<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: مطالب پراکنده</title>
	<atom:link href="http://1pezeshk.com/archives/2006/12/post_102-2.html/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://1pezeshk.com/archives/2006/12/post_102-2.html</link>
	<description>نگاه علیرضا و فرانک مجیدی به دنیای آی‌تی، پزشکی و سینما</description>
	<lastBuildDate>Thu, 09 Feb 2012 23:21:32 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.1</generator>
	<item>
		<title>با: روزبه</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2006/12/post_102-2.html#comment-10812</link>
		<dc:creator>روزبه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2006/12/post_102-2.html#comment-10812</guid>
		<description>در مورد قسمت اول کاملا موافقم. در مورد قسمت سوم باید بگویم که نه به استناد این شعر بلکه با نگاهی به ادبیات زاقارت بعد از دهه 50 ایران موافقم.
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>در مورد قسمت اول کاملا موافقم. در مورد قسمت سوم باید بگویم که نه به استناد این شعر بلکه با نگاهی به ادبیات زاقارت بعد از دهه ۵۰ ایران موافقم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: mahsa</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2006/12/post_102-2.html#comment-10811</link>
		<dc:creator>mahsa</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2006/12/post_102-2.html#comment-10811</guid>
		<description>rasti goftam in khabar o ham bedastetoon beresonam ke stanislaw lem  kasi ke novel filme solaris ro neveshte died from heart attack
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>rasti goftam in khabar o ham bedastetoon beresonam ke stanislaw lem  kasi ke novel filme solaris ro neveshte died from heart attack</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: اسماعیل</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2006/12/post_102-2.html#comment-10810</link>
		<dc:creator>اسماعیل</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2006/12/post_102-2.html#comment-10810</guid>
		<description>دکی جون بالاخره موفق شدی یه چیزی بنویسی که ملت پاش نظر بدن
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دکی جون بالاخره موفق شدی یه چیزی بنویسی که ملت پاش نظر بدن</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: Aries Pisces</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2006/12/post_102-2.html#comment-10809</link>
		<dc:creator>Aries Pisces</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2006/12/post_102-2.html#comment-10809</guid>
		<description>این ترانه ای که گفتید شاید تحت تاثیر آگهی تبلیغاتی ماهواره، &quot;TEFAL&quot;باشه که خانومه حین آشپزی با ماهیتابه تفال اشکهای گلوله گلوله ناشی از پیازش میافته تو  ماهیتابه و دود میکنه...:))
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این ترانه ای که گفتید شاید تحت تاثیر آگهی تبلیغاتی ماهواره، &#8220;TEFAL&#8221;باشه که خانومه حین آشپزی با ماهیتابه تفال اشکهای گلوله گلوله ناشی از پیازش میافته تو  ماهیتابه و دود میکنه&#8230;:))</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد طالقانی</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2006/12/post_102-2.html#comment-10808</link>
		<dc:creator>محمد طالقانی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2006/12/post_102-2.html#comment-10808</guid>
		<description>درست مثل شما که فکر می کنی اگه چند نفر از حرفات حمایت می کنند یعنی دیگه آخرشی و همه حرفات درسته.
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درست مثل شما که فکر می کنی اگه چند نفر از حرفات حمایت می کنند یعنی دیگه آخرشی و همه حرفات درسته.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: Mehdi HE</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2006/12/post_102-2.html#comment-10807</link>
		<dc:creator>Mehdi HE</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2006/12/post_102-2.html#comment-10807</guid>
		<description>سلام.
مهدی اچ ای به دومین جدید رفت. اگه دوست داشتین لینک رُ درست کنین:
صفحه اصلی: mehdi-he.ws
روزنوشت‌ها: blog.mehdi-he.ws
موزیک.بلاگ: s.mehdi-he.ws

ممنون.
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.<br />
مهدی اچ ای به دومین جدید رفت. اگه دوست داشتین لینک رُ درست کنین:<br />
صفحه اصلی: mehdi-he.ws<br />
روزنوشت‌ها: blog.mehdi-he.ws<br />
موزیک.بلاگ: s.mehdi-he.ws</p>
<p>ممنون.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: نرجس</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2006/12/post_102-2.html#comment-10806</link>
		<dc:creator>نرجس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2006/12/post_102-2.html#comment-10806</guid>
		<description>این قسمت سوم شما من را متعجب کرد... آقا درک این آوازها و ترانه ها یک فهم و شعور بالای هزاره ی سوم می خواد...!!!؟
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این قسمت سوم شما من را متعجب کرد&#8230; آقا درک این آوازها و ترانه ها یک فهم و شعور بالای هزاره ی سوم می خواد&#8230;!!!؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: Mohsen</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2006/12/post_102-2.html#comment-10805</link>
		<dc:creator>Mohsen</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2006/12/post_102-2.html#comment-10805</guid>
		<description>اینکه این ترانه احساسی رو در شما بر انگیخته نکرده دلیل نمیشه که برای ترانه سرایی ِ ایران وامصیبتا سر بدید . نظر من کاملا بر عکس شماست . من این ترانه شهیار قنبری رو خیلی نو و تازه و درعین حال دلنشین می دونم . نوآوری داره . البته شاید باید توی حال و هوای خاصی باشید که درکش کنید (; خیلی هم خوب اجرا شده . انگار عادت کردیم به تکرار مکررات توی ترانه ها ولی شهیار می دونه چیکار می کنه .
