banner-05-900-x-90
iOS topnews اپلیکشن‌ آی‌فون اندروید نرم افزار نرم‌افزارها و اپلیکیشن‌ها

مجله اپلیکیشنی یک پزشک : داستانی تخیلی به بهانه Flappy Bird

flappy-dribbble_1x

حتما شماهم یک‌بار که شده بازی Flappy Bird را برروی گجت خودتان بازی کرده‌اید و حتی اگر چنین کاری‌را انجام نداده باشید، ازاخبار و حواشی آن که مدتی پیش گردوخاکی به‌پا کرده‌بود اطلاع دارید. به‌شخص برای این بازی اهمیت خاصی قائلم و دلیلم هم کاملا مشخص است، این بازی به‌خوبی از فرش به عرش رسیدن، تقلید و تاثیراتی که یک اپلیکیشن می‌تواند برروی سازنده آن بگذارد را نشان می‌دهد و برای کسانی که می‌خواهند وارد دنیای اپلیکیشن‌ها شوند، می‌تواند بهترین الگو باشد. باما باشید.

توضیحاتی در باب داستان

پیش از شروع، باید توضیحاتی را در مورد این داستان بدهم. این داستان، کاملا تخیلی بوده و به‌هیچ وجه به داستان اصلی بازی ارتباطی ندارد. هدف از این داستان هم نگاهی ریزبینانه به طراحی یک اپلیکیشن، ایده‌پردازی، تبلیغات، تاثیرات روانی و مالی آن برای توسعه‌دهنده یا توسعه‌دهندگان و در نهایت معرفی‌شدن یک اپلیکیشن است.

بازی Flappy Bird هم از این جهت انتخاب شده‌است که توسعه‌دهنده آن با داشتن فرصت‌های فراوانی برای کسب درامد، به‌خاطر هیاهوهای فراوان و فراتر از حد تحمل، مجبور به خارج کردن بازی از استورها شد. پس هدف ما به‌هیچ‌وجه تمرکز برروی بازی Flappy Bird نیست و می‌خواهیم به ابعاد کلی ساخت یک اپلیکیشن بپردازیم.

همه‌چیز از یک ایده شروع شد

1

روزی آفتابی بود و من درحال رفتن به محل کارم بودم. درراه به ناگهان چشمم به دو نوجوان افتاد که در حال بازی با اسمارتفونشان بودند و آن‌چنان در بازی فرو رفته بودند که ازسر کنجکاوی تصمیم گرفتم نزدیک‌تر بروم و کمی آن‌هارا تماشا کنم. البته باید توضیح بدهم که من یک توسعه‌دهنده اپلیکیشن موبایل هستم و بررسی رفتار افراد هنگام کار با گجت‌هایشان، درس‌های زیادی‌را به من می‌آموزد.

خلاصه که بعد از چند دقیقه تماشای آن دو نوجوان که مشغول بازی یک گیم بسیار ساده و پیش‌پا افتاده بودند، به این نتیجه رسیدم که شاید دستگا‌ه‌ها از لحاظ سخت‌افزاری پیشرفت‌های چشم‌گیری داشته‌اند و بازی‌ها بیشتر به واقعیت نزدیک شده‌اند اما مردم حتی جوانان تشنه به گرافیک‌های سنگین هرازگاهی دوست دارند که مورد چالش قرار بگیرند تا به تماشای یک فیلم به اسم بازی بپردازند.

درآن لحظه ایده‌ای به سرم زد که من هم بازی‌ای طراحی کنم که هرچند گرافیکی ساده دارد اما به‌شدت چالش برانگیز باشد و ازآن‌جایی که این‌روزها بازی‌های رکوردزنی بسیار محبوب شده‌اند، بخش اصلی آن رکورد زدن و رقابت با سایرین باشد. بازی Angry Birds در این مورد بازی خوبی بود اما آن‌چنان چالش برانگیز نبود و به‌سادگی می‌شد مراحل آن‌را رد کرد، اما بازی نوینی بود و به‌همین دلیل بسیار فراگیر شده‌بود.

از طرفی بازی سوپرماریو هم بود که با گرافیکی ساده به شهرتی رسیده‌بود که هر استودیوبازی سازی‌ای آروزی آن‌را داشته باشد. این دوبازی را مورد ارزیابی قرار دادم و متوجه شدم که سادگی و خلاقیت می‌توانند سنگ‌بنای کار من باشند. از طرفی هم دلم نمی‌خواست که بازی من ساده باشد و هرکسی رکوردهای میلیونی بزند.

