banner-05-900-x-90
اسلایدشو گوناگون

پست ویژه «یک پزشک» به مناسبت شب یلدا: یک همدلی و دوستی عجیب که ۷۳ سال پیش درست در چنین روزی شکل گرفت: داستان چارلی براون و فرانتز استیگلر

12-20-2016-10-19-02-pm

عادت نداریم که در «یک پزشک»، مطلب تکراری بگذاریم، حتی به خاطر تبریک شب یلدا. به همین خاطر به جای تعارفات و آرزوهای معمول، داستانی واقعی برایتان نقل کنم که روح شب یلدای ما و نیز کریسمس‌ای که بسیار نزدیک است، در آن مستتر است.

دقت به این داستان در این وانفسای ترور و مناقشات جهانی، می‌تواند بسیار مهم باشد و نشان بدهد که ما انسان‌ها اگر بخواهیم، چگونه می‌توانیم انسانیت خود را حفظ کنیم.

داستان اتفاقا دقیقا در چنین روزی در ۲۰ دسامبر سال ۱۹۴۳ رخ داد. در اوج درگیری‌های جنگ جهانی، یک خلبان آمریکایی به نام چارلی براون، عضو گروه ۳۷۹ دفاع هوایی کیمبلتون، سوار هواپیمای B-17F شد. او پسر یک کشاورز از ویرجینیای غربی بود.

آنها به روی شهر برمن رفتند و در پی بمباران یک کارخانه تولید هواپیما بودند، اما این مرکز توسط ۲۵۰ توپ ضدهوایی به شدت محافظت می‌شد و در نتیجه هواپیمای او خیلی زود هدف توپخانه ضدهوایی و هواپیماهای آلمانی قرار گرفت. همین که هواپیمای او هنوز پرواز می‌کرد، در حکم معجزه بود، قطب‌نمای او خراب شده بود و او در دل شب و آشفتگی آن هنگام، به اشتباه بیشتر در خاک آلمان جلو می‌رفت و از وطن فاصله می‌گرفت. بیشتر دم و سامانه متعادل کننده حرکات هواپیما از بین رفته بود.

12-20-2016-10-16-40-pm

در این شرایط در اردوی مقابل، در جبهه آلمان‌ها، یک خلبان آلمانی به نام فرانتز استیگلر دستور محکمی دریافت کرد که بلند شود و این هواپیمای B-17F را منهدم و ساقط کند. او تا آن زمان ۲۲ نبرد هوایی موفق داشت و اگر تنها در یک نبرد دیگر پیروز می‌شد، شایسته دریافت نشان صلیب آهنین شوالیه می‌شد.

اما این خلبان آلمانی وقتی نزدیک هواپیما شد، متوجه وضعیت بسیار خراب هواپیما شد. هواپیما تقریبا جای سالمی نداشت و بیشتر دمش خراب شده بود، مسلسل‌های هواپیما کار نمی‌کردند، دماغه هواپیما صاف شده و حفراتی در همه جای آن به چشم می‌خورد.

12-20-2016-10-16-00-pm

فرانتز که می‌دید هواپیما عملا هیچ تهدیدی برای سرزمین مادری او نمی‌تواند باشد، در یک لحظه تصمیم گرفت که به جای اینکه تیر خلاص را بزند، کار دیگری کند.

او هواپیمایش را به پهلوی هواپیمای B-17F برد. فاصله آنقدر نزدیک بود که چارلی براون را در آن وضعیت خطیر می‌دید و مشاهده می‌کرد که چطور تقلا و تکاپو می‌کند که هواپیمایش را کنترل کند.

فرانتز به چارلی علامت داد که در جهت اشتباه هواپیمایش را می‌راند، ابتدا خواست که با اشاره او را وادار به فرود آمدن در آلمان یا در خاک کشور بی‌طرف سوئد کند، اما وقتی این امر، میسر نشد، از چارلی خواست که ۱۸۰ درجه تغییر جهت بدهد.

فرانتز هواپیمای چارلی را اسکورت کرد، هواپیما و به سمت دریای شمال و انگلیس هدایت کرد. سپس با چارلی خداحافظی کرد و برگشت.

