کاربری سطح بالای اینترنتی چطور به دست می‌‌‌آید؟ چطور می‌شود جلوی اوباش سایبری را گرفت؟

چرا مدخل‌های ویکی‌پدیای فارسی اینقدر در مقایسه با مدخل‌های انگلیسی، کم هستند؟

چرا در بسیاری از زمینه‌ها، ما وبلاگ‌های قوی و قابل اعتنایی نداریم؟

چرا وبلاگ‌ها و سایت‌های فارسی‌زبان، اینقدر کامنت توهین‌آمیز و بی‌محتوا می‌گیرند؟

چرا در فیس‌بوک، کاربران اینترنت ایران، اینقدر رفتاری نامحترمانه دارند؟

چرا درصد محدودی از مردم ما که امکان تهیه گجت‌های برتر را دارند، نوع کاربری‌شان خجالت‌آور است و گجت‌ها را فقط برای فخرفروشی استفاده می‌کنند؟

چرا اینقدر سایت‌های زرد در ایران بازدیدکننده دارند؟

چرا مطالب خوب وبلاگ‌ها خوانده نمی‌شوند و به آنها بی‌اعتنایی می‌شود؟

چرا مخاطب ایرانی دوست دارد که همه چیز برایش لقمه‌شده در دسترس باشد؟ چرا مطالب را بسط نمی‌دهد و متوجه ایما و اشاره‌ها و مطالب انتزاعی و تمثیل‌ها نمی‌شود؟

اینها سؤالاتی هستند که خیلی روزها از خودم می‌پرسم، برای پاسخ دادن به این سؤالات باید ده‌ها پست نوشت، اما در اینجا می‌خواهم از یک مقدمه ساده، به چیزهای مهم‌تر برسم و خیلی کوتاه و فهرست‌وار، گریزی به پاسخ این سؤالات آزارنده بزنم:

سایت mobileunlocked دست به کار بسیار جالبی زده است، این سایت در نمودارهایی نشان داده است که:

۱- قیمت تمام‌شده یک آی‌فون ۵s شانزده گیگ در کشورهای مختلف چقدر است، انتظار نداشته باشید که در کشورهای مختلف بهای آی‌فون یکسان باشد، چرا که مثلا نرخ مالیات محصولات الکترونیک در کشورهای مختلف، متفاوت است.

آی‌فونی که در آمریکا و امارات ۷۰۷ دلار برای یک مشتری تمام می‌شود، در اردن، برزیل یا ترکیه بیشتر از هزار دلار قیمت دارند. (البته بر اساس آمار و اطلاعات این سایت)

۲- اما کار جالب‌تر این سایت که بیشتر توجه من را جلب کرد، نموداری است که نشان می‌دهد، یک فرد در هر یک کشورهای دنیا، چقدر از درآمد سالانه را خود باید بدهد تا به آی‌فون برسد.

12-9-2013 11-09-23 AM

بر این اساس یک شهروند آمریکا با صرف تنها ۱٫۳۷ درصد از درآمد سالانه خود به آی‌فون می‌رسد، در صورت که یک هندی باید یک چهارم (۲۲٫۷ درصد) درآمد سالانه خود را فدا کند و یک چینی ۱۰ درصد (۹٫۵۹ درصد) درآمد سالانه‌اش را.


کمی تلاش کردم تا آماری در مورد ایران پیدا کنم، اما به دلیل پیدا نکردم آمارهای دقیق و نیز تفاوت زیاد قیمت آی‌فون در فروشگاه‌های مختلف، بهتر دیدم، درصدی ارائه نکنم.

اما در هر صورت، وقتی ما صحبت از فناوری می‌کنیم، نمی‌توانیم فناوری را بدون دسترسی شهروندان به گجت‌های برتر (خواه آی‌دیوایس‌ها یا وسایل اندرویدی یا لپ‌تاپ‌ها) تصور کنیم.

درست است که با یک گوشی هوشمند ارزان یا تبلت ارزان هم می‌شود، خیلی کارها کرد، مثلا کتاب الکترونیک خواند، اما لذت فناوری وقتی به دست می‌آید که تک‌تک شهروندان یک کشور بتوانند با صرف هزینه‌ای معقول گجت‌های مورد نیاز خود را تهیه کنند و بتوانند از اینترنت با سرعتی مناسب بهره‌مند شوند.