پس به این نتیجه رسیدم که باید بازی‌ای طراحی کنم که ساده و جدید باشد و از طرفی هم شدیدا چالش برانگیز به حدی که گیمر ساعت‌ها وقت بگذراند تا بتواند رکوردی مورد قبول بزند.

طراحی‌های اولیه

2

سریع به محل کارم برگشتم و شروع به طراحی یا اسکچ‌کشی کردم. ساعت‌های بسیاری را صرف طراحی کردم چرا که تا رسیدن به طرح موردعلاقه‌ام، به‌هیچ‌وجه از طراحی نمونه‌های اولیه نمی‌ترسیدم. همانطورهم که اطلاع دارید، قدم اول برای ساخت و توسعه یک اپ، طراحی آن است که شرکت‌ها و توسعه‌دهنده‌های مختلف ساعت‌های بسیاری را صرف این‌کار می‌کنند و به‌سرعت طرحی را برای شروع انتخاب نمی‌کنند.

در اولین قدم، طرح‌های بسیاری برای شخصیت یا شخصیت‌های اصلی بازی کشیدم و از طرح‌های انسان مانند تا اشکال متفاوت حیوانات را امتحان کردم. در آخر به‌این نتیجه رسیدم که پرنده‌ای ساده همچون شخصیت ماریو می‌تواند هسته بازی من‌را تشکیل بدهد و با کشیدن طرح‌های مختلف به شخصیتی رسیدم که امروز آن‌را مشاهده می‌کنید.

flappy-bird-art-620x435

پس‌از آن شروع به طراحی محیط و فضای بازی کردم. هدف من تلفیقی از سوپرماریو و محیطی بسیار سخت‌تر و چالش برانگیرتر بود. اما همه این‌ها باید ساده می‌ماندند و به‌هیچ‌وجه نباید موارد اضافی‌ای از قبیل شخصیت‌های منفی و دستگاه‌های کشنده وجودمی‌داشت. با گذاشتن همه این‌ها کنار هم به محیطی ساده اما بسیار سخت که از لوله‌هایی سبزرنگ تشکیل می‌شد رسیدم.

با گذاشتن پرنده و این مخیط ساده اما چالش برانگیر کنارهم به طراحی اولیه‌ای رسیدم که با وقت گذاشتن و بررسی‌های متفاوت، به محصولی نهایی دست پیدا کردم که شما آن‌را بازی کردید و احتمالا هنوز هم دارید بازی می‌کنید. طراحی‌ای بسیار ساده که از یک پرنده و فضا تشکیل می‌شود و شما با تپ کردن مکرر در صفحه‌نمایش باید پرنده‌مان را از میان موانع عبور دهید. این‌‌طوری بود که Flappy Bird شکل‌گرفت و در استورها قرار گرفت.

چرا بازی من این‌قدر معروف شد؟

5

سوال جالبی‌ست. راستش را که بخواهید، هنوزم نمیدانم چرا این بازی انقدر پرهیاهو و معروف شد. تنها هدف من، ارائه‌ی بازی‌ای ساده بود که امثالش چه در استور گجت‌هایی مثل اسمارتفون‌ها چه‌در کنسول‌های بازی بیشمارند. شاید دلیل اصلی معروف شدن این بازی، چالش برانگیز بودن بیش‌از حد آن بود به‌قدری که مشابه آن، آن‌چنان زیاد نبود. اما خودم براین باورم که دلیل اصلی این سروصدا به شبکه‌های اجتماعی برمی‌گردد که مانور زیادی برروی بازی دادند.

Now, when I say ‘worst smartphone game,’ I don’t mean objectively bad, lacking in quality, or all around worthless. I mean ‘worst’ in the way that Netflix NFLX +0.65% is the worst thing that happened to your reading habits, or Seamless the worst thing that happened to your diet. Flappy Bird is simply just the worst — the worst thing to happen to everything and anything you’re doing at any given moment- cnet

به خصوص شبکه‌هایی همچون فیسبوک که مردم رکوردهایشان را به نمایش می‌گذاشتند و دیگران‌را به بازی دعوت می‌کردند. از طرفی هم فیلم‌های خلاقانه یوتیوب باعث شدند که مردم یک‌بارهم که شده آن‌را بازی کنند تا دلیل ساخت این همه فیلم‌را بفهمند. به‌هرحال این روند تا جایی ادامه پیدا کرد که دیگر کنترلی برروی آن نبود و از رسانه های دیجیتالی تا روزنامه‌ها شده‌بودند Flappy Bird!