فرانتز بعد از آن به دروغ گفت که هواپیمای مورد نظر روی دریا، هدف قرار گرفته و سقوط کرده است و واقعیت را به هیچ کس نگفت.

در سوی دیگر، چارلی و سرنشینان‌های هواپیما، همه واقعیت را به مافوق‌های خود گفتند، اما به آنها دستور داده شده که این قضیه را به صورت عمومی مطرح نکنند.

۴۰ سال تمام گذشت، اما چارلی براون هرگز خلبان مهربان آلمانی را فراموش نکرده بود و می‌خواست این خلبان لوفت‌وافه را پیدا کند. بعد از سال‌ها جستجو، او توانست فرانتز را پیدا کند. فرانتز در این مدت، حتی بعد از جنگ هم با کسی صحبت نکرده بود.

سرانجام آنها چارلی و فرانتز و چند نفر از سرنشینان آن هواپیما که به لطف فرانتز زنده مانده بودند، در یک پایگاه هوایی در آمریکا در سال ۱۹۹۰ با هم دیدار کردند.

12-20-2016-10-17-47-pm

داستان نکته جالب دیگری هم دارد، بعد از جنگ چارلی به سیاتل رفته بود و فرانتز به ونکوور کوچیده بود و در این همه مدت که از هم بی‌خبر بودند، فاصله آنها تنها ۲۰۰ مایل بود.

دوستی چارلی و فرانتز از سال ۱۹۹۰ تا سال ۲۰۰۸ یعنی زمانی که این دو به فاصله چند ماه از هم فوت کردند، ادامه داشت.

بر اساس این داستان مهیج، کتابی به قلم آدام ماکوس نوشته شده و در سال ۲۰۱۲ منتشر شده است.

12-20-2016-10-16-58-pm

سال ۲۰۱۴ اعلام شد که برنامه‌هایی برای یک اقتباس سینمایی از این داستان وجود دارد. یک گروه موسیقی متال در آلبوم سال ۲۰۱۴ خود، قطعه‌ای را به نام No Bullets Fly به همین امر اختصاص داده است. یکی از قسمت‌هایی سریال NCIS هم داستانی دارد که بر همین اساس نوشته شده است.

بعد از خواندن این داستان، ناخودآگاه به یاد بخش‌هایی از سخنرانی جاودانه مارتین لوترکینگ افتادم. جملاتی که ظاهرا ما در شرایط حاضر روز به روز از آن دورتر می‌شویم، اما شاید اگر ایمان و باور به دوستی و مهربانی که چیزی نهادینه شده در بسیاری از سنت‌های ما از جمله شب یلداست، در دل ما استوارتر باشد، بتوانیم روزی به اهداف ناممکن امروزی، دست پیدا کنیم:

من خواب دیده‌ام که روزى هر مغاکى بلندى مى‌گیرد، هر کپه انباشته‌اى کوتاه مى شود، زمین‌هاى ناهموار صاف مى‌شوند، راه‌هاى کج راست مى شوند، عظمت پروردگار آشکار مى شود و همه انسان‌ها او را در کنار خود مى یابند… با این ایمان است که ما خواهیم توانست از دل کوه نومیدى و یأس، جواهر امید را برون آوریم. با این ایمان است که ما قادر خواهیم شد ناهمخوانى‌هاى ملال آور ملت خود را به همخونى دل انگیز برادرى تبدیل کنیم…و زمانى که این اتفاق افتاد، زمانى که ما گذاشتیم تا آزادى طنین دراندازد، زمانى که ما اجازه دادیم تا از هر آبادى و روستایى – و از هر ایالت و شهرى- صداى آزادى شنیده شود آنگاه ما روزى را محقق کرده‌ایم که در آن همه فرزندان خدا، اعم از سیاه و سفید، یهودى و مسیحى، پروتستان و کاتولیک بتوانند دست ها را به یکدیگر گره زنند و .. بخوانند که: «اینک آزاد! اینک آزاد! خدایا سپاس اى قادر متعادل، ما عاقبت آزادیم.»

