lastpass هم ایران را تحریم کرد – جنبه «تکنیکی» مسئله!

این عبارت جنبه «تکنیکی» مسئله یک اصطلاح مورد علاقه فرنگی‌هاست که اگر دوستدار فیلم‌ها و سریال‌ها باشید، بارها در دیالوگ‌ها آن را شنیده‌اید.

مختصر و مفید، فرنگی‌ها وقتی می‌خواهند بگویند که مطابق نص قانون و علیرغم بدیهی رسیدن روندی، عملا مأمورند و معذور و کار را باید نه به صورت جنبه ظاهرا عقلایی کار، بلکه به صورت رُباتیک همان طور که امر دارند، انجام دهند، از این اصطلاح استفاده می‌کنند.

این جنبه تکنیکی مسئله، در دست آدم‌های رِند، تبدیل به سلاح کارآمد و خطرناکی شده است که اگر خودمانی بگوییم با آن می‌توانند هر چیز یا کسی را بپیچانند.

امروز یکی از خواننده‌های خوبی یک پزشک به من ایمیلی زد و گفت که lastpass تحریممان کرده است و درخواست کرد که در این مورد مطلبی بنویسم.

ایشان نوشتند که کاربران ایرانی یک اعتراض فیس‌بوکی ترتیب داده‌اند، اما پاسخی که دریافت کرده‌اند، این بوده است.

«از گزارش‌دهی شما ممنونیم. متأسفانه، مشکل سیاسی و قانونی است و از ما کاری برنمی‌آید. چرا که صدور نرم‌افزارمان، به این معنی است که از نظر تکنیکی، از آمریکا خارج می‌شود و وارد ایران می‌شود.

امیدواریم که بتوانیم در آینده شما را حمایت کنیم ولی تا آن زمان پوشش ایران، غیرقانونی است

4-26-2014 7-33-45 PM


برای دوستانی که با lastpass آشنا نیستند باید بگویم که این سرویس ابزاری برای حل مشکل انتخاب پسوردهای متعدد برای سرویس‌های اینترنتی.

به هر حال حافظه همه محدودیت‌هایی دارد ولی در عین حال مجبور هستیم که برای سایت‌ها و سرویس‌های مختلف، پسوردهای متفاوت و امنی برای خود انتخاب کنیم.

بعضی‌ها دست به قمار می‌زنند و از بیم فراموش کردن پسوردها، یک پسورد واحد برای سرویس‌های مختلف انتخاب می‌کنند، غافل از اینکه با این کار در صورت هک شدن یکی از سرویس‌ها و یا پیدایش هر مشکل دیگر، امنیت همه سرویس‌های دیگرشان هم به خطر می‌افتد.

lastpass با یک پسورد «مستر»، توانایی ایجاد پسوردهای امن، رمزنگاری پسورد، ذخیره کردن آنها و امکان دسترسی به این پسوردها در پلتفرم‌ها و مرورگرهای متعدد، این مشکل را به طرز قابل توجهی حل می‌کند.

حالا در ادامه پست با لحنی متفاوت در قالب چند «پرده» شبه‌نمایشنامه‌ای با هم نگاهی دیگر به قضیه تحریم‌های اینترنتی علیه ایران می‌اندازیم.


مکان: اتاق سرور یا بخش فنی lastpass

- بیا قهوه‌ات را بخور جیمی!

- اوه، ببین چی پیدا کردم، هیچ می‌دونستی ۱٫۱ درصد کاربرامون با آی‌پی ایران می‌یان؟!

- نه! راست نمی‌گی! بذار ببینم. یعنی می‌گی اون …ها از این چیزا سردرمی‌یارن؟

- آره بابا! واسه خودشون از سرویس‌های ما استفاده می‌کنن. به موقعش هم به ریش ما می‌خندن.

- می‌گم چطوره حالشون رو بگیریم.

- نه بابا! بذار از رئیس بپرسیم.

- نظر رئیس را این طور وقتا که می‌دونی. همیشه محتاطه. مسئله‌ای نداره، فکر کنم خوشش هم بیاد از دردسرهای آینده پیشگیری کردیم.

