تکنیک‌های «حاشیه‌نویسی» در کتاب برای افزایش یادگیری و تمرکز

یادگیری واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که شما از یک مصرف‌کننده غیرفعال متن، به یک گفت‌وگوکننده فعال با نویسنده تبدیل شوید. آشنایی با تکنیک‌های حاشیه‌نویسی (Annotation) می‌تواند یکی از ضروری‌ترین مهارت‌ها برای هر دانش‌آموز، دانشجو یا خوره کتاب باشد که به دنبال درک عمیق‌تر مفاهیم است. در این مطلب می‌خواهیم ببینیم چگونه می‌توان با چند ابزار ساده و تغییر در استراتژی مطالعه، نرخ بازیابی اطلاعات را به شدت بالا برد. آیا واقعاً خط کشیدن زیر جملات کافی است یا این کار صرفاً یک توهم یادگیری ایجاد می‌کند؟ چرا می‌گویند حاشیه‌نویسی نوعی تفکر بر روی کاغذ است و چگونه می‌تواند سد محکمی در برابر حواس‌پرتی‌های دیجیتال ایجاد کند؟ در ادامه با بررسی متدهای علمی و تجربی، به دنیای جذاب حاشیه‌نویسی سفر می‌کنیم.

۱. شناسنامه و ماهیت حاشیه‌نویسی

حاشیه‌نویسی به معنای نوشتن یادداشت‌ها، پرسش‌ها یا بازخوردهای شخصی در حواشی یک متن چاپی یا دیجیتال است که با هدف ارتقای درک مطلب انجام می‌شود. این فرآیند شامل استفاده از مداد، خودکار، هایلایتر یا ابزارهای کامنتی در نرم‌افزارهایی مثل ادوبی ریدر (Adobe Reader) است. کاراکتر اصلی در این فرآیند خودِ خواننده است که در نقش یک ویراستار یا منتقد ظاهر می‌شود تا با متن به چالش برخیزد. در واقع شما با این کار، از یک ناظر ساکت به یک شرکت‌کننده فعال در خلق معنا تبدیل می‌شوید. هدف نهایی این است که کتاب از یک شیء فیزیکی به یک ابزار ذهنی تبدیل شود که تمام مسیر فکری شما را در خود ذخیره کرده است.

۲. تاریخچه و ریشه‌های حاشیه‌نویسی

سنت حاشیه‌نویسی ریشه در قرون وسطی دارد، جایی که دانشمندان در حاشیه نسخه‌های خطی، تفاسیر خود را به زبان لاتین می‌نوشتند. این یادداشت‌ها که به آن‌ها «Marginalia» گفته می‌شد، گاهی از خود متن اصلی ارزشمندتر می‌شدند و دست به دست می‌چرخیدند. در واقع بسیاری از کشفیات علمی بزرگ ابتدا به صورت یک یادداشت کوتاه در حاشیه یک کتاب دیگر متولد شده‌اند. برای مثال، قضیه آخر فرما (Fermat’s Last Theorem) در حاشیه کتابی از دیوفانتوس نوشته شد و قرن‌ها ریاضی‌دانان را به چالش کشید. این نشان می‌دهد که حاشیه کتاب همواره فضایی برای جرقه زدن ایده‌های نو و ثبت لحظات «یافتم یافتم» بوده است.

امروزه با نگاهی به کتابخانه‌های شخصی مشاهیری چون آلبرت انیشتین یا ویرجینیا وولف، متوجه می‌شویم که آن‌ها هرگز کتاب را تمیز نگه نمی‌داشتند. برای آن‌ها کتاب یک زمین بازی بود که در آن با افکار نویسنده گلاویز می‌شدند و رد پای ذهنی خود را به جا می‌گذاشتند. این عمل نه تنها یک روش مطالعه، بلکه یک فرم هنری و تاریخی است که پیوند میان نسل‌های مختلف متفکران را برقرار می‌کند. حاشیه‌نویسی در واقع گفت‌وگوی زنده‌ای است که از مرزهای زمان و مکان عبور می‌کند.

