domainhostcentre
6-4-2014 2-16-45 AM
گوناگون

بازگرداندن مردگان – پروژه عکاسی الیزابت هیرت

ایزایا اوونز در حال صاف کردن چین و چروک لباس‌های جسدی ایستاده درون یک تابوت می‌گوید:

«چیزی کریه‌تر از مرگ وجود ندارد. مرگ پدیده بی‌رحمی است.»

اوونز که یک متصدی کفن و دفن در منطقه هارلم نیویورک است می‌گوید:

«آدم‌ها با مرگ وقارشان را از دست می‌دهند، اما وقتی به اینجا می‌آیند باوقار می‌شوند.» او در مرکز کفن و دفنی در تقاطع خیابان‌های لناکس و صد و بیست و یکم کار می‌کند. پیش از او این مرکز را جیمز پترسون سی و هفت ساله اداره می‌کرد که اکنون با پیراهن و شماره کوبی برایانت (بازیکن مشهور تیم بسکتبال لس آنجلس لیکرز) درون یک تابوت قرار گرفته است.

یک دوربین دیردورف بالای تابوت روی یک نردبان نصب شده و عکاسی به نام الیزابت هیرت Elizabeth Heyert (+) شاتر را می‌فشارد. در این حین اوونز با کمی فاصله در کنار تابوت ایستاده و با ترس به این اثر هنری از جهانی دیگر نگاه می‌کند. ممکن است مرگ زشت باشد، اما قطعاً عکاسی از آن خیلی ناخوشایند به نظر نمی‌رسد. اوونز پنجاه و سه ساله سی سال است که به عنوان نماینده تعمیدی کلیسا به کار کفن و دفن مشغول است. اما در آخرین سال بازنشستگی اجازه داد عکاس معروفی چون خانم هیرت، برای پروژه کتاب مصوری به نام «مردگان هارلم» از جسدها عکاسی کند.

6-4-2014 2-16-45 AM

عکس‌های الیزابت هیرت از مردگان قابل لمس، احساس‌گرا و ستایش‌گرند. نگاه او به اجساد عکس‌هایش روی کرختی و بی‌حالی گوشت بدن انسان تأکید ندارد، بلکه به دنبال یافتن هویتی زنده و قابل لمس، پشت نقاب مرگ است. البته اگر این نقاب توسط جادوگر مرده‌شوی خانه یعنی ایزایا اوونز طراحی شده باشد، در کیفیت هنری عکس‌ها مؤثر است. اوست که مرده‌ها را شیک و پیک می‌کند. حتی برای زنانی که سرطان سینه داشته‌اند، سینه‌های مصنوعی نصب می‌کند.

خود او این کار، یعنی آماده‌سازی بدن و ظاهر مردگان را با کار متصدیان موفق گریم و چهره پردازی هالیوود مقایسه می‌کند. هیرت درباره عکس‌های خود می‌گوید:

«چیزی که در این پروژه عکاسی من را به وجد می‌آورد، برداشت‌های هنری از دنیای مردگان است.» عکس‌های هیرت در کلکسیون دائمی موزه هنری متروپولیتن نگاهداری خواهند شد. هیرت چند سال پیش با خواندن مقاله‌ای در نیویورک تایمز درباره اوونز با او آشنا شد. او تاکنون بیش از سی عکس از جسدهای طراحی‌شده توسط اوونز گرفته است.

6-4-2014 2-15-59 AM

هیرت در روند کار خود فرورفته و ناپایداری انسانی و فناپذیری او را تجربه می‌کند. وقتی جسدی به مرکز وارد می‌شود، اوونز با بستگان آن جسد تماس برقرار می‌کند و نظرشان را درباره عکاسی از مرده آنها جویا می‌شود.

در صورت موافقت آنها، به هیرت تلفن می‌زند و او به سرعت خود را می‌رساند. در این زمان اوونز کار چهره‌پردازی و طراحی لباس خود را تکمیل می‌کند و هیرت از آنها عکس می‌گیرد. او عکاسی از مرده‌های اوونز را بی‌شباهت به عکاسی از زنده‌ها نمی‌داند.

«وقتی از آنها عکس می‌گیرم اصلاً حواسم نیست که آنها مرده‌اند. یک بار اتفاق تکان‌دهنده‌ای رخ داد. وقتی عکس را از درون محلول ظهور بیرون آوردم یک هاله انسانی مثل یک روح در کنار جسد قرار داشت. وحشت کرده بودم و احساس می‌کردم از کسی که واقعاً آنجا نبود عکس گرفته‌ام.»

