دوست‌داران تئوری‌های توطئه، تفکر جادویی و خرافه در همه جا فعال هستند، در این میان نقش ما و رسانه‌ها چه باید باشد؟ بارش برف‌ سیاه مصنوعی توسط دولت آمریکا در ایالت‌های جنوبی این کشور!

امروز در یکی از سایت‌ها فرنگی مطلب جالبی خواندم که به عنوان مقدمه این پست برایتان تعریف می‌کنم:

نویسنده سایت mentalfloss امروز مطلب عجیبی را از زبان یکی از دوستان خود شنید:

«نمی‌دونی توی فیس‌بوک چی می‌گن! دولت برداشته توی آتلانتا برف مصنوعی ریخته. این برف طوریه که آب نمی‌شه

ظاهرا در حال حاضر بخشی از جماعت مشغول در شبکه‌های اجتماعی، مشغول صحبت در مورد این برف غیرطبیعی در ایالت‌های جنوبی آمریکا هستند، خبرها و عکس‌ها و ویدئوهایی از این برف که آب نمی‌شود، مرتب پست می‌شوند.

2-1-2014 8-31-00 PM

علاوه بر این شایع شده که ممکن است این برف کار تروریست‌ها باشد، چون در مواردی رنگ برف‌ها به صورت غیرطبیعی تیره است.

خب، آدم باورش نمی‌شود که در جایی که ما تصور می‌کنیم به خاطر ضریب نفوذ بالای اینترنت پرسرعت، وجود صدهای شبکه تلویزیونی و وجود نشریات بی‌شمار، نباید خبری از این باورهای عجیب، خرافه‌ها و تفکرات جادویی و تئوری‌ها توطئه باشد، عده قابل توجهی چنین ذهنیتی داشته باشند.

آدم باور نمی‌کند که هیچ کاربر زودباور فیس‌بوکی به این فکر نکرده است که برف سیاه در شهرهای بزرگ جنوبی، آلوده به دوده و هوای آلوده بوده است و هیچ کس مقداری از برف را به منزل نیاورده باشد و ذوب شدنش را تماشا نکرده باشد.

و این در شرایطی صورت می‌گیرد که به تازگی جمع بی‌شماری از کاربران ایرانی فیس‌بوک، فریب شخص یا گروهی را خورده بودند که به آنها وعده داده بود با اجرای یک اسکریپت، می‌توانند پسورد فیس‌بوک دوستان و کاربران دیگر را پیدا کنند. به میزان ساده‌اندیشی و نیز بدخواهی این کاربران فکر کنید!

همان طور که در یک پست اشاره کردم، اینترنت به خودی خود، تضمینی برای شکل گرفتن یک جامعه آگاه نیست، در جامعه‌ای که دوست دارد در ارتجاع زندگی کنند و به صورت علمی اندیشه نکنند، اصلا همین اینترنت وسیله و ابزار مناسبی برای انتشار همین اخبار نادرست و پر و بال دادن به آنها می‌شود.

آدم‌هایی هم هستند که آگاهانه از این آب گل‌آلود ماهی می‌گیرند و برای شهرت و یا رسیدن به سود مالی و حتی مطرح کردن سایت یا اکانت شبکه اجتماعی خود، خبر جعل می‌کنند و عکس‌ فتوشاپ می‌کنند.


اما چرا جامعه در برابر دروغ‌ها و خبرهایی اینقدر «رو»، ایمن نیست؟!

داشتن حجم انبوه اطلاعات و دیتا، هم‌ارز داشتن یک فرایند اندیشه منطقی و نظام‌مند نیست

معمولا ما تصور می‌کنیم که هر کسی که تحصیلات سطح بالایی داشته باشد، در مقابل تفکرات جادویی و خرافه‌ها ایمنی ذاتی داشته باشد. اما واقعا این طور نیست!

البته این مطلب به گمان من بسته به رشته تحصیلی و جای تحصیل، کمی متغیر است، اما به صورت کلی باید بگویم در شیوه‌ای از نظام آموزشی که به جای یاد دادن شیوه تفکر علمی و نظام‌مند، می‌کوشند محفوظاتی غیرمرتبط را در ذهن دانش‌آموزان و دانشجویان جای بدهند، این نوع خرافه‌پرستی بیشتر به چشم می‌خورد.

ایمنی و مکانیسم دفاع در مقابل خرافه‌ها و خبرهای نادرست، تا حدی شبیه به مکانیسم ایمنی بدن ماست:

در بدن ما سلول‌های ایمنی وجود دارند که عوامل بیگانه را شناسایی می‌کنند، این سلول‌های ایمنی بالافاصله متوجه طرح‌ها و شاخص غیرطبیعی روی سطح عوامل بیگانه می‌شوند (آنتی‌ژن‌ها) و سپس با شیوه‌های مختلف بدن را از چنگ عامل بیگانه می‌رهانند.

سیستم ایمنی بدن ما، برای خودش «خاطره» دارد و با توجه به تجربیات قبلی می‌تواند در مواجهات بعدی، با سرعت و قدرت بیشتری عمل کند.

