آرشیو مطالب دسته ‘داستان کوتاه’
۲۱ خرداد ۱۳۹۴

داستان کوتاه: مراسم اعدام از جورج اورول

4-28-2015 5-50-23 AM

جورج ارول ام مستعار اریک آرتور بلر است که در بنگال هندوستان به دنیا آمد. پدرش کارمند اداره کشف قاچاق بود و مادرش دختر یکی از بازرگانان چای در برمه. ارول در 1904 به همراه مادر و خواهرش راهی انگلستان شد. در آنجا پس از پشت سرگذاشتن دوره دبیرستان با ...

بیشتر بخوانید ...
۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

داستان کوتاهی از چخوف: نامزد و پدرجان عروس

4-28-2015 5-59-55 AM

در مجلس شب‌نشینی و رقص درییلاق، یکی از آشنایان پیوتر – پتروویچ – میلکین رو به او کرد و گفت: - شنیده‌ام، که شما زن می‌گیرید، پس چه وقت سور کلوخ اندازان دوران جوانی خودتان را خواهید داد؟ میلکین سرخ شد و جواب داد: - از که شنیده‌اید، که من زن ...

بیشتر بخوانید ...
۳۱ فروردین ۱۳۹۴

داستان کوتاه «دست راست» از آلکساندر سولژنیتسین

4-20-2015 6-11-09 PM

آلکساندر سولژنیتسین (1918-2008) دوره‌ی کودکی و جوانی را در منطقه‌ی دون گذراند و تحصیلات خود را در دانشگاه راستوف مسکو در رشته‌ی ریاضی و فیزیک به پایان برد، سپس به وسیله‌ی مکاتبه در انستیتوی تاریخ و فلسه و ادبیات مسکو به ادامه‌ی تحصیل ...

بیشتر بخوانید ...
۱۶ تیر ۱۳۹۳

داستان کوتاه انشاء از آنتونیو سکارمتا

7-7-2014 7-39-07 AM

آنتونیو سکارمتا اهل شیلی است و پس از کودتای پینوشه در آلمان، زندگی می‌کرد، اما در سال 1989 سرانجام به وطنش بازگشت. سکارمتا که گذشته از نویسندگی، کارگردانی فیلم هم می‌‌‌‌کند. او بین سال 2000 تا 2003 سفیر شیلی در آلمان شد. نمایشنامه منتشرنشده به ...

بیشتر بخوانید ...
۶ تیر ۱۳۹۳

داستان کوتاه: نمیر شاعر!

6-27-2014 10-16-33 AM

نویسنده: آنتونیو سکارمتا - مترجم: مدیا کاشیگر گروهی نظامی، راه را در نزدیکی خانه‌‌‌‌‌ی نرودا بسته بودند. پشت سرشان، کمی دورتر، چراغ آژیر کامیونی ارتشی بی‌‌‌‌‌صدا می‌‌‌‌‌چرخید. بارانی سبک می‌‌‌‌‌بارید، یکی از آن باران‌‌‌‌‌های ...

بیشتر بخوانید ...
۱۷ خرداد ۱۳۹۳

داستان کوتاهی از آنتوان چخوف: شادی

4-24-2014-1-40-06-AM

در این پست می‌خواهم یک داستان بسیار کوتاه از نویسنده مورد علاقه‌ام -چخوف- را به شما به اشتراک بگذارم. این داستان مفرح و در عین حال پندآموز است و طعنه‌ای می‌زند که به انسان‌های بی‌هویتی در جامعه که هر شهرتی و هر نوع مطرح‌شدنی در جامعه، باعث ...

بیشتر بخوانید ...
۹ خرداد ۱۳۹۳

داستان کوتاه: چهره‌ غمگین من از هانریش بل

5-30-2014 9-17-25 AM

هاینریش بل Heinrich Boll، نویسنده مطرح آلمانی و برنده جایزه نوبل ادبی است. او در ۲۱ دسامبر سال ۱۹۱۷ میلادی در حالی که جنگ جهانی اول ماههای پایانی عمر خود را می‌گذراند، در شهر کلن به دنیا آمد. بل پانزده ساله بود که آدولف هیتلر به قدرت رسید. بیشتر آثار ...

