داستان کوتاهی از هاینریش بل: ترازوی خاندان بلک
دی ۲م, ۱۳۸۸یک زمانی، عادت داشتم در این وبلاگ کتابهای تازه را معرفی کنم. راستش این چند ماهه اصلا فرصت خواندن کتاب ادبی نداشتم، فقط گاهگاهی داستان کوتاه آخر شب میخوانم. هنوز تازههای نشر را دنبال میکنم، امیدوارم فرصتی پیش بیاید، روال سابق را ادامه بدهم.
به یاد روزهایی که فعالتر بودم، یک داستان کوتاه از هاینریش بل برایتان میگذارم. این داستان از کتاب آدمهای ناباب که مجموعه داستان کوتاهی از بل است، انتخاب شده. کتاب را نشر قطره منتشر کرده. ۲۱۶ صفحه بیشتر نیست.
امیدوارم بتوانید فایل embed شده را بببنید:
این پست را هم ببینید: میراث هاینریش بل
پینوشت: اگر در دیدن داستان مشکل داشتید، میتوانید آن را از اینجا یا اینجا با فرمت PDF بگیرید و بخوانید.

















ص ت
دی ۲م, ۱۳۸۸۴:۳۷ ب.ظتشکر؛ اما ما که چیزی مشاهده نمی کنیم…
Reply
پزشک78
دی ۲م, ۱۳۸۸۶:۴۳ ب.ظمتاسفانه فایل دیده نمی شود!
Reply
ali
دی ۲م, ۱۳۸۸۹:۲۰ ب.ظسلام دکتر. از وقتی شروع کردی از خوانندگان مطالب پر بارت هستم. اگر اجازه دهید و قابل بدانید و ادرس پستی خود را بدهید .دوست دارم برای جبران اینهمه زحمت کتاب ناقابلم را تقدیمتان کنم. وگرنه مثل همیشه ممنون
Reply
Azin
دی ۳م, ۱۳۸۸۸:۴۱ ق.ظمرسی…. خیلی قشنگ بود
Reply
محمد رضا خادمی
دی ۱۳م, ۱۳۸۸۲:۰۹ ق.ظنمیشه همینطوری به سادگی بگیم قشنگ بود و ببوسیمو بزاریم کنار !!!
چون به هیچ وجه فکر نمیکنم این داستان فقط به عنوان یه پست هفتگی اینجا اومده باشه !
اگه یه خورده وضعیت زندگی این داستان رو (…) !!!
فکر کنم این نظر من از نظر مدیر سایت ثبت نشه !!!
Reply
علیرضا مجیدی Reply:
دی ۱۳م, ۱۳۸۸ at ۹:۲۶ ب.ظ
بابت تعدیل کامنت شما پوزش میخواهم!
Reply