banner-900-x-90
سینما و تلویزیون

درگذشت علی معلم در واپسین روزهای سال

امروز عصر وقتی که مجری، می‌خواست تازه خبر مربوط به درگذشت علی معلم را شروع کند، اصلا نمی‌توانستم تصور کنم که خبر به چنین چیز غیرمترقبه‌ای ختم شود: درگذشت وی به خاطر حمله قلبی در ۵۴ سالگی! خبر فوت علی معلم در لحظه‌ای به من رسید که من در حال ورق زدن شماره نوروزی دنیای تصویر بودم!

به عنوان یک خواننده همیشگی مجله خوب دنیای تصویر، در یک آن همه آن لحظات خوبی را که علمی معلم برای ما ساخت در ذهن مرور کردم.

علی معلم البته فقط یک سردبیر نبود، او یک نویسنده، ناشر، منتقد، تهیه‌کننده، کارگردان، مجری تلویزیون و حتی بازیگر  هم بود. اما پیش از هر چیز در زندگی بسیاری از جوان‌های ایرانی با مجله‌اش، تأثیرگذار شد، مجله‌ای که امیدواریم بعد از او، به یاد او، با قدرت بسیار بیشتری چه به صورت کاغذی و چه در محیط آنلاین، به فعالیت خود ادامه دهد.

رفتن علی معلم من را برد به روزهایی ماقبل عصر نوارهای VHS، دورانی که تازه از کنکور فارغ شده بودم و می‌خواستم اطلاعات خود را در مورد سینمای روز دنیا تکمیل کنم. دورانی که تصور می‌کردم تا ابد، دیدن برخی از فیلم‌ها با توجه به دشواری تهیه آنها، برایم در حکم آرزو باشد.

خبر ناگوار رفتن معلم، من را به یاد مجله با کاغذ کاهی می‌اندازد. یه یاد دوران درخشان بیژن اشتری در این مجله، هم او که رندی در نوشتن نقد سینمایی و شاید هم ژورنالیسم را به من آموخت.

یاد جشن سینمایی/ تلویزیونی دنیای تصویر (تندیس حافظ) و اینکه معلم چقدر برای برگزاری این مسابقه کوشش می‌کرد، یاد شوخی‌های او در این جشن و سرخوشی‌اش از اینکه بر همه موانع غلبه کرده و توانسته جشنواره‌ای دیگر را برگزار کند، یاد روزهایی که سرخوشانه به جشنواره کن می‌رفت.

از سال ۱۳۷۴ تا حالا، دو دهه‌ای در کنار دنیای تصویر و علی معلم بوده‌ام، گوینده خبر فقط چند جمله را ادا کرد، اما من ناگهان در یک آن، همه رخدادهای تلخ و شیرین این دو دهه در ذهنم مرور شد.

فراز و نشیب‌ها، پیچش‌ها، شورمندی‌ها و ایست‌های دنیای سیاست در این دو دهه در ذهنم تداعی شد، چیزهایی که به صورت عجیبی بارها و بارها بر کار مجله دنیای تصویر هم تأثیر گذارد و حتی در مقاطعی باعث توقف کار مجله شد.

به ناگاه من حتی یاد همه آن کیوسک‌های مطبوعاتی افتادم که مجله را از طریق آن تهیه می‌کردم. یاد آن فروشنده مطبوعاتی افتادم که او هم در حوانی ناگهان فوت شده بود، یاد روزهایی که در استانی محروم خدمت سربازی را به شکلی طی می‌کردم و دنیای تصویر یکی از نشریاتی بود که مطبوعاتی همیشه برایم نگه می‌داشت.

خاطرات شیرین روزهایی که نزدیک خواهرم بودم را از ذهن گذراندم، روزهایی که گاهی به شوخی مجله را دیرتر به او می‌دادم، چون زمانی این مجله منبع شماره یک اطلاعاتی خواهرم در قسمت سینمایی بود و او هم که استعداد و حافظه‌ای عجیب در به خاطر سپردن همه اسامی و رویدادهای سینمایی داشت و روزهایی بعد از مطالعه مجله، با اطلاعات جانبی افزون‌تر، هنگام گفتگو، از من امتحان و آزمون اطلاعات سینمایی می‌گرفت و من برای لجبازی ظاهری دوستانه، تهدید می‌کردم که مجله را دیگر به او نمی‌دهم!

حالا در روزها آخر سال ما هستیم و مواجه هستیم با دریغ انبوه عزیزانی که در این سال از دست داده‌ایم، بیایید به احترام همه لحظات خوبی که این عزیزان از دست‌رفته برای ما ساختند و تأثیراتی که تا ابد در جامعه ایرانی گذاشته‌اند و از طریق یادگارهای فرهنگی‌شان همچنان خواهند گذاشت، لحظه‌ای درنگ کنیم و تصمیم بگیریم که در هر عرصه‌ای که فعالیت داریم، سال آینده را تبدیل به سال متفاوتی کنیم.

با وجود اینکه هنوز در ساعت اول آگاهی از خبر فوت علی معلم هستم، در حال نوشتن این یادداشت شتاب‌زده هستم و می‌دانم که نمی‌توانم حق مطلب را ادا کنم، اما تصمیم گرفتم که در یادداشتی ساده، احساسات آنی و واقعی خودم را بازتاب بدهم.

آخرین سرمقاله علمی معلم در مجله دنیای تصویر:

۳ دیدگاه

برای ارسال دیدگاه کلیک کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *