نوجوانی که خون گریه می‌کند – علل پزشکی اشک‌ریزش خونی

دیروز، بیماری یک نوجوان آمریکایی مقیم ایلات تنسی ، بازتاب زیادی در خبرگزاری‌های مختلف پیدا کرد. کالوینو اینمان Calvino Inman پانزده ساله، خون گریه می‌کند!

نادر بودن این بیماری باعث شد، خبر بیماری به سرعت در رسانه های مختلف منتشر شود. سایت‌های لینک‌دهی اجتماعی خارجی و حتی بالاترین خودمان لینک ویدئوی گریه‌های خونی این نوجوان را داغ کردند و میلیون‌ها نفر گریه‌های عجیب او را دیدند.

این نوجوان هر روز سه بار، بدون اخطار و پیش‌درآمدی گریه خونی می‌کند، طوری که همکلاسی‌هایش از او می‌ترسند و بعضی‌هاشان گمان می کنند که روح او تسخیر شده است یا او یک خون‌آشام عینیت‌یافته است!

دیروز این نوجوان و مادرش در تلویزیون در برنامه «صبح به خیر آمریکا» حضور یافتند تا گریه‌های اشکی او را به نمایش بگذارند.

عکس‌ها و ویدئوهای منتشر شده از او، وی را در حالی نشان می دهد که خون گریه می‌کند و در حالی که اشک‌های او از گونه‌ها به پایین می‌غلتند، رد خون از خود باقی می‌گذارند.

اولین باری که او گریه خونی کرد، از روی ترس از مادرش پرسید که آیا این علامت نشانه قریب‌الوقوع بودن مرگش است، چیزی که مادرش را به وحشت انداخت و باعث شد یا اورژانس تماس بگیرد.

به گفته مادر این بیمار او تا به حال به چند متخصص هم مراجعه داشته و MRI، اولتراسوند و CAT اسکن داده، اما هیچ کس نتوانسته، پرده از بیماری اسرارآمیز او بردارد.

یک چشم پزشک به نام دکتر «رد همیلتون» در برنامه تلویزیون، تنها به ذکر اصطلاح پزشکی این بیماری او یعنی haemolacria اکتفا کرد.

مادر این نوجوان امیدوار است که این حضور تلویزیونی منجر به پیدا شدن راهی برای درمان یا دست کم پیدا شدن علت بیماری پسرش شود.

گریه خونی خودبخودی در بسیاری از فرهنگ‌ها، تفسیرهای مختلفی دارد. مثلا در آیین مسیحیت خونریزی از چشم، دست ، پا یا پیشانی به مصلوب شدن حضرت مسیح نسبت داده می‌شود و عینیتی از آن محسوب می‌شود.

راستش، خبر جالبی بود. اما من هر چقدر در خبرگزاری‌های مختلف جستجو کردم، خبری پیدا نکردم که به صورت منطقی و با مشورت با پزشکان، علل محتمل بیماری این نوجوان را بررسی کنند. چنین چیزی باعث تعجب من شد، چون اکثریت قریب به اتفاق خبرگزاری‌های خارجی برای تنظیم خبرهای بهداشت و سلامت از وجود روزنامه‌نگاران و خبرنگاران پزشک بهره می‌برند. شاید عجله زیاد خبرگزاری‌ها برای از دست ندادن این سوژه جالب، باعث غفلت آنها شده بود.

در ذهنم چند تشخیص مختلف بود، در این ساعت شب که در حال نوشتن این مطلب هستم، به منابع زیادی دسترسی ندارم، اما فکر می‌کنم که تشخیص‌های افتراقی که در یکی از E Book هایم، پیدا کردم، تا اندازه زیادی جامع و مناسب باشد.