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اینکه این ترانه احساسی رو در شما بر انگیخته نکرده دلیل نمیشه که برای ترانه سرایی ِ ایران وامصیبتا سر بدید . نظر من کاملا بر عکس شماست . من این ترانه شهیار قنبری رو خیلی نو و تازه و درعین حال دلنشین می دونم . نوآوری داره . البته شاید باید توی حال و هوای خاصی باشید که درکش کنید (; خیلی هم خوب اجرا شده . انگار عادت کردیم به تکرار مکررات توی ترانه ها ولی شهیار می دونه چیکار می کنه .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: parsi</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2006/12/post_102-2.html#comment-10804</link>
		<dc:creator>parsi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2006/12/post_102-2.html#comment-10804</guid>
		<description>kamelan movafegham!
va jaale ostoore va daneshmandane ma dar doha vaghan gheyre ghabele tahamol bood !
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>kamelan movafegham!<br />
va jaale ostoore va daneshmandane ma dar doha vaghan gheyre ghabele tahamol bood !</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مژگانبانو</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2006/12/post_102-2.html#comment-10803</link>
		<dc:creator>مژگانبانو</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2006/12/post_102-2.html#comment-10803</guid>
		<description>سلام بر آقای دکتر. احوال شما؟ درباب این توهم... ما سالهاست اسیر توهمیم! دقیقا و با تاکید دوباره دقیقا گرفتار همین نوعش هم! یعنی به گمانمان که مثلا شعر مهم ترین دغدغه جامعه بشری باید باشد اما تا پایمان می رسد خانه و والده مکرمه می فرمایند که نرویم توی اتاق و یاس منگولا بسراییم در آن مدت محدودی که هستیم خدمتشان یادمان می آید که ای دل غافل ... یا مثلا وقتی درباره عشق و صفا و صمیمیت قلم فرسایی می کنیم ساعتها و بعد یک جایی ضد حال می خوریم ناجور تازه خاطر مبارکمان می آید که دنیا همین وبلاگستان ما نیست... راستش دغدغه بزرگتر من منظومه های کوچک وبلاگستانی است که هر یک از ما دور و بر خویش تشکیل داده ایم و از وجود منظومه های دیگر بی خبریم یا خود را به بی خبری می زنیم و همگی در این کهکشان شناوریم بی که بخواهیم بدانیم کمی آنسوتر چه می گذرد... جالبست هر کدام ما لینک های محدود خود را داریم و دوستان معدود خود را... شاعران... خبرنگاران... پزشکان...می شود نقشه این شهر مجازی را رسم کرد در ذهن... یک شهردار خوب می خواهد که خیابان کشی کند  ... دست شما درست
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام بر آقای دکتر. احوال شما؟ درباب این توهم&#8230; ما سالهاست اسیر توهمیم! دقیقا و با تاکید دوباره دقیقا گرفتار همین نوعش هم! یعنی به گمانمان که مثلا شعر مهم ترین دغدغه جامعه بشری باید باشد اما تا پایمان می رسد خانه و والده مکرمه می فرمایند که نرویم توی اتاق و یاس منگولا بسراییم در آن مدت محدودی که هستیم خدمتشان یادمان می آید که ای دل غافل &#8230; یا مثلا وقتی درباره عشق و صفا و صمیمیت قلم فرسایی می کنیم ساعتها و بعد یک جایی ضد حال می خوریم ناجور تازه خاطر مبارکمان می آید که دنیا همین وبلاگستان ما نیست&#8230; راستش دغدغه بزرگتر من منظومه های کوچک وبلاگستانی است که هر یک از ما دور و بر خویش تشکیل داده ایم و از وجود منظومه های دیگر بی خبریم یا خود را به بی خبری می زنیم و همگی در این کهکشان شناوریم بی که بخواهیم بدانیم کمی آنسوتر چه می گذرد&#8230; جالبست هر کدام ما لینک های محدود خود را داریم و دوستان معدود خود را&#8230; شاعران&#8230; خبرنگاران&#8230; پزشکان&#8230;می شود نقشه این شهر مجازی را رسم کرد در ذهن&#8230; یک شهردار خوب می خواهد که خیابان کشی کند  &#8230; دست شما درست</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

