صلاح کار کجا و من خراب کجا
بهمن ۱۷م, ۱۳۸۵- ابدا در پی قضاوت نیستم ، ولی وقتی این
مطلب را خواندم ، بار دیگر به من ثابت شد که ما کجا و مشارکت سایبری هزاره جدید
کجا. مشارکت ، همکاری و تعامل اجزای اصلی وب ۲ هستند ، فکر میکنید مشکل ما در
نداشتن کانکشن اینترنتی سریع است؟
نه اصلا! ما روح همکاری و تحمل نداریم ، کامنتدانیها را که میخوانی ، پر هستند
از … جان ، آفرین و به به ، ولی هر از چند گاهی متوجه میشوی در پشت همه این
ظاهرسازیها عدم تحمل نهفته است.
وبلاگستان را گرچه من مشتی نمونه خروار جامعه ایران نمیدانم ،
ولی بر این باورم که همان زشتیها و پلیدیهای جامعه را اگر با دقت بنگری ،
میتوانی در آن پیدا کنی.
- …
بیخیالش ، آنفلوآنزا هم گرفتهام و باید چیزهای خوب خوب
بخوانم! در قسمت دوم غر زده بودم و یادی از آن دیالوگ به یاد ماندنی هزاردستان کرده
بودم! : "جماعت خواب!اجتماع خواب زده!جامعه چرتی!"
صلاح کار کجا و من خراب کجا ، ببین تفاوت ره کز کجاست تا
به کجا

















پاسخ سیروس
بهمن ۱۷م, ۱۳۸۵ ، ۱:۳۶ ق.ظعلیرضا جان مساله من هم دقیقا همین برخورد پوپولیستی با موضوعه. من هم مث تو میگم اگه این دارو موثره باید گزارش هر ۴ فاز کارآزمایی تو مجلات معتبر منتشر بشه و از طریق شیوه های مرسومی مث letter to editor نقد بشه. از شنیده ها و نوشته ها اینجور بر میاد که دارو قرار نیست انقلابی در عرصه درمان یا پیشگیری از ایدز به پا کنه اما سواستفاده پوپولیستی از این تیپ مطالعات دست اخر مردم رو به تحقیقات و علم پزشکی بدبین میکنه. به قول خودت ریپورت و مستندات باشه٬ ما که بخیل نیستیم!!! من خودم سر قضیه ترمیم ضایعات نخاعی با استفاده از استم سل٬ سرمو بالا گرفتم و گفتم یه عده دارن زحمت میکشن و نتیجه میگیرن اما راستش تا جایی که من سر در میارم از علوم پزشکی و دارویی استطاعت یه داروی گیاهی در حد درمان ایدز نیست.
پاسخ مهتاب
بهمن ۱۷م, ۱۳۸۵ ، ۱۲:۱۶ ب.ظشما پزشکید واقعن ؟!
پاسخ raha
بهمن ۱۷م, ۱۳۸۵ ، ۲:۴۰ ب.ظsalam
bebakhshid man in google eartho nasb kardam vali error mide…code erroresh 6002 hast…mitonin komakam konin ?
پاسخ زیتون
بهمن ۱۷م, ۱۳۸۵ ، ۳:۵۷ ب.ظدیروز منم از خوندن اون نوشته خیلی احساس تاسف کردم.
امیدوارم هر گونه آنفلوآنزا که داری چه از نوع مرغی اش و چه کربلایی و عراقی اش و چه افغانی اش به زودی خوب بشی.
دایی منم مرتب از مریض هاش سرماخوردگی می گرفت. مواظب خودت باش.
این فید رو از کجا پیدا کنم تو وبلاگت؟ از این پنجره های سرچ نداری که…
پاسخ meisam
بهمن ۱۷م, ۱۳۸۵ ، ۴:۳۶ ب.ظاتفاقا به نظر من بلاگستان خیلی پاکتر از جامعه است.چیزی هست شبیه دانشگاه.ولی جامعه ای که در ان زندگی میکنیم….
پاسخ شرتو
بهمن ۱۷م, ۱۳۸۵ ، ۶:۱۹ ب.ظاخلاق ایرانی, اخلاق ایرانیه. جاش مهم نیست. مجازی یا حقیقی. یه روز چنان با هم خوبیم و عیب هم رو میپوشونیم ولی همین که کوچکترین اختلافی بینمون پیش میاد تشت رسوایی هم رو از پشت بام میندازیم. تا اعتماد و احترام متقابل نباشه کار گروهی معنا نداره.