گریه اشکی تشخیص‌های افتراقی زیادی دارد. کتاب Ocular differential diagnosis یا تشخیص‌های افتراقی بیماری‌های چشم تألیف Frederick Hampton Roy، تشخیص افتراقی اشک خونی یا اصطلاحا haemolacria را چنین تقسیم‌بندی می‌کند:

۱- خون به خاطر بیماری‌های ملتحمه:
الف- استفاده از داروهایی مانند سیلور نیترات
ب- التهاب ملتحمه کاشکتیک Cachectic conjunctivitis
ج- سندرم هایپوپلازی فوکال درمال (سندرم گولتز Goltz)
د- فیبروما
ه- التهاب ملتحمه از نوع پاپیلری غول‌آسا ثانویه به استفاده از لنزهای تماسی
و- اختلال شدید سیستم عصبی خودمختار
ز- همانژیوم
ح- تلانژکتازی خونریزی‌دهنده ارثی
ط- گرانولوم التهابی
ی- ملانوم بدخیم
ک – تومور کارسینوئید متاستاز دهنده
ل- التهاب شدید ملتحمه همراه پرخونی واضح
م – خونریزی زیر ملتحمه به دنبال احتقان وریدی سر ناشی از  خم شدن، سرفه، ترومای والسالوا، هموفیلی یا آتروم پیشرفته
ن-  قاعدگی ناشی از بافت نابجا

۲- خون در اشک به خاطر آسیب عروقی قرنیه

۳- خون در اشک به خاطر بیماری‌های پلک مانند ترومای پلک یا  گزش شپش و کنه

۴- دلایل متفرقه خون در اشک:
الف- تلانژکتازی فامیلی
ب- هموفیلی
ج- هیستری
د- یرقان
ه- سندرم اسلر وبر رندو
و-  بیماری‌های غدد اشکی
ز- کم‌خونی شدید
ح- خون دماغ شدید همراه برگشت خون از راه‌های اشکی

بررسی‌های لازم با گرفتن یک تاریخچه شروع می‌شود، مثلا زمان آغاز، شدت خونریزی، وجود علایم استرس، ضعف بینایی، اشک ریزش و سوزش چشم همراه، سابقه خونریزی‌های بی‌دلیل قبلی در جاهای دیگر بدن.

معاینات مورد نیاز، شامل معاینه کامل ملتحمه چشم، غدد اشکی، معاینه حدت بینایی، ENT و روانپزشکی هستند. آزمایش‌ها البته متناسب با شک‌های بالینی شامل کامل خون، بیوپسی غدد اشکی، اندازه‌گیری زمان BT، CT , TT ، تست میزان شکنندگی مویرگی، بررسی رادیوگرافیک مجاری اشکی بینی (نازولاکریمال) هستند.

ترشحات خونابه‌ای در جریان پرخونی ناشی از التهاب حاد ملتحمه چشم می‌توانند دیده شوند، اما ترشح واضح خونی در جریان این بیماری نادر است و باید در مورد بیماری بعد از انجام همه بررسی‌های لازم اظهار نظر کرد.

ویدئوی گریه‌های کالوینو اینمان

منبع خبر: abc News

توهم تغییر جنسیت

در روانپزشکی، هذیان Delusion به عقیده‌ نادرستی گفته می‌شود که وقتی یک نفر به آن باور پیدا می‌کند، با بحث منطقی یا قرائن ردکننده، از سر شخص بیرون نمی‌آید.

در روانپزشکی هذیان‌ها، انواع مختلفی دارند، برای مثل اینجا فهرستی از مشهورترین هذیان‌ها را می‌آورم:
- گزند و آسیب (پارانوئید)
- انتساب
- بزرگ‌منشی
- بی‌ارزشی یا گناه
- نیست‌گرایی
- خودبیمارانگاری
- حسادت
- کنترل
- تملک افکار

هر کدام از این هذیان‌های، تعریف و شرح خود را دارند. اما در کنار این هذیان‌های شناخته‌شدهتر، هذیان‌های خاصی با شیوع کمتر که به صورت موردی، بیماران مبتلایش می‌شوند، وجود دارند. مرور بعضی از آنها می‌تواند هم برای مخاطب خاص و هم برای مخاطب عام جالب باشد.

مجله Epilepsy and Behavior در شماره اخیر خود، مورد یک بیمار زن را منتشر کرده است که بعد از یک حمله تشنج هذیان تغییر جنسیت پیدا کرده است.

