اولیس
اسفند ۱۱م, ۱۳۸۵اولیس رمانی است اثر جیمز جویس ، نویسنده مشهور ایرلندی که در سال ۱۹۲۲
منتشر شد ،
این کتاب نخست به صورت پاورقی در مجله آمریکایی The Little Review از سال ۱۹۱۸ تا
۱۹۲۰ به چاپ رسید. در دوم فوریه سال ۱۹۲۲ این رمان به صورت کامل در پاریس و به
وسیله ناشری به نام "سیلویا بیچ" به چاپ رسید. اولیس یکی از آثار بسیار مهم ادبیات
مدرن است.

اولیس شرحی است بر گذر کاراکتر اصلی آن -لئوپولد بلوم- در شهر
دوبلین ، گذری که در یک روز عادی در تاریخ ۱۶ ژوئن ۱۹۰۴ انجام شد. عنوان این رمان
اشارهای است به "اودیسه" هومر ، در واقع "اولیس" عنوان لاتینشده "اودیسه" است.
شباهتها و اشارات تلویحی و همچنین آشکار زیادی بین این دو اثر وجود دارد. برای
مثال میتوان شباهتهایی بین لئوپلد بلوم و دیسه ، مولی بلوم و پنلوپه ، استفان
ددلاس و تلماک پیدا کرد.
امروزه هر ساله ۱۶ ژوئن ، یعنی روزی که رخدادهای رمان اولیس در آن اتفاق افتاده است
، به وسیله طرفداران جویس تحت عنوان "روز بلوم" گرامی داشته میشود:
اولیس رمان بزرگی است ، ۱۵۰ هزار کلمه دارد و تعداد لغاتی که در
آن استفاده شده است به ۳۰ هزار کلمه میرسد ، در چاپهای مختلف بین ۶۴۴ تا ۱۰۰۰
صفحه دارد ، و به ۱۸ فصل یا اپیزود تقسیم میشود. این کتاب منشأ مناقشهها و
موشکافیهای بسیاری واقع شده است ، ارزیابیهای این کتاب بین یک نوشته هرزهنگارانه تا
یک اثر بزرگ ادبی متغیر است. به خاطر تکنیک مدرن "سیلان ذهنی" که در اولیس به کار
رفته و نوع نوشتارش که مملو از ایهام ، طنز و کنایه است و همچنین شخصیتپردازی غنی
آن ، امروزه این کتاب شاهکاری در زمینه نویسندگی مدرن تلقی میشود.
در سال ۱۹۹۹ اولیس در لیست ۱۰۰ رمان برتر
انگلیسی قرن بیستم قرار گرفت.
نسخهٔ دستنویس «اولیس» از جهت سرگشتگیها و تسلسل داستان با «ادیسه» به
رقابت میپرداخت. در فوریهٔ سال ۱۹۱۸، پاوند بخش اول آنرا برای «مارگارت آندرسون»
و «جین هیپ» به نیویورک فرستاد؛ آنها این بخش را در شمارهٔ ماه مارس «لیت ریو یو»
چاپ کردند و به رغم اعلام خطر پاوند که ممکن است با سانسور امریکا درگیر شوند، بخشهای
دیگر آنرا نیز به چاپ رساندند. در سال ۱۹۲۰ برگ احضاریهای برای «کتاب فروشی
واشینگتن اسکوئر» -به دلیل فروش آن مجله- فرستاده شد.
ادارهٔ پست ایالات متحده تا آنجا که توانست، نسخههای آن مجله را -که «اولیس» در
آن چاپ شده بود- توقیف و ضبط کرد. سانسورچیان -به ویژه- از بخش سیزدهم «ناسیکا» به
خشم آمده بودند. این مسئله با حضور سه قاضی در دادگاه «محاکمات ویژه» نیویورک، مورد
رسیدگی قرار گرفت. دادگاه رای بر محکومیت متهمان داد و دو سردبیر «لیتل
ریویو»، هریک به پرداخت پنجاه دلار جریمه محکوم شدند.
این وضع «هوبش» و دیگر ناشران را از چاپ «اولیس» به شکل کتاب منصرف کرد. «سیلو یا
بیچ» -صاحب «کتاب فروشی شکسپیر و شرکا» در پاریس، شمارهٔ ۱۲ خیابان ادئون- راه حلی
برای آن پیدا کرد. او نه سرمایه داشت ونه تجربهای در کار نشر کتاب. اما برای پیش
فروش کتاب به بهای ۱۵۰ فرانک، آگهی داد و از «شاو»، «ییتس»، «پاوند»، «همینگوی»،
«ژید» و… سفارشاتی دریافت کرد و در ماه فوریهٔ ۱۹۲۲، چاپ «اولیس» را در هزار
نسخه آغاز کرد. «هریت ویور» -در ماه اکتبر- با استفاده از گراورهای خانم بیچ، دو هزار
نسخه از کتاب را برای انتشاراتی «اگوئیست» در لندن به چاپ رسانید؛ پانصد نسخه از
این چاپ به نیویورک فرستاده شد که ادارهٔ پست ایالات متحده آنها را توقیف و ضبط کرد.
