آخرین روز بهمن
اسفند ۱م, ۱۳۸۵اول : قضیه محرومیت استقلال را که شنیدهاید ، ایرانیجماعت و نظم؟!
ایمیل و اینترنت و این حرفها هم که سوسولبازی است و برای کارها اداری شایسته نیست
از این روشها استفاده شود. الان تصادفی ۹۰ را دیدم متوجه شدم.
دوم : باز هم دو در دو چیز شد ، احتمالا به خاطر قرار دادن خلاصه خبر دو
سایت چیز شده دیگر.
سوم : یک مدت است آیتی نوشتنم نمیآید. گرچه سوژه باب طبعم هم کم شده.
داستان زندگی سرگئی برین ، یکی از رؤسای گوگل – قسمت اول plugoo ، ابزار دیگری برای چت و ارتباط وبلاگرها با خوانندگانشان

















پاسخ دل زده
اسفند ۱م, ۱۳۸۵ ، ۱۲:۴۳ ق.ظمن هم اکنون دارم این برنامه رامی بینم.فردوسی پورهم شبیه حرف شما راگفت.جالب ترین بخش هم فرمایش رئیس سازمان فوتبال استقلال (والبته مربی بزرگ تیم ملی)بودکه می گفت کاغذدرداخل کاغذهای ای اف سی گم شده است!.راستی اینترنت چه استفاده ای برای آقایان دارد؟
اگرسپاهان این کاررامی کرد،چه می گفتیم؟
پاسخ سیاوش
اسفند ۱م, ۱۳۸۵ ، ۱:۲۰ ق.ظسلام.آقای مجیدی اگه ممکنه یه کم هم منو راهنمایی کنید تا وبلاگم مثل وبلاگ شما پربار و کامل و یه جورایی دهن پر کن باشه… حالا اگه افتخار دادید راهنمایی هاتون رو به آدرس من میل کنید.من منتظرم… کوچیک شما سیاوش.
پاسخ مهتاب
اسفند ۱م, ۱۳۸۵ ، ۲:۱۷ ق.ظمن استقلالیه طفلی رو بگو چقدر غصه خوردم …
پاسخ داریوش
اسفند ۱م, ۱۳۸۵ ، ۸:۳۹ ق.ظترکوندن با کاره سازمانیشون
پاسخ مهتاب
اسفند ۱م, ۱۳۸۵ ، ۳:۱۹ ب.ظبه قول بیانی تا وقتی همه کاره کل فوتبال ایران امیرخانه همینه که هست :((
پاسخ Pazh
اسفند ۱م, ۱۳۸۵ ، ۷:۰۴ ب.ظفردوسی پور خیلی عصبانی بود. تا به حال اینقدر برافروخته ندیده بودمش!