آزاد از چه؟

آزاد از همه مقایسه‌ها و فخرفروشی‌ها و دشمنی‌ها و کشتارهای بیهوده و رها از فرمانبری بی‌پرسش از کسانی که می‌خواهند بین انسان‌ها دشمنی و عداوت همیشگی حکمفرما کنند.

جهانی بهتر ممکن است، یلدا و کریسمس، فال‌های حافظ امشب شما و داستان‌گویی من در این پست، همه بهانه‌اند!

۵ دیدگاه

برای ارسال دیدگاه کلیک کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • زنده باشی دکتر .
    ایام زندگی تان چون آرزوهایتان زیبا و متعال باشند و یلداتون نیر فرخنده. (هر چند که مناسبات برای من تنها ارزششان در بهانه قرار دادنشان جهت یک آرزو و تلاش ارزشمندشان است !)

  • سلام
    من سربازم و هر صبح باید در هر شرایطی برویم حضورمون اعلام کنیم و کلی مشکلات دیگه.
    امروز صبح با دیدن یک دسته پرنده واقعا غبطه خوردم و فکر می کردم چرا باید دنیا طوری پیش بره که احتیاج به سرباز و خشونت داشته باشه ؟؟
    به امید آزادی همه انسان ها ☺

  • ممکن است از دیدگاه افراطی ها، این کار یک خیانت محسوب شود. در جهان ما، مرز بین انسانیت با خیانت و دشمنی ها نامشخص است و انسان ها بیشتر تابع امیال و تعصبات خود هستند تا روابط انسانی. قطعا زمینه تصمیم استیگلر به آن لحظه مربوط نبوده است وگرنه در شرایط جنگ وحشی آن دوران، فرصت انتخاب بین کشتن یا نجات دادن وجود نداشت یعنی اینکه استیگلر از گذشته، مهارت های انسانی خود را پرورش داده و آن موقع، انجام چنین تصمیمی برایش کار سختی نبود.

تبلیغات بنری

pardano3

مطالب تصادفی

امروز اعلام شد که ماریو بارگاس یوسا برنده جایزه نوبل ادبیات شده است. البته ما از چند سال پیش منتظر رسیدن این جایزه به یوسا بودیم. آکادمی نوبل دلیل انتخاب یوسا را «رسم ساختارهای قدرت و تصویرسازی نافذ او از مقاومت، شورش و شکست افراد جامعه» اعلام کرده است. در وبلاگ یک پزشک پیش از […]

ادامه

توکیو: هواداران مشتاق، در هوای بارانی، منتظر خرید سومین جلد از رمان چند قسمتی ۱Q84 هاروکی موراکامی هستند و می‌خواهد بدانند که آیا کاراکترهای اصلی این رمان، به هم خواهند رسید یا نه. «شیروکوشا» که ناشر این کتاب است، انتظار دارد که در روز نخست فروش، پانصد هزار جلد از این کتاب فروخته شود، ۲۰۰ […]

ادامه

کتاب معجزه شکرگزاری نوشته «راندا برن» مترجم: وامق عسکری ویراستار: «غلامحسین سالمی» نشر صدای معاصر روز یازدهم : یک صبح فرحبخش بامدادان که از خواب برمی‌خیزید، از این که زنده‌اید، می‌اندیشید، لذت می‌برید و عشق می‌ورزید احساس خوشبختی کنید. مارکوس اورلیوس (۱۲۱-۱۸۰) امپراتور روم برای آنکه مطمئن شوید روزی که در پیش دارید روزی فرحبخش […]

ادامه

با آنـکه‌ مـمکن‌ اسـت‌ عجیب به نظر بیاید، واقعیت این است که کافی است انسان از دامن‌پوشی درآید تا‌ بـی‌درنگ به موجودی مردانه‌تر و مصمم‌تر مبدل شود. این واقعیتی است انکارناپذیر، که سراسر‌ تـاریخ بشریت گواه آن‌ اسـت‌. دامـن،انسان را به زنجیر می‌کشد و به او اجازه نمی‌دهد به طور جدی گام بردارد، در حالی […]

