<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: صفحات سفید کافه پیانو!</title>
	<atom:link href="http://1pezeshk.com/archives/2008/06/post_857.html/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://1pezeshk.com/archives/2008/06/post_857.html</link>
	<description>نگاه علیرضا مجیدی به دنیای آی‌تی، پزشکی و ادبیات</description>
	<lastBuildDate>Fri, 19 Mar 2010 20:11:19 +0330</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.2</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: سارا</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2008/06/post_857.html/comment-page-1#comment-35117</link>
		<dc:creator>سارا</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 20 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2008/06/post_857.html#comment-35117</guid>
		<description>من وقتی کتابو خوندم یک علامت سوال بزگ توی ذهنم اومد که این کتاب چی داشت که اینقدر تجدید چاپ شده و اینقدر ازش تعریف مکنند؟کافه پیانو یک کتاب درجه 2حساب میشه.نمیدونم چرا اینقدر بزرگش کردن البته در این بازار بی کتابی یه همچین کتابهایی باید چاپ بشن.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من وقتی کتابو خوندم یک علامت سوال بزگ توی ذهنم اومد که این کتاب چی داشت که اینقدر تجدید چاپ شده و اینقدر ازش تعریف مکنند؟کافه پیانو یک کتاب درجه ۲حساب میشه.نمیدونم چرا اینقدر بزرگش کردن البته در این بازار بی کتابی یه همچین کتابهایی باید چاپ بشن.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ali</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2008/06/post_857.html/comment-page-1#comment-33710</link>
		<dc:creator>ali</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 20 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2008/06/post_857.html#comment-33710</guid>
		<description>آقای فرهاد جعفری کارشون خیلی درسته.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آقای فرهاد جعفری کارشون خیلی درسته.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: عسل</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2008/06/post_857.html/comment-page-1#comment-29601</link>
		<dc:creator>عسل</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 20 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2008/06/post_857.html#comment-29601</guid>
		<description>سلام جناب دکتر
من اولین باره که وبلاگتونو می بینم.اما ایده معرفی کتاب به نظرم جالبه.در مورد کافه پیانو باید 
بگم کتاب بدی نیست سبک جدیدیه که فکر می کنم کمی تقلیدی از ناطور دشت سلینجر باشه.اما خوب نویسنده دیگه یه جاهایی زیادی غرب زده شدند یعنی میون این همه مثالی که از فیلم ها و داستان های خارجی زدند نمی شد یک نمونه ی وطنی هم گفته بشه؟!اما خوب حقیقتا&quot; خود من یه جاهایی با کافه چی همزاد پنداری کردم.از شخصیت علی هم خوشم اومد.در ضمن ناطور دشت سلینجرو پیشنهاد می کنم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام جناب دکتر<br />
من اولین باره که وبلاگتونو می بینم.اما ایده معرفی کتاب به نظرم جالبه.در مورد کافه پیانو باید<br />
بگم کتاب بدی نیست سبک جدیدیه که فکر می کنم کمی تقلیدی از ناطور دشت سلینجر باشه.اما خوب نویسنده دیگه یه جاهایی زیادی غرب زده شدند یعنی میون این همه مثالی که از فیلم ها و داستان های خارجی زدند نمی شد یک نمونه ی وطنی هم گفته بشه؟!اما خوب حقیقتا&#8221; خود من یه جاهایی با کافه چی همزاد پنداری کردم.از شخصیت علی هم خوشم اومد.در ضمن ناطور دشت سلینجرو پیشنهاد می کنم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: م</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2008/06/post_857.html/comment-page-1#comment-28829</link>
		<dc:creator>م</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 20 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2008/06/post_857.html#comment-28829</guid>
		<description>فوق العاده مزخرف بود .چیز دیگه ای نمی تونم بگم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>فوق العاده مزخرف بود .چیز دیگه ای نمی تونم بگم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: کوثر</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2008/06/post_857.html/comment-page-1#comment-28106</link>
		<dc:creator>کوثر</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 20 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2008/06/post_857.html#comment-28106</guid>