صدای کیبورد و چند لحظه بعد:

- ر یکی از دانشگاه‌های ایران «احمد» همه توجه‌اش به صفحه موبایلش معطوف شده، احمد می‌خواهد وارد سایت goodreads شود تا چیزهایی در مورد یک کتاب تازه بنویسید و کتاب را rate کند. آن زمانی که وضع مالی خانواده‌اش بهتر بود و عادت داشت ماهی دو سه کتاب بخرد، بیشتر وارد سایت می‌شد. اما الان یک  سالی می‌شود که هیچ کتاب تازه‌ای نخریده، این کتاب آخری را هم دوستی به او هدیه داده بود و برخلاف انتظار کتاب، خیلی عالی بود.

خب، کار ساده‌ای نیست، چون دسترسی به این سایت در ایران ممکن نیست. یادش رفته بود، پس از این کار صرف‌نظر می‌کند و با خودش می‌گوید بهتر است وارد یک فوروم ایرانی در مورد اندروید شود تا ببیند کسی در مورد سؤالش پاسخی نوشته یا نه. ولی از آخرین باری که وارد سایت شده، مدت‌ها گذشته، یوزر و پسوردش یادش نمی‌آید، یادش می‌آید، احمد ولی پسوردها را با استفاده از lastpass برای خودش ذخیره کرده  است.

دقایقی بعد احمد ناامید می‌شود، گویا lastpass کار نمی‌کند و او هم اصلا حوصله ندارد که پسوردش را ریست کند.


بهیاری خسته و پا به سن گذاشته: آقای دکتر، می‌شه توی اینترنت نگاه کنین که گوشی … چه امکاناتی داره؟

- چطور؟ می‌خوای بخری؟

- آره! فروشنده ازش تعریف کرده و گفته به ازای قیمت‌اش، امکاناتش خیلی خوبه. اندروید ۴٫۳ هم داره.

- هوم! چند اون وقت؟

- گفت ۴۰۰٫ داشتم بی خیال می‌شدم که گفت می‌تونی در چند قسط بدی؟

پزشک می‌داند که آقای بهیار آه در بساط ندارد و ۴۰۰ تومان برایش پول کمی نیست. احتمالا او آرزو دارد که با گوشی از نظر ذهنی هر روز دقایقی خودش را سرگرم نگه دارد و کمی هم شده از روزمرگی دربیاید. شاید خیلی کنجکاو شده که بداند، این گوشی‌های هوشمند با صفحه‌های نمایش بزرگ چه چیز هستند.

پزشک با خودش فکر می‌کند که گوشی «چینی» احتمالا به زودی برای بهیار خسته‌کننده خواهد شد و احتمالا همان دو سه روز اول، با توجه به تحریم بودن گوگل پلی، باید توضیحاتی در مورد بازارهای واسط و چیزهای دیگر برای او بدهد.

یک لحظه با خودش فکر می‌کند که رأی بهیار را بزند و بگوید که پولش را برای خودش نگه دارد، مگر خودش با گوشی آی‌فونش چه کار می‌کند. هیچ! فقط می‌تواند ایمیل چک کند و عناوین اخبار را به زحمت چک کند. با اینترنت کند، مگر می‌شود کاری کرد؟


مکان: میز شام یک خانواده کلاس متوسط ایرانی، دو پسر خانواده با پدر و مادر پیرشان به تنهایی شام ساده‌ای را صرف می‌کنند. حرفی برای گفتن با هم ندارند. پسر بزرگ لحظاتی پیش از پدر، چند میلیونی طلب کرده بود و پدر سعی کرده بود، در پشت صورت خشک و عبوسش، چهره شرمنده و نگران خود را پنهان کند.

به همین خاطر مادر صدای تلویزیون را بالا برده و بحث را منحرف می‌کند:

- اوه! ببینید بازم این خارجیه که فارسی می‌دونه با اون لهجه‌اش اومده! چقد هم شیطون بلاست و تکیه کلامای ما رو بهتر از خودمون می‌دونه.

پدر سرش را بالا می‌آورد. پسرها هم سرشان را از روی گوشی‌های موبایل خارج می‌کنند.