ادامه

پستهای محبوب یک ماه اخیر

افرادی که سریال می بینند معمولا به دو دسته کلی تقسیم می شوند : آنهایی که همزمان چند سریال را دنبال می کنند و آنهایی که تا یک سریال را به پایان نرساندند سریال دیگری را شروع نمی کنند. کسانی که اهل سریال باشند به خوبی می دانند که اعتیاد شدیدی در پشت آن پنهان […]

ادامه

سری عکس‌های برتر سال ۲۰۰۷ مجله Nature’s Best Photography را امروز به صورت اتفاقی دیدم. این مجله را با مجله NATURE معروف اشتباه نگیرید. عکس‌های برتر سال ۲۰۰۷ این مجله از لحاظ کیفیت به اعتقاد من با عکس‌های نشنال جئوگرافیک در زمینه طبیعت برابری می‌کنند. علاوه بر عکس، در این مجله مقاله‌هایی درباره حیات وحش، […]

ادامه

آیا شما کار و حرفه‌ای دارید که لازمه آن سر و کله زدن با طیف وسیعی از ارباب رجوع و مردم است؟ آیا شده که هنگام انجام این کار، با آدم‌های به کلی غیرمنطقی برخورد کنید که اعصابتان را به هم می‌ریزند؟ آیا گاهی مجبور می‌شوید که در میهمانی‌ها با یک آشنا یا فامیل دیدار […]

ادامه

فرانک مجیدی: درختان موجودات قابل احترامی هستند که بی‌شائبه زیبایی، رازآلودگی، سایه و مزایای خود را به ما ارزانی داشته‌اند. برخی از گیاهان تصاویر این پست، البته درخت نیستند، اما تصاویر اعجاب‌اوری ایجاد کردهاند که آن‌ها را در رده‌ی درختان این پست قرار دهیم. این تصاویر، دلیل خوبی است به تمام درختان مهربانِ زمین، احترام […]

ادامه

پستهای اخیر

درست است که تلگرام برای انتشار مطالب طولانی و تحلیلی، محیط مناسبی نیست، اما کمتر کسی است که باور داشته باشد، تلگرام در پوشش رسانه‌های رخددادهای مهم، ضعیف است. شما به فاصله کوتاهی از یک حادثه ورزشی، فوت یک فرد مهم، کودتا، انفجار بمب و حادثه تروریستی، در کانال‌های مختلف، آخرین اخبار حادثه را می‌توانید […]

ادامه

امروزه خریدهای پرتکرار و روتین برای بسیاری از مردم، فرایند خسته‌کننده و پر دردسری می‌باشد. با فراگیر شدن فروشگاه‌های اینترنتی، راه حلی امروزی و آسان برای خرید کردن به وجود آمد. معمولا در خریدهای آنلاین ما با دو دسته کلی محصولات برمی‌خوریم، دسته اول محصولات کم‌مصرف مثل لوازم دیجیتال، لوازم‌خانگی و… هستند و دسته دوم […]

ادامه

بعد از مدت‌ها جُنگ دیگری از لینک‌ها و مطالب جالب را در «یک پزشک» درج می‌کنم. امیدوارم اول هفته به کارتان بیاید. وب‌گرد مبتلا نام بخشی است که از سال پیش پیش در «یک پزشک» شروع کرده‌ بودم و هدف از آن جمع‌آوری و گرد هم آوردن مطالب جذابی است که هر یک به تنهایی […]

ادامه

به اعضای خانواده، دوستان و همکاران خود بنگرید. برخی از آنها اصولا اهل سیاست نیستند، اخبار سیاسی را دنبال نمی‌کنند و از مهم‌ترین اخبار سیاسی روز هم مطلع نیستند و در موسم انتخابات، رأی‌های تکانه‌ای می‌دهند یا از رأی همسر، اعضای خانواده و شخصیت‌های مشهوری که دوستشان دارند، تبعیت می‌کنند. اما بسیاری هم برای خودشان […]

ادامه