domainhostcentre
5-15-2014 10-39-07 AM
گوناگون

پزشکان در قلمرو ادبیات

شاید در نگاه نخست، نویسندگی و شاعری پزشکان، قدری دور از ذهن به نظر آید، اما نگاهی به آثار ادبی جهان نشان می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهد که برخی نوشته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های ماندگار در عالم ادبیات، زاییده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی ذهن جست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وجوگر و آفریننده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی پزشکان نویسنده و شاعر است.

«سامرست موام»، نویسنده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی مشهور انگلیسی (۱۸۷۴- ۱۹۶۵ م) که خود نیز پزشک بوده است، در زندگی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نامه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اش رابطه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی ادبیات و پزشکی را این گونه بیان می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند:

«من، برای یک نویسنده، از این بهتر آموزشی نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شناسم که او چند سالی را در حرفه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی پزشکی بگذراند زیرا پزشک، طبیعت آدمی را به طرز عریان می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بیند .»

آن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌چه در این پست می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خوانید، نگاهی است گذرا به آثار و احوال شماری از همین پزشکان که در زمینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی ادبیات و فرهنگ کوشیده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند و برخی به شهرت جهانی دست یافته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند. بعضی از این نویسندگان و آثار آنان، برای خوانندگان ایرانی هستند و در یک پزشک هم پیش از این، آنها را معرفی کرده بودیم.

به این جمع البته می‌توان پزشک-شاعرهای مشهوری مانند ابن سینا، میرزا هاشمی همدانی، حکیم باقر شیرازی، میرزا مهدی نقیب‌الممالک، میر مرتضی دهلوی، صحبت اصفهانی، هاتف اصفهانی، فریدالدین محمد عطار نیشابوری ، مظفر کرمانی، علی‌اصغر حریری، ناهید منوچهری، محمدعلی راشد، احمد محیط، اسدالله کلانتری، غلامرضا باهر ، عباس ادیب ،استاد شهریار و محمد سیاسی را هم اضافه کرد.

فریدریش فون‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شیلر (۱۷۵۹- ۱۸۰۵ م)

فریدریش فون‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شیلر (Friedrich Von Schiller)، از بزرگ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین شخصیت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های ادبی آلمان، ابتدا در رشته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی حقوق به تحصیل پرداخت اما پس از مدتی به آموختن پزشکی روی آورد. او در سال ۱۷۸۰، از تحصیل طب فراغت یافت. بعد از آن، چند سالی را به طبابت گذراند اما پس از آن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌که به شهرت ادبی دست یافت، حرفه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی پزشکی را رها کرد و به کار نوشتن تمام‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وقت پرداخت. وی در زندگی کوتاهش، افزون بر نگارش داستان، نمایش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نامه و سرودن شعر، آثار فلسفی چندی نیز از خویش به یادگار گذاشت. آثار کامل شیلر، در سال ۱۹۰۲، در هشت مجلد، در نیویورک به چاپ رسیده است .

Friedrich Von Schiller

5-15-2014 9-16-05 AM

تی.ژ.ساوژ (۱۸۵۵- ۱۹۲۵ م)

تی.ژ.ساوژ (T.J.Savage)، در سال ۱۸۷۷ در رشته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی پزشکی فارغ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌التحصیل شد. او متخصص درمان اعتیاد و الکلیسم بود. ساوژ، افزون بر طبابت، شعر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سرود. مجموعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی اشعار ساوژ، با نام رویای طبیب سال‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خورده همراه با سایر اشعار او، در سال ۱۹۲۰ به چاپ رسیده است.

آرتور کانن دویل (۱۸۵۹- ۱۹۳۰ م)

آرتور کانن دویل (Arthur Conan Doyle)، در سال ۱۸۵۹، در ادینبورگ و در خانواده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای ایرلندی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تبار کاتولیک، به دنیا آمد.
آرتور، نخست به آموختن زیست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شناسی پرداخت اما پس از آن به طب روی آورد و در سال ۱۸۵۵، از دانشگاه ادینبورگ، دکترای پزشکی دریافت نمود. پس از آن، مدتی به طبابت پرداخت. وی در رشته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی چشم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پزشکی تخصص داشت.

شهرت دویل در عالم نویسندگی به سبب نگارش داستان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های پلیسی و خلق شخصیت کارآگاهی به نام «شرلوک هولمز» و دستیارش دکتر واتسون است.

نخستین داستان او در سال ۱۸۸۷، منتشر شد و در سال ۱۸۹۲، اولین مجموعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی داستان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های شرلوک هولمز، به چاپ رسید و جمعاً پنج مجموعه از آن منتشر شد و بر شهرت دویل، افزود. وی از سال ۱۸۹۱، به نویسنده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای تمام‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌عیار بدل شد و سرانجام حرفه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی پزشکی را کنار گذاشت.

Arthur Conan Doyle

او نویسنده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای بود که برای نوشته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایش، بالاترین دستمزد را دریافت می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کرد. دویل هنگام جنگ آفریقای جنوبی (۱۸۹۹- ۱۹۰۲)، به عنوان پزشک در یک بیمارستان صحرایی به کار پرداخت و در آن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌جا، داستان جنگ بوئر (Boer War) را نوشت. پس از جنگ، او به ادینبورگ بازگشت و داستانی به نام خانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی خالی (Empty House) را به پایان رساند و نگارش داستان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های شرلوک هولمز را هم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌چنان ادامه داد.

دویل در سال ۱۸۸۴، با لوئیس هاوکینز ازدواج کرد اما زندگی مشترک آن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها طولانی نبود و همسرش در سال ۱۹۰۷ درگذشت. پس از آن پسرش را نیز در جنگ اول جهانی از دست داد و این واقعه برای او فاجعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بار بود. از آن پس دویل، بقیه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی سال‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های عمرش را به بررسی و مطالعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی امور معنوی گذراند.

