<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: پاییز پدرسالار ، مرگ پینوشه</title>
	<atom:link href="http://1pezeshk.com/archives/2006/12/post_388.html/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://1pezeshk.com/archives/2006/12/post_388.html</link>
	<description>نگاه علیرضا و فرانک مجیدی به دنیای آی‌تی، پزشکی و سینما</description>
	<lastBuildDate>Thu, 09 Feb 2012 17:05:34 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.1</generator>
	<item>
		<title>با: مهرزاد پارس</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2006/12/post_388.html#comment-2055</link>
		<dc:creator>مهرزاد پارس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2006/12/post_388.html#comment-2055</guid>
		<description>شرش کم!

فکر کنم این اولین چیزیه که اقوام و آشنایان - پدرها و مادرها - قربانیان پینوشه به ذهنشون می رسه. (البته اگه هنوز غزل خداحافظی رو نخونده باشن)

و بعد چهره ی عزیزشونه که آخرین بار از درب رفت و بر نگشت.

و سوم ناراحتی ها و اشک ها و تنها عکس یادگار اون عزیز رفته و سالها نفرت از مردی که خیلی معمولی مرد!

پینوشه هم مثل همه مرد ولی چیزی که در ذهن ها به جای گذاشت فکر نمی کنم چیز دوست داشتنی و قشنگی باشه.

حتی برای منی که این سر دنیا راحت دارم زندگیمو می کنم و حرم آتیشش منو نسوزوند ولی منم ازش متنفرم.

شرش کم!
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>شرش کم!</p>
<p>فکر کنم این اولین چیزیه که اقوام و آشنایان &#8211; پدرها و مادرها &#8211; قربانیان پینوشه به ذهنشون می رسه. (البته اگه هنوز غزل خداحافظی رو نخونده باشن)</p>
<p>و بعد چهره ی عزیزشونه که آخرین بار از درب رفت و بر نگشت.</p>
<p>و سوم ناراحتی ها و اشک ها و تنها عکس یادگار اون عزیز رفته و سالها نفرت از مردی که خیلی معمولی مرد!</p>
<p>پینوشه هم مثل همه مرد ولی چیزی که در ذهن ها به جای گذاشت فکر نمی کنم چیز دوست داشتنی و قشنگی باشه.</p>
<p>حتی برای منی که این سر دنیا راحت دارم زندگیمو می کنم و حرم آتیشش منو نسوزوند ولی منم ازش متنفرم.</p>
<p>شرش کم!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: دل زده</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2006/12/post_388.html#comment-2054</link>
		<dc:creator>دل زده</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2006/12/post_388.html#comment-2054</guid>
		<description>به هرحال اونیزبرای خودش تاریخچه ای بودوتاریخچه ای داشت وتاریخچه ای ساخت.مسئله بسیارجالب برای امثال من زندگی تقریبا راحت اودرسرزمینی بودکه به توسط دشمنانش اداره می شد.
بیادبیاوریم که آلنده چه موقعیتی داشت ودراوایل پیروزی انقلاب ما ساندینیست ها روی کارآمدندوبقیه قضایا.اگرصاحب بصیرت می بودیم قطعا مرگ اونیزچون زندگیش عبرتی بود!
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به هرحال اونیزبرای خودش تاریخچه ای بودوتاریخچه ای داشت وتاریخچه ای ساخت.مسئله بسیارجالب برای امثال من زندگی تقریبا راحت اودرسرزمینی بودکه به توسط دشمنانش اداره می شد.<br />
بیادبیاوریم که آلنده چه موقعیتی داشت ودراوایل پیروزی انقلاب ما ساندینیست ها روی کارآمدندوبقیه قضایا.اگرصاحب بصیرت می بودیم قطعا مرگ اونیزچون زندگیش عبرتی بود!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

