<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: مرد گوگلی و بارانی، تقویم و دوربین انسانی!</title>
	<atom:link href="http://1pezeshk.com/archives/2008/01/post_722.html/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://1pezeshk.com/archives/2008/01/post_722.html</link>
	<description>نگاه علیرضا و فرانک مجیدی به دنیای آی‌تی، پزشکی و سینما</description>
	<lastBuildDate>Thu, 24 May 2012 03:44:41 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.1</generator>
	<item>
		<title>با: بابک</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2008/01/post_722.html#comment-5894</link>
		<dc:creator>بابک</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2008/01/post_722.html#comment-5894</guid>
		<description>یکم دیر دیدم دکتر ، خیلی گرفتارم
ولی واقعآ از خوندنش لذت بردم چون می‌دونم برای تهیه این پست چه زحمتی کشیدی....
من یکم دیر به دیر فید میخونم ولی وقتی می‌خونم با دیدن سایت شما یکم میترسم نمیدونم با وجود پزشک بودن چطوری این مقالات رو ترجمه و منتشر می‌کنید.
با آرزوی موفقیت روز افزون برای شما
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یکم دیر دیدم دکتر ، خیلی گرفتارم<br />
ولی واقعآ از خوندنش لذت بردم چون می‌دونم برای تهیه این پست چه زحمتی کشیدی&#8230;.<br />
من یکم دیر به دیر فید میخونم ولی وقتی می‌خونم با دیدن سایت شما یکم میترسم نمیدونم با وجود پزشک بودن چطوری این مقالات رو ترجمه و منتشر می‌کنید.<br />
با آرزوی موفقیت روز افزون برای شما</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سیّد امین</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2008/01/post_722.html#comment-5893</link>
		<dc:creator>سیّد امین</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2008/01/post_722.html#comment-5893</guid>
		<description>روزی پیرمرد پیری با پسرش توی یک دهکده زندگی می کردن و یک اسب داشتن. روزی اسب اونها از مزرعه فرار می کنه، همه مردم میان خدمت پیر مرد و می گن که ماسفن، اما پیر مرد می گه این اتفاق شاید خوبه، شاید بد خدا می دونه.
فردای اون روز اسبشون با یک گله اسب وحشی به مزرعه بر می گرده، همه مردم میان خدمت پیر مرد و می گن مبارک باشه، پیر مرد هم میگه این اتفاق شاید خوبه، شاید بد؛ خدا می دونه.
فردای اون روز پسرش که در حال تعلیم اسب های وحشی بود توسط اون اسب مجروح میشه و پاش میشکنه، همه مردم هم میان خدمت پیر مرد و ابراز تاسف می کنن، پیر مرد هم میگه این اتفاق شاید خوبه، شاید بد؛ خدا می دونه.
فردای اون روز ارتش به دهکده میاد و تمام پسر های جوون رو برای جنگ با خودش میبره، اما پسر پیرمرد که پاش شکسته بود رو نمی برن، مردم هم دوباره میان و میگن مبارک باشه و عجب شانسی داری، پیرمرد هم مثل همیشه میگه این اتفاق شاید خوبه، شاید بد؛ خدا می دونه.

اینم قضیه این افرادیه که این پزشک اومده درج کرده، این موهبت ها شاید خوبه شاید هم بد
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>روزی پیرمرد پیری با پسرش توی یک دهکده زندگی می کردن و یک اسب داشتن. روزی اسب اونها از مزرعه فرار می کنه، همه مردم میان خدمت پیر مرد و می گن که ماسفن، اما پیر مرد می گه این اتفاق شاید خوبه، شاید بد خدا می دونه.<br />
فردای اون روز اسبشون با یک گله اسب وحشی به مزرعه بر می گرده، همه مردم میان خدمت پیر مرد و می گن مبارک باشه، پیر مرد هم میگه این اتفاق شاید خوبه، شاید بد؛ خدا می دونه.<br />
فردای اون روز پسرش که در حال تعلیم اسب های وحشی بود توسط اون اسب مجروح میشه و پاش میشکنه، همه مردم هم میان خدمت پیر مرد و ابراز تاسف می کنن، پیر مرد هم میگه این اتفاق شاید خوبه، شاید بد؛ خدا می دونه.<br />
فردای اون روز ارتش به دهکده میاد و تمام پسر های جوون رو برای جنگ با خودش میبره، اما پسر پیرمرد که پاش شکسته بود رو نمی برن، مردم هم دوباره میان و میگن مبارک باشه و عجب شانسی داری، پیرمرد هم مثل همیشه میگه این اتفاق شاید خوبه، شاید بد؛ خدا می دونه.</p>
<p>اینم قضیه این افرادیه که این پزشک اومده درج کرده، این موهبت ها شاید خوبه شاید هم بد</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: هادی</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2008/01/post_722.html#comment-5892</link>
		<dc:creator>هادی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2008/01/post_722.html#comment-5892</guid>
		<description>سلام دکترجان! یه ای‌میل به‌ات زدم و ازت اجازه خواستم که با الهام از این پستت، یه چیزی توی همشهری بنویسم. اجازه می‌دی؟ لطفاً‌ به‌ام ای‌میل بزن.
