تبعیض
تیر ۲۳م, ۱۳۸۷
سرخوردگی همسر رئیس جمهور فرانسه از انتشار آلبوم موسیقی جدیدش نگاهی به Wall-E، انیمیشن جدید مطرح پیکسار

© تمامی حقوق برای صاحب سایت محفوظ است.
کپی برداری از مطالب این وبلاگ بدون کسب اجازه از صاحب سایت ممنوع می باشد.
عرفان
تیر ۲۳م, ۱۳۸۷۲:۱۶ ق.ظعنوانش را “تبعیض” میگذاشتید بهتر نبود؟ بین دو موضوع متفاوت همیشه یکی از آنها استثنا است! (;
احتمال دارد تصویر مونتاژ باشد….
[Reply]
حاجی کنزینگتون
تیر ۲۳م, ۱۳۸۷۵:۱۵ ق.ظالبته انگیزه تبعیض حیوانات مخصوصا پرنده ها با ما آدمها فرق داره. پرنده ها می دونن همه جوجه هاشون شانس بقا ندارند برای همین روی اون یا اونایی که احتمال زنده موندشون بیشتره سرمایه گذاری می کنند. می شه اسمشو عملگرایی خودخواهانه گذاشت ولی پرنده بر خلاف آدمیزاد در اعمال این تبعیض تقصیری نداره. اینجوری برنامه ریزی شده که جوجه قویتر رو انتخاب کنه تا تخم و ترکه اش، به قول شما اطبا دی ان ای، به نسلهای بعد منتقل بشه. میل به جاودانگی، به قربانی شدن ضعیفها منجر می شه، نه؟
[Reply]
یه مرد امیدوار
تیر ۲۳م, ۱۳۸۷۷:۴۶ ق.ظدل آدم برا اون بچههه کباب میشه. ولی شاید هم سه چهارتا وعده قبلیه رو اون خورده و حالا مادرش مجبور شده با زور اونو کنار بزنه. میبینین؟ چقدر قضاوت سخته!
[Reply]
hamed
تیر ۲۳م, ۱۳۸۷۸:۰۹ ق.ظآدم یادم این سریال حضرت یوسف میوفته که حضرت یعقوب هی تبعیض قائل می شه هی می گه کدوم تبعیض
[Reply]
safzav
تیر ۲۳م, ۱۳۸۷۹:۲۴ ق.ظالبته با توجه به استانداردهای طبیعت این کار تبعیض نیست. یک جور قانونه … یک روش برای زنده موندن و ادامه نسل و قطع نشدن مسیر انتقال ژن ها. اونی باید بمونه که قوی تره … وقتی منایع کمه (اغلب غذایی) والدین مجبور به انتخاب میشن. اونی رو انتخاب میکنن که قوی تره و قوی ترش می کنن تا بمونه …
[Reply]
سعید
تیر ۲۳م, ۱۳۸۷۹:۲۹ ق.ظسلام
هم جالب است و هم غم انگیز !
[Reply]
امیر حسین
تیر ۲۳م, ۱۳۸۷۹:۳۱ ق.ظعکس زیبایی بود… . ولی منبع رو هم درج می کردید.
موفق باشید.
[Reply]
مهیار
تیر ۲۳م, ۱۳۸۷۹:۵۴ ق.ظفوق العاده است
[Reply]
mahtob
تیر ۲۳م, ۱۳۸۷۱۱:۰۳ ق.ظشکار لحظه ها که میگن اینه ها !!!
[Reply]
پیام
تیر ۲۳م, ۱۳۸۷۱۱:۵۱ ق.ظD:
[Reply]
علیرضا
تیر ۲۳م, ۱۳۸۷۱:۴۶ ب.ظمن یه مرغ عشقی داشتم با جفتش بچه دار که شدن (لونه مرغ عشقا مثله مستطیله)…جوجه اولیه هی می اومد دم وراخ لونه و غذا می گرفت و بقیه اندازه لوبیا بودن…منم این نره خرو گذاشتم ته لونه و پاشو با چسب نواری چسبوندم که به بقیه هم برسه اما اینقدر این پرنده ها خرن میرفت با نوکش لنگ یارو رو مادره آزاد می کرد و باز فردا میدیدیم یه کله گنده دم سولاخه!…
[Reply]
محمد
تیر ۲۵م, ۱۳۸۷۲:۵۴ ق.ظخیلی زیبا بود موضوع بیشتر
[Reply]