گفتگویی بین «آقای فرنگی با لهجه جالب» با مجری در حال پخش است:

- وقتی که تحریم‌ها علیه ایران وضع شده بود، کاخ سفید به صورت فعال بانک‌ها، مؤسسات مالی و شرکت‌ها را از هرگونه تجارت با ایران منع کرده بود، اما به نظر می‌رسد الان علیرغم اظهار نظرهای رسمی، به خصوص در مورد لغو تحریم‌های اینترنتی، لغو تحریم‌ها به صورت «فعال» صورت نمی‌گیرد و هر شرکتی تفسیر خاص خود را دارد.

- این طور نیست و ما به صورت مؤکد از شرکت‌های فناوری خواستیم که به اینگونه تحریم‌ها پایان بدهند. اما زمانی که تحریم‌ها اجرا می‌شدند، بسیاری از شرکت‌ها برای ایمن نگه داشتن خودشون از هرگونه مشکل، از نظر تکنیکی و قانونی، دست به اقداماتی زدند که برایشان هزینه داشت و زمان‌بر هم بود. به همین خاطر اونها مطئن نیستند که چند ماه بعد آیا روند معکوسی در مورد تحریم‌های پیش می‌یاد یا نه و دوست ندارند، دوباره متحمل هزینه شوند.


کاربران ایرانی سال‌هاست که از داخل و خارج، عبارت جنبه تکنیکی را می‌شوندو با وعده‌هایی که عملی نمی‌شوند یا امیدهای بی‌سرانجام دست به گریبانند.

بعضی‌ از آنها امید زیادی به تدبیر و گشایش در آینده بسته‌اند، اکثر قریب به اتفاق آنها، آدم‌های سیاسی نیستند، آدم‌هایی هستند جوان و پرشور که می‌خواهند در دهکده جهانی به حقوقشان احترام گذاشته شود و امکاناتی مساوی با بقیه داشتند.

اما در رفتار و گفتار، شاهد پارادوکس‌های ژرفی هستند. همان غربی‌هایی که گاه برایشان دایه مهربان‌تر از مادر می‌شوند، همان‌هایی در اقدامی که بیشتر به داستان‌های علمی- تخیلی می‌ماند ادعا می‌کنند که با بالن و هواپیماهای بی‌سرنشین می‌خواهند اینترنت رایگان برای  مردم کشورهای در حال توسعه دیگر به ارمغان آورند، همان‌هایی که با نگرانی در مورد حریم خصوصی و امنیت اطلاعات کاربران حرف می‌زنند، کسانی هستند که راه را برای نصب اپلیکیشن‌های ساده، تفریحی و آموزشی بسته‌اند.

کاربران ایرانی آدم‌ها پرتوقعی نیستند و مشکلات شرکت‌ها و دولتشان را درک می‌کنند. چند هزار تومان کاهش قیمت پهنای باند اینترنت، کلی شادشان می‌کند. وقتی آی‌تونز نصفه و نیمه برایشان باز می‌شود، همه دشواری‌ها را فراموش می‌کنند.

اما نمی‌دانم همین کاربران محترم و کم‌توقع چرا گاه و بیگاه، باید با چیزهایی مثل تحریم بی معنی lastpass روبرو شوند و غم‌هایشان به آنها یادآوری شود.

بعضی از کلمات فارسی و اصطلاحات فارسی معانی زیاد در خود مستتر دارند، طوری که گاه اصلا نمی‌شود، آنها را ترجمه کرد، کاربران ایرانی گاه فکر می‌کنند که از آنها دارد سوء استفاده ابزاری می‌شود و این کار با «رندی» هر چه تمام‌تر انجام می‌شود.

اکثر ما هیچ تمایلی به ورود به این عرصه‌ها نداریم، همه امید ما این است که شرکت‌های فناوری غربی با رجوع به هدف پیدایش خود و مجسم کردن چهره هزاران کاربر ساده ایرانی، به درک تازه‌ای برسند و به جای تکیه بر «جنبه تکنیکی مسئله» به جنبه «انسانی قضیه» توجه کنند.