۳. روانشناسی تمرکز و درگیری با متن

از منظر علوم اعصاب (Neuroscience)، حاشیه‌نویسی باعث فعال شدن بخش‌های متعددی از مغز می‌شود که در مطالعه معمولی بلااستفاده می‌مانند. وقتی شما نوک مداد را روی کاغذ حرکت می‌دهید، قشر حرکتی مغز درگیر شده و سیگنال‌های قوی‌تری برای تثبیت حافظه به هیپوکامپ فرستاده می‌شود. این درگیری فیزیکی مانع از پدیده «مطالعه زامبی‌وار» می‌شود که در آن چشم‌ها روی کلمات می‌لغزند اما مغز در جای دیگری سیر می‌کند. در واقع حاشیه‌نویسی نوعی لنگر ذهنی است که شما را در لحظه حال و در عمق متن نگه می‌دارد.

۴. متد لایه‌برداری برای درک مفاهیم

تکنیک لایه‌برداری در حاشیه‌نویسی به این معناست که در هر بار بازخوانی، لایه جدیدی از اطلاعات را به حاشیه اضافه کنید. در دور اول فقط کلمات کلیدی را مشخص می‌کنید و در دور دوم، ارتباط این کلمات با تجربیات شخصی یا دروس دیگر را می‌نویسید. این کار باعث می‌شود متن به تدریج در ذهن شما پخته شود و از سطح به عمق نفوذ کند. با این روش، شما به جای حفظ کردن طوطی‌وار، به بازسازی دانش در ساختار شناختی خود می‌پردازید.

بسیاری از گیک‌های یادگیری معتقدند که لایه سوم حاشیه‌نویسی باید شامل انتقاد یا به چالش کشیدن ادعاهای نویسنده باشد. شما نباید هر چیزی را که می‌خوانید به عنوان وحی منزل بپذیرید، بلکه باید با نوشتن جملاتی مثل «چرا؟» یا «مثال نقض: …» ذهن منتقد خود را فعال نگه دارید. این برخورد فعالانه باعث می‌شود که اطلاعات در پوشه‌ای امن و قابل دسترس در حافظه بلندمدت شما بایگانی شوند. این فرآیند دقیقاً همان چیزی است که یادگیری سطحی را به یادگیری عمیق (Deep Learning) تبدیل می‌کند.

۵. سیستم نمادگذاری شخصی سازی شده

داشتن یک زبان رمزی شخصی برای حاشیه‌نویسی، سرعت مطالعه و مرور شما را به شکل خیره‌کننده‌ای افزایش می‌دهد. به جای نوشتن جملات طولانی، می‌توانید از علامت سوال برای ابهام، علامت تعجب برای نکات غافلگیرکننده و ستاره برای مطالب امتحانی یا مهم استفاده کنید. این سیستم کدگذاری (Coding System) باعث می‌شود هنگام مرور کتاب، چشمان شما مثل یک رادار به دنبال نقاط حساس بگردد. نکته مهم این است که این نمادها باید برای شما ثابت بمانند تا ذهنتان به آن‌ها عادت کند.

۶. تکنیک پرسش‌گری در حاشیه صفحات

یکی از قدرتمندترین روش‌های افزایش تمرکز، تبدیل عناوین یا جملات خبری به سوالات چالش‌برانگیز در حاشیه است. وقتی در حاشیه می‌پرسید «چگونه این پدیده بر اقتصاد تاثیر می‌گذارد؟»، مغز شما به طور خودکار به دنبال پاسخ در متن می‌گردد. این کار باعث می‌شود مطالعه از یک حالت منفعل به یک عملیات جست‌وجو و نجات تبدیل شود که در آن شما به دنبال شکار اطلاعات هستید. سوالات حاشیه‌ای، ذهن را تشنه نگه می‌دارند و یادگیری را به یک فرآیند لذت‌بخش تبدیل می‌کنند.

در سطوح پیشرفته‌تر، می‌توانید سوالاتی بپرسید که پاسخ مستقیم آن‌ها در متن نیست و نیاز به استنتاج دارند. این مدل حاشیه‌نویسی به تقویت تفکر انتقادی (Critical Thinking) کمک کرده و شما را آماده می‌کند تا از مطالب کتاب در دنیای واقعی استفاده کنید. هر سوالی که در حاشیه می‌کارید، در واقع بذری است که در زمان بازبینی یا امتحان به میوه دانش تبدیل می‌شود. این روش به خصوص برای دروسی که نیاز به تحلیل دارند، مثل فلسفه یا جامعه‌شناسی، معجزه می‌کند.