این بیمار، توموری در آمیگدال راستش داشت و در EEG (نوار مغزی) لوب گیجگاهی راستش، فعالیت‌های الکتریکی غیر طبیعی مشخص بود. اما وقتی که این بیمار دچار تشنج شد، ناگهان این فکر در او ایجاد شد که جنسیتش عوض شده و مبدل به یک مرد شده است و شگفت‌انگیزتر این که تصور می‌کند که بقیه زن‌های دور و برش هم به ناگهان مرد شده‌اند!

وقتی با او صحبت می‌شود، او اظهار می‌کند که به عقیده خودش صدایش مردانه شده و وقتی به دستهایش نگاه می‌کند، مثل این است که به دست یک کرد نگاه می‌کند. او تصور می‌کند که خانمی که از جمله دوستانش است، هم صدای مردانه پیدا کرده است.

پیش از این در متون پزشکی موارد دیگر هذیان تغییر جنسیت تنها در بیمارانی توصیف شده بود که شیزوفرنی به صورت طولانی‌مدت داشتند و هیچ گاه تغییر جنسیت در اثر یک دوره کوتاه تشنج، آورده نشده بود.

اما مورد مشهورتر هذیان تغییر جنسیت، مورد جالب یک قاضی موفق آلمانی به نام «دانیل شربر» است که بعد از اینکه دچار این هذیان شد، کتابی هم در مورد تجربه‌اش نوشت. او تصور می‌کرد که اشعه‌هایی که از خدا صادر می‌شود، تن آن را زنانه کرده است.

مورد عجیب «مری مالون»

شهرت از راه‌های مختلف، به سراغ انسان‌ها می‌آید. گاهی این شهرت خوشایند است و گاهی کاملا ناخوشایند و غیرمترقبه. داستان مشهور شدن یک زن ایرلندی مهاجر آمریکا هم در نوع خود شنیدنی است.

مری مالون Mary Mallon در ۲۳ سپتامبر سال ۱۸۶۹ در ایرلند به دنیا آمد. او در سال ۱۸۸۴ به آمریکا مهاجرت کرد و بین سال‌های ۱۹۰۰ تا ۱۹۰۷ به عنوان آشپز در نیویورک مشغول به کار شد.

در سال ۱۹۰۱، او به عنوان آشپز در یکی از خانه‌های نیویورک مشغول به کار شد، بعد از کمتر از ۲ هفته، اشخاص مقیم در خانه، به تیفوئید مبتلا شدند. سپس او به خانه دیگر در منهتن رفت و در آنجا هم بعد از مدت کوتاهی اعضای خانواده، علایم تب و اسهال را بروز دادند و کارگر لباسشوی خانه به خاطر این بیماری جان خود را از دست داد. بعد از این قضیه او آشپزی یک وکیل را به عهده گرفت، به زودی هفت نفر در خانه محل سکونت این وکیل به تیفوئید مبتلا شدند. در سال ۱۹۰۶ او کاری در لانگ آیلند گرفت، و باز هم در کمال شگفتی ۶ نفر از ۷ عضو خانواده، گرفتار تیفوئید شدند.

مری آدم بدشانسی بود، هر جا می‌رفت، بعد از مدتی سر و کله بیماری تیفوئید ظاهر می‌شد. مری هم مجبور بود ماه‌های زیادی را صرف مراقبت از ساکنان خانه کند. خوشبختانه مری خودش بیمار نمی‌شد، وگرنه اوضاع بدتر می‌شد.

اما این قضیه رفته‌رفته خیلی‌ها را مشکوک کرد. چرا مری و تیفوئید این اندازه با هم قرین شده بودند؟ مری که سالم تندرست بود و قائدتا نقشی در انتقال بیماری نمی‌بایست داشته باشد! برای بررسی بیشتر، «جورج سوپر»، یک پژوهشگر بیماری تیفوئید، مأمور بررسی این مورد شد، اما مری از دادن نمونه ادرار و مدفوع امتناع می‌کرد. سوپر، اما بسیار مشکوک شد که خود خانم مالون، منتقل‌کننده بیماری باشد، او نتیجه یافته‌های خود را در شماره ماه ژوئن مجله پزشکی آمریکا JAMA در سال ۱۹۰۶، ‌منتشر کرد.