بیشتر بخوانید ...
۳ اسفند ۱۳۹۱

هدیه وبلاگ «یک پزشک»: داستان مصور «ماشین پرواز» از ری بردبری

02-21-2013 03-03-04 AM

خرداد ماه امسال، ما یکی از بزرگ‌ترین نویسنده‌های علمی-تخیلی را از دست دادیم: ری بردبری. خوانندگان وفادار یک پزشک شاید بدانند که من چه میزان به ری بردبری علاقه‌مند هستم. برای نمونه به این پست‌ها توجه کنید: - ری بردبری و فارنهایت ۴۵۱ - معرفی ...

بیشتر بخوانید ...
۲۱ مهر ۱۳۹۱

داستان علمی- تخیلی: مسئله شطرنج

10-12-2012 11-30-22 AM

نوشته و.کاماروف، ترجمه رضا رضایی: سفینه «اومیکرون» با 12خدمه و 360 مسافر به ‌مقصد مگوس در پرواز بود. کاپیتان ‌مینگ و ناوبر گاسکوسدی در سکوت به صفحه کامپیوتر خیره شده‌ بودند و هر دو می‌فهمیدند که اوضاع نومید کننده است. همان‌لحظه‌ای که ابرفضا ...

بیشتر بخوانید ...
۲۹ مرداد ۱۳۹۱

هدیه هفت سالگی وبلاگ «یک پزشک»: داستان کوتاه «میراث‌های گسسته»

08-18-2012 12-09-462 PM

همان طور که در پست قبلی گفتم، امروز وبلاگ «یک پزشک» هفت ساله شده است، به این مناسبت داستان کوتاهی را که پنج‌شنبه هفته قبل نوشته بودم، تقدیمتان می‌کنم: میراث‌های گسسته نوشته علیرضا مجیدی پاول و مارتین: مثل همیشه توصیه «مارتین» فایده‌ای ...

بیشتر بخوانید ...
۲۳ تیر ۱۳۹۱

داستان علمی – تخیلی – قانون اول روبوتیک

07-12-2012 01-29-12 PM

از این هفته سعی می‌کنم هر هفته روزهای جمعه یک داستان کوتاه علمی-تخیلی برایتان در یک پزشک بگذارم. داستانی که می‌خوانید از شماره آذر 65 مجله دانشمند انتخاب شده است و تصور می‌کنم پیش از این در اینترنت (لااقل به صورت متن) قرار داده نشده ...

بیشتر بخوانید ...
۱۳ خرداد ۱۳۹۱

یک داستان کوتاه: رونوشت برابر اصل

06-01-2012 01-09-54 PM

برای امروز که آنلاین نیستم، یک داستان کوتاه که آذر سال 1368 در مجله دانشمند منتشر شده بود، برایتان انتخاب کرده‌ام. امیدوارم خوشتان بیاید: رونوشت برابر با اصل نوشته نیکولای بلوخین -  ترجمه م. کاشیگر امروز - دوستان و همکاران، به نظر من ...

بیشتر بخوانید ...
۱۳ فروردین ۱۳۹۱

هدیه ویژه نوروزی وبلاگ «یک پزشک»: داستان کوتاه «آخرین پیام»

03-29-2012 09-36-57 PM

پی‌نوشت: این داستان کوتاه در روز سیزدهم فروردین سال 91 به عنوان دروغ سیزده منتشر شده بود. داستان به تمامی نوشته من -علیرضا مجیدی- است، اما در متن اولیه ادعا شده بود که داستان را ایزاک آسیموف در سال 1977 نوشته و در Isaac Asimov's Science Fiction Magazine به چاپ ...

بیشتر بخوانید ...