۷. خلاصه‌سازی در انتهای هر فصل

نوشتن یک خلاصه دو سه جمله‌ای با کلمات خودتان در فضای سفید انتهای هر فصل، تیر آخر برای تثبیت یادگیری است. این کار شما را مجبور می‌کند تا کل مطالب پراکنده‌ای را که خوانده‌اید، در یک ساختار منسجم ترکیب و سنتز (Synthesis) کنید. اگر نتوانید فصلی را در دو جمله خلاصه کنید، یعنی هنوز آن را به خوبی درک نکرده‌اید و نیاز به بازخوانی دارید. این خلاصه‌های کوچک در زمان مرورهای سریع قبل از آزمون، مثل طلا ارزشمند خواهند بود.

۸. تفاوت حاشیه‌نویسی دیجیتال و فیزیکی

در دنیای مدرن، حاشیه‌نویسی دیجیتال با استفاده از تبلت‌ها و قلم‌های نوری (Stylus) جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده است. ابزارهایی مثل نوشن (Notion) یا تبلت‌های کتاب‌خوان به شما اجازه می‌دهند یادداشت‌های خود را جست‌وجو کنید یا آن‌ها را به لینک‌های خارجی متصل نمایید. با این حال، هنوز هم حس لمس کاغذ و اصطکاک مداد برای بسیاری از افراد، تمرکز بیشتری ایجاد می‌کند. انتخاب بین این دو بستگی به سبک زندگی شما دارد، اما اصل درگیری با متن در هر دو حالت یکسان است.

تحقیقات نشان داده است که نوشتن با دست (Handwriting) نسبت به تایپ کردن، ارتباطات عصبی قوی‌تری برای یادگیری مفاهیم انتزاعی ایجاد می‌کند. با این حال، مزیت دیجیتال در سازماندهی و بک‌آپ گرفتن از ایده‌ها غیرقابل انکار است؛ شما هرگز یادداشت‌های دیجیتال خود را گم نمی‌کنید. گیک‌های واقعی معمولاً از یک سیستم هیبریدی استفاده می‌کنند: حاشیه‌نویسی دستی روی کتاب و سپس انتقال نکات کلیدی به یک پایگاه داده دیجیتال. این کار باعث می‌شود اطلاعات یک بار دیگر در ذهن مرور شده و برای همیشه در دسترس باقی بمانند.

۹. ابزارهای مدرن برای گیک‌های کتاب

اگر می‌خواهید حاشیه‌نویسی را به سطح حرفه‌ای ببرید، باید از ابزارهای مناسب استفاده کنید. مدادهای مکانیکی با نوک‌های ظریف، هایلایترهای پاستلی که چشم را خسته نمی‌کنند و کاغذهای چسب‌دار (Post-it notes) شفاف از ضروریات هستند. کاغذهای شفاف به شما اجازه می‌دهند بدون کثیف کردن صفحه اصلی کتاب، روی آن بنویسید یا نمودار بکشید. این ابزارها جنبه بصری مطالعه را تقویت کرده و باعث می‌شوند نقشه ذهنی دقیق‌تری از کتاب در حافظه تصویری شما شکل بگیرد.

۱۰. اشتباهات رایج و توهم یادگیری

بزرگترین اشتباه در حاشیه‌نویسی، هایلایت کردن بیش از حد متن است که به آن «رنگ‌آمیزی» می‌گویند نه مطالعه. وقتی بیش از نیمی از صفحه رنگی می‌شود، در واقع هیچ چیزی متمایز نشده و مغز تفاوتی بین مطالب مهم و معمولی قائل نمی‌شود. این کار صرفاً یک حس رضایت کاذب ایجاد می‌کند که «من دارم درس می‌خوانم»، در حالی که یادگیری واقعی در حال رخ دادن نیست. حاشیه‌نویسی باید گزینشی، هوشمندانه و همراه با تحلیل باشد تا به درک مطلب کمک کند.

اشتباه دیگر، کپی کردن جملات کتاب در حاشیه بدون تغییر دادن ساختار آن‌ها است. شما باید مطالب را هضم کرده و با کلمات و ادبیات شخصی خودتان بازنویسی کنید تا فرآیند رمزگردانی (Encoding) در مغز تکمیل شود. صرفاً تکرار حرف نویسنده، هیچ ارزش افزوده‌ای برای حافظه شما ندارد و فقط حجم حاشیه را بی دلیل زیاد می‌کند. هدف از یادداشت‌گذاری، ایجاد یک «نسخه شخصی‌سازی شده» از کتاب است که زبانش به زبان ذهن شما نزدیک‌تر باشد. حاشیه‌نویسی ضعیف، فقط باعث شلوغی بصری و کلافگی در زمان مرور مجدد می‌شود.