برخی از داستان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های دویل عبارتند از: ماجراهای شرلوک هولمز (۱۸۹۱)، خاطرات شرلوک هولمز (۱۸۹۳) و بازگشت شرلوک هولمز (۱۹۰۴)، آخرین داستان او درباره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی شرلوک هولمز، پرونده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های شرلوک هولمز نام دارد.

دویل افزون بر نگارش داستان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های پرخواننده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی شرلوک هولمز، شعر نیز می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سرود و از او داستان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های کوتاه و تاریخی هم بر جای مانده است. سرانجام، دویل در جولای ۱۹۳۰ در اثر سکته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی قلبی در انگلستان جان سپرد.

آنتون پاولوویچ چخوف (۱۸۶۰- ۱۹۰۴ م)

آنتون پاولوویچ چخوف (Anton Pavlovich Chekhov) را از بزرگ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین نمایش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نامه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نویسان عصر حاضر دانسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند. چخوف پزشک بود. او در ژانویه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی ۱۸۶۰ در بندر کوچکی به نام تاگانروگ در روسیه به دنیا آمد.

وی فرزند دکان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌داری تنگ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دست بود. خانواده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی او شش فرزند داشت که آنتون سومین فرزند آن خانواده بود. چخوف سال‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های نخستین زندگی خود را در مغازه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی کوچک پدری، ساعت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های طولانی به کار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پرداخت. در سال ۱۸۶۷ به مدرسه رفت. خانواده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اش به سبب مشکلات مالی به مسکو رفتند و چخوف که در آن زمان شانزده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ساله بود، در زادگاهش ماند و مجبور شد برای تأمین مخارج تحصیلی خود هم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌زمان به کار بپردازد. او پس از پایان دبیرستان به دانشکده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی پزشکی مسکو راه یافت و در سال ۱۸۸۴ از آن دانشکده فارغ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌التحصیل شد و تا سال ۱۸۹۲ به طبابت پرداخت.

چخوف، از هنگامی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌که هنوز دانشجو بود، داستان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های کوتاه طنز می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نوشت و آثار او در مجلات معتبر آن زمان به چاپ می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رسید به‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌طوری‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌که تا سال ۱۸۸۶، به عنوان یک نویسنده در روسیه شهرت یافت و در ۱۸۸۸ برنده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی «جایزه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی پوشکین» شد. سال بعد نیز به عضویت کانون نویسندگان روسیه درآمد. چخوف در سال ۱۹۰۱، با هنرپیشه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای به نام اولگا کنیپر (Olga Knipper) ازدواج کرد.

اگر چه چخوف، در زمان مرگش (۱۹۰۴)، در روسیه به عنوان یک چهره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی شناخته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی ادبی بود، اما در سطح جهانی، تا سال‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها پس از جنگ اول، چندان شهرتی نداشت. پس از جنگ، آثار او به انگلیسی برگردانده و همین سبب معرفی چخوف در دنیا شد. چخوف، نویسنده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی پرکاری بود و می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توانست داستان کوتاهی را در یک ساعت یا کمتر به پایان برد.

5-15-2014 9-24-22 AM

وی مجموعاً حدود صد داستان نوشت، اما در عرصه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی نمایش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نامه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نویسی موفقیت بیشتری یافت. از معروف‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین نمایش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نامه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های چخوف باید ایوانف (۱۸۸۷)، مرغ دریایی (۱۸۹۶)، دایی وانیا (۱۸۹۹)، سه خواهر (۱۹۰۱) و باغ آلبالو (۱۹۰۴) نام برد.

برخی از داستان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های چخوف عبارتند از: زنگ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها، اتاق شماره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی ۶، در تبعید، همسایگان، مرد ناشناس و مستأجر.

شیوه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی نگارش نمایش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نامه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های چخوف را «جامعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گرایانه» دانسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند. از سال‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها پیش از این، شماری از آثار چخوف به فارسی ترجمه شده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند. در سال‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های اخیر نیز مجموعه آثار او در هفت جلد منتشر شده است .

آنتون چخوف در پانزدهم ژولای ۱۹۰۴ در آلمان جهان را بدرود گفت و در مسکو دفن گردید.

در این پست «یک پزشک» می‌توانید زندگینامه او را به صورت مشروح بخوانید.

آرتور شنیتسلر (۱۸۶۲- ۱۹۳۱ م)

آرتور شنیتسلر (Arthur Schnitzler)، روان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پزشک و یکی از نویسندگان سرشناس اتریش به شمار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رود. او در سال ۱۸۶۲ در خانواده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای یهودی در وین، به دنیا آمد. پدر او، پروفسور جان شنیتسلر، پزشک متخصص بود.

آرتور فعالیت ادبی خود را از نوجوانی آغاز کرد و در آن زمان شعرش در یک روزنامه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی معروف به چاپ رسید. وی نخستین نمایش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نامه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی خود را در سال ۱۹۱۲ نگاشت که نام آن «پروفسور برانهاردی» بود، اما نمایش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نامه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی مزبور تا سال ۱۹۱۸ اجازه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی انتشار نیافت و پس از انتشار، نیز مورد خشم و اعتراض گروه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های ضدیهود، قرار گرفت.

او در سال ۱۸۹۵، از دانشگاه وین، مدرک دکترای پزشکی خود را دریافت و پس از آن به روان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پزشکی پرداخت. آرتور در ۳۱سالگی کارش را در بیمارستان وین رها کرد و در مطب خود، تعداد اندکی بیمار را مداوا می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کرد و بقیه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی اوقات خود را به نوشتن می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پرداخت.