		<description>حیف 5 هزار تومنی که سرش دادم؟!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>حیف ۵ هزار تومنی که سرش دادم؟!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: کوثر</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2008/06/post_857.html/comment-page-1#comment-28105</link>
		<dc:creator>کوثر</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 20 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2008/06/post_857.html#comment-28105</guid>
		<description>کاملا باهات موافقم من هم این کتاب رو با کلی اشتیاق خریدم ولی امروز که خوندنش تموم شد واقعا ضد حال خوردم.فکر نمی کردم اینقدر بی مزه تموم بشه</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>کاملا باهات موافقم من هم این کتاب رو با کلی اشتیاق خریدم ولی امروز که خوندنش تموم شد واقعا ضد حال خوردم.فکر نمی کردم اینقدر بی مزه تموم بشه</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: کوثر</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2008/06/post_857.html/comment-page-1#comment-28103</link>
		<dc:creator>کوثر</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 20 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2008/06/post_857.html#comment-28103</guid>
		<description>سلام باور کنید اونقدر ها هم که اسم درکرده جالب نیست من امروز خوندنش رو تموم کردم وقتی به صفحه ی آخرش رسیدم شکه شدم که آخه این چه کتابی است که 23 بار تجدید چاپ شده؟!!!!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام باور کنید اونقدر ها هم که اسم درکرده جالب نیست من امروز خوندنش رو تموم کردم وقتی به صفحه ی آخرش رسیدم شکه شدم که آخه این چه کتابی است که ۲۳ بار تجدید چاپ شده؟!!!!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: shohreh</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2008/06/post_857.html/comment-page-1#comment-27688</link>
		<dc:creator>shohreh</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 20 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2008/06/post_857.html#comment-27688</guid>
		<description>اتفاقا کتاب کاملا بی محتوایی است. فقط نثر خوبی دارد که خوب از یک روزنامه نگار باید چنین انتظاری را هم داشت. من هم اولش به خاطر تعریف دیگران خریدم اما پشیمان شدم
 1- چون یک دید کاملا سنتی به زن ها داشت. اونو طلاق داد چون بدجنسی هایی داشت که مخصوص همه زن هاست. یا چون با یک وکیل درددل کرده بود.در واقع این طور بودکه زن او حق دردل با هیچ کس را نداشت در چند جای کتاب هم به آن اشاره شده تصور کنید همه مردها به این خاطر زن هایشان را طلاق بدهند...
2-در مورد وکیل ها خیلی تند نوشته بود درسته که می خواسته طبیعی باشه یا اصلا از دید خود شخصیت کتاب خیلی حرصش گرفته بود(از روی خودخواهی) اما باید کمی ادب را هم رعایت می کرد
 3- در اوایل کتاب شما با یک نویسنده رک مواجه هستید. به خاطر کلماتی که به کار برده از خود می پرسید چه طور اجازه چاپ گرفته اما وقتی به اخر داستان می رسید متوجه قضیه می شوید(صفحه257
قشنگه آدمو می بره تو فکر)یا از چندین برابر شدن های زیبایی زنش دز چادرنماز.
به طور خلاصه حرف ها و نگاه های باب دل انها را زده. فکر می کنم حتی جایزه گرفتنش هم به این خاطر باشد. انتشار بالا و موفقیت امیز فکر فسیل شده خود در جامعه</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اتفاقا کتاب کاملا بی محتوایی است. فقط نثر خوبی دارد که خوب از یک روزنامه نگار باید چنین انتظاری را هم داشت. من هم اولش به خاطر تعریف دیگران خریدم اما پشیمان شدم<br />
 ۱- چون یک دید کاملا سنتی به زن ها داشت. اونو طلاق داد چون بدجنسی هایی داشت که مخصوص همه زن هاست. یا چون با یک وکیل درددل کرده بود.در واقع این طور بودکه زن او حق دردل با هیچ کس را نداشت در چند جای کتاب هم به آن اشاره شده تصور کنید همه مردها به این خاطر زن هایشان را طلاق بدهند&#8230;<br />
۲-در مورد وکیل ها خیلی تند نوشته بود درسته که می خواسته طبیعی باشه یا اصلا از دید خود شخصیت کتاب خیلی حرصش گرفته بود(از روی خودخواهی) اما باید کمی ادب را هم رعایت می کرد<br />
 ۳- در اوایل کتاب شما با یک نویسنده رک مواجه هستید. به خاطر کلماتی که به کار برده از خود می پرسید چه طور اجازه چاپ گرفته اما وقتی به اخر داستان می رسید متوجه قضیه می شوید(صفحه۲۵۷<br />
