<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: دانشمندان «تجربه‌های خارج بدن» را مطالعه می‌کنند</title>
	<atom:link href="http://1pezeshk.com/archives/2008/10/out-of-body-experiences.html/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://1pezeshk.com/archives/2008/10/out-of-body-experiences.html</link>
	<description>نگاه علیرضا و فرانک مجیدی به دنیای آی‌تی، پزشکی و سینما</description>
	<lastBuildDate>Thu, 24 May 2012 13:55:47 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.1</generator>
	<item>
		<title>با: مارال</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2008/10/out-of-body-experiences.html#comment-145044</link>
		<dc:creator>مارال</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://1pezeshk.com/?p=2101#comment-145044</guid>
		<description>البته این داستان یک کمی قدیمی هست... آقای پیرنیا که البته بزرگ شده و دانش آموخته ی آمریکا هستند،‌ به سختی توانستند مدیر یک بیمارستان رو متقاعد کنند که عکسهایی را آویزان از سقف قرار بدهند، طوری که روی عکسها به سمت سقف باشد. بعد منتظر شدند تا کسی پیدا شود که تجربه ی نزدیک به مرگ داشته باشد. فقط یک نفر در طول دوره ی آزمایشی به این تجربه دست پیدا کرد ولی متأسفانه ( کاملاً به یاد نمی آورم) به دلیل مخالفت بیمارستان دیگر طرح ها جمع شده بودند. کلاً هدف آقای پیرنیا، که پزشک است، پیدا کردن شواهد فیزیکی و جسمی دال بر این موضوع بود. 
یادم می آید همین اواخر مقاله ای در این باره خواندم که بالاخره یک پزشک نشان داده بود که داستان «تونلی که در آخر آن نور شدیدی به نظر می رسد» ناشی از افزایش یک ماده ی خاص در بدن است که بر شبکیه تأثیر می گذارد. ولی جزییات را به خاطر نمی آورم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>البته این داستان یک کمی قدیمی هست&#8230; آقای پیرنیا که البته بزرگ شده و دانش آموخته ی آمریکا هستند،‌ به سختی توانستند مدیر یک بیمارستان رو متقاعد کنند که عکسهایی را آویزان از سقف قرار بدهند، طوری که روی عکسها به سمت سقف باشد. بعد منتظر شدند تا کسی پیدا شود که تجربه ی نزدیک به مرگ داشته باشد. فقط یک نفر در طول دوره ی آزمایشی به این تجربه دست پیدا کرد ولی متأسفانه ( کاملاً به یاد نمی آورم) به دلیل مخالفت بیمارستان دیگر طرح ها جمع شده بودند. کلاً هدف آقای پیرنیا، که پزشک است، پیدا کردن شواهد فیزیکی و جسمی دال بر این موضوع بود.<br />
یادم می آید همین اواخر مقاله ای در این باره خواندم که بالاخره یک پزشک نشان داده بود که داستان «تونلی که در آخر آن نور شدیدی به نظر می رسد» ناشی از افزایش یک ماده ی خاص در بدن است که بر شبکیه تأثیر می گذارد. ولی جزییات را به خاطر نمی آورم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: کشف تازه دانشمندان: جاندارانی که بدون اکسیژن زندگی می‌کنند</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2008/10/out-of-body-experiences.html#comment-44715</link>
		<dc:creator>کشف تازه دانشمندان: جاندارانی که بدون اکسیژن زندگی می‌کنند</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://1pezeshk.com/?p=2101#comment-44715</guid>
		<description>[...] دانشمندان «تجربه‌های خارج بدن» را مطالعه می‌کنند [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] دانشمندان «تجربه‌های خارج بدن» را مطالعه می‌کنند [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: عرفان</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2008/10/out-of-body-experiences.html#comment-15707</link>
		<dc:creator>عرفان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://1pezeshk.com/?p=2101#comment-15707</guid>
		<description>آدم چقدر باید احمق باشه که بخواد حقیقتو انکار کنه . در صورتی که در هر لحظه اونو میبینه.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آدم چقدر باید احمق باشه که بخواد حقیقتو انکار کنه . در صورتی که در هر لحظه اونو میبینه.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: عرفان</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2008/10/out-of-body-experiences.html#comment-15706</link>
		<dc:creator>عرفان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://1pezeshk.com/?p=2101#comment-15706</guid>
		<description>انکه را اسرار حق اموختند دهانش مهر کردند و لبانش دوختند .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>انکه را اسرار حق اموختند دهانش مهر کردند و لبانش دوختند .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سلام</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2008/10/out-of-body-experiences.html#comment-15086</link>
		<dc:creator>سلام</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://1pezeshk.com/?p=2101#comment-15086</guid>
		<description>من مثل آب خوردن و هر وقت دلم بخواد خروج و ورود می کنم چیز هایی می بینم که از ترس اینکه دیگران مرا خول و چل نگنند خودم می زنم به کوچه علی چپ . باطن افراد . فکرهای درونی انان و تمایلات آنان که پنهان میکنند و در ظاهر طور دیگری عمل می کنند
خیلی به دادم رسیده در آخرین بار در یک قراداد کاری با یک کارخانه آلمانی بی شرفها با انون کارمندهای ایرانیش می خواستند سرمن کلاه بگذارند من هم با اطلاع از باطن و ظاهر انان چنان عمل کردم که بعد از اینکه پولم گرفتم پایم را کشیدم بیرون تازه فهمیدند بابا این شخص خدای مکاران بود و بعد هر چی طعمه وعده  التماس کردند که بیا دوباره کار کنیم گفتم 
بقول حافظ : برو این دام بر مرغ دگر نه    که اینجانب را بلندین آشیانست
یاد آیه قرآن افتادم که میگه : ومکرو مکرالله ( شما مکر می کنید و خداوند هم مکر عظیم می کنند).