Arthur Schnitzler

شهرت اولیه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی ادبی شنیتسلر، بیش از همه مدیون نمایش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نامه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های اوست که به تدریج سبب معروفیت او در اتریش و آلمان شد اما داستان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های او به مراتب از نمایش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نامه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایش مهم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترند.

آرتور شنیتسلر، در اکتبر ۱۹۳۱ در وین درگذشت. احزاب نازی آلمان و اتریش، بیشتر آثار او را ممنوع اعلام کردند.

شنیتسلر در نمایش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نامه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های خود به روانکاوی شخصیت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها پرداخته است.

5-20-2011-10-13-34-AM

در مورد او پیش از این در یک پزشک، پستی منتشر کرده بودیم.

هاروی کوشینگ (۱۸۶۹- ۱۹۳۹ م)

در مورد او هم پیش از این در «یک پزشک» نوشته‌ایم. هاروی کوشینگ (Harvey Cushing)، جراح مغز و اعصاب آمریکایی در تاریخ پزشکی دنیا، چهره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی شناخته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای است و در کتاب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های پزشکی نیز یک بیماری به نام او نام‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گذاری شده است. کوشینگ کتابی دوجلدی درباره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی زندگی ویلیام اوسلر (۱۸۴۹- ۱۹۱۹ م) پزشک نام‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دار و استاد پزشکی دانشگاه مک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیل کانادا نوشت که به علت جامعیت اثر و ارزش ادبی آن، این کتاب در سال ۱۹۲۶، برنده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی جایزه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی پولیتزر گردید .

Harvey Cushing

ویلیام سامرست موام (۱۸۷۴- ۱۹۶۵ م)

ویلیام سامرست موام (W.Somerset Maugham)، داستان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نویس و نمایش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نامه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نویس مشهور انگلیسی در سال ۱۸۷۴ در پاریس به دنیا آمد.
او تا ده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سالگی والدین خود را از دست داد، ازاین‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رو، با عمویش در لندن زندگی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کرد. موام در هایدلبرگ تحصیل کرد و پس از پایان دبیرستان به آموختن پزشکی روی آورد و در بیمارستان سنت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توماس در لندن، دانش پزشکی را آموخت.

موام، از دوران دانشجویی به نوشتن پرداخت و به سبب موفقیتی که پس از نگارش رمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایش به دست آورد، سرانجام پس از مدتی از طبابت کناره گرفت و به ادبیات روی آورد.

Somerset Maugham

وی به نقاط مختلف اروپا، خاور دور و آمریکا سفر کرد. مدتی نیز در جنگ اول جهانی، به عنوان مأمور مخفی از سوی کشورش به مأموریت در روسیه رفت. موام، در آثار خود از مشاهدات و تجربیاتش، سود جسته است. وی بیش از شصت کتاب از خود به یادگار نهاد.

اسارت انسانی (۱۹۱۵)، ماه و شش پشیز (۱۹۱۹)، حاصل عمر (۱۹۳۸) و لبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی تیغ (۱۹۴۴) از آثار معروف اوست . لبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی تیغ از داستان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های مشهور سامرست موام است که در آن، نویسنده سرگذشت جوانی را روایت می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند که در جنگ اول جهانی، یکی از دوستانش به خاطر او کشته می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود و این حادثه او را تکان می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهد و به جست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وجوی یافتن پاسخ برای پرسش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های اساسی خود برمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌انگیزد.

افزون بر نگارش داستان، موام نمایش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نامه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های زیادی نیز نوشته است از جمله: یک مرد با افتخار (۱۹۰۳)، بانو فریدریش (۱۹۰۷)، اسمیت (۱۹۰۹)، کارولین (۱۹۱۶) و همسر دائمی (۱۹۲۷).

او کتابی نیز درباره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی رمان و داستان کوتاه عاشقانه نوشته است. موام در این کتاب در مورد ظرایف فنی نگارش رمان و داستان سخن گفته است. در بخش نخستین کتاب، موام ده رمان برتر دنیا را بررسی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند و درباره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی نویسندگان آن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها مطالبی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نویسد. از جمله در این کتاب می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توان راجع به جنگ و صلح (تولستوی)، باباگوریو (بالزاک)، دیوید کاپرفیلد (چارلز دیکنز)، برادران کارامازوف (داستایفسکی)، مادام بوواری (گوستاو فلوبر)، سرخ و سیاه (استاندال)، بلندی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های بادگیر (امیلی برونته)، تام جونز (هنری فیلدینگ)، موبی دیک (ملویل) و غرور و تعصب (جین استین)، نظریات موام را یافت. در بخش دوم کتاب، موام به داستان کوتاه پرداخته است و از جمله زندگی و آثار چخوف را از دیدگاه خود بررسی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند.

در مورد ایشان هم قبل از این در «یک پزشک»، پستی نوشته شده است.

لویی فردیناند سلین

او سال ۱۸۸۴ در پاریس به دنیا آمد. ۱۳ ساله بود که برای تحصیل به آلمان و انگلستان فرستاده شد و همین، زمینه‌ای برای آشنایی او با فرهنگ‌های ریشه‌دار اروپایی فراهم کرد.
پس از اخذ دیپلم، در ارتش فرانسه ثبت ‌نام کرد. جنگ جهانی اول تمام اروپا را زیر آتش گرفته بود و سلین نمی‌خواست این فرصت یگانه را برای تجربه‌اندوزی از دست بدهد. در سواره‌نظام مشغول خدمت شد. روحیه سلین فرسنگ‌ها از عافیت‌طلبی فاصله داشت. روزی لازم شد پیامی‌ به یکی از گروهان‌ها فرستاده شود. این مأموریت آن‌قدر خطرناک بود که پیک‌های همیشگی تمرد کردند و از فرمان مافوق سرپیچی نمودند.
سلین داوطلب شد و بر اسب نشست. در این مأموریت مجروح شد؛ بازوی راستش تقریباً از کار افتاد و شنوایی‌اش آسیب دید. به خاطر رشادتی که به خرج داده بود، مفتخر به دریافت مدال لیاقت شد.

