banner-05-900-x-90
topnews معرفی کتاب

معرفی کتاب: دیر می‌فهمیم

2-17-2014 1-47-09 AM

در «یک پزشک» بیشتر کتاب‌های داستانی خارجی را معرفی می‌کنم، سال‌ها پیش یک بار در خوابگاه دانشجویی از من پرسید که چرا همه‌اش کتاب‌های داستانی فرنگی می‌خوانی، آن زمان راستش به حاضرجوابی امروز نبودم و نمی‌توانستم بی‌درنگ پاسخی برای سؤال‌های غیرمترقبه ردیف کنم.

اما حالا که نگاه می‌کنم دلیلش را می‌دانم، افق تخیل نویسندگان فرنگی باز و نامحدود است، چون اصولا لازم نیست، ملاحظه‌کاری داشته باشند، به علاوه آنها به سبب جوامعی کتاب‌دوست و امکان حضور در کارگاه‌های ادبی و تجربه‌اندوزی شخصی، قادر به ساخت و پرداخت گستره عظیمی از کاراکترها در آثار خود هستند، کاراکترهایی که رها و آزادند، هر کاری که می‌خواهند بکنند، خوب، بد یا خاکستری باشند. بنابراین نویسنده با فراغ بال می‌تواند پزشک، پلیس و رئیس بد بسازد.

با این همه هر وقت که فرصتش پیش آمده، من آثار مشهور داستانی ایرانی را هم ورق می‌زنم و باید بگویم، عملا در هنگام این مطالعات از حضور در جوی آشنا و ملموس برای خودم لذت می‌برم.


رمان کوتاه فارسی که به تازگی بخت مطالعه‌اش داشتم، احتمالا رمانی نیست که شما پیش‌تر در مطبوعات یا سایت‌های معتبر در موردش خوانده باشید، چون تجربه اول نویسنده‌اش -خانم مانیا نیکویی– است.

تجارب اول زیبا هستند، شاید در شما تردید برای اعتماد و کنار گذاشتن وقت برای مطالعه ایجاد کنند، اما در عوض بی غل و غش هستند.

معمولا نویسندگان حرفه‌ای به مرور یاد می‌گیرند که برای افزایش فروش کتاب‌های خود، آنها را با پیرایه‌هایی تصنعی بیارایند، کاراکتر اضافه درست کنند، حوادثی دور از دامنه واقع به پیرنگ اصلی اضافه کنند، محیطهای شیک و تجملی را توصیف کنند، یا دیالوگ‌های عجیب و غریب و فیلسوفانه در کتابشان بیاورند.

استفاده از این ترفندها خلاف نیست، اما رمان دیگر آن زیبایی و معصومیت و روراستی آثار اول را ندارد.

کتاب «دیر می‌فهمیم» را که ورق می‌زدم و می‌خواندم، یاد دو داستان کوتاه خودم افتادم، یادم افتاد در نخستین تجربه‌ها، چطور نخست خط اصلی داستانی را ساختم، بعد کاراکتر اضافه کردم و بعد آنقدر کاراکترها را پیراستم و در تقابل با هم قرار دادم که عاقبت یک داستان شکل گرفت.

در همین تجربه کوتاه، البته عاشق بعضی از قهرمان‌هایی شده بودم که خودم ساخته بودم، داستانک‌های همین داستان‌های کوتاه در زمان کوتاه تحریر، پی در پی ذهنم عوض می‌شدند.

از همان تجربه کوچک دریافتم که نوشتن چه ممارستی می‌خواهد و چه آمادگی ذهنی‌ای و البته چه شهامتی!


«دیر می‌فهمیم» عنوان زیبایی دارد، طرح روی جلد زیباست، ساعتی بی‌عقربه، ساعتی که نهیب می‌زند که گویا هیچگاه شرایط و زمانه برای کاری که در نظر داریم انجامش دهیم، فراهم نخواهد شد.

2-17-2014 1-47-09 AM

نویسنده به تناسب زنانگی خود و نیز شغلش -پزشکی- کاراکترهای زنانه خلق کرده است و داستان قابل باور دختران و زنان جامعه ما را تعریف می‌کند و لوکیشن‌های بیمارستانی هم در اثرش موجودند.