بیماری تیفوئید که حصبه یا تب روده‌ای هم نامیده می‌شود، به خاطر خوردن آب و غذای آلوده به عامل بیماری عین باکتری سالمونلا تایفی،  منتقل می‌شود. علایم بیماری شامل تب بالا، عرق‌ریزش زیاد، اسهال و همچنین به صورت کمتر شایع، یک سری ضایعات پوستی خاص هستند. بعضی از اشخاص «ناقل سالم بیماری» هستند. آنها غالبا کسانی هستند که از یک دوره بیماری جان به در برده‌اند، اما میکروب در بدن آنها باقی می‌ماند بدون اینکه علایم یا بیماری ایجاد کند. ناقل‌ها به ترشح میکروب در ادرار و مدفوع خود ادامه می‌دهند.

تصور می‌رود که مری مالون از طریق مادرش، به صورت مادرزادی آلوده به عامل بیماری شده بود و مبدل به یک ناقل سالم بیماری شده بود. مری مالون، در واقع، نخستین شخصی بود که در ایالات متحده و اصلا در دانش پزشکی به عنوان ناقل سالم بیماری تیفوئید شناخته شد. به زودی به او لقب «مری تیفوئیدی» هم داده شد. از بد ماجرا او آشپز هم بود و تخمین زده می‌شود که او در طی اشتغال به حرفه آشپزی، ۵۳ نفر را به بیماری مبتلا کرد که از این میان سه نفر، فوت کردند.

اما انگشت‌نما شدن مری مالون، بیشتر به خاطر این بود که همه گاه نقشش را در انتقال بیماری و درگیر کردن مردم به شدت منکر می‌شد و قبول نمی‌کرد که از آشپزی دست بکشد. طوری که مقامات مسئول بهداشت آمریکا مجبور شدند، دو بار او را به زور قرنطینه کنند.

«سوپر» که یک بار از مری مالون جواب رد شنیده بود، بعدا باز هم برای بررسی بیشتر به سراغ مری رفت. اما مری باز هم حاضر به همکاری نشد. البته شاید این امتناع چندان که فکر می‌کنیم، غیرمنطقی نباشد، آخر، مری یک بار نزد یک شخص دیگر آزمایش داده بود و در آن آزمایش هیچ نشانی از دفع عامل بیماری، در او پیدا نشده بود. به علاوه در آن زمان اصلا مفهوم «ناقل سالم بیماری» در پزشکی تعریف نشده بود و باید تا حدی هم حق را به مری بدهیم که نتواند به خود بقبولاند که عامل این هم بدبختی برای دور و بری‌های خود است. در این میان رفتار نه چندان مؤدبانه «سوپر» با او و همچنین تحقیرش به عنوان یک ایرلندی مهاجر، در عدم همکاری مری نقش زیادی داشت.

اما سوپر مأیوس نشد، و بعدها، در برخوردی که در یک بیمارستان با او داشت، به او گفت که قصد دارد کتابی درباره او بنویسد و همه حقوق این کتاب را به او بدهد. مری از این پیشنهاد عصبانی شد و آن را رد گرفت و تا زمانی که سوپر در بیمارستان بود، خودش را دستشویی بیمارستان حبس کرد!


مری مالون – نفر جلویی- در طی نخستین قرنطینه‌اش

مقامات دپارتمان بهداشت نیویورک به فکر چاره دیگری افتادند و رئیس این دپارتمان دکتر «سارا ژوزفین بیکر» با مری صحبت کرد و سعی کرد متقاعدش کند، اما او باز هم قبول نکرد و به او گفت که تصور می‌کند قوانین برای کسی که عمدا مرتکب کار اشتباهی نشده، ظالمانه است.

به همین خاطر دکتر بیکر چند روز بعد با چند افسر پلیس به سراغ او آمد و مری مالون را توقیف کرد. به زودی ثابت شد که او یک ناقل سالم بیماری است، آنها توانستند با استفاده از یکی از بندهای قانون، او را سه سال در یکی از بیمارستان‌های منطقه، قرنطینه کنند.

بعد از گذشت سه سال، مقامات بهداشتی تصمیم گرفتند به شرط اینکه مری قول بدهد که دیگر آشپزی نکند و به صورت مسئولانه به توصیه‌هایی که برای جلوگیری از انتقال بیماری به او می‌شود، عمل کند، آزاد شود. مری هم که برای آزادی لحظه‌شماری می‌کرد، بی‌درنگ این شروط را پذیرفت و سرانجام او در فوریه سال ۱۹۱۰ آزاد شد.