هنوز جنگ تمام نشده بود که در کنسولگری فرانسه در لندن مشغول کار شد و ازدواج کرد. خیلی زود از لندن و زنش خسته شد و هر دو را ترک کرد. جنگ تازه تمام شده بود که ماجراجویی، سلین را به آفریقای غربی کشاند. شرایط سخت بیمارش کرد و مالاریا و اسهال مزمن از آفریقا فراریش داد. به پاریس بازگشت و به خاطر تسلط به زبان انگلیسی در بنیاد راکفلر مشغول شد. در همین بنیاد سخنرانی‌هایی درباره بیماری‌های ریوی و راه‌های جلوگیری از آن‌ انجام داد که مورد توجه واقع شد. این موفقیت، سلین را به پزشکی علاقه‌مند ساخت، به نحوی که سال ۱۹۲۱ تحصیلاتش را در پزشکی آغاز کرد. همچنین برای دومین بار ازدواج کرد؛ آن هم با دختر یکی از پروفسورهای بسیار معتبر در جامعه پزشکی فرانسه.

پدر همسرش درهای محافل آکادمیک را به روی او گشود. مدرکش را گرفت و مطبی باز کرد. اخذ مدرک پزشکی و آغاز به کار نویسندگی برای سلین همزمان اتفاق افتاد. چون پایان‌نامه او یک اثر ادبی نیز هست. خیلی زود مطب را تعطیل کرد، همسر دوم را هم رها کرد و به جامعه ملل در زوریخ رفت. در شغل جدیدش امکان سفرهای فراوانی برایش فراهم می‌شد. از جمله این سفرها، سفر به آمریکا بود.

Louis-Ferdinand Céline

در سال ۱۹۳۲ «سفر به انتهای شب» را منتشر کرد و نظر خوانندگان و منتقدان را به خودش جلب کرد. حالا دیگر یک نویسنده‌ حرفه‌ای بود: «بعد از سفر به انتهای شب فهمیدم پزشک بودن و همزمان نویسنده بودن کار دشواری است. از یک طرف پزشک شوخ بودن و از طرفی نویسنده خیال‌پرداز بودن زندگی را بسیار پیچیده می‌کند. می‌نوشتم و همزمان در یک درمانگاه رایگان مربوط به شهرداری کار می‌کردم. پزشک و نویسنده بودن در انظار عمومی‌ جلوه خوبی نداشت. مردم این تیپ آدم‌ها را دوست نداشتند. فکر می‌کردند این مرتیکه پشت دو تا میز نشسته، اما من فقط یک هدف داشتم و آن پزشکی بود. اگر می‌نوشتم فقط به خاطر پولش بود.»

بعدها در آخرین سال‌های زندگی‌اش وقتی از او پرسیدند: «شما برای لذت بردن از نوشتن می‌نویسید؟» جواب داد: «نخیر، هرگز! اگر پول داشتم هیچ وقت چیزی نمی‌نوشتم.»

سال ۱۹۳۶ دومین رمان بزرگش به نام «مرگ قسطی» را منتشر کرد. در این مدت، چیزهایی منتشر کرد که به خاطر گرایش‌های خاص سیاسی‌اش او را به عنوان یک اسم پرسر و صدا به جامعه ادبی اروپا شناساند. در جنگ جهانی دوم، این‌ بار به عنوان پزشک به خدمت ارتش درآمد اما وقتی کشورش فرانسه سقوط کرد، با خیال راحت به همکاری با اشغالگران پرداخت. آلمانی‌ها هم تحویلش گرفتند. آپارتمان مرفهی به او دادند و او را به سرپرستی یک کلینیک معتبر گماشتند.

روی هم رفته در دوران اشغال فرانسه زندگی راحتی داشت. اما به زودی جنگ با شکست آلمان‌ها به پایان رسید. رادیو بی‌بی‌سی او را خائن معرفی کرد و سلین فهمید که روزهای خوش به سر آمده است. اموالش را به طلا تبدیل کرد، همسر و گربه‌اش را برداشت و راهی دانمارک شد. اما به دانمارک نرسیده، دستگیر شد و به زندان افتاد. ۱۴ ماه در زندان بود تا این‌که به خاطر رشادتش در جنگ اول مورد عفو دولت فرانسه قرار گرفت.

5-15-2014 11-14-25 AM

سلین در ۷۰ سال زندگی‌اش آثار فراوانی منتشر کرد که مهم‌ترین آن‌ها «سفر به انتهای شب» و «مرگ قسطی» است. از هر دو ترجمه‌های ممتازی به فارسی موجود است. سلین به خاطر موضع سیاسی عجیبش، اغلب مطرود بود و آزار زیادی متحمل شد. او در ۱۹۶۱ بدرود حیات گفت. پس از جنگ دوم دیگر روی آرامش را ندید. در همان سال‌های آخر به خبرنگاری گفته بود: «نمی‌توانم بگویم از زندگی لذت می‌برم، نه، در واقع دارم تحملش می‌کنم، چون زنده‌ام و نفس می‌کشم و مسؤولیت‌هایی دارم.» وقتی از او پرسیدند چه امید و آرزویی داری، جواب داد: «هیچ امیدی به هیچ چیزی ندارم. البته یک آرزو دارم: دلم می‌خواهد هرچه راحت‌تر و بی‌دردسرتر بمیرم.»