در سال ۱۹۲۳، هرگونه پخش و توزیع این کتاب در بریتانیای کبیر ممنوع اعلام شد. حکم
توقیق این کتاب در امریکا، در ششم دسامبر۱۹۳۳، در دادگاه بخش ایالات متحده، توسط «جان
مونرو وولسی» ر لغو شد.
«اولیس» چنان ترکیب پرپیچ و خمی از محتواها وشکلهای
گوناگون دارد که جویس میبایستی دریافتن عنوانی برای آن به شدت دچار سردرگمی شده
باشد. جویس عنوان کتاب را با توجه به شباهت رویدادهای یک روز (۱۶ژوئن۱۹۰۴) از
زندگی «لئو پولد بلوم» در شهر دوبلین با سرگشتگیهای «ادیسه»ی هومر، پیدا کرد:
ترک کردن همسرش، پنه لوپ (مولی بلوم) و پسرش، تله ماکوس (استفن دادالوس، پسر تحت
سرپرستی معنوی بلوم)، جریان برخوردش با ترواییها (ضد یهودهای دوبلین)، چشم چرانیاش
در پی الههٔ کالیپسو (چشمهای ناآرام بلوم در پی دختران دوبلین)، وقت گذرانیاش با
لوتوس ایتر (تمایل بلوم به لذتهای جسمی زندگی و عدم تمایلش به کار مداوم)، جدالش
با ائولی (رب النوع باد) و غار بادها (دفتر روزنامهای در دوبلین)، شیفتگیاش نسبت
به ناسیکا (گرتی مک دوول)… و بازگشت به سوی همسرش پس از درگیریهایی دشوار و از
پا درآورنده در مبارزه و عشق. جویس در پیدا کردن شباهتهای دیگری بین حماسهٔ خود و
حماسهٔ هومر، لذت کودکانهای میبرد؛ البته لزومی ندارد این شباهتها را خیلی جدی
بگیریم.
شخصیتهای کتاب «اولیس» ترکیبی پیچیده و به ظاهر تخیلیاند، اما «نشانهها»یی که
به دست میدهند، همانندی بسیاری از آنان را با دوبلینیهای زمان جویس مشخص میکند.
برخی ازایشان -مانند «کوسگریو» و گوگارتی- با اسامی مستعار، چنان مشخص و روشن
توصیف شدهاند که گویی از نام و آوازهٔ جدید خود به شدت به خشم آمدهاند. هنگامی
که کتاب منتشر شد، میان دوبلینیها معمول شد که از یکدیگر بپرسند: «تو هم
توی این کتاب هستی ؟» یا «منهم توی آن هستم؟» دوبلین
چنان قدرتمند در این رمان تشریح شده که از خود جویس نقل شده
که اگر دوبلین روزی ویران شود می توانند بر پایه اولیس
دوباره بنایش کنند.
صفحه اول اولیس ، دست خط جیمز جویس: (کلیک کنید)
![]()
جویس در مورد اولیس گفته است: «آنقدر معما و
چیستان در این [کتاب] جا دادهام که استادان فن را قرنها به خود مشغول خواهد
داشت تا بر سر ِ مقصود و منظور من جروبحث کنند، و این تنها راه رسیدن به جاودانگی
است.»
ترجمه به فارسی : منوچهر بدیعی اولیس را در چهار جلد به
فارسی «ترجمه – تحقیق» کرده است: ترجمه خود اولیس در دو جلد و ۱۱۶۲ صفحه ،
یادداشتها در ۶۳۰ صفحه دو ستونه و بررسیها که آن هم بین ۶۰۰ تا ۷۰۰ صفحه دارد.
دکتر بدیعی از سال ۷۸ مشغول این کار بزرگ شده است ، اما ترجمه تاکنون مجال چاپ پیدا
نکرده است. گفته میشود بدیعی بین ۲۸۰۰ تا ۳۰۰۰ ساعت روی این «تحقیق – ترجمه» کار
کرده است.
فیلمهایی که بر اساس اولیس ساخته شده : فکر میکنم تا به حال
دو فیلم بر اساس رمان اولیس ساحته شده باشد : یکی «اولیس» به کارگردانی«جوزف
استریک» که در سال ۱۹۶۷ ساخته شده است و دیگری «بلوم»
به کارگردانی «شان والش» ، محصول کشور ایرلند که در سال ۲۰۰۴ اکران شده است.

