تراژدی تنهایی در دایره قدرت؛ چرا پزشکان بر بالین استالینِ در حال مرگ حاضر نشدند؟

مرگ حاکمان قدرتمند همواره یکی از جذاب‌ترین و در عین حال بحث‌برانگیزترین موضوعات تاریخ بوده است. مطالعه دقیق جزئیات تاریخی و پزشکی روزهای پایانی زندگی شخصیت‌های تاثیرگذار، دریچه‌ای نو به سوی فهم مناسبات قدرت و ضعف‌های ساختاری حکومت‌های تمام‌توتالیتاریسم می‌گشاید. در این مقاله قصد داریم جزئیات هیجان‌انگیز و کمتر شنیده‌شده چهار روز پایانی زندگی ژوزف استالین را بررسی کنیم و به این سوال پاسخ دهیم که آیا او واقعاً قربانی توطئه یاران نزدیکش شد یا مرگ او صرفاً یک حادثه بیولوژیک اجتناب‌ناپذیر بود.

💡مختصر و مفید

ژوزف استالین در اول مارس ۱۹۵۳ در ویلای شخصی خود دچار سکته مغزی خونریزی‌دهنده شد و به دلیل ترس فلج‌کننده اطرافیان و تسویه‌حساب‌های سیاسی، حدود ۱۲ ساعت بدون هیچ‌گونه کمک پزشکی روی زمین رها گردید. پس از حضور پزشکان هراسان، درمان‌های ابتدایی مانند قرار دادن زالو و تزریق کافور بی‌فایده بود و او سرانجام در ۵ مارس درگذشت. فرضیه‌های قوی تاریخی نشان می‌دهند که لاورنتی بریا رئیس پلیس مخفی، با مسموم کردن استالین توسط داروی وارفارین و به تاخیر انداختن عامدانه درمان، نقش مستقیمی در مرگ او داشته است. مرگ استالین نقطه عطفی در تاریخ شوروی بود که بلافاصله به تغییر موازنه قدرت و آغاز دوره تنش‌زدایی نسبی منجر شد.

زمینه‌های تاریخی و آغاز پارانویای اواخر دوران استالین

شوروی در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم، با وجود کسب پیروزی‌های بزرگ و تبدیل شدن به یک ابرقدرت هسته‌ای، تحت سایه سنگین سوءظن و پارانویای فزاینده ژوزف استالین اداره می‌شد. او که به تمامی نزدیکان و دستیاران خود شک داشت، سیستم امنیتی پیچیده‌ای ایجاد کرده بود که در آن کوچک‌ترین حرکت‌ها رصد می‌شد. این فضا که با سرکوب‌های شدید داخلی همراه بود، بستری مناسب برای انزوای خودخواسته او در ویلای کونتستوو (Kuntsevo Dacha) فراهم کرد. در این دوران، تصمیم‌گیری‌های کلان کشور در جلسات شبانه و خصوصی با حضور معدودی از سران حزب کمونیست مانند بریا، خروشچف و مالنکوف اتخاذ می‌شد و هرگونه مخالفت با نظر رهبر سرخ، مجازاتی مرگبار در پی داشت.

یکی از پیامدهای مستقیم این پارانویا، ایجاد پرونده‌های جعلی مانند توطئه پزشکان (Doctors’ Plot) بود که طی آن برجسته‌ترین متخصصان پزشکی کشور به اتهام واهی جاسوسی و تلاش برای به قتل رساندن مقامات ارشد دستگیر و شکنجه شدند. این اقدام نسنجیده عملاً سیستم درمانی کرملین را از پزشکان باتجربه خالی کرد و زمانی که خود استالین به مراقبت‌های حیاتی نیاز داشت، هیچ پزشک معتمد و کارآمدی در دسترس نبود. این پیش‌زمینه تاریخی نشان می‌دهد که چگونه ساختار استبدادی ساخته دست استالین، در نهایت شرایطی را رقم زد که بقای او را در لحظات بحرانی غیرممکن ساخت و او را در حلقه محافظان هراسان و همکاران فرصت‌طلب تنها گذاشت.