میکوچی سایتو (۱۸۸۲- ۱۹۵۳ م)

میکوچی سایتو (Mokichi Saito) روان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پزشک ژاپنی، در سال ۱۹۱۰ از دانشکده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی پزشکی دانشگاه سلطنتی توکیو، دکترای پزشکی خود را دریافت کرد. او شعر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سرود و از وی آثار زیر منتشر شده است:

اشعار (Poems) 1975
نورهای سرخ (Red Lights) 1989

Mokichi Saito

ویلیام کارلوس ویلیامز (۱۸۸۳- ۱۹۶۳ م)

ویلیام کارلوس ویلیامز (William Carlos Williams)، شاعر، مقاله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نویس و نویسنده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی داستان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های کوتاه، پزشک متخصص کودکان و آمریکایی بود. وی به خاطر نگارش اثر برجسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی خود به نام پاترسون (Paterson)، منظومه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای در پنج کتاب، برنده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی جایزه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی پولیتزر (Pulitzer) گردید.

ویلیامز در اشعار خود بر رویدادهای جاری روزانه تأکید دارد. وی بیش از پنجاه داستان کوتاه نیز نگاشته است که مهم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین آن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها را «آستر سفید» (The White Mute) دانسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند.

William Carlos Williams

این داستان در سال ۱۹۳۷ منتشر گردیده است. در بیشتر داستان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها، ویلیامز زندگی را از دید یک پزشک نگریسته است.

آرچیبالد ژوزف کورنین (۱۸۹۶- ۱۹۸۱ م)

آرچیبالد ژوزف کورنین (Archibald Joseph Cronin)، داستان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نویس و پزشک معروف اسکاتلندی، داستان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایی نگاشت که بر اساس آن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها، فیلم نیز ساخته شد. آثار او در زمره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی آثار پرفروش بوده است. از آثار اوست:

ستارگان به پایین می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نگرند (Stars Look Down) (1935)
دژ (The Citadel) (1937)
کلیدهای ملکوت (The Keys of the Kingdom) (1941)

Archibald Joseph Cronin

واکر پرسی (۱۹۱۶- ۱۹۹۰ م)

واکر پرسی (Walker Percy)، دانش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آموخته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی پزشکی دانشگاه کلمبیا بوده است. او گر چه کمتر به طبابت پرداخت اما در عالم نویسندگی به شهرت دست یافت. نخستین رمان او، در سال ۱۹۶۱ به چاپ رسید و نویسنده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ آن برنده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی «جایزه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی ملی کتاب» شد. نام آن رمان، اهل سینما (The Moviegoe) است. رمان معروف دیگر او، نشانگان تاناتوس (Thanatos Syndrome) نام دارد که در سال ۱۹۸۷ منتشر شده است.

Walker Percy

فرول سامس (متولد ۱۹۲۲ م)

فرول سامس (Ferrol Sams)، در جورجیا به دنیا آمد و در دانشکده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی پزشکی دانشگاه اموری (Emory) دانش پزشکی را آموخت و در سال ۱۹۴۹، از تحصیل فراغت یافت، سپس به طبابت پرداخت. افزون بر طبابت، سامس سال‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها است که داستان می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نویسد. از آثار او است:

دویدن با سوارکاران (Run with Horsemen)
نجوای رودخانه (Whisper of the River)

Ferrol Sams

ورنر فلیکس اشمیت (متولد ۱۹۲۳ م)

ورنر فلیکس اشمیت (Werner Felix Schmidet)، در سال ۱۹۵۰ از دانشگاه استانفورد، مدرک پزشکی خود را دریافت نمود و در کالیفرنیا به طبابت پرداخت. مهم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین داستان او در سال ۱۹۶۳ منتشر شد. این داستان، The Forests of Adventure نام دارد.

یاشیو ساکاب (متولد ۱۹۲۴ م)

یاشیو ساکاب (Yoshio Sakabe)، پزشک ژاپنی، داستان می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نویسد. یکی از داستان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های او به نام «اتاق کالبدشکافی شب، هفت داستان از زندگی، مرگ و امید» در سال ۱۹۹۴ منتشر شد و مورد توجه قرار گرفت.
عنوان اصلی آن Night Autopsy Room – Seven Tales of Life, Death and Hope است.

ال.ژ.شنایدرمن (متولد ۱۹۳۲ م)

ال.ژ.شنایدرمن (L.J.Shneideman)، فارغ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌التحصیل پزشکی دانشگاه هاروارد است. وی استاد پزشکی اجتماعی و خانواده در دانشکده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی پزشکی کالیفرنیا است. شنایدرمن داستان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نویس است، از آثار اوست:
پری‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های دریایی (Sea Nymphs) (1972)
همراهان، داستان کوتاه در ادبیات و پزشکی (Sequel-Short Story In Literature and Medicine) (1986)

روبین کوک (متولد ۱۹۳۹ م)

روبین کوک (Robin Cook)، چشم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پزشک است که در بوستون آمریکا، طبابت می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کرد اما به علت نویسندگی، طبابت را کنار نهاد و سپس به نویسنده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای تمام‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌عیار تبدیل شد. معروف‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین رمان او، اغما (Coma) نام دارد که بر اساس آن فیلمی ساخته شده است.

مایکل کرایتون (متولد ۱۹۴۲ م)

مایکل کاریتون (Michael Crichton)، فارغ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌التحصیل پزشکی از دانشگاه هاروارد است که هرگز به طبابت نپرداخت و به داستان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نویسی روی آورد. با «پارک ژوراسیک» او همه آشنا هستند. بسیاری از داستان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های او به صورت فیلم درآمده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند، از جمله پنج بیمار (۱۹۷۰)، مرد محتضر (۱۹۷۴)، بزرگ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین سرقت در قطار (۱۹۷۵)، کنگو (۱۹۸۰) و کره (Sphere) (1987).