منابع این نوشته و نوشتههایی برای مطالعه بیشتر:
مروری بر فصول هجده گانه کتاب اولیس ( سایت هومولونوس)
مطالبی درباره ترجمه فارسی اولیس
(وبلاگ جمع پریشان)
بیوگرافی جیمز جویس همراه سه داستان کوتاه از مجموعه دوبلینیها
(وبلاگ یک پزشک)
اولیس (سایت کتاب نیوز)
روز بلوم (ویکیپدیا)
اولیس (ویکیپدیا)
جیمز جویس (ویکیپدیا)
فایلهایی برای دانلود و مطالعه:
بیوگرافی و شرحی بر آثار جیمز جویس ( فایل
PDF )
ترجمه فصل هفدهم اولیس (ترجمه منوچهر بدیعی)
متن کامل رمان
اولیس به انگلیسی


















آذر
اسفند ۱۱م, ۱۳۸۵۲:۱۴ ق.ظیک چیزی هم درباره ی این رمان بگم که ویرجینیا وولف مسول نظارت و تایید چیزهایی بوده که در انتشارات هوگارث (شوهرش) چاپ می شده. یکی از دوستان وولف قسمتی از اولیس رو می ده به او برای چاپ اما ویرجینیا اون رو رد می کنه و می گه داستان بی سروته و پر از حشو و زوایده. جالب نیست؟
اکساویچه
اسفند ۱۱م, ۱۳۸۵۳:۴۵ ق.ظبسیار بعیده که ترجمه فارسی بدون قلع و قمع در ایران اجازه چاپ پیدا کنه اما هرچی باشه بنده مشتری خواهم بود چون واقعا نمیشه نسخه انگلیسی رو حتی از رو خوند (فهم که به کنار).
به نظرم جناب بدیعی که جرات کرده سمت ترجمه همچین کتابی بره باید هر سال به عنوان چهره ی ماندگار انتخاب بشه.
و نکته آخر اینکه جایی شنیدم: جویس هنگام نوشتن اولیس بعضا میخندیده. علتش رو پرسیدن و گفته به خواننده ای که باید این کتاب رو بخونه می خندم.
مسعود
اسفند ۱۱م, ۱۳۸۵۶:۵۳ ق.ظسلام آقای دکتر
در مورد اولیس جایی خوندم که به علت داشتن صحنه های جنسی مجوز چاپ فارسی پیدا نکرده ! شما هم شنیدین ؟
خبری از چاپ این ترجمه فارسی دارین ؟
ممنون اگه منم در جریان بذارین.
پیچش
اسفند ۱۲م, ۱۳۸۵۲:۳۵ ق.ظتجربه خواندن اولیس را امیدوارم با خود به گور نبرم
بیچاره بدیعی .سال ۸۳ بود که قرار شد کسی به قیمت ۷۰ هزار تومن ترجمه کامل بدیعی را برایم بیاورد ولی سالها گذشت و نشده است که نشده ومن نمی دونم چرا قید این کپی رایت لعنتی رو تو این مورد خاص نمی زنیم و اولیس رو افست نمی کنیم تا بفرستیم به بازار
کاری جز امید نداریم
مانا
اسفند ۱۲م, ۱۳۸۵۱:۱۷ ب.ظآقای دکتر اگر به ما و سایت ما هم سری بزنید خوشحال میشیم. ما در حوزه ادبیات علمی تخیلی و فانتزی کار می کنیم
شایان
اسفند ۱۲م, ۱۳۸۵۱:۲۲ ب.ظیادش به خیر با یکی از دوستان حوالی سال ۸۱-۸۲ شروع کردیم به خواندن از روی متن انگلیسی. هنوز توی پاراگراف اول هستیم!!!
پاسخ : اصولا خوندن رمان به انگلیسی دشوار است ، خواندن اولیس به زبان اصلی هم کار هر کسی نیست ، تازه جناب بدیعی هم که ترجمهاش کردهاند ، تقریبا برای هر صفحه ، یک صفحه شرح نوشتهاند.
JAM
اسفند ۱۳م, ۱۳۸۵۲:۲۱ ق.ظبه امید روزی که ترجمه اولیسس رو همه بخونیم !
به امید روزی که جنبه خوندن همچنین رمان بزرگی رو پیدا کنیم !!!
به امید روزی که (…) !!!!
به امید روزی که (…) !!!!!!!!!!!
و به امید روزی که من و منوچهر آرزو به دل نباشیم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
Nasser Moeen
اسفند ۲۰م, ۱۳۸۵۱۰:۰۱ ق.ظDoes anybody have any address of the translator?I have some comments on his translation to share with him.
Thanx in advance
Pourya Rad
فروردین ۶م, ۱۳۸۶۲:۰۹ ب.ظمن خواستم ۵ صفحه از تک گوئی درونی خانم بلوم از آخر کتاب رو بخونم اما …