درآمد و دیگر هیچ

4

هدف هرکسی کسب درامد است و دروغ چرا، از خدایم هم بود که به‌چنین درامدی برسم. پس چرا بازی را استورها خارج کردم؟ فشار و فشا و فشار! روزانه ۵۰ هزار دلار درامدی‌ست که همه آرزوی آن‌را دارند اما این درامد برای من کافی نبود، من دوست داشتم که آرامش داشته باشم و به زندگی‌ام ادامه دهم. از طرفی هم مرا متهم به کارهایی می‌کردند، برای مثال می‌گفتند که من ازراه‌هایی برای معروف کردن و بالا بردن بازی‌ام استفاده کرده‌ام.

dead_bird_4x3

خب، آیا شما چنین کاری‌را انجام دادید؟ اصلا میتوانستید پولتان را بگیرید و کاری به حرف‌های بقیه نداشته باشید ! من …پ.ن نویسنده : برروی این قسمت از داستان خوب فکر کنید و خودتان آن‌را پرکنید. آیا شما بر این باورید که پول خوب کافی‌ست و نباید به حرف رسانه‌ها و مردم توجه کرد؟ یا عقیده دارید که اینطوری نیست و با داشتن درامدی خوب، رسانه‌ها و گفته‌های منفی می‌توانند آرامش روحی‌تان را برهم زنند؟


داستان این روزهای استور من و شما

6

داستان بالا مختصری از ساخت یک اپ تا معرفی شدن آن بود، بقیه تصمیم‌گیری آن با شما! اما داستان را که کنار بگذاریم، می‌رسیم به حال‌و روز این روز اپ‌استورهایمان. فرقیم اصلا ندارد، اندرویدی باشید یا وینفونی و به خصوص iOS ای، نصف اپ‌های موجود در استورهایمان شده فلانی بیرد و گلوله و مایلی سایروس پرنده و جغد و جادوگر و شایدم  روزی خود من!

خوب الان سوال اصلی، که چی؟ داستان Flappy Bird به من هیچ‌چیز هم اگر نیاموخته باشد، این نکته‌را بارها به من گوشزد می‌کند که موفقیت، انقلاب نیست بلکه تکمیل کردن راه بقیه‌ست. Flappy Bird برای خود انقلابی بود اما از طرفی هم تکمیل کننده و دنباله‌رو بازی‌هایی همچون سوپرماریو بود چرا که بازیکن وقتی Flappy Bird را می‌دید ناخوداگاه به یاد ماریو میافتاد و علاقه‌مند می‌شد که بازی را امتحان کند.

به شخص تا لحظه‌ای که Flappy Bird را بازی نکرده‌بودم، اصلا اطلاعاتی راجع به چالش‌برانگیز بودن آن نداشتم و فقط به خاطر محیط آن دانلودش کردم. همه این‌ها و به خصوص داستان را که کنار هم بگذاریم، می‌بینیم که توسعه‌دهنده‌ها این روزها باهوش‌تر شده‌اند. آن‌ها از عطش کاربران اطلاع دارند و می‌دانند که کنار رفتن Flappy Bird یک فرصت طلایی است، پس با کمی تغییر دادن شخصیت و محیط بازی و صدالبته اضافه کردن آپشنهای جدید، راه‌های جدیدی را برای کسب‌درامد بوجود آورده‌اند.

ما همیشه دم از خلاقیت و ابتکار می‌زنیم اما داستان بازیFlappy Bird و سیل عظیم بازی‌های مشابه، به من آموخت که گاهی هم نباید خودمان را از پا بیندازیم تا به ایده‌ای ناب و جدید برسیم، بلکه باید از شهرت بقیه و ابتکار آن‌ها استفاده کنیم (کپی نه!)، گزینه‌های خودمان را اضافه کنیم و محصولی بهتر را ارائه بدهیم چرا که این‌روزها گویا دیگر همه‌چیز وجود دارد فقط بهتر از آن وجود ندارد.

منبع تصویر اصلی : (+)

۷ دیدگاه

برای ارسال دیدگاه کلیک کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

موفقيت

تبلیغات بنری

pardano3

مطالب تصادفی

از هفته پیش تا به حال ۲ اتفاق خوب رخ داده‌اند که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم اثر مثبتی روی بخش بررسی مطبوعات «یک پزشک» می‌گذارند. در مورد اتفاق خوب اول روز جمعه نوشتم، برایتان نوشتم که اپلیکیشنی به نام اپلیکیشن «مجله» نوشته شده است که به کمک آن صاحبان تبلت‌ها می‌توانند مجلات ایرانی […]

ادامه

در متن زیر تولستوی از روزهای نخستین سینما ، از امیدواریهایش به سینما به در نمایش ایده‌ها ، افکار و تخیلات نویسندگان و از رابطه سینما و تجارت گفته است:   “خواهید دید این ماشین عجیب و غریب کوچک با آن همه تلق – تلق کردن‌هایش و با آن هندل گردانش انقلابى در زندگى ما […]