به مری کاری داده شد که دستمزدش پایین‌تر از دستمزد معمول یک آشپز بود. بعد از مدتی مری نتوانست در برابر وسوسه بازگشت به کار مورد علاقه‌اش مقاومت کند و با اختیار کرد یه نام مستعار -مری براون- در یک بیمارستان زنان مشغول به کار شد. در سال ۱۹۱۵، ۲۵ نفر در این بیمارستان، مبتلا به بیماری شدند که یکی از آنها درگذشت.

مجددا مسئولان، رد او را گرفتند و او را بازداشت کردند و او را به قرنطینه باز گرداندند. مری مالون باقی عمرش را در قرنطینه گذراند.

اما این ماجراها باعث شد، مری مالون برای خودش شهرتی دست و پا کند و بارها روزنامه‌نگاران با او مصاحبه کنند. در اواخر عمر به او اجازه داده شد به عنوان یک تکنسین در یکی از آزمایشگاه‌های محل قرنطینه، کار کند.

مری در نوامبر سال ۱۹۳۸ در ۶۹ سالگی مرد. علت مرگ او ذات‌الریه (پنومونی) بود. شش سال پیش‌تر از مرگ، مری، سکته مغزی کرده بود و فلج شده بود.

مری تا روز مرگش ناقل بیماری بود، اتوپسی او نشان داد که او در کیسه صفرایش باکتری عامل بیماری را دارد. جسد او سوزانیده شد و خاکسترش در گورستانی در برونکس، دفن شد.

تا قبل از مورد عجیب مری، چیزی به عنوان ناقل سالم بیماری تیفوئید در دانش پزشکی، شناخته نشده بود. و بنابراین راهبردی برای برخورد با ناقل‌های سالم تیفوئید هم وضع نشده بود. البته بیشتر مرارت‌هایی که  مری تحمل کرد، نتیجه بی‌خردی خودش بود، او با وجود اینکه می‌دید اطرافیانش مرتب به تیفوئید مبتلا می‌شوند، اصلا مشکوک نمی‌شد و در صدد برنمی‌آمد که به حرف مسئولان بهداشت گوش کند. او مصر بود که بگوید از آنجا که سالم است و هیچ نشانی از بیماری در او دیده نمی‌شود، نمی‌تواند ناقل بیماری باشد.

مری مالون تنها کسی نبود که در سال‌های اول قرن بیستم، ناقل سالم بیمار تیفوئید شناخته شد، «تونی لابلا»، یک مهاجر ایتالیایی، هم یکصد نفر را مبتلا کرد که از میان پنج نفر فوت شدند، اما او هرگز شهرتی مری تیفوئیدی را پیدا نکرد.

امروزه «مری تیفوئیدی» دامنه استعمال گسترده‌تری پیدا کرده است و به کسانی که به امنیت کامپیوترشان اهمیت نمی‌دهند و نادانسته وپروس‌ها و برنامه‌های مخرب کامپیوتری را به سیستم‌های دیگر منتقل می‌کنند، مری تیفوئیدی اطلاق می‌شود!

اگر اینترنت پرسرعتی دارید و به این داستان علاقه‌مند شده‌اید، بد نیست، مستندی را که در مورد مری مالون تهیه شده است، از این لینک‌ها دانلود کنید و ببینید:

http://rapidshare.com/files/164768284/nova.tmdwia.part1.rar.html

http://rapidshare.com/files/164768209/nova.tmdwia.part2.rar.html

http://rapidshare.com/files/164768182/nova.tmdwia.part3.rar.html

http://rapidshare.com/files/164768264/nova.tmdwia.part4.rar.html

http://rapidshare.com/files/164768208/nova.tmdwia.part5.rar.html

http://rapidshare.com/files/164810482/nova.tmdwia.part6.rar.html

http://rapidshare.com/files/164810477/nova.tmdwia.part7.rar.html

http://rapidshare.com/files/164810644/nova.tmdwia.part8.rar.html

صفحه 4 از 54« اول...«23456»...آخر »