حالا این یک نعمت خدادادی برای ماست خوانندگان نروند ریاضت و تمرین بازی کنند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من مثل آب خوردن و هر وقت دلم بخواد خروج و ورود می کنم چیز هایی می بینم که از ترس اینکه دیگران مرا خول و چل نگنند خودم می زنم به کوچه علی چپ . باطن افراد . فکرهای درونی انان و تمایلات آنان که پنهان میکنند و در ظاهر طور دیگری عمل می کنند<br />
خیلی به دادم رسیده در آخرین بار در یک قراداد کاری با یک کارخانه آلمانی بی شرفها با انون کارمندهای ایرانیش می خواستند سرمن کلاه بگذارند من هم با اطلاع از باطن و ظاهر انان چنان عمل کردم که بعد از اینکه پولم گرفتم پایم را کشیدم بیرون تازه فهمیدند بابا این شخص خدای مکاران بود و بعد هر چی طعمه وعده  التماس کردند که بیا دوباره کار کنیم گفتم<br />
بقول حافظ : برو این دام بر مرغ دگر نه    که اینجانب را بلندین آشیانست<br />
یاد آیه قرآن افتادم که میگه : ومکرو مکرالله ( شما مکر می کنید و خداوند هم مکر عظیم می کنند).</p>
<p>حالا این یک نعمت خدادادی برای ماست خوانندگان نروند ریاضت و تمرین بازی کنند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: بهزاد</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2008/10/out-of-body-experiences.html#comment-15080</link>
		<dc:creator>بهزاد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://1pezeshk.com/?p=2101#comment-15080</guid>
		<description>سلام دکتر جان
مبحث بسیار جالب و سابقه داری هست این مشاهدات در حین کما ولی بررسی و تعیین علمی صحت آن خیلی جالبتر و مهیج تر است.اما بنظر شما علم باابزار و وسایل امروزی میتونه وارد محدوده متافیزیک بشه؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام دکتر جان<br />
مبحث بسیار جالب و سابقه داری هست این مشاهدات در حین کما ولی بررسی و تعیین علمی صحت آن خیلی جالبتر و مهیج تر است.اما بنظر شما علم باابزار و وسایل امروزی میتونه وارد محدوده متافیزیک بشه؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: چه کسی از کالبد اختری می&#8204;ترسد؟ &#171; خواب بزرگ</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2008/10/out-of-body-experiences.html#comment-15069</link>
		<dc:creator>چه کسی از کالبد اختری می&#8204;ترسد؟ &#171; خواب بزرگ</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://1pezeshk.com/?p=2101#comment-15069</guid>
		<description>[...] پزشکان بیمارستان‌های بریتانیا و آمریکا قصد دارند ۱۵۰۰... [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] پزشکان بیمارستان‌های بریتانیا و آمریکا قصد دارند ۱۵۰۰&#8230; [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: نرم افزار</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2008/10/out-of-body-experiences.html#comment-15033</link>
		<dc:creator>نرم افزار</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://1pezeshk.com/?p=2101#comment-15033</guid>
		<description>این که روح می تونه از بدن خارج بشه رو که دیگه نمی شه انکار کرد</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این که روح می تونه از بدن خارج بشه رو که دیگه نمی شه انکار کرد</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: کیمیــــــــــــــــــــا</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2008/10/out-of-body-experiences.html#comment-15032</link>
		<dc:creator>کیمیــــــــــــــــــــا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://1pezeshk.com/?p=2101#comment-15032</guid>
		<description>سلام !
خیلی برام جالبه که در این سایت چقدر میشه نکات مفید و آموزنده آموخت . من خودم عاشق مطالب اینجوری ام ... چیزهایی که مربوط به روح میشوند و یا با عالم پس از مرگ در ارتباطند... 
کاش می شد یکجورهایی  به این عالم عجیب و عجایب آن ، تازنده ایم سرکی بکشیم ...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام !<br />
خیلی برام جالبه که در این سایت چقدر میشه نکات مفید و آموزنده آموخت . من خودم عاشق مطالب اینجوری ام &#8230; چیزهایی که مربوط به روح میشوند و یا با عالم پس از مرگ در ارتباطند&#8230;<br />
کاش می شد یکجورهایی  به این عالم عجیب و عجایب آن ، تازنده ایم سرکی بکشیم &#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ari</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2008/10/out-of-body-experiences.html#comment-15023</link>
		<dc:creator>ari</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://1pezeshk.com/?p=2101#comment-15023</guid>
		<description>سلام 
آره یه مستندی 2 -3 سال پیش به اسم نسیم کائنات از کانال یک سیما پخش میشد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
آره یه مستندی ۲ -۳ سال پیش به اسم نسیم کائنات از کانال یک سیما پخش میشد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