انتخاب لوکیشن بیمارستان البته در آثار خانم نیکویی  از سر عادت و آشنایی و دم دوست بودن، نیست، بلکه به سبب اتمسفری است که همواره  بیمارستان‌ها و اورژانس‌ها برای نشان دادن شکل برهنه و واقعی جامعه و کنار هم قرار دادن بالادستی‌ها و فرودستان جامعه در کنار هم فراهم می‌آورند.

داستان «دیر می‌فهمیم» مصنوعی نیست، طوری که همه ما می‌توانیم درکش کنیم، دختری سرکش و مدرن، مادری که می‌خواهد به دخترش بقبولاند در شرایط موجود، همرنگ جماعت شدن، کاری منطقی است. نرگس مادری که به بار بیماری  مهلک فرزندش را به دوش بکشد- و البته فریده -بهیاری ظاهرا معمولی که در درون پوسته به شدت عادی‌اش، گذشته‌‌ای از یک جوان بااستعداد را پنهان کرده که آرمانخواهی‌اش باعث شده ، در شمار یکی از اعضای نسل سوخته قرار بگیرد.

نویسنده این کاراکترهای اصلی را در تقابل با هم و با مردان جامعه قرار می‌دهد، مردانی که به خاطر سلیقه خاص نویسنده، همه در حاشیه هستند، گویی نویسنده به این معتقد است که عملا این مادران و زنان هستند که می‌توانند به یک جامعه شکل بدهند.

نه! انتظار چرخش‌های داستانی عجیب یا ترکیب تخیل و واقعیت را در این اثر نباید داشته باشید، چون کتاب به شدت واقع‌گرا است.

وقتی کتاب تمام شد، با خودم پرسیدم که در ادامه عبارت «دیر می‌فهمیم» باید چه قرار داد؟

… که نمی‌شود ..

– … که نباید ..

– .. که دیگر دیر شده است!!

باید به نویسنده به خاطر حفظ ضرب‌آهنگ متوازنی در طول این داستان ۱۸۴ صفحه‌ای تبریک گفت و نیز به خاطر نمره قبولی در اولین اثرش.

در یک پزشک عادت داریم که لینک خرید آنلاین کتاب‌ها را قرار بدهیم، اما متأسفانه انتشارات دهسرا که این کتاب را منتشر کرده است، فروشگاه آنلاینی ندارد. به علاوه به گمانم دهسرا می‌توانست کتاب را با حروفچینی بهتری منتشر کند.

امیدوارم که نویسنده در تجارب بعدی خود، شرایط حرفه‌ای کار، مثل امکان فروش آنلاین و چاپ حرفه‌ای‌تر اثر را در نظر بگیرد. ضمن اینکه استفاده از امکانات محیط آنلاین برای عرضه دیجیتال آثار هم، گزینه بدی نیست.

به علاوه بد نیست، نویسنده ژانرها و سبک‌های متفاوت نویسندگی را هم تجربه کند، ناگفته پیداست که بعضی از ژانرها برای بیان بعضی از مقاصد مناسب‌ترند، در عین حال بر مهارت نویسنده نیز می‌افزایند.

۱۳ دیدگاه

برای ارسال دیدگاه کلیک کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

موفقيت

تبلیغات بنری

pardano3

مطالب تصادفی

در این پست، داستان کوتاهی از ایزاک آسیموف را برایتان انتخاب کرده‌ام. داستان، را اولین بار در شماره خرداد ۶۸ مجله دانشمند خواندم. فضای شاعرانه این داستان آن را از سایر نوشته‌های آسیموف متمایز می‌کند. امروز وقتی در اینترنت جستجو می‌کردم، به مطالب جالبی در مورد این داستان هم برخوردم: در سال ۱۹۶۴، مجله پلیی‌بوی، […]

ادامه

عکس‌های مربوط به کتاب و کتابخوانی را در این هفته با عکسی شروع می‌کنیم که حمید املشی ارسال کرده است: دیدن عکس در نمای بزرگ محمد قاسمیان برای ما عکس‌های نمایشگاه بین المللی کتاب فرانکفورت آلمان را که از ۱۰ تا ۱۵ اکتبر ۲۰۱۲ در حال برگزاری است، فرستاده است. بزرگترین نمایشگاه کتاب جهان، با […]