۱۱. حاشیه‌نویسی به مثابه نقشه ذهنی

شما می‌توانید حاشیه کتاب را به یک نقشه راهنما تبدیل کنید که ارتباط بین پاراگراف‌های مختلف را نشان می‌دهد. با کشیدن فلش‌هایی بین دو بخش دور از هم یا نوشتن ارجاعاتی مثل «ببینید صفحه ۴۵»، شبکه دانش را در ذهن خود منسجم می‌کنید. این کار باعث می‌شود کتاب از یک مسیر خطی به یک ساختار شبکه‌ای تبدیل شود که در آن مفاهیم همدیگر را تقویت می‌کنند. حاشیه‌نویسی با این دیدگاه، نوعی معماری اطلاعات در مقیاس کوچک است که دسترسی به داده‌ها را سریع‌تر می‌کند.

۱۲. تاثیر بر حافظه بلندمدت (Long-term Memory)

تکنیک «تکرار با فاصله» (Spaced Repetition) زمانی بهترین بازدهی را دارد که با حاشیه‌نویسی‌های باکیفیت ترکیب شود. وقتی بعد از یک ماه به سراغ کتابی می‌روید، خواندن حاشیه‌ها سریع‌تر از بازخوانی متن اصلی، مسیرهای عصبی مربوط به آن مطلب را فعال می‌کند. یادداشت‌های شما در واقع «قلاب‌های بازیابی» هستند که کل خاطره مطالعه آن بخش را به سطح آگاهی می‌آورند. بدون این یادداشت‌ها، شما مجبورید هر بار چرخ را از اول اختراع کنید و زمان زیادی را برای درک دوباره مفاهیم هدر دهید.

در واقع حاشیه‌نویسی از فرسایش دانش جلوگیری می‌کند و مانند یک لایه محافظ روی اطلاعات عمل می‌نماید. مطالعات نشان می‌دهد افرادی که حاشیه‌نویسی می‌کنند، تا ۶۰ درصد بیشتر از بقیه در آزمون‌های یادآوری موفق هستند. این تفاوت ناشی از این است که آن‌ها در زمان مطالعه، بار پردازشی بیشتری به مغز تحمیل کرده‌اند که منجر به ساخت پروتئین‌های حافظه پایدارتر شده است. پس حاشیه‌نویسی نه یک کار اضافه، بلکه نوعی سرمایه‌گذاری زمانی برای آینده است. هر کلمه‌ای که در حاشیه می‌نویسید، یک گام بلند به سوی تسلط کامل بر آن موضوع است.

۱۳. ارتباط با متد مورتیمر آدلر

مورتیمر آدلر در کتاب کلاسیک خود «چگونه کتاب بخوانیم»، حاشیه‌نویسی را نشانه احترام به نویسنده و مالکیت واقعی کتاب می‌داند. او معتقد است تا زمانی که با مداد در دست به سراغ کتاب نروید، آن کتاب واقعاً مال شما نشده است. مالکیت فیزیکی با خرید کتاب حاصل می‌شود، اما مالکیت فکری تنها از طریق حاشیه‌نویسی و گفتگو با متن به دست می‌آید. از نظر آدلر، حاشیه‌نویسی تمرینی برای بیدار ماندن ذهن و جلوگیری از تسلیم شدن در برابر جریان کلمات است.

۱۴. بازتاب حاشیه‌نویسی در دنیای آکادمیک

در محیط‌های دانشگاهی، توانایی حاشیه‌نویسی موثر یکی از شاخص‌های اصلی سواد اطلاعاتی (Information Literacy) محسوب می‌شود. دانشجویانی که یادداشت‌های حاشیه‌ای دقیقی بر مقالات علمی می‌گذارند، در نوشتن پایان‌نامه و تحلیل داده‌ها بسیار موفق‌تر عمل می‌کنند. این مهارت به شما کمک می‌کند تا شکاف‌های موجود در تحقیقات را پیدا کرده و ایده‌های جدیدی برای پژوهش مطرح کنید. حاشیه‌نویسی در اینجا دیگر فقط یک ابزار یادگیری نیست، بلکه سنگ بنای تولید علم و تفکر مستقل در جوامع نخبگانی است.