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام دکترجان! یه ای‌میل به‌ات زدم و ازت اجازه خواستم که با الهام از این پستت، یه چیزی توی همشهری بنویسم. اجازه می‌دی؟ لطفاً‌ به‌ام ای‌میل بزن.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: online signal ejector</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2008/01/post_722.html#comment-5891</link>
		<dc:creator>online signal ejector</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2008/01/post_722.html#comment-5891</guid>
		<description>مغز انیشتین هم اینطوریا بوده؟ خاطرات روزانش و تاریخ تولد اعضای خانوادش رو به خاطر نمیاوورده و تو درس تاریخ و جغرافیا بسیار ضعیف بوده ولی به جاش مخ ریاضی و محاسبات و ازین جور چیزا بوده!!!!!!
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مغز انیشتین هم اینطوریا بوده؟ خاطرات روزانش و تاریخ تولد اعضای خانوادش رو به خاطر نمیاوورده و تو درس تاریخ و جغرافیا بسیار ضعیف بوده ولی به جاش مخ ریاضی و محاسبات و ازین جور چیزا بوده!!!!!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: Ali</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2008/01/post_722.html#comment-5890</link>
		<dc:creator>Ali</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2008/01/post_722.html#comment-5890</guid>
		<description>سلام. مثل همیشه مطلب جالبی بود. من همیشه خواننده وبلاگ شما هستم. از لینکهای روزانه تون هم خیلی لذت می برم. من تازه وبلاگم رو ایجاد کردم. میخواستم ببینم اجازه می دید من این قسمت لینکهای روزانه تون را در وبلاگم قرار بدم.
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام. مثل همیشه مطلب جالبی بود. من همیشه خواننده وبلاگ شما هستم. از لینکهای روزانه تون هم خیلی لذت می برم. من تازه وبلاگم رو ایجاد کردم. میخواستم ببینم اجازه می دید من این قسمت لینکهای روزانه تون را در وبلاگم قرار بدم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سینا</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2008/01/post_722.html#comment-5889</link>
		<dc:creator>سینا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2008/01/post_722.html#comment-5889</guid>
		<description>با سلام و تشکر
در چند مورد به اسکن مغز این افراد اشاره کردید. نتایجی از این اسکنها به دست آمده یا نه؟
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام و تشکر<br />
در چند مورد به اسکن مغز این افراد اشاره کردید. نتایجی از این اسکنها به دست آمده یا نه؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: Reza</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2008/01/post_722.html#comment-5888</link>
		<dc:creator>Reza</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2008/01/post_722.html#comment-5888</guid>
		<description>YOUR WORK IS THE BEST WORK
GOOD LUCK DEAR
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>YOUR WORK IS THE BEST WORK<br />
GOOD LUCK DEAR</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: علی</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2008/01/post_722.html#comment-5887</link>
		<dc:creator>علی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2008/01/post_722.html#comment-5887</guid>
		<description>خسته نباشید.
به مطلبتون لینک دادم.
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خسته نباشید.<br />
به مطلبتون لینک دادم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: علی</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2008/01/post_722.html#comment-5886</link>
		<dc:creator>علی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2008/01/post_722.html#comment-5886</guid>
		<description>خسته نباشید.
به مطلبتون لینک دادم.
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خسته نباشید.<br />
به مطلبتون لینک دادم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: یاسمین</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2008/01/post_722.html#comment-5885</link>
		<dc:creator>یاسمین</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2008/01/post_722.html#comment-5885</guid>
		<description>فوق العاده جالب بود
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>فوق العاده جالب بود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