بر این اساس یک هندی را نمی‌شود با یک آمریکایی مقایسه کرد، پیش خودتان فکر کنید که صرف‌نظر کردن یک درصد از درآمدتان چقدر ساده است، اما مگر می‌شود شما نیازهای اولیه خود را کنار بگذارید و مثل یک هندی، یک چهارم از درآمدتان را صرف خرید یک گجت کنید؟!

البته دسترسی به گجت‌های «های اند» یا اینترنت پرسرعت، اصلا تضمین‌کننده کاربری عمومی سطح‌بالای شهروندان یک کشور نمی‌تواند باشد.

اجزای مهم دیگر اینها هستند:

- وب‌سایت‌ها و وبلاگ‌های محتواساز و خلاق: این وبلاگ‌ها و سایت‌ها باید آزادی عمل داشته باشند، بتوانند آگهی جذب کنند و با اتکا به آن نویسنده جذب کنند، استمرار داشته باشند تا بتوانند مثل در طی یک دهه، یک خرده‌فرهنگ دیجیتال ایجاد کنند. حمایت لازم هم باید از آنها صورت بگیرد و دست‌کم مانعی در راهشان ایجاد نشود.

- آزادی نسبی در سایبرژورنالیسم: تا بتوانید بدون دغدغه پروانه تخیلتان را پرواز دهید، از زندگی بنویسید، مقایسه کنید، انتقاد سازنده کنید، مخاطب خاص جمع کنید. در چنین شرایطی از یک زن خانه‌دار تا یک استاد دانشگاه، هر یک به فراخور دانش و نیازهای خود، وارد چرخه محتواسازی می‌شوند، یکی در مورد رموز خانه‌داری می‌نویسد و دیگری سعی می‌کند که راه‌هایی برای توسعه دانش در کشورش پیشنهاد کند.

- رونق تجارت الکترونیک: بدون وجود یک تجارت الکترونیک خوب، سهم خوبی به وب‌سایت‌ها و وبلاگ‌ها از محل تبلیغ شرکت‌ها بزرگ نمی‌رسد.

- امکان عرضه دیجیتال فرهنگ: تا بشود کتاب و شعر و موسیقی را در قالب‌ها و پوسته‌های مختلف به سادگی به فروش رسانید.

- وجود جو ثبات سیاسی و فرهنگی و اقتصادی: نباید انتظار داشته باشید که در محیطی که پیوسته باید و نبایدهای آن تغییر می‌کنند و خطوط قرمز و عرصه‌های مجاز تعریف نشده یا نامعقول و تنگ‌نظرانه هستند، امکان رشدی وجود داشته باشد.

بدون یک اقتصاد پویا هم اصولا مردم، اولین چیزی را که محدود می‌کنند، متأسفانه سبد فرهنگی‌شان است.

- توسعه‌دهندگان نرم‌افزاری خلاق که بتوانند متناسب با نیاز داخلی محصولات نرم‌افزاری بنویسند و در عین حال در سطح جهانی، فرهنگ داخلی را تبلیغ کنند.

بنابراین اگر کشوری واقعا به دنبال یک کاربری سطح بالای اینترنتی است، بدون همه اینها، به گمان من، به جایی نمی‌رسد، شما یک کشور ثروتمند نفتی را تصور کنید که تجارت آزاد جهانی دارد، اما اصلا فرهنگ قابل عرضه‌ای ندارد که بتواند دیجیتال کند، پس بدیهی است که کاربری موبایل و اینترنتی‌اش، متمرکز می‌شود، روی ظواهر.

کشور دیگری را تصور کنید که از حمایتی از صاحبان فرهنگ و تولیدکنندگان بی‌ادعای محتوا نمی‌کند، باز هم در این کشور هر قدر گجت-حتی رایگان- بین مردم توزیع کنید، به نتیجه نخواهید رسید.


بنابراین اگر می‌بینید که کاربران ایرانی، در نهایت تأسف، در فیس‌بوک، به مانند نسخه دیجیتال اوباش حاشیه شهرها، عمل می‌کنند (با خودمان که تعارف نداریم؟ داریم؟!)، چرایی این امر را در گسسته بودن یا نبود مواردی باید جستجو کنیم که در بالا ذکر کردم.