امروزه حتی در سمینارهای پیشرفته، اساتید از دانشجویان می‌خواهند که نسخه‌های حاشیه‌نویسی شده خود را با هم به اشتراک بگذارند. این کار باعث می‌شود دیدگاه‌های مختلف درباره یک متن واحد با هم تلاقی پیدا کرده و درک جمعی ارتقا یابد. در واقع حاشیه‌نویسی از یک عمل فردی به یک ابزار اجتماعی برای یادگیری مشارکتی تبدیل شده است. با اشتراک‌گذاری «حاشیه‌های هوشمندانه»، ما می‌توانیم از دریچه چشم دیگران به متن نگاه کنیم و لایه‌های پنهان آن را کشف نماییم. اینجاست که قدرت واقعی قلم و کاغذ در عصر دیجیتال دوباره اثبات می‌شود.

جمع‌بندی نهایی

حاشیه‌نویسی فراتر از یک عادت ساده در مطالعه، یک استراتژی شناختی برای فتح قله‌های دانش است که تمرکز را به اوج می‌رساند. با تبدیل شدن از یک خواننده منفعل به یک پرسش‌گر فعال که با مداد روی کاغذ ردپای فکری می‌گذارد، شما عملاً ظرفیت پردازش مغز خود را افزایش می‌دهید. این تکنیک‌ها نه تنها یادگیری را عمیق‌تر می‌کنند، بلکه کتاب را به یک یادگار ارزشمند از سفر ذهنی شما تبدیل می‌نمایند. در عصری که توجه به یک کالای نایاب تبدیل شده، حاشیه‌نویسی سنگری است برای محافظت از اندیشه و بازگشت به ریشه‌های اصیل تفکر عمیق. پس در مطالعه بعدی، کتاب خود را با یادداشت‌هایتان زنده کنید و اجازه دهید دانش در دستان شما بازتعریف شود.

سوالات متداول (Smart FAQ)