ادامه

خرداد ماه امسال، ما یکی از بزرگ‌ترین نویسنده‌های علمی-تخیلی را از دست دادیم: ری بردبری. خوانندگان وفادار یک پزشک شاید بدانند که من چه میزان به ری بردبری علاقه‌مند هستم. برای نمونه به این پست‌ها توجه کنید: – ری بردبری و فارنهایت ۴۵۱ – معرفی کتاب فارنهایت ۴۵۱ – داستان کوتاه «داس» از ری بردبری […]

ادامه

پستهای محبوب یک ماه اخیر

افرادی که سریال می بینند معمولا به دو دسته کلی تقسیم می شوند : آنهایی که همزمان چند سریال را دنبال می کنند و آنهایی که تا یک سریال را به پایان نرساندند سریال دیگری را شروع نمی کنند. کسانی که اهل سریال باشند به خوبی می دانند که اعتیاد شدیدی در پشت آن پنهان […]

ادامه

سری عکس‌های برتر سال ۲۰۰۷ مجله Nature’s Best Photography را امروز به صورت اتفاقی دیدم. این مجله را با مجله NATURE معروف اشتباه نگیرید. عکس‌های برتر سال ۲۰۰۷ این مجله از لحاظ کیفیت به اعتقاد من با عکس‌های نشنال جئوگرافیک در زمینه طبیعت برابری می‌کنند. علاوه بر عکس، در این مجله مقاله‌هایی درباره حیات وحش، […]

ادامه

آیا شما کار و حرفه‌ای دارید که لازمه آن سر و کله زدن با طیف وسیعی از ارباب رجوع و مردم است؟ آیا شده که هنگام انجام این کار، با آدم‌های به کلی غیرمنطقی برخورد کنید که اعصابتان را به هم می‌ریزند؟ آیا گاهی مجبور می‌شوید که در میهمانی‌ها با یک آشنا یا فامیل دیدار […]

ادامه

فرانک مجیدی: درختان موجودات قابل احترامی هستند که بی‌شائبه زیبایی، رازآلودگی، سایه و مزایای خود را به ما ارزانی داشته‌اند. برخی از گیاهان تصاویر این پست، البته درخت نیستند، اما تصاویر اعجاب‌اوری ایجاد کردهاند که آن‌ها را در رده‌ی درختان این پست قرار دهیم. این تصاویر، دلیل خوبی است به تمام درختان مهربانِ زمین، احترام […]

ادامه

پستهای اخیر

امروزه خریدهای پرتکرار و روتین برای بسیاری از مردم، فرایند خسته‌کننده و پر دردسری می‌باشد. با فراگیر شدن فروشگاه‌های اینترنتی، راه حلی امروزی و آسان برای خرید کردن به وجود آمد. معمولا در خریدهای آنلاین ما با دو دسته کلی محصولات برمی‌خوریم، دسته اول محصولات کم‌مصرف مثل لوازم دیجیتال، لوازم‌خانگی و… هستند و دسته دوم […]

ادامه

بعد از مدت‌ها جُنگ دیگری از لینک‌ها و مطالب جالب را در «یک پزشک» درج می‌کنم. امیدوارم اول هفته به کارتان بیاید. وب‌گرد مبتلا نام بخشی است که از سال پیش پیش در «یک پزشک» شروع کرده‌ بودم و هدف از آن جمع‌آوری و گرد هم آوردن مطالب جذابی است که هر یک به تنهایی […]

ادامه

به اعضای خانواده، دوستان و همکاران خود بنگرید. برخی از آنها اصولا اهل سیاست نیستند، اخبار سیاسی را دنبال نمی‌کنند و از مهم‌ترین اخبار سیاسی روز هم مطلع نیستند و در موسم انتخابات، رأی‌های تکانه‌ای می‌دهند یا از رأی همسر، اعضای خانواده و شخصیت‌های مشهوری که دوستشان دارند، تبعیت می‌کنند. اما بسیاری هم برای خودشان […]

ادامه

صبح را با خبر آتش‌سوزی ساختمان پلاسکو آغاز کردم، این ساختمان که زمانی نماد جاه‌طلبی و تجددطلبی تهران بود، یک روزه نابود شد و در شرایطی که تصور خوشبینانه‌ام این بود که حریق قابل مهار خواهد بود، در نهایت این حادثه با به جا گذاشتن زخمی در دل شهر و گرفتن تعداد نامعلومی از هم‌وطنان […]

ادامه