تصویرسازی عاشقانه از پیوند انسان و فناوری در فیلم Her اسپایک جونز

نمی‌دانم پست قبلی «یک پزشک» را در مورد پیشبینی سال ۲۰۱۴ اپل و سمت و سوی کلی شرکت اپل را خوانده‌اید یا نه. در آن پست گفتیم که اپل می‌خواهد در «همه جا» حضور داشته باشد و «تجربه کلی» استفاده از محصولاتش یگانه باشد و به عبارتی به قلب‌های مشتریان نفوذ کند.

اما به گمانم فیلم تازه Her بیان سینمایی این خواسته قلبی اپل، گوگل و شرکت‌های بزرگ باشد، یک تصویرسازی از پیوند نامتعارف بین انسان و فناوری. بیان درماتیزه‌ای از سیستم‌عامل‌های آینده!

12-18-2013 11-19-36 AM

در فیلم‌های که آینده را تخیل می‌کنند، معمولا عادت داریم که چیزهای در هم  برهمی ببینیم: تراشه‌هایی که به بدن ما پیوند زده شده‌اند، شهرهایی با آسمان‌خراش نتراشیده و نخراشیده، پادآرمانشهرهایی که در آنها فردیت یک انسان توسط شرکت‌های بزرگ لگد می‌شد و همه وجوه زندگی تحت کنترل قرار می‌گیرند.

اما اسپایک جونز به جای بهره‌گیری از جلوه‌های ویژه فراوان، بیان زیباتری از آینده دارد، بیانی شاعرانه از تنهایی انسان.

دیروز در پستی در «یک پزشک»، عکس‌های جالب توجه سال ۲۰۱۳ نشنال جئوگرافیک را منتشر کردیم، یکی از این عکس‌ها بسیار جالب بود، عکسی که در توده‌ای انبوهی از مردم را نشان می‌داد، چیزی که جالب بود، تنهایی مردم، در عین حضور در جمع بود و دختری که در میان جمع، تنها به واسطه یک گوشی هوشمند است که خود را مشغول نگاه داشته است.

12-17-2013 5-00-31 PM

ژوکین فونیکس در این این فیلم نقش کاراکتری را بازی می‌کند به نام تئودور. او عاشق یک سیستم عامل می‌شود، سیستم عاملی با هوش مصنوعی که نام سامانتا را بر خود نهاده است. اسکارلت جوهانسون در این فیلم صداپیشه سامانتا است.

سامانتا، به مانند یک آدم با صدای دلفریبش از طریق گجت‌های کوناگون و با ایمیل و قرار مجازی، دل از تئودور می‌برد و به همه زندگی او رسوخ می‌کند. روابط آن دو به تدریج عاشقانه می‌شود.

12-18-2013 11-12-12 AM

اسپایک جونز در Her نخواسته که وجه ظاهری آینده را نشان بدهد، از همین رو لس آنجلس او، شهر شلوغ پرترافیکی نیست، حتی گوشی‌های هوشمند فیلم او بیشتر شبیه جعبه سیگار هستند تا نسل‌های بعدی آی‌فون. جونز خواسته است که نشان بدهد که فناوری هوشمند، رابط‌های کاربری زیبا و هوش مصنوعی شاید در آینده تنها گریزگاه بشر تنها باشند.

Her نخستین تجربه فیلمنامه‌نویسی اسپایک جونز است، دو فیلم اول او یعنی «جان مالکوویچ بودن» و «اقتباس» توسط چارلی کافمن نوشته شده بودند (اقتباس بر اساس کتابی اصر سوزان اورلئان نوشته شده بود.) فیلمنامه فیلم سوم او یعنی «جایی که وحشی‌ها هستند» هم با همکاری «دیو اگرز» نوشته شده بود.

12-18-2013 11-12-51 AM

تماشای فیلم سؤالات زیادی در ذهن برمی‌انگیزد: مفهوم عشق، فناوری یا ماهیت هشیاری و خودآگاهی:

- آیا عشق می‌تواند بعدی غیرجسمانی داشته باشد؟

- آیا فناوری، منزوی‌مان می‌کند یا ما را خوشبخت‌تر می‌کند؟

- آیا زمانی می‌رسد که ماشین‌ها هم بتوانند حس داشته باشند؟

- آیا عاشق یک سیستم هوش مصنوعی شدن، می‌تواند مفهومی داشته باشد؟

12-18-2013 11-12-32 AM

جالب است بدانید که اسپایک جونز برای نوشتن اثرش آقاری از متفکران بزرگی در زمینه تکامل هوش مصنوعی را خوانده بود، کوزرویل یکی از آنها بود، او همچنین ویدئوهایی از TED در مورد نقشه‌بردازی از مغز انسان و مهندسی را دید. اما آنها مشاوری در زمینه  سیستم‌عامل‌ها یا رابط‌های کاربری نداشتند. به همین خاطر او و اعضای گروهش آزادانه و بدون بهره‌گیری از مردانی از سیلیکون ولی، آینده را شاعرانه تخیل کردند.