سوط دیکتاتور در ویلای کونتستوو

پیش از این در وبلاگ یک پزشک، کتابی در مورد استالین که نوشته سایمن سیبیگ مانتیفوری (Simon Sebag Montefiore) است و نشر ثالث با ترجمه بیژن اشتری ترجمه کرده است، معرفی کتاب استالین اثر سایمن سیبیگ مانتیفوری کرده بودیم. در این بخش یکی از فصول پایانی این کتاب را به صورت خلاصه برایتان روایت می‌کنم:

ساعت ۱۰ شب روز اول مارس سال ۱۹۵۳، لوزگاچف (Lozgachev) وقتی وارد اتاق کار استالین شد، با صحنه عجیبی مواجه شد: او در حالی که زیرپیراهنی و پیژاما به تن داشت، کف زمین افتاده بود، دچار بی‌اختیاری ادراری شده بود و خودش را خیس کرده بود. ساعت رومیزی که کنارش افتاده بود و متوقف شده بود، ساعت شش و نیم را نشان می‌داد که مقارن با زمان فروافتادن استالین بود.

جوزف استالین در اواخر عمر

لوزگاچف وزیر اطلاعات یعنی ایگناتیف (Ignatyev)، بریا یعنی رئیس پلیس مخفی و سازمان اطلاعات روسیه، خروشچف (Khrushchev) و مالنکوف (Malenkov) را خواست. اما در حالی که مبارزه برای کسب قدرت شروع شده بود، تصمیم‌گیری برای احضار پزشکان توسط این افراد بسیار دشوار بود.

ماجرای پزشکان زندانی و بی‌تفاوتی یاران نزدیک

کوتاه‌زمانی پیش از این حادثه، استالین ادعا کرده بود که پزشکان معالجش که نیمی از آن‌ها یهودی بودند، قصد جانش را کرده‌اند و همه آن‌ها را به زندان انداخته بود. حتی پروفسور مشهوری به نام ویناگرادف (Vinogradov) که به استالین توصیه کرده بود از کار کنار بکشد و استراحت کند، دستگیر و شکنجه شده بود. گمان می‌رود که این کار، افترایی در راستای سیاست یهودی‌ستیزی استالین بوده باشد.

به همین خاطر معلوم نبود که کدام پزشک باید فراخوانده شود. اما این مسئله نمی‌توانست تأخیر ۱۲ ساعته، تا زمانی که نخستین پزشک در صبح روز بعد استالین را ویزیت کرد، توجیه کند. بله استالین ۱۲ ساعت بدون پزشک مانده بود و هیچ اقدام درمانی برایش انجام نشده بود، او در این دوازده ساعت همچنان همان لباس‌های آغشته به ادرار را به تن داشت. گمان می‌رود که بریا و مالنکوف از سویی و خروشچف و بولگانین (Bulganin) از سوی دیگر از این ساعات برای تقسیم مقامات و مناصب استفاده کرده باشند.

تشخیص پزشکی و درمان‌های قرون وسطایی بر بالین رهبر شوروی

اما از سوی دیگر گروهی می‌گویند که در دهه پنجاه واقعاً برای یک بیمار مبتلا به سکته مغزی خونریزی‌دهنده چه کار پزشکی خاصی می‌شد انجام داد؟ نگاهی به اقدامات درمانی که برای استالین در روزهای بعدی انجام شد، تصدیق می‌کند که این درمان‌ها، فاصله زیادی با استانداردهای امروزی دارند که برای هر بیمار عادی در دسترس هستند. اما از این مسئله که بگذریم، فرضیه مسموم شدن استالین با داروی وارفارین (Warfarin) یا مرگ موش که موجب خونریزی می‌شود، هم در بین تاریخ‌دان‌ها از حمایت زیادی برخوردار است. خیلی‌ها عقیده دارند که بریا ترتیب مسموم کردن استالین را داد و حتی اینکه خروشچف در این کار با او همدست بود!

عاقبت وزیر بهداشت روسیه مطلع شد و تعدادی پزشک غیریهودی که پیش از این استالین را ویزیت نکرده بودند و از وضعیت سلامت او اطلاع نداشتند، ساعت هفت روز بعد بر بالین او حاضر شدند. پزشک‌ها هراسان و در حالی که دستشان می‌لرزید، فشار خون و نبض او را اندازه گرفتند. تعداد ضربان قلب استالین در آن هنگام ۷۸ و فشار خون وی ۱۹۰ روی ۱۱۰ میلی‌متر جیوه بود. سمت راست بدن استالین فلج شده بود و تکان نمی‌خورد.