ادامه

“هیچ چیز به اندازۀ بدبختی‌ خنده‌آور نیست. … بدبختی خنده‌آورترین‌ چیز در دنیاست.” “من با ناتوانی و جهل‌ سر و کار دارم.” ساموئل بکت ۱۹۸۹-۱۹۰۶ ساموئل بکت، شاعر، داستان‌سرا، منتقد و نمایشنامه‌نویس شهیر ایرلندی، در اواخر دسامبر سال ۱۹۸۹ در سن ۸۳سالگی در پاریس‌ چشم از جهان فرو بست. پیکر وی را همانطور که‌ خود […]

ادامه

پستهای محبوب یک ماه اخیر

افرادی که سریال می بینند معمولا به دو دسته کلی تقسیم می شوند : آنهایی که همزمان چند سریال را دنبال می کنند و آنهایی که تا یک سریال را به پایان نرساندند سریال دیگری را شروع نمی کنند. کسانی که اهل سریال باشند به خوبی می دانند که اعتیاد شدیدی در پشت آن پنهان […]

ادامه

سری عکس‌های برتر سال ۲۰۰۷ مجله Nature’s Best Photography را امروز به صورت اتفاقی دیدم. این مجله را با مجله NATURE معروف اشتباه نگیرید. عکس‌های برتر سال ۲۰۰۷ این مجله از لحاظ کیفیت به اعتقاد من با عکس‌های نشنال جئوگرافیک در زمینه طبیعت برابری می‌کنند. علاوه بر عکس، در این مجله مقاله‌هایی درباره حیات وحش، […]

ادامه

آیا شما کار و حرفه‌ای دارید که لازمه آن سر و کله زدن با طیف وسیعی از ارباب رجوع و مردم است؟ آیا شده که هنگام انجام این کار، با آدم‌های به کلی غیرمنطقی برخورد کنید که اعصابتان را به هم می‌ریزند؟ آیا گاهی مجبور می‌شوید که در میهمانی‌ها با یک آشنا یا فامیل دیدار […]

ادامه

فرانک مجیدی: درختان موجودات قابل احترامی هستند که بی‌شائبه زیبایی، رازآلودگی، سایه و مزایای خود را به ما ارزانی داشته‌اند. برخی از گیاهان تصاویر این پست، البته درخت نیستند، اما تصاویر اعجاب‌اوری ایجاد کردهاند که آن‌ها را در رده‌ی درختان این پست قرار دهیم. این تصاویر، دلیل خوبی است به تمام درختان مهربانِ زمین، احترام […]

ادامه

پستهای اخیر

امروزه خریدهای پرتکرار و روتین برای بسیاری از مردم، فرایند خسته‌کننده و پر دردسری می‌باشد. با فراگیر شدن فروشگاه‌های اینترنتی، راه حلی امروزی و آسان برای خرید کردن به وجود آمد. معمولا در خریدهای آنلاین ما با دو دسته کلی محصولات برمی‌خوریم، دسته اول محصولات کم‌مصرف مثل لوازم دیجیتال، لوازم‌خانگی و… هستند و دسته دوم […]

ادامه

به اعضای خانواده، دوستان و همکاران خود بنگرید. برخی از آنها اصولا اهل سیاست نیستند، اخبار سیاسی را دنبال نمی‌کنند و از مهم‌ترین اخبار سیاسی روز هم مطلع نیستند و در موسم انتخابات، رأی‌های تکانه‌ای می‌دهند یا از رأی همسر، اعضای خانواده و شخصیت‌های مشهوری که دوستشان دارند، تبعیت می‌کنند. اما بسیاری هم برای خودشان […]

ادامه

صبح را با خبر آتش‌سوزی ساختمان پلاسکو آغاز کردم، این ساختمان که زمانی نماد جاه‌طلبی و تجددطلبی تهران بود، یک روزه نابود شد و در شرایطی که تصور خوشبینانه‌ام این بود که حریق قابل مهار خواهد بود، در نهایت این حادثه با به جا گذاشتن زخمی در دل شهر و گرفتن تعداد نامعلومی از هم‌وطنان […]

ادامه

وقتی بیماری دچار نارسایی قلبی شد، بر حسب میزان نارسایی و شرایط خاص بیمار، سه نوع درمان در پیش گرفته می‌شود: داروها- پیوند قلب یا استفاده موقت از وسایل کمکی. در دسته وسایل کمکی تا حالا وسیله عمده مورد استفاده Ventricular assist deviceها بودند. این وسیله به صورت کمکی خون را به داخل عروق پمپ […]

ادامه