2-1-2014 8-54-58 PM

حالا بیایید ببینیم در مواجه با خبرهایی ضد  نقیض، چه چیزهایی در ذهن ما و در کالبد جامعه، نقش سلول‌های ایمنی و آن آنتی‌ژن‌ها را بازی می‌کنند:

نخستین مطلب این است که در ذهن ما باید مکانیسم اندیشه منطقی و استدلال گرفتن شکل گرفته باشد، لازم نیست که ما حتما تحصیل‌کرده رشته‌های فلسفه باشیم، کافی است که مثلا اندکی با ریاضیات آشنا باشیم تا بتوانیم در زندگی روزمره هم شیوه تفکر علی و معلولی و شیوه اندیشه درست را به کار بگیریم. با این شیوه ما یاد می‌گیریم که عملا چه وقت‌هایی نمی‌شود یک مطلب را تعمیم داد، یا اینکه چطور می‌توانیم از چند گزاره خبری، به یک نتیجه برسیم.

اما نقش کلیدی را در این میان، شک کردن به عهده دارد، متأسفانه تشکیک و تجدید نظر در آرا و عقایدی که فکر می‌کنیم صد در صد درست و تزلزل‌ناپذیر هستند، امری است که خیلی کم در میان افراد در جوامع مختلف ریشه دوانیده است.

در صورتی که ما یاید همواره آمادگی داشته باشیم که در باورهای قبلی خود تجدید نظر کنیم، سیاه و سفید نبینیم و توانایی تحلیل مطالب تازه را داشته باشیم.

یکی از چیزهایی که باعث اشاعه خبرها و باورهای نادرست می‌شود، همه‌گیر شدن تخدیر و تنبلی ذهنی در جوامع است.

روشن‌بین بودن و نکته‌سنج بودن، سرمایه‌ای است که کم‌کم به دست می‌آید، به همان گونه که یک شخص می‌تواند مشتری دائمی فست‌فودها باشد، ذهن ما می‌تواند به خبرهای سطحی بعضی از رسانه‌ها عادت کند که اتفاقا ممکن است، از نظر ظاهری، مزه خوبی داشته باشند، شما می‌توانید به جای خواندن کتاب و مرور مستقل اخبار، به دیدن سریال‌هایی سرگرم‌کننده عادت کنید.

با این سبک زندگی، چشم که به هم بزنید، می‌بینید که نمی‌توانید در مورد هیچ مسئله‌ای اظهار نظر کنید.


امروز صبح در سایت slate خبری در همین مورد خواندم:

بر اساس این تحقیق، اگر کسی می‌خواهد از اخبار جدید مطلع شود و برای این کار از شبکه خبری «فاکس نیوز» استفاده کند، عملا آدم آگاهی نخواهد شد، حتی چنین به نظر می‌رسد که دیدن و ندیدن این شبکه فرقی به حال بیننده نمی‌کند!

2-1-2014 8-04-30 PM

بر اساس تحقیقی که روی ۱۱۸۵ نفر آمریکایی انجام شد، کسی که فاکس نیوز را دیده باشد، حتی از شخصی که شبکه‌های خبری را تماشا نمی‌کند، به میزان کمتری به سؤالاتی در مورد مسائل داخلی آمریکا و نیز خبرهای بین‌المللی، پاسخ صحیح می‌دهد! مطابق این تحقیق کاربران شبکه NPR بیشترین میزان صحیح پاسخ‌دهی را داشته‌اند.

خبرگزاری‌ها، سایت‌ها و اکانت‌های شبکه‌های اجتماعی مثل فاکس نیوز فراوان هستند، شما حتی ممکن است از پوسته و رنگ و لعاب این منابع خبری خوشتان بیاید، حتی ممکن است در مواردی آنها را تحسین کنید، چون همانگونه که سیستم گوارشی و مکانیسم لذت ذهن ما، به منابع غذایی چرب و شیرین و پرکربوهیدرات عادت می‌کند، ذهن ما هم ممکن است به خبرهای آماده و سرگرم‌کننده، عادت کند.

2-1-2014 8-04-43 PM

در صورتی که یک سایت و منبع خبری خوب، همیشه دوست دارد، ذهن شما را به چالش بکشد، به جای سرگرمی، حتی در مواردی آشفته‌تان کند و سلول‌های خاکستری‌تان را به کار گیرد، خواندن و دنبال کردن مطالب این سایت‌های اصلا آسان نیست. چون مجبورید نوشته‌های طولانی آنها را تحمل کنید، در ذهن قضاوت کنید، سعی کنید دریابید منظور نهانی نوشته‌ها چه بوده است، مقایسه کنید و استدلال کنید.

به عبارتی این سایت‌ها، همیشه ذهن شما را تمرین می‌دهند و پیداست که برای ذهن‌های که مانند بدن‌ها فربه انباشته از چربی شده‌اند، ورود به این سایت‌ها در حکم شکنجه است!