پزشکان تشخیص دادند که بخش میانی سمت چپ مغز استالین دچار سکته خونریزی‌دهنده شده است. اقدامات درمانی شامل تجویز سولفات منیزیم ۱۰ درصد به صورت خوراکی، کمپرس سرد سر، تزریق کافور و قرار دادن هشت زالو زیر گوش‌های استالین بود.

لاورنتی بریا رئیس پلیس مخفی شوروی

سپس دختر و پسر استالین بر بالین پدر حاضر شدند و مقامات حاضر را به اهمال‌کاری متهم کردند. بریا، فریب‌کارانه هر وقت استالین در اغمای کامل بود، بی‌پرده‌پوشی بد استالین را می‌گفت و هر وقت چشمان وی اندکی تکان می‌خورد، زانو می‌زد و برای سلامتی استالین دعا می‌کرد.

تلاش‌های احیا و اعلام رسمی مرگ استالین

زمان برای کسی که بیست میلیون نفر را قربانی کرده بود، ۲۸ میلیون نفر را کوچ اجباری داده بود و هجده میلیون نفر را گرفتار گولاک‌ها (Gulags) کرده بود، به سرعت سپری می‌شد.

ویلای کونتستوو محل مرگ استالین

ساعت ده و چهل دقیقه روز دوم جلسه‌ای در دفتر کار استالین برای تصمیم‌گیری در مورد وضعیت پزشکی وی برپا شد. به دکترها تأکید شد که مسئول سلامت استالین هستند و بایستی به صورت ۲۴ ساعته و به صورت جفتی بر بالین وی کشیک بدهند. یکی از پزشکان، عمل جراحی برای خارج کردن لخته را توصیه کرد، اما کدام جراح ریسک چنین عملی را بر خود هموار می‌کرد؟

ساعت بیست و سی روز دوم، سولفات منیزیم به استالین تنقیه شد و کمی چای شیرین به او داده شد. فشار خون استالین افزایش یافته بود و به ۲۱۰ روی ۱۲۰ رسیده بود. در ساعات پایانی روز دوم، تنفس استالین شین استوکس (Cheyne-Stokes respiration) شد که به معنای تنفس منقطع و متناوب است. صلاح دیده شد که مشاوره پزشکی خواسته شود، اما همه پزشکان عالی‌مقامی که صلاحیت رسیدگی در این وضعیت خطیر را داشتند، در زندان بودند!

ظهر روز سوم، استالین استفراغ خونی کرد که بعضی از پزشکان را مشکوک به مسمومیت با وارفارین کرد. البته این خونریزی می‌توانسته ناشی از سکته او نیز بوده باشد که به آن زخم کوشینگ (Cushing ulcer) می‌گویند.

ساعت پانزده روز سوم، وضعیت استالین بدتر شد. بریا تصمیم گرفت که مخفیانه اسناد و نامه‌ها و وصیت‌نامه استالین را نابود کند و به این ترتیب مدارک دال بر جنایتش را محو کند.

در شرایطی که دیگر همه مقامات و مناصب در روسیه بعد از استالین عملاً تقسیم شده بود، در ساعت ۲۱ روز پنج مارس استالین کبود شد. با ناپدید شدن نبض، در ساعت ۲۱:۴۰ به استالین کافور و آدرنالین تزریق شد و تنفس مصنوعی به او داده شد. عملیات احیا موفق نبود و به اشاره خروشچف، پزشکان پیکر بی‌جان استالین را رها کردند. او در هنگام مرگ، ۷۴ سال داشت.

پیکر مومیایی شده استالین

روز نهم مارس سال ۱۹۵۳، پیکر مومیایی‌شده استالین در کنار پیکر لنین قرار گرفت و در مراسم یادبودش سخنرانی‌هایی از سوی مقامات انجام شد.

تحلیل بالینی و نشانه‌شناسی سکته مغزی استالین از منظر پزشکی مدرن

بررسی گزارش‌های کالبدشکافی و یادداشت‌های بالینی به جامانده از روزهای پایانی زندگی استالین، اطلاعات بسیار ارزشمندی را از دیدگاه نورولوژی مدرن در اختیار ما می‌گذارد. بروز ناگهانی همی‌پلاژی یا همان فلج نیمه راست بدن به همراه از دست رفتن توانایی تکلم (آفازی) نشان‌دهنده وقوع یک سانحه عروقی شدید در نیمکره چپ مغز بود. وقوع تنفس شین استوکس که با دوره‌های متناوب کاهش و افزایش عمق تنفس مشخص می‌شود، نشان از آسیب شدید ساقه مغز و عدم تعادل در مرکز کنترل تنفس دارد که در سکته‌های وسیع مغزی به دلیل افزایش فشار داخل جمجمه‌ای (ICP) رخ می‌دهد.