۱. آیا حاشیه‌نویسی باعث کاهش سرعت مطالعه نمی‌شود؟
درست است که حاشیه‌نویسی در ابتدا زمان بیشتری از شما می‌گیرد اما این یک سرمایه‌گذاری هوشمندانه است. شما با صرف زمان بیشتر در دور اول، نیاز به بازخوانی‌های مکرر و خسته‌کننده در آینده را از بین می‌برید. در واقع سرعت یادگیری شما افزایش می‌یابد حتی اگر سرعت ورق زدن کتاب کمتر شده باشد. هدف نهایی مطالعه درک مطلب است نه صرفاً تمام کردن صفحات کتاب در کمترین زمان ممکن.
۲. اگر کتاب امانتی باشد یا نخواهیم روی آن بنویسیم چه باید کرد؟
در چنین شرایطی بهترین راه حل استفاده از برگه‌های چسب‌دار یا همان پست-ایت (Post-it) در سایزهای مختلف است. همچنین می‌توانید از کاغذهای کاربنی شفاف استفاده کنید که روی صفحه قرار می‌گیرند و اجازه نوشتن بدون آسیب به کتاب را می‌دهند. روش دیگر نوت‌برداری در یک دفترچه جداگانه با ذکر دقیق شماره صفحه و پاراگراف است. البته حاشیه‌نویسی مستقیم همیشه به دلیل نزدیکی بصری به متن اصلی، بیشترین بازدهی ارگانیک را دارد.
۳. بهترین رنگ برای هایلایت کردن و حاشیه‌نویسی چیست؟
رنگ‌های ملایم و پاستلی مانند زرد روشن یا سبز نعنایی بهترین گزینه هستند چون چشم را در طولانی‌مدت خسته نمی‌کنند. استفاده از چندین رنگ مختلف می‌تواند برای دسته‌بندی موضوعات (مثلاً قرمز برای تعاریف و آبی برای مثال‌ها) بسیار مفید باشد. با این حال نباید در تنوع رنگی زیاده‌روی کرد تا تمرکز اصلی از محتوا به فرم منتقل نشود. سادگی در انتخاب رنگ باعث می‌شود ذهن روی معنای کلمات متمرکز بماند تا ظاهر آن‌ها.
۴. آیا حاشیه‌نویسی برای کتاب‌های داستانی و رمان هم کاربرد دارد؟
قطعاً حاشیه‌نویسی در ادبیات داستانی به درک بهتر نمادها، سیر تحول شخصیت‌ها و پیش‌بینی گره‌افکنی‌ها کمک شایانی می‌کند. شما می‌توانید حدس‌های خود را در حاشیه بنویسید و در انتهای داستان میزان دقت خود را بسنجید. این کار لذت خواندن را دوچندان کرده و رمان را از یک سرگرمی ساده به یک تجربه فکری عمیق تبدیل می‌کند. بسیاری از منتقدان بزرگ ادبی، تحلیل‌های خود را از همین یادداشت‌های پراکنده در حاشیه رمان‌ها شروع کرده‌اند.
۵. چگونه حاشیه‌نویسی را به یک عادت همیشگی تبدیل کنیم؟
همیشه یک مداد یا خودکار را در کنار کتاب یا داخل شیار آن قرار دهید تا مانع فیزیکی برای نوشتن وجود نداشته باشد. با قدم‌های کوچک شروع کنید، مثلاً فقط یک علامت در هر صفحه بگذارید یا یک کلمه کلیدی بنویسید. به مرور زمان که لذت بازیابی سریع اطلاعات را تجربه کنید، انگیزه‌تان برای نوشتن یادداشت‌های مفصل‌تر بیشتر خواهد شد. ثبات در انجام این کار کلید اصلی تبدیل آن به بخشی جدایی‌ناپذیر از سبک مطالعه شماست.
۶. آیا ابزارهای هوش مصنوعی می‌توانند جایگزین حاشیه‌نویسی دستی شوند؟
هوش مصنوعی می‌تواند در خلاصه‌سازی یا توضیح مفاهیم پیچیده به شما کمک کند، اما فرآیند یادگیری در ذهن شما رخ می‌دهد. هیچ ابزاری نمی‌تواند جایگزین کلنجار رفتن شخصی مغز با یک ایده یا مفهوم جدید در حاشیه کتاب شود. هوش مصنوعی یک مکمل عالی برای تحقیق است، اما حاشیه‌نویسی دستی همچنان پادشاه تثبیت حافظه و تمرکز است. در واقع استفاده از هوش مصنوعی برای تحلیل یادداشت‌های شخصی شما، مرحله پیشرفته‌ای از یادگیری مدرن است.
۷. برای حاشیه‌نویسی در فایل‌های PDF چه نرم‌افزاری پیشنهاد می‌شود؟
نرم‌افزارهای زیادی مانند PDF Expert، LiquidText و MarginNote وجود دارند که به طور اختصاصی برای این کار طراحی شده‌اند. MarginNote به خصوص برای گیک‌ها جذاب است چون یادداشت‌های حاشیه‌ای شما را به نقشه ذهنی تبدیل می‌کند. انتخاب نرم‌افزار بستگی به این دارد که چقدر می‌خواهید یادداشت‌هایتان با هم در ارتباط باشند و سازماندهی شوند. مهم این است که نرم‌افزار انتخابی، تجربه نوشتن با قلم نوری را به شکلی روان و بدون تاخیر ارائه دهد.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

3 دیدگاه

  1. سلام
    فکر کنم یک اشتباه تایپی داشتید…در قسمت لینک ها

    …گفتگو با علی اصغر بهرامی نویسنده آثار ونه‌گات…
    از قدیم که رسم بوده نویسنده ها خودشان کارهایشان را بنویسند…احتمالا این آقا در کار ترجمه بوده.
    پاسخ : اشتباه تایپی را به بزرگی خودتان ببخشید. ممنون.

  2. 13.02.1945 Dresden wird schwer zerbombt; zwischen 25.000 und 35.000 Menschen verlieren ihr Leben.
    inja neveshte shodeh beyne 25hezar ta 35hezar dar bombarane Dresden koshte shodand dar hale hazer dar Dresden 520-530 hezar nafar zendegi mikonand
    lotfan matlabe khodetun ro tas-hih konid
    agar ke be sabke tazahorate milyuni dar iran mikhahid eghragh konid dorste :)

  3. ونه گات مرد!به همین سادگی…بله رسم روزگار چنین است….!!سلاخ خانه ی شماره 5 را به تازگی خوانده ام
    یکی از بهترین کتابهای عمرم بود خواندنش را به همه توصیه می کنم

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]