خداحافظ و دوستت دارم!

فرانک مجیدی: سلام! حساب می‌کنم که یک سال شد که نیستی و این عبارت « یک سال» چقدر کش می‌آید توی ذهن من. یعنی ۴ فصل، ۱۲ ماه، ۳۶۵ روز… یعنی این که می‌گویند خاک سرد است و مهرها را سرد می‌کند راست است؟ یعنی عادت کرده‌ایم؟ یعنی این را هم گذاشته‌ایم به حساب تمام چیزهای بدی که عادت می‌شوند؟

عادت نمی‌کنم پس من چرا؟ چرا برایم عادی نمی‌شود؟ چرا هنوز همان طعم گس توی دهانم می‌آید، همان طعم نحسی که وقتی توی آن صبح لعنتی علیرضا با ناراحتی به من گفت :«خسرو شکیبایی مرد!»؟ دوستی می‌گفت خبرهای بد، جملات خبری کوتاهی هستند. پس چرا این ۳ کلمه هنوز که هنوز است توی سرم کنار هم جفت نمی‌شود؟ چرا هر کدام به سمتی می‌رود؟ چرا « مرگ» و « تو» کنار هم نمی‌گنجید؟

می‌خواستم بگویم هر بار که تصویری از تو را می‌بینم، یا صدایت را می‌شنوم، یکی دو دقیقه طول می کشد که به خودم بگویم تو دیگر نیستی! می‌خواستم بگویم همه‌ی این چیزهایی که روان‌شناس‌ها برای پذیرش مرگ عزیزان می‌نویسند، چرند محض است. می‌خواستم بگویم اصلاً من اگر دلم نخواهد باور کنم، باید به چه کسی جواب بدهم؟

می‌خواهم بگویم وقتی به « هامون» فکر می‌کنم دلم می‌سوزد، وقتی بعد از ظهر پریروز «خواهران غریب» را نشان داد دلم برایت تنگ شد. وقتی می‌بینم روزهای آخر در فیلم‌های تلویزیونی‌ای بازی می‌کردی که خیلی پایین‌تر از سطح و شان تو بود، بیشتر غصه‌دار می‌شوم. دلم برایت تنگ شده عمو خسرو! آخر هیچ‌کس دیگر مثل تو آن نگاه‌های ساکت و پر سئوال را بلد نیست بیندازد، هیچ‌کس دیگر آن حرکات تند و چابک را ندارد، هیچ‌کس صدایش شبیه تو نیست، هیچکس آن‌طور مثل تو «س» را ادا نمی‌کند. آخر چطور به تو بگویم که تو کسی بودی که مثل هیچ‌کس نبود.

می‌دانم، چیزی ننوشته‌ام که لایق نام تو باشد. فقط دلم می‌خواست با تو حرف بزنم. این‌روزها، دنبال کسی هستم که بشنود. دلم گرفته‌بود، دلم گرفته‌است. می‌خواستم بگویم از وقتی رفته‌ای تلخی‌ها را می‌چشم، می‌خواستم بگویم ملال‌هایی هست که یکی‌اش دوری تو است. باید با تو حرف می‌زدم. باید این‌ها را می‌شنیدی. حالا هم این نامه را می‌دهم تا باد برایت بیاورد و نسیم برایت بخواند. عمو خسرو! می‌خواهم بگویم دوستت دارم. و حالا… خداحافظ!

پست‌های مشابه این مطلب

  1. رؤیایی در سر دارم ، گام بزرگی برای استفان هاوکینگ
  2. سکانسی که دوستش دارم
باز کردن / بستن تمام نظرات
  • MSS

    تیر ۲۷م, ۱۳۸۸۱۱:۴۴ ق.ظ

    روحش شاد باد.

    Reply

  • حسین

    تیر ۲۷م, ۱۳۸۸۱۲:۲۶ ب.ظ

    خداحافظ من و تو

    Reply

  • مسیح

    تیر ۲۷م, ۱۳۸۸۱:۳۷ ب.ظ

    رفته است به خانۀ سبز .

    Reply

  • حمیدرضا

    تیر ۲۷م, ۱۳۸۸۴:۱۱ ب.ظ

    سلام دوست عزیز
    شکیبایی در ذهن و دل ما زند است.
    آهنگ مادر من که خسرو شکیبایی در فیلم خواهران غریب اجرا میکه خیلی زیباست
    شما می تونید از لینک زیر این آهنگ رو دانلود کنید
    http://koodaknojavan.webs.com/audio/madare%20man.mp3

    Reply

  • مدیکوس

    تیر ۲۸م, ۱۳۸۸۳:۰۳ ق.ظ

    وقتی می گفت: سبز سبز….