علاوه بر این، استفراغ خونی گزارش‌شده در روز سوم می‌تواند به دو علت رخ داده باشد؛ اول بروز زخم‌های استرسی شدید معده که در اثر آسیب‌های مغزی شدید ایجاد می‌شوند و به زخم کوشینگ معروفند و دوم مسمومیت احتمالی با عوامل ضد انعقادی مانند وارفارین. روش‌های درمانی اتخاذ شده در آن دوران مانند استفاده از زالو برای کاهش فشار خون یا تنقیه سولفات منیزیم، امروزه منسوخ شده و جراحی‌های تهاجمی نیز در غیاب تصویربرداری‌های مدرن نظیر سی‌تی اسکن غیرممکن بود. علم پزشکی امروز برای چنین بیمارانی، تزریق سریع داروهای ترومبولیتیک یا تخلیه فوری خونریزی به روش‌های کم‌تهاجمی را در ساعت‌های اولیه (زمان طلایی) تجویز می‌کند که در مورد استالین به دلیل تاخیر طولانی‌مدت به هیچ‌وجه امکان‌پذیر نبود.

اتمسفر وحشت و رقابت یاران نزدیک در ساعت‌های پایانی

دقایق طولانی احتضار استالین در ویلای کونتستوو، تصویری زنده از بحران اعتماد و وحشت نهادینه‌شده در سیستم شوروی را به نمایش می‌گذارد. یاران نزدیک استالین که سال‌ها در هراس از خشم ناگهانی او زندگی کرده بودند، در مواجهه با پیکر نیمه‌جان وی رفتاری دوگانه و متناقض داشتند. لاورنتی بریا که پیش‌بینی می‌کرد مرگ دیکتاتور بهترین فرصت برای صعود او به هرم قدرت است، بین تمسخر پیکر بی‌جان استالین و زانو زدن در برابر نشانه‌های ناچیز هوشیاری او نوسان می‌کرد. این وضعیت ناشی از ترسی عمیق بود که حتی در زمان بیهوشی کامل حاکم نیز بر کل فضا سایه انداخته بود.

فرزندان استالین، سوتلانا و واسیلی نیز در این میان نمادی از فروپاشی خانوادگی تحت قدرت مطلقه بودند. واسیلی که از افسران نیروی هوایی و دائم‌الخمر بود، مدام فریاد می‌زد که پدرش را به قتل رسانده‌اند و پزشکان را تهدید به مرگ می‌کرد، در حالی که سوتلانا با اندوه به فروپاشی پدری نگاه می‌کرد که با وجود قدرت بی‌حدوحصرش، اکنون در تنهایی و کثافت غوطه‌ور بود. اتمسفر حاکم بر ویلا در آن روزها، بیش از آنکه یک مرکز فرماندهی بحران پزشکی باشد، شبیه به صحنه تئاتری تاریک بود که بازیگران آن پیش از مرگ قطعی شاه، در حال تقسیم غنائم جنگی و پنهان کردن شواهد جنایت‌های خود بودند.

میراث مرگ استالین و دگردیسی در ساختار قدرت شوروی

مرگ استالین در مارس ۱۹۵۳ نقطه عطفی در تاریخ قرن بیستم و آغازگر دوره‌ای جدید در سیاست داخلی و خارجی اتحاد جماهیر شوروی بود. بلافاصله پس از اعلام رسمی مرگ او، ساختار قدرت متمرکز فروپاشید و رقابت شدیدی میان خروشچف، مالنکوف و بریا شکل گرفت که در نهایت به دستگیری و اعدام سریع بریا در اواخر همان سال منجر شد. خروشچف با تکیه بر قدرت حزبی توانست رقبا را کنار بزند و با ایراد سخنرانی معروف خود در کنگره بیستم حزب کمونیست در سال ۱۹۵۶، روند استالین‌زدایی را در سراسر قلمرو شوروی آغاز کند.