این آنفولانزا هم بد دردیه! چاره نداره. ما هم گرفتاریم!
پاسخ صادقانه
بهمن ۱۷م, ۱۳۸۵ ، ۸:۳۹ ب.ظپس بگو! ما هم از وبلاگ شما آنفولانزا گرفتیم!
ببخشید که این روزها زیاد مزاحم شما شدیم!
پاسخ alireza
بهمن ۱۷م, ۱۳۸۵ ، ۱۰:۴۹ ب.ظشما هم دچار انفولانزا شدید.فکر نمیکنید این بیماری نسبت به سالهای قبل درصد همه گیری بیشتری دارد.
من که اینطور احساس میکنم شما جطور؟
و دریغ از هرگونه اطلاع رسانی!
پاسخ اخوان
بهمن ۱۸م, ۱۳۸۵ ، ۱:۱۹ ب.ظسلام
این آدرس پرسشنامه منه. سوالات در مورد وبلاگر هاست و ممنون می شم اگه جواب بدید.
http://www.dokhtaran.com/amar/a17/create.asp
پاسخ mojtaba
بهمن ۱۸م, ۱۳۸۵ ، ۵:۳۱ ب.ظwindows vista activiation :from here:
http://baghbanbashi.blogspot.com/2007/02/blog-post.html
100% working
پاسخ محمود خلعتبری
بهمن ۱۸م, ۱۳۸۵ ، ۶:۵۲ ب.ظسلام دکتر عزیز… با یک یادداشت جدید توی خیابان از تو گذشته بود به روزم.«طرز تهیه ی شایعه»:
اول از همه شما به یک لباس مناسب نیاز دارید.من برای اینکه به کسی بر نخورد هیچ لباسی را پیشنهاد نمی کنم(نه اینکه خدای نکرده بگویم لخت و عور پا شوید شایعه درست کنید.) لباس را که رد کنید باید کمی هم سوسول بشوید.اگر مذکرید کمی زیر ابرو و میان ابرو و جاهای دیگرتان را بردارید. اگر هم مونثید شما را به جان عزیزتان دست به خودتان نزنید.همین که هستید خوب است،به خدا من حوصله ی صافی شدن را اصلن ندارم…
خوشحالم میکنی اگر نظرت را بنویسی و کمکم کنی. منتظرم و ممنون.
پاسخ سجاد
بهمن ۱۹م, ۱۳۸۵ ، ۳:۰۲ ق.ظمگه دکتر ها هم مریض می شن ؟!
شوخی کردم؛
دیروز بعد از خواندن اون متن فقط می تونستم تاسف بخورم، تاسف.
پاسخ فانی(دختر گمشده پائیز)
بهمن ۱۹م, ۱۳۸۵ ، ۱:۳۴ ب.ظآهای مردم شهر … آهای مردم شهر!!!
چه خواب شیرینی … طعم خوش فراموشی …
آهای مردم شهر به خوابتان خواهم آمد فریاد خواهم زد… در قعر سکوتتان کابوس وار پریشانتان خواهم کرد …
چه حسی دارد دیدن بیداریتان …
اما … نکند در خواب هم خواب خواب بودن میبینید
پاسخ Masoud
بهمن ۱۹م, ۱۳۸۵ ، ۲:۰۱ ب.ظYou are right!
Online Photo Ediing
This is my new post in:
http://www.khour.ir/digital
Please read and make a comment
پاسخ آونگ خاطره های ما
بهمن ۱۹م, ۱۳۸۵ ، ۸:۳۳ ب.ظسلام
آقا من بچه که بودم همیشه به این فکر میکردم « دکترا که مریض میشن میرن دکتر؟ )
هنوز که هنوزه جوابم رو به جز خنده نگرفتم
شما بگین :))
پاسخ فروغ
بهمن ۱۹م, ۱۳۸۵ ، ۸:۵۳ ب.ظ“جماعت خواب!اجتماع خواب زده!جامعه چرتی!”
صلاح کار کجا و من خراب کجا ، ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا
عالی بود!دقیقا همین است متاسفانه.