پردرآمدترین شغل آمریکایی: متخصص بی‌هوشی

رضا جمیلی: پیدا کردن شغل خوب آن هم در یک کشور غریبه برای خیلی‌ها دغدغه اصلی چه به وقت مهاجرت و چه به وقت پر کردن فرم‌های پذیرش دانشگاه‌های آن سوی آبهاست. به‌خصوص این‌روزها که خبرهای خوبی از گوشه و کنار اقتصاد جهان به گوش نمی‌رسد. یک جا بیکاری است جای دیگر صحبت از سقوط سهام. اما آن‌ها که ینگه دنیا را برای یافتن یک شغل خوب و پردرآمد نشانه رفته‌اند شاید بد نباشد قبل از هر تصمیمی آخرین گزارش اداره کار آمریکا که مربوط به ماه می ۲۰۱۳ است و همین چند روز پیش (یک آوریل) منتشر شده را نگاهی بیندازند. گزارشی که نکات خواندنی کم ندارد اما شاید ده نکته زیر از همه جالب‌تر باشد.

- چه کسی فکرش را می‌کرد که دندان‌های کج‌وکوله در آمریکا هم حسابی جیب دندانپزشکان را پر کند. متخصصان ارتودونسی با متوسط درآمد سالانه ۱۹۶۲۷۰ دلار حتی از مدیران ارشد اجرایی شرکت‌ها هم درآمد بیشتری دارند. متوسط درآمد حدود ۲۵۰ هزار مدیر ارشد اجرایی شاغل در آمریکا ۱۷۸۴۰۰ دلار است. البته باید این را هم گفت که فقط ۵۵۷۰ متخصص ارتودونسی در سراسر آمریکا مشغول راست و ریست کردن دندان‌های نافرم هستند!

4-12-2014 9-18-16 AM

- شاید سرک کشیدن به حساب‌های بانکی ورزشکاران آمریکایی در روزهایی که رقم قرارداد فوتبالیست‌های ایرانی جنجال به پاکرده خالی از لطف نباشد. متوسط درآمد یک ورزشکار حرفه‌ای در این کشور حدود ۳۹ هزار دلار در سال است! البته باورش کمی سخت است آن‌هم وقتی «لبرون جیمز» بازیکن تیم بسکتبال «میامی هیت» برای هر کوارتر یک مسابقه بیش از این درآمد دارد!

- بیشترین شغل آمریکایی‌ها فروشندگی (خرده‌فروشی) است. حدود ۴٫۵ میلیون آمریکایی فروشنده هستند. صندوقداری هم با ۳٫۳ میلیون شاغل، دومین حرفه پرجمعیت این کشور است. متوسط درآمد روزانه یک فروشنده هم ۹۷ دلار است.

- بالاترین درآمد متوسط سالانه به متخصصان بی‌هوشی تعلق دارد یعنی ۲۳۵ هزار دلار! حتی بیشتر از پزشکان جراح که ۲ هزار دلار کمتر از این درمی‌آورند.
نکته جالب دیگر اینکه درآمد نگهداری از حیوانات خانگی از درآمد نگهداری از کودکان بیشتر است. اگر کسب‌وکار شما تروخشک کردن حیوانات دیگران باشد سالی ۲۲ هزار دلار کاسب هستید!

- درآمد متوسط یک آمریکایی شاغل؛ سالانه ۴۶ هزار و ۵۰۰ دلار است. در بین ده شغل پرجمعیت آمریکا فقط درآمد پرستارها از این مقدار بیشتر است. یک پرستار سالانه چیزی حدود ۶۹ هزار دلار حقوق می‌گیرد. یک ضرب و تقسیم با دلار سه هزار تومانی نشان می‌دهد درآمد بالای ۱۷ میلیون تومان در ماه می‌تواند پاسخ خوبی برای کسانی باشد که دنبال چرایی افزایش مهاجرت پرستاران وطنی هستند!

- کم‌ترین دستمزد ساعتی را هم کارگران فست‌فودی‌ها می‌گیرند؛ هم پیتزاپزها هم کارگرهایی که ساندویچ و پیتزا سرو می‌کنند. این شغل‌ها در کنار کسانی که کارشان شستشوی سر مشتریان آرایشگاه‌هاست (فکرش را بکنید عنوان شغلتان سرشور باشد!) درآمدی کمتر از ۱۹ هزار دلار در سال دارند.

- خب شاید فکر کنید کسی که محل کارش نیروگاه هسته‌ای و کارش اپراتوری رآکتور هسته‌ای است نانش حسابی توی روغن باشد اما آن‌ها، هم از مشاوران املاک و هم از کسانی که کارشان تشریفات کفن و دفن مردگان است کمتر درآمد دارند. البته درآمدشان خیلی هم کم نیست! سالی ۷۸ هزار دلار ناقابل!

- مثل ایران خودمان که همیشه کارکنان روابط عمومی‌ها و روزنامه‌نگاران نگاه‌شان به شغل یکدیگر است و هستند خبرنگارانی که برای درآمد بیشتر، تحریریه‌ها را به مقصد میز اداره‌های روابط عمومی ترک می‌کنند در آمریکا هم مقایسه این دو حرفه‌ که ارتباط تنگاتنگی با هم دارند جالب توجه است. به ازای هر خبرنگار شاغل در روزنامه‌ها و رسانه‌های آمریکایی بیش از چهار کارشناس و مدیر روابط عمومی مشغول کار در ادارات و شرکت‌های مختلف هستند. با وجود جمعیت بیشتر اما متوسط درآمد سالانه آن‌ها چیزی حدود ۴۰ درصد بیشتر از اصحاب رسانه است! خب گویا تقدیر خبرنگارها این است که در ینگه دنیا هم باید غصه درآمد بیشتر «روابط عمومی‌ها» را بخورند.

- اما وقتی صحبت از اقتصاد می‌شود همه منتظرند ببینند خود اقتصاددان‌ها که برای کسب‌و‌کارهای مختلف نسخه می‌پیچند چند مرده حلاج‌اند! درآمد ۱۰۱ هزار دلاری یک اقتصاددان یا کارشناس اقتصادی در یک سال کاری نشان از موفقیت آن‌ها در دخل و خرج زندگی‌شان دارد. البته انتظاری هم جز این نباید داشت!

منبع