این رویداد تاریخی و دراماتیک سال‌ها بعد الهام‌بخش آثار هنری و سینمایی متعددی شد؛ از جمله فیلم کمدی سیاه و تحسین‌شده «مرگ استالین» ساخته آرماندو یانوچی که به خوبی آشفتگی و طنز تلخ حاکم بر کرملین را در آن چند روز به تصویر کشید. تحلیل فروپاشی این امپراتوری شخصی نشان می‌دهد که چگونه ساختارهای به شدت متمرکز و متکی بر فرد، بلافاصله پس از حذف فیزیکی رهبر خود دچار هرج‌مرج شده و برای بقای خود ناگزیر به بازنگری در اصول گذشته و تعدیل سیاست‌های سرکوبگرانه می‌شوند.

جمع‌بندی نهایی

مرگ ژوزف استالین نمونه‌ای نمادین از بیهودگی قدرت مطلق در برابر قوانین طبیعت و فرسایش بیولوژیک است. حاکمی که سرنوشت میلیون‌ها انسان را با یک امضا تغییر می‌داد، در واپسین ساعت‌های زندگی خود قربانی سیستمی شد که بر پایه ترس، پارانویا و حذف نخبگان بنا کرده بود. تاخیر طولانی در درمان او و عدم دسترسی به پزشکان حاذق به دلیل پاکسازی‌های سیاسی، نشان می‌دهد که دیکتاتورها غالباً در دامی گرفتار می‌شوند که خود برای دیگران پهن کرده‌اند. این پایان دراماتیک، درسی ماندگار در تاریخ سیاسی جهان درباره پوشالی بودن اقتدار بدون پشتوانه انسانی است.

سوالات متداول

۱. آیا کالبدشکافی رسمی استالین فرضیه مسمومیت او را تایید کرد؟
گزارش رسمی کالبدشکافی علت مرگ را خونریزی مغزی ناشی از فشار خون بالا اعلام کرد. با این حال بسیاری از اسناد پزشکی مهم در آن دوره به سرعت توسط بریا نابود یا دستکاری شدند. این پنهان‌کاری‌ها فرضیه استفاده از وارفارین را تقویت کرد اما سند قطعی ارائه نداد. علم امروز نیز بدون دسترسی به بافت‌های اصلی نمی‌تواند مسمومیت را به طور صد درصد تایید کند.
۲. چرا محافظان استالین در ساعات اولیه بیهوشی او وارد اتاقش نشدند؟
استالین دستور اکید داده بود که هیچ‌کس بدون اجازه و هماهنگی قبلی حق ورود به اتاق او را ندارد. هرگونه تخطی از این دستور می‌توانست به قیمت جان یا تبعید محافظان به اردوگاه‌های کار اجباری تمام شود. ترس شدید از خشم ناگهانی دیکتاتور باعث شد آن‌ها ساعت‌ها پشت در منتظر بمانند. این انضباط آهنین و ترسناک در نهایت به ضرر خود استالین تمام شد.
۳. چه دارویی به عنوان عامل احتمالی مسمومیت استالین مطرح است؟
مورخان معتقدند داروی ضد انعقاد وارفارین که در آن زمان به عنوان مرگ موش نیز استفاده می‌شد عامل اصلی است. این دارو فاقد طعم و بو بوده و به راحتی در نوشیدنی حل می‌شده است. مصرف وارفارین باعث خونریزی‌های داخلی شدید و در نهایت سکته مغزی خونریزی‌دهنده می‌شود. استفراغ خونی استالین در روزهای آخر این فرضیه شیمیایی را به شدت تقویت می‌کند.
۴. واکنش مردم شوروی به خبر درگذشت استالین چه بود؟
بخش بزرگی از مردم جامعه که تحت تاثیر پروپاگاندای شدید دولتی بودند دچار شوک و اندوه عمیق شدند. در مراسم تشییع جنازه او ازدحام جمعیت به حدی بود که صدها نفر زیر دست و پا کشته شدند. با این حال میلیون‌ها زندانی گولاک و مخالفان سیاسی مخفیانه این رویداد را جشن گرفتند. مرگ او ترکیبی از وحشت عمومی نسبت به آینده و امید به تغییر را ایجاد کرد.
۵. سرنوشت پزشکانی که در توطئه پزشکان دستگیر شده بودند چه شد؟
تنها چند هفته پس از مرگ استالین، پرونده توطئه پزشکان به سرعت بسته اعلام شد. پزشکان بازداشت‌شده که تحت شکنجه‌های شدید بودند آزاد شده و به مشاغل خود بازگشتند. بریا و دیگر سران حزب اعتراف کردند که این پرونده کاملاً جعلی و ساختگی بوده است. این اقدام اولین نشانه رسمی از تغییر جهت سیاست‌های کرملین پس از دوران وحشت بود.
۶. پیکر مومیایی‌شده استالین تا چه زمانی در کنار لنین باقی ماند؟
جسد مومیایی‌شده استالین از سال ۱۹۵۳ تا ۱۹۶۱ در مقبره لنین در میدان سرخ قرار داشت. در سال ۱۹۶۱ و در جریان کنگره بیست و دوم حزب، تصمیم به حذف نام او گرفته شد. پیکر او در یک عملیات شبانه از مقبره خارج و در نزدیکی دیوار کرملین دفن شد. این اقدام نمادین پایانی بر تقدیس رسمی او در ساختار شوروی بود.
۷. آیا فیلم مرگ استالین در روسیه اجازه اکران پیدا کرد؟
وزارت فرهنگ روسیه اکران این فیلم کمدی سیاه را در سراسر کشور ممنوع اعلام کرد. مقامات دولتی ادعا کردند که فیلم به تاریخ ملی روسیه توهین کرده و چهره قهرمانان جنگ را مخدوش می‌سازد. با این حال فیلم در سطح جهانی با استقبال بسیار خوبی از سوی منتقدان مواجه شد. این سانسور نشان داد که میراث استالین همچنان موضوعی حساس در روسیه است.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

