس است، قهرمانی میداند که با تشخیص آنلاینش باعث نجات جان فرزندش شده است.
اما این دو مادر آمریکایی و انگلیسی چگونه با هم آشنا شدند و چگونه یکی از آنها متوجه شد که فرزند دیگری ممکن است، مبتلا به سرطان شده باشد؟!
سانتوس و راب که هر دو دوران حاملگی را طی میکردند از طریق سایتی به نام BabyFit.com با هم آشنا شدند، هر دوی آنها جنین دختری در شکم داشتند و روز زایمان آنها هم تصادفا، یک روز بود. به تدریج آشنایی آنها با هم بیشتر شد، طوری که مدام با هم ایمیل و عکس رد و بدل میکردند.
اما وقتی که خانم راب، یکی از عکسهای ایمیلشده فرزند خانم سانتوس را دید، متوجه سایه سفیدی در چشم کودک شد. خانم راب، البته هیچ تحصیلات پزشکی نداشت و یک تحلیلگر امور مالی بود، اما عکس غیرطبیعی این کودک او را کنجکاو کرد، طوری که کمی در اینترنت جستجو کرد و متوجه شد که این سایه سفید در چشم ممکن است نشاندهنده یک تومور چشمی مهلک به نام رتینوبلاستوما باشد.

به زودی مشخص شد که این کودک واقعا رتینوبلاستوما دارد، چشم مبتلا تخلیه شد و کودک چند دوره شیمیدرمانی را طی کرد تا از مرگ حتمی نجات پیدا کند.
در واقع هم سانتوس و هم شوهرش، متوجه تغییرات خفیفی در رنگ چشم کودکشان شده بودند ولی نور فلش دوربین عکاسی، باعث شد، این تغییر رنگ نمایانتر شود و از قضای روزگار یک مادر دیگر، همین عکس را دید و متوجه بیماریای شد که پزشکان در معاینه دورهای این شیرخوار در ۹ ماهگی متوجه آن نشده بودند.
رتینوبلاستوما، تومور شبکیه چشم است و میتواند یک هر دو چشم را درگیر کند، این تومور میتواند از دوره جنینی شروع شود، ولی تا ۵ سالگی هم احتمال بروز آن وجود دارد.
منبع
۲۹ تیر ۱۳۸۷
«مارتن» یک هلندی ۳۷ ساله است، نخستین بار در سال ۹۳ آنلاین شد و در شرکت اینترنتی xxLINK که نخستین شرکت اینترنتی هلند هم محسوب میشد، به برپایی سایت بسیاری از شرکتهای هلندی و بینالمللی کمک کرد. او در سال ۲۰۰۷، شرکتی به نام Mobile Monday را بنا نهاد و به تارگی هم شرکت SPRXmobile را تأسیس کرده است، بیشترین تمرکز کاری او در حال حاضر روی همین شرکت است.
ماه قبل یعنی دقیقا در تاریخ چهارم ژوئن، او دریافت که توموری به اندازه دو مشت، بین ریههایش در قفسه سینه دارد. تنها علامتی که باعث شده او به پزشک مراجعه کند، سرفه بود.
خوشبختانه تومور از نوعی است که شانس درمانی زیاد دارد، تومور آقای مارتن شکلی از سمینوما به نام تومور سلول زایای میانسینهای است. سلولهای بدخیم این نوع تومور حساسیت زیادی به شیمیدرمانی و پرتودرمانی دارند.
اما چیزی که باعث شد، این پست را به مارتن اختصاص بدهم، استفاده بسیار جالب و کمنظیر او از سرویسهای اینترنتی وب دویی است. مارتن از همان زمان که دریافت مبتلا به سرطان شده است، وبلاگی به نام Maartens Journey را باز کرد. در این وبلاگ او تجربهاش را از این بیماری با دیگران به اشتراک میگذارد.

به علاوه او:
- در سایت slideshare، تصاویری از عکسهای اشعه ایکس قفسه سینه و سیتی اسکنهایش را به اشتراک گذاشته است.
- او یک کاربر توییتر هم است.
- او از یکی از سایتهای اشتراک عکس گوشیهای موبایل به نام mobypicture استفاده میکند. در این سایت میتوانید عکسهایی را که او با گوشی موبایل گرفته است، ببینید.
- او از سایت اشتراک ویدئوی vimeo استفاده میکند و فیلمهایی را که در داخل بیمارستان درست کرده است، در این سایت آپلود میکند.
- به علاوه شما میتوانید همه برنامههای درمانی و برنامه کارهای شخصی او را در Google Docs ببینید!
در تازهترین پست وبلاگ مارتن، در مورد دوره دوم برنامه شیمیدرمانی با داروی بلئومایسین نوشته شده است. همچنین میتوانید عکسی از او را در حالی که گوشی آیفون ۳G را برای نخستین بار در دست گرفته، ببینید!
برای مارتن آرزوی موفقیت میکنیم، برایش کامنت گذاشتم که عضو سایت فرندفید هم بشود. کسی چه میداند شاید رهایی از بیماری فرندفیدیسم برای مارتن، بسیار دشوارتر از سرطانش باشد!