در این میان نقش صاحبان رسانه، کاربران مسئول شبکه‌های اجتماعی و کلا آگاهانه جامعه چیست؟

خیلی وقت‌ها ما هنگام برخورد با آدم‌هایی که چنین شیوه تفکری دارند، برمی‌آشوبیم، خشمگین می‌شویم، به سخره‌شان می‌گیریم، یا اصلا آنها را اصلا لایق پاسخ نمی‌بینیم.

عملا غیرممکن است که شما، مثلا وقتی در تاکسی هستید، وقتی ادعاهای عجیب و غریب را می‌شنوید، کلاس درس باز کنید و «فکت» بیاورید، اما خیلی وقت‌ها هم ما در زمان و مکان مناسب می‌توانیم، با به رخ کشیدن واقعیت، شعله دروغین خبرهای کاذب را محو کنیم.

منتها احساس چنین مسئولیتی در وجود همه ما نیست و همه ما چنین انرژی‌ای نداریم.

همین چند روز پیش بود که بیماری با تب بالا را با همراهان آشفته برای ویزیت آوردند، در پزشکی ما به صورتی منطقی برای تشخیص بیماری‌ها، به علایم روتین بیماری‌های شایع فکر می‌کنیم و بعد در گام‌ها بعدی سراغ علایم غیرمعمول بیماری‌های شایع و سرانجام بیماری‌های نادرتر می‌رویم.

بدون رعایت این سیستم، عملا طبابت غیرممکن می‌شود، بنابراین ما در بیماری که شرح آن رفت و علایمی مثل درد عضلات و بروز ناگهانی تب دارد، بیشتر از همه به آنفلوآنزا و بیماری‌های تنفسی شایع فصل، فکر می‌کنیم، نه تشخیص‌های نادرتر.

اما به خاطر شبک عجیبی که به خاطر نظام آشفته طبابت در ایران، بر بسیاری از پزشکان تحمیل می‌شود، و عملا بیمار و همراهانش مایل هستند تشخیص و نوع درمان خود را پیش ببرند، همراهان بیمار اصرار داشتند که وی مبتلا به تب مالت (بروسلوز) شده است.

علت چنین تصوری چه بود؟ چون تشخیص بیماری بروسلوز در جوانی در همسایگی آنها به تازگی، داده شده بود!

خب، همراهان بیمار از این نکته غافل بودند که برای هر تشخیصی وجود علایمی ضروری است، بیمار باید مواجهه با عامل خاطر داشته باشد (در این مورد مثلا استفاده از لبنیات غیرپاستوریزه)، به علاوه انتظار نداریم بروسلوز ناگهان خود را به صورت یک حمله تب نشان بدهد، اطلاعی هم نداشتند که زمانی من در جایی طبابت می‌کردم که بیماری بروسلوز شایع بود و من اشکال متنوع بیماری، را دیده بودم و پزشک بی‌تجربه‌ای در این زمینه نبودم!

به هر ترتیب، برای خاموش کردن شعله بیماران تست‌هایی درخواست کردم، اما فرصت نکردم که در مورد بیماری توضیح بدهم و استدلال کنم، چقدر شیوه برخورد و شیوه فکری‌شان اشتباه و دور از منطق پزشکی بوده است.

اما من رسانه خود را دارم و می‌توانم در وقتی مناسب، مثل همین حالا، در همین پست، اگر حتی از پزشکی ننویسم، به صورت کلی مخاطبانم را به تفکر وادار کنم.

به شیوه‌ای مشابه، شما در جمع خانواده، ممکن است هنگام تماشای تلویزیون، برداشت‌ها نادرست والدین را ببینید، یا در محیط کار به اجبار در متن یک گفتگوی عجیب و غریب قرار بگیرید، پیداست که همیشه مداخله منطقی یا «به صلاح» نیست. اما شما این امکان را دارید که در وقت  فرصت مناسب مداخله کنید و باور درست را با استدلالی درست، یادآوری کنید.


همان گونه در ابتدای پست اندیشیدم، شیوه تفکر فانتزی، تفکر جادویی، علاقه به تئوری‌های توطئه، شیوه استدلال نادرست، چیزی نیست که محدود به منطقه جغرافیایی خاصی باشد.

هیچ منبع خاصی هم مصون از اخبار یا نتیجه‌گیری‌های نادرست نیست، تا زمانی که شما شیوه تفکر فعال و غیرمنفعل را دنبال نکنید، سعی در چک کردن اخبار از منابع مختلف نکنید، در اینترنت جستجو نکنید و ذهنی آماده نداشته باشید، همیشه در معرض خبرهای نادرست خواهید بود.

می‌خواهید لینک یکی از خبرهای عجیب و غریب را که هنوز نتوانسته‌ان منبعش را مشخص کنم، برایتان در اینجا بیاورم؟!

پرده‌برداری از رازی بزرگ، دو کشتی فضایی عظیم روی ماه مشخص شده‌اند و عکس‌هایی از آنها برای نخستین بار منتشر شده است، پرتاب ماه‌نورد چینی شاید یک تصادف محض نباشد و با این امر مرتبط باشد. این هم سندش!

 2-1-2014 8-30-07 PM