5-15-2014 9-43-14 AM

مایکل پالمر (متولد ۱۹۴۲ م)

مایکل پالمر (Michael Palmer)، پزشک متخصص داخلی از دانشگاه بوستون است. او داستان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های مشهوری با بن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مایه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های پزشکی نوشته است، از آن جمله: علل طبیعی (۱۹۹۴) (از کتاب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های برگزیده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی ۱۹۹۴)، درمان (۱۹۹۵)، داروی حساس (۱۹۹۶). داستان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های او به زبان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های مختلف ترجمه شده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند.

دیوید ال.شایدرمایر (متولد ۱۹۵۱ م)

دیوید ال.شایدرمایر (David L.Schiedermayer)، در سال ۱۹۸۱، از دانشکده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی پزشکی ویسکونسین، مدرک دکترای پزشکی خود را دریافت نمود. او متخصص بیماری‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های داخلی است که افزون بر طبابت، شعر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سراید. اشعار او در سال ۱۹۹۶، منتشر شده است. عنوان اصلی آن چنین است: House Calls. Rounds and Healings

کیت اسکانل (متولد ۱۹۵۳ م)

خانم کیت اسکانل، دانش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آموخته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی پزشکی از دانشگاه میشیگان آمریکاست. او متخصص بیماری‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های داخلی و استادیار دانشکده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی پزشکی کالیفزنیاست. اسکانل داستان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نویس است. مرگ پزشک خوب (Death of Good Doctor) از داستان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های اوست که در سال ۱۹۹۹، منتشر شده است.

5-15-2014 9-45-37 AM

اروین د. یالوم

اروین دیوید یالوم(متولد ۱۹۳۱، واشنگتن دی سی، ایالات متحده آمریکا)، روانپزشک هستی‌گرا (اگزیستانسیالیسم) و نویسنده آمریکایی است. در سال ۱۹۵۶ در بوستون در رشته پزشکی و در سال ۱۹۶۰ در نیویورک در رشته روانپزشکی فارغ التحصیل شد و بعد از خدمت سربازی، در سال ۱۹۶۳ استاد دانشگاه استنفورد شد. در همین دانشگاه بود که الگوی روانشناسی هستی گرا یا اگزیستانسیال را پایه گذاری کرد. یالوم هم آثار دانشگاهی متعددی تالیف کرده است و هم چند رمان موفق دارد. او جایزه انجمن روانپزشکی آمریکا را در سال ۲۰۰۲ دریافت کرد، اما بیشتر به عنوان نویسنده رمان‌های روانشناختی، به ویژه رمان مشهور وقتی نیچه گریست شهرت دارد. به زودی در «یک پزشک» کتاب جدیدی از او را معرفی خواهم کرد.

5-15-2014 11-25-28 AM

Irvin David Yalom

خالد حسینی

خالد حسینی زاده ۴ مارس سال ۱۹۶۵ در کابل نویسنده افغان-آمریکایی است. عمده شهرت وی بابت نگارش دو رمان بادبادک‌باز و هزار خورشید تابان است. حسینی ساکن ایالات متحده است و آثار خود را به زبان انگلیسی می‌نویسد.

خالد حسینی از پدر و مادری هراتی، در شهر کابل زاده شد. مادرش معلم فارسی و تاریخ در یک لیسه (دبیرستان) بزرگ دخترانه در کابل بود. در سال ۱۹۷۶، پدر خالد حسینی به عنوان دیپلمات وزارت خارجه افغانستان، به پاریس اعزام شد و او نیز به همراه خانواده، به پایتخت فرانسه رفت.

در سال ۱۹۸۰ و به دنبال کودتای کمونیستی در افغانستان، پدر خالد حسینی از سفارت افغانستان برکنار شد. در نتیجه خانواده حسینی از ایالات متحده تقاضای پناهندگی سیاسی کردند که به آن‌ها اعطا شد. خالد حسینی به همراه خانواده‌اش در سال ۱۹۸۰ به سن خوزه در ایالت کالیفرنیا مهاجرت کرد. او درخواست پذیرش از دانشگاه سانتاکلارا (Santa Clara) کرد و از مدرسه UC در شهر سن دیگو در رشته پزشکی فارغ‌التحصیل شد. خالد از سال ۱۹۹۶ به تحصیل در رشته پزشکی داخلی مشغول شد.

5-15-2014 10-06-27 AM

خالد حسینی ازدواج کرده و دارای دو فرزند (یک پسر و یک دختر با نام‌های حارث و فرح) است.

تس گریتسن

او یک پزشک بازنشسته چینی -آمریکایی است. رمان‌های عشقی او مشهور هستند. به تازگی او به خاطر شکایت از کمپانی برادران وارن مشهور شده است، چرا که بر این باور است ساخت فیلم «جاذبه» از یکی از کتاب‌های او به همین نام الهام گرفته است.

تس گریتسن

تقی مدرسی

تقی مدرسی (زاده ۱۳۱۱ – درگذشت ۱۳۷۶) نویسنده و رمان‌نویس ایرانی بود. مدرسی رمان نویس و روانپزشک ایرانی در ۱۷ مهر ۱۳۱۱ در شهر تهران زاده شد وی در سال ۱۳۳۸ به ایالت متحده رفت و در سال ۱۳۴۳ با آن تیلر رمان نویس آمریکایی ازدواج نمود و در ۲ اردیبهشت ماه ۱۳۷۶ در شهر بالتیمور در ایالت مریلند در سن ۶۵ سالگی بر اثر بیماری سرطان درگذشت.