    Reply

  • ژوکر

    تیر ۲۸م, ۱۳۸۸۳:۱۴ ق.ظ

    سلام فرانک عزیز.
    زیبا نوشتید و پراحساس. سپاس.
    هر چند هر چه کنیم برای خسروی خوبان خیلی کم است. زمان‌ها لازم است که بگذرد تا گوشه‌ای از امثال خسرو را درک کرد.
    روحش شاد و یادش جاویدان.

    Reply

  • آورا

    تیر ۲۸م, ۱۳۸۸۱۰:۴۳ ق.ظ

    جایش خالی است. خیلی هم خالی

    Reply

  • پیمان

    تیر ۲۸م, ۱۳۸۸۲:۱۷ ب.ظ

    روحش در آرامش

    Reply

  • کاوه

    تیر ۲۸م, ۱۳۸۸۴:۲۳ ب.ظ

    یادش بخیر . ای کاش وقتی بود بیشتر قدرش را می دانستیم . همین مسئولانی که امروز پدر هنرمندان را در می آورند باعث شدند تا او مجبور باشد کارهایی را که دوست ندارد بازی کند . هر چند که بدترین فیلم ها با حضور او سبز می شد . مثل امروز که یادش همه جا را سبز کرده است . یادش بخیر

    Reply

  • مژگان

    تیر ۲۹م, ۱۳۸۸۹:۵۳ ق.ظ

    خیلی شبیه حرفهای دل من بود

    Reply

  • پوریا

    تیر ۲۹م, ۱۳۸۸۱۰:۴۸ ق.ظ

    بدرود یگانه صدای ایران ، روحش شاد

    Reply

  • مه سا

    تیر ۲۹م, ۱۳۸۸۶:۰۲ ب.ظ

    یک سال شد!
    گریه میکردم
    تا چند ماه روزی چند بار یادم میومد و دو کلمه میگفتم:
    “چرا مرد؟”

    Reply

  • بی نام

    تیر ۲۹م, ۱۳۸۸۱۱:۲۸ ب.ظ

    خیلیها میرن یک سال هم بیشتر سالها می گذره خیلیها رفتن اونا رو فراموش می کنن انگار از اول نبودن ولی فقط خدا می دونه رفتن اونا برای کسانی که دوستشون داشتن حتی بعد از گذشت سالها یه زخمه تو دلشون که هی کهنه تر می شه یه داغه که هی تازه تر می شه که حتی چند قطره اشکی که تو خلوتشون بریزنم مرهمی نیست براش

    Reply

  • kinglet

    تیر ۳۰م, ۱۳۸۸۹:۴۱ ق.ظ

    البته قبول کنید کلا ما ایرانی‌ها جو گیر هستیم! از موقعی که رسانه‌ها شدیدا به موضوع فوت آقای خسرو شکیبایی پرداختند، حتی کسایی که هامون رو هم از ایشون ندیده بودن یهو جو گیر شدن! شروع کردن به تعریف از ایشون تو وبلاگ‌هاشون و ابراز ناراحتی از فوت ایشان! :D قبول کنید که ایرانی رو جو بگیره دیگه کسی نمیتونه کاری کنه! LOL

    Reply

  • مریم

    مهر ۲۹م, ۱۳۸۸۱:۴۳ ب.ظ

    سلام. من هم دوستش داشتم و دارم. اولین بار با مرگ حسین پناهی بود که احساس کردم کسی رفت و واقعا” جایش خالی شد و بعد هم خسرو شکیبایی با آن همه احساساتش.

    Reply

  • نارسیس

    دی ۱۷م, ۱۳۸۸۷:۲۷ ب.ظ

    من کنار کعبه که بودم به یادش افتادمو گریستمممممممممممم

    Reply

  • fozhan_khafan

    بهمن ۲۰م, ۱۳۸۸۱۲:۴۰ ق.ظ

    salam ey kash bish az ina ghadresho midoonestooim be nazaram shakibaie ya javaher bood behtarin filmesh khaharan gharib ba tashakoor az modir weblag bye

    Reply

نظر دهید

- لطف کنید و در کامنت‌هایتان تنها در مورد همین پست مطلب بنویسید، اگر مطلبتان چیز دیگری است، از فرم تماس استفاده کنید.
- لطفا پینگلیش ننویسید.
- برای نمایش یک آواتار از خودتان در وبلاگ من و همچنین دیگر وبلاگ‌ها به سایت گراواتار بروید.

(To type in English, press Ctrl+g)