6-4-2014 2-16-14 AM

اندیشه هیرت کمی با تصور هنری پرتره‌سازان تفاوت دارد. آخرین پروژه او در کتابی با عنوان خفتگان به چاپ خواهد رسید. او در این پروژه‌ها از اجساد به صورت برهنه عکاسی کرده است. «من به مردگان در عکس‌هایم علاقه‌مند می‌شوم. حتی با این که می‌دانم آنها هیچ حسی ندارند. اما وقتی یاد یکی‌شان می‌افتم…» اینجا هیرت سکوت می‌کند و سر تکان می‌دهد. قبل از شروع پروژه هیرت اطلاعات اندکی درباره زندگی در محله هارلم داشت، اما در زمان عکاسی با زندگی و آدم‌های آنجا نیز آشنا شد.

«البته هارلم خیلی تغییر کرده است. در واقع من از گذشته هارلم عکس می‌گیرم. تمام این مردم با زندگی جنوب شهری‌شان، وابستگی‌شان به کلیسا و لباس‌های خاص‌شان. بیست سال دیگر این گونه زندگی وجود نخواهد داشت. اغلب خانواده‌های درگذشتگان هم خوشحال می‌شوند عکس مجانی از مرده خود در لباس و ظاهر مرتب داشته باشند.»

«این عکس کمک می‌کند تا فقدان او را کمتر حس کنم.» این گفته ونه است که شوهرش -پرستون- سال گذشته درون یکی از این تابوت‌ها برای هیرت ژست گرفت تا عکس‌اش برداشته شود.

 

6-4-2014 2-17-23 AM

6-4-2014 2-17-11 AM

6-4-2014 2-16-58 AM

6-4-2014 2-16-27 AM

در بحث شرکت کنید

  • 17633
    10

    بنظرم یکم خنده داره.
    آخه چرا باید مرده بیچاره رو اینجوری لباس تنش کنند و ازش عکس بگیرند.
    یک لحظه خودمونو بزاریم جای این بندگان خدا.
    خدایشش خوشمون میاد؟
    انسان دست به چه کارایی که نمیزنه.
    ژست دست تو جیبشون منو کشته.
    من اگه بودم موقع عکس چشماشونم باز میکردم تا طبیعی تر جلوه کنه.

  • 62
    660

    چه چِندش !

  • 200
    340

    کار غیر اخلاقی بود! شاید اون مرده ها رضایت نداشته باشن.
    ضمن اینکه واقعا حا تهوع بهم دست داد :|

  • 913
    110

    جالبه فقط سیاه پوستا اجازه عکاسی دادن!

  • 264
    280

    یکی از بهترین سریال ها یعنی Six feet under دقیقا مضمون سریالش همین موضوع هست.کل سریال داخل Funeral House اتفاق میفته.این سریال فوق العاده اس و انسان رو به مرگ خیلی نزدیک میکنه.

  • 1841
    60

    عکسها جالب بودن ولی شاید بقول آقای حمید مرده ها هیچوقت همچین چیزی رو نپسندند

  • 632
    150

    دیدن این عکس ها حالت غیر قابل وصفی در ما ایجاد می کنه مخلوطی از حیرت، احترام ، نفرت ، و البته بالاتر از تمام آنها، ترس. ترس از مرگ. انگار داری به مرگ زل می زنی.
    نمی دانم … فکر کنم این کار غیر اخلاقیه به نظر من حتی بازماندگان اون مرده هم صلاحیت ندارند که اجازه این کار را بدهند. کی می گه آنها راضی هستند که از جسدشان آن هم با این شکل طراحی شده عکس بگیرند. من که راضی نمی شوم از جسدم عکس بگیرند و آخرین چیزی که برای بازماندگانم بمونه عکس جسدم باشه در حالی که عکس هایی باید باشند که تو در آنها زنده باشی که بگی وقتی زنده بودم، من چه جوری بودم.
    وقتی سوژه پست رو فهمیدم به سرعت به یاد فیلم “دیگران” آلخاندرو آمانبار افتادم که در آن فضایی قرن نوزدهمی وقتی قهرمان داستان در اتاق زیرشیروانی به آلبوم عکسی بر می خورد که آدمهای تو آن با لباس کامل خوابند اما بعد خدمتکار به اون می گه اونها خواب نیستند، مردن!