5-15-2014 10-20-07 AM

برخی از آثار او:
یکلیا و تنهایی او (۱۳۳۳)
شریفجان شریفجان (۱۳۴۴)
کتاب آدمهای غایب (۱۳۶۸)
آداب زیارت

استانیسواو لِم

سولاریس و مجموعه داستان‌های علمی – تخیلی یون تیخی او را بسیار مشهور هستند. جالب است بدانید که از در دهه ۱۹۴۰ به تحصیل پزشکی پرداخته بود.

او در ۱۲ سپتامبر سال ۱۹۲۱ در شهر لهستانی لوو که اکنون بخشی از خاک اوکراین است در خانواده‌ای یهودی به دنیا آمد. پدر او پزشک حنجره‌شناس بود و خود او نیز قبل از جنگ جهانی دوم به پزشکی پرداخت. بعد از جنگ دوم به شهر کراکو نقل مکان کرد و به نوشتن داستان‌های علمی-تخیلی پرداخت، چرا که دستگاه سانسور دولت لهستان این نوع ادبی را بی‌زیان تشخیص داده بود.

با این همه، نخستین رمان او، بیمارستان تبدّل، به مدت هشت سال اجازهٔ انتشار نیافت تا آن که با مرگ ژوزف استالین در سال ۱۹۵۳ و آزادی‌های نسبی فرهنگی پس از آن به چاپ رسید.

در سال ۱۹۶۱، مشهورترین اثر او سولاریس منتشر شد که دو اقتباس سینمایی توسط آندری تارکوفسکی و استیون سودربرگ)، یک اقتباس تلویزیونی و یک اقتباس اُپرایی از آن  انجام گرفت.

5-15-2014 10-25-39 AM

در مورد او توصیه می‌کنم، این پست یک پزشک را بخوانید.

یوسف ادریس

یوسف ادریس (۱۹ مه ۱۹۲۷ – ۱ اوت ۱۹۹۱) یک نویسنده داستان‌های کوتاه، رمان‌نویس و نمایش‌نامه‌نویس مصری بود. ادریس که دانش‌آموخته رشته پزشکی از دانشگاه قاهره بود، به‌عنوان یکی از نامدارترین نویسندگان و روزنامه‌نگاران دنیای عرب شناخته می‌شود. وی یکی از چهره‌های برجسته داستان کوتاه در ادبیات معاصر عرب به شمار رفته و عمده شهرت او به همین خاطر است.

ادریس در طول دوران نویسندگی‌اش، موفق به کسب جوایز متعدد ادبی از کشورهای نختلف دنیا شده بود. از وی تاکنون در حدود ۳۰ کتاب بر جای مانده که برخی از آنها به زبان‌های مختلف ترجمه شده‌اند. نخستین مجموعه داستان‌های کوتاه این نویسنده که مورد استقبال قرار گرفت، «شب‌های کم‌ارزش» (۱۹۵۴) نام داشت. ادریس در سال ۱۹۹۷ به خاطر رمان «شهر عشق و خاکستر» برنده مدال نجیب محفوظ برای ادبیات شد. معروف‌ترین اثر او نمایشنامه «الفرافیر» است.

ادریس در سال ۱۹۲۷ در استان شرقیه مصر زاده شد. پدرش کارشناس احیای اراضی بود و به همین دلیل خانواده‌اش به طور مداوم در حال نقل مکان بودند. او در چنین اوضاعی و به دور از شهر بزرگ شد.ادریس فعالیت در زمینه داستان‌نویسی را از اوایل نیمه دوم قرم بیستم آغاز کرد. او مدتی به طور منظم برای روزنامه معروف الاهرام ستون می‌نوشت.

5-15-2014 10-37-03 AM

در بیشتر آثار ادریس، گرایش زیادی به رئالیسم اجتماعی دیده می‌شود. او از لحاظ محتوا به مشکلات جامعه، زندگی محرومان و مظلومان، فقر و سنت و مدرنیسم می‌پردازد. او همچنین در آثارش، رویکردهایی مانند رئالیسم عاطفه‌گرا، انتقادی، انسانی و رمزگرا را تجربه کرده‌است.

میخائیل بولگاکف (۱۸۹۱ – ۱۹۴۰)

خالق مرشد و مارگاریتا، دل سگ، برف سیاه و مرفین و تخم مرغ‌های شوم که همگی به فارسی ترجمه شده‌اند، بولگاکف پزشک است. پیش از این در مورد او پستی در یک پزشک نوشته‌ام.

5-15-2014 10-39-07 AM

5-15-2014 11-33-57 AM

غلامحسین ساعدی

ساعدی در ۱۳ دی ۱۳۱۴ در تبریز متولد شد.  او کار خود را با روزنامه‌نگاری آغاز کرد. در نوجوانی به طور هم‌زمان در ۳ روزنامهٔ فریاد، صعود و جوانان آذربایجان مطلب می‌نوشت. اولین دستگیری و زندان او چند ماه پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ اتفاق افتاد. این دستگیری‌ها در زندگی او تا زمانی که در ایران بود، تکرار شد. وی تحصیلات خود را با درجه دکترای پزشکی، گرایش روان‌پزشکی در تهران به پایان رساند. مطبش در خیایان دلگشا در تهران قرار داشت و او بیشتر اوقات بدون گرفتن حق ویزیت بیماران را معاینه می‌کرد. ساعدی با چوب بدست‌های ورزیل، بهترین بابای دنیا، تک نگاری اهل هوا، پنج نمایشنامه از انقلاب مشروطیت، پرورابندان، دیکته و زاویه و آی با کلاه! آی بی کلاه، و چندین نمایشنامه دیگری که نوشت، وارد دنیای تئاتر ایران شد و نمایشنامه‌های او هنوز هم از بهترین نمایشنامه‌هایی هستند که از لحاظ ساختار و گفتگو به فارسی نوشته شده‌اند. او یکی از کسانی بود که تئاتر ایران را در سال‌های ۴۰-۵۰ دگرگون کرد. پس از ۱۳۵۷ ساعدی ایران را ترک کرد و در فرانسه اقامت نمود. نمایشنامه اتللو در سرزمین عجایب را در غربت نوشت. وی در روز شنبه ۲ آذر ۱۳۶۴ در پاریس درگذشت و در گورستان پرلاشز در کنار صادق هدایت به خاک سپرده‌شد.

