سوخت انسانی!
دی ۷م, ۱۳۸۷روند روزافزون گرم شدن جهانی آب و هوا و همچنین گران شدن قیمت نفت، باعث شده که بسیاری از شرکتها و افراد به خصوص در غرب به فکر استفاده از سوختهای سبز بیفتند. مثلا در سقف خانهشان پنل خورشیدی نصب کنند یا از توربینهای بادی استفاده کنند. سوختهای زیستی به دست آمده از گیاهانی مانند نیشکر یا ضایعات حیواناتی مثل گاو و خوک هم جایگاه خاص خود را در این میان دارند.
اما کاری که دکتر «الن بیتنر» انجام میداد، در نوع خود بینظیر بود. ایشان یک جراح زیبایی در «برولی هیلز» لوس آنجلس بودند. یکی از اعمالی که این پزشک انجام میداد، «لیپوساکشن» یعنی تخلیه چربی اضفه شکم و اندامهای بیمارانش بود. دکتر بیتنر به این فکر افتاد که از چربی اضافی بیمارانش استفاده بهینه کند و آنها را مبدل به یک نوع سوخت زیستی کند! او در سایت lipodiesel.com ادعا کرده است که از مدتها پیش از چربی بیمارانش برای تأمین سوخت خودروی فورد خودش و همچنین خودروی دوست دخترش استفاده میکرده است.
این موضوع سر و صدای زیادی در رسانههای غربی به پا کرد و برای مثال هرالد سان، فاکس نیوز و نشریه اقتصادی فوربس در وبسایتهای خود به آن اشاره کردند.

البته مدتی است که در مطب این پزشک، بعد از شکایت تعدادی از بیمارانش تخته شده است، آنها شکایت کرده بودند که دوست دختر و دستیار او بدون اینکه اجازه رسمی لیپوساکشن داشته باشند، در کلینیک او مبادرت به این کار میکردند و برای آنها مشکلاتی به بار آوردهاند.
چربی حیوانات و انسانها حاوی تریگلیسرید است، یک کیلوگرم چربی میتواند به یک کیلوگرم سوخت تبدیل شود و با توجه به اینکه دکتر بیتنر، بیشتر از هفت هزار لیپوساکشن در کلینیکش انجام داده بود، میتوان حدس زد که سوخت قابل ملاحظهای به دست آورده باشد! البته طبق قوانین آمریکا تبدیل ضایعات انسانی به سوخت، غیرقانونی است و او به همین خاطر توسط دپارتمان ملی سلامت کالیفرنیا تحت پیگرد قرار گرفته است.
دکتر بیتنر در حال حاضر قصد دارد به آفریقای جنوبی مهاجرت کند.

















رضا
دی ۷م, ۱۳۸۷۱۲:۰۱ ب.ظیاد فیلم فایت کلاب افتادم که از چربی آدمیزد مواد منفجره تهیه میشد. جدای از این بحث یکی از مواردی که دنیای غرب سخت سعی دارد روی آن سرمایه گذاری کند Biogas هست و به نظر میاد گزینه ی مناسبی باشه برای دگرگونی مصرف سوخت توسط بشر http://en.wikipedia.org/wiki/Biogas
[Reply]
علی مصلحی
دی ۷م, ۱۳۸۷۱۲:۵۲ ب.ظدکتر جان این ها به درد ما نمی خوره که پول نفت سر سفره امون هست … ما وقتی اینها سر سفره امون هست چه نیازی به این چیزا داریم
سر سفره که هم نان هست هم نفت، به ما چه کی اومد، کی بود، کی رفت؟
[Reply]
باران
دی ۷م, ۱۳۸۷۱:۰۳ ب.ظخیلی جالبه!
یه چیز و متوجه نشدم. این دپارتمان سلامت آمریکا چرا اینکار رو غیرقانونی اعلام کرده؟! شما می دونید؟
[Reply]
milad Reply:
دی ۸م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۴۸ ب.ظ
@باران, na man nmidunam
[Reply]
علیرضا تجری
دی ۷م, ۱۳۸۷۲:۵۵ ب.ظمور مورم شد!
[Reply]
مستانه
دی ۷م, ۱۳۸۷۲:۵۹ ب.ظعجب ایده ای به ذهنش رسیده!
عوض اینکه آدم به این خلاقی رو کلی تحویلش بگیرن تحت پیگرد قانونی قرارش دادن؟؟؟
[Reply]
حمیدرضا
دی ۷م, ۱۳۸۷۵:۱۶ ب.ظفکر کنم توی فیلم فایت کلاب باشه، که شخصیتی که براد پیت نقششو بازی میکنه فروشندهی صابونهای دستسازه که به خاطر مرغوبیتشون خریدار زیاد داره. توی جریان فیلم متوجه میشیم که علت مرغوبیت صابونهاش اینه که اونها رو از چربیهایی درست میکنه که از سطلهای آشغال یه کلینیک لاغری جمع میکنه، یعنی همین چربیهای حاصل از لیپوساکشن! گفتم احتمالاً این آقای دکتر هم از اون فیلم یه ایدههایی گرفته!
[Reply]
dt Reply:
دی ۸م, ۱۳۸۷ at ۲:۱۱ ق.ظ
@حمیدرضا,
[Reply]
Ali
دی ۷م, ۱۳۸۷۵:۳۴ ب.ظچه چیزای عجیبی آادم میشنوه
[Reply]
پورعلی.نت|بومرنگها
دی ۷م, ۱۳۸۷۹:۱۷ ب.ظسلام دکتر عزیز . من ممنونم از اینهمه مطالب و واقعا زبانم قاصر از تشکر از شماست.
به هر حال در همین حد از من بپذیرید که : ممنون از ته دل.
مطالبتون خیلی خیلی به دردم می خوره سطح علمم روز بروز با مطالب شما میره بالا.
[Reply]
اشکان
دی ۸م, ۱۳۸۷۱۲:۲۲ ق.ظصد درصد برای جلوگیری از همین سواستفاده هاست که اینکار تو آمریکا ممنوعه . به هرحال پول نفت تو سفره ما که نیومد ببینیم میتونیم با چربیامون یه کاری واسه خودمون بکنیم ، کسی مشتری داشت من زیر قیمت فروشندم ، لیتری ۵۰ ، سوپر ، بدون سرب با تریگلیسرید مرغوب.
[Reply]
سروش
دی ۸م, ۱۳۸۷۱۲:۳۷ ق.ظاین دکتره چه طوری از چربی آدمیزاد تو ماشینش استفاده کرده؟ اول اونا رو آماده می کرده دیگه! یا همین طوری می ریخته تو ماشینش؟ :دی
فکر کنم آماده کردنش بیشتر خرج داشته باشه.
[Reply]
بیا تو خبر
دی ۸م, ۱۳۸۷۱:۵۱ ق.ظبا نمک بود … ولی جهت طبخ غذا بیشتر حال میداده ها…
[Reply]
نرم افزار
دی ۸م, ۱۳۸۷۹:۲۳ ق.ظمیومد تو ایران می تونست بدون مشکل قانونی هر چیزی رو به هر چیز دیگه تبدیل کنه
[Reply]
یک فراهانی
دی ۸م, ۱۳۸۷۱۲:۰۲ ب.ظبه نام خدا
فقط می تونم بگم جالب بود.همین و بس.
ممنون
[Reply]