قشنگه آدمو می بره تو فکر)یا از چندین برابر شدن های زیبایی زنش دز چادرنماز.<br />
به طور خلاصه حرف ها و نگاه های باب دل انها را زده. فکر می کنم حتی جایزه گرفتنش هم به این خاطر باشد. انتشار بالا و موفقیت امیز فکر فسیل شده خود در جامعه</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: راحله</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2008/06/post_857.html/comment-page-1#comment-27060</link>
		<dc:creator>راحله</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 20 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2008/06/post_857.html#comment-27060</guid>
		<description>سلام . من این کتاب رو خوندم . اول از همه بر خلاف شما یک فصل کتاب برای من تکرار شده بود . کتاب پر بود از توضیح .کاش این توضیحات حداقل جالب بود ،انگار پشت چراغ قرمز بودی و منتظر که کی چراغ سبز می شه و داستان شروع می شه . بعضی از جملات معنی می ده اما انگار آقای جعفری خسته بوده حوصله جمله بندی نداشته (ص 156).بگذریم .انگار نویسنده محترم قصدشون این بوده که بگن چطور زنانی دلفریبند و می خواستند ارشاد رو امتحان کنند که آیا متوجه این جملات ممیزی می شن یا نه که خدا رو شکر ( البته به شوخی ) نشدند و این کلمات و جملات سراسر کتاب رو پر کرده . البته رمان نویس ها همه یک جور فکر می کنند . اما اگه قرار شد روی کتاب بزنیم چاپ 10000 و برگزیده واقعا و خدایی فکرکنیم چون یکی وقت می زاره کتاب بی خود ما رو می خونه .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام . من این کتاب رو خوندم . اول از همه بر خلاف شما یک فصل کتاب برای من تکرار شده بود . کتاب پر بود از توضیح .کاش این توضیحات حداقل جالب بود ،انگار پشت چراغ قرمز بودی و منتظر که کی چراغ سبز می شه و داستان شروع می شه . بعضی از جملات معنی می ده اما انگار آقای جعفری خسته بوده حوصله جمله بندی نداشته (ص ۱۵۶).بگذریم .انگار نویسنده محترم قصدشون این بوده که بگن چطور زنانی دلفریبند و می خواستند ارشاد رو امتحان کنند که آیا متوجه این جملات ممیزی می شن یا نه که خدا رو شکر ( البته به شوخی ) نشدند و این کلمات و جملات سراسر کتاب رو پر کرده . البته رمان نویس ها همه یک جور فکر می کنند . اما اگه قرار شد روی کتاب بزنیم چاپ ۱۰۰۰۰ و برگزیده واقعا و خدایی فکرکنیم چون یکی وقت می زاره کتاب بی خود ما رو می خونه .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: AAAAA</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2008/06/post_857.html/comment-page-1#comment-21620</link>
		<dc:creator>AAAAA</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 20 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2008/06/post_857.html#comment-21620</guid>
		<description>چقدر آدم مزخرف میشنوه!
چقدر آبسشن و اختلالات وسواسی!! و چسبیدن به افکاره چرند  و مسخره!؟!!! ؟
چقدر حرفای تیریپ &quot;نصیب&quot; و &quot;قسمت&quot; و &quot;فال قهوه ای!&quot; و &quot;خطوط کف دستی!!!&quot; 
&quot;&quot;&quot;شدیداً توصیه می کنم کتاب را عوض نکنید!!!!

از ۲۰۰۰ آدمی که کتاب را خریده اند شما برگزیده ی نداشتن این صفحات بودید.!!!!

در ضمن ممکن است دیگر چاپ اول نصیبتان نشود دوست جان. به گمانم دارند برای چاپ سومش برنامه ریزی میکنند.!!!!&quot;&quot;&quot;

واااای 
خدایا!! 
برگزیده ی نداشتن این صفحات بودن&quot; رو تو رو قران یکی توضیح بده یعنی چی؟؟؟؟؟
&quot;نصیب نشدن چاپ اول&quot; هم همینطور!! حالا چاپ اول نباشه چاپ پنجاهم باشه!!!

واقعا این طرز تفکر ها نماد چه مدل OCD رواج یافته ای!! هستن ؟؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چقدر آدم مزخرف میشنوه!<br />
چقدر آبسشن و اختلالات وسواسی!! و چسبیدن به افکاره چرند  و مسخره!؟!!! ؟<br />
چقدر حرفای تیریپ &#8220;نصیب&#8221; و &#8220;قسمت&#8221; و &#8220;فال قهوه ای!&#8221; و &#8220;خطوط کف دستی!!!&#8221;<br />
&#8220;&#8221;"شدیداً توصیه می کنم کتاب را عوض نکنید!!!!</p>
<p>از ۲۰۰۰ آدمی که کتاب را خریده اند شما برگزیده ی نداشتن این صفحات بودید.!!!!</p>
<p>در ضمن ممکن است دیگر چاپ اول نصیبتان نشود دوست جان. به گمانم دارند برای چاپ سومش برنامه ریزی میکنند.!!!!&#8221;"&#8221;</p>
<p>واااای<br />
خدایا!!<br />
برگزیده ی نداشتن این صفحات بودن&#8221; رو تو رو قران یکی توضیح بده یعنی چی؟؟؟؟؟<br />
&#8220;نصیب نشدن چاپ اول&#8221; هم همینطور!! حالا چاپ اول نباشه چاپ پنجاهم باشه!!!</p>
<p>واقعا این طرز تفکر ها نماد چه مدل OCD رواج یافته ای!! هستن ؟؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