5-15-2014 11-03-12 AM

منابع: ویکی‌پدیا – کتاب ماه ادبیات و فلسفه، دی و بهمن ۱۳۸۳ – medscape  – سایت سیمرغ

- بد نیست این پست را هم بخوانید:

پزشکان و سیاست

در بحث شرکت کنید

  • 757
    130

    خسته نباشید و دست مریزاد عرض می کنم

  • 13396
    10

    یکی از بهترین پست های یک پزشک
    در حین خواندن مطلب هی سعی می کردم اسکرول کنم بقیه را ببینم و هی جلو خودم رو میگرفتم که ارام بخوانم و کیفور شوم.
    یرخی اسم ها و چهره ها سوپرایزم کردند. :)
    سپاس دکتر

  • 13400
    10

    مطلب خیلی خوبی بود.
    البته بهرام صادقی از قلم افتاده است.

  • 400
    210

    سلام.
    خیلی عالی بود. خیلی استفاده کردیم. به نظرم خواننده مطالب فرهنگی اونقدرا هم کم نیست که بخواین از این مطالب کم کنید و به مطالب تکنولوژی اضافه کنید.
    به نظرم شاید اگه کمی خلاصه تر باشه، از حوصله خواننده خارج نمی شه و جذاب تر هست. مثلا تو این پست فقط در مورد نویسنده های شناخته شده تر (مثل خالد حسینی، شیلر و …) توضیح کامل نوشته می شد و برای بقیه لینک می دادین.
    البته خب طبیعتا تجربه یک پزشک بالاتر از این حرفاست که این مسائل رو نادیده گرفته باشه… این هم یه نظر شخصی بود.
    خیلی ممنون.

  • 7682
    20

    می‌شه به آندره برتون و لویی آراگون هم اشاره کرد. دو پزشک، شاعر و نویسنده که بنیان‌گذار سورئالیسم ادبی با توجه به نظریات فروید بودند.

  • 4599
    30

    چخوف فکر کنم ۴۰۰ تا داستان کوتاه داره، نه اینکه صد تا.

  • 13404
    10

    بسیار عالی. جمع‌آوری جامعی بود جناب دکتر مجیدی. البته گمان کنم عکسِ منوچهر آتشی به جای تقی مدرسی منتشر شده است. جهتِ نمایشِ عموم این کامنت را ننوشتم. فقط به قصدِ تشکر بود که وبلاگِ شما را تقریبن هر روز می‌خوانم. با احترام.

  • 402
    210

    دکتر! اگرچه ابن سینا بسیار بزرگ بود، اما در دنیای ادبیات و شعر حرف آنچنانی برای گفتن ندارد؛ اگر با این دیدی بخواهید حساب کنید تقریبا همه دانشمندان و علما شعر و نویسنده بوده اند

  • 241
    300

    دکتر جان دست مریزاد، خسته نباشی.
    باز بفرمایید پست فرهنگی خواننده ندارد!

  • 13407
    10

    سپاس از این پست زیبا و وزین،
    از میان همه این نویسندگان حس خوبی به غلام حسین ساعدی و داستان غریبه ای در شهر او دارم،

  • 310
    250

    درسته شما مثل این افراد نویسنده داستان یا شاعر نیستید (شایدم هستید و من خبر ندارم) ولی بگید کدومشون الگوی شما هستن و بیشتر علاقه دارید.

  • 8114
    20

    سلام
    اسم مرا هم به این لیست اضافه کنید.اولین کتاب مجوز دار من ابان امسال با عنوان اخرین قهوه تلخ از نشر پیکان منتشر شد و امیدوارم در اینده بیشتر از من نوشته و چاپ شود
    شادی باباخانی

  • 8114
    20

    با سلام
    من نیز دندانپزشک هستم و اولین کتابم ابان ماه سال قبل با نام اخرین قهوه تلخ از نشر پیکان منتشر شد امیدوارم در اینده بیشتر بنویسم.
    شادی باباخانی

    • Profile photo of علیرضا مجیدی
      1
      20.1k

      موفق باشین. کاش می‌شد فهرستی از پزشکهای ایرانی جوانی نویسنده/شاعر که کتاب‌هاشون با استقابل خوبی مواجه شده تهیه کرد.

  • 5
    3.4k

    عالی بود… اولش گفتم با معرفی سه چهار نفر پست تموم میشه ولی باورم نبود که اینقدر پزشک نویسنده داشته باشیم… کرایتون برام خیلی دور از ذهن بود… پیشنهاد میکنم کتاب خط زمان ایشون رو هم بخونید…
    واقعاً خدا قوت… بخوبی میفهمم اینجوری پستها چقدر انرژی میگیره…
    همیشه در اوج هستید دکتر جان
    پیروز و برقرار باشید

  • 313
    250

    عالی بود اما یکم طولانی، کاش همین پست رو به سه پست تقسیم میکردید تا بتونم تا آخرش بخونم.

  • 13411
    10

    با سلام و احترام
    ازمطالب ارزشمندتان استفاده شد و به یک پزشک ادیب اذری ارسال خواهد شد. باتشکر