9 دیدگاه

  1. خودکامگان با روشی که خود در طول تاریخ به کار بستن به سوی مرگ هولناکی که بشریت را به ان مبتلا کرده اند گام بر میدارند
    کتاب پابرهنه ها گوشه ای از جنایت چند دیکتاتور دیگر است

  2. سلام به علیرضای عزیز
    چون می دونم برای مطالبت خیلی زحمت می کشی لطف کن این چند جمله رو تصحیح کن ، موفق باشی مثل همیشه.
    “زمان برای کسی که بیشت میلیون نفر را قربانی کرده بود، ۲۸ میلیون نفر را کوچ اجباری داده بود و هجده میلیون نفر را گرفتار گولاک‌ها کرده بود، به سرعت سپری می‌شد.”

  3. استالین دارای شخصیتی چندگانه وموجودی جهنمی بود فراماسونری جهانی اوراساخت همانطور که مکتبش کمونیسم را ساخته بود .مرتبا اشکال گرگ وموجودات ترسناک را ترسیم میکرد وبه زیرمیزش میانداخت اوکاملا جنزده بود وارواح شیطانی کالبدش را مورد تاخت وتاز قرارمیدادند دراصل با هیتلر هم پیمان بود وفقط دریک فقره ازجنایاتش درسالهای 1933 با یک توطئه اهریمنی قریب به 10 میلیون دهقان در سال 1933 ازگرسنگی مردندکه 3میلیون آنها بچه بودند بسیاری از سیاستمداران درعرفان کج شده فراماسونری همچون او هستند (مسیری به سوی شیطان !)

  4. با سلام به دکتر عزیز. اقای دکتر با تشکر از مطلبتون پدر من بیماری نارسایی قلبی دارن و یکی از داروهاشون وارفارین هستش شما اشاره کردید که استالین احتمالا با وارفارین مسموم شده این دارو مسمومیت خاصی داره؟

    1. نگران نباشید. وارفارین در مقادیر درمانی به بیمار شما تجویز می‌شه و با آزمایشات سریال PT تنظیم می‌شه.

  5. اقای دکترخیلی ممنون از پستهای جالبتون.پزشک صاحب فکر وصاحب قلمی چون شمها مایه فخرجامعه پزشکیست.درضمن اگر ربط قطعه زیر خیلی مشخص نیست عذرمن را بپذیرید.
    درتمام شب چراغی نیست/درتمام دشت نیست یک فریاد./ای خداوندان ظلمت شاد/از بهشت گندتان مارا/
    جاودانه بی نصیبی باد/باد تا فانوس شیطان را برآویزم/ در رواق هر شکنجه گاه این فردوس ظلم آیین/ باد تا شبهای افسون مایه تان را من/ به فروغ صد هزاران آفتاب جاودانی تر کنم نفرین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]